این کاربرد به خودِ لنگهٔ در اشاره دارد؛ نه به درگاه یا فضای عبور.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
panneau mobile qui ferme un passage ou une entrée
این کاربرد به خودِ لنگهٔ در اشاره دارد؛ نه به درگاه یا فضای عبور.
ouverture qui permet de passer d'un espace à un autre
در این بافت خودِ دهانه و محل عبور منظور است؛ door و puerta و porte و kapı میتوانند به دهانه هم اشاره کنند.
porte principale par laquelle on entre dans un bâtiment
این بافت معمولاً با front door / puerta principal / درِ ورودی / porte d'entrée / Haustür / giriş kapısı دقیقتر بیان میشود.
porte séparant les pièces ou les espaces intérieurs
door به مرز بین اتاقها اشاره دارد؛ room خودِ فضای اتاق است.
porte dont l'accès est protégé par une serrure ou une clé
قفلشدن یک وضعیتِ در است؛ فعل «قفل کردن» در همهٔ زبانها جدا صرف میشود.
porte coulissante qui glisse latéralement
این یک نوع سازوکار در است، نه فعل حرکتدادن در؛ معادلهای sliding / corredera / coulissante / Schiebe- / sürgülü دقیقترند.
porte d'un véhicule, souvent appelée portière pour une voiture
battant mobile d'un placard, d'une armoire ou d'un meuble
در میتواند لنگهٔ یک وسیله باشد؛ درِ کابینت، درِ اجاق یا کمد را با درِ ورودی ساختمان یکی نگیرید.
porte utilisée pour sortir d'un bâtiment, notamment en cas d'urgence
درِ خروج یک راه دسترسی واقعی است؛ درِ خروج اضطراری را نباید با «راهحل خروج از مشکل» استعاری اشتباه کرد.
porte à laquelle un visiteur frappe pour se faire ouvrir
این واحد یک موقعیت مکالمهای رایج است، نه معنی لغتنامهای مستقل؛ knock at / llamar a / frapper à / klopfen an / kapıyı çalmak.
accès figuré à de nouvelles occasions ou possibilités
این استعاره در همهٔ شش زبان طبیعی است، اما لزوماً در همهٔ زبانها معنی مستقلِ اسم «در» نیست؛ ترجمهٔ درستی از ترکیب «در را باز کردن» است.
porte fermée au sens figuré, signe de refus ou d'impossibilité
این کاربرد مجازی را با locked door فیزیکی اشتباه نگیرید؛ درهای بسته یعنی نداشتن راه پذیرش یا مذاکره.
prospection ou livraison réalisée en passant de porte en porte
در این ساخت به معنی مراجعهٔ مکرر از یک منزل به منزل دیگر است؛ «در به در» فارسی معمولاً سرگردانی است و معادل مستقیم ثبت نمیشود.
ancienne porte ménagée dans les remparts pour entrer dans une ville
passage délimité par des piquets que doit franchir un skieur en slalom
این واژه در اصطلاح اسکی با درِ ساختمان یکی نیست؛ EN gate و DE Tor در این معنی استفاده میشود.
composant électronique réalisant une opération logique à partir de signaux d'entrée
élément mobile qui ferme l'une des extrémités du sas d'une écluse
در French porte d'écluse یکی از درهای دریچهدارِ حوضچهٔ کشتیرانی منظور است؛ EN lock gate، ES compuerta de esclusa، DE Schleusentor، TR savak/kanal kapağı.
petite pièce métallique retenant les cartouches à l'arrière du barillet d'un revolver
enlever la poussière de la surface d'une porte
دستمال برای تمیزکردن سطح لنگهٔ در استفاده میشود؛ این کاربرد به خود در اشاره دارد، نه دهانهٔ ورودی.
tourner une clé dans la serrure d'une porte
کلید و قفل از اجزای بازوبستهکردن در هستند؛ در این موقعیت خودِ «در» با «قفل» هممعنا نیست.
huiler la charnière d'une porte
لولا بخش اتصال در به چهارچوب است؛ این موقعیت همان شیء فیزیکی را در کار تعمیر نشان میدهد.
fixer une plaque nominative sur une porte
پلاک نام برای شناسایی محل نصب میشود؛ وجود پلاک معنای واژهٔ در را به نام افراد تغییر نمیدهد.
sonner à la porte
زنگ کنار در وسیلهٔ اعلام حضور است؛ در و زنگ دو شیء متفاوتاند، هرچند در یک موقعیت میآیند.
fermer une porte doucement sans la claquer
در این کاربرد عمل بستهشدن فیزیکی در مهم است، نه استعارهٔ «بستهشدن فرصت».
tenir une porte ouverte pour une autre personne
بازنگهداشتن در به عبور شخص دیگری کمک میکند؛ کاربرد لفظی با استعارهٔ «درِ فرصت» جداست.
laisser des chaussures mouillées près d'une porte
پادری و کفشِ خیس در کنار در قرار میگیرند؛ نباید خودِ پادری را با در یکی دانست.
réparer la poignée desserrée d'une porte
دستگیره یکی از اجزای در است؛ تعمیر آن به کاربرد فیزیکی واژه مربوط میشود.
vérifier qu'une porte est fermée avant de dormir
بررسی بستهبودن در یک عمل عادیِ روزمره است؛ این مثال دستور ایمنی یا ادعای قانونی دربارهٔ قفلکردن نیست.
un chat qui attend près d'une porte
این موقعیت نشاندهندهٔ مکان ایستادن حیوان نزدیک در است؛ جانور معنای متفاوتی به واژهٔ در نمیدهد.
une porte large qui facilite le passage
عرض دهانه و لنگهٔ در بر امکان عبور اثر میگذارد؛ «دسترسپذیری» در اینجا ویژگی محیط است و نباید حکم استاندارد فنی خاصی تلقی شود.
repeindre une porte d'une autre couleur
درِ تازهرنگشده همچنان همان شیء فیزیکی است؛ رنگ توصیف آن است، نه معنای دیگر واژه.
la lumière qui traverse la vitre d'une porte
بعضی درها بخش شیشهای دارند؛ وجود شیشه ویژگی احتمالی ساختمان است و به همهٔ درها تعمیم داده نمیشود.
Quelqu'un frappe à la porte depuis une minute.
یک دقیقه است کسی دارد در میزند.
Le gérant l'a mis à la porte.
مدیر او را بیرون کرد.
Les bénévoles sont allés de porte en porte.
داوطلبان خانهبهخانه رفتند.
Le comité a parlé à portes fermées.
کمیته پشت درهای بسته گفتوگو کرد.
Cette formation peut lui ouvrir des portes.
این آموزش میتواند فرصتهایی برایش ایجاد کند.
J'ai enlevé la poussière de la porte avec un chiffon humide.
با دستمال نمدار گردوغبارِ در را پاک کردم.
J'ai tourné doucement la clé dans la serrure de la porte.
کلید را آرام در قفل در چرخاندم.
Nous avons mis un peu d'huile sur la charnière de la porte.
لولای در را با مقدار کمی روغن روان کردیم.
Nous avons fixé une petite plaque avec notre nom sur la porte.
پلاک کوچکی با نام خانوادگی روی در نصب کردیم.
Notre invitée a sonné à la porte.
مهمان زنگ کنار در را فشار داد.
J'ai fermé doucement la porte pour ne réveiller personne.
در را آرام بستم تا کسی از خواب بیدار نشود.
J'ai tenu la porte ouverte pour mon voisin.
در را باز نگه داشتم تا همسایه عبور کند.
Après la pluie, j'ai laissé mes chaussures près de la porte.
بعد از باران کفشهایم را کنار در گذاشتم.
La poignée de la porte était desserrée, alors nous l'avons resserrée.
دستگیرهٔ در شل شده بود و آن را محکم کردیم.
Nous avons vérifié une fois la serrure de la porte avant de nous coucher.
پیش از خواب یک بار قفل در را بررسی کردیم.
Le chat s'est assis près de la porte et a attendu.
گربه کنار در نشست و منتظر ماند.
La porte de cette chambre est large et facilite le passage.
درِ این اتاق پهن است و عبور را آسانتر میکند.
Nous avons peint la porte en vert doux.
در را با رنگ سبز ملایمی رنگ کردیم.
La lumière du matin est entrée dans le couloir par la vitre de la porte.
نور صبح از قسمت شیشهای در وارد راهرو شد.
porte اسم مؤنث فرانسویِ «در» است: une porte / des portes. به لنگه و دهانه، ورودی خانه و شهر قدیمی، درِ کمد و دریچهٔ آببند گفته میشود. در خودرو portière رایجتر است. در اسکی porte دروازهٔ اسلالوم است و در الکترونیک porte logique گیت منطقی؛ Larousse حتی قطعهای از هفتتیر را ثبت کرده است. Ouvrir des portes استعارهٔ فرصت است و à portes fermées یعنی جلسهٔ غیرعلنی.
panneau mobile qui ferme un passage ou une entrée
این کاربرد به خودِ لنگهٔ در اشاره دارد؛ نه به درگاه یا فضای عبور.
ouverture qui permet de passer d'un espace à un autre
در این بافت خودِ دهانه و محل عبور منظور است؛ door و puerta و porte و kapı میتوانند به دهانه هم اشاره کنند.
porte principale par laquelle on entre dans un bâtiment
این بافت معمولاً با front door / puerta principal / درِ ورودی / porte d'entrée / Haustür / giriş kapısı دقیقتر بیان میشود.
porte séparant les pièces ou les espaces intérieurs
door به مرز بین اتاقها اشاره دارد؛ room خودِ فضای اتاق است.
porte dont l'accès est protégé par une serrure ou une clé
قفلشدن یک وضعیتِ در است؛ فعل «قفل کردن» در همهٔ زبانها جدا صرف میشود.
porte coulissante qui glisse latéralement
این یک نوع سازوکار در است، نه فعل حرکتدادن در؛ معادلهای sliding / corredera / coulissante / Schiebe- / sürgülü دقیقترند.
porte d'un véhicule, souvent appelée portière pour une voiture
battant mobile d'un placard, d'une armoire ou d'un meuble
در میتواند لنگهٔ یک وسیله باشد؛ درِ کابینت، درِ اجاق یا کمد را با درِ ورودی ساختمان یکی نگیرید.
porte utilisée pour sortir d'un bâtiment, notamment en cas d'urgence
درِ خروج یک راه دسترسی واقعی است؛ درِ خروج اضطراری را نباید با «راهحل خروج از مشکل» استعاری اشتباه کرد.
porte à laquelle un visiteur frappe pour se faire ouvrir
این واحد یک موقعیت مکالمهای رایج است، نه معنی لغتنامهای مستقل؛ knock at / llamar a / frapper à / klopfen an / kapıyı çalmak.
accès figuré à de nouvelles occasions ou possibilités
این استعاره در همهٔ شش زبان طبیعی است، اما لزوماً در همهٔ زبانها معنی مستقلِ اسم «در» نیست؛ ترجمهٔ درستی از ترکیب «در را باز کردن» است.
porte fermée au sens figuré, signe de refus ou d'impossibilité
این کاربرد مجازی را با locked door فیزیکی اشتباه نگیرید؛ درهای بسته یعنی نداشتن راه پذیرش یا مذاکره.
prospection ou livraison réalisée en passant de porte en porte
در این ساخت به معنی مراجعهٔ مکرر از یک منزل به منزل دیگر است؛ «در به در» فارسی معمولاً سرگردانی است و معادل مستقیم ثبت نمیشود.
ancienne porte ménagée dans les remparts pour entrer dans une ville
passage délimité par des piquets que doit franchir un skieur en slalom
این واژه در اصطلاح اسکی با درِ ساختمان یکی نیست؛ EN gate و DE Tor در این معنی استفاده میشود.
composant électronique réalisant une opération logique à partir de signaux d'entrée
élément mobile qui ferme l'une des extrémités du sas d'une écluse
در French porte d'écluse یکی از درهای دریچهدارِ حوضچهٔ کشتیرانی منظور است؛ EN lock gate، ES compuerta de esclusa، DE Schleusentor، TR savak/kanal kapağı.
petite pièce métallique retenant les cartouches à l'arrière du barillet d'un revolver
enlever la poussière de la surface d'une porte
دستمال برای تمیزکردن سطح لنگهٔ در استفاده میشود؛ این کاربرد به خود در اشاره دارد، نه دهانهٔ ورودی.
tourner une clé dans la serrure d'une porte
کلید و قفل از اجزای بازوبستهکردن در هستند؛ در این موقعیت خودِ «در» با «قفل» هممعنا نیست.
huiler la charnière d'une porte
لولا بخش اتصال در به چهارچوب است؛ این موقعیت همان شیء فیزیکی را در کار تعمیر نشان میدهد.
fixer une plaque nominative sur une porte
پلاک نام برای شناسایی محل نصب میشود؛ وجود پلاک معنای واژهٔ در را به نام افراد تغییر نمیدهد.
sonner à la porte
زنگ کنار در وسیلهٔ اعلام حضور است؛ در و زنگ دو شیء متفاوتاند، هرچند در یک موقعیت میآیند.
fermer une porte doucement sans la claquer
در این کاربرد عمل بستهشدن فیزیکی در مهم است، نه استعارهٔ «بستهشدن فرصت».
tenir une porte ouverte pour une autre personne
بازنگهداشتن در به عبور شخص دیگری کمک میکند؛ کاربرد لفظی با استعارهٔ «درِ فرصت» جداست.
laisser des chaussures mouillées près d'une porte
پادری و کفشِ خیس در کنار در قرار میگیرند؛ نباید خودِ پادری را با در یکی دانست.
réparer la poignée desserrée d'une porte
دستگیره یکی از اجزای در است؛ تعمیر آن به کاربرد فیزیکی واژه مربوط میشود.
vérifier qu'une porte est fermée avant de dormir
بررسی بستهبودن در یک عمل عادیِ روزمره است؛ این مثال دستور ایمنی یا ادعای قانونی دربارهٔ قفلکردن نیست.
un chat qui attend près d'une porte
این موقعیت نشاندهندهٔ مکان ایستادن حیوان نزدیک در است؛ جانور معنای متفاوتی به واژهٔ در نمیدهد.
une porte large qui facilite le passage
عرض دهانه و لنگهٔ در بر امکان عبور اثر میگذارد؛ «دسترسپذیری» در اینجا ویژگی محیط است و نباید حکم استاندارد فنی خاصی تلقی شود.
repeindre une porte d'une autre couleur
درِ تازهرنگشده همچنان همان شیء فیزیکی است؛ رنگ توصیف آن است، نه معنای دیگر واژه.
درِ چوبی به یک لایه رنگ تازه نیاز دارد.
در؛ لنگه یا صفحهٔ بازوبستهشوندهدری سنگین پذیرایی را از باغ جدا میکرد.
در؛ لنگه یا صفحهٔ بازوبستهشوندهدرِ قدیمی وقتی هلش دادم جیرجیر کرد.
در؛ لنگه یا صفحهٔ بازوبستهشوندهمبل از در رد نمیشود.
درگاه؛ محل عبور از بازشوی دراو در چارچوب در ایستاد.
درگاه؛ محل عبور از بازشوی درکارتنها را از جلوی در بردار.
درگاه؛ محل عبور از بازشوی دردرِ ورودی به خیابان باز میشود.
درِ ورودی خانه یا ساختمانبسته را جلوی درِ ورودی بگذار.
درِ ورودی خانه یا ساختمانچراغی درِ اصلی را روشن میکند.
درِ ورودی خانه یا ساختمانپیش از خواب درِ اتاق خواب را ببند.
درِ اتاق یا راهرو؛ درِ داخلیدرِ آشپزخانه به راهرو باز میشود.
درِ اتاق یا راهرو؛ درِ داخلیدرِ حمام را آبی رنگ کردند.
درِ اتاق یا راهرو؛ درِ داخلیهنگام رسیدن ما در قفل بود.
درِ قفلشده یا درِ ایمنیقبل از رفتن قفل در را بررسی کن.
درِ قفلشده یا درِ ایمنیدرِ محکمتری در طبقهٔ همکف نصب کردند.
درِ قفلشده یا درِ ایمنیدرِ کشویی به بالکن راه دارد.
درِ کشویی؛ دری که به پهلو حرکت میکنددرِ کشویی را به چپ بکش.
درِ کشویی؛ دری که به پهلو حرکت میکنددرِ شیشهای کشویی جای کمی میگیرد.
درِ کشویی؛ دری که به پهلو حرکت میکنددرِ ماشین را آرام ببند.
درِ خودرو یا وسیلهٔ نقلیهدرِ عقب خودرو دیگر باز نمیشد.
درِ خودرو یا وسیلهٔ نقلیهبررسی کرد که درهای مینیبوس بسته باشند.
درِ خودرو یا وسیلهٔ نقلیهدرِ کمد درست بسته نمیشود.
درِ کمد، کابینت یا وسیلهدرِ کمد را باز کرد و پالتویش را برداشت.
درِ کمد، کابینت یا وسیلهلولای شل باعث کجشدن درِ کمد شده است.
درِ کمد، کابینت یا وسیلهدرِ خروج اضطراری را مسدود نکنید.
درِ خروج یا خروج اضطراریتابلو را تا نزدیکترین درِ خروج دنبال کنید.
درِ خروج یا خروج اضطراریدرِ خروج به سمت خیابان باز میشود.
درِ خروج یا خروج اضطرارییک نفر دارد در میزند.
در؛ محل کوبیدن و پاسخدادن به مراجعهکنندهمیشود لطفاً بروی در را باز کنی؟
در؛ محل کوبیدن و پاسخدادن به مراجعهکنندهسه ضربهٔ آرام به در شنیدم.
در؛ محل کوبیدن و پاسخدادن به مراجعهکنندهیادگیری زبان میتواند فرصتهای زیادی ایجاد کند.
درِ فرصت؛ راه یا امکان تازهآن دورهٔ کارآموزی راه حرفهای تازه را برایش باز کرد.
درِ فرصت؛ راه یا امکان تازهاولین نمایشگاهش فرصتهای تازهای برایش ایجاد کرد.
درِ فرصت؛ راه یا امکان تازهشرکت راه هرگونه مذاکره را بست.
درِ بسته؛ ردشدن یا نپذیرفتن درخواستهمهجا با درِ بسته و پاسخ منفی روبهرو شدیم.
درِ بسته؛ ردشدن یا نپذیرفتن درخواستراه یک راهحل مسالمتآمیز را نبند.
درِ بسته؛ ردشدن یا نپذیرفتن درخواستداوطلبان پس از طوفان خانهبهخانه سر زدند.
خانهبهخانه؛ مراجعه یا تحویل درِ منازلاین خدمات بستهها را درِ منزل تحویل میدهد.
خانهبهخانه؛ مراجعه یا تحویل درِ منازلگروه در محله خانهبهخانه مراجعه کرد.
خانهبهخانه؛ مراجعه یا تحویل درِ منازلدروازهٔ قرونوسطایی شهر هنوز پابرجاست.
دروازهٔ تاریخی شهر یا دژسپیدهدم از دروازهٔ بارو گذشتیم.
دروازهٔ تاریخی شهر یا دژنقشهای قدیمی دروازههای شهر را نشان میدهد.
دروازهٔ تاریخی شهر یا دژاسکیباز بدون خطا از آخرین دروازه گذشت.
دروازهٔ اسلالوم؛ فاصلهٔ بین دو تیر در مسابقهٔ اسکییکی از دروازههای اسلالوم بد جاگذاری شده بود.
دروازهٔ اسلالوم؛ فاصلهٔ بین دو تیر در مسابقهٔ اسکیداور فاصلهٔ دروازهها را بررسی کرد.
دروازهٔ اسلالوم؛ فاصلهٔ بین دو تیر در مسابقهٔ اسکیاین گیت منطقی دو سیگنال ورودی میگیرد.
گیت منطقی در مدار دیجیتالنمودار یک گیت AND و سپس یک گیت OR را نشان میدهد.
گیت منطقی در مدار دیجیتالدانشجو همهٔ گیتهای منطقی مدار را آزمایش کرد.
گیت منطقی در مدار دیجیتالدریچهٔ آببندِ حوضچهٔ کشتیرانی آرام باز شد.
دریچهٔ آببند در قفل کشتیرانیتکنسینها دریچههای آببند را بازرسی میکنند.
دریچهٔ آببند در قفل کشتیرانیقایق منتظر است تا دریچهٔ حوضچه بسته شود.
دریچهٔ آببند در قفل کشتیرانیدفترچهٔ قدیمی قطعهای نگهدارنده در پشت سیلندر را توصیف میکند.
قطعهٔ نگهدارندهٔ فشنگ در هفتتیرمجموعهدار از قطعهٔ نگهدارندهٔ هفتتیر عکس گرفت.
قطعهٔ نگهدارندهٔ فشنگ در هفتتیراصطلاح «porte» اینجا معنایی تخصصی در اسلحهشناسی دارد.
قطعهٔ نگهدارندهٔ فشنگ در هفتتیربا دستمال نمدار گردوغبارِ در را پاک کردم.
پاککردن گردوغبارِ دربعد از تمیزکردن، در روشنتر به نظر رسید.
پاککردن گردوغبارِ درکلید را آرام در قفل در چرخاندم.
چرخاندن کلید در قفل دردر بیصدا باز شد.
چرخاندن کلید در قفل درلولای در را با مقدار کمی روغن روان کردیم.
روغنکاری لولای درحالا در هنگام بازشدن جیرجیر نمیکند.
روغنکاری لولای درپلاک کوچکی با نام خانوادگی روی در نصب کردیم.
نصب پلاک نام روی درمهمان نشانی را از روی نامِ روی در پیدا کرد.
نصب پلاک نام روی درمهمان زنگ کنار در را فشار داد.
فشردن زنگ کنار دردر را باز کردیم و به او خوشامد گفتیم.
فشردن زنگ کنار دردر را آرام بستم تا کسی از خواب بیدار نشود.
آرامبستن دراین بار در هیچ صدای بلندی نداد.
آرامبستن دردر را باز نگه داشتم تا همسایه عبور کند.
بازنگهداشتن در برای دیگریبعد از عبورش در را آرام رها کردم.
بازنگهداشتن در برای دیگریبعد از باران کفشهایم را کنار در گذاشتم.
گذاشتن کفش خیس پشت درپادری جلوی در آب اضافی را جذب کرد.
گذاشتن کفش خیس پشت دردستگیرهٔ در شل شده بود و آن را محکم کردیم.
تعمیر دستگیرهٔ دربعد از تعمیر، در راحتتر باز میشود.
تعمیر دستگیرهٔ درپیش از خواب یک بار قفل در را بررسی کردیم.
بررسی قفل در پیش از خوابدر بسته بود و چراغ راهرو را خاموش کردیم.
بررسی قفل در پیش از خوابگربه کنار در نشست و منتظر ماند.
انتظار گربه کنار دروقتی در باز شد، گربه آرام وارد شد.
انتظار گربه کنار دردرِ این اتاق پهن است و عبور را آسانتر میکند.
عرض کافیِ در برای عبور آسانکسی توانست وسیلهٔ بزرگ را از در عبور دهد.
عرض کافیِ در برای عبور آساندر را با رنگ سبز ملایمی رنگ کردیم.
رنگ تازه روی درتا خشکشدن رنگ، در را باز گذاشتیم.
رنگ تازه روی درنور صبح از قسمت شیشهای در وارد راهرو شد.
عبور نور از شیشهٔ دربا بستهبودن در هم راهرو روشن بود.
عبور نور از شیشهٔ درQuelqu'un frappe à la porte depuis une minute.
یک دقیقه است کسی دارد در میزند.
Le gérant l'a mis à la porte.
مدیر او را بیرون کرد.
Les bénévoles sont allés de porte en porte.
داوطلبان خانهبهخانه رفتند.
Le comité a parlé à portes fermées.
کمیته پشت درهای بسته گفتوگو کرد.
Cette formation peut lui ouvrir des portes.
این آموزش میتواند فرصتهایی برایش ایجاد کند.
J'ai enlevé la poussière de la porte avec un chiffon humide.
با دستمال نمدار گردوغبارِ در را پاک کردم.
J'ai tourné doucement la clé dans la serrure de la porte.
کلید را آرام در قفل در چرخاندم.
Nous avons mis un peu d'huile sur la charnière de la porte.
لولای در را با مقدار کمی روغن روان کردیم.
Nous avons fixé une petite plaque avec notre nom sur la porte.
پلاک کوچکی با نام خانوادگی روی در نصب کردیم.
Notre invitée a sonné à la porte.
مهمان زنگ کنار در را فشار داد.
J'ai fermé doucement la porte pour ne réveiller personne.
در را آرام بستم تا کسی از خواب بیدار نشود.
J'ai tenu la porte ouverte pour mon voisin.
در را باز نگه داشتم تا همسایه عبور کند.
Après la pluie, j'ai laissé mes chaussures près de la porte.
بعد از باران کفشهایم را کنار در گذاشتم.
La poignée de la porte était desserrée, alors nous l'avons resserrée.
دستگیرهٔ در شل شده بود و آن را محکم کردیم.
Nous avons vérifié une fois la serrure de la porte avant de nous coucher.
پیش از خواب یک بار قفل در را بررسی کردیم.
Le chat s'est assis près de la porte et a attendu.
گربه کنار در نشست و منتظر ماند.
La porte de cette chambre est large et facilite le passage.
درِ این اتاق پهن است و عبور را آسانتر میکند.
Nous avons peint la porte en vert doux.
در را با رنگ سبز ملایمی رنگ کردیم.
La lumière du matin est entrée dans le couloir par la vitre de la porte.
نور صبح از قسمت شیشهای در وارد راهرو شد.