این کاربرد به خودِ لنگهٔ در اشاره دارد؛ نه به درگاه یا فضای عبور.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
hoja móvil que cierra una entrada y se abre o se cierra
این کاربرد به خودِ لنگهٔ در اشاره دارد؛ نه به درگاه یا فضای عبور.
hueco de paso en una pared o separación, exista o no una hoja cerrada
در این بافت خودِ دهانه و محل عبور منظور است؛ door و puerta و porte و kapı میتوانند به دهانه هم اشاره کنند.
puerta principal por la que se entra a una casa o edificio
این بافت معمولاً با front door / puerta principal / درِ ورودی / porte d'entrée / Haustür / giriş kapısı دقیقتر بیان میشود.
puerta que separa las habitaciones o los espacios interiores
door به مرز بین اتاقها اشاره دارد؛ room خودِ فضای اتاق است.
puerta que se puede asegurar o que está cerrada con llave
قفلشدن یک وضعیتِ در است؛ فعل «قفل کردن» در همهٔ زبانها جدا صرف میشود.
puerta corredera que se desplaza lateralmente
این یک نوع سازوکار در است، نه فعل حرکتدادن در؛ معادلهای sliding / corredera / coulissante / Schiebe- / sürgülü دقیقترند.
puerta de un coche o vehículo para subir y bajar
hoja que abre o cierra un armario o mueble
در میتواند لنگهٔ یک وسیله باشد؛ درِ کابینت، درِ اجاق یا کمد را با درِ ورودی ساختمان یکی نگیرید.
puerta por la que se sale de un edificio, especialmente en una emergencia
درِ خروج یک راه دسترسی واقعی است؛ درِ خروج اضطراری را نباید با «راهحل خروج از مشکل» استعاری اشتباه کرد.
puerta a la que llama una persona que espera que le abran
این واحد یک موقعیت مکالمهای رایج است، نه معنی لغتنامهای مستقل؛ knock at / llamar a / frapper à / klopfen an / kapıyı çalmak.
vía figurada de acceso a una oportunidad o posibilidad
این استعاره در همهٔ شش زبان طبیعی است، اما لزوماً در همهٔ زبانها معنی مستقلِ اسم «در» نیست؛ ترجمهٔ درستی از ترکیب «در را باز کردن» است.
puerta cerrada en sentido figurado para expresar rechazo o falta de acceso
این کاربرد مجازی را با locked door فیزیکی اشتباه نگیرید؛ درهای بسته یعنی نداشتن راه پذیرش یا مذاکره.
reparto o visita de un domicilio a otro, de puerta en puerta
در این ساخت به معنی مراجعهٔ مکرر از یک منزل به منزل دیگر است؛ «در به در» فارسی معمولاً سرگردانی است و معادل مستقیم ثبت نمیشود.
gran puerta antigua en la muralla por la que se entraba a una ciudad
paso marcado por dos postes que debe cruzar el esquiador de eslalon
این واژه در اصطلاح اسکی با درِ ساختمان یکی نیست؛ EN gate و DE Tor در این معنی استفاده میشود.
portería que constituye el objetivo de un disparo en fútbol
در اسپانیایی «tiro a puerta» شوت به دروازه است؛ EN goal، FA دروازه، FR but، DE Tor و TR kale، نه door/Tür/kapı.
antiguo tributo que se cobraba a la entrada de algunas ciudades
این معنای قدیمیِ puerta در RAE ثبت شده و برای گفتوگوی روزمره رایج نیست؛ سایر زبانهای این مفهوم معادل واژهٔ door ندارند.
quitar el polvo de la superficie de una puerta
دستمال برای تمیزکردن سطح لنگهٔ در استفاده میشود؛ این کاربرد به خود در اشاره دارد، نه دهانهٔ ورودی.
girar una llave en la cerradura de una puerta
کلید و قفل از اجزای بازوبستهکردن در هستند؛ در این موقعیت خودِ «در» با «قفل» هممعنا نیست.
engrasar la bisagra de una puerta
لولا بخش اتصال در به چهارچوب است؛ این موقعیت همان شیء فیزیکی را در کار تعمیر نشان میدهد.
colocar una placa con un nombre en una puerta
پلاک نام برای شناسایی محل نصب میشود؛ وجود پلاک معنای واژهٔ در را به نام افراد تغییر نمیدهد.
pulsar el timbre que está junto a una puerta
زنگ کنار در وسیلهٔ اعلام حضور است؛ در و زنگ دو شیء متفاوتاند، هرچند در یک موقعیت میآیند.
cerrar una puerta con cuidado sin dar un portazo
در این کاربرد عمل بستهشدن فیزیکی در مهم است، نه استعارهٔ «بستهشدن فرصت».
sujetar una puerta abierta para que pase otra persona
بازنگهداشتن در به عبور شخص دیگری کمک میکند؛ کاربرد لفظی با استعارهٔ «درِ فرصت» جداست.
dejar zapatos mojados junto a una puerta
پادری و کفشِ خیس در کنار در قرار میگیرند؛ نباید خودِ پادری را با در یکی دانست.
arreglar la manilla suelta de una puerta
دستگیره یکی از اجزای در است؛ تعمیر آن به کاربرد فیزیکی واژه مربوط میشود.
comprobar el cierre de una puerta antes de dormir
بررسی بستهبودن در یک عمل عادیِ روزمره است؛ این مثال دستور ایمنی یا ادعای قانونی دربارهٔ قفلکردن نیست.
un gato esperando junto a una puerta
این موقعیت نشاندهندهٔ مکان ایستادن حیوان نزدیک در است؛ جانور معنای متفاوتی به واژهٔ در نمیدهد.
una puerta ancha que facilita el paso
عرض دهانه و لنگهٔ در بر امکان عبور اثر میگذارد؛ «دسترسپذیری» در اینجا ویژگی محیط است و نباید حکم استاندارد فنی خاصی تلقی شود.
pintar una puerta de otro color
درِ تازهرنگشده همچنان همان شیء فیزیکی است؛ رنگ توصیف آن است، نه معنای دیگر واژه.
la luz que pasa por el cristal de una puerta
بعضی درها بخش شیشهای دارند؛ وجود شیشه ویژگی احتمالی ساختمان است و به همهٔ درها تعمیم داده نمیشود.
Llama a la puerta antes de entrar.
پیش از ورود در بزن.
No cierres la puerta al diálogo.
راه گفتوگو را نبند.
Buscaron al perro de puerta en puerta.
خانهبهخانه دنبال سگ گشتند.
La reunión se celebró a puerta cerrada.
جلسه پشت درهای بسته برگزار شد.
De puertas para adentro, la situación era distinta.
در خلوتِ خانه، وضع متفاوت بود.
Quité el polvo de la puerta con un paño húmedo.
با دستمال نمدار گردوغبارِ در را پاک کردم.
Giré la llave con cuidado en la cerradura de la puerta.
کلید را آرام در قفل در چرخاندم.
Pusimos un poco de aceite en la bisagra de la puerta.
لولای در را با مقدار کمی روغن روان کردیم.
Pusimos una placa pequeña con el apellido en la puerta.
پلاک کوچکی با نام خانوادگی روی در نصب کردیم.
La visita pulsó el timbre que estaba junto a la puerta.
مهمان زنگ کنار در را فشار داد.
Cerré la puerta despacio para no despertar a nadie.
در را آرام بستم تا کسی از خواب بیدار نشود.
Sujeté la puerta abierta para que pasara mi vecino.
در را باز نگه داشتم تا همسایه عبور کند.
Después de la lluvia, dejé los zapatos junto a la puerta.
بعد از باران کفشهایم را کنار در گذاشتم.
La manilla de la puerta estaba suelta, así que la ajustamos.
دستگیرهٔ در شل شده بود و آن را محکم کردیم.
Comprobamos una vez la cerradura de la puerta antes de acostarnos.
پیش از خواب یک بار قفل در را بررسی کردیم.
El gato se sentó junto a la puerta y esperó.
گربه کنار در نشست و منتظر ماند.
La puerta de esta habitación es ancha y facilita el paso.
درِ این اتاق پهن است و عبور را آسانتر میکند.
Pintamos la puerta de un verde suave.
در را با رنگ سبز ملایمی رنگ کردیم.
La luz de la mañana entró al pasillo por el cristal de la puerta.
نور صبح از قسمت شیشهای در وارد راهرو شد.
puerta در اسپانیایی اسم مؤنث و به معنی در، ورودی یا دسترسی به مکانی است. دروازهٔ شهر و کاربرد ورزشی هم دارد؛ abrir puertas در معنای مجازی یعنی «فرصت ایجاد کردن».
hoja móvil que cierra una entrada y se abre o se cierra
این کاربرد به خودِ لنگهٔ در اشاره دارد؛ نه به درگاه یا فضای عبور.
hueco de paso en una pared o separación, exista o no una hoja cerrada
در این بافت خودِ دهانه و محل عبور منظور است؛ door و puerta و porte و kapı میتوانند به دهانه هم اشاره کنند.
puerta principal por la que se entra a una casa o edificio
این بافت معمولاً با front door / puerta principal / درِ ورودی / porte d'entrée / Haustür / giriş kapısı دقیقتر بیان میشود.
puerta que separa las habitaciones o los espacios interiores
door به مرز بین اتاقها اشاره دارد؛ room خودِ فضای اتاق است.
puerta que se puede asegurar o que está cerrada con llave
قفلشدن یک وضعیتِ در است؛ فعل «قفل کردن» در همهٔ زبانها جدا صرف میشود.
puerta corredera que se desplaza lateralmente
این یک نوع سازوکار در است، نه فعل حرکتدادن در؛ معادلهای sliding / corredera / coulissante / Schiebe- / sürgülü دقیقترند.
puerta de un coche o vehículo para subir y bajar
hoja que abre o cierra un armario o mueble
در میتواند لنگهٔ یک وسیله باشد؛ درِ کابینت، درِ اجاق یا کمد را با درِ ورودی ساختمان یکی نگیرید.
puerta por la que se sale de un edificio, especialmente en una emergencia
درِ خروج یک راه دسترسی واقعی است؛ درِ خروج اضطراری را نباید با «راهحل خروج از مشکل» استعاری اشتباه کرد.
puerta a la que llama una persona que espera que le abran
این واحد یک موقعیت مکالمهای رایج است، نه معنی لغتنامهای مستقل؛ knock at / llamar a / frapper à / klopfen an / kapıyı çalmak.
vía figurada de acceso a una oportunidad o posibilidad
این استعاره در همهٔ شش زبان طبیعی است، اما لزوماً در همهٔ زبانها معنی مستقلِ اسم «در» نیست؛ ترجمهٔ درستی از ترکیب «در را باز کردن» است.
puerta cerrada en sentido figurado para expresar rechazo o falta de acceso
این کاربرد مجازی را با locked door فیزیکی اشتباه نگیرید؛ درهای بسته یعنی نداشتن راه پذیرش یا مذاکره.
reparto o visita de un domicilio a otro, de puerta en puerta
در این ساخت به معنی مراجعهٔ مکرر از یک منزل به منزل دیگر است؛ «در به در» فارسی معمولاً سرگردانی است و معادل مستقیم ثبت نمیشود.
gran puerta antigua en la muralla por la que se entraba a una ciudad
paso marcado por dos postes que debe cruzar el esquiador de eslalon
این واژه در اصطلاح اسکی با درِ ساختمان یکی نیست؛ EN gate و DE Tor در این معنی استفاده میشود.
portería que constituye el objetivo de un disparo en fútbol
در اسپانیایی «tiro a puerta» شوت به دروازه است؛ EN goal، FA دروازه، FR but، DE Tor و TR kale، نه door/Tür/kapı.
antiguo tributo que se cobraba a la entrada de algunas ciudades
این معنای قدیمیِ puerta در RAE ثبت شده و برای گفتوگوی روزمره رایج نیست؛ سایر زبانهای این مفهوم معادل واژهٔ door ندارند.
quitar el polvo de la superficie de una puerta
دستمال برای تمیزکردن سطح لنگهٔ در استفاده میشود؛ این کاربرد به خود در اشاره دارد، نه دهانهٔ ورودی.
girar una llave en la cerradura de una puerta
کلید و قفل از اجزای بازوبستهکردن در هستند؛ در این موقعیت خودِ «در» با «قفل» هممعنا نیست.
engrasar la bisagra de una puerta
لولا بخش اتصال در به چهارچوب است؛ این موقعیت همان شیء فیزیکی را در کار تعمیر نشان میدهد.
colocar una placa con un nombre en una puerta
پلاک نام برای شناسایی محل نصب میشود؛ وجود پلاک معنای واژهٔ در را به نام افراد تغییر نمیدهد.
pulsar el timbre que está junto a una puerta
زنگ کنار در وسیلهٔ اعلام حضور است؛ در و زنگ دو شیء متفاوتاند، هرچند در یک موقعیت میآیند.
cerrar una puerta con cuidado sin dar un portazo
در این کاربرد عمل بستهشدن فیزیکی در مهم است، نه استعارهٔ «بستهشدن فرصت».
sujetar una puerta abierta para que pase otra persona
بازنگهداشتن در به عبور شخص دیگری کمک میکند؛ کاربرد لفظی با استعارهٔ «درِ فرصت» جداست.
dejar zapatos mojados junto a una puerta
پادری و کفشِ خیس در کنار در قرار میگیرند؛ نباید خودِ پادری را با در یکی دانست.
arreglar la manilla suelta de una puerta
دستگیره یکی از اجزای در است؛ تعمیر آن به کاربرد فیزیکی واژه مربوط میشود.
comprobar el cierre de una puerta antes de dormir
بررسی بستهبودن در یک عمل عادیِ روزمره است؛ این مثال دستور ایمنی یا ادعای قانونی دربارهٔ قفلکردن نیست.
un gato esperando junto a una puerta
این موقعیت نشاندهندهٔ مکان ایستادن حیوان نزدیک در است؛ جانور معنای متفاوتی به واژهٔ در نمیدهد.
una puerta ancha que facilita el paso
عرض دهانه و لنگهٔ در بر امکان عبور اثر میگذارد؛ «دسترسپذیری» در اینجا ویژگی محیط است و نباید حکم استاندارد فنی خاصی تلقی شود.
pintar una puerta de otro color
درِ تازهرنگشده همچنان همان شیء فیزیکی است؛ رنگ توصیف آن است، نه معنای دیگر واژه.
درِ چوبی به یک لایه رنگ دیگر نیاز دارد.
در؛ لنگه یا صفحهٔ بازوبستهشوندهدری سنگین سالن را از باغ جدا میکرد.
در؛ لنگه یا صفحهٔ بازوبستهشوندهدرِ قدیمی هنگام هلدادن جیرجیر کرد.
در؛ لنگه یا صفحهٔ بازوبستهشوندهمبل برای ردشدن از در بیش از حد پهن است.
درگاه؛ محل عبور از بازشوی دردر چارچوب در ایستاد و دست تکان داد.
درگاه؛ محل عبور از بازشوی درجعبهها را از جلوی در کنار ببر.
درگاه؛ محل عبور از بازشوی دردرِ اصلی به خیابان باز میشود.
درِ ورودی خانه یا ساختمانبسته را کنار درِ ورودی بگذار.
درِ ورودی خانه یا ساختمانبالای درِ اصلی ما یک چراغ هست.
درِ ورودی خانه یا ساختمانپیش از خواب درِ اتاق خواب را ببند.
درِ اتاق یا راهرو؛ درِ داخلیدرِ آشپزخانه به راهرو باز میشود.
درِ اتاق یا راهرو؛ درِ داخلیدرِ حمام را آبی رنگ کردند.
درِ اتاق یا راهرو؛ درِ داخلیوقتی رسیدیم در قفل بود.
درِ قفلشده یا درِ ایمنیپیش از بیرونرفتن قفل در را بررسی کن.
درِ قفلشده یا درِ ایمنیدرِ امنتری در طبقهٔ همکف نصب کردهاند.
درِ قفلشده یا درِ ایمنیدرِ کشویی به بالکن باز میشود.
درِ کشویی؛ دری که به پهلو حرکت میکنددرِ کشویی را به سمت چپ بکش.
درِ کشویی؛ دری که به پهلو حرکت میکنددرِ شیشهای کشویی در فضا صرفهجویی میکند.
درِ کشویی؛ دری که به پهلو حرکت میکنددرِ خودرو را بااحتیاط ببند.
درِ خودرو یا وسیلهٔ نقلیهدرِ عقب باز نمیشد.
درِ خودرو یا وسیلهٔ نقلیهبررسی کرد که همهٔ درهای خودرو بسته باشند.
درِ خودرو یا وسیلهٔ نقلیهدرِ کمد درست بسته نمیشود.
درِ کمد، کابینت یا وسیلهدرِ کمد لباس را باز کرد و پالتویی بیرون آورد.
درِ کمد، کابینت یا وسیلهلولای شل باعث شد درِ کمد کج شود.
درِ کمد، کابینت یا وسیلهدرِ خروج اضطراری را مسدود نکن.
درِ خروج یا خروج اضطراریتابلو را تا نزدیکترین درِ خروج دنبال کن.
درِ خروج یا خروج اضطراریدرِ خروج به سمت خیابان باز میشود.
درِ خروج یا خروج اضطرارییک نفر دارد در میزند.
در؛ محل کوبیدن و پاسخدادن به مراجعهکنندهمیشود لطفاً در را باز کنی؟
در؛ محل کوبیدن و پاسخدادن به مراجعهکنندهسه ضربهٔ آرام به در شنیدم.
در؛ محل کوبیدن و پاسخدادن به مراجعهکنندهیادگرفتن یک زبان میتواند فرصتهای زیادی ایجاد کند.
درِ فرصت؛ راه یا امکان تازهآن دورهٔ کارآموزی راهِ حرفهٔ دیگری را برایش باز کرد.
درِ فرصت؛ راه یا امکان تازهاولین نمایشگاهش فرصتهای تازهای برایش ایجاد کرد.
درِ فرصت؛ راه یا امکان تازهشرکت راه مذاکرات تازه را بست.
درِ بسته؛ ردشدن یا نپذیرفتن درخواستوقتی کمک خواستیم همهٔ راهها را به رویمان بستند.
درِ بسته؛ ردشدن یا نپذیرفتن درخواستراه یک راهحل مسالمتآمیز را نبند.
درِ بسته؛ ردشدن یا نپذیرفتن درخواستداوطلبان پس از طوفان خانهبهخانه سر زدند.
خانهبهخانه؛ مراجعه یا تحویل درِ منازلشرکت خدمات تحویل درِ منزل ارائه میکند.
خانهبهخانه؛ مراجعه یا تحویل درِ منازلدر محله خانهبهخانه نظرسنجی کردند.
خانهبهخانه؛ مراجعه یا تحویل درِ منازلدروازهٔ قرونوسطایی شهر هنوز باقی است.
دروازهٔ تاریخی شهر یا دژسپیدهدم از دروازهٔ باروی شهر گذشتیم.
دروازهٔ تاریخی شهر یا دژنقشهای قدیمی پنج دروازهٔ شهر را نشان میدهد.
دروازهٔ تاریخی شهر یا دژاسکیباز بدون خطا از آخرین دروازه گذشت.
دروازهٔ اسلالوم؛ فاصلهٔ بین دو تیر در مسابقهٔ اسکییکی از دروازههای اسلالوم بد نصب شده بود.
دروازهٔ اسلالوم؛ فاصلهٔ بین دو تیر در مسابقهٔ اسکیداور فاصلهٔ بین دروازهها را بررسی کرد.
دروازهٔ اسلالوم؛ فاصلهٔ بین دو تیر در مسابقهٔ اسکیمهاجم از فاصلهٔ دور به سمت دروازه شوت زد.
دروازهٔ فوتبال؛ محل هدف شوتتیم هیچ شوتی در چارچوب دروازه نداشت.
دروازهٔ فوتبال؛ محل هدف شوتتوپ از کنار دروازه رد شد.
دروازهٔ فوتبال؛ محل هدف شوتسند تاریخی از عوارض ورودیِ بازرگانان یاد میکند.
عوارض تاریخیِ ورود به شهرعوارض قدیمی هنگام ورود به شهر دریافت میشد.
عوارض تاریخیِ ورود به شهرپژوهشگر کاربرد مالیاتی «puerta» را در آن بایگانی توضیح داد.
عوارض تاریخیِ ورود به شهربا دستمال نمدار گردوغبارِ در را پاک کردم.
پاککردن گردوغبارِ دربعد از تمیزکردن، در روشنتر به نظر رسید.
پاککردن گردوغبارِ درکلید را آرام در قفل در چرخاندم.
چرخاندن کلید در قفل دردر بیصدا باز شد.
چرخاندن کلید در قفل درلولای در را با مقدار کمی روغن روان کردیم.
روغنکاری لولای درحالا در هنگام بازشدن جیرجیر نمیکند.
روغنکاری لولای درپلاک کوچکی با نام خانوادگی روی در نصب کردیم.
نصب پلاک نام روی درمهمان نشانی را از روی نامِ روی در پیدا کرد.
نصب پلاک نام روی درمهمان زنگ کنار در را فشار داد.
فشردن زنگ کنار دردر را باز کردیم و به او خوشامد گفتیم.
فشردن زنگ کنار دردر را آرام بستم تا کسی از خواب بیدار نشود.
آرامبستن دراین بار در هیچ صدای بلندی نداد.
آرامبستن دردر را باز نگه داشتم تا همسایه عبور کند.
بازنگهداشتن در برای دیگریبعد از عبورش در را آرام رها کردم.
بازنگهداشتن در برای دیگریبعد از باران کفشهایم را کنار در گذاشتم.
گذاشتن کفش خیس پشت درپادری جلوی در آب اضافی را جذب کرد.
گذاشتن کفش خیس پشت دردستگیرهٔ در شل شده بود و آن را محکم کردیم.
تعمیر دستگیرهٔ دربعد از تعمیر، در راحتتر باز میشود.
تعمیر دستگیرهٔ درپیش از خواب یک بار قفل در را بررسی کردیم.
بررسی قفل در پیش از خوابدر بسته بود و چراغ راهرو را خاموش کردیم.
بررسی قفل در پیش از خوابگربه کنار در نشست و منتظر ماند.
انتظار گربه کنار دروقتی در باز شد، گربه آرام وارد شد.
انتظار گربه کنار دردرِ این اتاق پهن است و عبور را آسانتر میکند.
عرض کافیِ در برای عبور آسانکسی توانست وسیلهٔ بزرگ را از در عبور دهد.
عرض کافیِ در برای عبور آساندر را با رنگ سبز ملایمی رنگ کردیم.
رنگ تازه روی درتا خشکشدن رنگ، در را باز گذاشتیم.
رنگ تازه روی درنور صبح از قسمت شیشهای در وارد راهرو شد.
عبور نور از شیشهٔ دربا بستهبودن در هم راهرو روشن بود.
عبور نور از شیشهٔ درLlama a la puerta antes de entrar.
پیش از ورود در بزن.
No cierres la puerta al diálogo.
راه گفتوگو را نبند.
Buscaron al perro de puerta en puerta.
خانهبهخانه دنبال سگ گشتند.
La reunión se celebró a puerta cerrada.
جلسه پشت درهای بسته برگزار شد.
De puertas para adentro, la situación era distinta.
در خلوتِ خانه، وضع متفاوت بود.
Quité el polvo de la puerta con un paño húmedo.
با دستمال نمدار گردوغبارِ در را پاک کردم.
Giré la llave con cuidado en la cerradura de la puerta.
کلید را آرام در قفل در چرخاندم.
Pusimos un poco de aceite en la bisagra de la puerta.
لولای در را با مقدار کمی روغن روان کردیم.
Pusimos una placa pequeña con el apellido en la puerta.
پلاک کوچکی با نام خانوادگی روی در نصب کردیم.
La visita pulsó el timbre que estaba junto a la puerta.
مهمان زنگ کنار در را فشار داد.
Cerré la puerta despacio para no despertar a nadie.
در را آرام بستم تا کسی از خواب بیدار نشود.
Sujeté la puerta abierta para que pasara mi vecino.
در را باز نگه داشتم تا همسایه عبور کند.
Después de la lluvia, dejé los zapatos junto a la puerta.
بعد از باران کفشهایم را کنار در گذاشتم.
La manilla de la puerta estaba suelta, así que la ajustamos.
دستگیرهٔ در شل شده بود و آن را محکم کردیم.
Comprobamos una vez la cerradura de la puerta antes de acostarnos.
پیش از خواب یک بار قفل در را بررسی کردیم.
El gato se sentó junto a la puerta y esperó.
گربه کنار در نشست و منتظر ماند.
La puerta de esta habitación es ancha y facilita el paso.
درِ این اتاق پهن است و عبور را آسانتر میکند.
Pintamos la puerta de un verde suave.
در را با رنگ سبز ملایمی رنگ کردیم.
La luz de la mañana entró al pasillo por el cristal de la puerta.
نور صبح از قسمت شیشهای در وارد راهرو شد.