قدمها با سرعت کم برداشته میشوند؛ معنای کمصدا یا بیعجله همیشه یکی نیست. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
Marcher lentement consiste à avancer à pied à un rythme réduit.
قدمها با سرعت کم برداشته میشوند؛ معنای کمصدا یا بیعجله همیشه یکی نیست. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Courir lentement signifie maintenir une vitesse basse en courant.
دویدن با سرعت پایینتر مطرح است، نه توقف یا راهرفتن. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Conduire lentement consiste à rouler à vitesse réduite.
سرعت خودرو پایین است؛ رانندگی محتاطانه با سرعت کم همیشه برابر نیست. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Un train lent se déplace à une faible vitesse.
قطار با سرعت پایین حرکت میکند؛ توقف در ایستگاه یا تأخیر زمانی معنای دیگری دارد. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Pédaler lentement signifie avancer à vélo à un rythme modéré.
حرکت دوچرخه با سرعت کم است؛ وزن یا کیفیت دوچرخه دخیل نیست. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Lire lentement consiste à parcourir le texte à un rythme réduit.
سرعت عبور از متن پایین است؛ خواندن با صدای کم را بهصورت جدا در نظر بگیرید. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Parler lentement signifie prononcer les mots à un rythme mesuré, pas nécessairement à voix basse.
فاصله و سرعت ادای واژهها کم شده است؛ اینجا «صدای آرام» منظور نیست. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Écrire lentement signifie produire un texte à petite vitesse.
نوشتن با سرعت پایین است؛ خوشخطی یا دقت بیشتر نتیجهٔ قطعی نیست. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Taper lentement consiste à saisir peu de caractères par unité de temps.
ورود متن در زمان بیشتری انجام میشود؛ خطای کمتر لزوماً از سرعت پایین نتیجه نمیشود. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Apprendre lentement signifie acquérir une compétence sur une période plus longue.
یادگیری در مدت طولانیتری رخ میدهد؛ دربارهٔ توانایی یا ارزش فرد داوری نمیکند. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Déplacer un objet lentement signifie changer sa position à faible vitesse.
حرکت دادن جسم با سرعت کم مطرح است؛ کمصدا یا ملایمبودن ممکن است با آن همپوشانی داشته باشد. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Monter lentement consiste à gravir quelque chose à un rythme mesuré.
بالارفتن با سرعت کم است؛ شیب یا سختی مسیر معنای جداست. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Descendre lentement signifie se déplacer vers le bas à une vitesse réduite.
پایینرفتن با سرعت کم مطرح است؛ معنای لغزش یا سقوط ندارد. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Remuer lentement consiste à déplacer l'ustensile à un rythme bas.
سرعت حرکت قاشق یا ابزار پایین است؛ میزان فشار و شدت همزدن را باید از بافت شناخت. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Danser lentement signifie suivre un rythme calme avec ses mouvements.
حرکت رقص با ریتم پایین است؛ حالت عاطفی موسیقی مستقل است. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Respirer lentement signifie faire des respirations à un rythme bas.
آهنگ دم و بازدم پایین است؛ علت یا وضعیت پزشکی از این توصیف معلوم نمیشود. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Une progression lente avance au fil d'une période relativement longue.
فرایند در زمان طولانیتر پیش میرود؛ کیفیت نتیجه لزوماً پایین نیست. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Une connexion Internet lente transmet les données à un débit réduit.
اتصال دادهها را با سرعت کم منتقل میکند؛ در فارسی «اینترنت آهسته» عبارت طبیعیِ این سرواژه نیست. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Un nageur lent parcourt une distance dans l'eau à faible vitesse.
سرعت حرکت شناگر در آب را بیان میکند؛ آهستهبودن در این بافت به معنی بیصداشناکردن نیست. در فرانسوی lent/lente صورت وصفیاند و lentement صورت قیدی طبیعی است؛ آرامبودن صدا جداست.
Un bateau lent avance à faible vitesse sur l'eau.
سرعت جابهجایی قایق روی آب است، نه اندازهٔ آن یا سکوت موتور. در فرانسوی lent/lente صورت وصفیاند و lentement صورت قیدی طبیعی است؛ آرامبودن صدا جداست.
Un courant lent entraîne l'eau vers l'aval à faible vitesse.
آب با سرعت کم جریان دارد؛ آرامبودن سطح آب بهتنهایی سرعت واقعی را نشان نمیدهد. در فرانسوی lent/lente صورت وصفیاند و lentement صورت قیدی طبیعی است؛ آرامبودن صدا جداست.
Un tapis roulant lent transporte les colis à faible vitesse.
سرعت انتقال بستهها کم است؛ این توصیف دربارهٔ کیفیت یا خرابی دستگاه حکم نمیدهد. در فرانسوی lent/lente صورت وصفیاند و lentement صورت قیدی طبیعی است؛ آرامبودن صدا جداست.
Un ventilateur lent fait tourner ses pales à faible vitesse.
سرعت چرخش پرهها کم است و نباید با کمبودن صدای پنکه اشتباه شود. در فرانسوی lent/lente صورت وصفیاند و lentement صورت قیدی طبیعی است؛ آرامبودن صدا جداست.
Un tempo musical lent espace davantage les pulsations.
فاصلهٔ ضربهای موسیقی بیشتر است؛ پایینبودن صدای اجرا مفهوم دیگری است. در فرانسوی lent/lente صورت وصفیاند و lentement صورت قیدی طبیعی است؛ آرامبودن صدا جداست.
Un film au rythme lent fait avancer ses scènes progressivement.
رویدادهای فیلم با فاصله و مکث بیشتری جلو میروند؛ این الزاماً به معنی خستهکنندهبودن نیست. در فرانسوی lent/lente صورت وصفیاند و lentement صورت قیدی طبیعی است؛ آرامبودن صدا جداست.
Un pendule lent oscille d'un côté à l'autre à faible fréquence.
فاصلهٔ زمانی حرکت رفتوبرگشتی بیشتر است؛ شدت صدای ساعت معنای جداگانهای دارد. در فرانسوی lent/lente صورت وصفیاند و lentement صورت قیدی طبیعی است؛ آرامبودن صدا جداست.
Des nuages lents traversent le ciel progressivement.
جابجایی دیدنی ابر در آسمان با سرعت کم است، نه تاریکبودن یا بارندگی آن. در فرانسوی lent/lente صورت وصفیاند و lentement صورت قیدی طبیعی است؛ آرامبودن صدا جداست.
Des flocons tombant lentement descendent dans l'air à faible vitesse.
سرعت پایینآمدن برف توصیف میشود؛ نرمی یا سکوتِ برف موضوع دیگری است. در فرانسوی lent/lente صورت وصفیاند و lentement صورت قیدی طبیعی است؛ آرامبودن صدا جداست.
Un ascenseur lent se déplace lentement entre les étages.
سرعت جابهجایی آسانسور میان طبقات کم است؛ زمان انتظار پیش از سوارشدن جداست. در فرانسوی lent/lente صورت وصفیاند و lentement صورت قیدی طبیعی است؛ آرامبودن صدا جداست.
La fonte lente de la glace se produit progressivement.
تبدیل یخ به آب زمان بیشتری میگیرد؛ این با معنی «یخ دیر شروع به آبشدن کرد» یکسان نیست. در فرانسوی lent/lente صورت وصفیاند و lentement صورت قیدی طبیعی است؛ آرامبودن صدا جداست.
Une fleur s'ouvre lentement lorsque ses pétales se déploient peu à peu.
گلبرگها بهتدریج باز میشوند؛ زمان شروع شکفتن مفهوم دیگری است. در فرانسوی lent/lente صورت وصفیاند و lentement صورت قیدی طبیعی است؛ آرامبودن صدا جداست.
Un coup de pinceau lent avance progressivement sur une surface.
حرکت قلممو روی سطح با سرعت کم است؛ فشار و ظرافت ضربهٔ قلممو جداست. در فرانسوی lent/lente صورت وصفیاند و lentement صورت قیدی طبیعی است؛ آرامبودن صدا جداست.
Nous marchions lentement sur le sentier.
در مسیر آهسته راه میرفتیم.
Nous avons pris un train lent dans la vallée.
با قطاری آهسته از دره گذشتیم.
Les réparations ont connu une progression lente.
تعمیرات پیشرفت آهستهای داشت.
Le cycliste est plus lent qu'avant.
دوچرخهسوار از قبل آهستهتر است.
Une connexion lente a retardé le téléchargement.
اتصال کند دانلود را به تأخیر انداخت.
lent/lente سرعت کمِ حرکت یا پیشرفت را بیان میکند؛ قیدِ طبیعیِ آن lentement است. «parler lentement» به آهنگ گفتار و «parler à voix basse» به کمبودن صدای گوینده اشاره میکند.
Marcher lentement consiste à avancer à pied à un rythme réduit.
قدمها با سرعت کم برداشته میشوند؛ معنای کمصدا یا بیعجله همیشه یکی نیست. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Courir lentement signifie maintenir une vitesse basse en courant.
دویدن با سرعت پایینتر مطرح است، نه توقف یا راهرفتن. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Conduire lentement consiste à rouler à vitesse réduite.
سرعت خودرو پایین است؛ رانندگی محتاطانه با سرعت کم همیشه برابر نیست. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Un train lent se déplace à une faible vitesse.
قطار با سرعت پایین حرکت میکند؛ توقف در ایستگاه یا تأخیر زمانی معنای دیگری دارد. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Pédaler lentement signifie avancer à vélo à un rythme modéré.
حرکت دوچرخه با سرعت کم است؛ وزن یا کیفیت دوچرخه دخیل نیست. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Lire lentement consiste à parcourir le texte à un rythme réduit.
سرعت عبور از متن پایین است؛ خواندن با صدای کم را بهصورت جدا در نظر بگیرید. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Parler lentement signifie prononcer les mots à un rythme mesuré, pas nécessairement à voix basse.
فاصله و سرعت ادای واژهها کم شده است؛ اینجا «صدای آرام» منظور نیست. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Écrire lentement signifie produire un texte à petite vitesse.
نوشتن با سرعت پایین است؛ خوشخطی یا دقت بیشتر نتیجهٔ قطعی نیست. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Taper lentement consiste à saisir peu de caractères par unité de temps.
ورود متن در زمان بیشتری انجام میشود؛ خطای کمتر لزوماً از سرعت پایین نتیجه نمیشود. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Apprendre lentement signifie acquérir une compétence sur une période plus longue.
یادگیری در مدت طولانیتری رخ میدهد؛ دربارهٔ توانایی یا ارزش فرد داوری نمیکند. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Déplacer un objet lentement signifie changer sa position à faible vitesse.
حرکت دادن جسم با سرعت کم مطرح است؛ کمصدا یا ملایمبودن ممکن است با آن همپوشانی داشته باشد. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Monter lentement consiste à gravir quelque chose à un rythme mesuré.
بالارفتن با سرعت کم است؛ شیب یا سختی مسیر معنای جداست. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Descendre lentement signifie se déplacer vers le bas à une vitesse réduite.
پایینرفتن با سرعت کم مطرح است؛ معنای لغزش یا سقوط ندارد. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Remuer lentement consiste à déplacer l'ustensile à un rythme bas.
سرعت حرکت قاشق یا ابزار پایین است؛ میزان فشار و شدت همزدن را باید از بافت شناخت. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Danser lentement signifie suivre un rythme calme avec ses mouvements.
حرکت رقص با ریتم پایین است؛ حالت عاطفی موسیقی مستقل است. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Respirer lentement signifie faire des respirations à un rythme bas.
آهنگ دم و بازدم پایین است؛ علت یا وضعیت پزشکی از این توصیف معلوم نمیشود. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Une progression lente avance au fil d'une période relativement longue.
فرایند در زمان طولانیتر پیش میرود؛ کیفیت نتیجه لزوماً پایین نیست. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Une connexion Internet lente transmet les données à un débit réduit.
اتصال دادهها را با سرعت کم منتقل میکند؛ در فارسی «اینترنت آهسته» عبارت طبیعیِ این سرواژه نیست. در فرانسوی lent/lente صفتاند و lentement قید است؛ صفت با جنس و شمار هماهنگ میشود.
Un nageur lent parcourt une distance dans l'eau à faible vitesse.
سرعت حرکت شناگر در آب را بیان میکند؛ آهستهبودن در این بافت به معنی بیصداشناکردن نیست. در فرانسوی lent/lente صورت وصفیاند و lentement صورت قیدی طبیعی است؛ آرامبودن صدا جداست.
Un bateau lent avance à faible vitesse sur l'eau.
سرعت جابهجایی قایق روی آب است، نه اندازهٔ آن یا سکوت موتور. در فرانسوی lent/lente صورت وصفیاند و lentement صورت قیدی طبیعی است؛ آرامبودن صدا جداست.
Un courant lent entraîne l'eau vers l'aval à faible vitesse.
آب با سرعت کم جریان دارد؛ آرامبودن سطح آب بهتنهایی سرعت واقعی را نشان نمیدهد. در فرانسوی lent/lente صورت وصفیاند و lentement صورت قیدی طبیعی است؛ آرامبودن صدا جداست.
Un tapis roulant lent transporte les colis à faible vitesse.
سرعت انتقال بستهها کم است؛ این توصیف دربارهٔ کیفیت یا خرابی دستگاه حکم نمیدهد. در فرانسوی lent/lente صورت وصفیاند و lentement صورت قیدی طبیعی است؛ آرامبودن صدا جداست.
Un ventilateur lent fait tourner ses pales à faible vitesse.
سرعت چرخش پرهها کم است و نباید با کمبودن صدای پنکه اشتباه شود. در فرانسوی lent/lente صورت وصفیاند و lentement صورت قیدی طبیعی است؛ آرامبودن صدا جداست.
Un tempo musical lent espace davantage les pulsations.
فاصلهٔ ضربهای موسیقی بیشتر است؛ پایینبودن صدای اجرا مفهوم دیگری است. در فرانسوی lent/lente صورت وصفیاند و lentement صورت قیدی طبیعی است؛ آرامبودن صدا جداست.
Un film au rythme lent fait avancer ses scènes progressivement.
رویدادهای فیلم با فاصله و مکث بیشتری جلو میروند؛ این الزاماً به معنی خستهکنندهبودن نیست. در فرانسوی lent/lente صورت وصفیاند و lentement صورت قیدی طبیعی است؛ آرامبودن صدا جداست.
Un pendule lent oscille d'un côté à l'autre à faible fréquence.
فاصلهٔ زمانی حرکت رفتوبرگشتی بیشتر است؛ شدت صدای ساعت معنای جداگانهای دارد. در فرانسوی lent/lente صورت وصفیاند و lentement صورت قیدی طبیعی است؛ آرامبودن صدا جداست.
Des nuages lents traversent le ciel progressivement.
جابجایی دیدنی ابر در آسمان با سرعت کم است، نه تاریکبودن یا بارندگی آن. در فرانسوی lent/lente صورت وصفیاند و lentement صورت قیدی طبیعی است؛ آرامبودن صدا جداست.
Des flocons tombant lentement descendent dans l'air à faible vitesse.
سرعت پایینآمدن برف توصیف میشود؛ نرمی یا سکوتِ برف موضوع دیگری است. در فرانسوی lent/lente صورت وصفیاند و lentement صورت قیدی طبیعی است؛ آرامبودن صدا جداست.
Un ascenseur lent se déplace lentement entre les étages.
سرعت جابهجایی آسانسور میان طبقات کم است؛ زمان انتظار پیش از سوارشدن جداست. در فرانسوی lent/lente صورت وصفیاند و lentement صورت قیدی طبیعی است؛ آرامبودن صدا جداست.
La fonte lente de la glace se produit progressivement.
تبدیل یخ به آب زمان بیشتری میگیرد؛ این با معنی «یخ دیر شروع به آبشدن کرد» یکسان نیست. در فرانسوی lent/lente صورت وصفیاند و lentement صورت قیدی طبیعی است؛ آرامبودن صدا جداست.
Une fleur s'ouvre lentement lorsque ses pétales se déploient peu à peu.
گلبرگها بهتدریج باز میشوند؛ زمان شروع شکفتن مفهوم دیگری است. در فرانسوی lent/lente صورت وصفیاند و lentement صورت قیدی طبیعی است؛ آرامبودن صدا جداست.
Un coup de pinceau lent avance progressivement sur une surface.
حرکت قلممو روی سطح با سرعت کم است؛ فشار و ظرافت ضربهٔ قلممو جداست. در فرانسوی lent/lente صورت وصفیاند و lentement صورت قیدی طبیعی است؛ آرامبودن صدا جداست.
در راهرو آهسته راه رفت تا کنار دوستش بماند.
آهسته راه رفتنوقتی مسیر لغزنده شد، آهستهتر راه رفتیم.
آهسته راه رفتنپیرمرد آهسته قدم میزد و منظره را تماشا میکرد.
آهسته راه رفتناو در آغاز مسابقه آهسته دوید تا انرژی ذخیره کند.
آهسته دویدنپس از سربالایی، دونده آهستهتر حرکت کرد.
آهسته دویدنبرای گرمکردن بدن چند دقیقه آهسته دویدیم.
آهسته دویدندر مه غلیظ آهسته رانندگی کردیم.
آهسته رانندگی کردنراننده نزدیک مدرسه آهستهتر رفت.
آهسته رانندگی کردنآهسته رانندگیکردن در این خیابان باریک ضروری بود.
آهسته رانندگی کردنقطار نزدیک ایستگاه آهسته حرکت میکرد.
حرکت آهستهٔ قطارقطار در مسیر تعمیرات آهستهتر رفت.
حرکت آهستهٔ قطاراز پنجره، حرکت آهستهٔ قطار را میدیدیم.
حرکت آهستهٔ قطاردوچرخهسوار در مسیر شلوغ آهسته رکاب زد.
آهسته رکابزدننزدیک پیچ، همه آهستهتر دوچرخهسواری کردند.
آهسته رکابزدناو آهسته حرکت کرد تا همراه دوستش بماند.
آهسته رکابزدناو متن دشوار را آهسته و با مکث میخواند.
آهسته خواندن از نظر سرعتاین بار آهستهتر خواندم تا معنی جملهها را بفهمم.
آهسته خواندن از نظر سرعتدانشآموز کلمههای تازه را آهسته و یکییکی خواند.
آهسته خواندن از نظر سرعتمترجم خواست سخنران آهستهتر و شمردهتر صحبت کند.
آهسته صحبتکردن از نظر آهنگاو جملههای پیچیده را آهسته و با مکث گفت.
آهسته صحبتکردن از نظر آهنگبرای یادداشتبرداری از استاد خواستیم آهسته حرف بزند.
آهسته صحبتکردن از نظر آهنگاو آهسته مینوشت تا هیچ عددی را جا نیندازد.
آهسته نوشتنبا قلم جدید آهستهتر از قبل نوشت.
آهسته نوشتندانشآموز جملهٔ سخت را آهسته روی کاغذ نوشت.
آهسته نوشتنوقتی صفحهکلید عوض شد، آهسته تایپ میکرد.
آهسته تایپ کردنابتدا آهستهتر تایپ میکردم، اما بعد تمرین کردم.
آهسته تایپ کردناو متن را آهسته وارد کرد و هر خط را بررسی کرد.
آهسته تایپ کردناو زبان تازه را آهسته یاد میگیرد، اما پیگیر است.
آهسته یادگرفتنما این مهارت را آهستهآهسته و با تمرین آموختیم.
آهسته یادگرفتنگاهی آهسته پیش رفتن در یادگیری طبیعی است.
آهسته یادگرفتنجعبهٔ سنگین را آهسته روی زمین حرکت دادیم.
آهسته جابهجا کردنبرای عبور از راهرو، میز را آهستهتر جلو برد.
آهسته جابهجا کردنکارگران دستگاه را آهسته جابهجا کردند.
آهسته جابهجا کردنگروه آهسته از تپه بالا رفت.
آهسته بالا رفتندر پلههای آخر آهستهتر بالا رفتیم.
آهسته بالا رفتنکوهنورد آهسته صعود کرد و هر چند قدم مکث کرد.
آهسته بالا رفتناز پلههای خیس آهسته پایین آمد.
آهسته پایین آمدنقطار کابلی آهسته به ایستگاه پایین میآمد.
آهسته پایین آمدندر سراشیبی آهستهتر پایین رفتیم.
آهسته پایین آمدنسس را با حرکتهای آهسته هم زد.
آهسته همزدنآشپز مواد را آهستهتر هم زد تا بیرون نریزد.
آهسته همزدناو چند دقیقه آرام و آهسته مخلوط را هم زد.
آهسته همزدنآنها با آهنگ ملایم آهسته میرقصیدند.
آهسته رقصیدندر بخش دوم موسیقی آهستهتر رقصیدیم.
آهسته رقصیدنرقصنده قدمهای آهسته و منظمی برداشت.
آهسته رقصیدناو چند لحظه آهسته نفس کشید و مکث کرد.
آهسته نفس کشیدندر تمرین بازیگری، آهستهتر نفس میکشیدند.
آهسته نفس کشیدنشخصیت داستان با دموبازدمهای آهسته توصیف شد.
آهسته نفس کشیدنپروژه در زمستان آهسته پیش رفت.
پیشرفت آهستهپس از رفع مانع، کار کمی سریعتر جلو رفت.
پیشرفت آهستهپیشرفت آهستهٔ کار تیم را وادار به برنامهریزی دوباره کرد.
پیشرفت آهستهاینترنت کند باعث شد صفحه دیر باز شود.
اینترنت کندامشب اتصال اینترنت از دیروز کندتر است.
اینترنت کندبرای دانلود فایل بزرگ، اینترنت کند زمان زیادی گرفت.
اینترنت کندشناگر آهسته پشت سر گروه ماند.
شناکردن آهستهاو آهسته شنا کرد تا نیروی بیشتری ذخیره کند.
شناکردن آهستهشناگر پس از استراحت کمی سریعتر شنا کرد.
شناکردن آهستهقایق آهسته از کنار نیزار گذشت.
قایق با حرکت آهستهقایق نزدیک اسکله آهستهتر حرکت کرد.
قایق با حرکت آهستهبا وجود جریان آب، قایق همچنان آهسته پیش میرفت.
قایق با حرکت آهستهجریان آهستهٔ رود برگها را با خود میبرد.
جریان آهستهٔ آبآب در پیچ پهن رودخانه آهستهتر حرکت میکرد.
جریان آهستهٔ آبتکهچوب در جریان آهستهٔ آب آرام پیش رفت.
جریان آهستهٔ آبنوار نقاله آهسته جعبهها را جلو برد.
نوار نقاله با حرکت آهستهبرای بررسی برچسبها، نوار نقاله را آهستهتر کردند.
نوار نقاله با حرکت آهستهحرکت آهستهٔ نوار نقاله فرصت بررسی بستهها را داد.
نوار نقاله با حرکت آهستهپنکه روی درجهٔ کم آهسته میچرخید.
چرخش آهستهٔ پنکهپرهها پس از خاموشکردن دستگاه آهستهتر شدند.
چرخش آهستهٔ پنکهپنکه با چرخش آهسته هنوز کمی هوا جابهجا میکرد.
چرخش آهستهٔ پنکهقطعه با تمپوی آهسته آغاز شد.
تمپوی آهستهٔ موسیقیرهبر گروه خواست بخش پایانی را آهستهتر بنوازند.
تمپوی آهستهٔ موسیقیبا وجود تمپوی آهسته، صدای سازها بلند بود.
تمپوی آهستهٔ موسیقیفیلم با ریتم آهسته به شخصیتها فرصت معرفی داد.
ریتم آهستهٔ روایت فیلمدر نیمهٔ دوم داستان از قبل آهستهتر پیش رفت.
ریتم آهستهٔ روایت فیلمریتم آهستهٔ فیلم لزوماً به معنای کوتاهبودن آن نیست.
ریتم آهستهٔ روایت فیلمآونگِ ساعت قدیمی آهسته نوسان میکرد.
نوسان آهستهٔ آونگپس از تنظیم، آونگ آهستهتر حرکت کرد.
نوسان آهستهٔ آونگحرکت آهستهٔ آونگ را میشد بهراحتی دنبال کرد.
نوسان آهستهٔ آونگابرها آهسته از بالای کوه میگذشتند.
حرکت آهستهٔ ابرهاابرهای کوچک از ابرهای بزرگ آهستهتر حرکت میکردند.
حرکت آهستهٔ ابرهاحرکت آهستهٔ ابرها در فیلمِ زمانواقعی دیده میشد.
حرکت آهستهٔ ابرهادانههای برف آهسته روی شاخهها مینشستند.
فرود آهستهٔ دانههای برفبرف سبکتر از برف خیس آهستهتر پایین میآمد.
فرود آهستهٔ دانههای برففرود آهستهٔ برف را پشت پنجره تماشا کردیم.
فرود آهستهٔ دانههای برفآسانسور قدیمی آهسته به طبقهٔ سوم رسید.
آسانسور با حرکت آهستهآسانسور هنگام نزدیکشدن به طبقه آهستهتر شد.
آسانسور با حرکت آهستهحرکت آهستهٔ آسانسور بهمعنای طولانیبودن صف انتظار نیست.
آسانسور با حرکت آهستهیخ در اتاق سرد آهسته آب شد.
آبشدن آهستهٔ یخقطعهٔ بزرگ یخ از تکههای کوچک آهستهتر آب میشد.
آبشدن آهستهٔ یخآبشدن آهستهٔ یخ سطح میز را مدت بیشتری خشک نگه داشت.
آبشدن آهستهٔ یخگلبرگهای لاله آهسته باز شدند.
بازشدن آهستهٔ گلگل در هوای خنک آهستهتر شکفت.
بازشدن آهستهٔ گلبازشدن آهستهٔ گل را با دوربین ثبت کردیم.
بازشدن آهستهٔ گلنقاش قلممو را آهسته روی بوم کشید.
حرکت آهستهٔ قلمموبرای خط باریک، قلممو را آهستهتر حرکت داد.
حرکت آهستهٔ قلمموحرکت آهستهٔ قلممو به کنترل مسیر خط کمک کرد.
حرکت آهستهٔ قلمموNous marchions lentement sur le sentier.
در مسیر آهسته راه میرفتیم.
Nous avons pris un train lent dans la vallée.
با قطاری آهسته از دره گذشتیم.
Les réparations ont connu une progression lente.
تعمیرات پیشرفت آهستهای داشت.
Le cycliste est plus lent qu'avant.
دوچرخهسوار از قبل آهستهتر است.
Une connexion lente a retardé le téléchargement.
اتصال کند دانلود را به تأخیر انداخت.