«کمک کردن به کسی» ساخت اصلی است؛ «کمک» جزو فعل مرکب است و نباید شکل صرفیِ تنها «کردن» درج شود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
پشتیبانی و یاری رساندن به شخصی که به آن نیاز دارد
«کمک کردن به کسی» ساخت اصلی است؛ «کمک» جزو فعل مرکب است و نباید شکل صرفیِ تنها «کردن» درج شود.
همکاری برای آسانتر کردن یا انجام دادن کاری
در انجام کاری کمک کردن / به کسی کمک کردن تا کاری را انجام دهد؛ استفادهٔ درست از حرف اضافه در مثال مهم است.
یاری دادن به یادگیری یا فهمیدن مطلب
«کمک کرد بفهمم» و «به یادگیری کمک کرد» طبیعیاند؛ مفعول مستقیمِ ساخت لاتینی فرض نشود.
یاری رساندن فوری به افراد گرفتار یا آسیبدیده
«کمک کردن» عام است؛ «نجات دادن» همیشه مترادف دقیق آن نیست.
مؤثر بودن در بهبود نتیجه یا آسانتر شدن روندی
در این معنی فاعل میتواند روش/تمرین/تغییر باشد، نه فقط شخص.
کمک عملی به حمل خریدهای روزانه
«به همسایه کمک کردم» گیرندهٔ کمک را با «به» معرفی میکند؛ کار میتواند با جملهٔ پیرو بیاید.
همراهی عملی در جابهجایی خانه
«برای اسبابکشی کمک کردند» هدف یاری را نشان میدهد؛ «کمککردن» بهخودیخود معنی اسبابکشی نیست.
یاری به رفع مشکل فنی یا بازیابی اطلاعات
گاهی یک راهنمای نوشتاری هم «کمک میکند»؛ فاعل لزوماً انسان نیست.
یاری رساندن برای مسیریابی
در «به گردشگران کمک کن نقشه را بخوانند»، فعل دوم روش کمک را نشان میدهد.
یاری برای ترجمه یا فهم پیام
«کمک کرد بفهمد» ساختی طبیعی است؛ فاعل جملهٔ دوم دوستی است که کمک میکند.
یاری به تکمیل و ارسال فرم
«کمک به ثبت درخواست» به معنی تضمین نتیجه یا تأیید آن درخواست نیست.
یاری به مرور و تمرین درسی
«به پسرعمویم کمک کردم» متمم شخص را نشان میدهد و «تمرین کند» نتیجهٔ کمک را.
یاری به کودک برای انجام کار روزمره
«به کودک کمک کرد» دربارهٔ همراهی در انجام کار است؛ یعنی کودک میتواند خودش هم بخشی از کار را انجام دهد.
همراهی عملی در فعالیت اجتماعی
یاری به تمامشدن کار جمعی
«همه کمک کردند» عاملهای متعدد را نشان میدهد و به معنی انجام کل کار به دست هر فرد نیست.
کمک به کمشدن اتلاف یا دورریز
در این بافت «کمک میکند» یعنی عاملی مؤثر است، نه علتِ یگانهٔ نتیجه.
یاری به سنجش گزینهها و تصمیمگیری
«کمک به انتخاب» با «انتخاب بهجای کسی» یکی نیست؛ اختیار تصمیم حفظ میشود.
کمک دوطرفهٔ افراد به یکدیگر
«به هم» یا «به یکدیگر» رابطهٔ دوطرفه را مشخص میکند.
همیشه به همسایهٔ سالمندمان کمک میکنیم.
همیشه به همسایهٔ سالمندمان کمک میکنیم.
خواهرم در انجام تکلیف به من کمک کرد.
خواهرم در انجام تکلیف به من کمک کرد.
تمرین روزانه به یادگیری زبان کمک میکند.
تمرین روزانه به یادگیری زبان کمک میکند.
داوطلبان به آسیبدیدگان زلزله کمک کردند.
داوطلبان به آسیبدیدگان زلزله کمک کردند.
این تصمیم به کاهش هزینهها کمک میکند.
این تصمیم به کاهش هزینهها کمک میکند.
به همسایهٔ سالمندم کمک کردم خریدهایش را حمل کند.
به همسایهٔ سالمندم کمک کردم خریدهایش را حمل کند.
دوستانمان شنبه برای اسبابکشی به ما کمک کردند.
دوستانمان شنبه برای اسبابکشی به ما کمک کردند.
کمکم میکنی چاپگر را وصل کنم؟
کمکم میکنی چاپگر را وصل کنم؟
رهگذری به ما کمک کرد ایستگاه را پیدا کنیم.
رهگذری به ما کمک کرد ایستگاه را پیدا کنیم.
ممکن است کمکم کنی این پیام را ترجمه کنم؟
ممکن است کمکم کنی این پیام را ترجمه کنم؟
کارمند کمکم کرد فرم را پر کنم.
کارمند کمکم کرد فرم را پر کنم.
همکلاسیام کمکم کرد واژهها را مرور کنم.
همکلاسیام کمکم کرد واژهها را مرور کنم.
او به کودک کمک کرد بند کفشش را ببندد.
او به کودک کمک کرد بند کفشش را ببندد.
دانشآموزان محلی در پخش پتوها کمک کردند.
دانشآموزان محلی در پخش پتوها کمک کردند.
همه کمک کردند ارائه بهموقع تمام شود.
همه کمک کردند ارائه بهموقع تمام شود.
استفاده از هر دو روی کاغذ به کاهش هدررفت کمک میکند.
استفاده از هر دو روی کاغذ به کاهش هدررفت کمک میکند.
یک فهرست روشن کمکمان کرد پیشنهادها را مقایسه کنیم.
یک فهرست روشن کمکمان کرد پیشنهادها را مقایسه کنیم.
ما در انجام تکلیف به هم کمک میکنیم.
ما در انجام تکلیف به هم کمک میکنیم.
«کمک کردن» فعل مرکب فارسی برای یاری رساندن به شخص، همکاری در انجام کار، پشتیبانی از یادگیری، امداد یا مؤثر بودن در یک نتیجه است. صورتهای صرفی باید با «کمک» حفظ شوند.
پشتیبانی و یاری رساندن به شخصی که به آن نیاز دارد
«کمک کردن به کسی» ساخت اصلی است؛ «کمک» جزو فعل مرکب است و نباید شکل صرفیِ تنها «کردن» درج شود.
همکاری برای آسانتر کردن یا انجام دادن کاری
در انجام کاری کمک کردن / به کسی کمک کردن تا کاری را انجام دهد؛ استفادهٔ درست از حرف اضافه در مثال مهم است.
یاری دادن به یادگیری یا فهمیدن مطلب
«کمک کرد بفهمم» و «به یادگیری کمک کرد» طبیعیاند؛ مفعول مستقیمِ ساخت لاتینی فرض نشود.
یاری رساندن فوری به افراد گرفتار یا آسیبدیده
«کمک کردن» عام است؛ «نجات دادن» همیشه مترادف دقیق آن نیست.
مؤثر بودن در بهبود نتیجه یا آسانتر شدن روندی
در این معنی فاعل میتواند روش/تمرین/تغییر باشد، نه فقط شخص.
کمک عملی به حمل خریدهای روزانه
«به همسایه کمک کردم» گیرندهٔ کمک را با «به» معرفی میکند؛ کار میتواند با جملهٔ پیرو بیاید.
همراهی عملی در جابهجایی خانه
«برای اسبابکشی کمک کردند» هدف یاری را نشان میدهد؛ «کمککردن» بهخودیخود معنی اسبابکشی نیست.
یاری به رفع مشکل فنی یا بازیابی اطلاعات
گاهی یک راهنمای نوشتاری هم «کمک میکند»؛ فاعل لزوماً انسان نیست.
یاری رساندن برای مسیریابی
در «به گردشگران کمک کن نقشه را بخوانند»، فعل دوم روش کمک را نشان میدهد.
یاری برای ترجمه یا فهم پیام
«کمک کرد بفهمد» ساختی طبیعی است؛ فاعل جملهٔ دوم دوستی است که کمک میکند.
یاری به تکمیل و ارسال فرم
«کمک به ثبت درخواست» به معنی تضمین نتیجه یا تأیید آن درخواست نیست.
یاری به مرور و تمرین درسی
«به پسرعمویم کمک کردم» متمم شخص را نشان میدهد و «تمرین کند» نتیجهٔ کمک را.
یاری به کودک برای انجام کار روزمره
«به کودک کمک کرد» دربارهٔ همراهی در انجام کار است؛ یعنی کودک میتواند خودش هم بخشی از کار را انجام دهد.
همراهی عملی در فعالیت اجتماعی
یاری به تمامشدن کار جمعی
«همه کمک کردند» عاملهای متعدد را نشان میدهد و به معنی انجام کل کار به دست هر فرد نیست.
کمک به کمشدن اتلاف یا دورریز
در این بافت «کمک میکند» یعنی عاملی مؤثر است، نه علتِ یگانهٔ نتیجه.
یاری به سنجش گزینهها و تصمیمگیری
«کمک به انتخاب» با «انتخاب بهجای کسی» یکی نیست؛ اختیار تصمیم حفظ میشود.
کمک دوطرفهٔ افراد به یکدیگر
«به هم» یا «به یکدیگر» رابطهٔ دوطرفه را مشخص میکند.
وقتی دوستم خسته است، به او کمک میکنم.
کمک مستقیم به شخصمیتوانی یک لحظه به من کمک کنی؟
کمک مستقیم به شخصبرادرش در آن هفتهٔ سخت به او کمک کرد.
کمک مستقیم به شخصکمکم میکنی این جعبهها را جابهجا کنم؟
کمک در انجام کار مشخصبعد از شام در شستن ظرفها کمک کرد.
کمک در انجام کار مشخصما برای آماده کردن اتاق به آنها کمک کردیم.
کمک در انجام کار مشخصمعلم کمکمان کرد قاعده را بفهمیم.
کمک به فهم یا یادگیریاین کتاب کمکم کرد واژههای جدید یاد بگیرم.
کمک به فهم یا یادگیریبرای تمرین امتحان به او کمک میکنی؟
کمک به فهم یا یادگیریداوطلبان بعد از سیل به خانوادهها کمک کردند.
یاری رساندن در وضعیت اضطراریلطفاً به دوچرخهسوار زخمی کمک کنید.
یاری رساندن در وضعیت اضطراریآتشنشانها کمک کردند همه از ساختمان خارج شوند.
یاری رساندن در وضعیت اضطراریتمرین منظم به حافظه کمک میکند.
کمک به بهتر شدن نتیجه یا رونداین تغییر میتواند به کاهش زباله کمک کند.
کمک به بهتر شدن نتیجه یا روندیک استراحت کوتاه کمکم کرد دوباره تمرکز کنم.
کمک به بهتر شدن نتیجه یا روندبه همسایهٔ سالمندم کمک کردم خریدهایش را حمل کند.
کمک به حمل خرید و وسایل روزانهکمکم میکنی این کیسهها را روی میز بگذارم؟
کمک به حمل خرید و وسایل روزانهدوستانمان شنبه برای اسبابکشی به ما کمک کردند.
کمک به اسبابکشی و بستهبندیکمکت میکنم فنجانهای شکستنی را بستهبندی کنی.
کمک به اسبابکشی و بستهبندیکمکم میکنی چاپگر را وصل کنم؟
کمک به حل مشکل دستگاه یا فایلراهنما به او کمک کرد فایلهایش را بازیابی کند.
کمک به حل مشکل دستگاه یا فایلرهگذری به ما کمک کرد ایستگاه را پیدا کنیم.
کمک به پیدا کردن مسیر یا خواندن نقشهلطفاً به گردشگران کمک کن نقشه را بخوانند.
کمک به پیدا کردن مسیر یا خواندن نقشهممکن است کمکم کنی این پیام را ترجمه کنم؟
کمک به فهم و ترجمهٔ پیامدوستش کمک کرد دعوتنامه را بفهمد.
کمک به فهم و ترجمهٔ پیامکارمند کمکم کرد فرم را پر کنم.
کمک به پرکردن فرم یا درخواستمیتوانی به پدرت کمک کنی درخواستش را آنلاین ثبت کند؟
کمک به پرکردن فرم یا درخواستهمکلاسیام کمکم کرد واژهها را مرور کنم.
کمک در آمادهشدن برای امتحان یا تمرینبه پسرعمویم کمک کردم برای امتحان شفاهی تمرین کند.
کمک در آمادهشدن برای امتحان یا تمریناو به کودک کمک کرد بند کفشش را ببندد.
کمک به کودک در یادگیری کاری سادهبه خواهرزادهام کمک کردم دکمههای پالتویش را ببندد.
کمک به کودک در یادگیری کاری سادهدانشآموزان محلی در پخش پتوها کمک کردند.
مشارکت در کار داوطلبانهٔ اجتماعیما برای تمیزکردن باغچهٔ محله کمک کردیم.
مشارکت در کار داوطلبانهٔ اجتماعیهمه کمک کردند ارائه بهموقع تمام شود.
کمک به همکاران در پایان کار گروهیبه همکارم کمک کردم عددها را بررسی کند.
کمک به همکاران در پایان کار گروهیاستفاده از هر دو روی کاغذ به کاهش هدررفت کمک میکند.
کمک به کاهش هدررفت موادتعمیرهای کوچک کمک میکنند وسایل مدت بیشتری قابل استفاده بمانند.
کمک به کاهش هدررفت موادیک فهرست روشن کمکمان کرد پیشنهادها را مقایسه کنیم.
کمک به مقایسه و انتخاب گزینههاکمکم میکنی تاریخی برای جلسه انتخاب کنم؟
کمک به مقایسه و انتخاب گزینههاما در انجام تکلیف به هم کمک میکنیم.
یاری متقابل و دوطرفههمسایهها بعد از طوفان به هم کمک کردند.
یاری متقابل و دوطرفههمیشه به همسایهٔ سالمندمان کمک میکنیم.
همیشه به همسایهٔ سالمندمان کمک میکنیم.
خواهرم در انجام تکلیف به من کمک کرد.
خواهرم در انجام تکلیف به من کمک کرد.
تمرین روزانه به یادگیری زبان کمک میکند.
تمرین روزانه به یادگیری زبان کمک میکند.
داوطلبان به آسیبدیدگان زلزله کمک کردند.
داوطلبان به آسیبدیدگان زلزله کمک کردند.
این تصمیم به کاهش هزینهها کمک میکند.
این تصمیم به کاهش هزینهها کمک میکند.
به همسایهٔ سالمندم کمک کردم خریدهایش را حمل کند.
به همسایهٔ سالمندم کمک کردم خریدهایش را حمل کند.
دوستانمان شنبه برای اسبابکشی به ما کمک کردند.
دوستانمان شنبه برای اسبابکشی به ما کمک کردند.
کمکم میکنی چاپگر را وصل کنم؟
کمکم میکنی چاپگر را وصل کنم؟
رهگذری به ما کمک کرد ایستگاه را پیدا کنیم.
رهگذری به ما کمک کرد ایستگاه را پیدا کنیم.
ممکن است کمکم کنی این پیام را ترجمه کنم؟
ممکن است کمکم کنی این پیام را ترجمه کنم؟
کارمند کمکم کرد فرم را پر کنم.
کارمند کمکم کرد فرم را پر کنم.
همکلاسیام کمکم کرد واژهها را مرور کنم.
همکلاسیام کمکم کرد واژهها را مرور کنم.
او به کودک کمک کرد بند کفشش را ببندد.
او به کودک کمک کرد بند کفشش را ببندد.
دانشآموزان محلی در پخش پتوها کمک کردند.
دانشآموزان محلی در پخش پتوها کمک کردند.
همه کمک کردند ارائه بهموقع تمام شود.
همه کمک کردند ارائه بهموقع تمام شود.
استفاده از هر دو روی کاغذ به کاهش هدررفت کمک میکند.
استفاده از هر دو روی کاغذ به کاهش هدررفت کمک میکند.
یک فهرست روشن کمکمان کرد پیشنهادها را مقایسه کنیم.
یک فهرست روشن کمکمان کرد پیشنهادها را مقایسه کنیم.
ما در انجام تکلیف به هم کمک میکنیم.
ما در انجام تکلیف به هم کمک میکنیم.