ayudar a alguien، با a شخصی؛ ضمایر me/te/le در کاربردهای معیار بسته به ساخت و منطقه باید ویرایش شوند.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
prestar apoyo o colaboración a una persona que lo necesita
ayudar a alguien، با a شخصی؛ ضمایر me/te/le در کاربردهای معیار بسته به ساخت و منطقه باید ویرایش شوند.
colaborar para facilitar la realización de una tarea
ayudar a + infinitivo و ayudar con + sustantivo؛ شخص دریافتکنندهٔ کمک با a شخصی میآید.
facilitar que alguien comprenda o aprenda algo
ayudar a alguien a + infinitivo؛ در نثر رسمی کاربرد مفعولی و ترتیب ضمایر بررسی شود.
socorrer o asistir a personas en peligro o dificultad urgente
ayudar با معنی socorrer نیز درست است؛ در وضعیت نجات فوری socorrer/auxiliar اختصاصیترند.
favorecer un resultado o facilitar una mejora
ayudar a + infinitivo برای اثر مثبت؛ فاعل میتواند شیء یا تغییر باشد.
ayudar a una persona a transportar sus compras
در ayudar a mi vecina a llevar، a نخست نشانهٔ مفعول جاندار و a دوم پیش از مصدر است.
colaborar con una mudanza y el embalaje
ayudar con + اسمِ کار و ayudar a + مصدر دو الگوی طبیعی و متفاوتاند.
ayudar a resolver un problema técnico concreto
ayudar a conectar، در اینجا مصدر پس از a میآید و شخص میتواند با me یا la نشان داده شود.
ayudar a alguien a orientarse o leer un mapa
ayudar a los turistas a leer دو a دارد: یکی مفعول جاندار، دیگری نشانگر مصدر.
colaborar en la traducción o comprensión de un mensaje
بعد از ayudarme a همیشه مصدر میآید: traducir، entender.
ayudar a completar y presentar un formulario
ayudar a tu padre a enviar دو a دارد؛ همراهی در فرستادن درخواست به معنی پذیرفتهشدن آن نیست.
ayudar a alguien a repasar o practicar
repasar و practicar پس از a میآیند؛ primo در اسپانیایی جنسیت و نوع نسبت فامیلی را دقیق نمیکند.
ayudar a un niño a realizar una tarea cotidiana
al niño = a + el niño برای مفعول جاندار؛ a atarse مصدر با ضمیر بازتابی است.
colaborar en tareas de una iniciativa comunitaria
ayudar a repartir بدون مفعول شخص نیز میآید؛ مصدر کار داوطلبانه را معرفی میکند.
colaborar para completar un proyecto en equipo
ayudar a + infinitivo بیان مشارکت است؛ a mi compañero مفعول شخص و a comprobar نشانگر مصدر است.
contribuir a reducir el desperdicio
فاعل ayuda میتواند یک کار یا عامل غیرانسانی باشد؛ ayudar a + infinitivo نتیجه را نشان میدهد.
facilitar la comparación de opciones y la elección
ayudar a elegir با مصدر و در صورت ذکر شخص با me/le/nos میآید.
prestarse ayuda de manera recíproca
nos ayudamos و se ayudaron ساختهای بازتابی/متقابل هستند؛ ضمیر شخصوابسته لازم است.
servirse de un recurso para hacer algo con más facilidad
Ayudo a mi abuelo cuando me necesita.
وقتی پدربزرگم به من نیاز دارد، کمکش میکنم.
¿Me ayudas con este informe?
برای این گزارش کمکم میکنی؟
Te ayudaré a organizar la fiesta.
کمکت میکنم مهمانی را برنامهریزی کنی.
El equipo ayudó a los afectados por la tormenta.
گروه به آسیبدیدگان طوفان کمک کرد.
La lectura diaria ayuda a mejorar el vocabulario.
مطالعهٔ روزانه به بهتر شدن دامنهٔ واژگان کمک میکند.
Ayudé a mi vecina mayor a llevar la compra.
به همسایهٔ سالمندم کمک کردم خریدهایش را حمل کند.
Nuestros amigos nos ayudaron con la mudanza el sábado.
دوستانمان شنبه برای اسبابکشی به ما کمک کردند.
¿Me ayudas a conectar la impresora?
کمکم میکنی چاپگر را وصل کنم؟
Un transeúnte nos ayudó a encontrar la estación.
رهگذری به ما کمک کرد ایستگاه را پیدا کنیم.
¿Podrías ayudarme a traducir este mensaje?
ممکن است کمکم کنی این پیام را ترجمه کنم؟
El empleado me ayudó a rellenar el formulario.
کارمند کمکم کرد فرم را پر کنم.
Mi compañero de clase me ayudó a repasar el vocabulario.
همکلاسیام کمکم کرد واژهها را مرور کنم.
Ella ayudó al niño a atarse los cordones.
او به کودک کمک کرد بند کفشش را ببندد.
Los estudiantes de la zona ayudaron a repartir mantas.
دانشآموزان محلی در پخش پتوها کمک کردند.
Todos ayudaron a terminar la presentación a tiempo.
همه کمک کردند ارائه بهموقع تمام شود.
Usar las dos caras del papel ayuda a reducir los residuos.
استفاده از هر دو روی کاغذ به کاهش هدررفت کمک میکند.
Una lista clara nos ayudó a comparar las ofertas.
یک فهرست روشن کمکمان کرد پیشنهادها را مقایسه کنیم.
Nos ayudamos con los deberes.
ما در انجام تکلیف به هم کمک میکنیم.
Me ayudo de un diccionario para traducir.
برای ترجمه از فرهنگ لغت کمک میگیرم.
ayudar به معنی کمک کردن یا تسهیل کاری است؛ در کمک به شخص، انجام تکلیف، یادگیری، بحران و بهتر شدن نتیجه به کار میرود. ساخت ayudar a alguien a + infinitivo و کاربرد a شخصی اهمیت دارد.
prestar apoyo o colaboración a una persona que lo necesita
ayudar a alguien، با a شخصی؛ ضمایر me/te/le در کاربردهای معیار بسته به ساخت و منطقه باید ویرایش شوند.
colaborar para facilitar la realización de una tarea
ayudar a + infinitivo و ayudar con + sustantivo؛ شخص دریافتکنندهٔ کمک با a شخصی میآید.
facilitar que alguien comprenda o aprenda algo
ayudar a alguien a + infinitivo؛ در نثر رسمی کاربرد مفعولی و ترتیب ضمایر بررسی شود.
socorrer o asistir a personas en peligro o dificultad urgente
ayudar با معنی socorrer نیز درست است؛ در وضعیت نجات فوری socorrer/auxiliar اختصاصیترند.
favorecer un resultado o facilitar una mejora
ayudar a + infinitivo برای اثر مثبت؛ فاعل میتواند شیء یا تغییر باشد.
ayudar a una persona a transportar sus compras
در ayudar a mi vecina a llevar، a نخست نشانهٔ مفعول جاندار و a دوم پیش از مصدر است.
colaborar con una mudanza y el embalaje
ayudar con + اسمِ کار و ayudar a + مصدر دو الگوی طبیعی و متفاوتاند.
ayudar a resolver un problema técnico concreto
ayudar a conectar، در اینجا مصدر پس از a میآید و شخص میتواند با me یا la نشان داده شود.
ayudar a alguien a orientarse o leer un mapa
ayudar a los turistas a leer دو a دارد: یکی مفعول جاندار، دیگری نشانگر مصدر.
colaborar en la traducción o comprensión de un mensaje
بعد از ayudarme a همیشه مصدر میآید: traducir، entender.
ayudar a completar y presentar un formulario
ayudar a tu padre a enviar دو a دارد؛ همراهی در فرستادن درخواست به معنی پذیرفتهشدن آن نیست.
ayudar a alguien a repasar o practicar
repasar و practicar پس از a میآیند؛ primo در اسپانیایی جنسیت و نوع نسبت فامیلی را دقیق نمیکند.
ayudar a un niño a realizar una tarea cotidiana
al niño = a + el niño برای مفعول جاندار؛ a atarse مصدر با ضمیر بازتابی است.
colaborar en tareas de una iniciativa comunitaria
ayudar a repartir بدون مفعول شخص نیز میآید؛ مصدر کار داوطلبانه را معرفی میکند.
colaborar para completar un proyecto en equipo
ayudar a + infinitivo بیان مشارکت است؛ a mi compañero مفعول شخص و a comprobar نشانگر مصدر است.
contribuir a reducir el desperdicio
فاعل ayuda میتواند یک کار یا عامل غیرانسانی باشد؛ ayudar a + infinitivo نتیجه را نشان میدهد.
facilitar la comparación de opciones y la elección
ayudar a elegir با مصدر و در صورت ذکر شخص با me/le/nos میآید.
prestarse ayuda de manera recíproca
nos ayudamos و se ayudaron ساختهای بازتابی/متقابل هستند؛ ضمیر شخصوابسته لازم است.
servirse de un recurso para hacer algo con más facilidad
وقتی همسایهام کلافه است، به او کمک میکنم.
کمک مستقیم به شخصمیتوانی یک لحظه کمکم کنی؟
کمک مستقیم به شخصبرادرش در یک هفتهٔ سخت به او کمک کرد.
کمک مستقیم به شخصکمکم میکنی این جعبهها را ببرم؟
کمک در انجام کار مشخصاو بعد از شام در شستن ظرفها کمک کرد.
کمک در انجام کار مشخصما کمکشان کردیم سالن را آماده کنند.
کمک در انجام کار مشخصمعلم کمکمان کرد قاعده را بفهمیم.
کمک به فهم یا یادگیریاین کتاب کمکم کرد واژههای تازه یاد بگیرم.
کمک به فهم یا یادگیریکمکش میکنی برای امتحان تمرین کند؟
کمک به فهم یا یادگیریداوطلبان بعد از سیل به خانوادهها کمک کردند.
یاری رساندن در وضعیت اضطراریلطفاً به دوچرخهسوار آسیبدیده کمک کن.
یاری رساندن در وضعیت اضطراریآتشنشانها کمک کردند همه از ساختمان بیرون بروند.
یاری رساندن در وضعیت اضطراریتمرین منظم کمک میکند چیزها را بهتر به خاطر بسپاریم.
کمک به بهتر شدن نتیجه یا رونداین تغییر ممکن است به کاهش پسماند کمک کند.
کمک به بهتر شدن نتیجه یا روندیک استراحت کوتاه کمکم کرد دوباره تمرکز کنم.
کمک به بهتر شدن نتیجه یا روندبه همسایهٔ سالمندم کمک کردم خریدهایش را حمل کند.
کمک به حمل خرید و وسایل روزانهکمکم میکنی این کیسهها را روی میز بگذارم؟
کمک به حمل خرید و وسایل روزانهدوستانمان شنبه برای اسبابکشی به ما کمک کردند.
کمک به اسبابکشی و بستهبندیکمکت میکنم فنجانهای شکستنی را بستهبندی کنی.
کمک به اسبابکشی و بستهبندیکمکم میکنی چاپگر را وصل کنم؟
کمک به حل مشکل دستگاه یا فایلراهنما به او کمک کرد فایلهایش را بازیابی کند.
کمک به حل مشکل دستگاه یا فایلرهگذری به ما کمک کرد ایستگاه را پیدا کنیم.
کمک به پیدا کردن مسیر یا خواندن نقشهلطفاً به گردشگران کمک کن نقشه را بخوانند.
کمک به پیدا کردن مسیر یا خواندن نقشهممکن است کمکم کنی این پیام را ترجمه کنم؟
کمک به فهم و ترجمهٔ پیامدوستش کمک کرد دعوتنامه را بفهمد.
کمک به فهم و ترجمهٔ پیامکارمند کمکم کرد فرم را پر کنم.
کمک به پرکردن فرم یا درخواستمیتوانی به پدرت کمک کنی درخواستش را آنلاین ثبت کند؟
کمک به پرکردن فرم یا درخواستهمکلاسیام کمکم کرد واژهها را مرور کنم.
کمک در آمادهشدن برای امتحان یا تمرینبه پسرعمویم کمک کردم برای امتحان شفاهی تمرین کند.
کمک در آمادهشدن برای امتحان یا تمریناو به کودک کمک کرد بند کفشش را ببندد.
کمک به کودک در یادگیری کاری سادهبه خواهرزادهام کمک کردم دکمههای پالتویش را ببندد.
کمک به کودک در یادگیری کاری سادهدانشآموزان محلی در پخش پتوها کمک کردند.
مشارکت در کار داوطلبانهٔ اجتماعیما برای تمیزکردن باغچهٔ محله کمک کردیم.
مشارکت در کار داوطلبانهٔ اجتماعیهمه کمک کردند ارائه بهموقع تمام شود.
کمک به همکاران در پایان کار گروهیبه همکارم کمک کردم عددها را بررسی کند.
کمک به همکاران در پایان کار گروهیاستفاده از هر دو روی کاغذ به کاهش هدررفت کمک میکند.
کمک به کاهش هدررفت موادتعمیرهای کوچک کمک میکنند وسایل مدت بیشتری قابل استفاده بمانند.
کمک به کاهش هدررفت موادیک فهرست روشن کمکمان کرد پیشنهادها را مقایسه کنیم.
کمک به مقایسه و انتخاب گزینههاکمکم میکنی تاریخی برای جلسه انتخاب کنم؟
کمک به مقایسه و انتخاب گزینههاما در انجام تکلیف به هم کمک میکنیم.
یاری متقابل و دوطرفههمسایهها بعد از طوفان به هم کمک کردند.
یاری متقابل و دوطرفهبرای ترجمه از فرهنگ لغت کمک میگیرم.
از ابزار یا منبع برای پیشبرد کاری کمک گرفتناو برای آمادهکردن سفر از یک راهنما کمک میگیرد.
از ابزار یا منبع برای پیشبرد کاری کمک گرفتنAyudo a mi abuelo cuando me necesita.
وقتی پدربزرگم به من نیاز دارد، کمکش میکنم.
¿Me ayudas con este informe?
برای این گزارش کمکم میکنی؟
Te ayudaré a organizar la fiesta.
کمکت میکنم مهمانی را برنامهریزی کنی.
El equipo ayudó a los afectados por la tormenta.
گروه به آسیبدیدگان طوفان کمک کرد.
La lectura diaria ayuda a mejorar el vocabulario.
مطالعهٔ روزانه به بهتر شدن دامنهٔ واژگان کمک میکند.
Ayudé a mi vecina mayor a llevar la compra.
به همسایهٔ سالمندم کمک کردم خریدهایش را حمل کند.
Nuestros amigos nos ayudaron con la mudanza el sábado.
دوستانمان شنبه برای اسبابکشی به ما کمک کردند.
¿Me ayudas a conectar la impresora?
کمکم میکنی چاپگر را وصل کنم؟
Un transeúnte nos ayudó a encontrar la estación.
رهگذری به ما کمک کرد ایستگاه را پیدا کنیم.
¿Podrías ayudarme a traducir este mensaje?
ممکن است کمکم کنی این پیام را ترجمه کنم؟
El empleado me ayudó a rellenar el formulario.
کارمند کمکم کرد فرم را پر کنم.
Mi compañero de clase me ayudó a repasar el vocabulario.
همکلاسیام کمکم کرد واژهها را مرور کنم.
Ella ayudó al niño a atarse los cordones.
او به کودک کمک کرد بند کفشش را ببندد.
Los estudiantes de la zona ayudaron a repartir mantas.
دانشآموزان محلی در پخش پتوها کمک کردند.
Todos ayudaron a terminar la presentación a tiempo.
همه کمک کردند ارائه بهموقع تمام شود.
Usar las dos caras del papel ayuda a reducir los residuos.
استفاده از هر دو روی کاغذ به کاهش هدررفت کمک میکند.
Una lista clara nos ayudó a comparar las ofertas.
یک فهرست روشن کمکمان کرد پیشنهادها را مقایسه کنیم.
Nos ayudamos con los deberes.
ما در انجام تکلیف به هم کمک میکنیم.
Me ayudo de un diccionario para traducir.
برای ترجمه از فرهنگ لغت کمک میگیرم.