محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
یک شیء یا چیزی را در اختیار شخص دیگر قرار دادن
چیزی را بدون انتظار پول به شخص دیگر بخشیدن
اطلاعات مورد نیاز دیگری را در اختیارش گذاشتن
به کسی امکان قانونی یا شخصی انجام کاری را دادن
«دادن» برای سپردن یک شیء، هدیه، اطلاعات یا اجازه به کار میرود. بن مضارع آن «ده» است: میدهم، میدهد، بده.
یک شیء یا چیزی را در اختیار شخص دیگر قرار دادن
چیزی را بدون انتظار پول به شخص دیگر بخشیدن
اطلاعات مورد نیاز دیگری را در اختیارش گذاشتن
به کسی امکان قانونی یا شخصی انجام کاری را دادن
لطفاً کلید را به من تحویل بده.
چیزی را به دیگری دادنکتاب را در اختیار دوستم گذاشتم.
چیزی را به دیگری دادنیک لیوان آب به خواهرم دادم.
چیزی را به دیگری دادنبرای تولد مادرم گل هدیه دادم.
هدیه دادنبه دوستم یک کادوی کوچک دادم.
هدیه دادنمیشود آدرس خانه را برایم بفرستی؟
اطلاعات یا نشانی دادنمعلم تمرین را بهروشنی توضیح داد.
اطلاعات یا نشانی دادنمادرم به من اجازه داد به پارک بروم.
به کسی اجازه دادنمدیر به ما اجازه داد زودتر محل کار را ترک کنیم.
به کسی اجازه دادنکتاب را به برادرم دادم.
کتاب را به برادرم سپردم.
برای تولدش هدیه دادم.
برای تولدش کادو بردم.
نشانی را به من بده.
لطفاً آدرس را برایم بفرست.
مادرم اجازه داد بروم.
مادرم به من اجازه داد بروم.
قول دادم فردا بیایم.
تعهد کردم فردا بیایم.