خوابیدن؛ در خواب بودن
دیشب هشت ساعت خوابیدم.دیشب هشت ساعت در خواب بودم.
بچه هنوز خوابیده است.بچه هنوز بیدار نشده.
امشب میخواهم زود بخوابم.امشب تصمیم دارم زود به رختخواب بروم.
روی مبل خوابیده بودم.روی مبل در خواب بودم.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
در حالت خواب بودن و استراحت کردن
تلفظ تقریبی در فارسی معیار
«خوابیدن» یعنی مدتی در خواب بودن. وقتی میگوییم «خوابم برد»، بیشتر به لحظهای اشاره میکنیم که از بیداری وارد خواب شدهایم.
در حالت خواب بودن و استراحت کردن
دیشب هشت ساعت در خواب بودم.
بچه هنوز بیدار نشده.
امشب تصمیم دارم زود به رختخواب بروم.
روی مبل در خواب بودم.
امشب زود میخوابم.
امشب زودتر به رختخواب میروم.
دیشب خوب خوابیدم.
دیشب خواب راحتی داشتم.
جمعه تا دیر وقت خوابیدم.
جمعه صبح دیر از خواب بیدار شدم.
پدرم روی مبل خوابیده بود.
پدرم روی مبل خوابش برده بود.
امروز هشت ساعت خوابیدم.
امروز هشت ساعت در خواب بودم.