خوابیدن؛ در خواب بودن
Je dors environ huit heures par nuit.تقریباً هر شب هشت ساعت میخوابم.
Le bébé dort encore.نوزاد هنوز خوابیده است.
J'ai mal dormi cette nuit.دیشب خوب نخوابیدم.
Nous dormons chez nos amis ce soir.امشب خانهٔ دوستانمان میخوابیم.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
être dans l'état de sommeil
dormir در فرانسوی یعنی خوابیدن. اگر بخواهیم بگوییم «به خواب رفتم»، معمولاً از s'endormir استفاده میکنیم.
être dans l'état de sommeil
تقریباً هر شب هشت ساعت میخوابم.
نوزاد هنوز خوابیده است.
دیشب خوب نخوابیدم.
امشب خانهٔ دوستانمان میخوابیم.
Tu as bien dormi ?
خوب خوابیدی؟
J'ai mal dormi hier soir.
دیشب بد خوابیدم.
Il dort huit heures par nuit.
او هر شب هشت ساعت میخوابد.
Je vais dormir chez ma sœur.
امشب خانهٔ خواهرم میخوابم.
Le dimanche, je dors jusqu'à neuf heures.
یکشنبهها تا ساعت نه میخوابم.