خوابیدن؛ در خواب بودن
I usually sleep eight hours a night.معمولاً هر شب هشت ساعت میخوابم.
The baby is sleeping.بچه خوابیده است.
I slept badly last night.دیشب خوب نخوابیدم.
Can you sleep with the light on?میتوانی با چراغ روشن بخوابی؟
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
to rest with your eyes closed and your body asleep
sleep یعنی خوابیدن؛ وقتی بدنمان در حال استراحت است و بیدار نیستیم. برای به خواب رفتن، معمولاً از عبارت «fall asleep» استفاده میکنیم.
to rest with your eyes closed and your body asleep
معمولاً هر شب هشت ساعت میخوابم.
بچه خوابیده است.
دیشب خوب نخوابیدم.
میتوانی با چراغ روشن بخوابی؟
Did you sleep well?
خوب خوابیدی؟
I went to sleep at eleven.
ساعت یازده خوابم برد.
I slept for eight hours.
هشت ساعت خوابیدم.
We slept late on Sunday.
یکشنبه تا دیروقت خوابیدیم.
He slept on the sofa.
او روی مبل خوابید.