محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
to stop sleeping and become awake
to make another person stop sleeping
اگر بخواهیم بگوییم کسی را بیدار کن، میگوییم «wake me up»؛ ضمیر بین wake و up میآید.
wake up یعنی از خواب بیدار شدن. با همین عبارت میتوانیم دربارهٔ بیدار کردنِ یک نفر دیگر هم حرف بزنیم.
to stop sleeping and become awake
to make another person stop sleeping
اگر بخواهیم بگوییم کسی را بیدار کن، میگوییم «wake me up»؛ ضمیر بین wake و up میآید.
معمولاً ساعت هفت بیدار میشوم.
از خواب بیدار شدنقبل از زنگ ساعت بیدار شدم.
از خواب بیدار شدندیشب وسط خواب بیدار شدی؟
از خواب بیدار شدنبچه همین الان بیدار شده است.
از خواب بیدار شدنلطفاً ساعت شش بیدارم کن.
کسی را از خواب بیدار کردنآن سروصدا بچهها را بیدار کرد.
کسی را از خواب بیدار کردنI wake up early on weekdays.
روزهای کاری زود بیدار میشوم.
We woke up late on Sunday.
یکشنبه دیر بیدار شدیم.
She wakes up at six every day.
او هر روز ساعت شش بیدار میشود.
Don't wake the baby up.
بچه را بیدار نکن.
I woke up twice in the night.
دیشب دو بار از خواب بیدار شدم.