یک نقطه یا محدودهٔ معین در فضا، بدون ادعای رتبه یا مقام اجتماعی.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
a particular area, point or location
یک نقطه یا محدودهٔ معین در فضا، بدون ادعای رتبه یا مقام اجتماعی.
a location chosen for people to meet
جایی که برای دیدار افراد تعیین میشود؛ با خودِ رویداد تفاوت دارد.
a location used for an event or activity
فضا یا ساختمانی که برنامه در آن برگزار میشود.
an area or home where someone lives
the location where someone carries out their job
مکانی که فعالیت شغلی در آن انجام میشود، نه نام حرفه.
a location used for reading or learning
فضایی مناسب برای خواندن یا یادگیری.
a location with little noise or disturbance
جایی با سروصدای کم؛ با مفهوم انزوا الزاماً یکسان نیست.
a location occupied by many people
جایی که افراد زیادی در آن حضور دارند.
a location regarded as secure for someone
جایی که برای حضور یا ماندن امن تلقی میشود.
a location open or available to the general public
فضایی برای استفادهٔ عمومی، در برابر ملک یا فضای خصوصی.
a location not generally open to everyone
فضایی با دسترسی محدود به اشخاص معین.
a location close to a particular reference point
محلی که نسبت به نقطهٔ مرجع فاصلهٔ کمی دارد.
a location distant from a particular reference point
محلی که از نقطهٔ مرجع فاصلهٔ زیادی دارد.
a location not yet known or identified
محلی که هنوز برای گوینده یا شخصیت داستان شناختهشده نیست.
a location with importance from the past
محلی با اهمیت یا پیشینهٔ تاریخی.
a location visited for its sights or attractions
جایی که بازدیدکنندگان برای دیدن آن میروند.
a precisely identified location or position
اشاره به نقطه یا نشانی مشخص، نه محدودهٔ تقریبی.
to put or position an object somewhere
place در انگلیسی فعل متعدی است؛ با اسم «مکان» فارسی و دیگر سرواژههای اسمی نباید یکی شود.
finding the route to a particular place
whether a place can be reached and used by people with differing mobility needs
a place used as a stop or interchange on a public transport route
نقطهای برای سوارشدن، پیادهشدن یا تعویض وسیلهٔ نقلیه؛ با خودِ وسیله اشتباه نشود.
an agreed place for collecting a person or parcel
مکانی که افراد یا بستهها در آن تحویل گرفته یا سوار میشوند؛ زمان و آدرس باید جداگانه روشن شوند.
identifying entrances and exits of a place
مکان ممکن است چند ورودی داشته باشد؛ نزدیکترین ورودی همیشه ورودی مجاز نیست.
checking when a place opens or closes to visitors
باز یا بسته بودن یک مکان در زمان مراجعه را نشان میدهد؛ از ادعای ساعت واقعی بدون استعلام خودداری میکند.
describing how clean and maintained a place is
وضعیت تمیزی و نگهداری یک مکان را توصیف میکند؛ ایمنی، بهداشت تخصصی و تمیزی یکسان نیستند.
a place that offers temporary shelter from weather
برای دورماندن از باران، آفتاب یا باد به مکانی موقت اشاره میکند؛ این بهتنهایی تضمین ایمنی نیست.
a designated place to wait or form a queue
مکانی برای انتظار نوبت یا ورود؛ با قرار ملاقات و مکان برگزاری رویداد یکی نیست.
services or facilities available at a place
وجود سرویس بهداشتی، آب یا محل نشستن را از ویژگیهای عمومی مکان جدا میکند؛ امکانات باید بررسی شوند.
a place used for a short, defined period
فضایی که برای مدت محدود استفاده میشود، نه الزاماً محل دائمی زندگی یا کار.
checking photography rules or finding a viewpoint at a place
کاربرد مکان برای عکاسی را پوشش میدهد و یادآور میشود که اجازهٔ عکاسی در همهجا یکسان نیست.
a place where a community gathers for shared activities
به نقش اجتماعی مکان در محله اشاره دارد؛ با معنای عمومیِ شهر یا صرفاً رویداد متفاوت است.
a place that carries personal memories or emotional meaning
توصیف تجربهٔ شخصی از مکان است؛ ارزش عاطفی را با ویژگی فیزیکی یا تاریخی آن یکی نمیگیرد.
The festival will take place next month.
جشنواره ماه آینده برگزار میشود.
Why did you go there in the first place?
اصلاً چرا از ابتدا به آنجا رفتی؟
That large chair looks out of place here.
آن صندلی بزرگ اینجا نامتناسب به نظر میرسد.
She hopes to have a place of her own.
او امیدوار است مکانی مستقل برای خودش داشته باشد.
He put the map back in its place.
او نقشه را سر جای خودش گذاشت.
place در اصل مکان یا محل است؛ بهصورت فعل «قرار دادن» و در برخی اصطلاحها «رتبه» یا «برگزاری» هم معنی میدهد.
a particular area, point or location
یک نقطه یا محدودهٔ معین در فضا، بدون ادعای رتبه یا مقام اجتماعی.
a location chosen for people to meet
جایی که برای دیدار افراد تعیین میشود؛ با خودِ رویداد تفاوت دارد.
a location used for an event or activity
فضا یا ساختمانی که برنامه در آن برگزار میشود.
an area or home where someone lives
the location where someone carries out their job
مکانی که فعالیت شغلی در آن انجام میشود، نه نام حرفه.
a location used for reading or learning
فضایی مناسب برای خواندن یا یادگیری.
a location with little noise or disturbance
جایی با سروصدای کم؛ با مفهوم انزوا الزاماً یکسان نیست.
a location occupied by many people
جایی که افراد زیادی در آن حضور دارند.
a location regarded as secure for someone
جایی که برای حضور یا ماندن امن تلقی میشود.
a location open or available to the general public
فضایی برای استفادهٔ عمومی، در برابر ملک یا فضای خصوصی.
a location not generally open to everyone
فضایی با دسترسی محدود به اشخاص معین.
a location close to a particular reference point
محلی که نسبت به نقطهٔ مرجع فاصلهٔ کمی دارد.
a location distant from a particular reference point
محلی که از نقطهٔ مرجع فاصلهٔ زیادی دارد.
a location not yet known or identified
محلی که هنوز برای گوینده یا شخصیت داستان شناختهشده نیست.
a location with importance from the past
محلی با اهمیت یا پیشینهٔ تاریخی.
a location visited for its sights or attractions
جایی که بازدیدکنندگان برای دیدن آن میروند.
a precisely identified location or position
اشاره به نقطه یا نشانی مشخص، نه محدودهٔ تقریبی.
to put or position an object somewhere
place در انگلیسی فعل متعدی است؛ با اسم «مکان» فارسی و دیگر سرواژههای اسمی نباید یکی شود.
finding the route to a particular place
whether a place can be reached and used by people with differing mobility needs
a place used as a stop or interchange on a public transport route
نقطهای برای سوارشدن، پیادهشدن یا تعویض وسیلهٔ نقلیه؛ با خودِ وسیله اشتباه نشود.
an agreed place for collecting a person or parcel
مکانی که افراد یا بستهها در آن تحویل گرفته یا سوار میشوند؛ زمان و آدرس باید جداگانه روشن شوند.
identifying entrances and exits of a place
مکان ممکن است چند ورودی داشته باشد؛ نزدیکترین ورودی همیشه ورودی مجاز نیست.
checking when a place opens or closes to visitors
باز یا بسته بودن یک مکان در زمان مراجعه را نشان میدهد؛ از ادعای ساعت واقعی بدون استعلام خودداری میکند.
describing how clean and maintained a place is
وضعیت تمیزی و نگهداری یک مکان را توصیف میکند؛ ایمنی، بهداشت تخصصی و تمیزی یکسان نیستند.
a place that offers temporary shelter from weather
برای دورماندن از باران، آفتاب یا باد به مکانی موقت اشاره میکند؛ این بهتنهایی تضمین ایمنی نیست.
a designated place to wait or form a queue
مکانی برای انتظار نوبت یا ورود؛ با قرار ملاقات و مکان برگزاری رویداد یکی نیست.
services or facilities available at a place
وجود سرویس بهداشتی، آب یا محل نشستن را از ویژگیهای عمومی مکان جدا میکند؛ امکانات باید بررسی شوند.
a place used for a short, defined period
فضایی که برای مدت محدود استفاده میشود، نه الزاماً محل دائمی زندگی یا کار.
checking photography rules or finding a viewpoint at a place
کاربرد مکان برای عکاسی را پوشش میدهد و یادآور میشود که اجازهٔ عکاسی در همهجا یکسان نیست.
a place where a community gathers for shared activities
به نقش اجتماعی مکان در محله اشاره دارد؛ با معنای عمومیِ شهر یا صرفاً رویداد متفاوت است.
این مکان را میتوان بهراحتی روی نقشه پیدا کرد.
مکان یا جای مشخصما از مکانی نزدیک پل قدیمی دیدن کردیم.
مکان یا جای مشخصهر مکان داستان خودش را دارد.
مکان یا جای مشخصکافه محل ملاقات ماست.
محل ملاقاتآنها مکانی کنار ایستگاه برای دیدار انتخاب کردند.
محل ملاقاتلطفاً مکان ملاقات ما را تأیید کن.
محل ملاقاتکنسرت در سالن کوچکی برگزار میشود.
محل برگزاری رویدادما مکانی برای نمایشگاه کتاب پیدا کردیم.
محل برگزاری رویدادمکان مراسم دیروز تغییر کرد.
محل برگزاری رویداداینجا مکان دلپذیری برای زندگی است.
مکان زندگیپدربزرگ و مادربزرگش در مکانی آرام زندگی میکنند.
مکان زندگیاو مکانی نزدیک خانوادهاش میخواهد.
مکان زندگیکارگاه محل کار همیشگی اوست.
محل کارمکانی امن برای کار برای همه مهم است.
محل کارمحل کار جدید آنها در مرکز شهر است.
محل کارکتابخانه مکان خوبی برای مطالعه است.
مکان مطالعهاو مکانی برای مطالعه بدون سروصدا پیدا کرد.
مکان مطالعهاین مکان میزهایی برای دانشآموزان دارد.
مکان مطالعهما در مکانی آرام نزدیک باغ نشستیم.
مکان آراماو دنبال مکانی دور از رفتوآمد خودروها گشت.
مکان آراماینجا مکان آرامِ محبوب من است.
مکان آرامبازار جمعهها مکان شلوغی است.
مکان شلوغوقتی آنجا خیلی شلوغ شد، مکان را ترک کردند.
مکان شلوغپیدا کردن راه در مکانی شلوغ ممکن است دشوار باشد.
مکان شلوغآنها تا پایان باران در مکانی امن منتظر ماندند.
مکان امنکودکان به مکانی امن برای بازی نیاز دارند.
مکان امناو مکانی امن برای مدارکش پیدا کرد.
مکان امناین میدان مکانی عمومی است.
مکان عمومیقوانین سیگار کشیدن ممکن است در مکانهای عمومی متفاوت باشد.
مکان عمومیباید مکانهای عمومی را تمیز نگه داریم.
مکان عمومیباغ مکانی خصوصی پشت خانه است.
مکان خصوصیآنها مکانی خصوصی برای گفتوگو خواستند.
مکان خصوصیورود به این مکان فقط برای ساکنان است.
مکان خصوصینزدیک رودخانه مکان خوبی هست.
مکان نزدیکبیایید مکانی نزدیک ورودی انتخاب کنیم.
مکان نزدیکنزدیکترین مکان برای استراحت آن سوی خیابان است.
مکان نزدیکآنها به مکانی دوردست در کوهستان سفر کردند.
مکان دوراین مکان برای رسیدن پیاده بسیار دور است.
مکان دوراو مکانی دور در کنار دریا را توصیف کرد.
مکان دورنقشه مکانی ناشناخته را مشخص کرده بود.
مکان ناشناختهآنها وارد مکانی شدند که هیچکدام پیشتر ندیده بودند.
مکان ناشناختهداستان در مکانی ناآشنا آغاز میشود.
مکان ناشناختهاز مکانی تاریخی در بافت قدیمی شهر بازدید کردیم.
مکان تاریخیراهنما دربارهٔ تاریخ آن مکان برایمان گفت.
مکان تاریخیاین مکان تاریخی زیر حفاظت شهرداری است.
مکان تاریخیآبشار مکانی محبوب برای بازدیدکنندگان است.
مکان دیدنی یا گردشگریآنها مکانی زیبا برای دیدن پیشنهاد کردند.
مکان دیدنی یا گردشگریاین مکان در بهار گردشگران را جذب میکند.
مکان دیدنی یا گردشگریمکان دقیق را روی نقشه به من نشان بده.
موقعیت یا مکان دقیقاو مکان دقیق جا گذاشتن کلیدها را به یاد آورد.
موقعیت یا مکان دقیقباید مکان دقیق ورودی را بدانیم.
موقعیت یا مکان دقیقلطفاً کتابها را روی قفسهٔ بالا قرار بده.
قرار دادن چیزی در جاییاو فنجان را با دقت روی میز گذاشت.
قرار دادن چیزی در جاییآنها تابلویی کنار مسیر نصب کردند.
قرار دادن چیزی در جاییپیش از حرکت، مکان را روی نقشه ذخیره کردم.
پیداکردن مسیر و رسیدن به مکانپیداکردن این مکان از ورودی جنوبی آسانتر است.
پیداکردن مسیر و رسیدن به مکاناگر نمیتوانی مکان را پیدا کنی، نشانی راه را بپرس.
پیداکردن مسیر و رسیدن به مکانآیا میتوان بدون استفاده از پله وارد این مکان شد؟
دسترسیپذیری مکان برای افراد مختلفاین مکان کنار درِ اصلی رمپ دارد.
دسترسیپذیری مکان برای افراد مختلفبررسی کن آیا آسانسور به همهٔ طبقههای این مکان میرسد.
دسترسیپذیری مکان برای افراد مختلفایستگاه مکان مناسبی برای تعویض اتوبوس است.
مکان در ارتباط با حملونقل عمومیبرای انتظار مکانی نزدیک خروجی مترو انتخاب کن.
مکان در ارتباط با حملونقل عمومیبررسی کردیم سرویس در کدام مکان توقف میکند.
مکان در ارتباط با حملونقل عمومیبیایید مکانی برای سوارشدن به تاکسی انتخاب کنیم.
نقطهٔ تحویل یا سوارکردنپیک بسته را در مکان تحویل توافقشده گذاشت.
نقطهٔ تحویل یا سوارکردنعکسی از مکانی که منتظر هستی برایم بفرست.
نقطهٔ تحویل یا سوارکردنورودی اصلی این مکان در خیابان بعدی است.
ورودی و خروجی مکانپشت این مکان یک خروجی جداگانه وجود دارد.
ورودی و خروجی مکانبرای ورود از درِ کناری این مکان تابلوها را دنبال کن.
ورودی و خروجی مکانپیش از رفتن ساعت کار مکان را بررسی کن.
ساعت فعالیت و زمان مراجعه به مکاناین مکان یکشنبهها زودتر بسته میشود.
ساعت فعالیت و زمان مراجعه به مکانتابلوی مکان ساعت بازدید امروز را نشان میدهد.
ساعت فعالیت و زمان مراجعه به مکانوقتی رسیدیم مکان تمیز بود.
نظافت و نگهداری مکاناز بازدیدکنندگان خواسته میشود این مکان را مرتب نگه دارند.
نظافت و نگهداری مکاناهالی پس از رویداد برای تمیزکردن مکان کمک کردند.
نظافت و نگهداری مکانوقتی باران شروع شد، مکانی سرپوشیده پیدا کردیم.
مکان سرپوشیده و پناه از هواآن مکان بعدازظهر سایه دارد.
مکان سرپوشیده و پناه از هوابیایید به مکانی دور از باد برویم.
مکان سرپوشیده و پناه از هوااین مکان برای انتظار تا اعلام شمارهٔ نوبت شماست.
محل انتظار و صفلطفاً در محل انتظار برای دیگران فضای کافی بگذارید.
محل انتظار و صفوقتی در صف منتظر بودیم، به مکانی آرامتر رفتیم.
محل انتظار و صفآیا در این مکان آب آشامیدنی وجود دارد؟
امکانات و خدمات موجود در مکاندر این مکان نزدیک ورودی سرویس بهداشتی هست.
امکانات و خدمات موجود در مکانبررسی کن آیا داخل مکان جایی برای نشستن هست.
امکانات و خدمات موجود در مکانکارگاه هنگام تعمیرات به مکانی موقت منتقل شد.
مکان موقت برای یک فعالیتاین مکان فقط دو آخر هفته میزبان بازار خواهد بود.
مکان موقت برای یک فعالیتبرای نگهداری کتابهای اهدایی به مکانی موقت نیاز داریم.
مکان موقت برای یک فعالیتآیا عکاسی در این مکان مجاز است؟
عکسگرفتن و مقررات تصویربرداری در مکانمکانی با دید خوب به پل پیدا کردیم.
عکسگرفتن و مقررات تصویربرداری در مکانلطفاً در این مکان بدون اجازه از افراد عکس نگیرید.
عکسگرفتن و مقررات تصویربرداری در مکانباغ به مکانی برای دیدار همسایهها تبدیل شد.
مکان برای گردهمایی و فعالیت محلیداوطلبان کمک کردند فضای خالی به گوشهای برای مطالعه تبدیل شود.
مکان برای گردهمایی و فعالیت محلیاین مکان افراد نسلهای مختلف را دور هم جمع میکند.
مکان برای گردهمایی و فعالیت محلیاین مکان مرا یاد کودکیام میاندازد.
خاطره و پیوند عاطفی با مکاناو به مکانی برگشت که دوچرخهسواری را آنجا یاد گرفته بود.
خاطره و پیوند عاطفی با مکانبرای او حیاط قدیمی چیزی فراتر از یک مکان است.
خاطره و پیوند عاطفی با مکانThe festival will take place next month.
جشنواره ماه آینده برگزار میشود.
Why did you go there in the first place?
اصلاً چرا از ابتدا به آنجا رفتی؟
That large chair looks out of place here.
آن صندلی بزرگ اینجا نامتناسب به نظر میرسد.
She hopes to have a place of her own.
او امیدوار است مکانی مستقل برای خودش داشته باشد.
He put the map back in its place.
او نقشه را سر جای خودش گذاشت.