نام شخص با عنوان شغلی یا لقب او یکی نیست.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
the word by which a person is known
نام شخص با عنوان شغلی یا لقب او یکی نیست.
a person's first or given name
نام کوچک یا اسم دادهشده با نام خانوادگی تفاوت دارد.
a name used in a person's family identity
اسم خانوادگی را با نام کوچک یکی نگیریم؛ در زبانها اصطلاح مستقلی دارد.
the complete form of someone's name
نام کامل معمولاً شامل نام کوچک و نام خانوادگی است.
a name selected for a child, pet or object
انتخاب نام یک عمل است و واژهٔ name ممکن است در ساخت فعلی بیاید.
a name requested in a conversation
پرسیدن نام در گفتوگو با پرسیدن هویت کامل یکی نیست.
the exact spelling of a person's name
در نامهای خاص املا اهمیت دارد؛ معادلسازی آوایی کافی نیست.
a name written on a page or form
در فرمها نوشتن نام ممکن است با امضا کردن متفاوت باشد.
a name recorded in an organized list
نامِ واردشده در فهرست شناسایی میکند و لزوماً تأیید هویت حقوقی نیست.
the official name used on identification documents
نام رسمی سند با نام مستعار یا نام روزمره ممکن است فرق کند.
a word that identifies a geographical place
نام جغرافیایی یک نام خاص است؛ ترجمهٔ تحتاللفظی همیشه درست نیست.
the identifying name of a business or product
نام تجاری را نباید لزوماً به معنای واژههای سازندهاش ترجمه کرد.
the name credited to a writer or artist
نام واقعی و نام هنری ممکن است متفاوت باشند.
the act of replacing an old name with a new one
تغییر نام رسمی با انتخاب لقب یا نام مستعار یکی نیست.
using someone's name when speaking to them
نامبردن برای خطاب مستقیم با صرفاً اشاره به اسم فرق دارد.
a person's established reputation or fame
اینجا name در ترکیبهای تثبیتشده به اعتبار و شهرت اشاره میکند؛ «چهرهٔ مشهور» ترکی مفهوم دیگری است.
an appeal or action made in someone's name or by an authority
در in the name of زمینهٔ استناد، مجوز یا نمایندگی را مشخص کن.
to give a name to someone or something
name اینجا فعل «نامگذاشتن» است و با ترکیب ترکی isim vermek همکارکرد است.
a person's name printed on a badge for recognition at an event
کارت نام در کنفرانس به شناسایی شرکتکننده کمک میکند؛ با نام رسمی در گذرنامه یکسان نیست.
the way a person's name is spoken aloud correctly
تلفظ نام به احترام و ارتباط روشن کمک میکند؛ حروفبهحروف گفتن آن در بافت «هجی» جداگانه آمده است.
the linguistic or cultural origin from which a personal name comes
ریشهٔ نام توضیح میدهد از چه زبان یا سنتی آمده است؛ این با معنای امروزی آن لزوماً یکی نیست.
the meaning associated with a person's given name
معنای نام با ترجمهٔ اسم عام یا معنای لقب همیشه یکسان نیست؛ باید از ریشه و کاربرد همان نام فهمیده شود.
remembering or forgetting a person's name after meeting them
فراموش کردن نام فرد در گفتوگو رایج است و نباید با فراموش کردن هویت یا نام خانوادگی او خلط شود.
sorting names in alphabetical order for a list or index
ترتیب الفبایی نامها به شیوهٔ مرتبسازی مربوط است؛ با فهرست معمولی نامها در بافت قبلی فرق دارد.
the name under which a restaurant or hotel reservation is recorded
در رزرو رستوران یا هتل، نام برای پیدا کردن سفارش یا میز بهکار میرود، نه لزوماً بهعنوان مدرک هویت رسمی.
the recipient's name written on a parcel for delivery
نام روی بسته برای تحویل به گیرنده است و نباید با نشانی، کد رهگیری یا نام فرستنده اشتباه شود.
a patient's name used to locate a medical appointment or file
نام بیمار در مطب برای یافتن پرونده یا فراخواندن نوبت بهکار میرود؛ این با تشخیص پزشکی یا شمارهٔ پرونده یکی نیست.
the name displayed for a person on a screen or in an app
نام نمایشی ممکن است با شناسهٔ ورود یا نام رسمی متفاوت باشد؛ در این بافت فقط برچسب قابلدیدنِ شخص مطرح است.
the personal name used to address a pet
نام حیوان خانگی یک نام خاص است؛ مثالها دربارهٔ نام است نه عمل عمومی انتخاب نام که در بافت اصلی آمده.
a participant's name recorded for an event or competition
نام ثبتشده برای پذیرش یا مسابقه ممکن است با شناسهٔ ثبتنام تفاوت داشته باشد؛ اینجا منظور خود نام شرکتکننده است.
withholding a person's name to protect privacy
پنهانکردن نام شخص در یک گزارش به معنای ناشناسسازی اشاره دارد؛ با نام مستعار یا شهرت در بافتهای دیگر یکی نیست.
a person's name listed in credits to acknowledge their contribution
What's your name, please?
لطفاً نامت را بگو.
I know the owner by name.
مالک را با نام میشناسم.
She made a name for herself in science.
او در علم برای خود شهرتی پیدا کرد.
We speak in the name of fairness.
به نام انصاف سخن میگوییم.
They named the child after her grandmother.
نام کودک را از نام مادربزرگش گرفتند.
نام یا اسم برای شناسایی شخص، مکان یا چیز؛ همچنین در کاربردهای مربوط به شهرت، نمایندگی و نامگذاری.
the word by which a person is known
نام شخص با عنوان شغلی یا لقب او یکی نیست.
a person's first or given name
نام کوچک یا اسم دادهشده با نام خانوادگی تفاوت دارد.
a name used in a person's family identity
اسم خانوادگی را با نام کوچک یکی نگیریم؛ در زبانها اصطلاح مستقلی دارد.
the complete form of someone's name
نام کامل معمولاً شامل نام کوچک و نام خانوادگی است.
a name selected for a child, pet or object
انتخاب نام یک عمل است و واژهٔ name ممکن است در ساخت فعلی بیاید.
a name requested in a conversation
پرسیدن نام در گفتوگو با پرسیدن هویت کامل یکی نیست.
the exact spelling of a person's name
در نامهای خاص املا اهمیت دارد؛ معادلسازی آوایی کافی نیست.
a name written on a page or form
در فرمها نوشتن نام ممکن است با امضا کردن متفاوت باشد.
a name recorded in an organized list
نامِ واردشده در فهرست شناسایی میکند و لزوماً تأیید هویت حقوقی نیست.
the official name used on identification documents
نام رسمی سند با نام مستعار یا نام روزمره ممکن است فرق کند.
a word that identifies a geographical place
نام جغرافیایی یک نام خاص است؛ ترجمهٔ تحتاللفظی همیشه درست نیست.
the identifying name of a business or product
نام تجاری را نباید لزوماً به معنای واژههای سازندهاش ترجمه کرد.
the name credited to a writer or artist
نام واقعی و نام هنری ممکن است متفاوت باشند.
the act of replacing an old name with a new one
تغییر نام رسمی با انتخاب لقب یا نام مستعار یکی نیست.
using someone's name when speaking to them
نامبردن برای خطاب مستقیم با صرفاً اشاره به اسم فرق دارد.
a person's established reputation or fame
اینجا name در ترکیبهای تثبیتشده به اعتبار و شهرت اشاره میکند؛ «چهرهٔ مشهور» ترکی مفهوم دیگری است.
an appeal or action made in someone's name or by an authority
در in the name of زمینهٔ استناد، مجوز یا نمایندگی را مشخص کن.
to give a name to someone or something
name اینجا فعل «نامگذاشتن» است و با ترکیب ترکی isim vermek همکارکرد است.
a person's name printed on a badge for recognition at an event
کارت نام در کنفرانس به شناسایی شرکتکننده کمک میکند؛ با نام رسمی در گذرنامه یکسان نیست.
the way a person's name is spoken aloud correctly
تلفظ نام به احترام و ارتباط روشن کمک میکند؛ حروفبهحروف گفتن آن در بافت «هجی» جداگانه آمده است.
the linguistic or cultural origin from which a personal name comes
ریشهٔ نام توضیح میدهد از چه زبان یا سنتی آمده است؛ این با معنای امروزی آن لزوماً یکی نیست.
the meaning associated with a person's given name
معنای نام با ترجمهٔ اسم عام یا معنای لقب همیشه یکسان نیست؛ باید از ریشه و کاربرد همان نام فهمیده شود.
remembering or forgetting a person's name after meeting them
فراموش کردن نام فرد در گفتوگو رایج است و نباید با فراموش کردن هویت یا نام خانوادگی او خلط شود.
sorting names in alphabetical order for a list or index
ترتیب الفبایی نامها به شیوهٔ مرتبسازی مربوط است؛ با فهرست معمولی نامها در بافت قبلی فرق دارد.
the name under which a restaurant or hotel reservation is recorded
در رزرو رستوران یا هتل، نام برای پیدا کردن سفارش یا میز بهکار میرود، نه لزوماً بهعنوان مدرک هویت رسمی.
the recipient's name written on a parcel for delivery
نام روی بسته برای تحویل به گیرنده است و نباید با نشانی، کد رهگیری یا نام فرستنده اشتباه شود.
a patient's name used to locate a medical appointment or file
نام بیمار در مطب برای یافتن پرونده یا فراخواندن نوبت بهکار میرود؛ این با تشخیص پزشکی یا شمارهٔ پرونده یکی نیست.
the name displayed for a person on a screen or in an app
نام نمایشی ممکن است با شناسهٔ ورود یا نام رسمی متفاوت باشد؛ در این بافت فقط برچسب قابلدیدنِ شخص مطرح است.
the personal name used to address a pet
نام حیوان خانگی یک نام خاص است؛ مثالها دربارهٔ نام است نه عمل عمومی انتخاب نام که در بافت اصلی آمده.
a participant's name recorded for an event or competition
نام ثبتشده برای پذیرش یا مسابقه ممکن است با شناسهٔ ثبتنام تفاوت داشته باشد؛ اینجا منظور خود نام شرکتکننده است.
withholding a person's name to protect privacy
پنهانکردن نام شخص در یک گزارش به معنای ناشناسسازی اشاره دارد؛ با نام مستعار یا شهرت در بافتهای دیگر یکی نیست.
نام او لیلاست.
نام شخص برای شناسایی اونامش را از جلسه به یاد داشتم.
نام شخص برای شناسایی اوهر دانشآموز خود را با نام معرفی کرد.
نام شخص برای شناسایی اونام کوچکم دانیل است.
نام کوچک و نام دادهشدهاو نام کوچکش را در کادر اول نوشت.
نام کوچک و نام دادهشدهمعلم نام کوچک هر کودک را پرسید.
نام کوچک و نام دادهشدهلطفاً نام خانوادگی را پس از نام کوچک وارد کنید.
نام خانوادگی در کنار نام کوچکنام خانوادگیاش روی کارت نوشته شده است.
نام خانوادگی در کنار نام کوچکنام کوچکش را با نام خانوادگی اشتباه گرفتم.
نام خانوادگی در کنار نام کوچکنام کاملت را بالای فرم بنویس.
نام کامل شامل اجزای شخصیگواهی نام کامل او را نشان میدهد.
نام کامل شامل اجزای شخصیاو با نام کامل خود را معرفی کرد.
نام کامل شامل اجزای شخصیبرای تولهسگ نام کوتاهی انتخاب کردند.
انتخاب نام برای کسی یا چیزیدنبال نامی برای نوزاد هستیم.
انتخاب نام برای کسی یا چیزیقایق جدید پیش از بهآبانداختن به نام نیاز دارد.
انتخاب نام برای کسی یا چیزیمیتوانم نامتان را بپرسم؟
پرسیدن نام در گفتوگومسئول پذیرش نامم را پرسید.
پرسیدن نام در گفتوگوفراموش کردم نام راهنما را بپرسم.
پرسیدن نام در گفتوگومیشود نامتان را آرام هجی کنید؟
هجیکردن و درستنوشتن نامنام او دو حرف دارد که شبیه هم تلفظ میشوند.
هجیکردن و درستنوشتن ناماملای نام او را دو بار چک کردم.
هجیکردن و درستنوشتن ناملطفاً نامتان را با خودکار آبی بنویسید.
نوشتن نام روی سند یا برگهنامش را روی پاکت نوشت.
نوشتن نام روی سند یا برگهنام کودک را روی دفتر نوشت.
نوشتن نام روی سند یا برگهنامت در فهرست مهمانان است.
نام در فهرست حضور یا ثبتنامم را در لیست پیدا نکردم.
نام در فهرست حضور یا ثبتبرگزارکننده تکتک نامهای برگه را بررسی کرد.
نام در فهرست حضور یا ثبتاز نام نوشتهشده در گذرنامه استفاده کن.
نام قانونی یا رسمی در مدارکنام رسمی او در قرارداد آمده است.
نام قانونی یا رسمی در مدارکفرم نام درجشده روی کارت شناسایی را میخواهد.
نام قانونی یا رسمی در مدارکنام این روستا چیست؟
نام مکان و شهرنام رودخانه روی نقشه آمده است.
نام مکان و شهرنام سه شهر نزدیک را یاد گرفتیم.
نام مکان و شهربرای کافه نام سادهای انتخاب کردند.
نام برند یا فروشگاهنام برند روی جعبه چاپ شده است.
نام برند یا فروشگاهفروشگاه را از نامش شناختم.
نام برند یا فروشگاهنام نویسنده روی جلد است.
نام نویسنده یا هنرمنداو شعرها را با نام دیگری منتشر میکند.
نام نویسنده یا هنرمندنتوانستم نام نقاش را زیر تصویر بخوانم.
نام نویسنده یا هنرمنداو تصمیم گرفت پس از ازدواج نامش را تغییر دهد.
تغییر نام شخص یا چیزنام خیابان سال گذشته تغییر کرد.
تغییر نام شخص یا چیزمیتوانی درخواست اصلاح نام غلطنوشتهشده بدهی.
تغییر نام شخص یا چیزلطفاً مرا با نام کوچکم صدا کن.
خطابکردن با ناممربی نام همهٔ بازیکنان را میدانست.
خطابکردن با ناماو کودک را با نام خطاب کرد.
خطابکردن با ناماو بهعنوان طراح برای خودش شهرتی دستوپا کرد.
نام به معنای شهرت و اعتباراین رستوران در شهر خوشنام است.
نام به معنای شهرت و اعتباراو سخت تلاش کرد از اعتبارش محافظت کند.
نام به معنای شهرت و اعتبارآنها به نام عدالت خواستار انصاف شدند.
در عبارت in the name of برای استناد به ناممراسم به نام صلح آغاز شد.
در عبارت in the name of برای استناد به ناماو به نام جامعه سخن گفت.
در عبارت in the name of برای استناد به نامنام بچهگربه را لونا گذاشتند.
فعل name به معنای نامگذاشتنمیتوانی نام این گل را بگویی؟
فعل name به معنای نامگذاشتنخانواده نام دخترشان را سارا گذاشت.
فعل name به معنای نامگذاشتننام من روی کارت کنفرانس چاپ شده است.
نام روی کارت شناسایی در یک رویدادپیش از ورود، نام روی کارتت را بررسی کن.
نام روی کارت شناسایی در یک رویدادخواندن نام او روی کارت کوچک دشوار بود.
نام روی کارت شناسایی در یک رویدادمیشود نامم را آهستهتر تلفظ کنی؟
تلفظ درست نام یک شخصمعلم پرسید نام او را چطور درست تلفظ کند.
تلفظ درست نام یک شخصتلفظ نامم را مؤدبانه تصحیح کردم.
تلفظ درست نام یک شخصریشهٔ نامت را میدانی؟
ریشهٔ زبانی یا فرهنگی نامدربارهٔ ریشهٔ این نام هنوز اختلاف نظر هست.
ریشهٔ زبانی یا فرهنگی نامما دربارهٔ خاستگاه فرهنگی نام او تحقیق کردیم.
ریشهٔ زبانی یا فرهنگی نامنام نیلا چه معنایی دارد؟
معنای یک نام شخصیکتاب معنای چند نام را توضیح میدهد.
معنای یک نام شخصیاو دربارهٔ معنای نام مادربزرگش پرسید.
معنای یک نام شخصیچهرهاش را میشناسم، اما نامش یادم نمیآید.
به یاد آوردن یا فراموش کردن نامیک دقیقه طول کشید تا نام او را به یاد بیاورم.
به یاد آوردن یا فراموش کردن ناملطفاً نامت را دوباره به من یادآوری کن.
به یاد آوردن یا فراموش کردن نامنامها به ترتیب حروف الفبا چیده شدهاند.
مرتبکردن نامها بر اساس حروف الفبانامت را زیر حرف مربوط پیدا کن.
مرتبکردن نامها بر اساس حروف الفباپیش از چاپ راهنما، نامها را مرتب کردیم.
مرتبکردن نامها بر اساس حروف الفبامیز به نام امینی رزرو شده است.
نام ثبتشده برای رزرورزرو هتل به چه نامی است؟
نام ثبتشده برای رزرونامم را به پذیرش گفتم تا رزرو را پیدا کند.
نام ثبتشده برای رزرونام گیرنده روی بسته نیست.
نام گیرنده روی بستهٔ پستیلطفاً نام روی برچسب ارسال را بررسی کن.
نام گیرنده روی بستهٔ پستیپیک نام نوشتهشده روی جعبه را پرسید.
نام گیرنده روی بستهٔ پستیپرستار نامم را در سالن انتظار صدا زد.
نام بیمار هنگام نوبت پزشکیآیا نوبت به نام تو ثبت شده است؟
نام بیمار هنگام نوبت پزشکیآنها نام روی پروندهٔ بیمار را اصلاح کردند.
نام بیمار هنگام نوبت پزشکینامت بالای پروفایل نمایش داده میشود.
نمایش نام در برنامه یا روی صفحهنام نمایشیام را در تماسهای تصویری تغییر دادم.
نمایش نام در برنامه یا روی صفحهبرنامه نامت را از کاربران دیگر پنهان میکند.
نمایش نام در برنامه یا روی صفحهنام سگ ما میسو است.
نام حیوان خانگیگربه وقتی نامش را میشنود واکنش نشان میدهد.
نام حیوان خانگیدامپزشک نام حیوان را روی کارت آن نوشت.
نام حیوان خانگینامم را در فهرست ثبتنام مسابقه پیدا کردم.
نام شرکتکننده در ثبتنام رویداددر ورودی نام هر شرکتکننده را بررسی کردند.
نام شرکتکننده در ثبتنام رویدادنام او پس از پایان مهلت ثبتنام اضافه شد.
نام شرکتکننده در ثبتنام رویدادگزارش نام شاهد را فاش نمیکند.
پنهانکردن نام برای حفظ حریم خصوصیاو از ما خواست نامش را منتشر نکنیم.
پنهانکردن نام برای حفظ حریم خصوصیما همهٔ نامها را از سند عمومی حذف کردیم.
پنهانکردن نام برای حفظ حریم خصوصینام او در تیتراژ فیلم دیده میشود.
نام افراد در بخش تقدیر و عوامل تولیدما تکتک نامهای بخش سپاس را بررسی کردیم.
نام افراد در بخش تقدیر و عوامل تولیدنام طراح در فهرست عوامل نبود.
نام افراد در بخش تقدیر و عوامل تولیدWhat's your name, please?
لطفاً نامت را بگو.
I know the owner by name.
مالک را با نام میشناسم.
She made a name for herself in science.
او در علم برای خود شهرتی پیدا کرد.
We speak in the name of fairness.
به نام انصاف سخن میگوییم.
They named the child after her grandmother.
نام کودک را از نام مادربزرگش گرفتند.