«همیشه» تکرار رفتار در هر برخورد مناسب را میرساند؛ بهمعنای سلامکردنِ بیوقفه نیست.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
Habitual repetition without a stated exception: greeting people.
«همیشه» تکرار رفتار در هر برخورد مناسب را میرساند؛ بهمعنای سلامکردنِ بیوقفه نیست.
Habitual repetition without a stated exception: being punctual.
قید بسامد از عادتِ وقتشناسی در موقعیتهای تکرارشونده خبر میدهد؛ ساعت دقیق را بخش دیگری از جمله میرساند.
Habitual repetition without a stated exception: handling keys.
گذاشتن یا بررسی کلید در هر نوبتِ مربوط، یک روال شخصی است؛ «همیشه» محل کلید را مشخص نمیکند.
Habitual repetition without a stated exception: morning routines.
در عادت صبحگاهی، دامنهٔ «همیشه» معمولاً هر صبحِ مربوط است، نه هر لحظه از شبانهروز.
Habitual repetition without a stated exception: dental-care routines.
«همیشه» در این مثالها پایبندی به کار مراقبتی در نوبتهای مشخص را نشان میدهد؛ توصیهٔ پزشکیِ مستقل نیست.
Habitual repetition without a stated exception: carrying and offering water.
روال برداشتن یا تعارف آب بسته به موقعیت تکرار میشود؛ «همیشه» بهخودیخود مقدار آب را بیان نمیکند.
Habitual repetition without a stated exception: checking schedules.
قید به بررسی منظم تقویم و برنامه اشاره دارد؛ روز یا ساعتِ خاص از عبارت زمانی دیگر به دست میآید.
Habitual repetition without a stated exception: saving computer files.
این کاربرد از روال ذخیره یا پشتیبانگیری میگوید، نه اینکه فایل در تمام زمانها در حال ذخیرهشدن باشد.
Habitual repetition without a stated exception: crossing streets carefully.
در این موقعیت، «همیشه» به هر بار عبورِ مرتبط محدود است؛ خود قید دستور راهنمایی و رانندگی نیست.
Habitual repetition without a stated exception: fastening seat belts.
قید پایبندی به بستن کمربند در هر سفر مربوط را میرساند؛ جای آن در زبانها با فعل و ساخت جمله فرق میکند.
Habitual repetition without a stated exception: reviewing schoolwork.
این مثالها دربارهٔ تکرارِ کنترل پاسخ و یادداشتاند؛ «همیشه» نتیجهٔ درستِ تکلیف را تضمین نمیکند.
Habitual repetition without a stated exception: practicing languages.
قید نشان میدهد تمرین در هر موقعیتِ معمولِ تعیینشده انجام میشود، نه اینکه فرد تمام روز در حال مطالعه باشد.
Habitual repetition without a stated exception: preparing food.
Habitual repetition without a stated exception: helping people close to us.
این کاربرد دربارهٔ آمادگی و رفتار مکرر در موقعیت نیاز است؛ ضرورتاً به معنی توانایی کمک در هر شرایط نیست.
Habitual repetition without a stated exception: keeping promises.
قید پایبندیِ گوینده به وعدههایش را بیان میکند؛ در جملههای قولدادن بار تأکیدی هم دارد.
Habitual repetition without a stated exception: tidying the kitchen.
قید بسامد نشاندهندهٔ عادت مرتبکردن پس از کار یا در روزهای مشخص است؛ خود نوع نظافت را مشخص نمیکند.
Habitual repetition without a stated exception: preparing for exercise.
دامنهٔ «همیشه» اینجا هر نوبت تمرینِ مرتبط است و ترتیبِ قبل یا بعد از ورزش را قیدهای زمانی مشخص میکنند.
Habitual repetition without a stated exception: family rituals.
«همیشه» میتواند کنار «جمعهها» یا «یکشنبهها» بیاید و یعنی این رسم در همهٔ آن نوبتها برقرار است.
Consistently checking the forecast before setting off.
همیشه نشاندهندهٔ روال ثابت راوی در آماده شدن برای سفر است؛ پیشبینی هوا تضمین قطعیت نیست.
Having a consistent daily pet-care routine.
در مثالها always دربارهٔ عادت نگهداری از حیوان است، نه ادعای الزام دامپزشکی یا توصیهٔ بالینی.
Checking bicycle lights as a regular departure habit.
نشاندهندهٔ عادت تکراری در رفتوآمد است؛ واژهٔ always با «گاهی» و «معمولاً» یکسان نیست.
Sorting household recyclable materials as a standing habit.
always میزان تداوم رفتار را بیان میکند و دربارهٔ قوانین بازیافت شهرها تعمیم حقوقی نمیدهد.
Checking a borrowed book's return date every time.
اینجا «همیشه» مربوط به بررسی تاریخ موعد است، نه معنی «تا ابد» یا «هنوز».
Tuning a musical instrument before each practice session.
تکرار در هر نوبت تمرین، نه استمرار بدون وقفه، مراد است.
Logging out of an account on a shared computer every time.
این مثالها عادت کاربر را گزارش میکنند؛ حکم امنیتی مطلق یا دستور فنی نیستند.
Listening for platform announcements before boarding a train.
always به روال گوش دادن هنگام سفر اشاره دارد، نه به اینکه اعلام سکو هر لحظه برقرار باشد.
Having tickets ready before entering a performance venue.
بیان عادت شخصی برای آماده کردن بلیت است؛ شرایط ورود هر سالن از مثال استنتاج نمیشود.
Checking plant soil as a regular part of indoor plant care.
عادت بررسی گلدان را بیان میکند و توصیهٔ قطعی برای مقدار یا دفعات آبیاری نیست.
Cleaning paintbrushes after every painting session.
تکرار در پایان کار هنری را نشان میدهد؛ در هر زبان، قید بسامد به رفتار مرتبط است.
Checking a parcel's address before mailing it.
always به کنترل مکرر مشخصات در فرآیند ارسال اشاره میکند، نه اینکه یک نشانی همیشه معتبر باشد.
Checking the microphone before joining an online meeting.
قید بسامد always مستقل از فعل «بررسی کردن» است و به روال فنی هر جلسه اشاره دارد.
Tidying a shared work area before leaving each time.
این کاربرد دربارهٔ عادت در محیط کار مشترک است و قوانین عمومی یا دائمی برای همهٔ محیطها ادعا نمیکند.
Our teacher always starts class on time.
معلم ما همیشه کلاس را بهموقع شروع میکند.
My father always makes tea in the morning.
پدرم همیشه صبحها چای درست میکند.
I always keep my promises.
من همیشه به قولهایم عمل میکنم.
I always stretch before running.
من همیشه پیش از دویدن نرمش کششی انجام میدهم.
We always have dinner together on Fridays.
ما همیشه جمعهها با هم شام میخوریم.
Always در جملهٔ مثبت از تکرار یک رفتار در همهٔ نوبتهای مربوط میگوید: I always check. در زمان حال ساده معمولاً پیش از فعل اصلی و پس از be میآید. با all day («تمام روز»)، forever («برای همیشه») و still («هنوز») یکسان نیست.
Habitual repetition without a stated exception: greeting people.
«همیشه» تکرار رفتار در هر برخورد مناسب را میرساند؛ بهمعنای سلامکردنِ بیوقفه نیست.
Habitual repetition without a stated exception: being punctual.
قید بسامد از عادتِ وقتشناسی در موقعیتهای تکرارشونده خبر میدهد؛ ساعت دقیق را بخش دیگری از جمله میرساند.
Habitual repetition without a stated exception: handling keys.
گذاشتن یا بررسی کلید در هر نوبتِ مربوط، یک روال شخصی است؛ «همیشه» محل کلید را مشخص نمیکند.
Habitual repetition without a stated exception: morning routines.
در عادت صبحگاهی، دامنهٔ «همیشه» معمولاً هر صبحِ مربوط است، نه هر لحظه از شبانهروز.
Habitual repetition without a stated exception: dental-care routines.
«همیشه» در این مثالها پایبندی به کار مراقبتی در نوبتهای مشخص را نشان میدهد؛ توصیهٔ پزشکیِ مستقل نیست.
Habitual repetition without a stated exception: carrying and offering water.
روال برداشتن یا تعارف آب بسته به موقعیت تکرار میشود؛ «همیشه» بهخودیخود مقدار آب را بیان نمیکند.
Habitual repetition without a stated exception: checking schedules.
قید به بررسی منظم تقویم و برنامه اشاره دارد؛ روز یا ساعتِ خاص از عبارت زمانی دیگر به دست میآید.
Habitual repetition without a stated exception: saving computer files.
این کاربرد از روال ذخیره یا پشتیبانگیری میگوید، نه اینکه فایل در تمام زمانها در حال ذخیرهشدن باشد.
Habitual repetition without a stated exception: crossing streets carefully.
در این موقعیت، «همیشه» به هر بار عبورِ مرتبط محدود است؛ خود قید دستور راهنمایی و رانندگی نیست.
Habitual repetition without a stated exception: fastening seat belts.
قید پایبندی به بستن کمربند در هر سفر مربوط را میرساند؛ جای آن در زبانها با فعل و ساخت جمله فرق میکند.
Habitual repetition without a stated exception: reviewing schoolwork.
این مثالها دربارهٔ تکرارِ کنترل پاسخ و یادداشتاند؛ «همیشه» نتیجهٔ درستِ تکلیف را تضمین نمیکند.
Habitual repetition without a stated exception: practicing languages.
قید نشان میدهد تمرین در هر موقعیتِ معمولِ تعیینشده انجام میشود، نه اینکه فرد تمام روز در حال مطالعه باشد.
Habitual repetition without a stated exception: preparing food.
Habitual repetition without a stated exception: helping people close to us.
این کاربرد دربارهٔ آمادگی و رفتار مکرر در موقعیت نیاز است؛ ضرورتاً به معنی توانایی کمک در هر شرایط نیست.
Habitual repetition without a stated exception: keeping promises.
قید پایبندیِ گوینده به وعدههایش را بیان میکند؛ در جملههای قولدادن بار تأکیدی هم دارد.
Habitual repetition without a stated exception: tidying the kitchen.
قید بسامد نشاندهندهٔ عادت مرتبکردن پس از کار یا در روزهای مشخص است؛ خود نوع نظافت را مشخص نمیکند.
Habitual repetition without a stated exception: preparing for exercise.
دامنهٔ «همیشه» اینجا هر نوبت تمرینِ مرتبط است و ترتیبِ قبل یا بعد از ورزش را قیدهای زمانی مشخص میکنند.
Habitual repetition without a stated exception: family rituals.
«همیشه» میتواند کنار «جمعهها» یا «یکشنبهها» بیاید و یعنی این رسم در همهٔ آن نوبتها برقرار است.
Consistently checking the forecast before setting off.
همیشه نشاندهندهٔ روال ثابت راوی در آماده شدن برای سفر است؛ پیشبینی هوا تضمین قطعیت نیست.
Having a consistent daily pet-care routine.
در مثالها always دربارهٔ عادت نگهداری از حیوان است، نه ادعای الزام دامپزشکی یا توصیهٔ بالینی.
Checking bicycle lights as a regular departure habit.
نشاندهندهٔ عادت تکراری در رفتوآمد است؛ واژهٔ always با «گاهی» و «معمولاً» یکسان نیست.
Sorting household recyclable materials as a standing habit.
always میزان تداوم رفتار را بیان میکند و دربارهٔ قوانین بازیافت شهرها تعمیم حقوقی نمیدهد.
Checking a borrowed book's return date every time.
اینجا «همیشه» مربوط به بررسی تاریخ موعد است، نه معنی «تا ابد» یا «هنوز».
Tuning a musical instrument before each practice session.
تکرار در هر نوبت تمرین، نه استمرار بدون وقفه، مراد است.
Logging out of an account on a shared computer every time.
این مثالها عادت کاربر را گزارش میکنند؛ حکم امنیتی مطلق یا دستور فنی نیستند.
Listening for platform announcements before boarding a train.
always به روال گوش دادن هنگام سفر اشاره دارد، نه به اینکه اعلام سکو هر لحظه برقرار باشد.
Having tickets ready before entering a performance venue.
بیان عادت شخصی برای آماده کردن بلیت است؛ شرایط ورود هر سالن از مثال استنتاج نمیشود.
Checking plant soil as a regular part of indoor plant care.
عادت بررسی گلدان را بیان میکند و توصیهٔ قطعی برای مقدار یا دفعات آبیاری نیست.
Cleaning paintbrushes after every painting session.
تکرار در پایان کار هنری را نشان میدهد؛ در هر زبان، قید بسامد به رفتار مرتبط است.
Checking a parcel's address before mailing it.
always به کنترل مکرر مشخصات در فرآیند ارسال اشاره میکند، نه اینکه یک نشانی همیشه معتبر باشد.
Checking the microphone before joining an online meeting.
قید بسامد always مستقل از فعل «بررسی کردن» است و به روال فنی هر جلسه اشاره دارد.
من همیشه به همسایهها سلام میکنم.
سلامکردن همیشگی به دیگراناو همیشه با لبخند به ما سلام میکند.
سلامکردن همیشگی به دیگرانما همیشه از همکلاسیهای تازه استقبال میکنیم.
سلامکردن همیشگی به دیگراناو همیشه ده دقیقه زودتر میرسد.
وقتشناسی در قرارهامن همیشه پیش از ساعت هفت از خانه بیرون میروم.
وقتشناسی در قرارهامعلم ما همیشه کلاس را بهموقع شروع میکند.
وقتشناسی در قرارهامن همیشه کلیدهایم را در این کشو میگذارم.
جای ثابت کلیدهااو همیشه کیفش را برای پیدا کردن کلیدها بررسی میکند.
جای ثابت کلیدهاما همیشه یک کلید یدک در خانه نگه میداریم.
جای ثابت کلیدهامن همیشه بعد از بیدارشدن پردهها را کنار میزنم.
کارهای تکراری صبحگاهیآنها همیشه با هم صبحانه میخورند.
کارهای تکراری صبحگاهیپدرم همیشه صبحها چای درست میکند.
کارهای تکراری صبحگاهیمن همیشه پیش از خواب مسواک میزنم.
بهداشت روزانهٔ دنداناو همیشه از مسواک نرم استفاده میکند.
بهداشت روزانهٔ دندانما همیشه بعد از شام نخ دندان میکشیم.
بهداشت روزانهٔ دندانمن همیشه برای پیادهروی یک بطری آب برمیدارم.
همراهداشتن و تعارف آباو همیشه بطریاش را در مدرسه دوباره پر میکند.
همراهداشتن و تعارف آبما همیشه به مهمانهایمان آب تعارف میکنیم.
همراهداشتن و تعارف آبمن همیشه دوشنبهها تقویم را بررسی میکنم.
بررسی برنامه و زمانبندیاو همیشه زمان جلسه را یادداشت میکند.
بررسی برنامه و زمانبندیما همیشه پیش از حرکت جدول زمانبندی را میخوانیم.
بررسی برنامه و زمانبندیمن همیشه پیش از بستن لپتاپ کارم را ذخیره میکنم.
ذخیرهکردن فایلهااو همیشه برای فایلهایش نامهای روشن انتخاب میکند.
ذخیرهکردن فایلهاما همیشه جمعهها نسخهٔ پشتیبان میگیریم.
ذخیرهکردن فایلهامن همیشه پیش از عبور از خیابان به هر دو طرف نگاه میکنم.
احتیاط همیشگی هنگام عبوراو همیشه منتظر چراغ سبز میماند.
احتیاط همیشگی هنگام عبورما همیشه از خط عابر پیاده رد میشویم.
احتیاط همیشگی هنگام عبورمن همیشه در ماشین کمربند ایمنی میبندم.
بستن کمربند در سفر با خودرواو همیشه کمربند ایمنی بچهها را بررسی میکند.
بستن کمربند در سفر با خودروما همیشه پیش از راهافتادن کمربندمان را میبندیم.
بستن کمربند در سفر با خودرومن همیشه پیش از تحویل تکلیف جوابهایم را دوباره میخوانم.
بازبینی منظم تکالیفاو همیشه سؤال آخر را دو بار بررسی میکند.
بازبینی منظم تکالیفما همیشه بعد از کلاس یادداشتهایمان را مرور میکنیم.
بازبینی منظم تکالیفمن همیشه وقت ناهار چند واژهٔ تازه تمرین میکنم.
تمرین مداوم زباناو همیشه در اتوبوس به یک درس کوتاه گوش میدهد.
تمرین مداوم زبانما همیشه ده دقیقه اسپانیایی صحبت میکنیم.
تمرین مداوم زبانمن همیشه پیش از آشپزی سبزیها را میشویم.
رعایت روال آمادهکردن غذااو همیشه اول دستور غذا را میخواند.
رعایت روال آمادهکردن غذاما همیشه پیش از سروکردن سوپ آن را میچشیم.
رعایت روال آمادهکردن غذامن همیشه به خواهرم در حمل کیفهایش کمک میکنم.
کمک همیشگی به اطرافیاناو همیشه وقتی دوستی نیاز به حرفزدن دارد، گوش میدهد.
کمک همیشگی به اطرافیانما همیشه یادداشتهایمان را با همکلاسیهای غایب شریک میشویم.
کمک همیشگی به اطرافیانمن همیشه به قولهایم عمل میکنم.
وفای همیشگی به قولاو همیشه وقتی میگوید تماس میگیرد، تماس میگیرد.
وفای همیشگی به قولما همیشه دربارهٔ اشتباهها حقیقت را میگوییم.
وفای همیشگی به قولمن همیشه بعد از آشپزی پیشخوان را پاک میکنم.
تمیزکردن مرتب آشپزخانهاو همیشه ظرفها را سر جایشان میگذارد.
تمیزکردن مرتب آشپزخانهما همیشه یکشنبهها آشپزخانه را جارو میکنیم.
تمیزکردن مرتب آشپزخانهمن همیشه پیش از دویدن نرمش کششی انجام میدهم.
کارهای ثابت پیش و پس از ورزشاو همیشه پیش از تمرین فوتبال بدنش را گرم میکند.
کارهای ثابت پیش و پس از ورزشما همیشه بعد از تمرین آب مینوشیم.
کارهای ثابت پیش و پس از ورزشما همیشه جمعهها با هم شام میخوریم.
آیینهای تکرارشوندهٔ خانوادگیمادربزرگم همیشه بعد از شام قصهای تعریف میکند.
آیینهای تکرارشوندهٔ خانوادگیآنها همیشه یکشنبهها به پدر و مادرشان زنگ میزنند.
آیینهای تکرارشوندهٔ خانوادگیمن همیشه پیش از سفر پیشبینی هوا را میبینم.
بررسی همیشگی پیشبینی هوا پیش از سفرخواهرم همیشه پیش از کوهنوردی احتمال باران را بررسی میکند.
بررسی همیشگی پیشبینی هوا پیش از سفرما همیشه پیش از راه افتادن وضعیت باد را میپرسیم.
بررسی همیشگی پیشبینی هوا پیش از سفرمن همیشه پیش از خواب کاسهٔ آب گربه را بررسی میکنم.
رسیدگی همیشگی به نیازهای حیوان خانگیبرادرم همیشه بعد از بازی جای سگ را تمیز میکند.
رسیدگی همیشگی به نیازهای حیوان خانگیما همیشه پیش از بیرون رفتن درِ قفس را میبندیم.
رسیدگی همیشگی به نیازهای حیوان خانگیمن همیشه پیش از دوچرخهسواری چراغ جلو را روشن میکنم.
بررسی چراغ دوچرخه در هر مسیراو همیشه چراغ عقب را پیش از حرکت بررسی میکند.
بررسی چراغ دوچرخه در هر مسیرما همیشه باتری چراغها را پیش از سفر طولانی بررسی میکنیم.
بررسی چراغ دوچرخه در هر مسیرمن همیشه کاغذها را از زبالهٔ تر جدا میکنم.
تفکیک همیشگی زبالههای قابل بازیافت در خانهاو همیشه بطری خالی را در سبد مخصوص میگذارد.
تفکیک همیشگی زبالههای قابل بازیافت در خانهما همیشه پیش از بیرون گذاشتن جعبهها آنها را تا میکنیم.
تفکیک همیشگی زبالههای قابل بازیافت در خانهمن همیشه تاریخ بازگشت کتاب را در دفترم مینویسم.
پیگیری همیشگی تاریخ بازگشت کتاب امانتیاو همیشه پیش از امانت گرفتن کتاب موعد تحویلش را میپرسد.
پیگیری همیشگی تاریخ بازگشت کتاب امانتیما همیشه کتابهای امانتی را پیش از موعد برمیگردانیم.
پیگیری همیشگی تاریخ بازگشت کتاب امانتیمن همیشه پیش از تمرین گیتار را کوک میکنم.
کوک کردن همیشگی ساز پیش از تمریندوستم همیشه پیش از اجرا صدای سازش را بررسی میکند.
کوک کردن همیشگی ساز پیش از تمرینما همیشه مترونوم را پیش از شروع قطعه تنظیم میکنیم.
کوک کردن همیشگی ساز پیش از تمرینمن همیشه بعد از کار با رایانهٔ کتابخانه از حسابم خارج میشوم.
خروج همیشگی از حساب کاربری رایانهٔ عمومیاو همیشه پیش از رفتن زبانههای خصوصی را میبندد.
خروج همیشگی از حساب کاربری رایانهٔ عمومیما همیشه پیش از تحویل رایانه، فایلهایمان را با خودمان میبریم.
خروج همیشگی از حساب کاربری رایانهٔ عمومیمن همیشه پیش از سوار شدن شمارهٔ سکو را بررسی میکنم.
گوش دادن همیشگی به اعلام سکو در ایستگاهاو همیشه هنگام انتظار به اعلام بلندگو گوش میدهد.
گوش دادن همیشگی به اعلام سکو در ایستگاهما همیشه پیش از حرکت نام مقصد روی تابلو را میخوانیم.
گوش دادن همیشگی به اعلام سکو در ایستگاهمن همیشه بلیت را پیش از رسیدن به درِ سالن آماده میکنم.
همراه داشتن همیشگی بلیت پیش از ورود به اجرااو همیشه پیش از اجرا شمارهٔ صندلی را میخواند.
همراه داشتن همیشگی بلیت پیش از ورود به اجراما همیشه بلیتها را تا پایان اجرا نگه میداریم.
همراه داشتن همیشگی بلیت پیش از ورود به اجرامن همیشه پیش از آب دادن خاک گلدان را لمس میکنم.
بررسی همیشگی خاک گلدان پیش از آب دادنمادرم همیشه برگهای خشک گیاه را جدا میکند.
بررسی همیشگی خاک گلدان پیش از آب دادنما همیشه زیرگلدانی را پس از آبیاری بررسی میکنیم.
بررسی همیشگی خاک گلدان پیش از آب دادنمن همیشه بعد از نقاشی قلمموها را میشویم.
شستن همیشگی قلمموها پس از نقاشیاو همیشه درِ رنگها را پس از کار میبندد.
شستن همیشگی قلمموها پس از نقاشیما همیشه میز کار را پیش از کلاس بعدی تمیز میکنیم.
شستن همیشگی قلمموها پس از نقاشیمن همیشه پیش از ارسال بسته کد پستی را بررسی میکنم.
بررسی همیشگی نشانی پیش از ارسال بستهاو همیشه نام گیرنده را واضح روی بسته مینویسد.
بررسی همیشگی نشانی پیش از ارسال بستهما همیشه پیش از تحویل بسته، نشانی را با سفارش مقایسه میکنیم.
بررسی همیشگی نشانی پیش از ارسال بستهمن همیشه پیش از جلسهٔ آنلاین میکروفون را امتحان میکنم.
بررسی همیشگی میکروفون پیش از جلسهٔ آنلایناو همیشه پیش از صحبت کردن صدا را از حالت بیصدا درمیآورد.
بررسی همیشگی میکروفون پیش از جلسهٔ آنلاینما همیشه پیش از شروع تماس اتصال را بررسی میکنیم.
بررسی همیشگی میکروفون پیش از جلسهٔ آنلاینمن همیشه پیش از رفتن میز مشترک را مرتب میکنم.
مرتبکردن همیشگی فضای مشترک پیش از خروجهمکارم همیشه صندلی را پس از استفاده سر جایش میگذارد.
مرتبکردن همیشگی فضای مشترک پیش از خروجما همیشه وسایل شخصی را از روی میز جلسه جمع میکنیم.
مرتبکردن همیشگی فضای مشترک پیش از خروجOur teacher always starts class on time.
معلم ما همیشه کلاس را بهموقع شروع میکند.
My father always makes tea in the morning.
پدرم همیشه صبحها چای درست میکند.
I always keep my promises.
من همیشه به قولهایم عمل میکنم.
I always stretch before running.
من همیشه پیش از دویدن نرمش کششی انجام میدهم.
We always have dinner together on Fridays.
ما همیشه جمعهها با هم شام میخوریم.