«همیشه» تکرار رفتار در هر برخورد مناسب را میرساند؛ بهمعنای سلامکردنِ بیوقفه نیست.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: andere Menschen zu begrüßen.
«همیشه» تکرار رفتار در هر برخورد مناسب را میرساند؛ بهمعنای سلامکردنِ بیوقفه نیست.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: pünktlich anzukommen.
قید بسامد از عادتِ وقتشناسی در موقعیتهای تکرارشونده خبر میدهد؛ ساعت دقیق را بخش دیگری از جمله میرساند.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: Schlüssel aufzubewahren.
گذاشتن یا بررسی کلید در هر نوبتِ مربوط، یک روال شخصی است؛ «همیشه» محل کلید را مشخص نمیکند.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: einer Morgenroutine zu folgen.
در عادت صبحگاهی، دامنهٔ «همیشه» معمولاً هر صبحِ مربوط است، نه هر لحظه از شبانهروز.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: Zahnpflege zu betreiben.
«همیشه» در این مثالها پایبندی به کار مراقبتی در نوبتهای مشخص را نشان میدهد؛ توصیهٔ پزشکیِ مستقل نیست.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: Wasser mitzunehmen oder anzubieten.
روال برداشتن یا تعارف آب بسته به موقعیت تکرار میشود؛ «همیشه» بهخودیخود مقدار آب را بیان نمیکند.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: Termine zu prüfen.
قید به بررسی منظم تقویم و برنامه اشاره دارد؛ روز یا ساعتِ خاص از عبارت زمانی دیگر به دست میآید.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: Dateien zu speichern.
این کاربرد از روال ذخیره یا پشتیبانگیری میگوید، نه اینکه فایل در تمام زمانها در حال ذخیرهشدن باشد.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: Straßen vorsichtig zu überqueren.
در این موقعیت، «همیشه» به هر بار عبورِ مرتبط محدود است؛ خود قید دستور راهنمایی و رانندگی نیست.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: den Sicherheitsgurt anzulegen.
قید پایبندی به بستن کمربند در هر سفر مربوط را میرساند؛ جای آن در زبانها با فعل و ساخت جمله فرق میکند.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: Hausaufgaben zu kontrollieren.
این مثالها دربارهٔ تکرارِ کنترل پاسخ و یادداشتاند؛ «همیشه» نتیجهٔ درستِ تکلیف را تضمین نمیکند.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: Sprachen zu üben.
قید نشان میدهد تمرین در هر موقعیتِ معمولِ تعیینشده انجام میشود، نه اینکه فرد تمام روز در حال مطالعه باشد.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: Essen zuzubereiten.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: nahestehenden Menschen zu helfen.
این کاربرد دربارهٔ آمادگی و رفتار مکرر در موقعیت نیاز است؛ ضرورتاً به معنی توانایی کمک در هر شرایط نیست.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: Versprechen zu halten.
قید پایبندیِ گوینده به وعدههایش را بیان میکند؛ در جملههای قولدادن بار تأکیدی هم دارد.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: die Küche aufzuräumen.
قید بسامد نشاندهندهٔ عادت مرتبکردن پس از کار یا در روزهای مشخص است؛ خود نوع نظافت را مشخص نمیکند.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: sich auf Sport vorzubereiten.
دامنهٔ «همیشه» اینجا هر نوبت تمرینِ مرتبط است و ترتیبِ قبل یا بعد از ورزش را قیدهای زمانی مشخص میکنند.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: Familienrituale beizubehalten.
«همیشه» میتواند کنار «جمعهها» یا «یکشنبهها» بیاید و یعنی این رسم در همهٔ آن نوبتها برقرار است.
Vor der Abfahrt immer den Wetterbericht prüfen.
همیشه نشاندهندهٔ روال ثابت راوی در آماده شدن برای سفر است؛ پیشبینی هوا تضمین قطعیت نیست.
Bei der Haustierpflege immer einer Routine folgen.
در مثالها always دربارهٔ عادت نگهداری از حیوان است، نه ادعای الزام دامپزشکی یا توصیهٔ بالینی.
Vor jeder Fahrt immer das Fahrradlicht prüfen.
نشاندهندهٔ عادت تکراری در رفتوآمد است؛ واژهٔ always با «گاهی» و «معمولاً» یکسان نیست.
Zu Hause wiederverwertbare Abfälle immer trennen.
always میزان تداوم رفتار را بیان میکند و دربارهٔ قوانین بازیافت شهرها تعمیم حقوقی نمیدهد.
Bei geliehenen Büchern immer das Rückgabedatum prüfen.
اینجا «همیشه» مربوط به بررسی تاریخ موعد است، نه معنی «تا ابد» یا «هنوز».
Ein Instrument vor dem Üben immer stimmen.
تکرار در هر نوبت تمرین، نه استمرار بدون وقفه، مراد است.
Sich auf einem gemeinsam genutzten Rechner immer abmelden.
این مثالها عادت کاربر را گزارش میکنند؛ حکم امنیتی مطلق یا دستور فنی نیستند.
Vor dem Einsteigen immer auf die Gleisdurchsagen achten.
always به روال گوش دادن هنگام سفر اشاره دارد، نه به اینکه اعلام سکو هر لحظه برقرار باشد.
Vor dem Betreten des Theaters die Eintrittskarte immer bereithalten.
بیان عادت شخصی برای آماده کردن بلیت است؛ شرایط ورود هر سالن از مثال استنتاج نمیشود.
Vor dem Gießen immer die Blumenerde prüfen.
عادت بررسی گلدان را بیان میکند و توصیهٔ قطعی برای مقدار یا دفعات آبیاری نیست.
Nach dem Malen die Pinsel immer reinigen.
تکرار در پایان کار هنری را نشان میدهد؛ در هر زبان، قید بسامد به رفتار مرتبط است.
Vor dem Versand eines Pakets immer die Adresse prüfen.
always به کنترل مکرر مشخصات در فرآیند ارسال اشاره میکند، نه اینکه یک نشانی همیشه معتبر باشد.
Vor einer Onlinebesprechung immer das Mikrofon prüfen.
قید بسامد always مستقل از فعل «بررسی کردن» است و به روال فنی هر جلسه اشاره دارد.
Einen gemeinsamen Arbeitsplatz vor dem Verlassen immer aufräumen.
این کاربرد دربارهٔ عادت در محیط کار مشترک است و قوانین عمومی یا دائمی برای همهٔ محیطها ادعا نمیکند.
Unser Lehrer beginnt den Unterricht immer pünktlich.
معلم ما همیشه کلاس را بهموقع شروع میکند.
Mein Vater macht morgens immer Tee.
پدرم همیشه صبحها چای درست میکند.
Ich halte meine Versprechen immer.
من همیشه به قولهایم عمل میکنم.
Ich dehne mich immer vor dem Laufen.
من همیشه پیش از دویدن نرمش کششی انجام میدهم.
Wir essen freitags immer zusammen zu Abend.
ما همیشه جمعهها با هم شام میخوریم.
Immer در بسامد عادت به معنی «همیشه» است: Ich prüfe immer den Plan. جای آن در جملهٔ آلمانی وابسته به چینش فعل و اجزای جمله است؛ immer mehr به معنی «هرچه بیشتر» کاربرد جداگانهای دارد.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: andere Menschen zu begrüßen.
«همیشه» تکرار رفتار در هر برخورد مناسب را میرساند؛ بهمعنای سلامکردنِ بیوقفه نیست.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: pünktlich anzukommen.
قید بسامد از عادتِ وقتشناسی در موقعیتهای تکرارشونده خبر میدهد؛ ساعت دقیق را بخش دیگری از جمله میرساند.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: Schlüssel aufzubewahren.
گذاشتن یا بررسی کلید در هر نوبتِ مربوط، یک روال شخصی است؛ «همیشه» محل کلید را مشخص نمیکند.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: einer Morgenroutine zu folgen.
در عادت صبحگاهی، دامنهٔ «همیشه» معمولاً هر صبحِ مربوط است، نه هر لحظه از شبانهروز.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: Zahnpflege zu betreiben.
«همیشه» در این مثالها پایبندی به کار مراقبتی در نوبتهای مشخص را نشان میدهد؛ توصیهٔ پزشکیِ مستقل نیست.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: Wasser mitzunehmen oder anzubieten.
روال برداشتن یا تعارف آب بسته به موقعیت تکرار میشود؛ «همیشه» بهخودیخود مقدار آب را بیان نمیکند.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: Termine zu prüfen.
قید به بررسی منظم تقویم و برنامه اشاره دارد؛ روز یا ساعتِ خاص از عبارت زمانی دیگر به دست میآید.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: Dateien zu speichern.
این کاربرد از روال ذخیره یا پشتیبانگیری میگوید، نه اینکه فایل در تمام زمانها در حال ذخیرهشدن باشد.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: Straßen vorsichtig zu überqueren.
در این موقعیت، «همیشه» به هر بار عبورِ مرتبط محدود است؛ خود قید دستور راهنمایی و رانندگی نیست.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: den Sicherheitsgurt anzulegen.
قید پایبندی به بستن کمربند در هر سفر مربوط را میرساند؛ جای آن در زبانها با فعل و ساخت جمله فرق میکند.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: Hausaufgaben zu kontrollieren.
این مثالها دربارهٔ تکرارِ کنترل پاسخ و یادداشتاند؛ «همیشه» نتیجهٔ درستِ تکلیف را تضمین نمیکند.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: Sprachen zu üben.
قید نشان میدهد تمرین در هر موقعیتِ معمولِ تعیینشده انجام میشود، نه اینکه فرد تمام روز در حال مطالعه باشد.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: Essen zuzubereiten.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: nahestehenden Menschen zu helfen.
این کاربرد دربارهٔ آمادگی و رفتار مکرر در موقعیت نیاز است؛ ضرورتاً به معنی توانایی کمک در هر شرایط نیست.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: Versprechen zu halten.
قید پایبندیِ گوینده به وعدههایش را بیان میکند؛ در جملههای قولدادن بار تأکیدی هم دارد.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: die Küche aufzuräumen.
قید بسامد نشاندهندهٔ عادت مرتبکردن پس از کار یا در روزهای مشخص است؛ خود نوع نظافت را مشخص نمیکند.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: sich auf Sport vorzubereiten.
دامنهٔ «همیشه» اینجا هر نوبت تمرینِ مرتبط است و ترتیبِ قبل یا بعد از ورزش را قیدهای زمانی مشخص میکنند.
Gewohnheitsmäßige Wiederholung ohne genannte Ausnahme: Familienrituale beizubehalten.
«همیشه» میتواند کنار «جمعهها» یا «یکشنبهها» بیاید و یعنی این رسم در همهٔ آن نوبتها برقرار است.
Vor der Abfahrt immer den Wetterbericht prüfen.
همیشه نشاندهندهٔ روال ثابت راوی در آماده شدن برای سفر است؛ پیشبینی هوا تضمین قطعیت نیست.
Bei der Haustierpflege immer einer Routine folgen.
در مثالها always دربارهٔ عادت نگهداری از حیوان است، نه ادعای الزام دامپزشکی یا توصیهٔ بالینی.
Vor jeder Fahrt immer das Fahrradlicht prüfen.
نشاندهندهٔ عادت تکراری در رفتوآمد است؛ واژهٔ always با «گاهی» و «معمولاً» یکسان نیست.
Zu Hause wiederverwertbare Abfälle immer trennen.
always میزان تداوم رفتار را بیان میکند و دربارهٔ قوانین بازیافت شهرها تعمیم حقوقی نمیدهد.
Bei geliehenen Büchern immer das Rückgabedatum prüfen.
اینجا «همیشه» مربوط به بررسی تاریخ موعد است، نه معنی «تا ابد» یا «هنوز».
Ein Instrument vor dem Üben immer stimmen.
تکرار در هر نوبت تمرین، نه استمرار بدون وقفه، مراد است.
Sich auf einem gemeinsam genutzten Rechner immer abmelden.
این مثالها عادت کاربر را گزارش میکنند؛ حکم امنیتی مطلق یا دستور فنی نیستند.
Vor dem Einsteigen immer auf die Gleisdurchsagen achten.
always به روال گوش دادن هنگام سفر اشاره دارد، نه به اینکه اعلام سکو هر لحظه برقرار باشد.
Vor dem Betreten des Theaters die Eintrittskarte immer bereithalten.
بیان عادت شخصی برای آماده کردن بلیت است؛ شرایط ورود هر سالن از مثال استنتاج نمیشود.
Vor dem Gießen immer die Blumenerde prüfen.
عادت بررسی گلدان را بیان میکند و توصیهٔ قطعی برای مقدار یا دفعات آبیاری نیست.
Nach dem Malen die Pinsel immer reinigen.
تکرار در پایان کار هنری را نشان میدهد؛ در هر زبان، قید بسامد به رفتار مرتبط است.
Vor dem Versand eines Pakets immer die Adresse prüfen.
always به کنترل مکرر مشخصات در فرآیند ارسال اشاره میکند، نه اینکه یک نشانی همیشه معتبر باشد.
Vor einer Onlinebesprechung immer das Mikrofon prüfen.
قید بسامد always مستقل از فعل «بررسی کردن» است و به روال فنی هر جلسه اشاره دارد.
من همیشه به همسایهها سلام میکنم.
سلامکردن همیشگی به دیگراناو همیشه با لبخند به ما سلام میکند.
سلامکردن همیشگی به دیگرانما همیشه از همکلاسیهای تازه استقبال میکنیم.
سلامکردن همیشگی به دیگراناو همیشه ده دقیقه زودتر میرسد.
وقتشناسی در قرارهامن همیشه پیش از ساعت هفت از خانه بیرون میروم.
وقتشناسی در قرارهامعلم ما همیشه کلاس را بهموقع شروع میکند.
وقتشناسی در قرارهامن همیشه کلیدهایم را در این کشو میگذارم.
جای ثابت کلیدهااو همیشه کیفش را برای پیدا کردن کلیدها بررسی میکند.
جای ثابت کلیدهاما همیشه یک کلید یدک در خانه نگه میداریم.
جای ثابت کلیدهامن همیشه بعد از بیدارشدن پردهها را کنار میزنم.
کارهای تکراری صبحگاهیآنها همیشه با هم صبحانه میخورند.
کارهای تکراری صبحگاهیپدرم همیشه صبحها چای درست میکند.
کارهای تکراری صبحگاهیمن همیشه پیش از خواب مسواک میزنم.
بهداشت روزانهٔ دنداناو همیشه از مسواک نرم استفاده میکند.
بهداشت روزانهٔ دندانما همیشه بعد از شام نخ دندان میکشیم.
بهداشت روزانهٔ دندانمن همیشه برای پیادهروی یک بطری آب برمیدارم.
همراهداشتن و تعارف آباو همیشه بطریاش را در مدرسه دوباره پر میکند.
همراهداشتن و تعارف آبما همیشه به مهمانهایمان آب تعارف میکنیم.
همراهداشتن و تعارف آبمن همیشه دوشنبهها تقویم را بررسی میکنم.
بررسی برنامه و زمانبندیاو همیشه زمان جلسه را یادداشت میکند.
بررسی برنامه و زمانبندیما همیشه پیش از حرکت برنامهٔ حرکت را میخوانیم.
بررسی برنامه و زمانبندیمن همیشه پیش از بستن لپتاپ کارم را ذخیره میکنم.
ذخیرهکردن فایلهااو همیشه برای فایلهایش نامهای روشن انتخاب میکند.
ذخیرهکردن فایلهاما همیشه جمعهها نسخهٔ پشتیبان میگیریم.
ذخیرهکردن فایلهامن همیشه پیش از عبور از خیابان به هر دو طرف نگاه میکنم.
احتیاط همیشگی هنگام عبوراو همیشه منتظر چراغ سبز میماند.
احتیاط همیشگی هنگام عبورما همیشه از خط عابر پیاده رد میشویم.
احتیاط همیشگی هنگام عبورمن همیشه در ماشین کمربند ایمنی میبندم.
بستن کمربند در سفر با خودرواو همیشه کمربند ایمنی بچهها را بررسی میکند.
بستن کمربند در سفر با خودروما همیشه پیش از راهافتادن کمربندمان را میبندیم.
بستن کمربند در سفر با خودرومن همیشه پیش از تحویل تکلیف جوابهایم را دوباره میخوانم.
بازبینی منظم تکالیفاو همیشه سؤال آخر را دو بار بررسی میکند.
بازبینی منظم تکالیفما همیشه بعد از کلاس یادداشتهایمان را مرور میکنیم.
بازبینی منظم تکالیفمن همیشه وقت ناهار چند واژهٔ تازه تمرین میکنم.
تمرین مداوم زباناو همیشه در اتوبوس به یک درس کوتاه گوش میدهد.
تمرین مداوم زبانما همیشه ده دقیقه اسپانیایی صحبت میکنیم.
تمرین مداوم زبانمن همیشه پیش از آشپزی سبزیها را میشویم.
رعایت روال آمادهکردن غذااو همیشه اول دستور غذا را میخواند.
رعایت روال آمادهکردن غذاما همیشه پیش از سروکردن سوپ آن را میچشیم.
رعایت روال آمادهکردن غذامن همیشه به خواهرم در حمل کیفهایش کمک میکنم.
کمک همیشگی به اطرافیاناو همیشه وقتی دوستی نیاز به حرفزدن دارد، گوش میدهد.
کمک همیشگی به اطرافیانما همیشه یادداشتهایمان را با همکلاسیهای غایب شریک میشویم.
کمک همیشگی به اطرافیانمن همیشه به قولهایم عمل میکنم.
وفای همیشگی به قولاو همیشه وقتی میگوید تماس میگیرد، تماس میگیرد.
وفای همیشگی به قولما همیشه دربارهٔ اشتباهها حقیقت را میگوییم.
وفای همیشگی به قولمن همیشه بعد از آشپزی پیشخوان را پاک میکنم.
تمیزکردن مرتب آشپزخانهاو همیشه ظرفها را سر جایشان میگذارد.
تمیزکردن مرتب آشپزخانهما همیشه یکشنبهها آشپزخانه را جارو میکنیم.
تمیزکردن مرتب آشپزخانهمن همیشه پیش از دویدن نرمش کششی انجام میدهم.
کارهای ثابت پیش و پس از ورزشاو همیشه پیش از تمرین فوتبال بدنش را گرم میکند.
کارهای ثابت پیش و پس از ورزشما همیشه بعد از تمرین آب مینوشیم.
کارهای ثابت پیش و پس از ورزشما همیشه جمعهها با هم شام میخوریم.
آیینهای تکرارشوندهٔ خانوادگیمادربزرگم همیشه بعد از شام قصهای تعریف میکند.
آیینهای تکرارشوندهٔ خانوادگیآنها همیشه یکشنبهها به پدر و مادرشان زنگ میزنند.
آیینهای تکرارشوندهٔ خانوادگیمن همیشه پیش از سفر پیشبینی هوا را میبینم.
بررسی همیشگی پیشبینی هوا پیش از سفرخواهرم همیشه پیش از کوهنوردی احتمال باران را بررسی میکند.
بررسی همیشگی پیشبینی هوا پیش از سفرما همیشه پیش از راه افتادن وضعیت باد را میپرسیم.
بررسی همیشگی پیشبینی هوا پیش از سفرمن همیشه پیش از خواب کاسهٔ آب گربه را بررسی میکنم.
رسیدگی همیشگی به نیازهای حیوان خانگیبرادرم همیشه بعد از بازی جای سگ را تمیز میکند.
رسیدگی همیشگی به نیازهای حیوان خانگیما همیشه پیش از بیرون رفتن درِ قفس را میبندیم.
رسیدگی همیشگی به نیازهای حیوان خانگیمن همیشه پیش از دوچرخهسواری چراغ جلو را روشن میکنم.
بررسی چراغ دوچرخه در هر مسیراو همیشه چراغ عقب را پیش از حرکت بررسی میکند.
بررسی چراغ دوچرخه در هر مسیرما همیشه باتری چراغها را پیش از سفر طولانی بررسی میکنیم.
بررسی چراغ دوچرخه در هر مسیرمن همیشه کاغذها را از زبالهٔ تر جدا میکنم.
تفکیک همیشگی زبالههای قابل بازیافت در خانهاو همیشه بطری خالی را در سبد مخصوص میگذارد.
تفکیک همیشگی زبالههای قابل بازیافت در خانهما همیشه پیش از بیرون گذاشتن جعبهها آنها را تا میکنیم.
تفکیک همیشگی زبالههای قابل بازیافت در خانهمن همیشه تاریخ بازگشت کتاب را در دفترم مینویسم.
پیگیری همیشگی تاریخ بازگشت کتاب امانتیاو همیشه پیش از امانت گرفتن کتاب موعد تحویلش را میپرسد.
پیگیری همیشگی تاریخ بازگشت کتاب امانتیما همیشه کتابهای امانتی را پیش از موعد برمیگردانیم.
پیگیری همیشگی تاریخ بازگشت کتاب امانتیمن همیشه پیش از تمرین گیتار را کوک میکنم.
کوک کردن همیشگی ساز پیش از تمریندوستم همیشه پیش از اجرا صدای سازش را بررسی میکند.
کوک کردن همیشگی ساز پیش از تمرینما همیشه مترونوم را پیش از شروع قطعه تنظیم میکنیم.
کوک کردن همیشگی ساز پیش از تمرینمن همیشه بعد از کار با رایانهٔ کتابخانه از حسابم خارج میشوم.
خروج همیشگی از حساب کاربری رایانهٔ عمومیاو همیشه پیش از رفتن زبانههای خصوصی را میبندد.
خروج همیشگی از حساب کاربری رایانهٔ عمومیما همیشه پیش از تحویل رایانه، فایلهایمان را با خودمان میبریم.
خروج همیشگی از حساب کاربری رایانهٔ عمومیمن همیشه پیش از سوار شدن شمارهٔ سکو را بررسی میکنم.
گوش دادن همیشگی به اعلام سکو در ایستگاهاو همیشه هنگام انتظار به اعلام بلندگو گوش میدهد.
گوش دادن همیشگی به اعلام سکو در ایستگاهما همیشه پیش از حرکت نام مقصد روی تابلو را میخوانیم.
گوش دادن همیشگی به اعلام سکو در ایستگاهمن همیشه بلیت را پیش از رسیدن به درِ سالن آماده میکنم.
همراه داشتن همیشگی بلیت پیش از ورود به اجرااو همیشه پیش از اجرا شمارهٔ صندلی را میخواند.
همراه داشتن همیشگی بلیت پیش از ورود به اجراما همیشه بلیتها را تا پایان اجرا نگه میداریم.
همراه داشتن همیشگی بلیت پیش از ورود به اجرامن همیشه پیش از آب دادن خاک گلدان را لمس میکنم.
بررسی همیشگی خاک گلدان پیش از آب دادنمادرم همیشه برگهای خشک گیاه را جدا میکند.
بررسی همیشگی خاک گلدان پیش از آب دادنما همیشه زیرگلدانی را پس از آبیاری بررسی میکنیم.
بررسی همیشگی خاک گلدان پیش از آب دادنمن همیشه بعد از نقاشی قلمموها را میشویم.
شستن همیشگی قلمموها پس از نقاشیاو همیشه درِ رنگها را پس از کار میبندد.
شستن همیشگی قلمموها پس از نقاشیما همیشه میز کار را پیش از کلاس بعدی تمیز میکنیم.
شستن همیشگی قلمموها پس از نقاشیمن همیشه پیش از ارسال بسته کد پستی را بررسی میکنم.
بررسی همیشگی نشانی پیش از ارسال بستهاو همیشه نام گیرنده را واضح روی بسته مینویسد.
بررسی همیشگی نشانی پیش از ارسال بستهما همیشه پیش از تحویل بسته، نشانی را با سفارش مقایسه میکنیم.
بررسی همیشگی نشانی پیش از ارسال بستهمن همیشه پیش از جلسهٔ آنلاین میکروفون را امتحان میکنم.
بررسی همیشگی میکروفون پیش از جلسهٔ آنلایناو همیشه پیش از صحبت کردن صدا را از حالت بیصدا درمیآورد.
بررسی همیشگی میکروفون پیش از جلسهٔ آنلاینما همیشه پیش از شروع تماس اتصال را بررسی میکنیم.
بررسی همیشگی میکروفون پیش از جلسهٔ آنلاینمن همیشه پیش از رفتن میز مشترک را مرتب میکنم.
مرتبکردن همیشگی فضای مشترک پیش از خروجهمکارم همیشه صندلی را پس از استفاده سر جایش میگذارد.
مرتبکردن همیشگی فضای مشترک پیش از خروجما همیشه وسایل شخصی را از روی میز جلسه جمع میکنیم.
مرتبکردن همیشگی فضای مشترک پیش از خروجUnser Lehrer beginnt den Unterricht immer pünktlich.
معلم ما همیشه کلاس را بهموقع شروع میکند.
Mein Vater macht morgens immer Tee.
پدرم همیشه صبحها چای درست میکند.
Ich halte meine Versprechen immer.
من همیشه به قولهایم عمل میکنم.
Ich dehne mich immer vor dem Laufen.
من همیشه پیش از دویدن نرمش کششی انجام میدهم.
Wir essen freitags immer zusammen zu Abend.
ما همیشه جمعهها با هم شام میخوریم.