کاربرد اصلی این گروه خودروی جادهای برای جابهجایی افراد است؛ هر وسیلهٔ چرخدار خودرو نیست.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
automobile servant à transporter des personnes sur la route
کاربرد اصلی این گروه خودروی جادهای برای جابهجایی افراد است؛ هر وسیلهٔ چرخدار خودرو نیست.
posséder une voiture pour ses déplacements
acheter une voiture à un vendeur
خرید وسیله را از اجاره یا تعمیر آن جدا نگه دار.
vendre une voiture à un nouvel acquéreur
فروش خودرو یک معامله است و معادل فعل «رانندگی کردن» نیست.
louer une voiture pour une durée limitée
خودروی کرایهای لزوماً تاکسی نیست؛ بافت مدت و کنترل خودرو مهم است.
conduire une voiture sur la route
کنش راندن را با سرنشینبودن یکی نگیریم.
laisser une voiture en stationnement
پارککردن با توقف کوتاه در ترافیک فرق دارد.
voyager dans une voiture sans la conduire
صندلی راننده با صندلی مسافر متفاوت است.
ceinture de sécurité portée en voiture
کمربند ایمنی یک وسیلهٔ ایمنی است؛ مثالها دستورالعمل مهندسی نیستند.
portière par laquelle on entre dans une voiture
«درِ ماشین» در این بافت بخش فیزیکی خودروست، نه دروازهٔ ساختمان.
clé mécanique ou électronique d'une voiture
کلید میتواند فیزیکی یا الکترونیکی باشد و نباید با کلید خانه یکی دانست.
moteur qui fournit la force motrice d'une voiture
موتور بخش محرکهٔ خودرو است، نه تمام معنای «ماشین» بهعنوان دستگاه.
carburant ou électricité nécessaire à une voiture
خودروهای بنزینی و برقی روش تأمین انرژی متفاوت دارند.
réparer une voiture ou l'une de ses pièces
تعمیر با سرویس دورهای یکسان نیست، هرچند در گفتوگو همپوشانی دارند.
voiture circulant parmi d'autres véhicules
ترافیک به وضعیت رفتوآمد خودروها اشاره دارد، نه خود یک خودرو.
véhicule ferroviaire transportant des voyageurs
voiture در فرانسوی واگن مسافری قطار است؛ با wagon باربری و voiture خودرو تمایز دارد.
véhicule à roues tiré par un cheval
petit véhicule à roues destiné à transporter un bébé
vitre avant de la voiture à travers laquelle le conducteur voit la route
شیشهٔ جلو برای دید راننده ضروری است؛ با پنجرهٔ جانبی یا آینهٔ خودرو یکی نیست.
essuie-glaces de voiture qui chassent l'eau du pare-brise
برفپاککن شیشه را در باران پاک میکند؛ با گرمکن شیشه یا شستوشوی دستی فرق دارد.
pneu d'une voiture et sa pression pour rouler en sécurité
فشار باد تایر به ایمنی رانندگی مربوط است و با چرخ دوچرخه یا لاستیک یدکی بهتنهایی یکی نیست.
arrêt d'une voiture à la station-service pour remplir le réservoir
این بافت دربارهٔ توقف برای پرکردن باک است؛ با نوع سوخت یا شارژ باتری که قبلاً آمده یکسان نیست.
coffre arrière de la voiture où l'on range les bagages
صندوق عقب جای قرار دادن وسایل است و با صندلی سرنشین یا فضای موتور فرق دارد.
phares avant de la voiture qui éclairent la route
چراغ جلو دید راننده را بهتر میکند و با چراغ ترمز یا چراغ راهنمای خودرو یکی نیست.
réglage des rétroviseurs de la voiture pour voir autour
آینههای خودرو برای دید عقب و اطراف هستند و جایگزین چرخاندن سر و توجه به نقاط کور نمیشوند.
utilisation de la climatisation et de la ventilation dans la voiture
کولر ماشین دمای کابین را تنظیم میکند؛ این با سرمای هوا در بیرون یا سیستم گرمایش ساختمان یکی نیست.
siège auto pour enfant correctement installé dans la voiture
صندلی مخصوص کودک باید متناسب با کودک نصب شود؛ این با کمربند ایمنی بزرگسالان یکسان نیست.
contrat d'assurance couvrant certains risques liés à une voiture
بیمهٔ ماشین قراردادی برای پوششهای مشخص است و به معنای ضمانت تعمیر همهٔ آسیبها نیست.
contrôle technique périodique de sécurité d'une voiture
nettoyage de l'extérieur d'une voiture dans une station de lavage
شستوشو برای تمیزکردن بدنه است؛ با تعمیر یا سرویس فنی خودرو یکسان نیست.
panne imprévue d'une voiture pendant un trajet
خرابی در راه موقعیتی است که خودرو متوقف میشود؛ با برنامهریزی تعمیر در تعمیرگاه فرق دارد.
utilisation du GPS intégré à la voiture pour suivre un trajet
Nous sommes allés à la mer en voiture.
با ماشین به دریا رفتیم.
Il a acheté une voiture d'occasion garantie.
او یک ماشین دستدوم با ضمانت خرید.
Gare la voiture près de la gare.
ماشین را نزدیک ایستگاه پارک کن.
On a pris le déjeuner dans la voiture-restaurant.
ناهار را در واگن رستوران خوردیم.
Le musée expose une voiture d'enfant ancienne.
موزه یک کالسکهٔ کودک قدیمی را نمایش میدهد.
voiture اسمی مؤنث برای خودرو و در برخی بافتها درشکه، واگن مسافری و کالسکهٔ کودک است.
automobile servant à transporter des personnes sur la route
کاربرد اصلی این گروه خودروی جادهای برای جابهجایی افراد است؛ هر وسیلهٔ چرخدار خودرو نیست.
posséder une voiture pour ses déplacements
acheter une voiture à un vendeur
خرید وسیله را از اجاره یا تعمیر آن جدا نگه دار.
vendre une voiture à un nouvel acquéreur
فروش خودرو یک معامله است و معادل فعل «رانندگی کردن» نیست.
louer une voiture pour une durée limitée
خودروی کرایهای لزوماً تاکسی نیست؛ بافت مدت و کنترل خودرو مهم است.
conduire une voiture sur la route
کنش راندن را با سرنشینبودن یکی نگیریم.
laisser une voiture en stationnement
پارککردن با توقف کوتاه در ترافیک فرق دارد.
voyager dans une voiture sans la conduire
صندلی راننده با صندلی مسافر متفاوت است.
ceinture de sécurité portée en voiture
کمربند ایمنی یک وسیلهٔ ایمنی است؛ مثالها دستورالعمل مهندسی نیستند.
portière par laquelle on entre dans une voiture
«درِ ماشین» در این بافت بخش فیزیکی خودروست، نه دروازهٔ ساختمان.
clé mécanique ou électronique d'une voiture
کلید میتواند فیزیکی یا الکترونیکی باشد و نباید با کلید خانه یکی دانست.
moteur qui fournit la force motrice d'une voiture
موتور بخش محرکهٔ خودرو است، نه تمام معنای «ماشین» بهعنوان دستگاه.
carburant ou électricité nécessaire à une voiture
خودروهای بنزینی و برقی روش تأمین انرژی متفاوت دارند.
réparer une voiture ou l'une de ses pièces
تعمیر با سرویس دورهای یکسان نیست، هرچند در گفتوگو همپوشانی دارند.
voiture circulant parmi d'autres véhicules
ترافیک به وضعیت رفتوآمد خودروها اشاره دارد، نه خود یک خودرو.
véhicule ferroviaire transportant des voyageurs
voiture در فرانسوی واگن مسافری قطار است؛ با wagon باربری و voiture خودرو تمایز دارد.
véhicule à roues tiré par un cheval
petit véhicule à roues destiné à transporter un bébé
vitre avant de la voiture à travers laquelle le conducteur voit la route
شیشهٔ جلو برای دید راننده ضروری است؛ با پنجرهٔ جانبی یا آینهٔ خودرو یکی نیست.
essuie-glaces de voiture qui chassent l'eau du pare-brise
برفپاککن شیشه را در باران پاک میکند؛ با گرمکن شیشه یا شستوشوی دستی فرق دارد.
pneu d'une voiture et sa pression pour rouler en sécurité
فشار باد تایر به ایمنی رانندگی مربوط است و با چرخ دوچرخه یا لاستیک یدکی بهتنهایی یکی نیست.
arrêt d'une voiture à la station-service pour remplir le réservoir
این بافت دربارهٔ توقف برای پرکردن باک است؛ با نوع سوخت یا شارژ باتری که قبلاً آمده یکسان نیست.
coffre arrière de la voiture où l'on range les bagages
صندوق عقب جای قرار دادن وسایل است و با صندلی سرنشین یا فضای موتور فرق دارد.
phares avant de la voiture qui éclairent la route
چراغ جلو دید راننده را بهتر میکند و با چراغ ترمز یا چراغ راهنمای خودرو یکی نیست.
réglage des rétroviseurs de la voiture pour voir autour
آینههای خودرو برای دید عقب و اطراف هستند و جایگزین چرخاندن سر و توجه به نقاط کور نمیشوند.
utilisation de la climatisation et de la ventilation dans la voiture
کولر ماشین دمای کابین را تنظیم میکند؛ این با سرمای هوا در بیرون یا سیستم گرمایش ساختمان یکی نیست.
siège auto pour enfant correctement installé dans la voiture
صندلی مخصوص کودک باید متناسب با کودک نصب شود؛ این با کمربند ایمنی بزرگسالان یکسان نیست.
contrat d'assurance couvrant certains risques liés à une voiture
بیمهٔ ماشین قراردادی برای پوششهای مشخص است و به معنای ضمانت تعمیر همهٔ آسیبها نیست.
contrôle technique périodique de sécurité d'une voiture
nettoyage de l'extérieur d'une voiture dans une station de lavage
شستوشو برای تمیزکردن بدنه است؛ با تعمیر یا سرویس فنی خودرو یکسان نیست.
panne imprévue d'une voiture pendant un trajet
خرابی در راه موقعیتی است که خودرو متوقف میشود؛ با برنامهریزی تعمیر در تعمیرگاه فرق دارد.
ماشین جلوی مدرسه توقف کرد.
خودروی سواری موتوریماشین کوچک او راحت پارک میشود.
خودروی سواری موتوریدو ماشین پشت چراغ قرمز منتظر بودند.
خودروی سواری موتوریخانوادهٔ من فقط یک ماشین دارد.
داشتن خودروی شخصیاو پنج سال است این ماشین را دارد.
داشتن خودروی شخصیبهجای خرید دو ماشین، از یک ماشین مشترک استفاده میکنیم.
داشتن خودروی شخصیآنها دیروز یک ماشین دستدوم خریدند.
خریدن خودروبرای خرید ماشین پول پسانداز میکنم.
خریدن خودرواو پیش از پرداخت ماشین را بررسی کرد.
خریدن خودرواو هفتهٔ پیش ماشین قدیمیاش را فروخت.
فروختن خودروتصمیم گرفتیم بهار ماشین را بفروشیم.
فروختن خودروصاحب ماشین آن را برای فروش در اینترنت آگهی کرد.
فروختن خودرودر فرودگاه یک ماشین اجاره کردیم.
اجارهکردن خودروماشین اجارهای ظهر آماده بود.
اجارهکردن خودرومیتوانم دو روز ماشین اجاره کنم؟
اجارهکردن خودروخواهرم بااحتیاط رانندگی میکند.
رانندگی با خودرواو پارسال رانندگی یاد گرفت.
رانندگی با خودرواو ماشین را از میان روستا راند.
رانندگی با خودرولطفاً ماشین را نزدیک دروازه پارک کن.
پارککردن خودروماشینم را پشت ساختمان پارک کردم.
پارککردن خودروماشین در جای تنگی پارک شده بود.
پارککردن خودروروی صندلی عقب ماشین نشستم.
سوارشدن در خودرو بهعنوان مسافرسه مسافر سوار ماشین شدند.
سوارشدن در خودرو بهعنوان مسافراو با ماشین دوستش به محل کار رفت.
سوارشدن در خودرو بهعنوان مسافردر ماشین کمربند ایمنیات را ببند.
کمربند ایمنی خودروکودک در ماشین کمربند ایمنی بسته بود.
کمربند ایمنی خودرواو پیش از حرکت کمربندهای ماشین را بررسی کرد.
کمربند ایمنی خودرودر ماشین هنوز باز است.
در خودرواو در ماشین را آرام بست.
در خودرودستت را نزدیک در ماشین نگذار.
در خودروکلید ماشینم را پیدا نمیکنم.
کلید خودرواو کلیدهای ماشین را روی میز گذاشت.
کلید خودرواین ماشین با کلید دیجیتال باز میشود.
کلید خودروموتور ماشین صدای عجیبی میداد.
موتور خودرواو موتور ماشین را خاموش کرد.
موتور خودرومکانیک موتور ماشین را بررسی کرد.
موتور خودروماشین پیش از سفر به سوخت نیاز دارد.
سوخت یا شارژ خودروماشین برقی را در طول شب شارژ کردیم.
سوخت یا شارژ خودرواین ماشین در بزرگراه سوخت کمتری مصرف میکند.
سوخت یا شارژ خودرومکانیک ماشینمان را تعمیر کرد.
تعمیرکردن خودروماشینم امروز در تعمیرگاه است.
تعمیرکردن خودروچون ترمزها صدا میدادند، ماشین را به تعمیرگاه برد.
تعمیرکردن خودروماشینمان در ترافیک گیر کرد.
خودرو در ترافیک شهریماشینها آهسته در شهر حرکت میکردند.
خودرو در ترافیک شهریبرای دوری از ترافیک ماشین را در خانه گذاشت.
خودرو در ترافیک شهریجای ما در آخرین واگن قطار بود.
voiture به معنای واگن مسافری قطارواگن رستوران ظهر باز شد.
voiture به معنای واگن مسافری قطاراو به واگن بعدی رفت.
voiture به معنای واگن مسافری قطاردرشکهای از میدان گذشت.
voiture à cheval به معنای درشکهیک درشکهٔ قدیمی دیدیم.
voiture à cheval به معنای درشکهبازدیدکنندگان سوار درشکه شدند.
voiture à cheval به معنای درشکهکاتالوگ قدیمی یک کالسکهٔ کودک را نشان میدهد.
voiture d'enfant در معنی کالسکهٔ کودککالسکهٔ کودک آهسته در پارک حرکت میکرد.
voiture d'enfant در معنی کالسکهٔ کودکآنها یک کالسکهٔ کودک قدیمی را مرمت کردند.
voiture d'enfant در معنی کالسکهٔ کودکشیشهٔ جلوی ماشین خاک گرفته بود.
شیشهٔ جلوی خودرویک سنگریزه شیشهٔ جلو را ترک انداخت.
شیشهٔ جلوی خودرولطفاً یخ شیشهٔ جلوی ماشین را پاک کن.
شیشهٔ جلوی خودروبرفپاککنهای ماشین در باران جیرجیر میکنند.
برفپاککن خودروپیش از زمستان تیغههای فرسوده را عوض کن.
برفپاککن خودرووقتی باران شروع شد، برفپاککن را روشن کردم.
برفپاککن خودرویکی از لاستیکهای ماشین کمی کمباد به نظر میرسد.
لاستیک خودرو و فشار باد آنپیش از سفر طولانی فشار باد لاستیکها را بررسی کن.
لاستیک خودرو و فشار باد آنبهخاطر پنچرشدن لاستیک توقف کردیم.
لاستیک خودرو و فشار باد آنبیرون شهر برای سوختگیری ماشین توقف کردیم.
سوختگیری ماشین در جایگاهپیش از حرکت باید به ماشین بنزین بزنیم.
سوختگیری ماشین در جایگاهاو هزینهٔ سوخت را در جایگاه پرداخت کرد.
سوختگیری ماشین در جایگاهچمدان را در صندوق عقب ماشین بگذار.
صندوق عقب ماشین برای بارصندوق عقب با این همه کیف بسته نمیشود.
صندوق عقب ماشین برای بارچتر را در صندوق عقب پیدا کرد.
صندوق عقب ماشین برای باردر تونل چراغهای ماشین را روشن کن.
چراغهای جلوی خودرو در تاریکییکی از چراغهای جلو کار نمیکند.
چراغهای جلوی خودرو در تاریکینور چراغهای ماشین روی جادهٔ خیس بازتاب داشت.
چراغهای جلوی خودرو در تاریکیپیش از رانندگی آینههای ماشین را تنظیم کن.
تنظیم آینههای ماشینپیش از عوضکردن خط، آینهٔ بغل را نگاه کردم.
تنظیم آینههای ماشینآینهٔ عقب ماشینی را پشت سرمان نشان میداد.
تنظیم آینههای ماشینکولر ماشین خیلی سرد است.
تهویه و کولر خودرودریچههای تهویهٔ ماشین را باز کن تا هوا جریان پیدا کند.
تهویه و کولر خودروپیش از توقف کولر را خاموش کردیم.
تهویه و کولر خودروصندلی کودک در عقب ماشین نصب شده است.
صندلی ایمنی کودک در ماشینپیش از حرکت بندهای صندلی کودک را بررسی کن.
صندلی ایمنی کودک در ماشینصندلی کودک را به ماشین دیگری منتقل کردیم.
صندلی ایمنی کودک در ماشینبیمهٔ ماشین ماه آینده تمام میشود.
بیمهٔ خودرو و مدارک آنیک نسخه از مدارک بیمه را در ماشین نگه دار.
بیمهٔ خودرو و مدارک آناو پیشنهادهای بیمهٔ ماشین جدیدش را مقایسه کرد.
بیمهٔ خودرو و مدارک آنماشین معاینهٔ فنی را با موفقیت گذراند.
بازبینی فنی و دورهای خودروبرای بازبینی ماشین قدیمیتر وقت گرفتیم.
بازبینی فنی و دورهای خودرومکانیک هنگام بازبینی ترمزها را بررسی کرد.
بازبینی فنی و دورهای خودروماشین گلآلود را به کارواش بردیم.
شستوشوی ماشین در کارواشماشین پس از شستوشو تمیز به نظر میرسد.
شستوشوی ماشین در کارواشپیش از خشککردن ماشین، شیشهها را شست.
شستوشوی ماشین در کارواشماشینمان در راه روستا خراب شد.
خرابشدن ماشین در مسیرآنها دور از ماشین خراب در جای امن منتظر ماندند.
خرابشدن ماشین در مسیریک ساعت بعد یدککش برای ماشین آمد.
خرابشدن ماشین در مسیرمسیریاب ماشین راه دیگری پیشنهاد داد.
مسیریابی با سامانهٔ داخل خودرونشانی هتل را در سامانهٔ ماشین وارد کن.
مسیریابی با سامانهٔ داخل خودرومسیریاب ماشین پس از پیچیدن مسیر را دوباره محاسبه کرد.
مسیریابی با سامانهٔ داخل خودروNous sommes allés à la mer en voiture.
با ماشین به دریا رفتیم.
Il a acheté une voiture d'occasion garantie.
او یک ماشین دستدوم با ضمانت خرید.
Gare la voiture près de la gare.
ماشین را نزدیک ایستگاه پارک کن.
On a pris le déjeuner dans la voiture-restaurant.
ناهار را در واگن رستوران خوردیم.
Le musée expose une voiture d'enfant ancienne.
موزه یک کالسکهٔ کودک قدیمی را نمایش میدهد.