chambre معمولاً اتاق خواب را تداعی میکند؛ pièce برای هر اتاق عمومیتر است.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
pièce intérieure d'un bâtiment, notamment dans un logement, souvent destinée au repos
chambre معمولاً اتاق خواب را تداعی میکند؛ pièce برای هر اتاق عمومیتر است.
pièce d'une habitation où l'on couche et dort
chambre رایجترین واژه برای اتاق خواب در فرانسوی است.
chambre réservée surtout à une personne et à son intimité
sa chambre یعنی اتاق او؛ در خانواده معمولاً حریم خصوصی است.
chambre louée temporairement à un client dans un hôtel
une chambre double اتاق دونفره است.
chambre individuelle mise en location dans un immeuble ou chez un particulier
chambre à louer لزوماً یک آپارتمان کامل نیست.
chambre destinée au sommeil ou aux activités d'un enfant
chambre d'enfant ترکیب رایج است.
pièce où séjourne un malade dans un hôpital
chambre d'hôpital با salle d'opération فرق دارد.
chambre aménagée pour servir aussi de bureau ou d'espace d'étude
bureau واژهٔ روشنتر برای اتاق کار است؛ این کاربرد با ترکیب chambre-bureau مشخص میشود.
chambre occupée par deux personnes ou davantage dans un logement collectif
chambre partagée با chambre individuelle تفاوت دارد.
organisme qui représente les intérêts d'un secteur professionnel, notamment la Chambre de commerce
chambre نام یک نهاد است، نه chambre برای خواب؛ معادل EN chamber.
assemblée législative ou chambre d'un parlement bicaméral
la Chambre des députés با EN House یا chamber برابر است، نه room خانوادگی.
tube gonflable placé dans un pneu de vélo ou d'autres véhicules
این ترکیب واحد به معنی inner tube است؛ به «اتاق هوا» تحتاللفظی ترجمه نشود.
partie arrière du canon où se place une cartouche avant le tir
chambre در این معنای فنی محفظه است؛ به اتاق ساختمان ربط ندارد.
une chambre dont on ouvre les rideaux le matin
در این موقعیت، اتاق فضای شخصیِ خواب یا استراحت است؛ پرده بخشی از وسایل اتاق محسوب میشود.
une chambre avec une lampe de lecture près du lit
چراغ کنار تخت در این مثال نشاندهندهٔ کاربرد اتاق برای مطالعهٔ پیش از خواب است، نه معنای «اتاق مطالعه» بهعنوان فضای اداری.
une chambre avec un bureau à ranger
میز داخل اتاق میتواند برای درس یا کار شخصی باشد؛ از وجود میز نمیتوان نتیجه گرفت کل اتاق یک دفتر کار است.
une chambre où l'on plie une couverture après avoir dormi
پتو در این بافت وسیلهٔ خواب است؛ واژهٔ اتاق به مکان قرارگرفتن پتو اشاره میکند.
une chambre dotée d'une nouvelle étagère
قفسه وسیلهٔ نگهداری کتاب و اشیاست؛ در همهٔ زبانها باید فرق میان «قفسه» و خود «اتاق» روشن بماند.
une chambre d'amis préparée pour une visite
اتاق مهمان برای اقامت موقت آماده میشود؛ این کاربرد با اتاق هتل یکسان نیست، هرچند هر دو محل خواباند.
défaire une valise dans une chambre d'hôtel
در کاربرد هتل، اتاق واحد اقامت رزروشده است؛ چمدان و وسایل سفر معنای واژه را تغییر نمیدهند.
aérer une chambre en ouvrant sa fenêtre
بازکردن پنجره برای جریان هوا به محیط اتاق مربوط است؛ این مثال دربارهٔ نوع کاربری خصوصی یا خواب اتاق است.
repeindre un mur de chambre d'une autre couleur
une chambre avec une plante près de la fenêtre
وجود گیاه در اتاق صرفاً یکی از موقعیتهای روزمرهٔ سکونت است؛ واژهٔ اتاق به گلدان یا باغچه اشاره نمیکند.
régler la température d'une chambre avant de dormir
دمای اتاق به شرایط فیزیکی فضا مربوط است و با «جا داشتن» یا «فرصت» در معنای خاص room انگلیسی یکی نیست.
une chambre avec un réveil près du lit
ساعت کنار تخت ابزاری در اتاق است؛ این بافت به کاربرد استراحت و خواب اشاره دارد، نه اتاق جلسه یا دادگاه.
une chambre d'enfant décorée d'un dessin
در این جمله نقاشی روی دیوار اتاق کودک نصب میشود؛ از آن نمیتوان معنای خاص دیگری مانند اتاق بازی عمومی برداشت کرد.
la porte d'une chambre qui grince
La chambre à coucher donne sur le jardin.
پنجرهٔ اتاق خواب رو به باغچه است.
Nous avons réservé une chambre d'hôtel.
یک اتاق هتل رزرو کردیم.
Elle préfère une chambre individuelle.
او اتاق یکنفره را ترجیح میدهد.
La chambre de commerce organise la rencontre.
اتاق بازرگانی این نشست را برگزار میکند.
Il faut changer la chambre à air du vélo.
باید تیوپ دوچرخه را عوض کنیم.
Ce matin, j'ai ouvert les rideaux de ma chambre.
صبح پردههای اتاق را کنار زدم.
J'ai placé une petite lampe de lecture près du lit dans ma chambre.
چراغ مطالعهٔ کوچکی کنار تخت اتاق گذاشتم.
J'ai rangé le bureau de ma chambre avant d'étudier.
میز اتاقم را پیش از شروع درس مرتب کردم.
J'ai plié la couverture et l'ai posée sur la chaise de ma chambre.
پتو را تا کردم و روی صندلی اتاق گذاشتم.
Nous avons fixé une petite étagère au mur de la chambre.
یک قفسهٔ کوچک روی دیوار اتاق نصب کردیم.
Nous avons mis des draps propres dans la chambre d'amis pour le week-end.
برای مهمان آخر هفته ملحفهٔ تمیز در اتاق گذاشتیم.
J'ai défait ma valise dans la chambre d'hôtel.
چمدانم را در اتاق هتل باز کردم.
J'ai ouvert la fenêtre de la chambre pour faire entrer de l'air frais.
برای تازهشدن هوا پنجرهٔ اتاق را باز کردم.
Nous avons peint un mur de la chambre en bleu clair.
یکی از دیوارهای اتاق را آبی روشن کردیم.
J'ai placé une petite plante près de la fenêtre de ma chambre.
گلدان کوچکی کنار پنجرهٔ اتاق گذاشتم.
Nous avons légèrement baissé la température de la chambre avant de nous coucher.
پیش از خواب دمای اتاق را کمی پایین آوردیم.
J'ai posé un petit réveil près du lit dans ma chambre.
ساعت کوچکی کنار تخت اتاقم گذاشتم.
Nous avons accroché le dessin de l'enfant au mur de sa chambre.
نقاشی کودک را روی دیوار اتاقش آویختیم.
La porte de la chambre grinçait chaque fois qu'on l'ouvrait.
درِ اتاق هر بار که باز میشد صدا میداد.
chambre اسم مؤنث فرانسوی است و معمولاً «اتاق خواب»، اتاق هتل یا اتاق بیمار را میرساند؛ برای اتاق عمومی pièce و برای اتاق جلسه salle de réunion رایجتر است. اما chambre de commerce یک نهاد صنفی، Chambre des députés یک نهاد پارلمانی، chambre à air تیوپ تایر و chambre در سلاح محفظهٔ فشنگ است. در این موارد معادل سادهٔ room نادرست میشود.
pièce intérieure d'un bâtiment, notamment dans un logement, souvent destinée au repos
chambre معمولاً اتاق خواب را تداعی میکند؛ pièce برای هر اتاق عمومیتر است.
pièce d'une habitation où l'on couche et dort
chambre رایجترین واژه برای اتاق خواب در فرانسوی است.
chambre réservée surtout à une personne et à son intimité
sa chambre یعنی اتاق او؛ در خانواده معمولاً حریم خصوصی است.
chambre louée temporairement à un client dans un hôtel
une chambre double اتاق دونفره است.
chambre individuelle mise en location dans un immeuble ou chez un particulier
chambre à louer لزوماً یک آپارتمان کامل نیست.
chambre destinée au sommeil ou aux activités d'un enfant
chambre d'enfant ترکیب رایج است.
pièce où séjourne un malade dans un hôpital
chambre d'hôpital با salle d'opération فرق دارد.
chambre aménagée pour servir aussi de bureau ou d'espace d'étude
bureau واژهٔ روشنتر برای اتاق کار است؛ این کاربرد با ترکیب chambre-bureau مشخص میشود.
chambre occupée par deux personnes ou davantage dans un logement collectif
chambre partagée با chambre individuelle تفاوت دارد.
organisme qui représente les intérêts d'un secteur professionnel, notamment la Chambre de commerce
chambre نام یک نهاد است، نه chambre برای خواب؛ معادل EN chamber.
assemblée législative ou chambre d'un parlement bicaméral
la Chambre des députés با EN House یا chamber برابر است، نه room خانوادگی.
tube gonflable placé dans un pneu de vélo ou d'autres véhicules
این ترکیب واحد به معنی inner tube است؛ به «اتاق هوا» تحتاللفظی ترجمه نشود.
partie arrière du canon où se place une cartouche avant le tir
chambre در این معنای فنی محفظه است؛ به اتاق ساختمان ربط ندارد.
une chambre dont on ouvre les rideaux le matin
در این موقعیت، اتاق فضای شخصیِ خواب یا استراحت است؛ پرده بخشی از وسایل اتاق محسوب میشود.
une chambre avec une lampe de lecture près du lit
چراغ کنار تخت در این مثال نشاندهندهٔ کاربرد اتاق برای مطالعهٔ پیش از خواب است، نه معنای «اتاق مطالعه» بهعنوان فضای اداری.
une chambre avec un bureau à ranger
میز داخل اتاق میتواند برای درس یا کار شخصی باشد؛ از وجود میز نمیتوان نتیجه گرفت کل اتاق یک دفتر کار است.
une chambre où l'on plie une couverture après avoir dormi
پتو در این بافت وسیلهٔ خواب است؛ واژهٔ اتاق به مکان قرارگرفتن پتو اشاره میکند.
une chambre dotée d'une nouvelle étagère
قفسه وسیلهٔ نگهداری کتاب و اشیاست؛ در همهٔ زبانها باید فرق میان «قفسه» و خود «اتاق» روشن بماند.
une chambre d'amis préparée pour une visite
اتاق مهمان برای اقامت موقت آماده میشود؛ این کاربرد با اتاق هتل یکسان نیست، هرچند هر دو محل خواباند.
défaire une valise dans une chambre d'hôtel
در کاربرد هتل، اتاق واحد اقامت رزروشده است؛ چمدان و وسایل سفر معنای واژه را تغییر نمیدهند.
aérer une chambre en ouvrant sa fenêtre
بازکردن پنجره برای جریان هوا به محیط اتاق مربوط است؛ این مثال دربارهٔ نوع کاربری خصوصی یا خواب اتاق است.
repeindre un mur de chambre d'une autre couleur
une chambre avec une plante près de la fenêtre
وجود گیاه در اتاق صرفاً یکی از موقعیتهای روزمرهٔ سکونت است؛ واژهٔ اتاق به گلدان یا باغچه اشاره نمیکند.
régler la température d'une chambre avant de dormir
دمای اتاق به شرایط فیزیکی فضا مربوط است و با «جا داشتن» یا «فرصت» در معنای خاص room انگلیسی یکی نیست.
une chambre avec un réveil près du lit
ساعت کنار تخت ابزاری در اتاق است؛ این بافت به کاربرد استراحت و خواب اشاره دارد، نه اتاق جلسه یا دادگاه.
une chambre d'enfant décorée d'un dessin
در این جمله نقاشی روی دیوار اتاق کودک نصب میشود؛ از آن نمیتوان معنای خاص دیگری مانند اتاق بازی عمومی برداشت کرد.
la porte d'une chambre qui grince
این اتاق دو پنجره دارد.
اتاق؛ بخشی جدا از ساختماندری اتاق را از راهرو جدا میکند.
اتاق؛ بخشی جدا از ساختماناتاق در طبقهٔ اول قرار دارد.
اتاق؛ بخشی جدا از ساختمانکتابم را در اتاقم جا گذاشتم.
اتاق خواببرای خوابیدن به اتاقش میرود.
اتاق خواباتاق خواب اصلی روشن است.
اتاق خوابپیش از ورود به اتاقم در بزن.
اتاق شخصیبالاخره اتاق مخصوص خودش را دارد.
اتاق شخصیاتاقش انتهای راهروست.
اتاق شخصیاتاقی با بالکن رزرو کردیم.
اتاق هتلاتاق ۳۰۵ آماده است.
اتاق هتلپذیرش کلید اتاق را به ما داد.
اتاق هتلنزدیک دانشگاه اتاقی اجاره میکند.
اتاق اجارهایآگهی اتاقی مبله پیشنهاد میدهد.
اتاق اجارهایپیش از امضا از اتاق بازدید کردیم.
اتاق اجارهایاتاق بچهها پر از اسباببازی است.
اتاق کودکاتاق نوزاد را رنگ کردند.
اتاق کودکدوقلوها اتاقشان را مرتب میکنند.
اتاق کودکبیمار اتاق یکنفره دارد.
اتاق بستری بیمارخانوادهاش بیرون اتاق منتظر است.
اتاق بستری بیمارپرستار به هر اتاق سر میزند.
اتاق بستری بیماراتاق خالی را به دفتر کار تبدیل کرد.
اتاقی که برای مطالعه یا کار استفاده میشوداتاق کار و خواب یک میز بزرگ دارد.
اتاقی که برای مطالعه یا کار استفاده میشودهر شب در اتاقش درس میخواند.
اتاقی که برای مطالعه یا کار استفاده میشوددر خوابگاه یک اتاق مشترک داشتیم.
اتاق مشترکاتاق مشترک دو تخت دارد.
اتاق مشترکمهمانپذیر اتاق خصوصی و مشترک عرضه میکند.
اتاق مشترکاتاق بازرگانی کارگاهی برگزار میکند.
اتاق بازرگانی یا نهاد صنفیاین نهاد گزارشی اقتصادی منتشر کرده است.
اتاق بازرگانی یا نهاد صنفیشرکتها با اتاق بازرگانی منطقهای دیدار کردند.
اتاق بازرگانی یا نهاد صنفیمجلس نمایندگان متن را بررسی میکند.
مجلس یا یکی از بخشهای قانونگذاریهر دو مجلس قانونگذاری رأی دادند.
مجلس یا یکی از بخشهای قانونگذارییکی از مجالس پارلمان گزارشی خواست.
مجلس یا یکی از بخشهای قانونگذاریتیوپ دوچرخه سوراخ شده است.
تیوپ تایر؛ chambre à airاو تیوپ را عوض کرد.
تیوپ تایر؛ chambre à airفروشگاه تیوپ میفروشد.
تیوپ تایر؛ chambre à airاسلحهساز محفظهٔ فشنگ سلاح را بررسی کرد.
حجرهٔ فشنگ یا محفظهٔ عقب لولهٔ سلاحراهنما محفظهٔ عقب لوله را توضیح میدهد.
حجرهٔ فشنگ یا محفظهٔ عقب لولهٔ سلاحمحفظه باید توسط متخصص بررسی شود.
حجرهٔ فشنگ یا محفظهٔ عقب لولهٔ سلاحصبح پردههای اتاق را کنار زدم.
کنارزدن پردهٔ اتاق در صبحنور ملایمی به اتاق آمد.
کنارزدن پردهٔ اتاق در صبحچراغ مطالعهٔ کوچکی کنار تخت اتاق گذاشتم.
چراغ مطالعهٔ کنار تخت در اتاقشب میتوانم در اتاقم چند صفحه کتاب بخوانم.
چراغ مطالعهٔ کنار تخت در اتاقمیز اتاقم را پیش از شروع درس مرتب کردم.
مرتبکردن میز کار داخل اتاقدفترها را در کشوی میز اتاق گذاشتم.
مرتبکردن میز کار داخل اتاقپتو را تا کردم و روی صندلی اتاق گذاشتم.
تاکردن پتو در اتاقحالا اتاق مرتبتر به نظر میرسد.
تاکردن پتو در اتاقیک قفسهٔ کوچک روی دیوار اتاق نصب کردیم.
نصب قفسهٔ کوچک در اتاقحالا کتابها روی قفسهٔ اتاق جا میشوند.
نصب قفسهٔ کوچک در اتاقبرای مهمان آخر هفته ملحفهٔ تمیز در اتاق گذاشتیم.
آمادهکردن اتاق مهمانوقتی رسید، اتاق مهمان آماده بود.
آمادهکردن اتاق مهمانچمدانم را در اتاق هتل باز کردم.
بازکردن چمدان در اتاق هتللباسها را در کمد اتاق گذاشتم.
بازکردن چمدان در اتاق هتلبرای تازهشدن هوا پنجرهٔ اتاق را باز کردم.
هواخوری اتاق با پنجرهٔ بازپس از چند دقیقه هوای اتاق بهتر شد.
هواخوری اتاق با پنجرهٔ بازیکی از دیوارهای اتاق را آبی روشن کردیم.
رنگکردن دیوار اتاقحالا اتاق روشنتر به نظر میرسد.
رنگکردن دیوار اتاقگلدان کوچکی کنار پنجرهٔ اتاق گذاشتم.
گلدان کنار پنجرهٔ اتاقهر هفته در اتاق به گیاه آب میدهم.
گلدان کنار پنجرهٔ اتاقپیش از خواب دمای اتاق را کمی پایین آوردیم.
تنظیم دمای اتاق در شباتاق برای خواب راحتتر خنک شد.
تنظیم دمای اتاق در شبساعت کوچکی کنار تخت اتاقم گذاشتم.
ساعت کنار تخت در اتاقصبح صدای ساعت در اتاق بیدارم کرد.
ساعت کنار تخت در اتاقنقاشی کودک را روی دیوار اتاقش آویختیم.
نقاشی کودک روی دیوار اتاقکودک با دیدن نقاشی در اتاق خوشحال شد.
نقاشی کودک روی دیوار اتاقدرِ اتاق هر بار که باز میشد صدا میداد.
درِ جیرجیرکنندهٔ اتاقبعد از روغنکاری لولا، درِ اتاق بیصدا شد.
درِ جیرجیرکنندهٔ اتاقLa chambre à coucher donne sur le jardin.
پنجرهٔ اتاق خواب رو به باغچه است.
Nous avons réservé une chambre d'hôtel.
یک اتاق هتل رزرو کردیم.
Elle préfère une chambre individuelle.
او اتاق یکنفره را ترجیح میدهد.
La chambre de commerce organise la rencontre.
اتاق بازرگانی این نشست را برگزار میکند.
Il faut changer la chambre à air du vélo.
باید تیوپ دوچرخه را عوض کنیم.
Ce matin, j'ai ouvert les rideaux de ma chambre.
صبح پردههای اتاق را کنار زدم.
J'ai placé une petite lampe de lecture près du lit dans ma chambre.
چراغ مطالعهٔ کوچکی کنار تخت اتاق گذاشتم.
J'ai rangé le bureau de ma chambre avant d'étudier.
میز اتاقم را پیش از شروع درس مرتب کردم.
J'ai plié la couverture et l'ai posée sur la chaise de ma chambre.
پتو را تا کردم و روی صندلی اتاق گذاشتم.
Nous avons fixé une petite étagère au mur de la chambre.
یک قفسهٔ کوچک روی دیوار اتاق نصب کردیم.
Nous avons mis des draps propres dans la chambre d'amis pour le week-end.
برای مهمان آخر هفته ملحفهٔ تمیز در اتاق گذاشتیم.
J'ai défait ma valise dans la chambre d'hôtel.
چمدانم را در اتاق هتل باز کردم.
J'ai ouvert la fenêtre de la chambre pour faire entrer de l'air frais.
برای تازهشدن هوا پنجرهٔ اتاق را باز کردم.
Nous avons peint un mur de la chambre en bleu clair.
یکی از دیوارهای اتاق را آبی روشن کردیم.
J'ai placé une petite plante près de la fenêtre de ma chambre.
گلدان کوچکی کنار پنجرهٔ اتاق گذاشتم.
Nous avons légèrement baissé la température de la chambre avant de nous coucher.
پیش از خواب دمای اتاق را کمی پایین آوردیم.
J'ai posé un petit réveil près du lit dans ma chambre.
ساعت کوچکی کنار تخت اتاقم گذاشتم.
Nous avons accroché le dessin de l'enfant au mur de sa chambre.
نقاشی کودک را روی دیوار اتاقش آویختیم.
La porte de la chambre grinçait chaque fois qu'on l'ouvrait.
درِ اتاق هر بار که باز میشد صدا میداد.