habitación مؤنث است؛ sala و cuarto بسته به بافت مترادفاند.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
cada uno de los espacios de una vivienda separados por tabiques y destinados a distintas actividades
habitación مؤنث است؛ sala و cuarto بسته به بافت مترادفاند.
habitación utilizada para dormir, especialmente un dormitorio
در آگهی مسکن tres habitaciones اغلب «سه اتاق خواب» است.
espacio propio de una persona dentro de una vivienda
mi habitación بیشتر به اتاق خواب اختصاصی اشاره میکند.
cuarto individual o compartido que se reserva en un hotel
habitación doble یعنی اتاق دونفره؛ با hotel ساختمان فرق دارد.
habitación que se alquila por separado dentro de una vivienda o residencia
alquilar una habitación با alquilar un piso فرق دارد.
habitación destinada a dormir, jugar o guardar las cosas de los niños
habitación infantil با cuarto de juegos میتواند کاربرد متفاوت داشته باشد.
habitación de hospital destinada a alojar a una persona enferma
quirófano اتاق عمل است؛ habitación hospitalaria اتاق بستری.
habitación utilizada como despacho o sala de estudio
RAE مثال استفاده از habitación بهعنوان despacho را دارد.
habitación compartida por varias personas en un alojamiento
habitación compartida نقطهٔ مقابل habitación individual است.
acción y efecto de habitar; uso abstracto o culto de habitación
این مصدر اسمی در اسپانیایی با EN room بهمعنی اتاق یکی نیست.
lugar destinado a vivienda o residencia, llamado habitación en sentido formal
در گفتار امروز vivienda یا casa رایجتر است.
derecho personal que permite ocupar habitaciones necesarias de un inmueble ajeno sin alquilar ni transferir ese derecho
RAE این معنای حقوقی را جدا از اتاق واقعی ثبت میکند؛ در انگلیسی right of habitation است.
en ecología, medio o hábitat de un organismo
کاربرد کمرواج و تخصصیِ بومشناسی است؛ habitat معمولاً رایجتر از habitación است و معادل room نیست.
una habitación cuyas cortinas se abren por la mañana
در این موقعیت، اتاق فضای شخصیِ خواب یا استراحت است؛ پرده بخشی از وسایل اتاق محسوب میشود.
una habitación con una lámpara de lectura junto a la cama
چراغ کنار تخت در این مثال نشاندهندهٔ کاربرد اتاق برای مطالعهٔ پیش از خواب است، نه معنای «اتاق مطالعه» بهعنوان فضای اداری.
una habitación con un escritorio que hay que ordenar
میز داخل اتاق میتواند برای درس یا کار شخصی باشد؛ از وجود میز نمیتوان نتیجه گرفت کل اتاق یک دفتر کار است.
una habitación donde se dobla una manta después de dormir
پتو در این بافت وسیلهٔ خواب است؛ واژهٔ اتاق به مکان قرارگرفتن پتو اشاره میکند.
una habitación personal con una estantería recién instalada
قفسه وسیلهٔ نگهداری کتاب و اشیاست؛ در همهٔ زبانها باید فرق میان «قفسه» و خود «اتاق» روشن بماند.
una habitación de invitados preparada para una visita
اتاق مهمان برای اقامت موقت آماده میشود؛ این کاربرد با اتاق هتل یکسان نیست، هرچند هر دو محل خواباند.
deshacer una maleta en una habitación de hotel
در کاربرد هتل، اتاق واحد اقامت رزروشده است؛ چمدان و وسایل سفر معنای واژه را تغییر نمیدهند.
ventilar una habitación abriendo la ventana
بازکردن پنجره برای جریان هوا به محیط اتاق مربوط است؛ این مثال دربارهٔ نوع کاربری خصوصی یا خواب اتاق است.
pintar de otro color la pared de una habitación
una habitación con una planta junto a la ventana
وجود گیاه در اتاق صرفاً یکی از موقعیتهای روزمرهٔ سکونت است؛ واژهٔ اتاق به گلدان یا باغچه اشاره نمیکند.
ajustar la temperatura de una habitación antes de dormir
دمای اتاق به شرایط فیزیکی فضا مربوط است و با «جا داشتن» یا «فرصت» در معنای خاص room انگلیسی یکی نیست.
una habitación con un reloj junto a la cama
ساعت کنار تخت ابزاری در اتاق است؛ این بافت به کاربرد استراحت و خواب اشاره دارد، نه اتاق جلسه یا دادگاه.
una habitación infantil decorada con un dibujo
در این جمله نقاشی روی دیوار اتاق کودک نصب میشود؛ از آن نمیتوان معنای خاص دیگری مانند اتاق بازی عمومی برداشت کرد.
la puerta de una habitación que chirría
Reservamos una habitación doble con balcón.
اتاق دونفرهای با بالکن رزرو کردیم.
El hotel tiene una habitación individual libre.
هتل یک اتاق یکنفرهٔ خالی دارد.
Prepararon la habitación de invitados.
اتاق مهمان را آماده کردند.
Busco una habitación amueblada cerca del centro.
دنبال اتاق مبلهای نزدیک مرکز شهر میگردم.
Anota tu número de habitación en el formulario.
شمارهٔ اتاقت را در فرم بنویس.
Esta mañana abrí las cortinas de mi habitación.
صبح پردههای اتاق را کنار زدم.
Puse una lámpara de lectura pequeña junto a la cama de mi habitación.
چراغ مطالعهٔ کوچکی کنار تخت اتاق گذاشتم.
Ordené el escritorio de mi habitación antes de estudiar.
میز اتاقم را پیش از شروع درس مرتب کردم.
Doblé la manta y la dejé sobre la silla de mi habitación.
پتو را تا کردم و روی صندلی اتاق گذاشتم.
Instalamos una estantería pequeña en la pared de la habitación.
یک قفسهٔ کوچک روی دیوار اتاق نصب کردیم.
Pusimos sábanas limpias en la habitación de invitados para el fin de semana.
برای مهمان آخر هفته ملحفهٔ تمیز در اتاق گذاشتیم.
Deshice la maleta en la habitación del hotel.
چمدانم را در اتاق هتل باز کردم.
Abrí la ventana de la habitación para que entrara aire fresco.
برای تازهشدن هوا پنجرهٔ اتاق را باز کردم.
Pintamos una pared de la habitación de azul claro.
یکی از دیوارهای اتاق را آبی روشن کردیم.
Puse una planta pequeña junto a la ventana de mi habitación.
گلدان کوچکی کنار پنجرهٔ اتاق گذاشتم.
Bajamos un poco la temperatura de la habitación antes de acostarnos.
پیش از خواب دمای اتاق را کمی پایین آوردیم.
Puse un reloj pequeño junto a la cama de mi habitación.
ساعت کوچکی کنار تخت اتاقم گذاشتم.
Colgamos el dibujo del niño en la pared de su habitación.
نقاشی کودک را روی دیوار اتاقش آویختیم.
La puerta de la habitación chirriaba cada vez que la abríamos.
درِ اتاق هر بار که باز میشد صدا میداد.
habitación اسم مؤنث «اتاق» است؛ در منزل معمولاً اتاق خواب، اما برای اتاق مطالعه، هتل، بیمارستان یا واحد اجارهای هم استفاده میشود. جمع habitaciones است. RAE برای habitación معانی ویژهٔ «عمل سکونت»، «مسکن»، «حق سکونت در ملک دیگری» و «زیستگاه» در بومشناسی هم ثبت کرده که با room انگلیسی هممعنای دقیق نیستند. برای اتاق جلسه معمولاً sala de reuniones و برای اتاق عمل quirófano میگویند.
cada uno de los espacios de una vivienda separados por tabiques y destinados a distintas actividades
habitación مؤنث است؛ sala و cuarto بسته به بافت مترادفاند.
habitación utilizada para dormir, especialmente un dormitorio
در آگهی مسکن tres habitaciones اغلب «سه اتاق خواب» است.
espacio propio de una persona dentro de una vivienda
mi habitación بیشتر به اتاق خواب اختصاصی اشاره میکند.
cuarto individual o compartido que se reserva en un hotel
habitación doble یعنی اتاق دونفره؛ با hotel ساختمان فرق دارد.
habitación que se alquila por separado dentro de una vivienda o residencia
alquilar una habitación با alquilar un piso فرق دارد.
habitación destinada a dormir, jugar o guardar las cosas de los niños
habitación infantil با cuarto de juegos میتواند کاربرد متفاوت داشته باشد.
habitación de hospital destinada a alojar a una persona enferma
quirófano اتاق عمل است؛ habitación hospitalaria اتاق بستری.
habitación utilizada como despacho o sala de estudio
RAE مثال استفاده از habitación بهعنوان despacho را دارد.
habitación compartida por varias personas en un alojamiento
habitación compartida نقطهٔ مقابل habitación individual است.
acción y efecto de habitar; uso abstracto o culto de habitación
این مصدر اسمی در اسپانیایی با EN room بهمعنی اتاق یکی نیست.
lugar destinado a vivienda o residencia, llamado habitación en sentido formal
در گفتار امروز vivienda یا casa رایجتر است.
derecho personal que permite ocupar habitaciones necesarias de un inmueble ajeno sin alquilar ni transferir ese derecho
RAE این معنای حقوقی را جدا از اتاق واقعی ثبت میکند؛ در انگلیسی right of habitation است.
en ecología, medio o hábitat de un organismo
کاربرد کمرواج و تخصصیِ بومشناسی است؛ habitat معمولاً رایجتر از habitación است و معادل room نیست.
una habitación cuyas cortinas se abren por la mañana
در این موقعیت، اتاق فضای شخصیِ خواب یا استراحت است؛ پرده بخشی از وسایل اتاق محسوب میشود.
una habitación con una lámpara de lectura junto a la cama
چراغ کنار تخت در این مثال نشاندهندهٔ کاربرد اتاق برای مطالعهٔ پیش از خواب است، نه معنای «اتاق مطالعه» بهعنوان فضای اداری.
una habitación con un escritorio que hay que ordenar
میز داخل اتاق میتواند برای درس یا کار شخصی باشد؛ از وجود میز نمیتوان نتیجه گرفت کل اتاق یک دفتر کار است.
una habitación donde se dobla una manta después de dormir
پتو در این بافت وسیلهٔ خواب است؛ واژهٔ اتاق به مکان قرارگرفتن پتو اشاره میکند.
una habitación personal con una estantería recién instalada
قفسه وسیلهٔ نگهداری کتاب و اشیاست؛ در همهٔ زبانها باید فرق میان «قفسه» و خود «اتاق» روشن بماند.
una habitación de invitados preparada para una visita
اتاق مهمان برای اقامت موقت آماده میشود؛ این کاربرد با اتاق هتل یکسان نیست، هرچند هر دو محل خواباند.
deshacer una maleta en una habitación de hotel
در کاربرد هتل، اتاق واحد اقامت رزروشده است؛ چمدان و وسایل سفر معنای واژه را تغییر نمیدهند.
ventilar una habitación abriendo la ventana
بازکردن پنجره برای جریان هوا به محیط اتاق مربوط است؛ این مثال دربارهٔ نوع کاربری خصوصی یا خواب اتاق است.
pintar de otro color la pared de una habitación
una habitación con una planta junto a la ventana
وجود گیاه در اتاق صرفاً یکی از موقعیتهای روزمرهٔ سکونت است؛ واژهٔ اتاق به گلدان یا باغچه اشاره نمیکند.
ajustar la temperatura de una habitación antes de dormir
دمای اتاق به شرایط فیزیکی فضا مربوط است و با «جا داشتن» یا «فرصت» در معنای خاص room انگلیسی یکی نیست.
una habitación con un reloj junto a la cama
ساعت کنار تخت ابزاری در اتاق است؛ این بافت به کاربرد استراحت و خواب اشاره دارد، نه اتاق جلسه یا دادگاه.
una habitación infantil decorada con un dibujo
در این جمله نقاشی روی دیوار اتاق کودک نصب میشود؛ از آن نمیتوان معنای خاص دیگری مانند اتاق بازی عمومی برداشت کرد.
اتاق دو پنجره دارد.
اتاق؛ فضای جداشده در خانهوارد اتاقی آرام شدیم.
اتاق؛ فضای جداشده در خانهراهرویی اتاقها را به هم وصل میکند.
اتاق؛ فضای جداشده در خانهکتاب را در اتاقم جا گذاشتم.
اتاق خواببرای خوابیدن به اتاقش رفت.
اتاق خواباتاق خواب اصلی کمد بزرگی دارد.
اتاق خوابپیش از ورود به اتاقم در بزن.
اتاق شخصی و خصوصیبالاخره اتاق مخصوص خودش را دارد.
اتاق شخصی و خصوصیاتاقش انتهای راهروست.
اتاق شخصی و خصوصیاتاقی رو به دریا رزرو کردیم.
اتاق هتلاتاق ۳۰۵ آماده است.
اتاق هتلمسئول پذیرش کلید اتاق را به ما داد.
اتاق هتلنزدیک دانشگاه اتاقی اجاره میکند.
اتاقی که بهصورت مستقل اجاره داده میشودآگهی اتاقی مبله پیشنهاد میدهد.
اتاقی که بهصورت مستقل اجاره داده میشودپیش از پرداخت از اتاق بازدید کردیم.
اتاقی که بهصورت مستقل اجاره داده میشوداتاق بچهها پر از نقاشی است.
اتاق بچههااتاق نوزاد را رنگ زدند.
اتاق بچههاخواهر و برادر اتاقشان را مرتب کردند.
اتاق بچههابیمار را به اتاقی یکنفره منتقل کردند.
اتاق بستری بیمارخانواده بیرون اتاق منتظر بود.
اتاق بستری بیمارپرستار همهٔ اتاقهای طبقه را بررسی کرد.
اتاق بستری بیماراین اتاق را بهعنوان دفتر کار استفاده میکنیم.
اتاق مطالعه یا کاراتاق یک میز و کتابهای زیادی دارد.
اتاق مطالعه یا کاربرای مطالعه در اتاقش را میبندد.
اتاق مطالعه یا کاردر خوابگاه هماتاق بودیم.
اتاق مشترک در خوابگاهاتاق مشترک دو تخت دارد.
اتاق مشترک در خوابگاهمهمانپذیر اتاقهای خصوصی و مشترک دارد.
اتاق مشترک در خوابگاهسند دربارهٔ سکونت دائمی در آن ملک سخن میگوید.
سکونتکردن؛ عمل اقامت یا زندگیکردنسکونت مداوم در ملک موضوع بررسی بود.
سکونتکردن؛ عمل اقامت یا زندگیکردندربارهٔ سکونت در ساختمان طی زمستان بحث شد.
سکونتکردن؛ عمل اقامت یا زندگیکردنمقررات از مسکنی مناسب برای هر خانواده یاد میکنند.
مسکن یا اقامتگاه؛ معنای رسمی/قدیمیگزارش مسکن امن برای همه را لازم میداند.
مسکن یا اقامتگاه؛ معنای رسمی/قدیمیاقامتگاه خانواده بیرون شهر قرار داشت.
مسکن یا اقامتگاه؛ معنای رسمی/قدیمیسردفتر حق سکونت را توضیح داد.
حق سکونت در ملک دیگری؛ اصطلاح حقوقیرأی دادگاه حق سکونت را برای بیوه به رسمیت شناخت.
حق سکونت در ملک دیگری؛ اصطلاح حقوقیحق سکونت حقوقی اجازهٔ اجارهدادن فضا را نمیدهد.
حق سکونت در ملک دیگری؛ اصطلاح حقوقیمقاله زیستگاه طبیعی این گونه را بررسی میکند.
زیستگاه؛ کاربرد بومشناختیزیستگاه پرنده بهدلیل خشکسالی تغییر کرد.
زیستگاه؛ کاربرد بومشناختیزیستگاه دوزیستان تالاب را مطالعه کردند.
زیستگاه؛ کاربرد بومشناختیصبح پردههای اتاق را کنار زدم.
کنارزدن پردهٔ اتاق در صبحنور ملایمی به اتاق آمد.
کنارزدن پردهٔ اتاق در صبحچراغ مطالعهٔ کوچکی کنار تخت اتاق گذاشتم.
چراغ مطالعهٔ کنار تخت در اتاقشب میتوانم در اتاقم چند صفحه کتاب بخوانم.
چراغ مطالعهٔ کنار تخت در اتاقمیز اتاقم را پیش از شروع درس مرتب کردم.
مرتبکردن میز کار داخل اتاقدفترها را در کشوی میز اتاق گذاشتم.
مرتبکردن میز کار داخل اتاقپتو را تا کردم و روی صندلی اتاق گذاشتم.
تاکردن پتو در اتاقحالا اتاق مرتبتر به نظر میرسد.
تاکردن پتو در اتاقیک قفسهٔ کوچک روی دیوار اتاق نصب کردیم.
نصب قفسهٔ کوچک در اتاقحالا کتابها روی قفسهٔ اتاق جا میشوند.
نصب قفسهٔ کوچک در اتاقبرای مهمان آخر هفته ملحفهٔ تمیز در اتاق گذاشتیم.
آمادهکردن اتاق مهمانوقتی رسید، اتاق مهمان آماده بود.
آمادهکردن اتاق مهمانچمدانم را در اتاق هتل باز کردم.
بازکردن چمدان در اتاق هتللباسها را در کمد اتاق گذاشتم.
بازکردن چمدان در اتاق هتلبرای تازهشدن هوا پنجرهٔ اتاق را باز کردم.
هواخوری اتاق با پنجرهٔ بازپس از چند دقیقه هوای اتاق بهتر شد.
هواخوری اتاق با پنجرهٔ بازیکی از دیوارهای اتاق را آبی روشن کردیم.
رنگکردن دیوار اتاقحالا اتاق روشنتر به نظر میرسد.
رنگکردن دیوار اتاقگلدان کوچکی کنار پنجرهٔ اتاق گذاشتم.
گلدان کنار پنجرهٔ اتاقهر هفته در اتاق به گیاه آب میدهم.
گلدان کنار پنجرهٔ اتاقپیش از خواب دمای اتاق را کمی پایین آوردیم.
تنظیم دمای اتاق در شباتاق برای خواب راحتتر خنک شد.
تنظیم دمای اتاق در شبساعت کوچکی کنار تخت اتاقم گذاشتم.
ساعت کنار تخت در اتاقصبح صدای ساعت در اتاق بیدارم کرد.
ساعت کنار تخت در اتاقنقاشی کودک را روی دیوار اتاقش آویختیم.
نقاشی کودک روی دیوار اتاقکودک با دیدن نقاشی در اتاق خوشحال شد.
نقاشی کودک روی دیوار اتاقدرِ اتاق هر بار که باز میشد صدا میداد.
درِ جیرجیرکنندهٔ اتاقبعد از روغنکاری لولا، درِ اتاق بیصدا شد.
درِ جیرجیرکنندهٔ اتاقReservamos una habitación doble con balcón.
اتاق دونفرهای با بالکن رزرو کردیم.
El hotel tiene una habitación individual libre.
هتل یک اتاق یکنفرهٔ خالی دارد.
Prepararon la habitación de invitados.
اتاق مهمان را آماده کردند.
Busco una habitación amueblada cerca del centro.
دنبال اتاق مبلهای نزدیک مرکز شهر میگردم.
Anota tu número de habitación en el formulario.
شمارهٔ اتاقت را در فرم بنویس.
Esta mañana abrí las cortinas de mi habitación.
صبح پردههای اتاق را کنار زدم.
Puse una lámpara de lectura pequeña junto a la cama de mi habitación.
چراغ مطالعهٔ کوچکی کنار تخت اتاق گذاشتم.
Ordené el escritorio de mi habitación antes de estudiar.
میز اتاقم را پیش از شروع درس مرتب کردم.
Doblé la manta y la dejé sobre la silla de mi habitación.
پتو را تا کردم و روی صندلی اتاق گذاشتم.
Instalamos una estantería pequeña en la pared de la habitación.
یک قفسهٔ کوچک روی دیوار اتاق نصب کردیم.
Pusimos sábanas limpias en la habitación de invitados para el fin de semana.
برای مهمان آخر هفته ملحفهٔ تمیز در اتاق گذاشتیم.
Deshice la maleta en la habitación del hotel.
چمدانم را در اتاق هتل باز کردم.
Abrí la ventana de la habitación para que entrara aire fresco.
برای تازهشدن هوا پنجرهٔ اتاق را باز کردم.
Pintamos una pared de la habitación de azul claro.
یکی از دیوارهای اتاق را آبی روشن کردیم.
Puse una planta pequeña junto a la ventana de mi habitación.
گلدان کوچکی کنار پنجرهٔ اتاق گذاشتم.
Bajamos un poco la temperatura de la habitación antes de acostarnos.
پیش از خواب دمای اتاق را کمی پایین آوردیم.
Puse un reloj pequeño junto a la cama de mi habitación.
ساعت کوچکی کنار تخت اتاقم گذاشتم.
Colgamos el dibujo del niño en la pared de su habitación.
نقاشی کودک را روی دیوار اتاقش آویختیم.
La puerta de la habitación chirriaba cada vez que la abríamos.
درِ اتاق هر بار که باز میشد صدا میداد.