بازهٔ شب با «عصر» یا چرخهٔ کامل ۲۴ ساعت یکسان نیست.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
فاصلهٔ تاریک میان غروب خورشید و روشنشدن صبح
بازهٔ شب با «عصر» یا چرخهٔ کامل ۲۴ ساعت یکسان نیست.
تاریکی طبیعیِ بخش شبانهٔ شبانهروز
تاریکی وصف معمول شب است اما هر مکان تاریکی لزوماً شب نیست.
زمانی که هوا پس از غروب رو به تاریکی میرود
برای لحظهٔ شروع شب از فعلهای خاص هر زبان استفاده میشود.
میانهٔ شب، معمولاً نزدیک ساعت دوازده
نیمهشب ساعت مرزی است؛ در ترکیبهای زمانی ممکن است تاریخ عوض شود.
ساعتهای پایانی و دیرهنگام شب
«دیر وقت شب» لزوماً دقیقاً ساعت دوازده نیست.
شبِ امروز یا شبی که در پیش است
در هر زبان عبارت اشاره به شب جاری شکل خاص خود را دارد.
شبی که پیش از امروز سپری شده
به شب گذشته اشاره میکند، نه فقط روز قبل.
شبی که پس از شب مرجع میآید
شب بعدی را با نقطهٔ مرجع زمانی اشتباه نگیریم.
تکرار رویدادی در شبهای پیدرپی
قید تکرار را با یک شب معین تفاوت بدهیم.
تمام مدت یک شب بدون قطع طولانی
کل شب میتواند بیداری یا فعالیت مداوم را نشان دهد.
شبی که با خواب خوب یا بد سنجیده میشود
شبِ خوابِ خوب یا بد، توصیف کیفیت استراحت است.
نوبت کاری در ساعتهای شبانه
نوبت کار در شب ترکیب اسمی است، نه معنی مستقل «شب».
رفتن یا جابهجایی در ساعات شب
عبارت سفر شبانه صرفاً زمان حرکت را مشخص میکند.
آسمانی که پس از تاریکشدن دیده میشود
این ترکیب به منظرهٔ آسمان هنگام شب اشاره دارد.
فضای آرام یا ساکتِ یک شب مشخص
صفتها کیفیت یک شب مشخص را بیان میکنند.
آرزوی استراحت یا خواب خوش هنگام جداشدن
نشست دوستانه یا خانوادگی که در شب برگزار میشود
این یک FAبافت اختصاصی یا اصطلاح ثابت است؛ معنی عبارت کامل را بیاموز، نه فقط معنیِ تحتاللفظی «شب».
بیدارماندن آگاهانه در ساعتهای شب
این یک FAبافت اختصاصی یا اصطلاح ثابت است؛ معنی عبارت کامل را بیاموز، نه فقط معنیِ تحتاللفظی «شب».
شب بارانی و تأثیر بارش بر برنامههای شبانه؛ بارانی بودن توصیف وضعیت یک شب است؛ با خودِ واژهٔ باران یا معانی استعاری شب یکی نیست.
بارانی بودن توصیف وضعیت یک شب است؛ با خودِ واژهٔ باران یا معانی استعاری شب یکی نیست.
شب بادخیز و اثر باد بر محیط؛ بادخیز بودن یک ویژگی هواشناختی شب است، نه کاربرد مجازی «شب طوفانی» برای حوادث.
بادخیز بودن یک ویژگی هواشناختی شب است، نه کاربرد مجازی «شب طوفانی» برای حوادث.
شب سرد و نیاز به گرمتر ماندن؛ سرد بودنِ شب به دما اشاره دارد؛ برخلاف «شب تاریک» که به روشنایی مربوط است.
سرد بودنِ شب به دما اشاره دارد؛ برخلاف «شب تاریک» که به روشنایی مربوط است.
شب صاف و بیابر برای تماشای آسمان؛ «شب صاف» وضعیت آسمان در آن شب را توصیف میکند؛ همان کاربرد کلی «آسمان شب» نیست.
«شب صاف» وضعیت آسمان در آن شب را توصیف میکند؛ همان کاربرد کلی «آسمان شب» نیست.
روشنایی مصنوعی در شب و کاربرد چراغها؛ روشنایی شبانه به چراغ و نور مصنوعی مربوط است؛ با روشن شدن طبیعی روز تفاوت دارد.
روشنایی شبانه به چراغ و نور مصنوعی مربوط است؛ با روشن شدن طبیعی روز تفاوت دارد.
توجه به ایمنی رفتوآمد در شب؛ ایمنی شبانه در اینجا انتخاب مسیر روشن و برنامهریزی رفتوآمد است؛ حکم کلی دربارهٔ خطرناکبودن شب نمیدهد.
صدای آزاردهنده یا غیرمنتظره در طول شب؛ شب پرسروصدا با شب آرامِ قبلی در تضاد است؛ منظور صدای محیط در آن شب است.
شب پرسروصدا با شب آرامِ قبلی در تضاد است؛ منظور صدای محیط در آن شب است.
بیدار شدن کوتاهمدت در میانهٔ شب؛ بیدار شدن در طول شب با «شبزندهداری» عمدی یا بیدار ماندنِ تمام شب یکی نیست.
بیدار شدن در طول شب با «شبزندهداری» عمدی یا بیدار ماندنِ تمام شب یکی نیست.
خواندن کتاب یا نوشته در شب پیش از خواب؛ خواندن شبانه یک فعالیت در شب است؛ با اصطلاح ادبی یا دستوری مستقل از واژهٔ «شب» اشتباه نشود.
خواندن شبانه یک فعالیت در شب است؛ با اصطلاح ادبی یا دستوری مستقل از واژهٔ «شب» اشتباه نشود.
تماس تلفنی در ساعات شب؛ تماس شبانه ممکن است ضروری یا برنامهریزیشده باشد؛ این کاربرد صرفاً به دیرهنگام بودنِ شب اشاره نمیکند.
تماس شبانه ممکن است ضروری یا برنامهریزیشده باشد؛ این کاربرد صرفاً به دیرهنگام بودنِ شب اشاره نمیکند.
قطار شبانه و سفر در ساعات شب؛ قطار شبانه نوع مشخصی از رفتوآمد است؛ با هر سفر شبانه یا اقامت یکشبه یکی نیست.
قطار شبانه نوع مشخصی از رفتوآمد است؛ با هر سفر شبانه یا اقامت یکشبه یکی نیست.
گذراندن شب در طبیعت یا محل کمپ؛ کمپ شبانه به شیوهٔ گذراندن شب در فضای باز اشاره دارد؛ با شبنشینی خانوادگی یا تنها سفر شبانه فرق دارد.
کمپ شبانه به شیوهٔ گذراندن شب در فضای باز اشاره دارد؛ با شبنشینی خانوادگی یا تنها سفر شبانه فرق دارد.
عکاسی در شب و نیاز به نوردهی مناسب؛ عکاسی شبانه یک فعالیت فنی در نور کم است؛ صرفاً به تماشای آسمان شب محدود نیست.
عکاسی شبانه یک فعالیت فنی در نور کم است؛ صرفاً به تماشای آسمان شب محدود نیست.
شب پیش از یک رویداد مشخص و آمادهشدن برای آن؛ «شب قبل از رویداد» نسبت به یک مناسبت معین تعریف میشود؛ با «دیشب» بهعنوان شب پیش از امروز یکی نیست.
«شب قبل از رویداد» نسبت به یک مناسبت معین تعریف میشود؛ با «دیشب» بهعنوان شب پیش از امروز یکی نیست.
شببهخیر، فردا صحبت میکنیم.
شببهخیر، فردا صحبت میکنیم.
شب تا صبح باران بارید.
شب تا صبح باران بارید.
برای شبنشینی چند دوست را دعوت کردیم.
برای شبنشینی چند دوست را دعوت کردیم.
شبزندهداریِ دیروز خستهام کرد.
شبزندهداریِ دیروز خستهام کرد.
شب و روز برای مسابقه تمرین میکند.
شب و روز برای مسابقه تمرین میکند.
شب بازهٔ میان غروب و سپیدهدم است. امشب، دیشب، نیمهشب، شبنشینی و شبزندهداری کاربردهای متفاوتاند؛ «شببهخیر» در نقش آرزوی خواب خوب با سلامِ آغاز شب یکی نیست.
فاصلهٔ تاریک میان غروب خورشید و روشنشدن صبح
بازهٔ شب با «عصر» یا چرخهٔ کامل ۲۴ ساعت یکسان نیست.
تاریکی طبیعیِ بخش شبانهٔ شبانهروز
تاریکی وصف معمول شب است اما هر مکان تاریکی لزوماً شب نیست.
زمانی که هوا پس از غروب رو به تاریکی میرود
برای لحظهٔ شروع شب از فعلهای خاص هر زبان استفاده میشود.
میانهٔ شب، معمولاً نزدیک ساعت دوازده
نیمهشب ساعت مرزی است؛ در ترکیبهای زمانی ممکن است تاریخ عوض شود.
ساعتهای پایانی و دیرهنگام شب
«دیر وقت شب» لزوماً دقیقاً ساعت دوازده نیست.
شبِ امروز یا شبی که در پیش است
در هر زبان عبارت اشاره به شب جاری شکل خاص خود را دارد.
شبی که پیش از امروز سپری شده
به شب گذشته اشاره میکند، نه فقط روز قبل.
شبی که پس از شب مرجع میآید
شب بعدی را با نقطهٔ مرجع زمانی اشتباه نگیریم.
تکرار رویدادی در شبهای پیدرپی
قید تکرار را با یک شب معین تفاوت بدهیم.
تمام مدت یک شب بدون قطع طولانی
کل شب میتواند بیداری یا فعالیت مداوم را نشان دهد.
شبی که با خواب خوب یا بد سنجیده میشود
شبِ خوابِ خوب یا بد، توصیف کیفیت استراحت است.
نوبت کاری در ساعتهای شبانه
نوبت کار در شب ترکیب اسمی است، نه معنی مستقل «شب».
رفتن یا جابهجایی در ساعات شب
عبارت سفر شبانه صرفاً زمان حرکت را مشخص میکند.
آسمانی که پس از تاریکشدن دیده میشود
این ترکیب به منظرهٔ آسمان هنگام شب اشاره دارد.
فضای آرام یا ساکتِ یک شب مشخص
صفتها کیفیت یک شب مشخص را بیان میکنند.
آرزوی استراحت یا خواب خوش هنگام جداشدن
نشست دوستانه یا خانوادگی که در شب برگزار میشود
این یک FAبافت اختصاصی یا اصطلاح ثابت است؛ معنی عبارت کامل را بیاموز، نه فقط معنیِ تحتاللفظی «شب».
بیدارماندن آگاهانه در ساعتهای شب
این یک FAبافت اختصاصی یا اصطلاح ثابت است؛ معنی عبارت کامل را بیاموز، نه فقط معنیِ تحتاللفظی «شب».
شب بارانی و تأثیر بارش بر برنامههای شبانه؛ بارانی بودن توصیف وضعیت یک شب است؛ با خودِ واژهٔ باران یا معانی استعاری شب یکی نیست.
بارانی بودن توصیف وضعیت یک شب است؛ با خودِ واژهٔ باران یا معانی استعاری شب یکی نیست.
شب بادخیز و اثر باد بر محیط؛ بادخیز بودن یک ویژگی هواشناختی شب است، نه کاربرد مجازی «شب طوفانی» برای حوادث.
بادخیز بودن یک ویژگی هواشناختی شب است، نه کاربرد مجازی «شب طوفانی» برای حوادث.
شب سرد و نیاز به گرمتر ماندن؛ سرد بودنِ شب به دما اشاره دارد؛ برخلاف «شب تاریک» که به روشنایی مربوط است.
سرد بودنِ شب به دما اشاره دارد؛ برخلاف «شب تاریک» که به روشنایی مربوط است.
شب صاف و بیابر برای تماشای آسمان؛ «شب صاف» وضعیت آسمان در آن شب را توصیف میکند؛ همان کاربرد کلی «آسمان شب» نیست.
«شب صاف» وضعیت آسمان در آن شب را توصیف میکند؛ همان کاربرد کلی «آسمان شب» نیست.
روشنایی مصنوعی در شب و کاربرد چراغها؛ روشنایی شبانه به چراغ و نور مصنوعی مربوط است؛ با روشن شدن طبیعی روز تفاوت دارد.
روشنایی شبانه به چراغ و نور مصنوعی مربوط است؛ با روشن شدن طبیعی روز تفاوت دارد.
توجه به ایمنی رفتوآمد در شب؛ ایمنی شبانه در اینجا انتخاب مسیر روشن و برنامهریزی رفتوآمد است؛ حکم کلی دربارهٔ خطرناکبودن شب نمیدهد.
صدای آزاردهنده یا غیرمنتظره در طول شب؛ شب پرسروصدا با شب آرامِ قبلی در تضاد است؛ منظور صدای محیط در آن شب است.
شب پرسروصدا با شب آرامِ قبلی در تضاد است؛ منظور صدای محیط در آن شب است.
بیدار شدن کوتاهمدت در میانهٔ شب؛ بیدار شدن در طول شب با «شبزندهداری» عمدی یا بیدار ماندنِ تمام شب یکی نیست.
بیدار شدن در طول شب با «شبزندهداری» عمدی یا بیدار ماندنِ تمام شب یکی نیست.
خواندن کتاب یا نوشته در شب پیش از خواب؛ خواندن شبانه یک فعالیت در شب است؛ با اصطلاح ادبی یا دستوری مستقل از واژهٔ «شب» اشتباه نشود.
خواندن شبانه یک فعالیت در شب است؛ با اصطلاح ادبی یا دستوری مستقل از واژهٔ «شب» اشتباه نشود.
تماس تلفنی در ساعات شب؛ تماس شبانه ممکن است ضروری یا برنامهریزیشده باشد؛ این کاربرد صرفاً به دیرهنگام بودنِ شب اشاره نمیکند.
تماس شبانه ممکن است ضروری یا برنامهریزیشده باشد؛ این کاربرد صرفاً به دیرهنگام بودنِ شب اشاره نمیکند.
قطار شبانه و سفر در ساعات شب؛ قطار شبانه نوع مشخصی از رفتوآمد است؛ با هر سفر شبانه یا اقامت یکشبه یکی نیست.
قطار شبانه نوع مشخصی از رفتوآمد است؛ با هر سفر شبانه یا اقامت یکشبه یکی نیست.
گذراندن شب در طبیعت یا محل کمپ؛ کمپ شبانه به شیوهٔ گذراندن شب در فضای باز اشاره دارد؛ با شبنشینی خانوادگی یا تنها سفر شبانه فرق دارد.
کمپ شبانه به شیوهٔ گذراندن شب در فضای باز اشاره دارد؛ با شبنشینی خانوادگی یا تنها سفر شبانه فرق دارد.
عکاسی در شب و نیاز به نوردهی مناسب؛ عکاسی شبانه یک فعالیت فنی در نور کم است؛ صرفاً به تماشای آسمان شب محدود نیست.
عکاسی شبانه یک فعالیت فنی در نور کم است؛ صرفاً به تماشای آسمان شب محدود نیست.
شب پیش از یک رویداد مشخص و آمادهشدن برای آن؛ «شب قبل از رویداد» نسبت به یک مناسبت معین تعریف میشود؛ با «دیشب» بهعنوان شب پیش از امروز یکی نیست.
«شب قبل از رویداد» نسبت به یک مناسبت معین تعریف میشود؛ با «دیشب» بهعنوان شب پیش از امروز یکی نیست.
شبهای زمستان طولانیترند.
بازهٔ شب از غروب تا سپیدهتمام شب در راه بودیم.
بازهٔ شب از غروب تا سپیدهشب با بارانی آرام به پایان رسید.
بازهٔ شب از غروب تا سپیدهکوچه در تاریکی شب خلوت بود.
تاریکی شبنور چراغ در دل شب دیده میشد.
تاریکی شبصدای رود در سیاهی شب واضحتر بود.
تاریکی شببا فرارسیدن شب به خانه رسیدیم.
فرارسیدن شبشب که شد، چراغهای باغ را روشن کردند.
فرارسیدن شبپیش از رسیدن شب چادر را برپا کردیم.
فرارسیدن شبنیمهشب صدای زنگی شنیدم.
نیمهشبقطار کمی بعد از نیمهشب حرکت کرد.
نیمهشبوسط شب برای نوشیدن آب بیدار شدم.
نیمهشبتا پاسی از شب بیدار ماندم.
دیروقت شباو دیروقت شب از سر کار برگشت.
دیروقت شبکافه تا آخر شب باز است.
دیروقت شبامشب ماه خیلی روشن است.
امشبقرار است امشب فیلم ببینیم.
امشبامشب هوا سردتر میشود.
امشبدیشب خواب عجیبی دیدم.
دیشبشب گذشته باران شدیدی بارید.
دیشبدیشب دوستم به من زنگ زد.
دیشبشب بعد دوباره کنار آتش نشستیم.
شب بعد یا فرداشبفرداشب به دیدن خانواده میرویم.
شب بعد یا فرداشبقرار شد شب بعد در همان هتل بمانیم.
شب بعد یا فرداشبهر شب چند صفحه کتاب میخوانم.
هر شباو هر شب به مادرش زنگ میزند.
هر شبچراغ حیاط هر شب خودکار روشن میشود.
هر شبباران تمام شب میبارید.
سراسر شبسراسر شب دربارهٔ سفر حرف زدیم.
سراسر شبکودک یک شب کامل بیوقفه خوابید.
سراسر شبدیشب خواب راحتی داشتم.
شب از نظر کیفیت خوابآن شب از سروصدا خوب نخوابیدیم.
شب از نظر کیفیت خواببعد از سفر یک شب آرام لازم داشتم.
شب از نظر کیفیت خوابخواهرم شیفت شب بیمارستان است.
کار یا شیفت شبنگهبان شب دروازه را بررسی کرد.
کار یا شیفت شبکارگران نوبت شب صبح زود برگشتند.
کار یا شیفت شببا قطار شبانه به شهر رسیدیم.
سفر و حرکت شبانهسفر در شب برایم آرامتر است.
سفر و حرکت شبانهپرواز شبانه پیش از طلوع فرود آمد.
سفر و حرکت شبانهآسمان شب پر از ستاره بود.
آسمان شباز بالای تپه آسمان شب را تماشا کردیم.
آسمان شبابرها نیمی از آسمان شب را پوشاندند.
آسمان شبشب آرامی کنار دریاچه گذشت.
سکوت و آرامش شبسکوت شب به تمرکزم کمک کرد.
سکوت و آرامش شبآن شب حتی صدای باد هم نمیآمد.
سکوت و آرامش شببه بچهها شببهخیر گفتم و چراغ را خاموش کردم.
شببهخیر هنگام خداحافظیاو پیش از خواب برای مادرش پیام شببهخیر فرستاد.
شببهخیر هنگام خداحافظیشببهخیر، خوب بخوابی!
شببهخیر هنگام خداحافظیجمعهشب یک شبنشینی خانوادگی داشتیم.
شبنشینی و دورهمی شبانهشبنشینیِ همسایهها با قصهگویی گذشت.
شبنشینی و دورهمی شبانهبرای شبنشینی چای و میوه آماده کردیم.
شبنشینی و دورهمی شبانهشبزندهداریِ طولانی خستهاش کرد.
شبزندهداریبرای پایان پروژه یک شبزندهداری کردیم.
شبزندهداریشبزندهداری همیشه نشانهٔ خواب خوب نیست.
شبزندهداریآن شب بارانی صدای قطرهها از پنجره شنیده میشد.
شب بارانی و تأثیر بارش بر برنامههای شبانهدر شب بارانی مسیر برگشت را آهستهتر طی کردیم.
شب بارانی و تأثیر بارش بر برنامههای شبانهبرای یک شب بارانی در چادر، پوشش ضدآب برداشتند.
شب بارانی و تأثیر بارش بر برنامههای شبانهشب پربادی بود و شاخهها به پنجره میخوردند.
شب بادخیز و اثر باد بر محیطدر آن شب بادخیز صندلیهای حیاط را داخل بردیم.
شب بادخیز و اثر باد بر محیطباد شدید خوابیدن در چادر را در طول شب سخت کرد.
شب بادخیز و اثر باد بر محیطدیشب شب سردی بود و پنجره را بستیم.
شب سرد و نیاز به گرمتر ماندنبرای شب سرد کوهستان لباس گرم بیشتری بردار.
شب سرد و نیاز به گرمتر ماندنآنها در شب سرد کنار بخاری نشستند.
شب سرد و نیاز به گرمتر ماندنشب صافی بود و ستارهها روشن دیده میشدند.
شب صاف و بیابر برای تماشای آسمانعکاس منتظر یک شب صاف برای عکاسی از ماه بود.
شب صاف و بیابر برای تماشای آسمانبعد از چند شب ابری، بالاخره شبی صاف رسید.
شب صاف و بیابر برای تماشای آسمانچراغهای کوچه در طول شب روشن ماندند.
روشنایی مصنوعی در شب و کاربرد چراغهاشب برای خواندن نقشه از چراغقوه استفاده کردیم.
روشنایی مصنوعی در شب و کاربرد چراغهانور ملایم شبانه راهرو را روشن نگه میداشت.
روشنایی مصنوعی در شب و کاربرد چراغهاشب از مسیر روشنتر به خانه برگشتیم.
توجه به ایمنی رفتوآمد در شبپیش از پیادهروی شبانه مسیر را روی نقشه بررسی کن.
توجه به ایمنی رفتوآمد در شببرای رفتوآمد در شب، زمان آخرین اتوبوس را پرسیدند.
توجه به ایمنی رفتوآمد در شبآن شب پرسروصدا صدای ساختوساز تا دیر وقت میآمد.
صدای آزاردهنده یا غیرمنتظره در طول شبصدای ناگهانی در طول شب ما را بیدار کرد.
صدای آزاردهنده یا غیرمنتظره در طول شببعد از چند شب شلوغ، یک شب ساکت داشتیم.
صدای آزاردهنده یا غیرمنتظره در طول شبدیشب نیمههای شب با صدای باران بیدار شدم.
بیدار شدن کوتاهمدت در میانهٔ شباو گاهی در طول شب بیدار میشود و دوباره میخوابد.
بیدار شدن کوتاهمدت در میانهٔ شبوقتی شب از خواب پرید، ساعت را نگاه کرد.
بیدار شدن کوتاهمدت در میانهٔ شبهر شب پیش از خواب چند صفحه کتاب میخوانم.
خواندن کتاب یا نوشته در شب پیش از خوابآن شب تا پیش از خواب داستان را تمام کرد.
خواندن کتاب یا نوشته در شب پیش از خوابچراغ کنار تخت برای خواندن در شب کافی بود.
خواندن کتاب یا نوشته در شب پیش از خوابدیشب با دوستم تماس کوتاهی گرفتم.
تماس تلفنی در ساعات شبدر شب برای تماس با خانواده زمان مناسبی پیدا کرد.
تماس تلفنی در ساعات شبگوشی را شب روی حالت بیصدا میگذارد تا تماسها بیدارش نکنند.
تماس تلفنی در ساعات شببرای سفر طولانی بلیت قطار شبانه گرفتیم.
قطار شبانه و سفر در ساعات شبقطار شبانه هنگام صبح به مقصد رسید.
قطار شبانه و سفر در ساعات شباو در قطار شبانه کنار پنجره نشست.
قطار شبانه و سفر در ساعات شبدر اردو آن شب داخل چادر خوابیدیم.
گذراندن شب در طبیعت یا محل کمپبرای گذراندن شب در طبیعت چراغ و پتو بردار.
گذراندن شب در طبیعت یا محل کمپصبح بعد از شب کمپ، وسایل را جمع کردیم.
گذراندن شب در طبیعت یا محل کمپبرای عکاسی شبانه سهپایه همراه برد.
عکاسی در شب و نیاز به نوردهی مناسبآن شب از پل روشن عکس گرفتیم.
عکاسی در شب و نیاز به نوردهی مناسبعکسهای شب شهر را بعد از سفر مرتب کرد.
عکاسی در شب و نیاز به نوردهی مناسبشب پیش از امتحان کیفم را آماده کردم.
شب پیش از یک رویداد مشخص و آمادهشدن برای آنآنها شب قبل از سفر همهٔ مدارک را دوباره بررسی کردند.
شب پیش از یک رویداد مشخص و آمادهشدن برای آندر شب پیش از جشن، سالن را تزئین کردیم.
شب پیش از یک رویداد مشخص و آمادهشدن برای آنشببهخیر، فردا صحبت میکنیم.
شببهخیر، فردا صحبت میکنیم.
شب تا صبح باران بارید.
شب تا صبح باران بارید.
برای شبنشینی چند دوست را دعوت کردیم.
برای شبنشینی چند دوست را دعوت کردیم.
شبزندهداریِ دیروز خستهام کرد.
شبزندهداریِ دیروز خستهام کرد.
شب و روز برای مسابقه تمرین میکند.
شب و روز برای مسابقه تمرین میکند.