بازهٔ شب با «عصر» یا چرخهٔ کامل ۲۴ ساعت یکسان نیست.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
the period between evening darkness and morning light
بازهٔ شب با «عصر» یا چرخهٔ کامل ۲۴ ساعت یکسان نیست.
the darkness associated with the nighttime hours
تاریکی وصف معمول شب است اما هر مکان تاریکی لزوماً شب نیست.
the moment when evening becomes night
برای لحظهٔ شروع شب از فعلهای خاص هر زبان استفاده میشود.
the middle of the night, around twelve o'clock
نیمهشب ساعت مرزی است؛ در ترکیبهای زمانی ممکن است تاریخ عوض شود.
the later hours of the night
«دیر وقت شب» لزوماً دقیقاً ساعت دوازده نیست.
the night of the present day or coming evening
در هر زبان عبارت اشاره به شب جاری شکل خاص خود را دارد.
the night immediately before the present day
به شب گذشته اشاره میکند، نه فقط روز قبل.
the night following a given one
شب بعدی را با نقطهٔ مرجع زمانی اشتباه نگیریم.
a night that recurs regularly
قید تکرار را با یک شب معین تفاوت بدهیم.
the entire duration of one night
کل شب میتواند بیداری یا فعالیت مداوم را نشان دهد.
a night evaluated by how well one sleeps
شبِ خوابِ خوب یا بد، توصیف کیفیت استراحت است.
work performed during nighttime hours
نوبت کار در شب ترکیب اسمی است، نه معنی مستقل «شب».
travel taking place during the night
عبارت سفر شبانه صرفاً زمان حرکت را مشخص میکند.
the sky seen in the nighttime
این ترکیب به منظرهٔ آسمان هنگام شب اشاره دارد.
the peaceful or silent quality of a night
صفتها کیفیت یک شب مشخص را بیان میکنند.
a farewell or wish for restful sleep
a social evening spent outside the home
این یک ENبافت اختصاصی یا اصطلاح ثابت است؛ معنی عبارت کامل را بیاموز، نه فقط معنیِ تحتاللفظی «شب».
a stay or change lasting through one night
این یک ENبافت اختصاصی یا اصطلاح ثابت است؛ معنی عبارت کامل را بیاموز، نه فقط معنیِ تحتاللفظی «شب».
a night during which rain shapes the conditions or activities
بارانی بودن توصیف وضعیت یک شب است؛ با خودِ واژهٔ باران یا معانی استعاری شب یکی نیست.
a night with strong wind affecting the surroundings
بادخیز بودن یک ویژگی هواشناختی شب است، نه کاربرد مجازی «شب طوفانی» برای حوادث.
a night marked by low temperature rather than lack of light
سرد بودنِ شب به دما اشاره دارد؛ برخلاف «شب تاریک» که به روشنایی مربوط است.
a night with a largely cloudless sky and good visibility
«شب صاف» وضعیت آسمان در آن شب را توصیف میکند؛ همان کاربرد کلی «آسمان شب» نیست.
artificial light used during the night for visibility or safety
روشنایی شبانه به چراغ و نور مصنوعی مربوط است؛ با روشن شدن طبیعی روز تفاوت دارد.
planning safe movement and visibility when traveling at night
a night disturbed by unwanted sounds or sudden noises
شب پرسروصدا با شب آرامِ قبلی در تضاد است؛ منظور صدای محیط در آن شب است.
briefly waking during the night rather than staying awake all night
بیدار شدن در طول شب با «شبزندهداری» عمدی یا بیدار ماندنِ تمام شب یکی نیست.
reading books or other texts at night, often before sleep
خواندن شبانه یک فعالیت در شب است؛ با اصطلاح ادبی یا دستوری مستقل از واژهٔ «شب» اشتباه نشود.
a phone call made during night hours, whether planned or urgent
تماس شبانه ممکن است ضروری یا برنامهریزیشده باشد؛ این کاربرد صرفاً به دیرهنگام بودنِ شب اشاره نمیکند.
a train service traveling through the night, often arriving in the morning
قطار شبانه نوع مشخصی از رفتوآمد است؛ با هر سفر شبانه یا اقامت یکشبه یکی نیست.
spending the night at a campsite, often sleeping in a tent
کمپ شبانه به شیوهٔ گذراندن شب در فضای باز اشاره دارد؛ با شبنشینی خانوادگی یا تنها سفر شبانه فرق دارد.
taking photographs at night under low-light conditions
عکاسی شبانه یک فعالیت فنی در نور کم است؛ صرفاً به تماشای آسمان شب محدود نیست.
the night immediately preceding a specified event or occasion
«شب قبل از رویداد» نسبت به یک مناسبت معین تعریف میشود؛ با «دیشب» بهعنوان شب پیش از امروز یکی نیست.
Good night, see you tomorrow.
شببهخیر، فردا میبینمت.
Night after night, the team repaired the bridge.
گروه شبهای پیاپی پل را تعمیر کرد.
We spent the night at a small guesthouse.
شب را در مهمانخانهٔ کوچکی گذراندیم.
The phone rang in the middle of the night.
تلفن نیمههای شب زنگ زد.
They went for a night out after work.
بعد از کار برای تفریح شبانه بیرون رفتند.
night اسم بازهٔ تاریک از غروب تا صبح است؛ در تعبیرهایی مانند at night، last night و night shift میآید. evening، overnight و a night out بافتهای جداگانهای دارند که نباید با یک معنی عمومی «شب» مخلوط شوند.
the period between evening darkness and morning light
بازهٔ شب با «عصر» یا چرخهٔ کامل ۲۴ ساعت یکسان نیست.
the darkness associated with the nighttime hours
تاریکی وصف معمول شب است اما هر مکان تاریکی لزوماً شب نیست.
the moment when evening becomes night
برای لحظهٔ شروع شب از فعلهای خاص هر زبان استفاده میشود.
the middle of the night, around twelve o'clock
نیمهشب ساعت مرزی است؛ در ترکیبهای زمانی ممکن است تاریخ عوض شود.
the later hours of the night
«دیر وقت شب» لزوماً دقیقاً ساعت دوازده نیست.
the night of the present day or coming evening
در هر زبان عبارت اشاره به شب جاری شکل خاص خود را دارد.
the night immediately before the present day
به شب گذشته اشاره میکند، نه فقط روز قبل.
the night following a given one
شب بعدی را با نقطهٔ مرجع زمانی اشتباه نگیریم.
a night that recurs regularly
قید تکرار را با یک شب معین تفاوت بدهیم.
the entire duration of one night
کل شب میتواند بیداری یا فعالیت مداوم را نشان دهد.
a night evaluated by how well one sleeps
شبِ خوابِ خوب یا بد، توصیف کیفیت استراحت است.
work performed during nighttime hours
نوبت کار در شب ترکیب اسمی است، نه معنی مستقل «شب».
travel taking place during the night
عبارت سفر شبانه صرفاً زمان حرکت را مشخص میکند.
the sky seen in the nighttime
این ترکیب به منظرهٔ آسمان هنگام شب اشاره دارد.
the peaceful or silent quality of a night
صفتها کیفیت یک شب مشخص را بیان میکنند.
a farewell or wish for restful sleep
a social evening spent outside the home
این یک ENبافت اختصاصی یا اصطلاح ثابت است؛ معنی عبارت کامل را بیاموز، نه فقط معنیِ تحتاللفظی «شب».
a stay or change lasting through one night
این یک ENبافت اختصاصی یا اصطلاح ثابت است؛ معنی عبارت کامل را بیاموز، نه فقط معنیِ تحتاللفظی «شب».
a night during which rain shapes the conditions or activities
بارانی بودن توصیف وضعیت یک شب است؛ با خودِ واژهٔ باران یا معانی استعاری شب یکی نیست.
a night with strong wind affecting the surroundings
بادخیز بودن یک ویژگی هواشناختی شب است، نه کاربرد مجازی «شب طوفانی» برای حوادث.
a night marked by low temperature rather than lack of light
سرد بودنِ شب به دما اشاره دارد؛ برخلاف «شب تاریک» که به روشنایی مربوط است.
a night with a largely cloudless sky and good visibility
«شب صاف» وضعیت آسمان در آن شب را توصیف میکند؛ همان کاربرد کلی «آسمان شب» نیست.
artificial light used during the night for visibility or safety
روشنایی شبانه به چراغ و نور مصنوعی مربوط است؛ با روشن شدن طبیعی روز تفاوت دارد.
planning safe movement and visibility when traveling at night
a night disturbed by unwanted sounds or sudden noises
شب پرسروصدا با شب آرامِ قبلی در تضاد است؛ منظور صدای محیط در آن شب است.
briefly waking during the night rather than staying awake all night
بیدار شدن در طول شب با «شبزندهداری» عمدی یا بیدار ماندنِ تمام شب یکی نیست.
reading books or other texts at night, often before sleep
خواندن شبانه یک فعالیت در شب است؛ با اصطلاح ادبی یا دستوری مستقل از واژهٔ «شب» اشتباه نشود.
a phone call made during night hours, whether planned or urgent
تماس شبانه ممکن است ضروری یا برنامهریزیشده باشد؛ این کاربرد صرفاً به دیرهنگام بودنِ شب اشاره نمیکند.
a train service traveling through the night, often arriving in the morning
قطار شبانه نوع مشخصی از رفتوآمد است؛ با هر سفر شبانه یا اقامت یکشبه یکی نیست.
spending the night at a campsite, often sleeping in a tent
کمپ شبانه به شیوهٔ گذراندن شب در فضای باز اشاره دارد؛ با شبنشینی خانوادگی یا تنها سفر شبانه فرق دارد.
taking photographs at night under low-light conditions
عکاسی شبانه یک فعالیت فنی در نور کم است؛ صرفاً به تماشای آسمان شب محدود نیست.
در دسامبر شب زودتر فرا رسید.
دورهٔ شب از غروب تا صبحروستا در سراسر شب ساکت بود.
دورهٔ شب از غروب تا صبحگروه نجات تا پایان شب جستوجو کرد.
دورهٔ شب از غروب تا صبحجاده در تاریکی شب ناپدید شد.
تاریکی شبچراغ کوچکی در تاریکی شب میدرخشید.
تاریکی شبقایقشان در شب تاریک بهسختی دیده میشد.
تاریکی شبهمزمان با فرارسیدن شب به کلبه رسیدیم.
آغاز و فرارسیدن شببا شروع شب دما پایین آمد.
آغاز و فرارسیدن شببازار پیش از فرارسیدن شب بسته شد.
آغاز و فرارسیدن شبقطار نیمهشب از ایستگاه گذشت.
نیمهشبسگی در میانهٔ شب پارس کرد.
نیمهشبچراغها کمی بعد از نیمهشب خاموش شدند.
نیمهشباو تکلیفش را دیروقت شب تمام کرد.
دیرهنگام شبتا پاسی از شب صدای موسیقی شنیدیم.
دیرهنگام شبکافه تا دیروقت شب باز میماند.
دیرهنگام شبامشب ماه بهطرز عجیبی روشن به نظر میرسد.
امشبامشب نزد دوستانمان میمانیم.
امشبممکن است امشب باران ببارد؟
امشبدیشب فصل آخر را خواندم.
دیشبدیشب باد شدیدی میوزید.
دیشبدیشب نزدیک پل یک جغد دیدیم.
دیشبشب بعد مهمانها برگشتند.
شب بعد یا فرداشببرنامه داریم فرداشب برویم.
شب بعد یا فرداشبشب بعد آسمان صاف شد.
شب بعد یا فرداشباو هر شب به مادربزرگش زنگ میزند.
هر شبنانوایی هر شب فرهایش را روشن میکند.
هر شبهر شب چراغهای خیابان هنگام غروب روشن میشوند.
هر شبنوزاد تمام شب خوابید.
سراسر شبتمام شب باران بارید.
سراسر شبتمام شب برای تکمیل تعمیرات کار کردیم.
سراسر شبدیشب خواب خوبی داشتم.
شب بهعنوان زمان خواببعد از آن سروصدا شب ناآرامی داشت.
شب بهعنوان زمان خواباتاق آرام به خواب شبانهٔ بهتر کمک میکند.
شب بهعنوان زمان خوابخواهرم در بیمارستان شیفت شب کار میکند.
شیفت و کار شبانهکارکنان شب همهٔ اتاقها را بررسی کردند.
شیفت و کار شبانهنگهبان شب بیرون دروازه ایستاده بود.
شیفت و کار شبانهبرای رفتن به پایتخت قطار شبانه رزرو کردیم.
سفر و حرکت شبانهراننده سفر در شب را ترجیح میداد.
سفر و حرکت شبانهپرواز شبانهٔ ما پیش از طلوع نشست.
سفر و حرکت شبانهآسمان شب پر از ستاره بود.
آسمان شباز بالای تپه از آسمان شب عکس گرفتیم.
آسمان شبابرها بیشتر آسمان شب را پوشاندند.
آسمان شبکنار دریاچه شب آرامی بود.
سکوت و آرامش شبسکوت شب به او کمک کرد فکر کند.
سکوت و آرامش شبدر شبی آرام به صدای باران گوش دادیم.
سکوت و آرامش شبشببهخیر گفتم و در را بستم.
شببهخیر در زمان خداحافظیاو به بچهها شببهخیر گفت.
شببهخیر در زمان خداحافظیشببهخیر، خوب بخواب!
شببهخیر در زمان خداحافظیبرای بعد از امتحانها یک تفریح شبانه برنامهریزی کردیم.
بیرونرفتن و تفریح شبانهیک شب بیرونرفتن با دوستان حالش را بهتر کرد.
بیرونرفتن و تفریح شبانهبرای شبگردیشان رستوران آرامی انتخاب کردند.
بیرونرفتن و تفریح شبانهیک شب نزدیک فرودگاه اقامت کردیم.
ماندن یا رخدادن در طول یک شبجادهها در طول شب یخ زدند.
ماندن یا رخدادن در طول یک شبحال او در طول شب بهتر شد.
ماندن یا رخدادن در طول یک شبآن شب بارانی صدای قطرهها از پنجره شنیده میشد.
شب بارانی و تأثیر بارش بر برنامههای شبانهدر شب بارانی مسیر برگشت را آهستهتر طی کردیم.
شب بارانی و تأثیر بارش بر برنامههای شبانهبرای یک شب بارانی در چادر، پوشش ضدآب برداشتند.
شب بارانی و تأثیر بارش بر برنامههای شبانهشب پربادی بود و شاخهها به پنجره میخوردند.
شب بادخیز و اثر باد بر محیطدر آن شب بادخیز صندلیهای حیاط را داخل بردیم.
شب بادخیز و اثر باد بر محیطباد شدید خوابیدن در چادر را در طول شب سخت کرد.
شب بادخیز و اثر باد بر محیطدیشب شب سردی بود و پنجره را بستیم.
شب سرد و نیاز به گرمتر ماندنبرای شب سرد کوهستان لباس گرم بیشتری بردار.
شب سرد و نیاز به گرمتر ماندنآنها در شب سرد کنار بخاری نشستند.
شب سرد و نیاز به گرمتر ماندنشب صافی بود و ستارهها روشن دیده میشدند.
شب صاف و بیابر برای تماشای آسمانعکاس منتظر یک شب صاف برای عکاسی از ماه بود.
شب صاف و بیابر برای تماشای آسمانبعد از چند شب ابری، بالاخره شبی صاف رسید.
شب صاف و بیابر برای تماشای آسمانچراغهای کوچه در طول شب روشن ماندند.
روشنایی مصنوعی در شب و کاربرد چراغهاشب برای خواندن نقشه از چراغقوه استفاده کردیم.
روشنایی مصنوعی در شب و کاربرد چراغهانور ملایم شبانه راهرو را روشن نگه میداشت.
روشنایی مصنوعی در شب و کاربرد چراغهاشب از مسیر روشنتر به خانه برگشتیم.
توجه به ایمنی رفتوآمد در شبپیش از پیادهروی شبانه مسیر را روی نقشه بررسی کن.
توجه به ایمنی رفتوآمد در شببرای رفتوآمد در شب، زمان آخرین اتوبوس را پرسیدند.
توجه به ایمنی رفتوآمد در شبآن شب پرسروصدا صدای ساختوساز تا دیر وقت میآمد.
صدای آزاردهنده یا غیرمنتظره در طول شبصدای ناگهانی در طول شب ما را بیدار کرد.
صدای آزاردهنده یا غیرمنتظره در طول شببعد از چند شب شلوغ، یک شب ساکت داشتیم.
صدای آزاردهنده یا غیرمنتظره در طول شبدیشب نیمههای شب با صدای باران بیدار شدم.
بیدار شدن کوتاهمدت در میانهٔ شباو گاهی در طول شب بیدار میشود و دوباره میخوابد.
بیدار شدن کوتاهمدت در میانهٔ شبوقتی شب از خواب پرید، ساعت را نگاه کرد.
بیدار شدن کوتاهمدت در میانهٔ شبهر شب پیش از خواب چند صفحه کتاب میخوانم.
خواندن کتاب یا نوشته در شب پیش از خوابآن شب تا پیش از خواب داستان را تمام کرد.
خواندن کتاب یا نوشته در شب پیش از خوابچراغ کنار تخت برای خواندن در شب کافی بود.
خواندن کتاب یا نوشته در شب پیش از خوابدیشب با دوستم تماس کوتاهی گرفتم.
تماس تلفنی در ساعات شبدر شب برای تماس با خانواده زمان مناسبی پیدا کرد.
تماس تلفنی در ساعات شبگوشی را شب روی حالت بیصدا میگذارد تا تماسها بیدارش نکنند.
تماس تلفنی در ساعات شببرای سفر طولانی بلیت قطار شبانه گرفتیم.
قطار شبانه و سفر در ساعات شبقطار شبانه هنگام صبح به مقصد رسید.
قطار شبانه و سفر در ساعات شباو در قطار شبانه کنار پنجره نشست.
قطار شبانه و سفر در ساعات شبدر اردو آن شب داخل چادر خوابیدیم.
گذراندن شب در طبیعت یا محل کمپبرای گذراندن شب در طبیعت چراغ و پتو بردار.
گذراندن شب در طبیعت یا محل کمپصبح بعد از شب کمپ، وسایل را جمع کردیم.
گذراندن شب در طبیعت یا محل کمپبرای عکاسی شبانه سهپایه همراه برد.
عکاسی در شب و نیاز به نوردهی مناسبآن شب از پل روشن عکس گرفتیم.
عکاسی در شب و نیاز به نوردهی مناسبعکسهای شب شهر را بعد از سفر مرتب کرد.
عکاسی در شب و نیاز به نوردهی مناسبشب پیش از امتحان کیفم را آماده کردم.
شب پیش از یک رویداد مشخص و آمادهشدن برای آنآنها شب قبل از سفر همهٔ مدارک را دوباره بررسی کردند.
شب پیش از یک رویداد مشخص و آمادهشدن برای آندر شب پیش از جشن، سالن را تزئین کردیم.
شب پیش از یک رویداد مشخص و آمادهشدن برای آنGood night, see you tomorrow.
شببهخیر، فردا میبینمت.
Night after night, the team repaired the bridge.
گروه شبهای پیاپی پل را تعمیر کرد.
We spent the night at a small guesthouse.
شب را در مهمانخانهٔ کوچکی گذراندیم.
The phone rang in the middle of the night.
تلفن نیمههای شب زنگ زد.
They went for a night out after work.
بعد از کار برای تفریح شبانه بیرون رفتند.