زبان انسانی برای انتقال معنا با گفتار یا نوشتار به کار میرود؛ نباید با اندام دهان یکی گرفته شود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
نظام ارتباطی انسانی که با واژهها، آواها یا نشانهها معنا را منتقل میکند
زبان انسانی برای انتقال معنا با گفتار یا نوشتار به کار میرود؛ نباید با اندام دهان یکی گرفته شود.
زبانی که فرد بهعنوان مهارتی تازه میآموزد
تمرکز این بافت روی فرایند آموختن زبان است، نه خرید دوره یا مدرک.
زبانی که فرد از کودکی در خانه یا محیط نزدیک فراگرفته است
زبان اول الزاماً زبان رسمی کشور یا تنها زبان فرد نیست.
زبانی که در محیط بومی فرد رایج نیست و بهصورت زبان دیگری آموخته میشود
زبان خارجی نسبت به محیط یا گوینده تعریف میشود و ارزشگذاری ندارد.
زبانی که در قانون یا ساختار رسمی جایگاه اداری دارد
وضعیت رسمی زبان را قانون یا نهاد تعیین میکند؛ با زبان غالب لزوماً برابر نیست.
زبانی افزون بر زبان نخست که فرد فراگرفته یا استفاده میکند
زبان دوم به زبان دیگری افزون بر زبان نخست اشاره دارد و ترتیب یادگیری فردی است.
کاربرد دو زبان در یک فرد، متن یا محیط
این بافت به استفاده از دو زبان میپردازد؛ دوزبانگی برابر با تسلط کاملاً یکسان نیست.
زبانی که موضوع آموزش در یک کلاس یا دوره است
اینجا زبان موضوع تدریس است و کلمهٔ کلاس به خودی خود ترجمهٔ زبان نیست.
آواها و شیوهٔ تلفظ در یک زبان
تلفظ جنبهٔ آواییِ یک زبان است؛ با دستور و خط آن تفاوت دارد.
قاعدههای ساخت واژه و جمله در زبان
قواعد ساخت جمله و صورتهای دستوری یک زبان موضوع این بافت است.
مجموعهٔ واژهها و تعبیرهای رایج در یک زبان
واژگان یعنی مجموعهٔ کلمات و کاربرد آنها در زبان، نه همهٔ ساختار آن.
صورت نوشتاری و نظام خطیِ مورد استفاده برای زبان
خط، املا و صورت نوشتاری مرتبطاند اما خودِ زبان با خط یکسان نیست.
برگرداندن معنای متن نوشته از یک زبان به زبان دیگر
این بافت جابهجایی معنا بین دو زبان در متن نوشته را نشان میدهد.
انتقال شفاهی پیام میان گویندگان زبانهای متفاوت
مترجم شفاهی پیام گفتهشده را میان زبانها منتقل میکند؛ با ترجمهٔ متن یکی نیست.
دشواری ارتباط به علت نداشتن زبان مشترک
تفاوت زبانی میتواند ارتباط را دشوار کند و با اختلاف فرهنگی یکسان نیست.
زبانی که تداوم انتقال آن به نسلهای بعد در خطر است
زبان کمگویشور یا در معرض حذف اجتماعی را باید از گویش صرفاً کمکاربرد جدا کرد.
تحول تدریجی واژهها، تلفظ و کاربردهای زبان در زمان
واژگان و کاربردهای زبان با زمان تغییر میکنند؛ هر تغییر الزاماً خطا نیست.
اندام عضلانی دهان که در چشیدن، بلع و تلفظ نقش دارد
این معنی فیزیکی با langue فرانسوی و dil ترکی مشترک است؛ معادلهای language، idioma و Sprache به اندام اشاره ندارند.
گونهای منطقهای یا اجتماعی از زبان با ویژگیهای واژگانی و دستوری
گویش فقط تفاوت تلفظ نیست؛ ممکن است در واژهها و دستور نیز متفاوت باشد. مرز زبان و گویش همیشه صرفاً زبانی نیست.
شیوهٔ تلفظ زبان توسط گویشور
لهجه به چگونگی تلفظ مربوط است؛ داشتن لهجه به معنی اشتباه صحبت کردن نیست و با گویش یکسان نیست.
انتخاب سبک زبانی رسمی یا خودمانی متناسب با موقعیت
سطح زبانی با مخاطب و موقعیت تغییر میکند؛ رسمی بودن الزاماً دشوارتر بودن واژهها نیست.
شیوههای مؤدبانهٔ خطاب کردن و درخواست کردن در زبان
ادب زبانی در زبانهای مختلف با واژه، ضمیر یا ساختار جمله نشان داده میشود؛ ترجمهٔ کلمهبهکلمه کافی نیست.
واژهها و عبارتهای غیررسمی رایج در میان گروهی از گویشوران
عامیانه بودن لزوماً رکیک بودن نیست؛ ناسزاگویی انگلیسی در بافت تاریخی جداگانه حفظ شده است.
عبارتی ثابت که معنی آن از تکتک واژهها بهتنهایی به دست نمیآید
اصطلاح را باید در بافت معنا کرد؛ برگردان مستقیم تکتک واژهها ممکن است گمراهکننده باشد.
گروهی از زبانها با نیای تاریخی مشترک
خانوادهٔ زبانی بر پایهٔ خویشاوندی تاریخی است؛ شباهت چند واژه یا همسایگی کشورها بهتنهایی کافی نیست.
واژههایی که زبانی از زبان دیگر میگیرد
وامگیری واژه با خویشاوندی زبانها یکی نیست؛ صورت و معنی وامواژه ممکن است تغییر کند.
مدرکی برای نشان دادن نتیجهٔ سنجش مهارت زبانی
مدرک زبان نتیجهٔ سنجش مشخص است؛ با تسلط واقعی یا اجازهٔ اقامت و مهاجرت یکسان نیست.
تمرین متقابل زبان میان دو زبانآموز
در تبادل زبانی دو نفر به هم برای تمرین زبان کمک میکنند؛ لزوماً کلاس پولی یا ترجمهٔ حرفهای نیست.
انتخاب زبان متن زیرنویس برای فیلم یا درس
زبان زیرنویس میتواند با زبان صدا متفاوت باشد؛ این بافت با ترجمهٔ مکتوب عمومی تمایز کاربردی دارد.
زبان متن منوها و دکمههای برنامه یا دستگاه
زبان رابط کاربری متن دکمهها و منوها را تعیین میکند؛ به معنای زبان برنامهنویسی نیست.
تمرین فهم زبان گفتاری از راه شنیدن گفتوگو یا متن
تمرین شنیدن برای فهم گفتار پیوسته است؛ فقط تشخیص صدای تکواژهها یا تلفظ جداگانه نیست.
توانایی صحبت پیوسته و نسبتاً روان در یک زبان
روانی گفتار یعنی توانایی پیش بردن صحبت؛ الزاماً بیلهجه بودن یا نداشتن هیچ اشتباه دستوری نیست.
زبان مادری او کردی است.
زبان مادری او کردی است.
سرانجام برای گفتوگو زبان مشترک پیدا کردند.
سرانجام برای گفتوگو زبان مشترک پیدا کردند.
اسم فیلم نوک زبانم است.
اسم فیلم نوک زبانم است.
او در جلسه زبان به دندان گرفت.
او در جلسه زبان به دندان گرفت.
خواهرم زبان اشاره یاد میگیرد.
خواهرم زبان اشاره یاد میگیرد.
زبان دو معنای اصلیِ نظام ارتباط انسانی و اندام دهان دارد؛ معنای اندام با «زبان» فرانسوی و ترکی پیوند دارد، نه با معادلهای انسانی انگلیسی، اسپانیایی و آلمانی.
نظام ارتباطی انسانی که با واژهها، آواها یا نشانهها معنا را منتقل میکند
زبان انسانی برای انتقال معنا با گفتار یا نوشتار به کار میرود؛ نباید با اندام دهان یکی گرفته شود.
زبانی که فرد بهعنوان مهارتی تازه میآموزد
تمرکز این بافت روی فرایند آموختن زبان است، نه خرید دوره یا مدرک.
زبانی که فرد از کودکی در خانه یا محیط نزدیک فراگرفته است
زبان اول الزاماً زبان رسمی کشور یا تنها زبان فرد نیست.
زبانی که در محیط بومی فرد رایج نیست و بهصورت زبان دیگری آموخته میشود
زبان خارجی نسبت به محیط یا گوینده تعریف میشود و ارزشگذاری ندارد.
زبانی که در قانون یا ساختار رسمی جایگاه اداری دارد
وضعیت رسمی زبان را قانون یا نهاد تعیین میکند؛ با زبان غالب لزوماً برابر نیست.
زبانی افزون بر زبان نخست که فرد فراگرفته یا استفاده میکند
زبان دوم به زبان دیگری افزون بر زبان نخست اشاره دارد و ترتیب یادگیری فردی است.
کاربرد دو زبان در یک فرد، متن یا محیط
این بافت به استفاده از دو زبان میپردازد؛ دوزبانگی برابر با تسلط کاملاً یکسان نیست.
زبانی که موضوع آموزش در یک کلاس یا دوره است
اینجا زبان موضوع تدریس است و کلمهٔ کلاس به خودی خود ترجمهٔ زبان نیست.
آواها و شیوهٔ تلفظ در یک زبان
تلفظ جنبهٔ آواییِ یک زبان است؛ با دستور و خط آن تفاوت دارد.
قاعدههای ساخت واژه و جمله در زبان
قواعد ساخت جمله و صورتهای دستوری یک زبان موضوع این بافت است.
مجموعهٔ واژهها و تعبیرهای رایج در یک زبان
واژگان یعنی مجموعهٔ کلمات و کاربرد آنها در زبان، نه همهٔ ساختار آن.
صورت نوشتاری و نظام خطیِ مورد استفاده برای زبان
خط، املا و صورت نوشتاری مرتبطاند اما خودِ زبان با خط یکسان نیست.
برگرداندن معنای متن نوشته از یک زبان به زبان دیگر
این بافت جابهجایی معنا بین دو زبان در متن نوشته را نشان میدهد.
انتقال شفاهی پیام میان گویندگان زبانهای متفاوت
مترجم شفاهی پیام گفتهشده را میان زبانها منتقل میکند؛ با ترجمهٔ متن یکی نیست.
دشواری ارتباط به علت نداشتن زبان مشترک
تفاوت زبانی میتواند ارتباط را دشوار کند و با اختلاف فرهنگی یکسان نیست.
زبانی که تداوم انتقال آن به نسلهای بعد در خطر است
زبان کمگویشور یا در معرض حذف اجتماعی را باید از گویش صرفاً کمکاربرد جدا کرد.
تحول تدریجی واژهها، تلفظ و کاربردهای زبان در زمان
واژگان و کاربردهای زبان با زمان تغییر میکنند؛ هر تغییر الزاماً خطا نیست.
اندام عضلانی دهان که در چشیدن، بلع و تلفظ نقش دارد
این معنی فیزیکی با langue فرانسوی و dil ترکی مشترک است؛ معادلهای language، idioma و Sprache به اندام اشاره ندارند.
گونهای منطقهای یا اجتماعی از زبان با ویژگیهای واژگانی و دستوری
گویش فقط تفاوت تلفظ نیست؛ ممکن است در واژهها و دستور نیز متفاوت باشد. مرز زبان و گویش همیشه صرفاً زبانی نیست.
شیوهٔ تلفظ زبان توسط گویشور
لهجه به چگونگی تلفظ مربوط است؛ داشتن لهجه به معنی اشتباه صحبت کردن نیست و با گویش یکسان نیست.
انتخاب سبک زبانی رسمی یا خودمانی متناسب با موقعیت
سطح زبانی با مخاطب و موقعیت تغییر میکند؛ رسمی بودن الزاماً دشوارتر بودن واژهها نیست.
شیوههای مؤدبانهٔ خطاب کردن و درخواست کردن در زبان
ادب زبانی در زبانهای مختلف با واژه، ضمیر یا ساختار جمله نشان داده میشود؛ ترجمهٔ کلمهبهکلمه کافی نیست.
واژهها و عبارتهای غیررسمی رایج در میان گروهی از گویشوران
عامیانه بودن لزوماً رکیک بودن نیست؛ ناسزاگویی انگلیسی در بافت تاریخی جداگانه حفظ شده است.
عبارتی ثابت که معنی آن از تکتک واژهها بهتنهایی به دست نمیآید
اصطلاح را باید در بافت معنا کرد؛ برگردان مستقیم تکتک واژهها ممکن است گمراهکننده باشد.
گروهی از زبانها با نیای تاریخی مشترک
خانوادهٔ زبانی بر پایهٔ خویشاوندی تاریخی است؛ شباهت چند واژه یا همسایگی کشورها بهتنهایی کافی نیست.
واژههایی که زبانی از زبان دیگر میگیرد
وامگیری واژه با خویشاوندی زبانها یکی نیست؛ صورت و معنی وامواژه ممکن است تغییر کند.
مدرکی برای نشان دادن نتیجهٔ سنجش مهارت زبانی
مدرک زبان نتیجهٔ سنجش مشخص است؛ با تسلط واقعی یا اجازهٔ اقامت و مهاجرت یکسان نیست.
تمرین متقابل زبان میان دو زبانآموز
در تبادل زبانی دو نفر به هم برای تمرین زبان کمک میکنند؛ لزوماً کلاس پولی یا ترجمهٔ حرفهای نیست.
انتخاب زبان متن زیرنویس برای فیلم یا درس
زبان زیرنویس میتواند با زبان صدا متفاوت باشد؛ این بافت با ترجمهٔ مکتوب عمومی تمایز کاربردی دارد.
زبان متن منوها و دکمههای برنامه یا دستگاه
زبان رابط کاربری متن دکمهها و منوها را تعیین میکند؛ به معنای زبان برنامهنویسی نیست.
تمرین فهم زبان گفتاری از راه شنیدن گفتوگو یا متن
تمرین شنیدن برای فهم گفتار پیوسته است؛ فقط تشخیص صدای تکواژهها یا تلفظ جداگانه نیست.
زبان به ما امکان میدهد تجربههایمان را با دیگران در میان بگذاریم.
زبان بهعنوان نظام ارتباطی انسانهر زبان شیوههای ویژهای برای بیان معنا دارد.
زبان بهعنوان نظام ارتباطی انسانانسانها با زبان دربارهٔ گذشته و آینده حرف میزنند.
زبان بهعنوان نظام ارتباطی انساناو هر روز نیم ساعت برای یادگیری زبان وقت میگذارد.
یادگیری یک زبانیاد گرفتن یک زبان تازه به تمرین پیوسته نیاز دارد.
یادگیری یک زبانمن از پاییز گذشته مطالعهٔ این زبان را آغاز کردم.
یادگیری یک زبانفارسی زبان مادری اوست.
زبان مادری یا زبان نخستبعضی کودکان با دو زبان مادری بزرگ میشوند.
زبان مادری یا زبان نخستاو با پدربزرگش به زبان مادری صحبت میکند.
زبان مادری یا زبان نخستدر مدرسه یک زبان خارجی انتخاب کردم.
زبان خارجیدانستن زبان خارجی در سفر به من کمک کرد.
زبان خارجیاو خبرها را به یک زبان خارجی میخواند.
زبان خارجیاین کشور دو زبان رسمی دارد.
زبان رسمیاسناد اداری به زبان رسمی تهیه میشوند.
زبان رسمیزبان رسمی همیشه زبان مادری همهٔ شهروندان نیست.
زبان رسمیانگلیسی زبان دوم اوست.
زبان دوماو در محل کار بیشتر از زبان دومش استفاده میکند.
زبان دومبزرگسالان هم میتوانند زبان دوم تازهای یاد بگیرند.
زبان دومدر خانهٔ ما دو زبان به کار میرود.
محیط یا فرد دوزبانهتابلوی دوزبانه اطلاعات را به هر دو زبان نشان میدهد.
محیط یا فرد دوزبانهدانشآموزان در این مدرسه درسها را به دو زبان میخوانند.
محیط یا فرد دوزبانهکلاس زبان ما ساعت هشت آغاز میشود.
کلاس یا دورهٔ زبانمعلم زبان امروز یک گفتوگوی کوتاه تمرین داد.
کلاس یا دورهٔ زباندر دورهٔ زبان، مهارت شنیدن را تمرین میکنیم.
کلاس یا دورهٔ زبانتلفظ بعضی صداها در این زبان برایم سخت است.
تلفظ در یک زبانبرای بهتر کردن تلفظ آن زبان به گویشورانش گوش میدهم.
تلفظ در یک زبانالگوی تکیه در هر زبان میتواند متفاوت باشد.
تلفظ در یک زباندستور این زبان چند نوع زمان فعلی دارد.
دستور زبانترتیب واژهها در این زبان اهمیت زیادی دارد.
دستور زباناو قواعد زبان را با مثالهای کوتاه یاد گرفت.
دستور زباناین زبان واژههای بسیاری از همسایگانش وام گرفته است.
واژگان یک زبانفرهنگ لغت بخش بزرگی از واژگان زبان را ثبت میکند.
واژگان یک زبانواژههای تازه هر سال وارد زبان میشوند.
واژگان یک زباناین زبان معمولاً از راست به چپ نوشته میشود.
نوشتار و خط یک زباناو زبان را خوب صحبت میکند اما خطش را نمیخواند.
نوشتار و خط یک زبانبرای نوشتن این زبان باید الفبای آن را یاد بگیری.
نوشتار و خط یک زباناین رمان به چندین زبان ترجمه شده است.
ترجمه میان زبانهامتن را از یک زبان به زبان دیگر برگرداندیم.
ترجمه میان زبانهاترجمهٔ هر دو زبان را در یک صفحه کنار هم گذاشتند.
ترجمه میان زبانهامترجم شفاهی میان دو زبان جابهجا میشد.
ترجمهٔ شفاهی میان زبانهابرای گفتوگو با مهمان به مترجمی آشنا به زبان او نیاز داشتیم.
ترجمهٔ شفاهی میان زبانهادر جلسه، ترجمهٔ شفاهی بین دو زبان انجام شد.
ترجمهٔ شفاهی میان زبانهامانع زبانی گفتوگو را طولانی کرد.
مانع زبانی در ارتباطتصویرها به آنها کمک کرد بر مانع زبان غلبه کنند.
مانع زبانی در ارتباطوقتی زبان مشترکی نداشتند، دستورالعمل را دیرتر فهمیدند.
مانع زبانی در ارتباطبزرگان روستا در حال ثبت واژههای یک زبان در خطر انقراضاند.
زبان در خطر انقراضاکنون شمار کمی از کودکان آن زبان را صحبت میکنند.
زبان در خطر انقراضکلاسهای محلی برای حفظ زبان برگزار میشوند.
زبان در خطر انقراضزبان همراه با تغییر زندگی مردم دگرگون میشود.
تغییر و تحول زباناین زبان در طول قرنها واژههای تازه پذیرفته است.
تغییر و تحول زبانشیوهٔ استفادهٔ جوانان از زبان با گذشته فرق دارد.
تغییر و تحول زبانزبانش را هنگام نوشیدن چای داغ سوزاند.
زبان بهعنوان اندام دهانپزشک از او خواست زبانش را بیرون بیاورد.
زبان بهعنوان اندام دهاننوک زبان به دندانهای جلویی برخورد کرد.
زبان بهعنوان اندام دهانمادربزرگم به گویش محلی صحبت میکند.
گویش یک زبان و تفاوتهای واژگانی و دستوریدر این گویش برای نان واژهٔ دیگری دارند.
گویش یک زبان و تفاوتهای واژگانی و دستوریپژوهشگر قصهها را به چند گویش ضبط کرد.
گویش یک زبان و تفاوتهای واژگانی و دستوریاو فارسی را با لهجهای شیرین حرف میزند.
لهجه و ویژگیهای آوایی گفتارداشتن لهجه به معنای اشتباه حرف زدن نیست.
لهجه و ویژگیهای آوایی گفتارلهجهٔ او را از پشت تلفن شناختم.
لهجه و ویژگیهای آوایی گفتاربرای درخواست کار لحن رسمی به کار ببر.
لحن رسمی یا خودمانی در موقعیتهای مختلفبا دوستان صمیمی خودمانیتر صحبت میکنیم.
لحن رسمی یا خودمانی در موقعیتهای مختلفلحن این ایمیل برای شکایت خیلی خودمانی است.
لحن رسمی یا خودمانی در موقعیتهای مختلف«ممکن است کمکم کنید؟» درخواست مؤدبانهای است.
ادب زبانی در درخواست و خطاب به دیگرانیاد گرفتیم چطور مؤدبانه نشانی بپرسیم.
ادب زبانی در درخواست و خطاب به دیگرانشیوهٔ خطاب به مخاطب بستگی دارد.
ادب زبانی در درخواست و خطاب به دیگراندر این فیلم چند اصطلاح عامیانه شنیدم.
واژهها و عبارتهای عامیانه در گفتوگوی روزمرهاین واژهٔ عامیانه بین نوجوانان رایج است.
واژهها و عبارتهای عامیانه در گفتوگوی روزمرهپیش از استفاده از اصطلاح ناآشنا معنایش را بپرس.
واژهها و عبارتهای عامیانه در گفتوگوی روزمرههر زبان اصطلاحات خاص خودش را دارد.
اصطلاح و معنای غیرتحتاللفظی در یک زبانمعلم این اصطلاح را با مثال توضیح داد.
اصطلاح و معنای غیرتحتاللفظی در یک زباناین عبارت را نباید کلمهبهکلمه ترجمه کرد.
اصطلاح و معنای غیرتحتاللفظی در یک زباناسپانیایی و فرانسوی از زبانهای رومیاند.
خانوادهٔ زبانی و خویشاوندی تاریخی زبانهاانگلیسی و آلمانی از خانوادهٔ ژرمنیاند.
خانوادهٔ زبانی و خویشاوندی تاریخی زبانهامرز سیاسی کشورها خانوادهٔ زبانی را تعیین نمیکند.
خانوادهٔ زبانی و خویشاوندی تاریخی زبانهافارسی از زبانهای دیگر وامواژه گرفته است.
وامواژهها و ورود واژه از یک زبان به زبان دیگرمعلم گفت سه وامواژه در متن پیدا کنیم.
وامواژهها و ورود واژه از یک زبان به زبان دیگرتلفظ وامواژه ممکن است عوض شود.
وامواژهها و ورود واژه از یک زبان به زبان دیگردانشگاه برای پذیرش مدرک زبان میخواهد.
مدرک زبان و ارزیابی رسمی مهارتهاببین کدام آزمون زبان را قبول میکنند.
مدرک زبان و ارزیابی رسمی مهارتهاتاریخ آزمون روی مدرکم نوشته شده است.
مدرک زبان و ارزیابی رسمی مهارتهاهر هفته در تبادل زبانی اسپانیایی تمرین میکنم.
تبادل زبانی و تمرین دوطرفه با همصحبتنیمی از زمان را فارسی حرف میزنیم.
تبادل زبانی و تمرین دوطرفه با همصحبتهمصحبت صبور تمرین زبان را آسانتر میکند.
تبادل زبانی و تمرین دوطرفه با همصحبتفیلم را با زیرنویس فرانسوی میبینم.
انتخاب زبان زیرنویس برای فیلم و آموزشزبان زیرنویس را از تنظیمات عوض کن.
انتخاب زبان زیرنویس برای فیلم و آموزشزیرنویس با گفتوگوی شخصیتها هماهنگ نیست.
انتخاب زبان زیرنویس برای فیلم و آموزشزبان برنامه را روی فارسی بگذار.
انتخاب زبان نمایش در برنامه یا دستگاهبا تغییر زبان، متن منوها عوض شد.
انتخاب زبان نمایش در برنامه یا دستگاهبعضی گزینهها فقط انگلیسی نمایش داده میشوند.
انتخاب زبان نمایش در برنامه یا دستگاههر صبح یک گفتوگوی کوتاه گوش میدهم.
تمرین درک شنیداری زباناول مفهوم کلی را بفهم، بعد جزئیات را.
تمرین درک شنیداری زبانبا دو بار شنیدن، صحبتش را بهتر فهمیدم.
تمرین درک شنیداری زبانبا تمرین، روانتر صحبت میکنم.
روانی و پیوستگی گفتار به زبانآهسته حرف میزند اما گفتوگو را ادامه میدهد.
روانی و پیوستگی گفتار به زبانروان صحبت کردن یعنی بیلهجه بودن نیست.
روانی و پیوستگی گفتار به زبانزبان مادری او کردی است.
زبان مادری او کردی است.
سرانجام برای گفتوگو زبان مشترک پیدا کردند.
سرانجام برای گفتوگو زبان مشترک پیدا کردند.
اسم فیلم نوک زبانم است.
اسم فیلم نوک زبانم است.
او در جلسه زبان به دندان گرفت.
او در جلسه زبان به دندان گرفت.
خواهرم زبان اشاره یاد میگیرد.
خواهرم زبان اشاره یاد میگیرد.