زبان انسانی برای انتقال معنا با گفتار یا نوشتار به کار میرود؛ نباید با اندام دهان یکی گرفته شود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
sistema de comunicación propio de una comunidad humana
زبان انسانی برای انتقال معنا با گفتار یا نوشتار به کار میرود؛ نباید با اندام دهان یکی گرفته شود.
idioma que una persona estudia para poder utilizarlo
تمرکز این بافت روی فرایند آموختن زبان است، نه خرید دوره یا مدرک.
idioma aprendido durante la infancia o en el hogar
زبان اول الزاماً زبان رسمی کشور یا تنها زبان فرد نیست.
idioma que no es habitual en el entorno inmediato del estudiante
زبان خارجی نسبت به محیط یا گوینده تعریف میشود و ارزشگذاری ندارد.
idioma con reconocimiento legal o institucional
وضعیت رسمی زبان را قانون یا نهاد تعیین میکند؛ با زبان غالب لزوماً برابر نیست.
idioma aprendido o utilizado además del primero
زبان دوم به زبان دیگری افزون بر زبان نخست اشاره دارد و ترتیب یادگیری فردی است.
idioma usado junto con otro en una situación bilingüe
این بافت به استفاده از دو زبان میپردازد؛ دوزبانگی برابر با تسلط کاملاً یکسان نیست.
idioma tratado como asignatura o materia de un curso
اینجا زبان موضوع تدریس است و کلمهٔ کلاس به خودی خود ترجمهٔ زبان نیست.
sonidos y pronunciación característicos de un idioma
تلفظ جنبهٔ آواییِ یک زبان است؛ با دستور و خط آن تفاوت دارد.
conjunto de reglas gramaticales de un idioma
قواعد ساخت جمله و صورتهای دستوری یک زبان موضوع این بافت است.
palabras y expresiones que forman parte de un idioma
واژگان یعنی مجموعهٔ کلمات و کاربرد آنها در زبان، نه همهٔ ساختار آن.
representación escrita y sistema gráfico de un idioma
خط، املا و صورت نوشتاری مرتبطاند اما خودِ زبان با خط یکسان نیست.
traslado de un texto de un idioma a otro
این بافت جابهجایی معنا بین دو زبان در متن نوشته را نشان میدهد.
mediación oral entre hablantes de distintos idiomas
مترجم شفاهی پیام گفتهشده را میان زبانها منتقل میکند؛ با ترجمهٔ متن یکی نیست.
dificultad de comunicación causada por no compartir un idioma
تفاوت زبانی میتواند ارتباط را دشوار کند و با اختلاف فرهنگی یکسان نیست.
idioma que corre peligro de perder a sus hablantes
زبان کمگویشور یا در معرض حذف اجتماعی را باید از گویش صرفاً کمکاربرد جدا کرد.
evolución de las palabras y usos de un idioma con el tiempo
واژگان و کاربردهای زبان با زمان تغییر میکنند؛ هر تغییر الزاماً خطا نیست.
idioma creado deliberadamente y no desarrollado de manera espontánea
una variedad regional o social de una lengua, con vocabulario y gramática propios
گویش فقط تفاوت تلفظ نیست؛ ممکن است در واژهها و دستور نیز متفاوت باشد. مرز زبان و گویش همیشه صرفاً زبانی نیست.
un acento que refleja la pronunciación de quien habla una lengua
لهجه به چگونگی تلفظ مربوط است؛ داشتن لهجه به معنی اشتباه صحبت کردن نیست و با گویش یکسان نیست.
el registro formal o informal de un idioma según la situación
سطح زبانی با مخاطب و موقعیت تغییر میکند؛ رسمی بودن الزاماً دشوارتر بودن واژهها نیست.
formas de tratamiento y petición cortés en un idioma
ادب زبانی در زبانهای مختلف با واژه، ضمیر یا ساختار جمله نشان داده میشود؛ ترجمهٔ کلمهبهکلمه کافی نیست.
expresiones coloquiales propias de un grupo de hablantes
عامیانه بودن لزوماً رکیک بودن نیست؛ ناسزاگویی انگلیسی در بافت تاریخی جداگانه حفظ شده است.
un modismo cuyo sentido no es la suma literal de sus palabras
اصطلاح را باید در بافت معنا کرد؛ برگردان مستقیم تکتک واژهها ممکن است گمراهکننده باشد.
una familia lingüística cuyos idiomas descienden de un origen común
خانوادهٔ زبانی بر پایهٔ خویشاوندی تاریخی است؛ شباهت چند واژه یا همسایگی کشورها بهتنهایی کافی نیست.
préstamos léxicos que un idioma toma de otro
وامگیری واژه با خویشاوندی زبانها یکی نیست؛ صورت و معنی وامواژه ممکن است تغییر کند.
un certificado de competencia lingüística obtenido tras una evaluación
مدرک زبان نتیجهٔ سنجش مشخص است؛ با تسلط واقعی یا اجازهٔ اقامت و مهاجرت یکسان نیست.
un intercambio de idiomas entre personas que se ayudan a practicar
در تبادل زبانی دو نفر به هم برای تمرین زبان کمک میکنند؛ لزوماً کلاس پولی یا ترجمهٔ حرفهای نیست.
elegir el idioma de los subtítulos de una película o clase
زبان زیرنویس میتواند با زبان صدا متفاوت باشد؛ این بافت با ترجمهٔ مکتوب عمومی تمایز کاربردی دارد.
el idioma elegido para los menús y botones de una aplicación
زبان رابط کاربری متن دکمهها و منوها را تعیین میکند؛ به معنای زبان برنامهنویسی نیست.
práctica de comprensión auditiva de un idioma en contexto
تمرین شنیدن برای فهم گفتار پیوسته است؛ فقط تشخیص صدای تکواژهها یا تلفظ جداگانه نیست.
fluidez al hablar que permite mantener una conversación
روانی گفتار یعنی توانایی پیش بردن صحبت؛ الزاماً بیلهجه بودن یا نداشتن هیچ اشتباه دستوری نیست.
En este proyecto hablamos el mismo idioma.
در این پروژه حرف هم را خوب میفهمیم.
Su idioma materno es el portugués.
زبان مادری او پرتغالی است.
La barrera del idioma dificultó el viaje.
مانع زبانی سفر را دشوار کرد.
La película está disponible en otro idioma.
فیلم به زبانی دیگر در دسترس است.
Quiere dominar un idioma antes de mudarse.
او میخواهد پیش از نقل مکان بر یک زبان مسلط شود.
idioma اسم مذکر به معنای زبان انسانی است؛ برای اندام زبان معمولاً lengua و برای زبان برنامهنویسی lenguaje به کار میرود.
sistema de comunicación propio de una comunidad humana
زبان انسانی برای انتقال معنا با گفتار یا نوشتار به کار میرود؛ نباید با اندام دهان یکی گرفته شود.
idioma que una persona estudia para poder utilizarlo
تمرکز این بافت روی فرایند آموختن زبان است، نه خرید دوره یا مدرک.
idioma aprendido durante la infancia o en el hogar
زبان اول الزاماً زبان رسمی کشور یا تنها زبان فرد نیست.
idioma que no es habitual en el entorno inmediato del estudiante
زبان خارجی نسبت به محیط یا گوینده تعریف میشود و ارزشگذاری ندارد.
idioma con reconocimiento legal o institucional
وضعیت رسمی زبان را قانون یا نهاد تعیین میکند؛ با زبان غالب لزوماً برابر نیست.
idioma aprendido o utilizado además del primero
زبان دوم به زبان دیگری افزون بر زبان نخست اشاره دارد و ترتیب یادگیری فردی است.
idioma usado junto con otro en una situación bilingüe
این بافت به استفاده از دو زبان میپردازد؛ دوزبانگی برابر با تسلط کاملاً یکسان نیست.
idioma tratado como asignatura o materia de un curso
اینجا زبان موضوع تدریس است و کلمهٔ کلاس به خودی خود ترجمهٔ زبان نیست.
sonidos y pronunciación característicos de un idioma
تلفظ جنبهٔ آواییِ یک زبان است؛ با دستور و خط آن تفاوت دارد.
conjunto de reglas gramaticales de un idioma
قواعد ساخت جمله و صورتهای دستوری یک زبان موضوع این بافت است.
palabras y expresiones que forman parte de un idioma
واژگان یعنی مجموعهٔ کلمات و کاربرد آنها در زبان، نه همهٔ ساختار آن.
representación escrita y sistema gráfico de un idioma
خط، املا و صورت نوشتاری مرتبطاند اما خودِ زبان با خط یکسان نیست.
traslado de un texto de un idioma a otro
این بافت جابهجایی معنا بین دو زبان در متن نوشته را نشان میدهد.
mediación oral entre hablantes de distintos idiomas
مترجم شفاهی پیام گفتهشده را میان زبانها منتقل میکند؛ با ترجمهٔ متن یکی نیست.
dificultad de comunicación causada por no compartir un idioma
تفاوت زبانی میتواند ارتباط را دشوار کند و با اختلاف فرهنگی یکسان نیست.
idioma que corre peligro de perder a sus hablantes
زبان کمگویشور یا در معرض حذف اجتماعی را باید از گویش صرفاً کمکاربرد جدا کرد.
evolución de las palabras y usos de un idioma con el tiempo
واژگان و کاربردهای زبان با زمان تغییر میکنند؛ هر تغییر الزاماً خطا نیست.
idioma creado deliberadamente y no desarrollado de manera espontánea
una variedad regional o social de una lengua, con vocabulario y gramática propios
گویش فقط تفاوت تلفظ نیست؛ ممکن است در واژهها و دستور نیز متفاوت باشد. مرز زبان و گویش همیشه صرفاً زبانی نیست.
un acento que refleja la pronunciación de quien habla una lengua
لهجه به چگونگی تلفظ مربوط است؛ داشتن لهجه به معنی اشتباه صحبت کردن نیست و با گویش یکسان نیست.
el registro formal o informal de un idioma según la situación
سطح زبانی با مخاطب و موقعیت تغییر میکند؛ رسمی بودن الزاماً دشوارتر بودن واژهها نیست.
formas de tratamiento y petición cortés en un idioma
ادب زبانی در زبانهای مختلف با واژه، ضمیر یا ساختار جمله نشان داده میشود؛ ترجمهٔ کلمهبهکلمه کافی نیست.
expresiones coloquiales propias de un grupo de hablantes
عامیانه بودن لزوماً رکیک بودن نیست؛ ناسزاگویی انگلیسی در بافت تاریخی جداگانه حفظ شده است.
un modismo cuyo sentido no es la suma literal de sus palabras
اصطلاح را باید در بافت معنا کرد؛ برگردان مستقیم تکتک واژهها ممکن است گمراهکننده باشد.
una familia lingüística cuyos idiomas descienden de un origen común
خانوادهٔ زبانی بر پایهٔ خویشاوندی تاریخی است؛ شباهت چند واژه یا همسایگی کشورها بهتنهایی کافی نیست.
préstamos léxicos que un idioma toma de otro
وامگیری واژه با خویشاوندی زبانها یکی نیست؛ صورت و معنی وامواژه ممکن است تغییر کند.
un certificado de competencia lingüística obtenido tras una evaluación
مدرک زبان نتیجهٔ سنجش مشخص است؛ با تسلط واقعی یا اجازهٔ اقامت و مهاجرت یکسان نیست.
un intercambio de idiomas entre personas que se ayudan a practicar
در تبادل زبانی دو نفر به هم برای تمرین زبان کمک میکنند؛ لزوماً کلاس پولی یا ترجمهٔ حرفهای نیست.
elegir el idioma de los subtítulos de una película o clase
زبان زیرنویس میتواند با زبان صدا متفاوت باشد؛ این بافت با ترجمهٔ مکتوب عمومی تمایز کاربردی دارد.
el idioma elegido para los menús y botones de una aplicación
زبان رابط کاربری متن دکمهها و منوها را تعیین میکند؛ به معنای زبان برنامهنویسی نیست.
práctica de comprensión auditiva de un idioma en contexto
تمرین شنیدن برای فهم گفتار پیوسته است؛ فقط تشخیص صدای تکواژهها یا تلفظ جداگانه نیست.
هر زبان امکان بیان اندیشههای پیچیده را فراهم میکند.
زبان بهعنوان نظام ارتباطی انسانزبان افراد نسلهای مختلف را به هم پیوند میدهد.
زبان بهعنوان نظام ارتباطی انسانهر زبان قواعد و آواهای خودش را دارد.
زبان بهعنوان نظام ارتباطی انسانخواهرم از طریق اینترنت زبانی تازه میآموزد.
یادگیری یک زبانیادگیری زبان صبر میخواهد.
یادگیری یک زباندر سپتامبر شروع به آموختن آن زبان کردیم.
یادگیری یک زبانزبان مادری او همان زبانی است که با مادربزرگش صحبت میکند.
زبان مادری یا زبان نخستبسیاری از کودکان با دو زبان مادری بزرگ میشوند.
زبان مادری یا زبان نخستاو به زبان مادریاش نامه مینویسد.
زبان مادری یا زبان نخستدر مدرسه یک زبان خارجی انتخاب کردم.
زبان خارجیصحبت به زبان خارجی سفر را آسان میکند.
زبان خارجیاو رمانهای ساده را به زبانی دیگر میخواند.
زبان خارجیکشور دو زبان رسمی دارد.
زبان رسمیقرارداد به زبان رسمی تنظیم شد.
زبان رسمیاسناد به زبانهای رسمی در دسترساند.
زبان رسمیاسپانیایی زبان دوم اوست.
زبان دوماو برای رسیدگی به مشتریان از زبان دومی استفاده میکند.
زبان دومزبان دومم را در بزرگسالی آموختم.
زبان دومراهنما اطلاعات را به هر دو زبان ارائه میکند.
محیط یا فرد دوزبانهدر خانه بسته به اینکه چه کسی حرف میزند زبان عوض میکنند.
محیط یا فرد دوزبانهمدرسه آموزش به دو زبان ارائه میدهد.
محیط یا فرد دوزبانهکلاس زبان ساعت هشت شروع میشود.
کلاس یا دورهٔ زبانمعلم زبان گفتوگوی کوتاهی آماده کرد.
کلاس یا دورهٔ زباندر دورهٔ زبان فعلها را تمرین میکنیم.
کلاس یا دورهٔ زبانتلفظ این زبان برایم سخت است.
تلفظ در یک زبانهر زبان آواهایش را بهشکلی متفاوت سامان میدهد.
تلفظ در یک زبانبرای بهتر کردن لهجه به گویندگان آن زبان گوش بده.
تلفظ در یک زباناین زبان چندین صورت فعلی دارد.
دستور زباندستور زبان را گامبهگام میخوانیم.
دستور زبانترتیب واژهها بسته به زبان تغییر میکند.
دستور زباناین زبان هر سال واژههای تازهای میپذیرد.
واژگان یک زباناز واژگان آن زبان چیز کمی میدانم.
واژگان یک زبانفرهنگ لغت هزاران واژهٔ آن زبان را ثبت میکند.
واژگان یک زبانآن زبان از راست به چپ نوشته میشود.
نوشتار و خط یک زباناو میتواند به آن زبان حرف بزند اما هنوز بر نوشتارش مسلط نیست.
نوشتار و خط یک زبانآنها الفبای زبان را در یک هفته آموختند.
نوشتار و خط یک زبانداستان به شش زبان ترجمه شد.
ترجمه میان زبانهاهمان شعر را در دو زبان مقایسه کردیم.
ترجمه میان زبانهااو اسناد را از زبانی به زبان دیگر ترجمه میکند.
ترجمه میان زبانهامترجم شفاهی در جلسه از یک زبان به زبان دیگر رفت.
ترجمهٔ شفاهی میان زبانهابرای مهمانانی با زبان دیگر به ترجمهٔ شفاهی نیاز داریم.
ترجمهٔ شفاهی میان زبانهامترجم شفاهی هر دو زبان را خوب میداند.
ترجمهٔ شفاهی میان زبانهامانع زبانی مصاحبه را دشوار کرد.
مانع زبانی در ارتباطیک نقاشی به غلبه بر مانع زبانی کمک کرد.
مانع زبانی در ارتباطبدون زبان مشترک، فهمیدن یکدیگر بیشتر طول کشید.
مانع زبانی در ارتباطجامعه تلاش میکند از زبانی در خطر محافظت کند.
زبان در خطر انقراضاکنون کودکان کمی به آن زبان حرف میزنند.
زبان در خطر انقراضبزرگان ترانههایی را برای حفظ آن زبان ضبط میکنند.
زبان در خطر انقراضزبان در گذر قرنها تغییر میکند.
تغییر و تحول زبانجوانان عبارتهای تازهای وارد زبان میکنند.
تغییر و تحول زبانآن زبان از زبانهای همسایه وامواژه گرفته است.
تغییر و تحول زباننویسنده برای رمانش زبانی ساختگی ابداع کرد.
زبان ساختگی یا طراحیشدهآنها زبانی ساختگی را که برای ارتباط بینالمللی طراحی شده میآموزند.
زبان ساختگی یا طراحیشدهزبان ساختگی قواعد دستوری دقیقی دارد.
زبان ساختگی یا طراحیشدهمادربزرگم به گویشی محلی صحبت میکند.
گویش یک زبان و تفاوتهای واژگانی و دستوریدر این گویش برای نان واژهٔ دیگری به کار میرود.
گویش یک زبان و تفاوتهای واژگانی و دستوریپژوهشگر داستانهایی را به چند گویش ضبط کرد.
گویش یک زبان و تفاوتهای واژگانی و دستوریاو اسپانیایی را با لهجهای ملایم صحبت میکند.
لهجه و ویژگیهای آوایی گفتارلهجه داشتن به معنای بد صحبت کردن یک زبان نیست.
لهجه و ویژگیهای آوایی گفتارلهجهاش را از پشت تلفن تشخیص میدهم.
لهجه و ویژگیهای آوایی گفتاردر درخواست کار از لحن رسمی استفاده کن.
لحن رسمی یا خودمانی در موقعیتهای مختلفبا دوستان صمیمی خودمانیتر حرف میزنیم.
لحن رسمی یا خودمانی در موقعیتهای مختلفاین ایمیل برای شکایت بیشازحد خودمانی است.
لحن رسمی یا خودمانی در موقعیتهای مختلف«ممکن است کمکم کنید؟» درخواست مؤدبانهای است.
ادب زبانی در درخواست و خطاب به دیگرانیاد گرفتیم چطور مؤدبانه مسیر بپرسیم.
ادب زبانی در درخواست و خطاب به دیگرانشیوهٔ خطاب به شخص مقابل بستگی دارد.
ادب زبانی در درخواست و خطاب به دیگرانفیلم از اصطلاحات عامیانهای استفاده میکند که نمیفهمم.
واژهها و عبارتهای عامیانه در گفتوگوی روزمرهآن واژهٔ عامیانه میان جوانان رایج است.
واژهها و عبارتهای عامیانه در گفتوگوی روزمرهپیش از استفاده از اصطلاح عامیانهٔ تازه سؤال کن.
واژهها و عبارتهای عامیانه در گفتوگوی روزمرههر زبان اصطلاحاتی دارد که ترجمهٔ تحتاللفظیشان سخت است.
اصطلاح و معنای غیرتحتاللفظی در یک زباناو اصطلاح را با نمونهای واقعی توضیح داد.
اصطلاح و معنای غیرتحتاللفظی در یک زباناین عبارت را کلمهبهکلمه ترجمه نکن.
اصطلاح و معنای غیرتحتاللفظی در یک زباناسپانیایی و فرانسوی از زبانهای رومیاند.
خانوادهٔ زبانی و خویشاوندی تاریخی زبانهاانگلیسی و آلمانی عضو خانوادهٔ ژرمنیاند.
خانوادهٔ زبانی و خویشاوندی تاریخی زبانهاخانوادهٔ زبانی به مرزهای سیاسی وابسته نیست.
خانوادهٔ زبانی و خویشاوندی تاریخی زبانهااسپانیایی از زبانهای زیادی واژه وام گرفته است.
وامواژهها و ورود واژه از یک زبان به زبان دیگرمعلم از ما خواست سه وامواژه پیدا کنیم.
وامواژهها و ورود واژه از یک زبان به زبان دیگرتلفظ وامواژه ممکن است تغییر کند.
وامواژهها و ورود واژه از یک زبان به زبان دیگردانشگاه مدرک زبان میخواهد.
مدرک زبان و ارزیابی رسمی مهارتهابررسی کن برنامه کدام آزمونهای زبان را میپذیرد.
مدرک زبان و ارزیابی رسمی مهارتهاتاریخ آزمون روی مدرک آمده است.
مدرک زبان و ارزیابی رسمی مهارتهادر تبادل زبانی هفتگی فارسی تمرین میکنم.
تبادل زبانی و تمرین دوطرفه با همصحبتنیمی از زمان را اسپانیایی حرف میزنیم.
تبادل زبانی و تمرین دوطرفه با همصحبتهمصحبت صبور در تبادل زبانی خیلی کمک میکند.
تبادل زبانی و تمرین دوطرفه با همصحبتفیلم را با زیرنویس فرانسوی تماشا میکنم.
انتخاب زبان زیرنویس برای فیلم و آموزشزبان زیرنویس را در تنظیمات تغییر بده.
انتخاب زبان زیرنویس برای فیلم و آموزشزیرنویسها با گفتوگو هماهنگ نیستند.
انتخاب زبان زیرنویس برای فیلم و آموزشزبان برنامه را فارسی کن.
انتخاب زبان نمایش در برنامه یا دستگاهبا انتخاب زبان دیگر، منوها تغییر کردند.
انتخاب زبان نمایش در برنامه یا دستگاهبعضی گزینهها فقط به انگلیسی نمایش داده میشوند.
انتخاب زبان نمایش در برنامه یا دستگاههر صبح به گفتوگوهای کوتاه گوش میدهم.
تمرین درک شنیداری زباناول سعی کن مفهوم کلی را بفهمی.
تمرین درک شنیداری زباندو بار گوش دادن کمکم کرد صحبت گوینده را دنبال کنم.
تمرین درک شنیداری زبانبا تمرین هر روز روانتر صحبت میکنم.
روانی و پیوستگی گفتار به زباناو آهسته حرف میزند اما گفتوگو را ادامه میدهد.
روانی و پیوستگی گفتار به زبانروانی گفتار به لهجهٔ بینقص نیاز ندارد.
روانی و پیوستگی گفتار به زبانEn este proyecto hablamos el mismo idioma.
در این پروژه حرف هم را خوب میفهمیم.
Su idioma materno es el portugués.
زبان مادری او پرتغالی است.
La barrera del idioma dificultó el viaje.
مانع زبانی سفر را دشوار کرد.
La película está disponible en otro idioma.
فیلم به زبانی دیگر در دسترس است.
Quiere dominar un idioma antes de mudarse.
او میخواهد پیش از نقل مکان بر یک زبان مسلط شود.