«خانه» در فارسی هم ساختمان و هم واحد مسکونی را میرساند.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
ساختمان یا بنایی که برای زندگی و سکونت انسان ساخته میشود.
«خانه» در فارسی هم ساختمان و هم واحد مسکونی را میرساند.
محل سکونت شخص یا خانواده، چه خانهٔ مستقل باشد چه آپارتمان.
«خانهام» ممکن است واحد آپارتمانی باشد؛ «منزل» رسمیتر است.
کسانی که در یک خانه زندگی میکنند؛ بهصورت مجازی به جای واژهٔ «اهل خانه».
«تمام خانه بیدار شد» از مجاز مکان برای ساکنان استفاده میکند.
واحد یا ساختمان مسکونی که مالکیت، اجاره، فروش یا تعمیر آن موضوع گفتوگوست.
خانهای که با خانواده، والدین یا خاطرات کودکی پیوند دارد.
محلی که هنگام اسبابکشی، از آن بیرون میروند یا به آن وارد میشوند.
«خانه عوض کردن» ترکیب پرکاربرد است؛ خود «عوض کردن» فعل جداست.
مکانی برای فعالیت مشخص عمومی یا فرهنگی که نامش با «خانه» ساخته میشود.
«خانهٔ فرهنگ»، «خانهٔ هنرمندان» اسم نهادند؛ محل زندگی نیستند.
بخشهای دوازدهگانهٔ تقسیمبندی نمودار تولد در سنت طالعبینی.
معنای تخصصی باور/تعبیر نجومی است و با شطرنج یا خانهٔ واقعی ارتباط لغوی مستقیم ندارد.
محیط یا زمین برگزاری مسابقهٔ تیم میزبان، در برابر بازی خارج از خانه.
«در خانه بردن» اصطلاح ورزشی است و در آپارتمان بازیکردن نیست.
یکی از مربعهای مشخص روی صفحهٔ بازی شطرنج، داما و بازیهای مشابه.
خانهٔ شطرنج نه ساختمان است و نه واحد مسکونی.
واحدی از ساختمان چندطبقه که محل سکونت شخص یا خانواده است.
در فارسی معمولاً «خانهام طبقهٔ سوم است» کاملاً طبیعی است.
هر مربع یا قسمت کوچک مشخص در جدول واژگان، جدول اعداد یا بازیهای شبکهای.
در EN square/cell و FR case معادل دقیقترند؛ house خانوادگی نیست.
شناختن خانه از رنگ درِ ورودی
توصیف درِ ورودی به شناسایی یک ساختمان کمک میکند؛ این معنا با «در» بهعنوان شیء مستقل فرق دارد.
خانهای با باغچهٔ کوچک
در توصیف ملک، باغچه جزئی از محوطهٔ خانه است؛ خود واژهٔ خانه به باغچه اشاره نمیکند.
موقعیت خانه نسبت به حملونقل عمومی
نزدیکی خانه به ایستگاه دربارهٔ موقعیت مکانی ساختمان است، نه اینکه خانه بخشی از شبکهٔ حملونقل باشد.
بازبینی سقف خانه پس از باران
در این بافت roof / tejado / سقف / toit / Dach / çatı جزء ساختمان است؛ «خانه» با «سقف» هممعنا نیست.
آمادهسازی گرمایش خانه در زمستان
گرمکردن فضای خانه در فصل سرد با دستگاه گرمایشی انجام میشود؛ «خانه» در اینجا محل انجام کار است.
نور طبیعی صبح در خانه
این مثال دربارهٔ نورگیری یک خانه است؛ «روشنبودن» ویژگی محیط است و معنای تازهای برای خودِ واژهٔ خانه نمیسازد.
تعمیر لولهکشی آب خانه
اشاره به تعمیر لوله در خانه با معنای سکونت و نگهداری ساختمان مرتبط است، نه با خانهٔ شطرنج یا طالعبینی.
ورودی مناسب برای دسترسی آسان به خانه
«ورودی دسترسپذیر» ویژگی طراحی خانه برای تردد آسانتر است؛ نباید با معنای نهادی یا استعاری خانه اشتباه شود.
چیدمان قفسهٔ کتاب در خانه
برای توصیف چیدمان فضای داخلی، خانه ظرف مکانی است و قفسه یک شیء جداگانه در آن.
بررسی مصرف برق خانه
«مصرف برق خانه» دربارهٔ مقدار انرژی مصرفشده در محل سکونت است؛ ساختمان و قبض برق دو مفهوم جدا هستند.
کمک همسایه برای رساندن بستهها به خانه
کاربرد خانه در این موقعیت به مقصد حمل بستهها اشاره دارد؛ همسایه ساکن خانهٔ دیگری است.
آزمایش دستگاه هشدار دود در خانه
هشداردهندهٔ دود ابزار ایمنی داخل خانه است؛ از جملهها نباید وجود آن در همهٔ خانهها یا الزام قانونی یک کشور را نتیجه گرفت.
پذیرایی از مهمان در خانه
در همهٔ زبانها اشاره به خانهٔ میزبان در این جمله معنای محل زندگی دارد، نه تمام اعضای خانواده یا جمعیت یک سالن.
تحویل کلیدهای خانهٔ جدید
پیش از نوروز خانهتکانی کردیم.
پیش از نوروز خانهتکانی کردیم.
بعد از مدتها به خانهٔ پدری برگشت.
بعد از مدتها به خانهٔ پدری برگشت.
پس از چند جابهجایی احساس خانهبهدوشی میکرد.
پس از چند جابهجایی احساس خانهبهدوشی میکرد.
خانهٔ فرهنگ محله کتابخانه دارد.
خانهٔ فرهنگ محله کتابخانه دارد.
تیم فردا در خانه بازی میکند.
تیم فردا در خانه بازی میکند.
خانهای که درِ آبی دارد انتهای خیابان است.
خانهای که درِ آبی دارد انتهای خیابان است.
این خانه پشت ساختمان باغچهٔ کوچکی دارد.
این خانه باغچهٔ کوچکی پشت ساختمان دارد.
خانهٔ جدید نزدیک ایستگاه اتوبوس است.
خانهٔ جدید نزدیک ایستگاه اتوبوس است.
بعد از باران، سقف خانه را بررسی کردیم.
پس از باران، سقف خانه را بررسی کردیم.
پیش از رسیدن سرما، سیستم گرمایش خانه را بررسی کردیم.
پیش از شروع سرما، سیستم گرمایش خانه را بررسی کردیم.
صبحها نور خورشید از پنجرههای خانه وارد میشود.
صبحها نور خورشید از پنجرههای خانه وارد میشود.
لولهکش لولهٔ آب خانه را تعمیر کرد.
لولهکش لولهٔ آب خانه را تعمیر کرد.
ورودی خانه شیبراه ملایمی دارد.
ورودی خانه شیبراه ملایمی دارد.
قفسهٔ کتاب را به اتاق روشنتری در خانه بردیم.
قفسهٔ کتاب را به اتاق روشنترِ خانه بردیم.
این ماه مصرف برق خانه را بررسی کردیم.
این ماه مصرف برق خانه را بررسی کردیم.
همسایه کمک کرد بستهها را به خانه ببریم.
همسایه کمک کرد بستهها را به خانه ببریم.
دستگاه هشدار دود خانه را آزمایش کردیم.
دستگاه هشدار دود خانه را آزمایش کردیم.
آخر هفته چند دوست را به خانه دعوت کردیم.
آخر هفته چند دوست را به خانه دعوت کردیم.
امروز کلید خانهٔ جدید را تحویل گرفتیم.
امروز کلید خانهٔ تازه را تحویل گرفتیم.
«خانه» اسم فارسی برای ساختمان یا محل سکونت و گاهی خود اهل خانه است. خانهٔ پدری، خانهٔ اجارهای و خانهٔ جدید کاربردهای رایجاند؛ «خانه» میتواند آپارتمان هم باشد. در «خانهٔ فرهنگ» مرکز، در «بازی در خانه» زمین خودی، در «خانهٔ شطرنج/جدول» مربع و در نمودار طالعبینی یکی از دوازده بخش را میرساند. خانه لزوماً معادل house مستقل نیست و با اتاق فرق دارد.
ساختمان یا بنایی که برای زندگی و سکونت انسان ساخته میشود.
«خانه» در فارسی هم ساختمان و هم واحد مسکونی را میرساند.
محل سکونت شخص یا خانواده، چه خانهٔ مستقل باشد چه آپارتمان.
«خانهام» ممکن است واحد آپارتمانی باشد؛ «منزل» رسمیتر است.
کسانی که در یک خانه زندگی میکنند؛ بهصورت مجازی به جای واژهٔ «اهل خانه».
«تمام خانه بیدار شد» از مجاز مکان برای ساکنان استفاده میکند.
واحد یا ساختمان مسکونی که مالکیت، اجاره، فروش یا تعمیر آن موضوع گفتوگوست.
خانهای که با خانواده، والدین یا خاطرات کودکی پیوند دارد.
محلی که هنگام اسبابکشی، از آن بیرون میروند یا به آن وارد میشوند.
«خانه عوض کردن» ترکیب پرکاربرد است؛ خود «عوض کردن» فعل جداست.
مکانی برای فعالیت مشخص عمومی یا فرهنگی که نامش با «خانه» ساخته میشود.
«خانهٔ فرهنگ»، «خانهٔ هنرمندان» اسم نهادند؛ محل زندگی نیستند.
بخشهای دوازدهگانهٔ تقسیمبندی نمودار تولد در سنت طالعبینی.
معنای تخصصی باور/تعبیر نجومی است و با شطرنج یا خانهٔ واقعی ارتباط لغوی مستقیم ندارد.
محیط یا زمین برگزاری مسابقهٔ تیم میزبان، در برابر بازی خارج از خانه.
«در خانه بردن» اصطلاح ورزشی است و در آپارتمان بازیکردن نیست.
یکی از مربعهای مشخص روی صفحهٔ بازی شطرنج، داما و بازیهای مشابه.
خانهٔ شطرنج نه ساختمان است و نه واحد مسکونی.
واحدی از ساختمان چندطبقه که محل سکونت شخص یا خانواده است.
در فارسی معمولاً «خانهام طبقهٔ سوم است» کاملاً طبیعی است.
هر مربع یا قسمت کوچک مشخص در جدول واژگان، جدول اعداد یا بازیهای شبکهای.
در EN square/cell و FR case معادل دقیقترند؛ house خانوادگی نیست.
شناختن خانه از رنگ درِ ورودی
توصیف درِ ورودی به شناسایی یک ساختمان کمک میکند؛ این معنا با «در» بهعنوان شیء مستقل فرق دارد.
خانهای با باغچهٔ کوچک
در توصیف ملک، باغچه جزئی از محوطهٔ خانه است؛ خود واژهٔ خانه به باغچه اشاره نمیکند.
موقعیت خانه نسبت به حملونقل عمومی
نزدیکی خانه به ایستگاه دربارهٔ موقعیت مکانی ساختمان است، نه اینکه خانه بخشی از شبکهٔ حملونقل باشد.
بازبینی سقف خانه پس از باران
در این بافت roof / tejado / سقف / toit / Dach / çatı جزء ساختمان است؛ «خانه» با «سقف» هممعنا نیست.
آمادهسازی گرمایش خانه در زمستان
گرمکردن فضای خانه در فصل سرد با دستگاه گرمایشی انجام میشود؛ «خانه» در اینجا محل انجام کار است.
نور طبیعی صبح در خانه
این مثال دربارهٔ نورگیری یک خانه است؛ «روشنبودن» ویژگی محیط است و معنای تازهای برای خودِ واژهٔ خانه نمیسازد.
تعمیر لولهکشی آب خانه
اشاره به تعمیر لوله در خانه با معنای سکونت و نگهداری ساختمان مرتبط است، نه با خانهٔ شطرنج یا طالعبینی.
ورودی مناسب برای دسترسی آسان به خانه
«ورودی دسترسپذیر» ویژگی طراحی خانه برای تردد آسانتر است؛ نباید با معنای نهادی یا استعاری خانه اشتباه شود.
چیدمان قفسهٔ کتاب در خانه
برای توصیف چیدمان فضای داخلی، خانه ظرف مکانی است و قفسه یک شیء جداگانه در آن.
بررسی مصرف برق خانه
«مصرف برق خانه» دربارهٔ مقدار انرژی مصرفشده در محل سکونت است؛ ساختمان و قبض برق دو مفهوم جدا هستند.
کمک همسایه برای رساندن بستهها به خانه
کاربرد خانه در این موقعیت به مقصد حمل بستهها اشاره دارد؛ همسایه ساکن خانهٔ دیگری است.
آزمایش دستگاه هشدار دود در خانه
هشداردهندهٔ دود ابزار ایمنی داخل خانه است؛ از جملهها نباید وجود آن در همهٔ خانهها یا الزام قانونی یک کشور را نتیجه گرفت.
پذیرایی از مهمان در خانه
در همهٔ زبانها اشاره به خانهٔ میزبان در این جمله معنای محل زندگی دارد، نه تمام اعضای خانواده یا جمعیت یک سالن.
خانهٔ آجری کنار کوچه قدیمی است.
خانه؛ ساختمان مسکونیآنها خانهای با حیاط ساختند.
خانه؛ ساختمان مسکونیسقف خانه به تعمیر نیاز دارد.
خانه؛ ساختمان مسکونیامشب در خانه میمانم.
خانه؛ محل زندگی و آسایشبعد از کلاس به خانه برگشت.
خانه؛ محل زندگی و آسایشکلیدش را در خانهٔ خواهرش جا گذاشت.
خانه؛ محل زندگی و آسایشبا صدای زنگ همهٔ خانه بیدار شدند.
اهل خانه و ساکنان آندر خانهٔ ما چهار نفر زندگی میکنند.
اهل خانه و ساکنان آنتمام خانه برای مهمانی آماده شده بود.
اهل خانه و ساکنان آنخانه را برای یک سال اجاره کردیم.
خانه بهعنوان ملک اجارهای یا خریدنیآنها خانهشان را ماه پیش فروختند.
خانه بهعنوان ملک اجارهای یا خریدنیپیش از نقلمکان دیوارهای خانه را رنگ زد.
خانه بهعنوان ملک اجارهای یا خریدنیپس از سالها به خانهٔ پدری برگشت.
خانهٔ پدری یا خانهٔ دوران کودکیحیاط خانهٔ کودکیاش هنوز پر از درخت بود.
خانهٔ پدری یا خانهٔ دوران کودکیعکس قدیمی خانهٔ مادربزرگش را پیدا کرد.
خانهٔ پدری یا خانهٔ دوران کودکیماه بعد خانه عوض میکنیم.
خانه بهعنوان جای تازه یا پیشین زندگیبه خانهٔ تازهای در همان محله رفتند.
خانه بهعنوان جای تازه یا پیشین زندگیپیش از ترک خانه همهٔ وسایل را جمع کردند.
خانه بهعنوان جای تازه یا پیشین زندگیخانهٔ فرهنگ محله کلاس نقاشی برگزار میکند.
خانه به معنای مرکز فرهنگی یا اجتماعینمایشگاه در خانهٔ هنرمندان افتتاح شد.
خانه به معنای مرکز فرهنگی یا اجتماعیخانهٔ کودک برای بچهها برنامه دارد.
خانه به معنای مرکز فرهنگی یا اجتماعیدر این نمودار ماه در خانهٔ چهارم است.
خانه در طالعبینی؛ یکی از دوازده بخش نمودارمعنی خانهٔ هفتم را در متن توضیح دادهاند.
خانه در طالعبینی؛ یکی از دوازده بخش نموداراو خانههای اول و دهم نمودار را مقایسه کرد.
خانه در طالعبینی؛ یکی از دوازده بخش نمودارتیم ما در خانه پیروز شد.
خانه؛ میدان خودی در ورزشهفتهٔ بعد بازی خانگی داریم.
خانه؛ میدان خودی در ورزششکست در خانه هواداران را ناراحت کرد.
خانه؛ میدان خودی در ورزشاسب به خانهٔ سوم رفت.
خانهٔ صفحهٔ شطرنج یا دامامهره را روی خانهٔ سفید بگذار.
خانهٔ صفحهٔ شطرنج یا داماوزیر میتواند چند خانه حرکت کند.
خانهٔ صفحهٔ شطرنج یا داماخانهٔ ما طبقهٔ پنجم است.
خانه؛ یک واحد آپارتمانی مستقلآنها در یک خانهٔ کوچک در برج زندگی میکنند.
خانه؛ یک واحد آپارتمانی مستقلآسانسور تا طبقهٔ خانهٔ او بالا رفت.
خانه؛ یک واحد آپارتمانی مستقلحرف اول را در خانهٔ سمت راست بنویس.
خانهٔ جدول؛ محل نوشتن حرف یا عددسه خانهٔ جدول هنوز خالی مانده است.
خانهٔ جدول؛ محل نوشتن حرف یا عددبرای هر عدد یک خانه در نظر بگیر.
خانهٔ جدول؛ محل نوشتن حرف یا عددخانهای که درِ آبی دارد انتهای خیابان است.
خانهای با درِ ورودی آبیمهمانها خانه را از روی رنگ در پیدا کردند.
خانهای با درِ ورودی آبیاین خانه باغچهٔ کوچکی پشت ساختمان دارد.
خانهای با باغچهٔ کوچکصاحبخانه در باغچهٔ خانه سبزی میکارد.
خانهای با باغچهٔ کوچکخانهٔ جدید نزدیک ایستگاه اتوبوس است.
خانهای نزدیک ایستگاه اتوبوسرسیدن از ایستگاه تا خانه فقط پنج دقیقه طول میکشد.
خانهای نزدیک ایستگاه اتوبوسپس از باران، سقف خانه را بررسی کردیم.
بررسی سقف خانه پس از باراناز داخل خانه هیچ نشتیای دیده نمیشد.
بررسی سقف خانه پس از بارانپیش از شروع سرما، سیستم گرمایش خانه را بررسی کردیم.
آمادهکردن گرمایش خانه برای زمستانحالا خانه در شبهای زمستان گرم میماند.
آمادهکردن گرمایش خانه برای زمستانصبحها نور خورشید از پنجرههای خانه وارد میشود.
نور صبح در خانهبه همین دلیل خانه در طول روز روشن است.
نور صبح در خانهلولهکش لولهٔ آب خانه را تعمیر کرد.
تعمیر لولهٔ آب خانهپس از تعمیر، آب دوباره در خانه جریان پیدا کرد.
تعمیر لولهٔ آب خانهورودی خانه شیبراه ملایمی دارد.
ورودی دسترسپذیر خانهاین تغییر ورود به خانه را با ویلچر آسانتر کرده است.
ورودی دسترسپذیر خانهقفسهٔ کتاب را به اتاق روشنترِ خانه بردیم.
جابهجایی قفسهٔ کتاب در خانهحالا کتابها در بخش آرامتری از خانه هستند.
جابهجایی قفسهٔ کتاب در خانهاین ماه مصرف برق خانه را بررسی کردیم.
بررسی مصرف برق خانهبا خاموشکردن چراغهای اضافی، مصرف برق خانه کمتر شد.
بررسی مصرف برق خانههمسایه کمک کرد بستهها را به خانه ببریم.
کمک همسایه برای بردن بستهها به خانهبستهها را کنار ورودی خانه گذاشتیم.
کمک همسایه برای بردن بستهها به خانهدستگاه هشدار دود خانه را آزمایش کردیم.
آزمایش هشداردهندهٔ دود خانهصدای هشدار از راهروی خانه شنیده شد.
آزمایش هشداردهندهٔ دود خانهآخر هفته چند دوست را به خانه دعوت کردیم.
پذیرایی از مهمان در خانه آخر هفتهپیش از رسیدن مهمانها، خانه را مرتب کردیم.
پذیرایی از مهمان در خانه آخر هفتهامروز کلید خانهٔ تازه را تحویل گرفتیم.
تحویل کلید خانهٔ تازهپیش از ورود، قفل درِ خانه را بررسی کردیم.
تحویل کلید خانهٔ تازهپیش از نوروز خانهتکانی کردیم.
پیش از نوروز خانهتکانی کردیم.
بعد از مدتها به خانهٔ پدری برگشت.
بعد از مدتها به خانهٔ پدری برگشت.
پس از چند جابهجایی احساس خانهبهدوشی میکرد.
پس از چند جابهجایی احساس خانهبهدوشی میکرد.
خانهٔ فرهنگ محله کتابخانه دارد.
خانهٔ فرهنگ محله کتابخانه دارد.
تیم فردا در خانه بازی میکند.
تیم فردا در خانه بازی میکند.
خانهای که درِ آبی دارد انتهای خیابان است.
خانهای که درِ آبی دارد انتهای خیابان است.
این خانه پشت ساختمان باغچهٔ کوچکی دارد.
این خانه باغچهٔ کوچکی پشت ساختمان دارد.
خانهٔ جدید نزدیک ایستگاه اتوبوس است.
خانهٔ جدید نزدیک ایستگاه اتوبوس است.
بعد از باران، سقف خانه را بررسی کردیم.
پس از باران، سقف خانه را بررسی کردیم.
پیش از رسیدن سرما، سیستم گرمایش خانه را بررسی کردیم.
پیش از شروع سرما، سیستم گرمایش خانه را بررسی کردیم.
صبحها نور خورشید از پنجرههای خانه وارد میشود.
صبحها نور خورشید از پنجرههای خانه وارد میشود.
لولهکش لولهٔ آب خانه را تعمیر کرد.
لولهکش لولهٔ آب خانه را تعمیر کرد.
ورودی خانه شیبراه ملایمی دارد.
ورودی خانه شیبراه ملایمی دارد.
قفسهٔ کتاب را به اتاق روشنتری در خانه بردیم.
قفسهٔ کتاب را به اتاق روشنترِ خانه بردیم.
این ماه مصرف برق خانه را بررسی کردیم.
این ماه مصرف برق خانه را بررسی کردیم.
همسایه کمک کرد بستهها را به خانه ببریم.
همسایه کمک کرد بستهها را به خانه ببریم.
دستگاه هشدار دود خانه را آزمایش کردیم.
دستگاه هشدار دود خانه را آزمایش کردیم.
آخر هفته چند دوست را به خانه دعوت کردیم.
آخر هفته چند دوست را به خانه دعوت کردیم.
امروز کلید خانهٔ جدید را تحویل گرفتیم.
امروز کلید خانهٔ تازه را تحویل گرفتیم.