das Haus خنثی و جمع Häuser است؛ با Wohnung بهمعنای آپارتمان فرق دارد.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
Gebäude, das zum Wohnen von Menschen errichtet wurde
das Haus خنثی و جمع Häuser است؛ با Wohnung بهمعنای آپارتمان فرق دارد.
Haus oder Wohnort, an dem jemand lebt und zu dem er zurückkehrt
zu Hause / nach Hause در بیان «در خانه/به خانه» مهماند؛ Zuhause اسم مستقل هم هست.
alle Menschen, die gemeinsam in einem Haus leben, als das Haus bezeichnet
das ganze Haus kann ساکنان را برساند، نه آجر و ساختمان.
Wohngebäude als Eigentum, Mietobjekt oder Kaufgegenstand
Haus kaufen با Wohnung kaufen از نظر نوع ملک متفاوت است.
Elternhaus oder Haus, das mit Kindheit und familiärer Herkunft verbunden ist
Elternhaus به معنی خانهٔ والدین و پیشینهٔ خانوادگی است.
Wohnhaus, in das jemand einzieht oder aus dem er auszieht
umziehen و ins Haus einziehen فعلاند؛ صورتهای اسمی را جدا ثبت میکنیم.
Gebäude für öffentliche, kulturelle oder soziale Zwecke
Haus der Kultur و Haus der Jugend مکان فعالیتاند، نه خانهٔ مسکونی.
einer der zwölf Abschnitte eines astrologischen Horoskops
Duden معنای astrologisches Haus را جدا از Gebäude آورده است.
Unternehmen, insbesondere ein Mode- oder Verlagshaus, auch als Haus bezeichnet
Verlagshaus ترکیب است؛ در بافت شرکت، Haus به سازمان اشاره میکند.
Adels- oder Herrschergeschlecht, besonders mit Eigennamen
Haus Habsburg یعنی خاندان هابسبورگ، نه یک ساختمان.
eigener Spielort einer Mannschaft, wenn sie zu Hause antritt
zu Hause spielen در ورزش برابر «در زمین خودی بازیکردن» است.
Publikum oder ausverkaufter Saal, besonders in volles Haus
volles Haus میتواند سالن پر از تماشاگر باشد، نه ساختمان مسکونی.
Parlament oder eine seiner Kammern, oft in Hohes Haus
das Hohe Haus کاربرد رسمی/بلاغی مجلس است؛ خانهٔ واقعی نیست.
Mensch, besonders ein alter Freund, der scherzhaft als altes Haus angesprochen wird
altes Haus خطاب به آدم است؛ هرگز هممعنای خانهٔ واقعی نیست.
ein Haus, das man an der Farbe seiner Eingangstür erkennt
توصیف درِ ورودی به شناسایی یک ساختمان کمک میکند؛ این معنا با «در» بهعنوان شیء مستقل فرق دارد.
ein Haus mit einem kleinen Garten
در توصیف ملک، باغچه جزئی از محوطهٔ خانه است؛ خود واژهٔ خانه به باغچه اشاره نمیکند.
ein Haus in der Nähe des öffentlichen Verkehrs
نزدیکی خانه به ایستگاه دربارهٔ موقعیت مکانی ساختمان است، نه اینکه خانه بخشی از شبکهٔ حملونقل باشد.
das Dach eines Hauses nach Regen prüfen
در این بافت roof / tejado / سقف / toit / Dach / çatı جزء ساختمان است؛ «خانه» با «سقف» هممعنا نیست.
die Heizung eines Hauses für den Winter vorbereiten
گرمکردن فضای خانه در فصل سرد با دستگاه گرمایشی انجام میشود؛ «خانه» در اینجا محل انجام کار است.
Morgenlicht, das in ein Haus fällt
این مثال دربارهٔ نورگیری یک خانه است؛ «روشنبودن» ویژگی محیط است و معنای تازهای برای خودِ واژهٔ خانه نمیسازد.
eine Wasserleitung in einem Haus reparieren
اشاره به تعمیر لوله در خانه با معنای سکونت و نگهداری ساختمان مرتبط است، نه با خانهٔ شطرنج یا طالعبینی.
einen barrierefreien Zugang zu einem Haus
«ورودی دسترسپذیر» ویژگی طراحی خانه برای تردد آسانتر است؛ نباید با معنای نهادی یا استعاری خانه اشتباه شود.
Bücherregale in einem Haus umstellen
برای توصیف چیدمان فضای داخلی، خانه ظرف مکانی است و قفسه یک شیء جداگانه در آن.
den Stromverbrauch eines Hauses überprüfen
«مصرف برق خانه» دربارهٔ مقدار انرژی مصرفشده در محل سکونت است؛ ساختمان و قبض برق دو مفهوم جدا هستند.
Hilfe eines Nachbarn beim Tragen von Paketen ins Haus
کاربرد خانه در این موقعیت به مقصد حمل بستهها اشاره دارد؛ همسایه ساکن خانهٔ دیگری است.
einen Rauchmelder in einem Haus testen
هشداردهندهٔ دود ابزار ایمنی داخل خانه است؛ از جملهها نباید وجود آن در همهٔ خانهها یا الزام قانونی یک کشور را نتیجه گرفت.
am Wochenende Gäste in einem Haus empfangen
در همهٔ زبانها اشاره به خانهٔ میزبان در این جمله معنای محل زندگی دارد، نه تمام اعضای خانواده یا جمعیت یک سالن.
die Schlüssel für ein neues Haus übergeben
Ich bin heute zu Hause.
امروز در خانه هستم.
Wir gehen nach dem Essen nach Hause.
بعد از غذا به خانه میرویم.
Er verlor Haus und Hof durch Schulden.
او به سبب بدهی تمام خانه و داراییاش را از دست داد.
Sie musste mit Fieber das Haus hüten.
او بهدلیل تب ناچار شد در خانه بماند.
Die Band spielte vor vollem Haus.
گروه موسیقی برای سالن پر اجرا کرد.
Das Haus mit der blauen Tür steht am Ende der Straße.
خانهای که درِ آبی دارد انتهای خیابان است.
Dieses Haus hat hinter dem Gebäude einen kleinen Garten.
این خانه باغچهٔ کوچکی پشت ساختمان دارد.
Das neue Haus liegt in der Nähe der Bushaltestelle.
خانهٔ جدید نزدیک ایستگاه اتوبوس است.
Nach dem Regen überprüften wir das Dach des Hauses.
پس از باران، سقف خانه را بررسی کردیم.
Vor der Kälte prüften wir die Heizung des Hauses.
پیش از شروع سرما، سیستم گرمایش خانه را بررسی کردیم.
Morgens fällt Sonnenlicht durch die Fenster ins Haus.
صبحها نور خورشید از پنجرههای خانه وارد میشود.
Die Klempnerin reparierte die Wasserleitung im Haus.
لولهکش لولهٔ آب خانه را تعمیر کرد.
Der Eingang des Hauses hat eine Rampe mit geringer Steigung.
ورودی خانه شیبراه ملایمی دارد.
Wir stellten das Bücherregal in ein helleres Zimmer im Haus.
قفسهٔ کتاب را به اتاق روشنترِ خانه بردیم.
Diesen Monat überprüften wir den Stromverbrauch des Hauses.
این ماه مصرف برق خانه را بررسی کردیم.
Unser Nachbar half uns, die Pakete ins Haus zu tragen.
همسایه کمک کرد بستهها را به خانه ببریم.
Wir testeten den Rauchmelder im Haus.
دستگاه هشدار دود خانه را آزمایش کردیم.
Am Wochenende luden wir ein paar Freunde ins Haus ein.
آخر هفته چند دوست را به خانه دعوت کردیم.
Heute bekamen wir die Schlüssel für das neue Haus.
امروز کلید خانهٔ تازه را تحویل گرفتیم.
Haus در آلمانی اسم خنثا و به معنی خانه یا ساختمان است؛ جمع آن Häuser است. zu Hause و nach Hause برای «در خانه» و «به خانه» به کار میروند؛ altes Haus گاهی خطاب دوستانه به آشنای قدیمی است.
Gebäude, das zum Wohnen von Menschen errichtet wurde
das Haus خنثی و جمع Häuser است؛ با Wohnung بهمعنای آپارتمان فرق دارد.
Haus oder Wohnort, an dem jemand lebt und zu dem er zurückkehrt
zu Hause / nach Hause در بیان «در خانه/به خانه» مهماند؛ Zuhause اسم مستقل هم هست.
alle Menschen, die gemeinsam in einem Haus leben, als das Haus bezeichnet
das ganze Haus kann ساکنان را برساند، نه آجر و ساختمان.
Wohngebäude als Eigentum, Mietobjekt oder Kaufgegenstand
Haus kaufen با Wohnung kaufen از نظر نوع ملک متفاوت است.
Elternhaus oder Haus, das mit Kindheit und familiärer Herkunft verbunden ist
Elternhaus به معنی خانهٔ والدین و پیشینهٔ خانوادگی است.
Wohnhaus, in das jemand einzieht oder aus dem er auszieht
umziehen و ins Haus einziehen فعلاند؛ صورتهای اسمی را جدا ثبت میکنیم.
Gebäude für öffentliche, kulturelle oder soziale Zwecke
Haus der Kultur و Haus der Jugend مکان فعالیتاند، نه خانهٔ مسکونی.
einer der zwölf Abschnitte eines astrologischen Horoskops
Duden معنای astrologisches Haus را جدا از Gebäude آورده است.
Unternehmen, insbesondere ein Mode- oder Verlagshaus, auch als Haus bezeichnet
Verlagshaus ترکیب است؛ در بافت شرکت، Haus به سازمان اشاره میکند.
Adels- oder Herrschergeschlecht, besonders mit Eigennamen
Haus Habsburg یعنی خاندان هابسبورگ، نه یک ساختمان.
eigener Spielort einer Mannschaft, wenn sie zu Hause antritt
zu Hause spielen در ورزش برابر «در زمین خودی بازیکردن» است.
Publikum oder ausverkaufter Saal, besonders in volles Haus
volles Haus میتواند سالن پر از تماشاگر باشد، نه ساختمان مسکونی.
Parlament oder eine seiner Kammern, oft in Hohes Haus
das Hohe Haus کاربرد رسمی/بلاغی مجلس است؛ خانهٔ واقعی نیست.
Mensch, besonders ein alter Freund, der scherzhaft als altes Haus angesprochen wird
altes Haus خطاب به آدم است؛ هرگز هممعنای خانهٔ واقعی نیست.
ein Haus, das man an der Farbe seiner Eingangstür erkennt
توصیف درِ ورودی به شناسایی یک ساختمان کمک میکند؛ این معنا با «در» بهعنوان شیء مستقل فرق دارد.
ein Haus mit einem kleinen Garten
در توصیف ملک، باغچه جزئی از محوطهٔ خانه است؛ خود واژهٔ خانه به باغچه اشاره نمیکند.
ein Haus in der Nähe des öffentlichen Verkehrs
نزدیکی خانه به ایستگاه دربارهٔ موقعیت مکانی ساختمان است، نه اینکه خانه بخشی از شبکهٔ حملونقل باشد.
das Dach eines Hauses nach Regen prüfen
در این بافت roof / tejado / سقف / toit / Dach / çatı جزء ساختمان است؛ «خانه» با «سقف» هممعنا نیست.
die Heizung eines Hauses für den Winter vorbereiten
گرمکردن فضای خانه در فصل سرد با دستگاه گرمایشی انجام میشود؛ «خانه» در اینجا محل انجام کار است.
Morgenlicht, das in ein Haus fällt
این مثال دربارهٔ نورگیری یک خانه است؛ «روشنبودن» ویژگی محیط است و معنای تازهای برای خودِ واژهٔ خانه نمیسازد.
eine Wasserleitung in einem Haus reparieren
اشاره به تعمیر لوله در خانه با معنای سکونت و نگهداری ساختمان مرتبط است، نه با خانهٔ شطرنج یا طالعبینی.
einen barrierefreien Zugang zu einem Haus
«ورودی دسترسپذیر» ویژگی طراحی خانه برای تردد آسانتر است؛ نباید با معنای نهادی یا استعاری خانه اشتباه شود.
Bücherregale in einem Haus umstellen
برای توصیف چیدمان فضای داخلی، خانه ظرف مکانی است و قفسه یک شیء جداگانه در آن.
den Stromverbrauch eines Hauses überprüfen
«مصرف برق خانه» دربارهٔ مقدار انرژی مصرفشده در محل سکونت است؛ ساختمان و قبض برق دو مفهوم جدا هستند.
Hilfe eines Nachbarn beim Tragen von Paketen ins Haus
کاربرد خانه در این موقعیت به مقصد حمل بستهها اشاره دارد؛ همسایه ساکن خانهٔ دیگری است.
einen Rauchmelder in einem Haus testen
هشداردهندهٔ دود ابزار ایمنی داخل خانه است؛ از جملهها نباید وجود آن در همهٔ خانهها یا الزام قانونی یک کشور را نتیجه گرفت.
am Wochenende Gäste in einem Haus empfangen
در همهٔ زبانها اشاره به خانهٔ میزبان در این جمله معنای محل زندگی دارد، نه تمام اعضای خانواده یا جمعیت یک سالن.
خانه سقفی سبز دارد.
خانه؛ ساختمان مسکونیآنها در حاشیهٔ شهر خانهای میسازند.
خانه؛ ساختمان مسکونیاین خانه سه طبقه دارد.
خانه؛ ساختمان مسکونیامروز در خانه میمانم.
خانه بهمعنای محل زندگیلطفاً وقتی کارت تمام شد به خانه برگرد.
خانه بهمعنای محل زندگیبچهها از قبل در خانه هستند.
خانه بهمعنای محل زندگیساعت یازده تمام اهل خانه خواب بودند.
اهل خانه؛ ساکنان خانههمهٔ ساکنان خانه صدا را شنیدند.
اهل خانه؛ ساکنان خانهاهل خانه برای شام دور هم جمع شدند.
اهل خانه؛ ساکنان خانهخانهای با باغچه اجاره میکنیم.
خانه در مالکیت، فروش و اجارهآنها خانهشان را فروختهاند.
خانه در مالکیت، فروش و اجارهمالک خانهٔ قدیمی را بازسازی میکند.
خانه در مالکیت، فروش و اجارهاو هر سال به خانهٔ پدریاش سر میزند.
خانهٔ پدری یا خانهٔ کودکیخانهٔ دوران کودکیاش هنوز پابرجاست.
خانهٔ پدری یا خانهٔ کودکیاو عکسهای خانهٔ پدربزرگ و مادربزرگش را نشان داد.
خانهٔ پدری یا خانهٔ کودکیماه آینده به خانهٔ دیگری نقلمکان میکنیم.
خانه در اسبابکشیآنها جمعه خانهٔ قدیمیشان را ترک میکنند.
خانه در اسبابکشیجعبهها را به خانهٔ جدید میبریم.
خانه در اسبابکشیخانهٔ فرهنگ فیلمی نمایش میدهد.
خانه؛ ساختمان یا مرکز یک مؤسسهخانهٔ جوانان کلاس نقاشی برگزار میکند.
خانه؛ ساختمان یا مرکز یک مؤسسهساختمان اپرا بازسازی شد.
خانه؛ ساختمان یا مرکز یک مؤسسهخورشید در خانهٔ یازدهم قرار دارد.
خانهٔ نمودار طالعبینیاو خانهٔ اول و دهم را مقایسه میکند.
خانهٔ نمودار طالعبینیمتن معنای دوازده خانه را توضیح میدهد.
خانهٔ نمودار طالعبینیانتشارات آن رمان را منتشر کرد.
خانه یا بنگاه تجاری و فرهنگیخانهٔ مد شعبهای باز میکند.
خانه یا بنگاه تجاری و فرهنگیمؤسسهٔ ما صد سال قدمت دارد.
خانه یا بنگاه تجاری و فرهنگیخاندان هابسبورگ بر آن منطقه تأثیر گذاشت.
خاندان حکومتی یا دودمانتاریخدان خاندان تودور را بررسی کرد.
خاندان حکومتی یا دودماندو خاندان بر سر تاجوتخت اختلاف داشتند.
خاندان حکومتی یا دودمانتیم شنبه در خانه بازی میکند.
زمین خودی یا مسابقهٔ خانگیآنها مسابقهٔ خانگی مهم را در زمین خود بردند.
زمین خودی یا مسابقهٔ خانگیپس از شکست خانگی هواداران ناامید شدند.
زمین خودی یا مسابقهٔ خانگیارکستر برای سالن پر اجرا کرد.
تماشاگران یا سالن اجرای پرتمام تماشاگران پس از نمایش دست زدند.
تماشاگران یا سالن اجرای پرتئاتر یک هفته سالنهای پر داشت.
تماشاگران یا سالن اجرای پرمجلس دربارهٔ پیشنویس بحث کرد.
مجلس یا یکی از تالارهای نهاد قانونگذارینمایندگان به مجلس سلام کردند.
مجلس یا یکی از تالارهای نهاد قانونگذاریدو مجلس قانونگذاری رأی دادند.
مجلس یا یکی از تالارهای نهاد قانونگذاریخب رفیق قدیمی، حالت چطور است؟
رفیق قدیمی؛ خطاب شوخیآمیز به یک شخصبه دوستش گفت: سلام، رفیق قدیمی!
رفیق قدیمی؛ خطاب شوخیآمیز به یک شخصاو با شوخی دربارهٔ آن مرد گفت: آدم خوشمشربی است.
رفیق قدیمی؛ خطاب شوخیآمیز به یک شخصخانهای که درِ آبی دارد انتهای خیابان است.
خانهای با درِ ورودی آبیمهمانها خانه را از روی رنگ در پیدا کردند.
خانهای با درِ ورودی آبیاین خانه باغچهٔ کوچکی پشت ساختمان دارد.
خانهای با باغچهٔ کوچکصاحبخانه در باغچهٔ خانه سبزی میکارد.
خانهای با باغچهٔ کوچکخانهٔ جدید نزدیک ایستگاه اتوبوس است.
خانهای نزدیک ایستگاه اتوبوسرسیدن از ایستگاه تا خانه فقط پنج دقیقه طول میکشد.
خانهای نزدیک ایستگاه اتوبوسپس از باران، سقف خانه را بررسی کردیم.
بررسی سقف خانه پس از باراناز داخل خانه هیچ نشتیای دیده نمیشد.
بررسی سقف خانه پس از بارانپیش از شروع سرما، سیستم گرمایش خانه را بررسی کردیم.
آمادهکردن گرمایش خانه برای زمستانحالا خانه در شبهای زمستان گرم میماند.
آمادهکردن گرمایش خانه برای زمستانصبحها نور خورشید از پنجرههای خانه وارد میشود.
نور صبح در خانهبه همین دلیل خانه در طول روز روشن است.
نور صبح در خانهلولهکش لولهٔ آب خانه را تعمیر کرد.
تعمیر لولهٔ آب خانهپس از تعمیر، آب دوباره در خانه جریان پیدا کرد.
تعمیر لولهٔ آب خانهورودی خانه شیبراه ملایمی دارد.
ورودی دسترسپذیر خانهاین تغییر ورود به خانه را با ویلچر آسانتر کرده است.
ورودی دسترسپذیر خانهقفسهٔ کتاب را به اتاق روشنترِ خانه بردیم.
جابهجایی قفسهٔ کتاب در خانهحالا کتابها در بخش آرامتری از خانه هستند.
جابهجایی قفسهٔ کتاب در خانهاین ماه مصرف برق خانه را بررسی کردیم.
بررسی مصرف برق خانهبا خاموشکردن چراغهای اضافی، مصرف برق خانه کمتر شد.
بررسی مصرف برق خانههمسایه کمک کرد بستهها را به خانه ببریم.
کمک همسایه برای بردن بستهها به خانهبستهها را کنار ورودی خانه گذاشتیم.
کمک همسایه برای بردن بستهها به خانهدستگاه هشدار دود خانه را آزمایش کردیم.
آزمایش هشداردهندهٔ دود خانهصدای هشدار از راهروی خانه شنیده شد.
آزمایش هشداردهندهٔ دود خانهآخر هفته چند دوست را به خانه دعوت کردیم.
پذیرایی از مهمان در خانه آخر هفتهپیش از رسیدن مهمانها، خانه را مرتب کردیم.
پذیرایی از مهمان در خانه آخر هفتهامروز کلید خانهٔ تازه را تحویل گرفتیم.
تحویل کلید خانهٔ تازهپیش از ورود، قفل درِ خانه را بررسی کردیم.
تحویل کلید خانهٔ تازهIch bin heute zu Hause.
امروز در خانه هستم.
Wir gehen nach dem Essen nach Hause.
بعد از غذا به خانه میرویم.
Er verlor Haus und Hof durch Schulden.
او به سبب بدهی تمام خانه و داراییاش را از دست داد.
Sie musste mit Fieber das Haus hüten.
او بهدلیل تب ناچار شد در خانه بماند.
Die Band spielte vor vollem Haus.
گروه موسیقی برای سالن پر اجرا کرد.
Das Haus mit der blauen Tür steht am Ende der Straße.
خانهای که درِ آبی دارد انتهای خیابان است.
Dieses Haus hat hinter dem Gebäude einen kleinen Garten.
این خانه باغچهٔ کوچکی پشت ساختمان دارد.
Das neue Haus liegt in der Nähe der Bushaltestelle.
خانهٔ جدید نزدیک ایستگاه اتوبوس است.
Nach dem Regen überprüften wir das Dach des Hauses.
پس از باران، سقف خانه را بررسی کردیم.
Vor der Kälte prüften wir die Heizung des Hauses.
پیش از شروع سرما، سیستم گرمایش خانه را بررسی کردیم.
Morgens fällt Sonnenlicht durch die Fenster ins Haus.
صبحها نور خورشید از پنجرههای خانه وارد میشود.
Die Klempnerin reparierte die Wasserleitung im Haus.
لولهکش لولهٔ آب خانه را تعمیر کرد.
Der Eingang des Hauses hat eine Rampe mit geringer Steigung.
ورودی خانه شیبراه ملایمی دارد.
Wir stellten das Bücherregal in ein helleres Zimmer im Haus.
قفسهٔ کتاب را به اتاق روشنترِ خانه بردیم.
Diesen Monat überprüften wir den Stromverbrauch des Hauses.
این ماه مصرف برق خانه را بررسی کردیم.
Unser Nachbar half uns, die Pakete ins Haus zu tragen.
همسایه کمک کرد بستهها را به خانه ببریم.
Wir testeten den Rauchmelder im Haus.
دستگاه هشدار دود خانه را آزمایش کردیم.
Am Wochenende luden wir ein paar Freunde ins Haus ein.
آخر هفته چند دوست را به خانه دعوت کردیم.
Heute bekamen wir die Schlüssel für das neue Haus.
امروز کلید خانهٔ تازه را تحویل گرفتیم.