اینجا school به خود مؤسسهٔ آموزش عمومی اشاره دارد؛ با دانشگاه و کلاس خصوصی یکی نیست.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
Bildungseinrichtung für Kinder und Jugendliche
اینجا school به خود مؤسسهٔ آموزش عمومی اشاره دارد؛ با دانشگاه و کلاس خصوصی یکی نیست.
Gebäude, in dem der Schulunterricht stattfindet
در این کاربرد منظور مکان فیزیکی و ساختمان است، نه لزوماً مجموعهٔ کارکنان و دانشآموزان.
regelmäßiger Besuch des Schulunterrichts
این عبارت حضور در آموزش مدرسهای را میرساند؛ در هر زبان حرف اضافه و ساخت جمله متفاوت است.
formelle Aufnahme eines Kindes an einer Schule
ثبتنام اداری با صرف رفتن به ساختمان مدرسه تفاوت دارد.
täglicher Weg zwischen Wohnung und Schule
رفتوآمد روزانه را از سفر آموزشی یا نقلمکان جدا نگه میداریم.
Eingang oder Tor eines Schulgebäudes
درب و محوطهٔ ورودی بخش فیزیکی مدرسه است؛ به درِ کلاس اشاره نمیکند.
Unterrichtsraum innerhalb einer Schule
کلاس به یک گروه یا اتاق اشاره میکند و خودِ مدرسه نهاد بزرگتری است.
Lehrkräfte, die an einer Schule unterrichten
در این عبارت، مدرسه محل یا کارفرمای معلمان است؛ نه اینکه «مدرسه» مترادف معلم باشد.
Kinder und Jugendliche, die eine Schule besuchen
دانشآموز با دانشجو در آموزش عالی و با کل جامعهٔ مدرسه تفاوت دارد.
tägliche und wöchentliche Unterrichtszeiten einer Schule
ساعت آغاز، پایان یا برنامهٔ هفتگی مدرسه است؛ نه زمان یک امتحان خاص.
jährlicher Zeitraum des Schulunterrichts
سال تحصیلی لزوماً با سال تقویمی برابر نیست و تاریخ آن در کشورها فرق دارد.
unterrichtsfreie Zeit im Schulkalender
تعطیلی مدرسه دورهٔ رسمی استراحت یا وقفهٔ آموزشی است، نه غیبت شخصی.
Mittagessen, das in der Schule angeboten wird
غذای مدرسه و محل صرف آن را با ناهار خانگی یا رستوران اشتباه نگیریم.
Bibliothek, die zu einer Schule gehört
کتابخانه یک بخش از مدرسه است و معادل کل مدرسه نیست.
Außenbereich einer Schule für Pausen
منظور فضای باز مدرسه است؛ ورزشگاه یا پارک عمومی نیست.
Verhaltensregeln und Ordnung einer Schule
این قواعد مربوط به نظم محیط آموزشی است، نه قوانین کشور.
gemeinsamer Ausflug, den eine Schule veranstaltet
Gruppe von Fischen, die gemeinsam schwimmt
Schule در کاربرد مربوط به گروه ماهیها با school انگلیسی هممعناست، نه با مدرسهٔ آموزشی.
Hausaufgaben, die eine Schule ihren Schülerinnen und Schülern gibt
تکلیف مربوط به درسهای مدرسه است؛ با مشق صرف یا کار شغلی در خانه یکی نیست.
Klassenarbeiten oder Prüfungen, die Kinder in der Schule schreiben
امتحان یا ارزیابی در مدرسه منظور است و لزوماً آزمون ملی یا کنکور نیست.
ein Schulzeugnis mit Informationen über die Leistungen eines Kindes
کارنامه گزارش دورهای یادگیری دانشآموز است؛ نظام نمرهدهی بین کشورها متفاوت است.
Kleidung, die an manchen Schulen als Uniform vorgeschrieben ist
همهٔ مدارس پوشش یکسان اجباری ندارند؛ مثالها دربارهٔ مدرسهای است که چنین قانونی دارد.
Hefte, Stifte und andere Materialien für die Schule
کیف، دفتر و قلم وسایل تحصیلاند؛ این با کالای فروشیِ مدرسه یکی نیست.
ein Bus, der Kinder zur Schule und zurück bringt
وسیلهٔ رفتوآمد دانشآموز به مدرسه با اتوبوس عمومی یا سفر تفریحی مدرسه تفاوت دارد.
ein Signal für Beginn oder Ende des Unterrichts an der Schule
زنگ مدرسه نشاندهندهٔ زمان در برنامهٔ روزانه است، نه زنگ در یا هشدار اضطراری.
eine Versammlung von Schülerinnen und Schülern für gemeinsame Informationen in der Schule
صف یا گردهمایی دستهجمعی دانشآموزان بسته به فرهنگ مدرسه شکلهای متفاوتی دارد.
Sportunterricht und Bewegungsangebote an einer Schule
درس ورزش مدرسه از تیم حرفهای یا مسابقهٔ سراسری جداست.
Zeichnen und Gestalten im Kunstunterricht der Schule
کلاس نقاشی یا کار هنری بخشی از آموزش مدرسه است، نه رشتهٔ تخصصی مؤسسهٔ هنری.
einfache naturwissenschaftliche Versuche unter Aufsicht in der Schule
آزمایش سادهٔ آموزشی تحت نظارت معلم است؛ موضوع پژوهش آزمایشگاهی حرفهای نیست.
Computerkenntnisse im Schulunterricht erwerben
کلاس کار با رایانه در مدرسه با ادارهٔ سامانههای فناوری اطلاعات مدرسه فرق دارد.
eine geplante Evakuierungsübung an einer Schule
تمرین ایمنیِ برنامهریزیشده را با حادثهٔ واقعی یا تعطیلی مدرسه اشتباه نگیریم.
freiwillige Arbeitsgemeinschaften und Angebote außerhalb des normalen Unterrichts
گروه داوطلبانهٔ بعد از درس مدرسه لزوماً نمره یا برنامهٔ درسی رسمی ندارد.
Mein Neffe geht seit September zur Schule.
خواهرزادهام از سپتامبر مدرسه میرود.
Wir gehen nach der Schule ins Schwimmbad.
بعد از مدرسه به استخر میرویم.
Er hat gestern die Schule geschwänzt.
او دیروز عمداً مدرسه نرفت.
Diese Idee könnte Schule machen.
این ایده ممکن است الگو شود و پیرو پیدا کند.
Eine Schule von Fischen schwamm unter dem Boot.
دستهای ماهی زیر قایق شنا کرد.
Schule مدرسه و آموزش است؛ ترکیبات آلمانی با Schul- ساخته میشوند و در معنی دیگری گروه ماهیها را هم میرساند.
Bildungseinrichtung für Kinder und Jugendliche
اینجا school به خود مؤسسهٔ آموزش عمومی اشاره دارد؛ با دانشگاه و کلاس خصوصی یکی نیست.
Gebäude, in dem der Schulunterricht stattfindet
در این کاربرد منظور مکان فیزیکی و ساختمان است، نه لزوماً مجموعهٔ کارکنان و دانشآموزان.
regelmäßiger Besuch des Schulunterrichts
این عبارت حضور در آموزش مدرسهای را میرساند؛ در هر زبان حرف اضافه و ساخت جمله متفاوت است.
formelle Aufnahme eines Kindes an einer Schule
ثبتنام اداری با صرف رفتن به ساختمان مدرسه تفاوت دارد.
täglicher Weg zwischen Wohnung und Schule
رفتوآمد روزانه را از سفر آموزشی یا نقلمکان جدا نگه میداریم.
Eingang oder Tor eines Schulgebäudes
درب و محوطهٔ ورودی بخش فیزیکی مدرسه است؛ به درِ کلاس اشاره نمیکند.
Unterrichtsraum innerhalb einer Schule
کلاس به یک گروه یا اتاق اشاره میکند و خودِ مدرسه نهاد بزرگتری است.
Lehrkräfte, die an einer Schule unterrichten
در این عبارت، مدرسه محل یا کارفرمای معلمان است؛ نه اینکه «مدرسه» مترادف معلم باشد.
Kinder und Jugendliche, die eine Schule besuchen
دانشآموز با دانشجو در آموزش عالی و با کل جامعهٔ مدرسه تفاوت دارد.
tägliche und wöchentliche Unterrichtszeiten einer Schule
ساعت آغاز، پایان یا برنامهٔ هفتگی مدرسه است؛ نه زمان یک امتحان خاص.
jährlicher Zeitraum des Schulunterrichts
سال تحصیلی لزوماً با سال تقویمی برابر نیست و تاریخ آن در کشورها فرق دارد.
unterrichtsfreie Zeit im Schulkalender
تعطیلی مدرسه دورهٔ رسمی استراحت یا وقفهٔ آموزشی است، نه غیبت شخصی.
Mittagessen, das in der Schule angeboten wird
غذای مدرسه و محل صرف آن را با ناهار خانگی یا رستوران اشتباه نگیریم.
Bibliothek, die zu einer Schule gehört
کتابخانه یک بخش از مدرسه است و معادل کل مدرسه نیست.
Außenbereich einer Schule für Pausen
منظور فضای باز مدرسه است؛ ورزشگاه یا پارک عمومی نیست.
Verhaltensregeln und Ordnung einer Schule
این قواعد مربوط به نظم محیط آموزشی است، نه قوانین کشور.
gemeinsamer Ausflug, den eine Schule veranstaltet
Gruppe von Fischen, die gemeinsam schwimmt
Schule در کاربرد مربوط به گروه ماهیها با school انگلیسی هممعناست، نه با مدرسهٔ آموزشی.
Hausaufgaben, die eine Schule ihren Schülerinnen und Schülern gibt
تکلیف مربوط به درسهای مدرسه است؛ با مشق صرف یا کار شغلی در خانه یکی نیست.
Klassenarbeiten oder Prüfungen, die Kinder in der Schule schreiben
امتحان یا ارزیابی در مدرسه منظور است و لزوماً آزمون ملی یا کنکور نیست.
ein Schulzeugnis mit Informationen über die Leistungen eines Kindes
کارنامه گزارش دورهای یادگیری دانشآموز است؛ نظام نمرهدهی بین کشورها متفاوت است.
Kleidung, die an manchen Schulen als Uniform vorgeschrieben ist
همهٔ مدارس پوشش یکسان اجباری ندارند؛ مثالها دربارهٔ مدرسهای است که چنین قانونی دارد.
Hefte, Stifte und andere Materialien für die Schule
کیف، دفتر و قلم وسایل تحصیلاند؛ این با کالای فروشیِ مدرسه یکی نیست.
ein Bus, der Kinder zur Schule und zurück bringt
وسیلهٔ رفتوآمد دانشآموز به مدرسه با اتوبوس عمومی یا سفر تفریحی مدرسه تفاوت دارد.
ein Signal für Beginn oder Ende des Unterrichts an der Schule
زنگ مدرسه نشاندهندهٔ زمان در برنامهٔ روزانه است، نه زنگ در یا هشدار اضطراری.
eine Versammlung von Schülerinnen und Schülern für gemeinsame Informationen in der Schule
صف یا گردهمایی دستهجمعی دانشآموزان بسته به فرهنگ مدرسه شکلهای متفاوتی دارد.
Sportunterricht und Bewegungsangebote an einer Schule
درس ورزش مدرسه از تیم حرفهای یا مسابقهٔ سراسری جداست.
Zeichnen und Gestalten im Kunstunterricht der Schule
کلاس نقاشی یا کار هنری بخشی از آموزش مدرسه است، نه رشتهٔ تخصصی مؤسسهٔ هنری.
einfache naturwissenschaftliche Versuche unter Aufsicht in der Schule
آزمایش سادهٔ آموزشی تحت نظارت معلم است؛ موضوع پژوهش آزمایشگاهی حرفهای نیست.
Computerkenntnisse im Schulunterricht erwerben
کلاس کار با رایانه در مدرسه با ادارهٔ سامانههای فناوری اطلاعات مدرسه فرق دارد.
eine geplante Evakuierungsübung an einer Schule
تمرین ایمنیِ برنامهریزیشده را با حادثهٔ واقعی یا تعطیلی مدرسه اشتباه نگیریم.
مدرسهٔ روستا یک سالن ورزشی تازه میگیرد.
مدرسه بهعنوان مؤسسهٔ آموزشیمدرسهٔ ما کلاس موسیقی هم دارد.
مدرسه بهعنوان مؤسسهٔ آموزشیمدرسهای کوچک کنار رودخانه افتتاح شد.
مدرسه بهعنوان مؤسسهٔ آموزشیساختمان مدرسه سه طبقه دارد.
ساختمان مدرسهکارگران سقف مدرسه را تعمیر کردهاند.
ساختمان مدرسهمدرسهٔ قدیمی کنار شهرداری قرار دارد.
ساختمان مدرسهبرادرم هر صبح به مدرسه میرود.
مدرسه رفتن و تحصیل کردناو در ششسالگی وارد مدرسه شد.
مدرسه رفتن و تحصیل کردنبسیاری از بچهها با علاقه به مدرسه میروند.
مدرسه رفتن و تحصیل کردنپسرمان را در یک مدرسه ثبتنام کردیم.
ثبتنام در مدرسهمدرسه تا ماه مه ثبتنام میپذیرد.
ثبتنام در مدرسهبرای این مدرسه هنوز به یک فرم نیاز داریم.
ثبتنام در مدرسهراه مدرسه از کنار یک پارک میگذرد.
مسیر و رفتوآمد مدرسهبچهها با اتوبوس به مدرسه میروند.
مسیر و رفتوآمد مدرسهاو پیاده از مدرسه به خانه برمیگردد.
مسیر و رفتوآمد مدرسهوالدین جلوی دروازهٔ مدرسه منتظرند.
ورودی و درِ مدرسهورودی مدرسه در سمت جنوبی است.
ورودی و درِ مدرسهلطفاً جلوی مدرسه پارک نکنید.
ورودی و درِ مدرسهمدرسه دوازده کلاس درس دارد.
کلاس درس در مدرسهکلاس درس او در طبقهٔ دوم مدرسه است.
کلاس درس در مدرسهمدرسه یک اتاق تازه برای علوم تجهیز میکند.
کلاس درس در مدرسهمدرسه دو معلم جدید استخدام کرده است.
معلمان مدرسهمعلمان مدرسهٔ ما دوشنبهها جلسه دارند.
معلمان مدرسهمدرسه از همهٔ معلمان قدردانی کرد.
معلمان مدرسهچهارصد دانشآموز در این مدرسه درس میخوانند.
دانشآموزان مدرسهمدرسه به دانشآموزان جدید خوشامد گفت.
دانشآموزان مدرسهبچههای مدرسه یک نمایش آماده کردهاند.
دانشآموزان مدرسهمدرسهٔ ما ساعت هشت شروع میشود.
برنامهٔ زمانی مدرسهمدرسه برنامهٔ هفتگیاش را تغییر داده است.
برنامهٔ زمانی مدرسهجمعهها مدرسه زودتر تمام میشود.
برنامهٔ زمانی مدرسهسال تحصیلی جدید در اوت آغاز میشود.
سال تحصیلی مدرسهمدرسه تقویم سال تحصیلی بعد را منتشر کرده است.
سال تحصیلی مدرسهدر پایان سال تحصیلی، مدرسه جشنی برگزار میکند.
سال تحصیلی مدرسهمدرسه در تعطیلات زمستانی بسته میماند.
تعطیلات مدرسهبچهها بعد از تعطیلات دوباره به مدرسه میروند.
تعطیلات مدرسهمدرسه یک روز تعطیلی اضافه اعلام کرد.
تعطیلات مدرسهمدرسه هر روز غذای گرم برای ناهار میدهد.
ناهار و غذاخوری مدرسهغذاخوری مدرسه امروز سوپ سرو میکند.
ناهار و غذاخوری مدرسهاو ناهارش را با خود به مدرسه میبرد.
ناهار و غذاخوری مدرسهکتابخانهٔ مدرسه ساعت نه باز میشود.
کتابخانهٔ مدرسهاز کتابخانهٔ مدرسه کتابی امانت گرفتم.
کتابخانهٔ مدرسهمدرسه برای کتابخانهاش فرهنگهای لغت تازه میخرد.
کتابخانهٔ مدرسهبچهها در حیاط مدرسه بازی میکنند.
حیاط و محوطهٔ مدرسهدرختی کهنسال در حیاط مدرسه است.
حیاط و محوطهٔ مدرسهمدرسه در حیاط نیمکتهای جدید گذاشته است.
حیاط و محوطهٔ مدرسهآییننامهٔ مدرسه خشونت را ممنوع میکند.
قوانین و مقررات مدرسهقوانین مدرسه را با هم خواندیم.
قوانین و مقررات مدرسهمدرسه مقرراتش دربارهٔ تلفن همراه را توضیح میدهد.
قوانین و مقررات مدرسهمدرسه برای بازدید از موزه برنامهریزی میکند.
اردو و بازدید آموزشی مدرسهاردوی مدرسه بهدلیل باران عقب افتاد.
اردو و بازدید آموزشی مدرسهوالدین رضایتنامهٔ اردوی مدرسه را امضا کردند.
اردو و بازدید آموزشی مدرسهدستهای از ماهیهای کوچک از کنار صخرهٔ مرجانی گذشت.
گروه ماهیها در کاربرد زیستشناختیغواص گروهی از ماهیهای نقرهای را تماشا کرد.
گروه ماهیها در کاربرد زیستشناختیگروه بزرگی از ساردینها در آب حرکت میکرد.
گروه ماهیها در کاربرد زیستشناختیمدرسهٔ ما هر دوشنبه تکلیف خواندن میدهد.
تکالیف خانهٔ مدرسهاو تکالیف مدرسه را پیش از شام انجام داد.
تکالیف خانهٔ مدرسهمعلم تکلیف خانه را روی تخته توضیح داد.
تکالیف خانهٔ مدرسهامتحانهای مدرسه چهارشنبهٔ آینده شروع میشوند.
آزمونهای مدرسهاو برای امتحان ریاضی مدرسه یادداشتهایش را مرور کرد.
آزمونهای مدرسهمدرسه به بچهها زمان بیشتری برای آمادهشدن امتحان داد.
آزمونهای مدرسهمدرسه امروز کارنامهها را برای خانوادهها فرستاد.
کارنامهٔ پیشرفت تحصیلی مدرسهکارنامهٔ مدرسهٔ او پیشرفت در خواندن را نشان میدهد.
کارنامهٔ پیشرفت تحصیلی مدرسهآنها دربارهٔ کارنامه با معلم کلاس مدرسه گفتوگو کردند.
کارنامهٔ پیشرفت تحصیلی مدرسهدر این مدرسه لباس فرم آبی اجباری است.
لباس فرم مدرسهاو لباس فرم مدرسه را شب قبل آماده گذاشت.
لباس فرم مدرسههر مدرسهای از بچهها لباس فرم نمیخواهد.
لباس فرم مدرسهبرای مدرسه دفترهای تازه خریدیم.
لوازم و وسایل مدرسهمدرسه فهرست وسایل موردنیاز را فرستاد.
لوازم و وسایل مدرسهاو مدادها و پاککن را در کیف مدرسه گذاشت.
لوازم و وسایل مدرسهسرویس مدرسه ساعت هفتونیم میرسد.
سرویس رفتوآمد مدرسهاو سر خیابان منتظر اتوبوس مدرسه میماند.
سرویس رفتوآمد مدرسهمدرسه این نیمسال مسیر سرویس را تغییر داده است.
سرویس رفتوآمد مدرسهزنگ مدرسه ساعت هشت به صدا درآمد.
زنگ آغاز یا پایان کلاس مدرسهوقتی زنگ مدرسه صدا داد به کلاس برگشتیم.
زنگ آغاز یا پایان کلاس مدرسهآخرین زنگ پایان روز مدرسه را نشان داد.
زنگ آغاز یا پایان کلاس مدرسهمدرسه بچهها را در سالن بزرگ جمع کرد.
گردهمایی عمومی دانشآموزان مدرسهبچهها در گردهمایی مدرسه به اطلاعیههای مهم گوش دادند.
گردهمایی عمومی دانشآموزان مدرسهگردهمایی مدرسه اجرای کوتاهی از بچهها هم داشت.
گردهمایی عمومی دانشآموزان مدرسهدر کلاس ورزش مدرسه بسکتبال بازی کردیم.
ورزش و تمرین بدنی مدرسهمدرسه مسابقهٔ دو دوستانهای ترتیب داد.
ورزش و تمرین بدنی مدرسهاو کفشهای ورزشیاش را برای زنگ ورزش مدرسه میآورد.
ورزش و تمرین بدنی مدرسهدر کلاس هنر مدرسه درختها را نقاشی کردیم.
فعالیت هنری در مدرسهاو نقاشیاش را در راهروی مدرسه آویزان کرد.
فعالیت هنری در مدرسهمدرسهٔ ما قلمموها را در اتاق هنر نگه میدارد.
فعالیت هنری در مدرسهدر کلاس علوم مدرسه دانهها را بررسی کردیم.
آزمایش عملی علوم در مدرسهمعلم مدرسه آزمایش سادهای به ما نشان داد.
آزمایش عملی علوم در مدرسهبچهها در آزمایش مدرسه عینک محافظ زدند.
آزمایش عملی علوم در مدرسهمدرسه مهارتهای اولیهٔ صفحهکلید را آموزش میدهد.
آموزش رایانه در مدرسهدر مدرسه با رایانه داستان نوشتیم.
آموزش رایانه در مدرسهاتاق رایانهٔ مدرسه هنگام درس باز است.
آموزش رایانه در مدرسهمدرسه امروز تمرین خروج اضطراری برگزار کرد.
تمرین خروج اضطراری در مدرسهبچهها در تمرین خروج اضطراری مدرسه دنبال معلمشان رفتند.
تمرین خروج اضطراری در مدرسهپس از تمرین همه در حیاط مدرسه جمع شدند.
تمرین خروج اضطراری در مدرسهاو پس از کلاس به گروه شطرنج مدرسه پیوست.
گروهها و فعالیتهای فوقبرنامهٔ مدرسهمدرسهٔ ما جمعهها گروه عکاسی دارد.
گروهها و فعالیتهای فوقبرنامهٔ مدرسهبچهها میتوانند یک گروه فوقبرنامهٔ مدرسه را انتخاب کنند.
گروهها و فعالیتهای فوقبرنامهٔ مدرسهMein Neffe geht seit September zur Schule.
خواهرزادهام از سپتامبر مدرسه میرود.
Wir gehen nach der Schule ins Schwimmbad.
بعد از مدرسه به استخر میرویم.
Er hat gestern die Schule geschwänzt.
او دیروز عمداً مدرسه نرفت.
Diese Idee könnte Schule machen.
این ایده ممکن است الگو شود و پیرو پیدا کند.
Eine Schule von Fischen schwamm unter dem Boot.
دستهای ماهی زیر قایق شنا کرد.