سرعت حرکت شخص برجسته است؛ با استقامت یا توانایی کلی ورزشی یکی نیست. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
Un coureur rapide se déplace à pied à grande vitesse.
سرعت حرکت شخص برجسته است؛ با استقامت یا توانایی کلی ورزشی یکی نیست. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Une voiture rapide peut rouler à une vitesse élevée.
سرعت حرکت خودرو مطرح است؛ ایمنبودن یا شتاب اولیه را بهتنهایی تضمین نمیکند. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Un train rapide parcourt une distance en peu de temps.
سرعت سفر قطار مطرح است؛ قطار تندرو لزوماً در همهٔ ایستگاهها توقف نمیکند. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Un cycliste rapide avance à vélo à une vitesse élevée.
سرعت رکابزدن یا حرکت دوچرخهسوار، نه خطرپذیری یا مهارت کلی، معیار است. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Marcher rapidement consiste à avancer à pied à un rythme soutenu.
شیوهٔ حرکت با سرعت بالاست؛ با دویدن یا عجلهٔ همراه با اضطراب یکی نیست. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
La saisie rapide permet d'entrer du texte en peu de temps.
سرعت واردکردن متن مطرح است؛ دقت تایپ معیار جداگانهای است. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Une parole rapide présente un débit élevé de mots.
آهنگ بالای گفتار مطرح است؛ تندگویی لزوماً به معنای بیادبی نیست. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Une lecture rapide parcourt un texte à grande vitesse.
سرعت عبور از متن مطرح است؛ فهم عمیق متن ممکن است به زمان بیشتری نیاز داشته باشد. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
L'apprentissage rapide permet d'acquérir des connaissances en peu de temps.
سرعت فراگیری یک مهارت یا موضوع است؛ عمیقبودن یادگیری باید جدا سنجیده شود. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Une connexion Internet rapide transmet des données à un débit élevé.
سرعت اتصال یا انتقال داده مطرح است؛ پایداری اتصال و تأخیر شبکه شاخصهای مستقلاند. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Un téléchargement rapide transfère un fichier en peu de temps.
مدت دریافت فایل کم است؛ اندازهٔ فایل و شرایط شبکه در زمان واقعی اثر دارند. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Une réponse rapide arrive peu après la demande.
فاصلهٔ زمانی تا پاسخ کوتاه است؛ مناسببودن یا دقت پاسخ موضوع دیگری است. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Un service rapide limite le temps d'attente.
زمان ارائهٔ خدمت کوتاه است؛ کیفیت خدمت بهطور جداگانه ارزیابی میشود. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Une livraison rapide apporte le colis au destinataire en peu de temps.
کالا در زمان کوتاهی میرسد؛ فوریت تحویل با ایمنبودن بستهبندی فرق دارد. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Une préparation rapide termine les étapes nécessaires en peu de temps.
انجام مراحل آمادهسازی زمان کمی میبرد؛ لزوماً به معنای شتابزدگی یا بیدقتی نیست. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Une décision rapide est prise après un bref délai.
تصمیم در زمان کوتاه گرفته میشود؛ درست یا عجولانه بودن آن از سرعت بهتنهایی معلوم نیست. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Un rythme cardiaque rapide présente des battements rapprochés.
تندی تعداد ضربان در واحد زمان توصیف میشود، بدون تشخیص علت یا وضعیت پزشکی. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Une croissance rapide augmente la taille ou l'étendue en peu de temps.
زیادشدن اندازه یا پیشرفت در مدت کوتاه مطرح است؛ پایداری یا کیفیت رشد جداست. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Un nageur rapide parcourt une distance dans l'eau à grande vitesse.
سرعت شنا در آب را توصیف میکند؛ تکنیک درست یا ایمنی را بهتنهایی ثابت نمیکند. در فرانسوی با فعل غالباً vite یا rapidement طبیعیتر است؛ rapide صورت وصفی است.
Un bateau rapide se déplace à grande vitesse sur l'eau.
سرعت حرکت روی آب مهم است، نه اندازهٔ قایق یا لزوماً نوع موتور آن. در فرانسوی با فعل غالباً vite یا rapidement طبیعیتر است؛ rapide صورت وصفی است.
Un courant rapide entraîne l'eau vers l'aval à grande vitesse.
تندی جریان آب توصیف میشود، نه عمق، پاکیزگی یا امنبودن رودخانه. در فرانسوی با فعل غالباً vite یا rapidement طبیعیتر است؛ rapide صورت وصفی است.
Un tapis roulant rapide transporte rapidement des colis.
سرعت انتقال بستهها مطرح است؛ تنظیم مناسب سرعت با ایمنی کار یکسان نیست. در فرانسوی با فعل غالباً vite یا rapidement طبیعیتر است؛ rapide صورت وصفی است.
Un ventilateur rapide fait tourner ses pales à grande vitesse.
سرعت چرخیدن پرههاست؛ شدت باد یا میزان خنککنندگی میتواند متفاوت باشد. در فرانسوی با فعل غالباً vite یا rapidement طبیعیتر است؛ rapide صورت وصفی است.
Un tempo musical rapide enchaîne les pulsations à un rythme élevé.
سرعت ضربآهنگ موسیقی است؛ تندبودن لزوماً به معنی بلندبودن صدا نیست. در فرانسوی با فعل غالباً vite یا rapidement طبیعیتر است؛ rapide صورت وصفی است.
Une danse rapide enchaîne des pas ou des mouvements vifs.
سرعت گامها یا حرکت رقص است، نه دشواری تکنیک آن. در فرانسوی با فعل غالباً vite یا rapidement طبیعیتر است؛ rapide صورت وصفی است.
Un film au rythme rapide enchaîne les scènes et les événements.
سرعت پیشرفتن صحنهها و روایت فیلم است؛ طول کوتاه فیلم یا کیفیت آن را نتیجه نمیدهد. در فرانسوی با فعل غالباً vite یا rapidement طبیعیتر است؛ rapide صورت وصفی است.
Une peinture à séchage rapide sèche en peu de temps.
مدت خشکشدن لایهٔ رنگ است؛ مقاومت یا کیفیت نهایی پوشش جداگانه سنجیده میشود. در فرانسوی با فعل غالباً vite یا rapidement طبیعیتر است؛ rapide صورت وصفی است.
La charge rapide d'une batterie rétablit son énergie en moins de temps.
سرعت پرشدن باتری مطرح است؛ زمان واقعی به دستگاه و شارژر و دما بستگی دارد. در فرانسوی با فعل غالباً vite یا rapidement طبیعیتر است؛ rapide صورت وصفی است.
Une imprimante rapide produit des pages à un rythme élevé.
تعداد صفحات چاپشده در زمان کم است؛ وضوح و دقت چاپ مستقل از سرعتاند. در فرانسوی با فعل غالباً vite یا rapidement طبیعیتر است؛ rapide صورت وصفی است.
Un ascenseur rapide se déplace vite entre les étages.
سرعت جابهجایی کابین میان طبقههاست؛ زمان انتظار یا ایمنی آن مفهوم جداست. در فرانسوی با فعل غالباً vite یا rapidement طبیعیتر است؛ rapide صورت وصفی است.
La fonte rapide de la glace se produit en peu de temps.
سرعت تبدیل یخ به آب است؛ دمای محیط و مقدار یخ بر زمان اثر میگذارند. در فرانسوی با فعل غالباً vite یا rapidement طبیعیتر است؛ rapide صورت وصفی است.
Une respiration rapide correspond à un nombre élevé de respirations par minute.
افزایش تعداد تنفس در دقیقه را میگوید؛ بهتنهایی تشخیص پزشکی یا دلیل آن نیست. در فرانسوی با فعل غالباً vite یا rapidement طبیعیتر است؛ rapide صورت وصفی است.
Elle sait courir vite sur cette piste.
او در این پیست سریع میدود.
Il nous faut une connexion rapide pour le cours.
برای کلاس به اتصال سریع نیاز داریم.
L'équipe a envoyé une réponse rapide.
گروه پاسخ سریعی فرستاد.
Ce train est plus rapide qu'avant.
این قطار از قبل سریعتر است.
Cette plante connaît une croissance rapide.
این گیاه رشد سریعی دارد.
rapide صفتی برای حرکت یا انجام در مدت کوتاه است: un train rapide، une réponse rapide. برای قید معمولاً rapidement یا vite به کار میرود؛ rapide در مقام قید محاورهای همیشه معادل رسمی نیست.
Un coureur rapide se déplace à pied à grande vitesse.
سرعت حرکت شخص برجسته است؛ با استقامت یا توانایی کلی ورزشی یکی نیست. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Une voiture rapide peut rouler à une vitesse élevée.
سرعت حرکت خودرو مطرح است؛ ایمنبودن یا شتاب اولیه را بهتنهایی تضمین نمیکند. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Un train rapide parcourt une distance en peu de temps.
سرعت سفر قطار مطرح است؛ قطار تندرو لزوماً در همهٔ ایستگاهها توقف نمیکند. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Un cycliste rapide avance à vélo à une vitesse élevée.
سرعت رکابزدن یا حرکت دوچرخهسوار، نه خطرپذیری یا مهارت کلی، معیار است. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Marcher rapidement consiste à avancer à pied à un rythme soutenu.
شیوهٔ حرکت با سرعت بالاست؛ با دویدن یا عجلهٔ همراه با اضطراب یکی نیست. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
La saisie rapide permet d'entrer du texte en peu de temps.
سرعت واردکردن متن مطرح است؛ دقت تایپ معیار جداگانهای است. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Une parole rapide présente un débit élevé de mots.
آهنگ بالای گفتار مطرح است؛ تندگویی لزوماً به معنای بیادبی نیست. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Une lecture rapide parcourt un texte à grande vitesse.
سرعت عبور از متن مطرح است؛ فهم عمیق متن ممکن است به زمان بیشتری نیاز داشته باشد. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
L'apprentissage rapide permet d'acquérir des connaissances en peu de temps.
سرعت فراگیری یک مهارت یا موضوع است؛ عمیقبودن یادگیری باید جدا سنجیده شود. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Une connexion Internet rapide transmet des données à un débit élevé.
سرعت اتصال یا انتقال داده مطرح است؛ پایداری اتصال و تأخیر شبکه شاخصهای مستقلاند. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Un téléchargement rapide transfère un fichier en peu de temps.
مدت دریافت فایل کم است؛ اندازهٔ فایل و شرایط شبکه در زمان واقعی اثر دارند. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Une réponse rapide arrive peu après la demande.
فاصلهٔ زمانی تا پاسخ کوتاه است؛ مناسببودن یا دقت پاسخ موضوع دیگری است. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Un service rapide limite le temps d'attente.
زمان ارائهٔ خدمت کوتاه است؛ کیفیت خدمت بهطور جداگانه ارزیابی میشود. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Une livraison rapide apporte le colis au destinataire en peu de temps.
کالا در زمان کوتاهی میرسد؛ فوریت تحویل با ایمنبودن بستهبندی فرق دارد. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Une préparation rapide termine les étapes nécessaires en peu de temps.
انجام مراحل آمادهسازی زمان کمی میبرد؛ لزوماً به معنای شتابزدگی یا بیدقتی نیست. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Une décision rapide est prise après un bref délai.
تصمیم در زمان کوتاه گرفته میشود؛ درست یا عجولانه بودن آن از سرعت بهتنهایی معلوم نیست. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Un rythme cardiaque rapide présente des battements rapprochés.
تندی تعداد ضربان در واحد زمان توصیف میشود، بدون تشخیص علت یا وضعیت پزشکی. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Une croissance rapide augmente la taille ou l'étendue en peu de temps.
زیادشدن اندازه یا پیشرفت در مدت کوتاه مطرح است؛ پایداری یا کیفیت رشد جداست. Rapide صفت است و برای توصیف فعل از vite/rapidement استفاده میشود.
Un nageur rapide parcourt une distance dans l'eau à grande vitesse.
سرعت شنا در آب را توصیف میکند؛ تکنیک درست یا ایمنی را بهتنهایی ثابت نمیکند. در فرانسوی با فعل غالباً vite یا rapidement طبیعیتر است؛ rapide صورت وصفی است.
Un bateau rapide se déplace à grande vitesse sur l'eau.
سرعت حرکت روی آب مهم است، نه اندازهٔ قایق یا لزوماً نوع موتور آن. در فرانسوی با فعل غالباً vite یا rapidement طبیعیتر است؛ rapide صورت وصفی است.
Un courant rapide entraîne l'eau vers l'aval à grande vitesse.
تندی جریان آب توصیف میشود، نه عمق، پاکیزگی یا امنبودن رودخانه. در فرانسوی با فعل غالباً vite یا rapidement طبیعیتر است؛ rapide صورت وصفی است.
Un tapis roulant rapide transporte rapidement des colis.
سرعت انتقال بستهها مطرح است؛ تنظیم مناسب سرعت با ایمنی کار یکسان نیست. در فرانسوی با فعل غالباً vite یا rapidement طبیعیتر است؛ rapide صورت وصفی است.
Un ventilateur rapide fait tourner ses pales à grande vitesse.
سرعت چرخیدن پرههاست؛ شدت باد یا میزان خنککنندگی میتواند متفاوت باشد. در فرانسوی با فعل غالباً vite یا rapidement طبیعیتر است؛ rapide صورت وصفی است.
Un tempo musical rapide enchaîne les pulsations à un rythme élevé.
سرعت ضربآهنگ موسیقی است؛ تندبودن لزوماً به معنی بلندبودن صدا نیست. در فرانسوی با فعل غالباً vite یا rapidement طبیعیتر است؛ rapide صورت وصفی است.
Une danse rapide enchaîne des pas ou des mouvements vifs.
سرعت گامها یا حرکت رقص است، نه دشواری تکنیک آن. در فرانسوی با فعل غالباً vite یا rapidement طبیعیتر است؛ rapide صورت وصفی است.
Un film au rythme rapide enchaîne les scènes et les événements.
سرعت پیشرفتن صحنهها و روایت فیلم است؛ طول کوتاه فیلم یا کیفیت آن را نتیجه نمیدهد. در فرانسوی با فعل غالباً vite یا rapidement طبیعیتر است؛ rapide صورت وصفی است.
Une peinture à séchage rapide sèche en peu de temps.
مدت خشکشدن لایهٔ رنگ است؛ مقاومت یا کیفیت نهایی پوشش جداگانه سنجیده میشود. در فرانسوی با فعل غالباً vite یا rapidement طبیعیتر است؛ rapide صورت وصفی است.
La charge rapide d'une batterie rétablit son énergie en moins de temps.
سرعت پرشدن باتری مطرح است؛ زمان واقعی به دستگاه و شارژر و دما بستگی دارد. در فرانسوی با فعل غالباً vite یا rapidement طبیعیتر است؛ rapide صورت وصفی است.
Une imprimante rapide produit des pages à un rythme élevé.
تعداد صفحات چاپشده در زمان کم است؛ وضوح و دقت چاپ مستقل از سرعتاند. در فرانسوی با فعل غالباً vite یا rapidement طبیعیتر است؛ rapide صورت وصفی است.
Un ascenseur rapide se déplace vite entre les étages.
سرعت جابهجایی کابین میان طبقههاست؛ زمان انتظار یا ایمنی آن مفهوم جداست. در فرانسوی با فعل غالباً vite یا rapidement طبیعیتر است؛ rapide صورت وصفی است.
La fonte rapide de la glace se produit en peu de temps.
سرعت تبدیل یخ به آب است؛ دمای محیط و مقدار یخ بر زمان اثر میگذارند. در فرانسوی با فعل غالباً vite یا rapidement طبیعیتر است؛ rapide صورت وصفی است.
Une respiration rapide correspond à un nombre élevé de respirations par minute.
افزایش تعداد تنفس در دقیقه را میگوید؛ بهتنهایی تشخیص پزشکی یا دلیل آن نیست. در فرانسوی با فعل غالباً vite یا rapidement طبیعیتر است؛ rapide صورت وصفی است.
دوندهٔ سریع در دور آخر از بقیه جلو زد.
دوندهٔ سریعاو سریع میدود، اما در مسیرهای طولانی زود خسته میشود.
دوندهٔ سریعتمرین منظم آن دونده را سریعتر کرده است.
دوندهٔ سریعخودروی سریع در پیست آزمایش شد.
خودروی سریعاو خودروهای سریع را دوست دارد، اما بااحتیاط رانندگی میکند.
خودروی سریعاین خودرو از مدل قبلی سریعتر است.
خودروی سریعقطار سریع صبح زود به مقصد رسید.
قطار سریعبا قطار سریع، سفر زمان کمتری برد.
قطار سریعآن قطار از سرویس معمولی سریعتر حرکت میکند.
قطار سریعدوچرخهسوار سریع در سربالایی هم جلو ماند.
دوچرخهسوار سریعاو با دوچرخهٔ تازه سریعتر از قبل رکاب میزند.
دوچرخهسوار سریعدوچرخهسوار سریع نزدیک پیچ سرعتش را کم کرد.
دوچرخهسوار سریعبرای رسیدن به کلاس سریع راه رفتیم.
راهرفتن سریعراهرفتن سریع در هوای خنک برایش خوشایند بود.
راهرفتن سریعوقتی دیرمان شد، قدمهایمان سریعتر شد.
راهرفتن سریعتایپ سریع به او کمک کرد یادداشتها را بهموقع بنویسد.
تایپ سریعاو سریع تایپ میکند، ولی متن را دوباره بررسی میکند.
تایپ سریعبا تمرین، تایپش سریعتر و دقیقتر شد.
تایپ سریعسخنران سریع حرف میزد و یادداشتبرداری سخت بود.
صحبتکردن سریعلطفاً کمی آهستهتر بگو؛ خیلی سریع صحبت میکنی.
صحبتکردن سریعوقتی هیجانزده میشود، گفتارش سریعتر میشود.
صحبتکردن سریعاو سریع میخواند، اما نکتههای مهم را علامت میزند.
خواندن سریعخواندن سریعِ این متن ساده بود.
خواندن سریعبا تمرین، سرعت خواندنش بیشتر شد.
خواندن سریعاو زبان تازه را سریع یاد میگیرد.
یادگیری سریعیادگیری سریع این مهارت برای همه ممکن نیست.
یادگیری سریعبا مثالهای روشن، بچهها سریعتر یاد گرفتند.
یادگیری سریعاینترنت سریع برای تماس تصویری به کارمان آمد.
اینترنت سریعدر خانه اتصال سریعتری داریم.
اینترنت سریعاینترنت سریع بود، اما گاهی قطع میشد.
اینترنت سریعدانلود سریع فایل باعث شد زودتر کار را شروع کنیم.
دانلود سریعاین فایل با اتصال جدید سریعتر دانلود شد.
دانلود سریعبرای دانلود سریع، شبکهٔ پایدارتری لازم داشتیم.
دانلود سریعپاسخ سریع پشتیبانی مشکل ما را زودتر روشن کرد.
پاسخ سریعاز پاسخ سریع او تشکر کردم.
پاسخ سریعگاهی پاسخ سریع خوب است، اما باید دقیق هم باشد.
پاسخ سریعخدمات سریع کتابخانه صف را کوتاه کرد.
خدمات سریعاین مرکز خدمات سریعتری ارائه میدهد.
خدمات سریعمشتریها از سرویس سریع راضی بودند.
خدمات سریعتحویل سریع سفارش برای مشتری مهم بود.
تحویل سریعفروشگاه گزینهٔ ارسال سریع دارد.
تحویل سریعبسته با روش جدید سریعتر تحویل داده شد.
تحویل سریعآمادهسازی سریع سالن پیش از جلسه تمام شد.
آمادهسازی سریعبا تقسیم کار، آمادهسازی سریعتر انجام شد.
آمادهسازی سریعما برای مهمانهای ناگهانی شام را سریع آماده کردیم.
آمادهسازی سریعمدیر تصمیم سریعی گرفت و برنامه را تغییر داد.
تصمیم سریعبرای این مسئله به تصمیم سریع نیاز داشتیم.
تصمیم سریعتصمیم سریع همیشه بهترین تصمیم نیست.
تصمیم سریعبعد از دویدن ضربان قلبش سریعتر شد.
ضربان قلب سریعاو متوجه ضربان سریع قلبش شد.
ضربان قلب سریعدر داستان، شخصیت از ضربان سریع قلبش حرف میزند.
ضربان قلب سریعاین گیاه در بهار رشد سریعی داشت.
رشد سریعرشد سریع شهر برنامهریزی تازهای میخواست.
رشد سریعبا نور کافی، نهال سریعتر رشد کرد.
رشد سریعشناگر سریع زودتر از بقیه به دیواره رسید.
شناگر سریعاو سریع شنا میکند، اما در مسافتهای بلند آرامتر میشود.
شناگر سریعشناگرِ گروه ما در دور دوم سریعتر شد.
شناگر سریعقایق سریع پیش از تاریکی به بندر رسید.
قایق سریعقایق کوچک از قایق بزرگ سریعتر حرکت کرد.
قایق سریعملوان سرعت قایق را نزدیک اسکله کم کرد.
قایق سریعجریان سریع رودخانه عبور از آن را دشوار کرد.
جریان سریع رودخانهدر این بخش آب از پیچ بالادست سریعتر حرکت میکند.
جریان سریع رودخانهراهنما از ما خواست از جریان سریع فاصله بگیریم.
جریان سریع رودخانهنوار نقالهٔ سریع بستهها را به بخش بستهبندی رساند.
نوار نقالهٔ سریعسرعت نوار نقاله پس از تنظیم دستگاه بیشتر شد.
نوار نقالهٔ سریعبرای بررسی جعبهها، نوار نقالهٔ سریع را آهسته کردند.
نوار نقالهٔ سریعپرههای پنکه در حالت تند سریع میچرخیدند.
چرخش سریع پنکهپس از تنظیم درجه، پنکه سریعتر چرخید.
چرخش سریع پنکهقبل از تمیزکردن پنکهٔ سریع، آن را خاموش کردند.
چرخش سریع پنکهقطعه با تمپوی سریع آغاز شد.
تمپوی سریع موسیقیرهبر گروه خواست بخش پایانی را سریعتر اجرا کنند.
تمپوی سریع موسیقیبا وجود تمپوی سریع، صدای موسیقی آرام بود.
تمپوی سریع موسیقیرقص سریع به تمرکز روی گامها نیاز داشت.
رقص سریعبا تندترشدن موسیقی، رقصندگان سریعتر حرکت کردند.
رقص سریعمربی ابتدا رقص سریع را آهسته تمرین داد.
رقص سریعفیلم با ریتم سریع از همان صحنهٔ اول هیجان داشت.
ریتم سریع فیلمبا سریعترشدن ریتم روایت، دنبالکردن جزئیات سخت شد.
ریتم سریع فیلمبا وجود ریتم سریع، فیلم نزدیک دو ساعت طول کشید.
ریتم سریع فیلمرنگِ زودخشکشونده برای این پروژه مناسب بود چون سریع خشک میشد.
خشکشدن سریع رنگلایهٔ نازکتر رنگ سریعتر خشک شد.
خشکشدن سریع رنگخشکشدن سریع به معنی مقاومبودن کامل رنگ نیست.
خشکشدن سریع رنگاین گوشی از شارژ سریع پشتیبانی میکند.
شارژ سریع باتریبا شارژر مناسب، باتری سریعتر شارژ شد.
شارژ سریع باتریشارژ سریع همیشه تا صددرصد با یک سرعت ادامه ندارد.
شارژ سریع باتریچاپگر سریع گزارشها را پیش از جلسه آماده کرد.
چاپگر سریعدر حالت پیشنویس، چاپگر از قبل سریعتر بود.
چاپگر سریعبرای چاپ دقیق عکسها، سرعت چاپگر سریع را کم کردند.
چاپگر سریعآسانسور سریع در چند ثانیه به طبقهٔ بالا رسید.
آسانسور سریعاین آسانسور از آسانسور ساختمان قدیمی سریعتر است.
آسانسور سریعحتی با آسانسور سریع هم گاهی باید در صف منتظر ماند.
آسانسور سریعیخ روی میز گرم سریع آب شد.
آبشدن سریع یختکههای کوچک یخ از قالب بزرگ سریعتر آب شدند.
آبشدن سریع یخآبشدن سریع یخ، سطح میز را خیس کرد.
آبشدن سریع یخپس از دویدن، نفسکشیدن او سریع شد.
نفسکشیدن سریعچند دقیقه بعد، نفسکشیدنش از قبل آرامتر و کندتر شد.
نفسکشیدن سریعنفسکشیدن سریع بهتنهایی علت مشخصی را نشان نمیدهد.
نفسکشیدن سریعElle sait courir vite sur cette piste.
او در این پیست سریع میدود.
Il nous faut une connexion rapide pour le cours.
برای کلاس به اتصال سریع نیاز داریم.
L'équipe a envoyé une réponse rapide.
گروه پاسخ سریعی فرستاد.
Ce train est plus rapide qu'avant.
این قطار از قبل سریعتر است.
Cette plante connaît une croissance rapide.
این گیاه رشد سریعی دارد.