سرعت حرکت شخص برجسته است؛ با استقامت یا توانایی کلی ورزشی یکی نیست. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
Ein schneller Läufer bewegt sich zu Fuß mit hoher Geschwindigkeit.
سرعت حرکت شخص برجسته است؛ با استقامت یا توانایی کلی ورزشی یکی نیست. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Ein schnelles Auto kann eine hohe Geschwindigkeit erreichen.
سرعت حرکت خودرو مطرح است؛ ایمنبودن یا شتاب اولیه را بهتنهایی تضمین نمیکند. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Ein schneller Zug legt eine Strecke in kurzer Zeit zurück.
سرعت سفر قطار مطرح است؛ قطار تندرو لزوماً در همهٔ ایستگاهها توقف نمیکند. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Ein schneller Radfahrer fährt mit hoher Geschwindigkeit.
سرعت رکابزدن یا حرکت دوچرخهسوار، نه خطرپذیری یا مهارت کلی، معیار است. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Schnelles Gehen bedeutet, sich zu Fuß in hohem Tempo zu bewegen.
شیوهٔ حرکت با سرعت بالاست؛ با دویدن یا عجلهٔ همراه با اضطراب یکی نیست. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Schnelles Tippen heißt, in kurzer Zeit viel Text einzugeben.
سرعت واردکردن متن مطرح است؛ دقت تایپ معیار جداگانهای است. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Schnelles Sprechen hat ein hohes Tempo gesprochener Wörter.
آهنگ بالای گفتار مطرح است؛ تندگویی لزوماً به معنای بیادبی نیست. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Schnelles Lesen erfasst Text in kurzer Zeit.
سرعت عبور از متن مطرح است؛ فهم عمیق متن ممکن است به زمان بیشتری نیاز داشته باشد. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Schnelles Lernen bedeutet, Wissen in kurzer Zeit aufzunehmen.
سرعت فراگیری یک مهارت یا موضوع است؛ عمیقبودن یادگیری باید جدا سنجیده شود. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Schnelles Internet überträgt Daten mit hoher Rate.
سرعت اتصال یا انتقال داده مطرح است؛ پایداری اتصال و تأخیر شبکه شاخصهای مستقلاند. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Ein schneller Download überträgt eine Datei in relativ kurzer Zeit.
مدت دریافت فایل کم است؛ اندازهٔ فایل و شرایط شبکه در زمان واقعی اثر دارند. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Eine schnelle Antwort folgt kurz nach der Anfrage.
فاصلهٔ زمانی تا پاسخ کوتاه است؛ مناسببودن یا دقت پاسخ موضوع دیگری است. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Schneller Service verkürzt die Wartezeit.
زمان ارائهٔ خدمت کوتاه است؛ کیفیت خدمت بهطور جداگانه ارزیابی میشود. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Eine schnelle Lieferung bringt die Ware bald zum Empfänger.
کالا در زمان کوتاهی میرسد؛ فوریت تحویل با ایمنبودن بستهبندی فرق دارد. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Schnelle Vorbereitung schließt notwendige Schritte in kurzer Zeit ab.
انجام مراحل آمادهسازی زمان کمی میبرد؛ لزوماً به معنای شتابزدگی یا بیدقتی نیست. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Eine schnelle Entscheidung wird nach kurzer Zeit getroffen.
تصمیم در زمان کوتاه گرفته میشود؛ درست یا عجولانه بودن آن از سرعت بهتنهایی معلوم نیست. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Ein schneller Herzschlag hat eine hohe Schlagfrequenz.
تندی تعداد ضربان در واحد زمان توصیف میشود، بدون تشخیص علت یا وضعیت پزشکی. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Schnelles Wachstum vergrößert etwas in kurzer Zeit.
زیادشدن اندازه یا پیشرفت در مدت کوتاه مطرح است؛ پایداری یا کیفیت رشد جداست. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Ein schneller Schwimmer legt eine Strecke im Wasser in kurzer Zeit zurück.
سرعت شنا در آب را توصیف میکند؛ تکنیک درست یا ایمنی را بهتنهایی ثابت نمیکند. در آلمانی schnell با اسم صرف صفتی دارد و در جایگاه قیدی بیصرف میآید.
Ein schnelles Boot bewegt sich mit hoher Geschwindigkeit über das Wasser.
سرعت حرکت روی آب مهم است، نه اندازهٔ قایق یا لزوماً نوع موتور آن. در آلمانی schnell با اسم صرف صفتی دارد و در جایگاه قیدی بیصرف میآید.
Eine schnelle Flussströmung trägt Wasser mit hoher Geschwindigkeit flussabwärts.
تندی جریان آب توصیف میشود، نه عمق، پاکیزگی یا امنبودن رودخانه. در آلمانی schnell با اسم صرف صفتی دارد و در جایگاه قیدی بیصرف میآید.
Ein schnelles Förderband transportiert Pakete mit hoher Geschwindigkeit.
سرعت انتقال بستهها مطرح است؛ تنظیم مناسب سرعت با ایمنی کار یکسان نیست. در آلمانی schnell با اسم صرف صفتی دارد و در جایگاه قیدی بیصرف میآید.
Ein schnell drehender Ventilator bewegt seine Flügel mit hoher Drehzahl.
سرعت چرخیدن پرههاست؛ شدت باد یا میزان خنککنندگی میتواند متفاوت باشد. در آلمانی schnell با اسم صرف صفتی دارد و در جایگاه قیدی بیصرف میآید.
Ein schnelles Musiktempo hat rasch aufeinanderfolgende Schläge.
سرعت ضربآهنگ موسیقی است؛ تندبودن لزوماً به معنی بلندبودن صدا نیست. در آلمانی schnell با اسم صرف صفتی دارد و در جایگاه قیدی بیصرف میآید.
Ein schneller Tanz besteht aus rasch aufeinanderfolgenden Schritten.
سرعت گامها یا حرکت رقص است، نه دشواری تکنیک آن. در آلمانی schnell با اسم صرف صفتی دارد و در جایگاه قیدی بیصرف میآید.
Ein Film mit schnellem Erzähltempo wechselt rasch zwischen Szenen.
سرعت پیشرفتن صحنهها و روایت فیلم است؛ طول کوتاه فیلم یا کیفیت آن را نتیجه نمیدهد. در آلمانی schnell با اسم صرف صفتی دارد و در جایگاه قیدی بیصرف میآید.
Schnell trocknende Farbe wird in kurzer Zeit trocken.
مدت خشکشدن لایهٔ رنگ است؛ مقاومت یا کیفیت نهایی پوشش جداگانه سنجیده میشود. در آلمانی schnell با اسم صرف صفتی دارد و در جایگاه قیدی بیصرف میآید.
Schnelles Akkuladen füllt den Energiespeicher in kürzerer Zeit.
سرعت پرشدن باتری مطرح است؛ زمان واقعی به دستگاه و شارژر و دما بستگی دارد. در آلمانی schnell با اسم صرف صفتی دارد و در جایگاه قیدی بیصرف میآید.
Ein schneller Drucker gibt viele Seiten in kurzer Zeit aus.
تعداد صفحات چاپشده در زمان کم است؛ وضوح و دقت چاپ مستقل از سرعتاند. در آلمانی schnell با اسم صرف صفتی دارد و در جایگاه قیدی بیصرف میآید.
Ein schneller Aufzug fährt mit hoher Geschwindigkeit zwischen Stockwerken.
سرعت جابهجایی کابین میان طبقههاست؛ زمان انتظار یا ایمنی آن مفهوم جداست. در آلمانی schnell با اسم صرف صفتی دارد و در جایگاه قیدی بیصرف میآید.
Schnelles Schmelzen von Eis verwandelt Eis in kurzer Zeit in Wasser.
سرعت تبدیل یخ به آب است؛ دمای محیط و مقدار یخ بر زمان اثر میگذارند. در آلمانی schnell با اسم صرف صفتی دارد و در جایگاه قیدی بیصرف میآید.
Schnelle Atmung bedeutet viele Atemzüge pro Minute.
افزایش تعداد تنفس در دقیقه را میگوید؛ بهتنهایی تشخیص پزشکی یا دلیل آن نیست. در آلمانی schnell با اسم صرف صفتی دارد و در جایگاه قیدی بیصرف میآید.
Sie kann auf dieser Bahn schnell laufen.
او در این پیست سریع میدود.
Für den Unterricht brauchen wir schnelles Internet.
برای کلاس اینترنت سریع لازم داریم.
Das Team gab uns eine schnelle Antwort.
گروه پاسخ سریعی به ما داد.
Der Zug fährt schneller als vorher.
قطار از قبل سریعتر حرکت میکند.
Diese Pflanze zeigt schnelles Wachstum.
این گیاه رشد سریعی دارد.
schnell در آلمانی هم در نقش صفتِ صرفشونده (ein schneller Zug) و هم در نقش قیدی (schnell sprechen) کاربرد دارد؛ سرعت با عجله، زودرسیدن و دقت اشتباه گرفته نمیشود.
Ein schneller Läufer bewegt sich zu Fuß mit hoher Geschwindigkeit.
سرعت حرکت شخص برجسته است؛ با استقامت یا توانایی کلی ورزشی یکی نیست. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Ein schnelles Auto kann eine hohe Geschwindigkeit erreichen.
سرعت حرکت خودرو مطرح است؛ ایمنبودن یا شتاب اولیه را بهتنهایی تضمین نمیکند. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Ein schneller Zug legt eine Strecke in kurzer Zeit zurück.
سرعت سفر قطار مطرح است؛ قطار تندرو لزوماً در همهٔ ایستگاهها توقف نمیکند. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Ein schneller Radfahrer fährt mit hoher Geschwindigkeit.
سرعت رکابزدن یا حرکت دوچرخهسوار، نه خطرپذیری یا مهارت کلی، معیار است. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Schnelles Gehen bedeutet, sich zu Fuß in hohem Tempo zu bewegen.
شیوهٔ حرکت با سرعت بالاست؛ با دویدن یا عجلهٔ همراه با اضطراب یکی نیست. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Schnelles Tippen heißt, in kurzer Zeit viel Text einzugeben.
سرعت واردکردن متن مطرح است؛ دقت تایپ معیار جداگانهای است. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Schnelles Sprechen hat ein hohes Tempo gesprochener Wörter.
آهنگ بالای گفتار مطرح است؛ تندگویی لزوماً به معنای بیادبی نیست. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Schnelles Lesen erfasst Text in kurzer Zeit.
سرعت عبور از متن مطرح است؛ فهم عمیق متن ممکن است به زمان بیشتری نیاز داشته باشد. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Schnelles Lernen bedeutet, Wissen in kurzer Zeit aufzunehmen.
سرعت فراگیری یک مهارت یا موضوع است؛ عمیقبودن یادگیری باید جدا سنجیده شود. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Schnelles Internet überträgt Daten mit hoher Rate.
سرعت اتصال یا انتقال داده مطرح است؛ پایداری اتصال و تأخیر شبکه شاخصهای مستقلاند. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Ein schneller Download überträgt eine Datei in relativ kurzer Zeit.
مدت دریافت فایل کم است؛ اندازهٔ فایل و شرایط شبکه در زمان واقعی اثر دارند. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Eine schnelle Antwort folgt kurz nach der Anfrage.
فاصلهٔ زمانی تا پاسخ کوتاه است؛ مناسببودن یا دقت پاسخ موضوع دیگری است. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Schneller Service verkürzt die Wartezeit.
زمان ارائهٔ خدمت کوتاه است؛ کیفیت خدمت بهطور جداگانه ارزیابی میشود. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Eine schnelle Lieferung bringt die Ware bald zum Empfänger.
کالا در زمان کوتاهی میرسد؛ فوریت تحویل با ایمنبودن بستهبندی فرق دارد. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Schnelle Vorbereitung schließt notwendige Schritte in kurzer Zeit ab.
انجام مراحل آمادهسازی زمان کمی میبرد؛ لزوماً به معنای شتابزدگی یا بیدقتی نیست. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Eine schnelle Entscheidung wird nach kurzer Zeit getroffen.
تصمیم در زمان کوتاه گرفته میشود؛ درست یا عجولانه بودن آن از سرعت بهتنهایی معلوم نیست. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Ein schneller Herzschlag hat eine hohe Schlagfrequenz.
تندی تعداد ضربان در واحد زمان توصیف میشود، بدون تشخیص علت یا وضعیت پزشکی. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Schnelles Wachstum vergrößert etwas in kurzer Zeit.
زیادشدن اندازه یا پیشرفت در مدت کوتاه مطرح است؛ پایداری یا کیفیت رشد جداست. Schnell در جایگاه پیشاسمی صرف میشود اما در نقش قیدی پسوند نمیگیرد.
Ein schneller Schwimmer legt eine Strecke im Wasser in kurzer Zeit zurück.
سرعت شنا در آب را توصیف میکند؛ تکنیک درست یا ایمنی را بهتنهایی ثابت نمیکند. در آلمانی schnell با اسم صرف صفتی دارد و در جایگاه قیدی بیصرف میآید.
Ein schnelles Boot bewegt sich mit hoher Geschwindigkeit über das Wasser.
سرعت حرکت روی آب مهم است، نه اندازهٔ قایق یا لزوماً نوع موتور آن. در آلمانی schnell با اسم صرف صفتی دارد و در جایگاه قیدی بیصرف میآید.
Eine schnelle Flussströmung trägt Wasser mit hoher Geschwindigkeit flussabwärts.
تندی جریان آب توصیف میشود، نه عمق، پاکیزگی یا امنبودن رودخانه. در آلمانی schnell با اسم صرف صفتی دارد و در جایگاه قیدی بیصرف میآید.
Ein schnelles Förderband transportiert Pakete mit hoher Geschwindigkeit.
سرعت انتقال بستهها مطرح است؛ تنظیم مناسب سرعت با ایمنی کار یکسان نیست. در آلمانی schnell با اسم صرف صفتی دارد و در جایگاه قیدی بیصرف میآید.
Ein schnell drehender Ventilator bewegt seine Flügel mit hoher Drehzahl.
سرعت چرخیدن پرههاست؛ شدت باد یا میزان خنککنندگی میتواند متفاوت باشد. در آلمانی schnell با اسم صرف صفتی دارد و در جایگاه قیدی بیصرف میآید.
Ein schnelles Musiktempo hat rasch aufeinanderfolgende Schläge.
سرعت ضربآهنگ موسیقی است؛ تندبودن لزوماً به معنی بلندبودن صدا نیست. در آلمانی schnell با اسم صرف صفتی دارد و در جایگاه قیدی بیصرف میآید.
Ein schneller Tanz besteht aus rasch aufeinanderfolgenden Schritten.
سرعت گامها یا حرکت رقص است، نه دشواری تکنیک آن. در آلمانی schnell با اسم صرف صفتی دارد و در جایگاه قیدی بیصرف میآید.
Ein Film mit schnellem Erzähltempo wechselt rasch zwischen Szenen.
سرعت پیشرفتن صحنهها و روایت فیلم است؛ طول کوتاه فیلم یا کیفیت آن را نتیجه نمیدهد. در آلمانی schnell با اسم صرف صفتی دارد و در جایگاه قیدی بیصرف میآید.
Schnell trocknende Farbe wird in kurzer Zeit trocken.
مدت خشکشدن لایهٔ رنگ است؛ مقاومت یا کیفیت نهایی پوشش جداگانه سنجیده میشود. در آلمانی schnell با اسم صرف صفتی دارد و در جایگاه قیدی بیصرف میآید.
Schnelles Akkuladen füllt den Energiespeicher in kürzerer Zeit.
سرعت پرشدن باتری مطرح است؛ زمان واقعی به دستگاه و شارژر و دما بستگی دارد. در آلمانی schnell با اسم صرف صفتی دارد و در جایگاه قیدی بیصرف میآید.
Ein schneller Drucker gibt viele Seiten in kurzer Zeit aus.
تعداد صفحات چاپشده در زمان کم است؛ وضوح و دقت چاپ مستقل از سرعتاند. در آلمانی schnell با اسم صرف صفتی دارد و در جایگاه قیدی بیصرف میآید.
Ein schneller Aufzug fährt mit hoher Geschwindigkeit zwischen Stockwerken.
سرعت جابهجایی کابین میان طبقههاست؛ زمان انتظار یا ایمنی آن مفهوم جداست. در آلمانی schnell با اسم صرف صفتی دارد و در جایگاه قیدی بیصرف میآید.
Schnelles Schmelzen von Eis verwandelt Eis in kurzer Zeit in Wasser.
سرعت تبدیل یخ به آب است؛ دمای محیط و مقدار یخ بر زمان اثر میگذارند. در آلمانی schnell با اسم صرف صفتی دارد و در جایگاه قیدی بیصرف میآید.
Schnelle Atmung bedeutet viele Atemzüge pro Minute.
افزایش تعداد تنفس در دقیقه را میگوید؛ بهتنهایی تشخیص پزشکی یا دلیل آن نیست. در آلمانی schnell با اسم صرف صفتی دارد و در جایگاه قیدی بیصرف میآید.
دوندهٔ سریع در دور آخر از بقیه جلو زد.
دوندهٔ سریعاو سریع میدود، اما در مسیرهای طولانی زود خسته میشود.
دوندهٔ سریعتمرین منظم آن دونده را سریعتر کرده است.
دوندهٔ سریعخودروی سریع در پیست آزمایش شد.
خودروی سریعاو خودروهای سریع را دوست دارد، اما بااحتیاط رانندگی میکند.
خودروی سریعاین خودرو از مدل قبلی سریعتر است.
خودروی سریعقطار سریع صبح زود به مقصد رسید.
قطار سریعبا قطار سریع، سفر زمان کمتری برد.
قطار سریعآن قطار از سرویس معمولی سریعتر حرکت میکند.
قطار سریعدوچرخهسوار سریع در سربالایی هم جلو ماند.
دوچرخهسوار سریعاو با دوچرخهٔ تازه سریعتر از قبل رکاب میزند.
دوچرخهسوار سریعدوچرخهسوار سریع نزدیک پیچ سرعتش را کم کرد.
دوچرخهسوار سریعبرای رسیدن به کلاس سریع راه رفتیم.
راهرفتن سریعراهرفتن سریع در هوای خنک برایش خوشایند بود.
راهرفتن سریعوقتی دیرمان شد، قدمهایمان سریعتر شد.
راهرفتن سریعتایپ سریع به او کمک کرد یادداشتها را بهموقع بنویسد.
تایپ سریعاو سریع تایپ میکند، ولی متن را دوباره بررسی میکند.
تایپ سریعبا تمرین، تایپش سریعتر و دقیقتر شد.
تایپ سریعسخنران سریع حرف میزد و یادداشتبرداری سخت بود.
صحبتکردن سریعلطفاً کمی آهستهتر بگو؛ خیلی سریع صحبت میکنی.
صحبتکردن سریعوقتی هیجانزده میشود، گفتارش سریعتر میشود.
صحبتکردن سریعاو سریع میخواند، اما نکتههای مهم را علامت میزند.
خواندن سریعخواندن سریعِ این متن ساده بود.
خواندن سریعبا تمرین، سرعت خواندنش بیشتر شد.
خواندن سریعاو زبان تازه را سریع یاد میگیرد.
یادگیری سریعیادگیری سریع این مهارت برای همه ممکن نیست.
یادگیری سریعبا مثالهای روشن، بچهها سریعتر یاد گرفتند.
یادگیری سریعاینترنت سریع برای تماس تصویری به کارمان آمد.
اینترنت سریعدر خانه اتصال سریعتری داریم.
اینترنت سریعاینترنت سریع بود، اما گاهی قطع میشد.
اینترنت سریعدانلود سریع فایل باعث شد زودتر کار را شروع کنیم.
دانلود سریعاین فایل با اتصال جدید سریعتر دانلود شد.
دانلود سریعبرای دانلود سریع، شبکهٔ پایدارتری لازم داشتیم.
دانلود سریعپاسخ سریع پشتیبانی مشکل ما را زودتر روشن کرد.
پاسخ سریعاز پاسخ سریع او تشکر کردم.
پاسخ سریعگاهی پاسخ سریع خوب است، اما باید دقیق هم باشد.
پاسخ سریعخدمات سریع کتابخانه صف را کوتاه کرد.
خدمات سریعاین مرکز خدمات سریعتری ارائه میدهد.
خدمات سریعمشتریها از سرویس سریع راضی بودند.
خدمات سریعتحویل سریع سفارش برای مشتری مهم بود.
تحویل سریعفروشگاه گزینهٔ ارسال سریع دارد.
تحویل سریعبسته با روش جدید سریعتر تحویل داده شد.
تحویل سریعآمادهسازی سریع سالن پیش از جلسه تمام شد.
آمادهسازی سریعبا تقسیم کار، آمادهسازی سریعتر انجام شد.
آمادهسازی سریعما برای مهمانهای ناگهانی شام را سریع آماده کردیم.
آمادهسازی سریعمدیر تصمیم سریعی گرفت و برنامه را تغییر داد.
تصمیم سریعبرای این مسئله به تصمیم سریع نیاز داشتیم.
تصمیم سریعتصمیم سریع همیشه بهترین تصمیم نیست.
تصمیم سریعبعد از دویدن ضربان قلبش سریعتر شد.
ضربان قلب سریعاو متوجه ضربان سریع قلبش شد.
ضربان قلب سریعدر داستان، شخصیت از ضربان سریع قلبش حرف میزند.
ضربان قلب سریعاین گیاه در بهار رشد سریعی داشت.
رشد سریعرشد سریع شهر برنامهریزی تازهای میخواست.
رشد سریعبا نور کافی، نهال سریعتر رشد کرد.
رشد سریعشناگر سریع زودتر از بقیه به دیواره رسید.
شناگر سریعاو سریع شنا میکند، اما در مسافتهای بلند آرامتر میشود.
شناگر سریعشناگرِ گروه ما در دور دوم سریعتر شد.
شناگر سریعقایق سریع پیش از تاریکی به بندر رسید.
قایق سریعقایق کوچک از قایق بزرگ سریعتر حرکت کرد.
قایق سریعملوان سرعت قایق را نزدیک اسکله کم کرد.
قایق سریعجریان سریع رودخانه عبور از آن را دشوار کرد.
جریان سریع رودخانهدر این بخش آب از پیچ بالادست سریعتر حرکت میکند.
جریان سریع رودخانهراهنما از ما خواست از جریان سریع فاصله بگیریم.
جریان سریع رودخانهنوار نقالهٔ سریع بستهها را به بخش بستهبندی رساند.
نوار نقالهٔ سریعسرعت نوار نقاله پس از تنظیم دستگاه بیشتر شد.
نوار نقالهٔ سریعبرای بررسی جعبهها، نوار نقالهٔ سریع را آهسته کردند.
نوار نقالهٔ سریعپرههای پنکه در حالت تند سریع میچرخیدند.
چرخش سریع پنکهپس از تنظیم درجه، پنکه سریعتر چرخید.
چرخش سریع پنکهقبل از تمیزکردن پنکهٔ سریع، آن را خاموش کردند.
چرخش سریع پنکهقطعه با تمپوی سریع آغاز شد.
تمپوی سریع موسیقیرهبر گروه خواست بخش پایانی را سریعتر اجرا کنند.
تمپوی سریع موسیقیبا وجود تمپوی سریع، صدای موسیقی آرام بود.
تمپوی سریع موسیقیرقص سریع به تمرکز روی گامها نیاز داشت.
رقص سریعبا تندترشدن موسیقی، رقصندگان سریعتر حرکت کردند.
رقص سریعمربی ابتدا رقص سریع را آهسته تمرین داد.
رقص سریعفیلم با ریتم سریع از همان صحنهٔ اول هیجان داشت.
ریتم سریع فیلمبا سریعترشدن ریتم روایت، دنبالکردن جزئیات سخت شد.
ریتم سریع فیلمبا وجود ریتم سریع، فیلم نزدیک دو ساعت طول کشید.
ریتم سریع فیلمرنگِ زودخشکشونده برای این پروژه مناسب بود چون سریع خشک میشد.
خشکشدن سریع رنگلایهٔ نازکتر رنگ سریعتر خشک شد.
خشکشدن سریع رنگخشکشدن سریع به معنی مقاومبودن کامل رنگ نیست.
خشکشدن سریع رنگاین گوشی از شارژ سریع پشتیبانی میکند.
شارژ سریع باتریبا شارژر مناسب، باتری سریعتر شارژ شد.
شارژ سریع باتریشارژ سریع همیشه تا صددرصد با یک سرعت ادامه ندارد.
شارژ سریع باتریچاپگر سریع گزارشها را پیش از جلسه آماده کرد.
چاپگر سریعدر حالت پیشنویس، چاپگر از قبل سریعتر بود.
چاپگر سریعبرای چاپ دقیق عکسها، سرعت چاپگر سریع را کم کردند.
چاپگر سریعآسانسور سریع در چند ثانیه به طبقهٔ بالا رسید.
آسانسور سریعاین آسانسور از آسانسور ساختمان قدیمی سریعتر است.
آسانسور سریعحتی با آسانسور سریع هم گاهی باید در صف منتظر ماند.
آسانسور سریعیخ روی میز گرم سریع آب شد.
آبشدن سریع یختکههای کوچک یخ از قالب بزرگ سریعتر آب شدند.
آبشدن سریع یخآبشدن سریع یخ، سطح میز را خیس کرد.
آبشدن سریع یخپس از دویدن، نفسکشیدن او سریع شد.
نفسکشیدن سریعچند دقیقه بعد، نفسکشیدنش از قبل آرامتر و کندتر شد.
نفسکشیدن سریعنفسکشیدن سریع بهتنهایی علت مشخصی را نشان نمیدهد.
نفسکشیدن سریعSie kann auf dieser Bahn schnell laufen.
او در این پیست سریع میدود.
Für den Unterricht brauchen wir schnelles Internet.
برای کلاس اینترنت سریع لازم داریم.
Das Team gab uns eine schnelle Antwort.
گروه پاسخ سریعی به ما داد.
Der Zug fährt schneller als vorher.
قطار از قبل سریعتر حرکت میکند.
Diese Pflanze zeigt schnelles Wachstum.
این گیاه رشد سریعی دارد.