پاسخ اطلاعاتی به سؤال داده میشود؛ با خودِ سؤال و با راهحل کاملِ مسئله تفاوت دارد.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
ce qui est dit, écrit ou fait pour répondre à une question
پاسخ اطلاعاتی به سؤال داده میشود؛ با خودِ سؤال و با راهحل کاملِ مسئله تفاوت دارد.
réponse donnée à une personne qui a demandé une information
پاسخی که به مخاطب یا پرسشگر مشخص داده میشود.
réponse formulée à l'oral plutôt que par écrit
جوابی که با گفتار بیان میشود و الزاماً نوشته نمیشود.
réponse formulée dans un document, une lettre ou un formulaire
جوابی که در نوشته، فرم یا سند ثبت میشود.
réponse brève contenant l'essentiel
جوابی مختصر که تنها اطلاعات ضروری را بیان میکند.
réponse développée qui précise les raisons et les détails
جوابی که همراه با توضیح و جزئیات کافی است.
réponse conforme aux faits ou au résultat attendu
جواب صحیح متناسب با پرسش یا معیار آزمون.
réponse qui ne correspond pas à ce qui est demandé ou vrai
جوابی که با واقعیت یا پاسخ پذیرفتهشده سازگار نیست.
réponse que l'on ne connaît pas ou dont on ne se souvient plus
موقعیتی که فرد پاسخ پرسش را نمیداند یا به یاد نمیآورد.
réponse qui n'a pas été donnée ou reçue
وقتی سؤال یا درخواست بیجواب میماند یا پاسخی دریافت نمیشود.
réponse fournie à une question d'examen
جوابی که داوطلب برای یکی از سؤالهای آزمون میدهد.
réponse choisie parmi plusieurs propositions
گزینه یا پاسخی که برای سؤال چندگزینهای انتخاب میشود.
réponse préparée pour un exercice à faire chez soi
جوابی که دانشآموز برای تکلیف درسی نوشته یا میگوید.
réponse donnée lors d'un entretien
جوابی که مصاحبهشونده به سؤال مصاحبهگر میدهد.
réponse envoyée à un message électronique ou à une lettre
جواب نوشتاری یا دیجیتالی به پیام دریافتشده.
réponse exprimée au cours d'une conversation ou d'un débat
واکنش یا توضیح زبانی در جریان بحث و گفتوگو.
solution formulée comme réponse à une devinette
پاسخ درستِ یک چیستان یا معما، نه لزوماً راهحل یک مسئلهٔ فنی.
réponse immunitaire : réaction défensive de l'organisme face à un antigène
واکنش دستگاه ایمنی به عامل خارجی یا آنتیژن؛ این کاربرد تخصصی زیستشناسی را نباید با جواب گفتاری یکی گرفت.
une réponse accusant réception d'un message ou d'une demande
تأیید دریافت به معنای حل مسئله یا موافقت با محتوای پیام نیست.
une réponse envoyée après le délai attendu
تأخیر در پاسخ با بیپاسخ ماندن کامل یک پیام فرق دارد و ممکن است نیازمند عذرخواهی باشد.
une réponse automatique transmise par un système sans intervention immédiate
پاسخ خودکار ممکن است فقط دریافت درخواست را ثبت کند؛ نشانهٔ رسیدگی انسانی یا حل مشکل نیست.
un refus poli de répondre à une question
پاسخ ندادن بهدلیل حفظ حریم یا نداشتن اختیار، با ندانستن پاسخ تفاوت دارد.
une réponse évasive qui évite la question principale
پاسخ طفرهآمیز چیزی میگوید اما به اصل پرسش نمیپردازد؛ با پاسخ کوتاه یا ناتمام یکی نیست.
une réponse appuyée par des preuves ou des données pertinentes
پاسخ مستدل ادعا را با داده یا شاهد پشتیبانی میکند؛ طولانی بودن پاسخ بهتنهایی دلیلمند بودن آن نیست.
une réponse qui indique une source vérifiable
منبعدهی امکان بررسی ادعا را فراهم میکند؛ نام بردن از منبع بهتنهایی صحت آن را تضمین نمیکند.
une réponse officielle à une plainte ou à une réclamation
پاسخ به شکایت میتواند توضیح، راهحل یا رد درخواست باشد؛ صرف دریافت شکایت رسیدگی کامل نیست.
une réponse de l'assistance proposant des étapes concrètes
پاسخ پشتیبانی باید با درخواست مشخص مرتبط و قابل اجرا باشد؛ پیام خودکار صرفاً تأیید دریافت نیست.
la réponse donnée par une personne à une question de sondage
پاسخ نظرسنجی بیان دیدگاه یا تجربه است؛ لزوماً جواب درست یا غلط امتحانی ندارد.
une réponse corrigée après la découverte d'une erreur
اصلاح جواب یعنی پذیرفتن خطا و ثبت پاسخ تازه؛ با عوض کردن نظر بیدلیل یکسان نیست.
une réponse confidentielle réservée au destinataire autorisé
اطلاعات محرمانه نباید در پاسخ عمومی افشا شود؛ محرمانه بودن با ناشناس بودن فرق دارد.
une réponse rédigée dans une langue comprise par son destinataire
زبان پاسخ میتواند با زبان سؤال فرق کند؛ درست بودن معنا و فهم مخاطب مهمتر از تطبیق ظاهری زبانهاست.
une réponse approximative présentée comme une estimation
پاسخ تقریبی باید صریحاً تقریبی معرفی شود؛ نباید مانند رقم قطعی و اندازهگیریشده ارائه شود.
La lettre est restée sans réponse.
نامه بیپاسخ ماند.
Il faut donner une réponse aujourd'hui.
باید امروز پاسخی بدهیم.
J'ai reçu une réponse automatique à mon courriel.
برای ایمیلم پاسخ خودکار دریافت کردم.
Il a toujours réponse à tout.
او همیشه برای هر چیزی پاسخی دارد.
Le livre explique la réponse immunitaire.
کتاب پاسخ ایمنی را توضیح میدهد.
réponse اسم مؤنث برای پاسخ است؛ ترکیب réponse immunitaire در زیستشناسی واکنش ایمنی را بیان میکند و با پاسخ معمولی فرق دارد.
ce qui est dit, écrit ou fait pour répondre à une question
پاسخ اطلاعاتی به سؤال داده میشود؛ با خودِ سؤال و با راهحل کاملِ مسئله تفاوت دارد.
réponse donnée à une personne qui a demandé une information
پاسخی که به مخاطب یا پرسشگر مشخص داده میشود.
réponse formulée à l'oral plutôt que par écrit
جوابی که با گفتار بیان میشود و الزاماً نوشته نمیشود.
réponse formulée dans un document, une lettre ou un formulaire
جوابی که در نوشته، فرم یا سند ثبت میشود.
réponse brève contenant l'essentiel
جوابی مختصر که تنها اطلاعات ضروری را بیان میکند.
réponse développée qui précise les raisons et les détails
جوابی که همراه با توضیح و جزئیات کافی است.
réponse conforme aux faits ou au résultat attendu
جواب صحیح متناسب با پرسش یا معیار آزمون.
réponse qui ne correspond pas à ce qui est demandé ou vrai
جوابی که با واقعیت یا پاسخ پذیرفتهشده سازگار نیست.
réponse que l'on ne connaît pas ou dont on ne se souvient plus
موقعیتی که فرد پاسخ پرسش را نمیداند یا به یاد نمیآورد.
réponse qui n'a pas été donnée ou reçue
وقتی سؤال یا درخواست بیجواب میماند یا پاسخی دریافت نمیشود.
réponse fournie à une question d'examen
جوابی که داوطلب برای یکی از سؤالهای آزمون میدهد.
réponse choisie parmi plusieurs propositions
گزینه یا پاسخی که برای سؤال چندگزینهای انتخاب میشود.
réponse préparée pour un exercice à faire chez soi
جوابی که دانشآموز برای تکلیف درسی نوشته یا میگوید.
réponse donnée lors d'un entretien
جوابی که مصاحبهشونده به سؤال مصاحبهگر میدهد.
réponse envoyée à un message électronique ou à une lettre
جواب نوشتاری یا دیجیتالی به پیام دریافتشده.
réponse exprimée au cours d'une conversation ou d'un débat
واکنش یا توضیح زبانی در جریان بحث و گفتوگو.
solution formulée comme réponse à une devinette
پاسخ درستِ یک چیستان یا معما، نه لزوماً راهحل یک مسئلهٔ فنی.
réponse immunitaire : réaction défensive de l'organisme face à un antigène
واکنش دستگاه ایمنی به عامل خارجی یا آنتیژن؛ این کاربرد تخصصی زیستشناسی را نباید با جواب گفتاری یکی گرفت.
une réponse accusant réception d'un message ou d'une demande
تأیید دریافت به معنای حل مسئله یا موافقت با محتوای پیام نیست.
une réponse envoyée après le délai attendu
تأخیر در پاسخ با بیپاسخ ماندن کامل یک پیام فرق دارد و ممکن است نیازمند عذرخواهی باشد.
une réponse automatique transmise par un système sans intervention immédiate
پاسخ خودکار ممکن است فقط دریافت درخواست را ثبت کند؛ نشانهٔ رسیدگی انسانی یا حل مشکل نیست.
un refus poli de répondre à une question
پاسخ ندادن بهدلیل حفظ حریم یا نداشتن اختیار، با ندانستن پاسخ تفاوت دارد.
une réponse évasive qui évite la question principale
پاسخ طفرهآمیز چیزی میگوید اما به اصل پرسش نمیپردازد؛ با پاسخ کوتاه یا ناتمام یکی نیست.
une réponse appuyée par des preuves ou des données pertinentes
پاسخ مستدل ادعا را با داده یا شاهد پشتیبانی میکند؛ طولانی بودن پاسخ بهتنهایی دلیلمند بودن آن نیست.
une réponse qui indique une source vérifiable
منبعدهی امکان بررسی ادعا را فراهم میکند؛ نام بردن از منبع بهتنهایی صحت آن را تضمین نمیکند.
une réponse officielle à une plainte ou à une réclamation
پاسخ به شکایت میتواند توضیح، راهحل یا رد درخواست باشد؛ صرف دریافت شکایت رسیدگی کامل نیست.
une réponse de l'assistance proposant des étapes concrètes
پاسخ پشتیبانی باید با درخواست مشخص مرتبط و قابل اجرا باشد؛ پیام خودکار صرفاً تأیید دریافت نیست.
la réponse donnée par une personne à une question de sondage
پاسخ نظرسنجی بیان دیدگاه یا تجربه است؛ لزوماً جواب درست یا غلط امتحانی ندارد.
une réponse corrigée après la découverte d'une erreur
اصلاح جواب یعنی پذیرفتن خطا و ثبت پاسخ تازه؛ با عوض کردن نظر بیدلیل یکسان نیست.
une réponse confidentielle réservée au destinataire autorisé
اطلاعات محرمانه نباید در پاسخ عمومی افشا شود؛ محرمانه بودن با ناشناس بودن فرق دارد.
une réponse rédigée dans une langue comprise par son destinataire
زبان پاسخ میتواند با زبان سؤال فرق کند؛ درست بودن معنا و فهم مخاطب مهمتر از تطبیق ظاهری زبانهاست.
پاسخش توضیح میداد چرا قطار دیر کرده بود.
پاسخ به یک پرسشبالاخره برای سؤالمان پاسخی دریافت کردیم.
پاسخ به یک پرسشپاسخ در بند دوم بود.
پاسخ به یک پرسشبه همسایهام پاسخی صادقانه دادم.
پاسخ به شخصاو منتظر پاسخ مدیر بود.
پاسخ به شخصلطفاً به بازدیدکننده پاسخ روشنی بدهید.
پاسخ به شخصاو بهجای نوشتن، پاسخش را گفت.
پاسخ شفاهیمعلم پاسخی شفاهی خواست.
پاسخ شفاهیپاسخ گفتاری او بهراحتی فهمیده میشد.
پاسخ شفاهیپاسخت را در کادر زیر بنویس.
پاسخ مکتوباداره دوشنبه پاسخی مکتوب فرستاد.
پاسخ مکتوبهر پاسخ باید در یک سطر جا شود.
پاسخ مکتوببه سؤال اول پاسخ کوتاهی بده.
پاسخ کوتاهپاسخش فقط دو واژه داشت.
پاسخ کوتاهبرای این تمرین پاسخ کوتاه کافی است.
پاسخ کوتاهپژوهشگر پاسخ مفصلی داد.
پاسخ مشروحلطفاً در پاسخت مثال اضافه کن.
پاسخ مشروحپاسخش هر مرحلهٔ فرایند را توضیح میداد.
پاسخ مشروحفقط یک پاسخ صحیح بود.
پاسخ درستمعلم پاسخ درست را با رنگ سبز مشخص کرد.
پاسخ درستبدون کمک پاسخ درست را پیدا کردی.
پاسخ درستپاسخ اولم اشتباه بود.
پاسخ نادرستروی پاسخ نادرست خط کشیده شد.
پاسخ نادرستپس از بررسی محاسبه، پاسخش را تغییر داد.
پاسخ نادرستهنوز پاسخ را نمیدانم.
ندانستن پاسخاو دیگر پاسخ را به یاد نمیآورد.
ندانستن پاسخهیچکس در سالن پاسخ را نمیدانست.
ندانستن پاسخسه روز بدون پاسخ گذشت.
پاسخ نرسیدنبه تماسم هیچ پاسخی داده نشد.
پاسخ نرسیدنسؤال او بیپاسخ ماند.
پاسخ نرسیدنپیش از تحویل برگه پاسخهایت را بررسی کن.
پاسخ امتحانپاسخ را کنار سؤال هفت نوشت.
پاسخ امتحانممتحن دو پاسخ ممکن را پذیرفت.
پاسخ امتحانپاسخی را که درست میدانی دایره بکش.
پاسخ چندگزینهایگزینهٔ سوم پرسشنامه را انتخاب کردم.
پاسخ چندگزینهایهر سؤال چهار پاسخ ممکن پیشنهاد میکند.
پاسخ چندگزینهایپس از کلاس پاسخهای تکلیف را مقایسه کردیم.
پاسخ تمرین خانگیپاسخ او به تمرین بسیار روشن بود.
پاسخ تمرین خانگیپاسخهای تکلیف را در دفترت بنویس.
پاسخ تمرین خانگیداوطلب پاسخی سنجیده داد.
پاسخ در مصاحبهبرای سؤالهای مصاحبه پاسخهایی آماده کرده بود.
پاسخ در مصاحبهپاسخش استخدامکننده را تحت تأثیر قرار داد.
پاسخ در مصاحبهامروز صبح پاسخ ایمیل او را فرستادم.
پاسخ به پیام یا ایمیلمنتظر پاسخ پیاممان هستیم.
پاسخ به پیام یا ایمیلپاسخ او با پیامک رسید.
پاسخ به پیام یا ایمیلپاسخ او گفتوگو را پیش برد.
پاسخ در گفتوگواو به انتقاد پاسخی آرام داد.
پاسخ در گفتوگوآن پاسخ مسیر بحث را تغییر داد.
پاسخ در گفتوگوپاسخ چیستان «سایه» بود.
جواب معمامیتوانی پاسخ این معما را حدس بزنی؟
جواب معمابا شنیدن پاسخ معما لبخند زد.
جواب معماکتاب درسی پاسخ ایمنی در برابر آنتیژن را توصیف میکند.
پاسخ ایمنی بدنپاسخ ایمنی شامل فعالیت سلولهای گوناگون است.
پاسخ ایمنی بدنپژوهشگران پاسخ ایمنی را در آزمایشگاه بررسی کردند.
پاسخ ایمنی بدندفتر برای تأیید دریافت فرم پاسخ داد.
پاسخ تأیید دریافت پیام یا درخواستتأیید دریافت به معنای پذیرش نیست.
پاسخ تأیید دریافت پیام یا درخواستلطفاً تأیید کنید که مدارک را دریافت کردهاید.
پاسخ تأیید دریافت پیام یا درخواستببخشید دیر پاسخ دادم؛ در سفر بودم.
پاسخ دیرهنگام همراه با توضیح تأخیرشرکت سه روز بعد پاسخ داد.
پاسخ دیرهنگام همراه با توضیح تأخیراو ابتدای پیام دلیل تأخیر را توضیح داد.
پاسخ دیرهنگام همراه با توضیح تأخیربعد از ارسال فرم یک پاسخ خودکار گرفتم.
پاسخ خودکار سامانه بدون دخالت مستقیم انسانربات با اعلام ساعت کاری پاسخ میدهد.
پاسخ خودکار سامانه بدون دخالت مستقیم انسانایمیل خودکار هر مشکلی را حل نمیکند.
پاسخ خودکار سامانه بدون دخالت مستقیم انسانترجیح میدهم به آن سؤال شخصی پاسخ ندهم.
امتناع محترمانه از پاسخ دادنشاهد مؤدبانه از پاسخ دادن خودداری کرد.
امتناع محترمانه از پاسخ دادنمیتوانی بگویی با پاسخ دادن راحت نیستی.
امتناع محترمانه از پاسخ دادنپاسخ او از سؤال بودجه طفره رفت.
پاسخ طفرهآمیز و دور زدن اصل سؤالخبرنگار متوجه این پاسخ طفرهآمیز شد.
پاسخ طفرهآمیز و دور زدن اصل سؤاللطفاً به سؤال مشخص پاسخ دهید.
پاسخ طفرهآمیز و دور زدن اصل سؤالپاسخت را با دو مثال از متن پشتیبانی کن.
پاسخ مستدل همراه با شواهدپژوهشگر برای پاسخ خود شواهد ارائه کرد.
پاسخ مستدل همراه با شواهدپاسخ بااطمینان همیشه دقیق نیست.
پاسخ مستدل همراه با شواهدلطفاً در پاسخت منبعی ذکر کن.
پاسخ همراه با ذکر منبع قابل بررسیگزارش به سند پشتیبان ادعا ارجاع میدهد.
پاسخ همراه با ذکر منبع قابل بررسیخوانندگان میتوانند منشأ اعداد را بررسی کنند.
پاسخ همراه با ذکر منبع قابل بررسیهتل در پاسخ به شکایت عذرخواهی کرد.
پاسخ رسمی به شکایت مشتری یا شهروندپاسخ توضیح میدهد چه اقدامهایی انجام میشود.
پاسخ رسمی به شکایت مشتری یا شهروندنسخهای از پاسخ کتبی را نگه دار.
پاسخ رسمی به شکایت مشتری یا شهروندپشتیبانی با سه مرحلهٔ عیبیابی پاسخ داد.
پاسخ راهنماییکننده در پشتیبانی فنی یا خدماتیپاسخ پیوندی به راهنما دارد.
پاسخ راهنماییکننده در پشتیبانی فنی یا خدماتیاگر این مراحل جواب نداد به کارشناس اطلاع بده.
پاسخ راهنماییکننده در پشتیبانی فنی یا خدماتیبیشتر پاسخهای نظرسنجی آنلاین رسیدند.
پاسخ شرکتکننده به یک سؤال نظرسنجیاگر ترجیح میدهی میتوانی این سؤال را خالی بگذاری.
پاسخ شرکتکننده به یک سؤال نظرسنجیپژوهشگران پاسخهای مشابه را دستهبندی کردند.
پاسخ شرکتکننده به یک سؤال نظرسنجیباید جواب سؤال چهارم را اصلاح کنم.
اصلاح پاسخ پس از مشخص شدن اشتباهاو خطا را پیدا کرد و پاسخ اصلاحشدهای فرستاد.
اصلاح پاسخ پس از مشخص شدن اشتباهمعلم اجازه داد پاسخها را اصلاح کنند.
اصلاح پاسخ پس از مشخص شدن اشتباهپاسخ را از طریق درگاه امن بفرست.
پاسخ محرمانه برای مخاطب مجازاطلاعات خصوصی را در جواب عمومی منتشر نکن.
پاسخ محرمانه برای مخاطب مجازمشاور پاسخ را در گفتوگویی خصوصی توضیح داد.
پاسخ محرمانه برای مخاطب مجازمیشود لطفاً به فارسی پاسخ بدهی؟
پاسخ دادن به زبان متناسب با مخاطبسایت به شش زبان پاسخ ارائه میدهد.
پاسخ دادن به زبان متناسب با مخاطباو به اسپانیایی پرسید اما پاسخ انگلیسی دریافت کرد.
پاسخ دادن به زبان متناسب با مخاطبجواب من حدود بیست دقیقه است، نه دقیقاً بیست.
پاسخ تقریبی وقتی عدد دقیق در دست نیستتخمین ممکن است بعد از بررسی دادهها تغییر کند.
پاسخ تقریبی وقتی عدد دقیق در دست نیستوقتی عدد تقریبی است آن را مشخص کن.
پاسخ تقریبی وقتی عدد دقیق در دست نیستLa lettre est restée sans réponse.
نامه بیپاسخ ماند.
Il faut donner une réponse aujourd'hui.
باید امروز پاسخی بدهیم.
J'ai reçu une réponse automatique à mon courriel.
برای ایمیلم پاسخ خودکار دریافت کردم.
Il a toujours réponse à tout.
او همیشه برای هر چیزی پاسخی دارد.
Le livre explique la réponse immunitaire.
کتاب پاسخ ایمنی را توضیح میدهد.