سؤال معمولی برای دانستن چیزی مطرح میشود؛ با تردیدکردن یا اعتراض به یک تصمیم یکی نیست.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
demande d'information formulée sous une forme interrogative
سؤال معمولی برای دانستن چیزی مطرح میشود؛ با تردیدکردن یا اعتراض به یک تصمیم یکی نیست.
question adressée directement à quelqu'un
تأکید این بافت بر خطاب کردن پرسش به فردی دیگر است.
question à laquelle une personne fournit une réponse
میتوان به پرسش پاسخ داد؛ پاسخ و خود سؤال دو واژهٔ متفاوتاند.
question qui n'a pas encore reçu de réponse
پرسشی که هنوز پاسخ ندارد یا پاسخ آن روشن نیست.
question fermée appelant oui ou non
سؤالی که پاسخ کوتاهِ تأییدی یا منفی را طلب میکند.
question introduite par qui, quoi, où, quand, pourquoi ou comment
مانند پرسشهای چه، چرا، کجا و چه وقت؛ نوع پرسش است.
question posée pour produire un effet plutôt que pour obtenir une réponse
پرسشی برای تأکید یا تأثیر بیانی که معمولاً پاسخ واقعی نمیخواهد.
question formulée avec courtoisie
پرسشی که با عبارت محترمانه یا لحن مؤدبانه مطرح میشود.
question concernant la vie privée ou l'identité de quelqu'un
پرسشی دربارهٔ زندگی یا مشخصات فرد؛ ممکن است از نظر حریم خصوصی حساس باشد.
question qui demande un effort important pour y répondre
پرسشی که فهمیدن یا پاسخ دادن به آن دشوار است.
question complémentaire après une première réponse
پرسشی که پس از پاسخ یا توضیح نخست برای روشنتر شدن موضوع مطرح میشود.
question posée dans le cadre d'un cours
پرسش آموزشی دانشآموز یا معلم در محیط یادگیری.
question servant à évaluer des connaissances lors d'une épreuve
پرسشی که برای ارزیابی دانستهها در آزمون مطرح میشود.
question figurant dans une enquête ou un questionnaire
یکی از پرسشهای تنظیمشده برای گردآوری پاسخ از افراد.
question posée au cours d'un entretien
پرسشی که مصاحبهگر در گفتوگو یا استخدام مطرح میکند.
question venant du public d'une conférence ou réunion
پرسش شرکتکنندگان در سخنرانی، جلسه یا نشست عمومی.
question de test offrant plusieurs propositions de réponse
پرسشی در آزمون یا تمرین که چند گزینهٔ پاسخ دارد.
mettre en question ou remettre en question : soumettre à un doute ou à une critique
une question de clarification posée pour mieux comprendre une explication
سؤال روشنکننده برای فهم دقیقتر گفتهٔ قبلی است؛ با تکرار مکانیکی همان پرسش فرق دارد.
une question ouverte qui invite à développer la réponse
سؤال باز پاسخ را به بله یا خیر محدود نمیکند؛ با پرسش دارای گزینههای محدود متفاوت است.
une question orientée dont la formulation suggère la réponse attendue
سؤال جهتدار با واژهبندی خود پاسخ دلخواه را القا میکند؛ ممکن است نتیجهٔ نظرسنجی را منحرف کند.
une question hypothétique portant sur une situation imaginaire
پرسش فرضی دربارهٔ شرایط تصوری است؛ پاسخ آن گزارش قطعی از واقعیت یا تجربهٔ گذشته نیست.
une question transmise sans afficher le nom de son auteur
ناشناس بودن پرسشگر دربارهٔ حریم خصوصی است؛ تضمین نمیکند مسئول سامانه هیچ اطلاعاتی از او نداشته باشد.
une question délicate touchant à la vie privée
حساس بودن موضوع با دشوار بودن علمی آن یکسان نیست؛ فرد میتواند از پاسخ دادن صرفنظر کند.
une question de recherche qui oriente une étude
پرسش پژوهش باید روشن و قابل بررسی باشد؛ با عنوان کلی یا فرضیهٔ از پیش قطعی تفاوت دارد.
une question posée pour demander une autorisation avant d'agir
پرسش برای کسب اجازه باید پیش از عمل مطرح شود؛ با خبر دادن از کاری که قبلاً انجام شده فرق دارد.
une question technique pour comprendre l'origine d'une panne
سؤال فنیِ مفید جزئیات خطا و شرایط رخداد را روشن میکند؛ صرفاً گفتن «کار نمیکند» اطلاعات کافی نیست.
une question fréquente traitée dans une foire aux questions
بخش پرسشهای متداول سؤالهای پرتکرار را جمع میکند؛ نباید با چت زنده یا پشتیبانی اختصاصی یکی گرفته شود.
une question qui suscite plusieurs idées lors d'une séance de réflexion
سؤال ایدهپردازی برای تولید گزینههای متعدد است؛ در مرحلهٔ اول الزاماً پاسخ نهایی یا درست و غلط ندارد.
une question critique examinant les preuves ou le raisonnement dans un débat
پرسش انتقادی دلیل و شواهد را میسنجد؛ لزوماً حملهٔ شخصی یا زیر سؤال بردن اعتبار فرد نیست.
prendre son tour pour poser une question pendant une réunion
نوبت سؤال در جلسه برای جلوگیری از تداخل گفتوگوست؛ با صف درخواست خدمات متفاوت است.
la date limite pour transmettre des questions avant un événement
مهلت ارسال سؤال زمان تحویل پرسشهاست؛ با مهلت پاسخ دادن یا موعد انجام تکلیف فرق دارد.
Je voudrais poser une question au professeur.
میخواهم از معلم سؤالی بپرسم.
Il est hors de question de partir maintenant.
الان رفتن اصلاً مطرح نیست.
Dans cet article, il est question de climat.
این مقاله دربارهٔ اقلیم است.
Cette étude remet en question notre hypothèse.
این پژوهش فرض ما را زیر سؤال میبرد.
Ce n'est qu'une question de temps.
این فقط مسئلهٔ زمان است.
question اسم مؤنث به معنای سؤال است؛ remettre en question یعنی زیر سؤال بردن، و hors de question یعنی کاملاً منتفی.
demande d'information formulée sous une forme interrogative
سؤال معمولی برای دانستن چیزی مطرح میشود؛ با تردیدکردن یا اعتراض به یک تصمیم یکی نیست.
question adressée directement à quelqu'un
تأکید این بافت بر خطاب کردن پرسش به فردی دیگر است.
question à laquelle une personne fournit une réponse
میتوان به پرسش پاسخ داد؛ پاسخ و خود سؤال دو واژهٔ متفاوتاند.
question qui n'a pas encore reçu de réponse
پرسشی که هنوز پاسخ ندارد یا پاسخ آن روشن نیست.
question fermée appelant oui ou non
سؤالی که پاسخ کوتاهِ تأییدی یا منفی را طلب میکند.
question introduite par qui, quoi, où, quand, pourquoi ou comment
مانند پرسشهای چه، چرا، کجا و چه وقت؛ نوع پرسش است.
question posée pour produire un effet plutôt que pour obtenir une réponse
پرسشی برای تأکید یا تأثیر بیانی که معمولاً پاسخ واقعی نمیخواهد.
question formulée avec courtoisie
پرسشی که با عبارت محترمانه یا لحن مؤدبانه مطرح میشود.
question concernant la vie privée ou l'identité de quelqu'un
پرسشی دربارهٔ زندگی یا مشخصات فرد؛ ممکن است از نظر حریم خصوصی حساس باشد.
question qui demande un effort important pour y répondre
پرسشی که فهمیدن یا پاسخ دادن به آن دشوار است.
question complémentaire après une première réponse
پرسشی که پس از پاسخ یا توضیح نخست برای روشنتر شدن موضوع مطرح میشود.
question posée dans le cadre d'un cours
پرسش آموزشی دانشآموز یا معلم در محیط یادگیری.
question servant à évaluer des connaissances lors d'une épreuve
پرسشی که برای ارزیابی دانستهها در آزمون مطرح میشود.
question figurant dans une enquête ou un questionnaire
یکی از پرسشهای تنظیمشده برای گردآوری پاسخ از افراد.
question posée au cours d'un entretien
پرسشی که مصاحبهگر در گفتوگو یا استخدام مطرح میکند.
question venant du public d'une conférence ou réunion
پرسش شرکتکنندگان در سخنرانی، جلسه یا نشست عمومی.
question de test offrant plusieurs propositions de réponse
پرسشی در آزمون یا تمرین که چند گزینهٔ پاسخ دارد.
mettre en question ou remettre en question : soumettre à un doute ou à une critique
une question de clarification posée pour mieux comprendre une explication
سؤال روشنکننده برای فهم دقیقتر گفتهٔ قبلی است؛ با تکرار مکانیکی همان پرسش فرق دارد.
une question ouverte qui invite à développer la réponse
سؤال باز پاسخ را به بله یا خیر محدود نمیکند؛ با پرسش دارای گزینههای محدود متفاوت است.
une question orientée dont la formulation suggère la réponse attendue
سؤال جهتدار با واژهبندی خود پاسخ دلخواه را القا میکند؛ ممکن است نتیجهٔ نظرسنجی را منحرف کند.
une question hypothétique portant sur une situation imaginaire
پرسش فرضی دربارهٔ شرایط تصوری است؛ پاسخ آن گزارش قطعی از واقعیت یا تجربهٔ گذشته نیست.
une question transmise sans afficher le nom de son auteur
ناشناس بودن پرسشگر دربارهٔ حریم خصوصی است؛ تضمین نمیکند مسئول سامانه هیچ اطلاعاتی از او نداشته باشد.
une question délicate touchant à la vie privée
حساس بودن موضوع با دشوار بودن علمی آن یکسان نیست؛ فرد میتواند از پاسخ دادن صرفنظر کند.
une question de recherche qui oriente une étude
پرسش پژوهش باید روشن و قابل بررسی باشد؛ با عنوان کلی یا فرضیهٔ از پیش قطعی تفاوت دارد.
une question posée pour demander une autorisation avant d'agir
پرسش برای کسب اجازه باید پیش از عمل مطرح شود؛ با خبر دادن از کاری که قبلاً انجام شده فرق دارد.
une question technique pour comprendre l'origine d'une panne
سؤال فنیِ مفید جزئیات خطا و شرایط رخداد را روشن میکند؛ صرفاً گفتن «کار نمیکند» اطلاعات کافی نیست.
une question fréquente traitée dans une foire aux questions
بخش پرسشهای متداول سؤالهای پرتکرار را جمع میکند؛ نباید با چت زنده یا پشتیبانی اختصاصی یکی گرفته شود.
une question qui suscite plusieurs idées lors d'une séance de réflexion
سؤال ایدهپردازی برای تولید گزینههای متعدد است؛ در مرحلهٔ اول الزاماً پاسخ نهایی یا درست و غلط ندارد.
une question critique examinant les preuves ou le raisonnement dans un débat
پرسش انتقادی دلیل و شواهد را میسنجد؛ لزوماً حملهٔ شخصی یا زیر سؤال بردن اعتبار فرد نیست.
prendre son tour pour poser une question pendant une réunion
نوبت سؤال در جلسه برای جلوگیری از تداخل گفتوگوست؛ با صف درخواست خدمات متفاوت است.
دربارهٔ ساعت کار موزه سؤالی دارم.
پرسش برای دریافت اطلاعاتسؤال او دربارهٔ قیمت بلیت بود.
پرسش برای دریافت اطلاعاتکودک دربارهٔ ماه سؤالی پرسید.
پرسش برای دریافت اطلاعاتمیتوانم سؤال کوتاهی از شما بپرسم؟
پرسیدن سؤال از کسیبازدیدکننده چند سؤال از راهنما پرسید.
پرسیدن سؤال از کسیاو برای پرسیدن سؤال دستش را بالا برد.
پرسیدن سؤال از کسیلطفاً به سؤال اول پاسخ بدهید.
پاسخدادن به سؤالاو به سؤالم روشن پاسخ داد.
پاسخدادن به سؤالپیش از پاسخ دادن به سؤال فکر کردیم.
پاسخدادن به سؤالیک سؤال همچنان بیپاسخ است.
سؤال بیپاسخگزارش چند سؤال را باز میگذارد.
سؤال بیپاسخهیچکس به سؤال آخر او جواب نداد.
سؤال بیپاسخ«آیا در باز است؟» یک سؤال بسته است.
سؤال بله یا خیرمعلم با یک سؤال بلهخیر شروع کرد.
سؤال بله یا خیربه این سؤال با بله یا خیر پاسخ بده.
سؤال بله یا خیر«کجا زندگی میکنی؟» سؤالی دربارهٔ مکان است.
سؤال با واژهٔ پرسشیدرس شامل سؤالهایی با چراست.
سؤال با واژهٔ پرسشیسؤالی بنویس که با چه وقت آغاز شود.
سؤال با واژهٔ پرسشی«چه کسی ممکن است رد کند؟» یک سؤال بلاغی است.
سؤال بلاغیاو سخنرانیاش را با سؤالی بلاغی شروع کرد.
سؤال بلاغیسؤال بلاغی همیشه پاسخ نمیطلبد.
سؤال بلاغیببخشید، میتوانم سؤالی از شما بپرسم؟
سؤال مؤدبانهاو سؤالش را بسیار مؤدبانه مطرح کرد.
سؤال مؤدبانهسؤالت را محترمانه مطرح کن.
سؤال مؤدبانهاو ترجیح میدهد از سؤالهای شخصی پرهیز کند.
سؤال شخصیخبرنگار دربارهٔ خانوادهٔ او سؤالی نپرسید.
سؤال شخصیمیتوانی هر سؤال بیشازحد شخصی را نادیده بگیری.
سؤال شخصیاین سؤال دشواری است.
سؤال دشوارپیچیدهترین سؤال در پایان آمد.
سؤال دشواربرای حل این سؤال به اطلاعات بیشتری نیاز داریم.
سؤال دشواردربارهٔ مثالت یک سؤال تکمیلی دارم.
سؤال پیگیریخبرنگار برای روشنتر کردن موضوع سؤال دیگری پرسید.
سؤال پیگیریسؤال بعدی او پاسخ پیشین را روشنتر کرد.
سؤال پیگیریدانشآموزی هنگام درس سؤال پرسید.
سؤال در کلاس درسمعلم سؤالی روی تخته نوشت.
سؤال در کلاس درسسؤالهای کلاس به ما کمک میکنند بفهمیم.
سؤال در کلاس درسامتحان بیست سؤال دارد.
سؤال امتحانسؤال آخر را بیپاسخ گذاشتم.
سؤال امتحانهر سؤال آزمون را با دقت بخوانید.
سؤال امتحاننظرسنجی با سؤالی دربارهٔ سن شروع میشود.
سؤال پرسشنامهسؤال مبهمی را از پرسشنامه حذف کردیم.
سؤال پرسشنامههر سؤال نظرسنجی سه پاسخ پیشنهادی دارد.
سؤال پرسشنامهاستخدامکننده پنج سؤال آماده کرد.
سؤال در مصاحبهاو پیش از سؤال آخر مصاحبه مکث کرد.
سؤال در مصاحبهداوطلب با آرامش به سؤالها پاسخ داد.
سؤال در مصاحبهزمانی برای سؤالهای حضار خواهد بود.
سؤال حضارسخنران سؤالی از ردیف آخر پذیرفت.
سؤال حضارپس از ارائه چند سؤال مطرح شد.
سؤال حضاربرای هر سؤال چندگزینهای یک پاسخ را علامت بزن.
سؤال چندگزینهایبرگهٔ تمرین ده سؤال چندگزینهای دارد.
سؤال چندگزینهایاو هر گزینهٔ سؤال را بررسی کرد.
سؤال چندگزینهایگزارش ارقام رسمی را زیر سؤال میبرد.
زیر سؤال بردن؛ remettre en questionاو اعتبار تصمیم را زیر سؤال برد.
زیر سؤال بردن؛ remettre en questionباید بعضی فرضها را زیر سؤال ببریم.
زیر سؤال بردن؛ remettre en questionمیتوانم برای روشن شدن مهلت یک سؤال بپرسم؟
سؤال برای روشن کردن ابهامسؤال او کمک کرد دستورالعمل را بفهمیم.
سؤال برای روشن کردن ابهامبپرس منظور او از این اصطلاح چیست.
سؤال برای روشن کردن ابهام«چه چیزی را در این خدمت تغییر میدهید؟» سؤال بازی است.
سؤال باز با امکان پاسخ توضیحیسؤالهای باز به توضیح دیدگاه دعوت میکنند.
سؤال باز با امکان پاسخ توضیحیمعلم با سؤالی شروع کرد که پاسخهای متفاوتی داشت.
سؤال باز با امکان پاسخ توضیحینظرسنجی از سؤالهایی که پاسخ را القا میکنند دوری میکند.
سؤال جهتدار که پاسخ را القا میکند«مگر این بهترین گزینه نیست؟» سؤالی جهتدار است.
سؤال جهتدار که پاسخ را القا میکنداو سؤال را بازنویسی کرد تا بیطرفانهتر شود.
سؤال جهتدار که پاسخ را القا میکنداگر قطار لغو میشد چه کار میکردی؟
سؤال فرضی دربارهٔ موقعیت احتمالیمصاحبهگر یک سؤال فرضی پرسید.
سؤال فرضی دربارهٔ موقعیت احتمالیاین موقعیت فرضی فقط یک پاسخ درست ندارد.
سؤال فرضی دربارهٔ موقعیت احتمالیدانشآموزان میتوانند پس از کلاس سؤال ناشناس بفرستند.
طرح سؤال بدون افشای نام پرسشگرنام او کنار سؤال نمایش داده نمیشود.
طرح سؤال بدون افشای نام پرسشگرمجری سؤالهای ناشناس را با صدای بلند میخواند.
طرح سؤال بدون افشای نام پرسشگرهیچکس مجبور نیست به سؤال خصوصی جواب بدهد.
سؤال حساس که نیازمند رعایت حریم شخصی استدر فرم سؤالهای حساس اختیاری مشخص شدهاند.
سؤال حساس که نیازمند رعایت حریم شخصی استپیش از مطرح کردن موضوع خصوصی اجازه بگیر.
سؤال حساس که نیازمند رعایت حریم شخصی استپرسش پژوهشی ما دربارهٔ حملونقل عمومی است.
پرسش پژوهشی که مسیر تحقیق را مشخص میکندپرسش روشن به تعیین محدودهٔ پژوهش کمک میکند.
پرسش پژوهشی که مسیر تحقیق را مشخص میکندآنها بعد از بررسی دادههای تازه پرسش را بازنویسی کردند.
پرسش پژوهشی که مسیر تحقیق را مشخص میکند«میتوانم این گفتوگو را ضبط کنم؟» درخواست اجازه است.
سؤال برای گرفتن اجازه پیش از انجام کارعکاس پیش از عکس گرفتن اجازه خواست.
سؤال برای گرفتن اجازه پیش از انجام کارپیش از فرستادن فایل منتظر پاسخ بمان.
سؤال برای گرفتن اجازه پیش از انجام کارخطا قبل از ورود ظاهر میشود یا بعد از آن؟
سؤال فنی هنگام رفع مشکلپشتیبانی پرسید از چه دستگاهی استفاده میکنم.
سؤال فنی هنگام رفع مشکلسؤال دقیق هنگام عیبیابی در وقت صرفهجویی میکند.
سؤال فنی هنگام رفع مشکلبخش پرسشهای متداول روش بازنشانی رمز را توضیح میدهد.
پرسشهای متداول همراه با پاسخهای آمادهاین سؤال در صفحهٔ راهنما آمده است.
پرسشهای متداول همراه با پاسخهای آمادهپیش از تماس با پشتیبانی پرسشهای متداول را بخوان.
پرسشهای متداول همراه با پاسخهای آماده«چطور پارک را امنتر کنیم؟» بحث را آغاز کرد.
سؤال برای ایدهپردازی و باز کردن بحثگروه پیش از انتخاب پاسخ ایدهها را جمع کرد.
سؤال برای ایدهپردازی و باز کردن بحثیک سؤال کلی ده پیشنهاد ایجاد کرد.
سؤال برای ایدهپردازی و باز کردن بحثچه شواهدی از این ادعا پشتیبانی میکنند؟
پرسش انتقادی برای بررسی دلیل و شواهدمناظره با سؤالهای محترمانه بهتر شد.
پرسش انتقادی برای بررسی دلیل و شواهداو بدون حمله به سخنران دربارهٔ منبع سؤال کرد.
پرسش انتقادی برای بررسی دلیل و شواهداگر سؤال دارید دستتان را بالا ببرید.
نوبت گرفتن برای پرسیدن سؤال در جمعمجری به هر نفر نوبت صحبت داد.
نوبت گرفتن برای پرسیدن سؤال در جمعبرای دو سؤال دیگر وقت داریم.
نوبت گرفتن برای پرسیدن سؤال در جمعسؤالهایتان را تا عصر چهارشنبه بفرستید.
مهلت ارسال سؤال پیش از جلسه یا آزمونممکن است سؤالهای دیررس مطرح نشوند.
مهلت ارسال سؤال پیش از جلسه یا آزمونفرم مهلت ارسال سؤال را نشان میدهد.
مهلت ارسال سؤال پیش از جلسه یا آزمونJe voudrais poser une question au professeur.
میخواهم از معلم سؤالی بپرسم.
Il est hors de question de partir maintenant.
الان رفتن اصلاً مطرح نیست.
Dans cet article, il est question de climat.
این مقاله دربارهٔ اقلیم است.
Cette étude remet en question notre hypothèse.
این پژوهش فرض ما را زیر سؤال میبرد.
Ce n'est qu'une question de temps.
این فقط مسئلهٔ زمان است.