کشور در این گروه واحد دارای مرز و حکومت است؛ با روستا، منطقه، استان یا صرفاً خاک زمین یکی نیست.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
territoire d'un État avec sa population et ses institutions
کشور در این گروه واحد دارای مرز و حکومت است؛ با روستا، منطقه، استان یا صرفاً خاک زمین یکی نیست.
nom officiel ou usuel d'un État
نام خاص کشور از نام شهر، قاره یا ملیت افراد متفاوت است.
ville où siègent les institutions principales d'un État
پایتخت مرکز اصلی سیاسی کشور است؛ لزوماً بزرگترین شهر کشور نیست.
limite séparant le territoire d'un pays de celui d'un autre
مرز سیاسی یا جغرافیایی بین کشورها منظور است، نه مرز یک استان یا شهر.
drapeau officiel qui représente un pays
پرچم نماد رسمی کشور است و با نشان محلی یا رنگهای تیم ورزشی فرق دارد.
nombre de personnes qui vivent dans un pays
شمار ساکنان کشور با شمار شهروندان یا افراد دارای گذرنامه یکسان نیست.
langues parlées ou reconnues officiellement dans un pays
ممکن است کشوری چندزبانگی داشته باشد؛ زبان رسمی و زبان مردم همیشه یکی نیستند.
traditions, arts et pratiques culturelles présents dans un pays
اشاره به سنتها و زندگی فرهنگی در یک کشور، بدون فرض همگونی همهٔ شهروندان.
événements et transformations du passé d'un pays
گذشتهٔ تاریخی سرزمین یا نظام سیاسی یک کشور، نه فقط یک شهر.
institutions chargées de gouverner un pays
نهادهای ادارهکنندهٔ کشور در برابر مردم و خاک کشور.
activités de production, d'échanges et de services dans un pays
تولید، تجارت و فعالیت اقتصادی در مقیاس یک کشور.
pays qui partage une frontière terrestre avec un autre
دو کشور با مرز زمینی مشترک یا رابطهٔ همسایگی جغرافیایی؛ همیشه به معنی دو شهر نزدیک نیست.
carte montrant le territoire et les frontières d'un pays
نقشهٔ قلمرو یا مرزهای کشور، متفاوت از نقشهٔ یک شهر.
voyager d'un État à un autre en franchissant une frontière nationale
سفر از یک کشور به کشور دیگر؛ نباید با صرف جابهجایی در روستا یا شهر یکی شود.
situation d'un pays qui exerce lui-même son pouvoir politique
موقعیت استقلال سیاسی کشور، متفاوت از آزادی شخصی فرد.
pays d'origine où une marchandise a été produite ou dont elle provient
pays d'origine اینجا منشأ تولید کالا است، نه لزوماً زادبوم شخص.
pays qualifié d'en développement dans une classification socioéconomique
pays en développement یک ردهٔ اجتماعیاقتصادی است؛ نه توصیف مطلق و همیشگی.
le pays en tant que région natale, terre d'origine ou milieu familial
au pays در این گروه به منطقهٔ زادبومی یا خانوادگی برمیگردد، که ممکن است تنها بخشی از یک کشور مستقل باشد.
la monnaie couramment utilisée dans un pays
واحد پول در سطح کشور موضوع است؛ همهٔ کشورها الزاماً پول مستقل ندارند و مثالها نباید چنین ادعایی کنند.
un passeport délivré par les autorités d’un pays
گذرنامه به تابعیت یا مرجع صادرکننده مربوط است، نه مجوز ورود به همهٔ کشورها.
un visa éventuellement nécessaire pour entrer dans un pays
شرایط دریافت روادید برای کشورها و تابعیتهای مختلف متفاوت است؛ مثالها حکم حقوقی عمومی نیستند.
une élection organisée à l’échelle nationale dans un pays
روند رأیگیری کشوری با انتخابات شهری یکی نیست و نوع نظام سیاسی هر کشور متفاوت است.
les lois et les règles applicables dans un pays
قوانین کشوری میتوانند از مقررات محلی یا قوانین کشور دیگر متفاوت باشند.
l’organisation de l’enseignement scolaire dans un pays
ساختار مدرسه و تحصیل در سطح کشور منظور است، نه معنای اسم «مدرسه» بهتنهایی.
les services de santé et l’accès aux soins dans un pays
نظام بهداشت و درمان عمومی کشور را از یک بیمارستان ویژه یا خدمات شخصی جدا نگه میداریم.
les conditions climatiques durables dans les régions d’un pays
اقلیم کلی یک کشور ممکن است در نواحی مختلف متفاوت باشد؛ یک وضعیت روزانهٔ هوا نیست.
le littoral d’un pays qui possède une façade maritime
فقط برای کشورهایی که به دریا راه دارند به کار میرود؛ کشور بیساحل هم کشور است.
les chaînes de montagnes situées dans un pays
وجود کوهستان ویژگی جغرافیایی برخی کشورهاست و برابری کشور با کوه را القا نمیکند.
les plats et les traditions culinaires liés à un pays
غذاهای منتسب به یک کشور ممکن است در کشورهای همسایه هم رایج باشند؛ مرز سیاسی مساوی مرز فرهنگی نیست.
une équipe sportive représentant un pays en compétition
تیم ملی نمایندهٔ ورزشی کشور است، نه نامِ خود کشور یا همهٔ مردم آن.
un jour férié officiellement observé dans un pays
تعطیل رسمی کشوری با تعطیلی شخصی یا جشن محلی یکی نیست.
les marchandises qu’un pays vend et envoie à l’étranger
صادرات مربوط به فرستادن کالا به کشور دیگر است؛ کشور مبدأ بهعنوان برچسب محصول با فرایند صادرات یکی نیست.
Le certificat précise le pays d'origine.
گواهی کشور مبدأ را مشخص میکند.
Ils passent leurs vacances dans un pays voisin.
آنها تعطیلاتشان را در کشور همسایه میگذرانند.
L'article parle des écoles dans les pays en développement.
مقاله دربارهٔ مدرسههای کشورهای در حال توسعه است.
Après ses études, elle est rentrée au pays.
او پس از تحصیل به زادبومش برگشت.
Le pays d'accueil propose des cours de langue.
کشور میزبان کلاسهای زبان ارائه میکند.
کشور، قلمرو یا زادبوم؛ جمع همنوشت pays و کاربرد ویژهٔ au pays برای منطقهٔ زادگاه.
territoire d'un État avec sa population et ses institutions
کشور در این گروه واحد دارای مرز و حکومت است؛ با روستا، منطقه، استان یا صرفاً خاک زمین یکی نیست.
nom officiel ou usuel d'un État
نام خاص کشور از نام شهر، قاره یا ملیت افراد متفاوت است.
ville où siègent les institutions principales d'un État
پایتخت مرکز اصلی سیاسی کشور است؛ لزوماً بزرگترین شهر کشور نیست.
limite séparant le territoire d'un pays de celui d'un autre
مرز سیاسی یا جغرافیایی بین کشورها منظور است، نه مرز یک استان یا شهر.
drapeau officiel qui représente un pays
پرچم نماد رسمی کشور است و با نشان محلی یا رنگهای تیم ورزشی فرق دارد.
nombre de personnes qui vivent dans un pays
شمار ساکنان کشور با شمار شهروندان یا افراد دارای گذرنامه یکسان نیست.
langues parlées ou reconnues officiellement dans un pays
ممکن است کشوری چندزبانگی داشته باشد؛ زبان رسمی و زبان مردم همیشه یکی نیستند.
traditions, arts et pratiques culturelles présents dans un pays
اشاره به سنتها و زندگی فرهنگی در یک کشور، بدون فرض همگونی همهٔ شهروندان.
événements et transformations du passé d'un pays
گذشتهٔ تاریخی سرزمین یا نظام سیاسی یک کشور، نه فقط یک شهر.
institutions chargées de gouverner un pays
نهادهای ادارهکنندهٔ کشور در برابر مردم و خاک کشور.
activités de production, d'échanges et de services dans un pays
تولید، تجارت و فعالیت اقتصادی در مقیاس یک کشور.
pays qui partage une frontière terrestre avec un autre
دو کشور با مرز زمینی مشترک یا رابطهٔ همسایگی جغرافیایی؛ همیشه به معنی دو شهر نزدیک نیست.
carte montrant le territoire et les frontières d'un pays
نقشهٔ قلمرو یا مرزهای کشور، متفاوت از نقشهٔ یک شهر.
voyager d'un État à un autre en franchissant une frontière nationale
سفر از یک کشور به کشور دیگر؛ نباید با صرف جابهجایی در روستا یا شهر یکی شود.
situation d'un pays qui exerce lui-même son pouvoir politique
موقعیت استقلال سیاسی کشور، متفاوت از آزادی شخصی فرد.
pays d'origine où une marchandise a été produite ou dont elle provient
pays d'origine اینجا منشأ تولید کالا است، نه لزوماً زادبوم شخص.
pays qualifié d'en développement dans une classification socioéconomique
pays en développement یک ردهٔ اجتماعیاقتصادی است؛ نه توصیف مطلق و همیشگی.
le pays en tant que région natale, terre d'origine ou milieu familial
au pays در این گروه به منطقهٔ زادبومی یا خانوادگی برمیگردد، که ممکن است تنها بخشی از یک کشور مستقل باشد.
la monnaie couramment utilisée dans un pays
واحد پول در سطح کشور موضوع است؛ همهٔ کشورها الزاماً پول مستقل ندارند و مثالها نباید چنین ادعایی کنند.
un passeport délivré par les autorités d’un pays
گذرنامه به تابعیت یا مرجع صادرکننده مربوط است، نه مجوز ورود به همهٔ کشورها.
un visa éventuellement nécessaire pour entrer dans un pays
شرایط دریافت روادید برای کشورها و تابعیتهای مختلف متفاوت است؛ مثالها حکم حقوقی عمومی نیستند.
une élection organisée à l’échelle nationale dans un pays
روند رأیگیری کشوری با انتخابات شهری یکی نیست و نوع نظام سیاسی هر کشور متفاوت است.
les lois et les règles applicables dans un pays
قوانین کشوری میتوانند از مقررات محلی یا قوانین کشور دیگر متفاوت باشند.
l’organisation de l’enseignement scolaire dans un pays
ساختار مدرسه و تحصیل در سطح کشور منظور است، نه معنای اسم «مدرسه» بهتنهایی.
les services de santé et l’accès aux soins dans un pays
نظام بهداشت و درمان عمومی کشور را از یک بیمارستان ویژه یا خدمات شخصی جدا نگه میداریم.
les conditions climatiques durables dans les régions d’un pays
اقلیم کلی یک کشور ممکن است در نواحی مختلف متفاوت باشد؛ یک وضعیت روزانهٔ هوا نیست.
le littoral d’un pays qui possède une façade maritime
فقط برای کشورهایی که به دریا راه دارند به کار میرود؛ کشور بیساحل هم کشور است.
les chaînes de montagnes situées dans un pays
وجود کوهستان ویژگی جغرافیایی برخی کشورهاست و برابری کشور با کوه را القا نمیکند.
les plats et les traditions culinaires liés à un pays
غذاهای منتسب به یک کشور ممکن است در کشورهای همسایه هم رایج باشند؛ مرز سیاسی مساوی مرز فرهنگی نیست.
une équipe sportive représentant un pays en compétition
تیم ملی نمایندهٔ ورزشی کشور است، نه نامِ خود کشور یا همهٔ مردم آن.
un jour férié officiellement observé dans un pays
تعطیل رسمی کشوری با تعطیلی شخصی یا جشن محلی یکی نیست.
هر کشور قوانین خودش را دارد.
کشور بهعنوان واحد سیاسیآنها سال گذشته به کشور دیگری نقل مکان کردند.
کشور بهعنوان واحد سیاسیدو کشور توافقنامهای امضا کردند.
کشور بهعنوان واحد سیاسینام کشورت را در فرم بنویس.
نام کشوریاد گرفتم نام کشور را چگونه تلفظ کنم.
نام کشوراین کشور مدتها پیش نام رسمیاش را تغییر داد.
نام کشورپایتخت کشور نزدیک ساحل است.
پایتخت کشورمیتوانی پایتخت این کشور را نشان بدهی؟
پایتخت کشوررئیسجمهور به پایتخت کشور برگشت.
پایتخت کشوررودخانه بخشی از مرز کشور را تشکیل میدهد.
مرز کشورآنها از مرز وارد کشور همسایه شدند.
مرز کشورنقشه نشان میدهد دو کشور کجا هممرز میشوند.
مرز کشورپرچم کشور بالای ساختمان در اهتزاز بود.
پرچم کشوربچهها پرچم چند کشور را کشیدند.
پرچم کشوراو رنگهای پرچم کشورش را توضیح داد.
پرچم کشورجمعیت کشور بهآرامی افزایش مییابد.
جمعیت کشورسرشماری افراد ساکن کشور را میشمارد.
جمعیت کشورگزارش جمعیت دو کشور را مقایسه میکند.
جمعیت کشوردر این کشور چند زبان صحبت میشود.
زبانهای کشوراو زبانهای رسمی کشور را مطالعه میکند.
زبانهای کشوربازدیدکنندگان پیش از ورود به کشور تازه چند واژه یاد گرفتند.
زبانهای کشورآشپزی راهی برای شناخت فرهنگ یک کشور است.
فرهنگ کشورجشنواره سنتهای سراسر کشور را گرامی میدارد.
فرهنگ کشورپروژهٔ آنها موسیقی چند کشور را مقایسه میکند.
فرهنگ کشورکتابی دربارهٔ تاریخ کشور خواندیم.
تاریخ کشورموزه بخشی از تاریخ کشور را بازگو میکند.
تاریخ کشورمعلم پرسید کشور چگونه تغییر کرده بود.
تاریخ کشوردولت کشور اقدام تازهای اعلام کرد.
دولت کشورشهروندان به تصمیم دولت اعتراض کردند.
دولت کشورکشورها دولتهای خود را به شیوههای گوناگون سازمان میدهند.
دولت کشورگردشگری در اقتصاد کشور نقش دارد.
اقتصاد کشورگزارش تغییرات اقتصاد ملی را شرح میدهد.
اقتصاد کشورکسبوکارهای کوچک به رشد کشور کمک میکنند.
اقتصاد کشورآنها با خودرو وارد کشور همسایه شدند.
کشور همسایهکشورهای همسایه تصمیم گرفتند از رودخانه حفاظت کنند.
کشور همسایهاین کشور با همسایهاش مرز طولانی مشترکی دارد.
کشور همسایهپایتخت کشور را روی نقشه مشخص کردم.
نقشهٔ کشوراین نقشهٔ کشور رودخانههای اصلیاش را نشان میدهد.
نقشهٔ کشوراو نقشههای قدیمی و جدید کشورش را مقایسه کرد.
نقشهٔ کشورآنها قصد دارند تابستان آینده از کشور دیگری دیدن کنند.
سفر به کشور دیگربا قطار از سه کشور گذشتیم.
سفر به کشور دیگراو پیش از سفر به آن کشور شرایط ورود را بررسی کرد.
سفر به کشور دیگرکشور استقلال خود را با آرامش جشن گرفت.
استقلال کشوردانشآموزان دربارهٔ مسیر کشور بهسوی استقلال گفتوگو کردند.
استقلال کشورموزه سالنی دربارهٔ استقلال کشور دارد.
استقلال کشوربرچسب کشور مبدأ محصول را مشخص میکند.
کشور مبدأ تولید کالاپیش از خرید میوه کشور مبدأ آن را بررسی کن.
کشور مبدأ تولید کالاواردکننده کشور مبدأ کالاها را ثبت کرد.
کشور مبدأ تولید کالاپژوهش سلامت را در کشورهای در حال توسعه بررسی میکند.
کشور در حال توسعهاو آموزش را در چند کشور در حال توسعه مقایسه کرد.
کشور در حال توسعهمفهوم کشور در حال توسعه به معیارهای دقیق نیاز دارد.
کشور در حال توسعهاو پس از ده سال اقامت در پاریس به زادگاه روستاییاش برگشت.
au pays به معنی زادبوم یا منطقهٔ خوددر زادبومش همسایهها هنوز خانوادهٔ او را میشناسند.
au pays به معنی زادبوم یا منطقهٔ خودوقتی او میگوید «le pays»، منظورش منطقهٔ زادگاهش است.
au pays به معنی زادبوم یا منطقهٔ خودپیش از سفر بررسی کن در آن کشور از چه واحد پولی استفاده میشود.
واحد پول رایج کشوردو کشور همسایه ممکن است از یک واحد پول استفاده کنند.
واحد پول رایج کشوراو هنگام رسیدن به کشور پول تبدیل کرد.
واحد پول رایج کشورگذرنامهاش را کشور مبدأ او صادر کرده است.
گذرنامهٔ صادرشده از کشوربرخی کشورها گذرنامههای زیستسنجی صادر میکنند.
گذرنامهٔ صادرشده از کشورپس از گمکردن گذرنامه با کنسولگری کشورش تماس گرفت.
گذرنامهٔ صادرشده از کشورشاید برای ورود به این کشور به ویزا نیاز داشته باشی.
روادید ورود به کشوراو مقررات رسمی روادید آن کشور را بررسی کرد.
روادید ورود به کشورشرایط دریافت ویزا در کشورهای مختلف متفاوت است.
روادید ورود به کشوردر آن کشور بهار انتخابات سراسری برگزار شد.
انتخابات سراسری یک کشوررأیدهندگان سراسر کشور نتایج را دنبال کردند.
انتخابات سراسری یک کشورتاریخ انتخابات بعدی کشور اعلام شد.
انتخابات سراسری یک کشورهر کشور قوانین و مقررات خودش را دارد.
قوانین و مقررات کشوراو پیش از رانندگی در آن کشور قوانین راهنمایی را مطالعه کرد.
قوانین و مقررات کشوربا ورود به کشور دیگر ممکن است قوانین تغییر کنند.
قوانین و مقررات کشورساختار سالهای تحصیلی از کشوری به کشور دیگر فرق میکند.
نظام آموزش عمومی کشورآن کشور برنامهٔ درسی ملی خود را بازبینی کرد.
نظام آموزش عمومی کشورمعلمان سراسر کشور دربارهٔ آموزش گفتوگو کردند.
نظام آموزش عمومی کشورآن کشور دسترسی به درمانگاههای روستایی را بهتر کرد.
خدمات درمانی در کشورخدمات درمانی در مناطق مختلف کشور متفاوتاند.
خدمات درمانی در کشوراو پیش از نقل مکان به کشور دیگری دربارهٔ خدمات درمانی پرسوجو کرد.
خدمات درمانی در کشوراقلیم کشور از شمال تا جنوب تغییر میکند.
اقلیم و شرایط آبوهوایی کشوربرخی مناطق کشور تابستانهای خشکی دارند.
اقلیم و شرایط آبوهوایی کشورپژوهشگران روندهای اقلیمی سراسر کشور را مقایسه کردند.
اقلیم و شرایط آبوهوایی کشوراین کشور ساحل دریایی طولانی دارد.
سواحل و نواحی دریایی کشورروستاهای ماهیگیری در امتداد ساحل کشور قرار دارند.
سواحل و نواحی دریایی کشورآن کشور از چند منطقهٔ طبیعی حفاظتشدهٔ ساحلی نگهداری میکند.
سواحل و نواحی دریایی کشورکوههای بلندی در شرق کشور قرار دارند.
کوهستانها و طبیعت کشوردسترسی به روستاهای کوهستانی کشور در زمستان دشوار است.
کوهستانها و طبیعت کشورکوهنوردان از رشتهکوهی در شمال کشور عبور کردند.
کوهستانها و طبیعت کشوراین کشور به گوناگونی سنتهای آشپزیاش شناخته میشود.
خوراکها و آشپزی سنتی کشوراو دستور غذایی از کشور مبدأ خانوادهاش یاد گرفت.
خوراکها و آشپزی سنتی کشوردستورهای آشپزی در مناطق کشور بسیار متفاوتاند.
خوراکها و آشپزی سنتی کشورتیم ملی فوتبال کشور به فینال رسید.
تیم ورزشی ملی کشورهواداران هنگام مسابقه پرچم کشور خود را تکان میدادند.
تیم ورزشی ملی کشورتیم در مسابقات بینالمللی نمایندهٔ کشورش بود.
تیم ورزشی ملی کشورفردا در این کشور تعطیل رسمی است.
تعطیلات و مناسبتهای رسمی کشورکشور جشن ملیاش را در بهار برگزار میکند.
تعطیلات و مناسبتهای رسمی کشورتاریخ تعطیلات رسمی در کشورهای مختلف ممکن است متفاوت باشد.
تعطیلات و مناسبتهای رسمی کشورآن کشور به چند بازار همسایه میوه صادر میکند.
صادرات کالا از کشورصادرات برای بعضی کشورها درآمد زیادی دارد.
صادرات کالا از کشورشرکت محصولات را از کشور برای مشتریان خارجی میفرستد.
صادرات کالا از کشورLe certificat précise le pays d'origine.
گواهی کشور مبدأ را مشخص میکند.
Ils passent leurs vacances dans un pays voisin.
آنها تعطیلاتشان را در کشور همسایه میگذرانند.
L'article parle des écoles dans les pays en développement.
مقاله دربارهٔ مدرسههای کشورهای در حال توسعه است.
Après ses études, elle est rentrée au pays.
او پس از تحصیل به زادبومش برگشت.
Le pays d'accueil propose des cours de langue.
کشور میزبان کلاسهای زبان ارائه میکند.