«اکنون» نقطهٔ زمانیِ گفتار را نشان میدهد؛ در عبارتهای تأکیدی right now / ahora mismo / tout de suite / genau jetzt / tam şimdi ممکن است فوریت نیز اضافه شود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
L’instant précis où l’on parle.
«اکنون» نقطهٔ زمانیِ گفتار را نشان میدهد؛ در عبارتهای تأکیدی right now / ahora mismo / tout de suite / genau jetzt / tam şimdi ممکن است فوریت نیز اضافه شود.
Une action en cours au moment présent.
اکنون ممکن است به بازهٔ جاری اشاره کند، نه یک ثانیهٔ دقیق؛ ساخت فعل استمراری انگلیسی و زمان حال در زبانهای دیگر به بافت بستگی دارد.
Se trouver à un endroit à l’heure actuelle.
«الآن اینجا» ترکیب زمان و مکان است: here now / aquí ahora / ici maintenant / jetzt hier / şimdi burada. خود now قید مکان نیست.
Disponibilité actuelle d’un service ou d’un lieu.
«الآن باز است» دربارهٔ وضعیت فعلی است، نه وعدهٔ آینده؛ now open / abierto ahora / ouvert maintenant / jetzt geöffnet / şimdi açık.
Les conditions météorologiques du moment.
در گزارش هوا now/ahora/maintenant/jetzt/şimdi به وضعیت حاضر اشاره دارد؛ تغییر نسبت به صبح یا دیروز معنای جداگانهای است.
Opposition entre un état passé et la situation présente.
قید «اکنون» در تقابل با before/antes/avant/früher/önceden وضع فعلی را از گذشته جدا میکند؛ این کاربرد با «امروزه» کلی یکی نیست.
Une règle ou situation qui commence maintenant et se poursuit.
From now on / de ahora en adelante / désormais ou à partir de maintenant / ab jetzt / şimdiden itibaren / «از الآن به بعد» نقطهٔ شروع در حال و ادامه در آینده را میسازند.
Une période allant du passé jusqu’au moment présent.
Until now / hasta ahora / jusqu’à maintenant / bis jetzt / şimdiye kadar / «تا الآن» بازهٔ پیش از حال را میسنجد؛ ممکن است وضعیت در اکنون تغییر کند.
Le moment présent comme début d’une action.
«همین حالا شروع کنیم» معمولاً پیشنهاد عمل فوری است؛ now بهتنهایی همیشه معادل immediately نیست. در ترکی şimdi başlayalım و در آلمانی fangen wir jetzt an.
Refuser ou repousser une action pour le moment.
Not now / ahora no / pas maintenant / jetzt nicht / şimdi değil / «الآن نه» تعویقِ مؤدبانه یا قاطع است و الزاماً به معنی «هرگز» نیست.
Choisir entre agir maintenant et agir plus tard.
Now or later / ahora o después / maintenant ou plus tard / jetzt oder später / şimdi mi sonra mı تفاوت انتخاب زمان را نشان میدهند؛ later ≠ tomorrow.
Comprendre quelque chose à ce moment précis.
«الآن فهمیدم» آغاز آگاهی در زمان حاضر را نشان میدهد؛ زمان فعل در زبانها یکسان نیست: I understand now / ahora lo entiendo / maintenant je comprends / jetzt verstehe ich / şimdi anladım.
Le moment où vient le tour de quelqu’un.
Now it’s your turn / ahora te toca / maintenant c’est ton tour / jetzt bist du dran / şimdi sıra sende در بازی، کلاس و صف کاربرد دارد؛ now زمانِ تغییر نوبت را میسازد.
Une occasion décisive qu’il faut saisir maintenant.
Now or never / ahora o nunca / maintenant ou jamais / jetzt oder nie / şimdi ya da asla عبارتِ تأکیدیِ انتخابِ فرصت است؛ شدت آن از یک now ساده بیشتر است.
Un nouvel état valable à présent.
Now can mark a result of a recent change: it is now ready / ahora está listo / c’est maintenant prêt / es ist jetzt fertig / şimdi hazır. Current result ≠ future promise.
Présenter une situation présente qui permet la suite.
Now that / ahora que / maintenant que / jetzt, wo / şimdi ... -dığına göre نقش جملهوارهای دارد. این پیوندها در همین ساختِ دارای «اکنون» درستاند؛ نباید هر چون/زیرا را مترادف now دانست.
Introduire la prochaine étape d’une explication.
Now در انگلیسی و معادلهای آن میتوانند آغاز مرحله یا موضوعی تازه را اعلام کنند؛ این کاربرد گفتاری را با قیدِ صرفاً لحظهای اشتباه نگیر.
Le moment présent comme repère pour le temps restant.
وقتی زمانِ باقیمانده اندازهگیری میشود، now نقطهٔ محاسبه است: we have ten minutes now / ahora nos quedan... / il nous reste... maintenant / jetzt haben wir... / şimdi ... vaktimiz var.
Une position ou une information sur les transports au moment présent.
«الآن در ایستگاه است» وضعیت فعلی را میگوید؛ از آن نمیتوان برنامهٔ حرکت بعدی را نتیجه گرفت.
Une option ou une opération de paiement disponible maintenant.
زمان پرداخت یا دسترسبودن روش پرداخت از وضعیت اکنون خبر میدهد؛ «هماکنون» لزوماً به معنای فوریت اجباری نیست.
Un devoir effectué ou vérifié au moment où l'on parle.
برای کاری که درست در زمان گفتار در جریان است، هر زبان ساخت طبیعی خودش را دارد؛ در انگلیسی اغلب حال استمراری میآید.
Une réunion en ligne ou une diffusion en direct en cours.
در این بافت «الآن» همزمانی با پخش زنده یا حضور در جلسه را میرساند؛ پیوند ضبطشدهٔ دیروز معنای دیگری دارد.
Une réparation ou une vérification en cours maintenant.
«الآن دارند تعمیر میکنند» یک فرایند جاری است، نه نتیجهٔ قطعی تعمیر؛ حالت دستگاه پس از آن جداگانه بیان میشود.
Les services ou emprunts disponibles à la bibliothèque maintenant.
در «اکنون میتوانی کتاب را امانت بگیری» قید زمان به امکان فعلی اشاره دارد؛ برنامهٔ دائمی کتابخانه را ثابت نمیکند.
Une conversation téléphonique ou vidéo familiale en cours.
«الآن پشت خط است» وضعیت فعلی مکالمه را نشان میدهد؛ «همین الآن تماس گرفت» در بعضی زبانها نزدیکگذشته است و ساخت متفاوت میخواهد.
Prendre une décision au stade actuel d'une discussion.
«الآن تصمیم بگیریم» نقطهٔ تصمیمگیری را مشخص میکند، ولی لزوماً به معنی «بلافاصله و بدون فکر» نیست.
Comparer une mesure ou un état actuel avec un état antérieur.
در مقایسهٔ «قبلاً» و «الآن» باید مرز تغییر روشن باشد؛ «اکنون» با واژههای کلیِ «این روزها» هممعنی نیست.
Une situation présente pendant un jour férié ou une fête.
جملهها مثالهای فرضیاند؛ «امروز تعطیل است» به زمان و محل گفتار وابسته است و از آن نمیتوان وضعیت واقعی هیچ ادارهای را فهمید.
Décrire un ressenti ou un service de santé disponible à présent.
«الآن بهترم» فقط وضعیت گوینده در زمان گفتار را گزارش میکند؛ این جملهٔ آموزشی تشخیص یا توصیهٔ پزشکی نیست.
Une table, une commande ou un service de restaurant disponible maintenant.
وجود میز یا آمادهبودن غذا در این مثالها فرضی است؛ «الآن» زمانِ همین موقعیت را نشان میدهد، نه ساعت دائمی کار رستوران.
Un spectacle ou une présentation en cours en ce moment.
وقتی اجرا اکنون در جریان است، فعل زمان حال یا استمراری طبیعی هر زبان به کار میرود؛ «همین الآن تمام شد» از نظر زمانی با اجرا در حال انجام فرق دارد.
Une aide collective ou une activité bénévole qui se déroule maintenant.
«الآن داوطلبها کمک میکنند» یک کنش جاری را توصیف میکند و تعهد یا برنامهٔ آیندهٔ آنها را تضمین نمیکند.
Vous pouvez commencer dès maintenant.
میتوانید از همین الآن شروع کنید.
À partir de maintenant, nous vérifierons chaque adresse.
از این به بعد هر نشانی را بررسی میکنیم.
Pas maintenant, je termine mon travail.
الآن نه، دارم کارم را تمام میکنم.
Maintenant que tu es là, ouvrons le dossier.
حالا که اینجایی، پرونده را باز کنیم.
C’est maintenant ou jamais ; essayons.
اکنون یا هرگز؛ امتحان کنیم.
Maintenant یعنی «اکنون». Dès maintenant و à partir de maintenant شروع از حال، jusqu’à maintenant امتداد تا حال و maintenant que جملهٔ «حالا که» را میسازد. Tout de suite الزامِ فوریبودن را بیشتر نشان میدهد.
L’instant précis où l’on parle.
«اکنون» نقطهٔ زمانیِ گفتار را نشان میدهد؛ در عبارتهای تأکیدی right now / ahora mismo / tout de suite / genau jetzt / tam şimdi ممکن است فوریت نیز اضافه شود.
Une action en cours au moment présent.
اکنون ممکن است به بازهٔ جاری اشاره کند، نه یک ثانیهٔ دقیق؛ ساخت فعل استمراری انگلیسی و زمان حال در زبانهای دیگر به بافت بستگی دارد.
Se trouver à un endroit à l’heure actuelle.
«الآن اینجا» ترکیب زمان و مکان است: here now / aquí ahora / ici maintenant / jetzt hier / şimdi burada. خود now قید مکان نیست.
Disponibilité actuelle d’un service ou d’un lieu.
«الآن باز است» دربارهٔ وضعیت فعلی است، نه وعدهٔ آینده؛ now open / abierto ahora / ouvert maintenant / jetzt geöffnet / şimdi açık.
Les conditions météorologiques du moment.
در گزارش هوا now/ahora/maintenant/jetzt/şimdi به وضعیت حاضر اشاره دارد؛ تغییر نسبت به صبح یا دیروز معنای جداگانهای است.
Opposition entre un état passé et la situation présente.
قید «اکنون» در تقابل با before/antes/avant/früher/önceden وضع فعلی را از گذشته جدا میکند؛ این کاربرد با «امروزه» کلی یکی نیست.
Une règle ou situation qui commence maintenant et se poursuit.
From now on / de ahora en adelante / désormais ou à partir de maintenant / ab jetzt / şimdiden itibaren / «از الآن به بعد» نقطهٔ شروع در حال و ادامه در آینده را میسازند.
Une période allant du passé jusqu’au moment présent.
Until now / hasta ahora / jusqu’à maintenant / bis jetzt / şimdiye kadar / «تا الآن» بازهٔ پیش از حال را میسنجد؛ ممکن است وضعیت در اکنون تغییر کند.
Le moment présent comme début d’une action.
«همین حالا شروع کنیم» معمولاً پیشنهاد عمل فوری است؛ now بهتنهایی همیشه معادل immediately نیست. در ترکی şimdi başlayalım و در آلمانی fangen wir jetzt an.
Refuser ou repousser une action pour le moment.
Not now / ahora no / pas maintenant / jetzt nicht / şimdi değil / «الآن نه» تعویقِ مؤدبانه یا قاطع است و الزاماً به معنی «هرگز» نیست.
Choisir entre agir maintenant et agir plus tard.
Now or later / ahora o después / maintenant ou plus tard / jetzt oder später / şimdi mi sonra mı تفاوت انتخاب زمان را نشان میدهند؛ later ≠ tomorrow.
Comprendre quelque chose à ce moment précis.
«الآن فهمیدم» آغاز آگاهی در زمان حاضر را نشان میدهد؛ زمان فعل در زبانها یکسان نیست: I understand now / ahora lo entiendo / maintenant je comprends / jetzt verstehe ich / şimdi anladım.
Le moment où vient le tour de quelqu’un.
Now it’s your turn / ahora te toca / maintenant c’est ton tour / jetzt bist du dran / şimdi sıra sende در بازی، کلاس و صف کاربرد دارد؛ now زمانِ تغییر نوبت را میسازد.
Une occasion décisive qu’il faut saisir maintenant.
Now or never / ahora o nunca / maintenant ou jamais / jetzt oder nie / şimdi ya da asla عبارتِ تأکیدیِ انتخابِ فرصت است؛ شدت آن از یک now ساده بیشتر است.
Un nouvel état valable à présent.
Now can mark a result of a recent change: it is now ready / ahora está listo / c’est maintenant prêt / es ist jetzt fertig / şimdi hazır. Current result ≠ future promise.
Présenter une situation présente qui permet la suite.
Now that / ahora que / maintenant que / jetzt, wo / şimdi ... -dığına göre نقش جملهوارهای دارد. این پیوندها در همین ساختِ دارای «اکنون» درستاند؛ نباید هر چون/زیرا را مترادف now دانست.
Introduire la prochaine étape d’une explication.
Now در انگلیسی و معادلهای آن میتوانند آغاز مرحله یا موضوعی تازه را اعلام کنند؛ این کاربرد گفتاری را با قیدِ صرفاً لحظهای اشتباه نگیر.
Le moment présent comme repère pour le temps restant.
وقتی زمانِ باقیمانده اندازهگیری میشود، now نقطهٔ محاسبه است: we have ten minutes now / ahora nos quedan... / il nous reste... maintenant / jetzt haben wir... / şimdi ... vaktimiz var.
Une position ou une information sur les transports au moment présent.
«الآن در ایستگاه است» وضعیت فعلی را میگوید؛ از آن نمیتوان برنامهٔ حرکت بعدی را نتیجه گرفت.
Une option ou une opération de paiement disponible maintenant.
زمان پرداخت یا دسترسبودن روش پرداخت از وضعیت اکنون خبر میدهد؛ «هماکنون» لزوماً به معنای فوریت اجباری نیست.
Un devoir effectué ou vérifié au moment où l'on parle.
برای کاری که درست در زمان گفتار در جریان است، هر زبان ساخت طبیعی خودش را دارد؛ در انگلیسی اغلب حال استمراری میآید.
Une réunion en ligne ou une diffusion en direct en cours.
در این بافت «الآن» همزمانی با پخش زنده یا حضور در جلسه را میرساند؛ پیوند ضبطشدهٔ دیروز معنای دیگری دارد.
Une réparation ou une vérification en cours maintenant.
«الآن دارند تعمیر میکنند» یک فرایند جاری است، نه نتیجهٔ قطعی تعمیر؛ حالت دستگاه پس از آن جداگانه بیان میشود.
Les services ou emprunts disponibles à la bibliothèque maintenant.
در «اکنون میتوانی کتاب را امانت بگیری» قید زمان به امکان فعلی اشاره دارد؛ برنامهٔ دائمی کتابخانه را ثابت نمیکند.
Une conversation téléphonique ou vidéo familiale en cours.
«الآن پشت خط است» وضعیت فعلی مکالمه را نشان میدهد؛ «همین الآن تماس گرفت» در بعضی زبانها نزدیکگذشته است و ساخت متفاوت میخواهد.
Prendre une décision au stade actuel d'une discussion.
«الآن تصمیم بگیریم» نقطهٔ تصمیمگیری را مشخص میکند، ولی لزوماً به معنی «بلافاصله و بدون فکر» نیست.
Comparer une mesure ou un état actuel avec un état antérieur.
در مقایسهٔ «قبلاً» و «الآن» باید مرز تغییر روشن باشد؛ «اکنون» با واژههای کلیِ «این روزها» هممعنی نیست.
Une situation présente pendant un jour férié ou une fête.
جملهها مثالهای فرضیاند؛ «امروز تعطیل است» به زمان و محل گفتار وابسته است و از آن نمیتوان وضعیت واقعی هیچ ادارهای را فهمید.
Décrire un ressenti ou un service de santé disponible à présent.
«الآن بهترم» فقط وضعیت گوینده در زمان گفتار را گزارش میکند؛ این جملهٔ آموزشی تشخیص یا توصیهٔ پزشکی نیست.
Une table, une commande ou un service de restaurant disponible maintenant.
وجود میز یا آمادهبودن غذا در این مثالها فرضی است؛ «الآن» زمانِ همین موقعیت را نشان میدهد، نه ساعت دائمی کار رستوران.
Un spectacle ou une présentation en cours en ce moment.
وقتی اجرا اکنون در جریان است، فعل زمان حال یا استمراری طبیعی هر زبان به کار میرود؛ «همین الآن تمام شد» از نظر زمانی با اجرا در حال انجام فرق دارد.
الآن صدای زنگ را میشنوم.
دقیقاً همین لحظههمین الآن چراغ روشن شد.
دقیقاً همین لحظهالآن به ساعت نگاه کن.
دقیقاً همین لحظهالآن دارم برای امتحان آماده میشوم.
کاری که اکنون ادامه دارداو الآن با مشتری صحبت میکند.
کاری که اکنون ادامه داردالآن دارند سقف را تعمیر میکنند.
کاری که اکنون ادامه داردالآن در کتابخانه هستیم؛ آرام حرف بزن.
حضور در جایی در حال حاضراو قبلاً در تهران بود، ولی الآن اینجاست.
حضور در جایی در حال حاضرالآن کجا ایستادهای؟
حضور در جایی در حال حاضراین فروشگاه الآن باز است.
وضعیت بازبودن یا در دسترسبودن اکنونآیا الآن یک میز خالی دارید؟
وضعیت بازبودن یا در دسترسبودن اکنوناین بخش الآن برای بازدیدکنندگان قابلدسترس است.
وضعیت بازبودن یا در دسترسبودن اکنونالآن باران شدیدی میبارد.
آبوهوای همین حالاصبح هوا سرد بود، اما الآن گرم است.
آبوهوای همین حالاالآن باد آرام شده است.
آبوهوای همین حالاقبلاً این خیابان خلوت بود، اما الآن شلوغ است.
مقایسهٔ گذشته با اکنونقبلاً نمیتوانستم شنا کنم؛ الآن میتوانم.
مقایسهٔ گذشته با اکنونقبلاً این واژه را اشتباه میگفتم؛ الآن درست میگویم.
مقایسهٔ گذشته با اکنوناز الآن به بعد هر روز تمرین میکنیم.
از اکنون به بعداز الآن به بعد این در ساعت هشت بسته میشود.
از اکنون به بعداز الآن به بعد همهٔ تغییرات را ثبت کن.
از اکنون به بعدتا الآن سه فصل از کتاب را خواندهام.
از گذشته تا همین اکنونتا الآن هیچ پاسخی دریافت نکردهایم.
از گذشته تا همین اکنونتا الآن همهچیز طبق برنامه پیش رفته است.
از گذشته تا همین اکنوناکنون کلاس را شروع میکنیم.
شروع کار در همین زماناز همین الآن شمارش را شروع کن.
شروع کار در همین زمانالآن وقت خوبی برای آغاز کار است.
شروع کار در همین زمانالآن نه؛ لطفاً ده دقیقه دیگر بیا.
الآن نه؛ درخواست برای تعویقالآن نمیتوانم صحبت کنم؛ در جلسهام.
الآن نه؛ درخواست برای تعویقالآن زمان مناسبی برای این سؤال نیست.
الآن نه؛ درخواست برای تعویقمیخواهی الآن برویم یا بعداً؟
انتخاب میان اکنون و بعداًمیتوانی الآن پرداخت کنی یا فردا.
انتخاب میان اکنون و بعداًباید الآن تصمیم بگیریم یا وقت داریم؟
انتخاب میان اکنون و بعداًالآن منظور حرفت را فهمیدم.
درک تازه در همین لحظهالآن میدانم چرا قطار تأخیر داشت.
درک تازه در همین لحظهالآن اشتباهم را میبینم و اصلاحش میکنم.
درک تازه در همین لحظهالآن نوبت توست؛ کارت را بردار.
اکنون نوبتِ کسی استمن سؤالم را پرسیدم، الآن تو بپرس.
اکنون نوبتِ کسی استالآن بچهها میتوانند جواب بدهند.
اکنون نوبتِ کسی استاکنون یا هرگز؛ باید تصمیم بگیریم.
اکنون یا هرگز؛ فرصت فوریاگر الآن اقدام نکنیم، فرصت از دست میرود.
اکنون یا هرگز؛ فرصت فوریالآن بهترین زمان برای پرسیدن است.
اکنون یا هرگز؛ فرصت فوریسفارش الآن آمادهٔ تحویل است.
وضعیتی که اکنون تغییر کرده استراهی که بسته بود، الآن دوباره باز شده است.
وضعیتی که اکنون تغییر کرده استنتیجهٔ آزمایش الآن در سامانه دیده میشود.
وضعیتی که اکنون تغییر کرده استحالا که اینجا هستی، نقشه را با هم ببینیم.
حالا که؛ وضعیت حاضر بهعنوان زمینهحالا که باران قطع شده، میتوانیم بیرون برویم.
حالا که؛ وضعیت حاضر بهعنوان زمینهحالا که وقت داریم، یک بار دیگر تمرین کنیم.
حالا که؛ وضعیت حاضر بهعنوان زمینهحالا برویم سراغ مثال دوم.
اکنون؛ گذار به مرحلهٔ بعدی گفتگواکنون میخواهم یک نکتهٔ مهم را توضیح بدهم.
اکنون؛ گذار به مرحلهٔ بعدی گفتگوخوب، حالا به تصویر نگاه کنید.
اکنون؛ گذار به مرحلهٔ بعدی گفتگوالآن فقط ده دقیقه وقت داریم.
زمان باقیمانده از همین حالاالآن تا حرکت قطار نیم ساعت مانده است.
زمان باقیمانده از همین حالاالآن برای یک سؤال دیگر وقت هست.
زمان باقیمانده از همین حالااتوبوس الآن در ایستگاه است؛ سریع بیا.
وضعیت حملونقل عمومی در همین لحظهالآن روی تابلو نوشته قطار تأخیر دارد.
وضعیت حملونقل عمومی در همین لحظهالآن مترو شلوغ است؛ کمی صبر کنیم.
وضعیت حملونقل عمومی در همین لحظهاکنون میتوانی با کارت پرداخت کنی.
امکان پرداخت در لحظهٔ فعلیسامانهٔ پرداخت الآن دوباره کار میکند.
امکان پرداخت در لحظهٔ فعلیمن الآن مبلغ را در برنامه میبینم.
امکان پرداخت در لحظهٔ فعلیالآن دارم جواب سؤال سوم را مینویسم.
انجام تمرین و تکلیف در همین زمانمعلم الآن تکلیفها را بررسی میکند.
انجام تمرین و تکلیف در همین زمانالآن میتوانیم تمرین را با هم حل کنیم.
انجام تمرین و تکلیف در همین زمانجلسهٔ آنلاین الآن در حال پخش است.
رویداد مجازی در حال برگزاریالآن صدای سخنران را واضح میشنوم.
رویداد مجازی در حال برگزاریاکنون میتوانی پرسشت را در گفتوگو بنویسی.
رویداد مجازی در حال برگزاریتعمیرکار الآن دارد دستگاه را بررسی میکند.
تعمیر یا بررسی وسیله در حال انجاماکنون چراغ خطا خاموش است، ولی دستگاه هنوز صدا میدهد.
تعمیر یا بررسی وسیله در حال انجامالآن نمیتوانیم از آسانسور استفاده کنیم؛ در حال تعمیر است.
تعمیر یا بررسی وسیله در حال انجامکتابخانه الآن خلوت است؛ میتوانیم درس بخوانیم.
خدمات کتابخانه در لحظهٔ حاضراکنون میتوانی کتاب را از میز امانت بگیری.
خدمات کتابخانه در لحظهٔ حاضراین رایانه الآن آزاد است؛ از آن استفاده کن.
خدمات کتابخانه در لحظهٔ حاضرمادربزرگم الآن پشت خط است؛ سلام کن.
تماس خانوادگی در حال انجامالآن داریم با خواهرم تصویری صحبت میکنیم.
تماس خانوادگی در حال انجامصدایت را الآن بهتر میشنوم؛ تماس را قطع نکن.
تماس خانوادگی در حال انجاماکنون باید بین این دو طرح یکی را انتخاب کنیم.
انتخابی که در زمان حاضر باید انجام شودالآن اطلاعات کافی برای تصمیم داریم.
انتخابی که در زمان حاضر باید انجام شودبهتر است الآن نتیجهٔ گفتوگو را ثبت کنیم.
انتخابی که در زمان حاضر باید انجام شوداکنون این مسیر کوتاهتر از مسیر قبلی است.
مقایسهٔ وضعیت اکنون و پیشترقبلاً صفحه تار بود، اما الآن واضح است.
مقایسهٔ وضعیت اکنون و پیشتراکنون قیمت روی برچسب با فاکتور یکی است.
مقایسهٔ وضعیت اکنون و پیشتراکنون میدان برای جشن آماده است.
وضعیت فعلی در روز تعطیل یا جشناداره الآن تعطیل است؛ فردا دوباره مراجعه کن.
وضعیت فعلی در روز تعطیل یا جشنالآن موسیقی در پارک پخش میشود.
وضعیت فعلی در روز تعطیل یا جشناکنون بعد از استراحت بهترم.
شرح وضعیت جسمی در لحظهٔ حاضرپرستار الآن فشار خونم را اندازه میگیرد.
شرح وضعیت جسمی در لحظهٔ حاضراکنون مسئول پذیرش شمارهٔ نوبتم را میخواند.
شرح وضعیت جسمی در لحظهٔ حاضرالآن یک میز کنار پنجره خالی شده است.
خدمت و سفارش رستوران در همین زمانآشپز الآن غذای ما را آماده میکند.
خدمت و سفارش رستوران در همین زماناکنون میتوانیم صورتحساب را درخواست کنیم.
خدمت و سفارش رستوران در همین زمانگروه موسیقی الآن روی صحنه است.
اجرایی که در همین لحظه جریان دارداکنون بازیگر جملهٔ آخر را میگوید.
اجرایی که در همین لحظه جریان داردتماشاگران الآن با دقت به اجرا گوش میدهند.
اجرایی که در همین لحظه جریان داردداوطلبها الآن کتابهای اهدایی را دستهبندی میکنند.
کمک داوطلبانهٔ در حال انجاماکنون چند نفر برای تمیزکردن پارک کمک میکنند.
کمک داوطلبانهٔ در حال انجامالآن در مرکز محله بستههای غذا آماده میشود.
کمک داوطلبانهٔ در حال انجامVous pouvez commencer dès maintenant.
میتوانید از همین الآن شروع کنید.
À partir de maintenant, nous vérifierons chaque adresse.
از این به بعد هر نشانی را بررسی میکنیم.
Pas maintenant, je termine mon travail.
الآن نه، دارم کارم را تمام میکنم.
Maintenant que tu es là, ouvrons le dossier.
حالا که اینجایی، پرونده را باز کنیم.
C’est maintenant ou jamais ; essayons.
اکنون یا هرگز؛ امتحان کنیم.