«اکنون» نقطهٔ زمانیِ گفتار را نشان میدهد؛ در عبارتهای تأکیدی right now / ahora mismo / tout de suite / genau jetzt / tam şimdi ممکن است فوریت نیز اضافه شود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
Der genaue Augenblick des Sprechens.
«اکنون» نقطهٔ زمانیِ گفتار را نشان میدهد؛ در عبارتهای تأکیدی right now / ahora mismo / tout de suite / genau jetzt / tam şimdi ممکن است فوریت نیز اضافه شود.
Eine Tätigkeit, die gerade stattfindet.
اکنون ممکن است به بازهٔ جاری اشاره کند، نه یک ثانیهٔ دقیق؛ ساخت فعل استمراری انگلیسی و زمان حال در زبانهای دیگر به بافت بستگی دارد.
Sich jetzt an einem bestimmten Ort befinden.
«الآن اینجا» ترکیب زمان و مکان است: here now / aquí ahora / ici maintenant / jetzt hier / şimdi burada. خود now قید مکان نیست.
Gegenwärtige Verfügbarkeit eines Dienstes oder Ortes.
«الآن باز است» دربارهٔ وضعیت فعلی است، نه وعدهٔ آینده؛ now open / abierto ahora / ouvert maintenant / jetzt geöffnet / şimdi açık.
Das Wetter zum gegenwärtigen Zeitpunkt.
در گزارش هوا now/ahora/maintenant/jetzt/şimdi به وضعیت حاضر اشاره دارد؛ تغییر نسبت به صبح یا دیروز معنای جداگانهای است.
Gegenüberstellung eines früheren und des jetzigen Zustands.
قید «اکنون» در تقابل با before/antes/avant/früher/önceden وضع فعلی را از گذشته جدا میکند؛ این کاربرد با «امروزه» کلی یکی نیست.
Eine Regel oder Lage, die jetzt beginnt und künftig gilt.
From now on / de ahora en adelante / désormais ou à partir de maintenant / ab jetzt / şimdiden itibaren / «از الآن به بعد» نقطهٔ شروع در حال و ادامه در آینده را میسازند.
Ein Zeitraum von früher bis zum jetzigen Moment.
Until now / hasta ahora / jusqu’à maintenant / bis jetzt / şimdiye kadar / «تا الآن» بازهٔ پیش از حال را میسنجد؛ ممکن است وضعیت در اکنون تغییر کند.
Der gegenwärtige Moment als Beginn einer Tätigkeit.
«همین حالا شروع کنیم» معمولاً پیشنهاد عمل فوری است؛ now بهتنهایی همیشه معادل immediately نیست. در ترکی şimdi başlayalım و در آلمانی fangen wir jetzt an.
Eine Handlung jetzt ablehnen oder verschieben.
Not now / ahora no / pas maintenant / jetzt nicht / şimdi değil / «الآن نه» تعویقِ مؤدبانه یا قاطع است و الزاماً به معنی «هرگز» نیست.
Die Wahl zwischen jetzt und einem späteren Zeitpunkt.
Now or later / ahora o después / maintenant ou plus tard / jetzt oder später / şimdi mi sonra mı تفاوت انتخاب زمان را نشان میدهند؛ later ≠ tomorrow.
Etwas im jetzigen Augenblick verstehen.
«الآن فهمیدم» آغاز آگاهی در زمان حاضر را نشان میدهد؛ زمان فعل در زبانها یکسان نیست: I understand now / ahora lo entiendo / maintenant je comprends / jetzt verstehe ich / şimdi anladım.
Der Zeitpunkt, an dem jemand an der Reihe ist.
Now it’s your turn / ahora te toca / maintenant c’est ton tour / jetzt bist du dran / şimdi sıra sende در بازی، کلاس و صف کاربرد دارد؛ now زمانِ تغییر نوبت را میسازد.
Eine entscheidende Gelegenheit, die man jetzt ergreifen muss.
Now or never / ahora o nunca / maintenant ou jamais / jetzt oder nie / şimdi ya da asla عبارتِ تأکیدیِ انتخابِ فرصت است؛ شدت آن از یک now ساده بیشتر است.
Ein neuer Zustand, der jetzt gilt.
Now can mark a result of a recent change: it is now ready / ahora está listo / c’est maintenant prêt / es ist jetzt fertig / şimdi hazır. Current result ≠ future promise.
Eine gegenwärtige Lage nennen, die den nächsten Schritt ermöglicht.
Now that / ahora que / maintenant que / jetzt, wo / şimdi ... -dığına göre نقش جملهوارهای دارد. این پیوندها در همین ساختِ دارای «اکنون» درستاند؛ نباید هر چون/زیرا را مترادف now دانست.
Den nächsten Schritt einer Erklärung einleiten.
Now در انگلیسی و معادلهای آن میتوانند آغاز مرحله یا موضوعی تازه را اعلام کنند؛ این کاربرد گفتاری را با قیدِ صرفاً لحظهای اشتباه نگیر.
Der jetzige Zeitpunkt als Bezug für verbleibende Zeit.
وقتی زمانِ باقیمانده اندازهگیری میشود، now نقطهٔ محاسبه است: we have ten minutes now / ahora nos quedan... / il nous reste... maintenant / jetzt haben wir... / şimdi ... vaktimiz var.
Ein aktueller Standort oder Hinweis im öffentlichen Verkehr.
«الآن در ایستگاه است» وضعیت فعلی را میگوید؛ از آن نمیتوان برنامهٔ حرکت بعدی را نتیجه گرفت.
Eine Zahlungsoption oder Transaktion, die jetzt verfügbar ist.
زمان پرداخت یا دسترسبودن روش پرداخت از وضعیت اکنون خبر میدهد؛ «هماکنون» لزوماً به معنای فوریت اجباری نیست.
Hausaufgaben, die gerade erledigt oder kontrolliert werden.
برای کاری که درست در زمان گفتار در جریان است، هر زبان ساخت طبیعی خودش را دارد؛ در انگلیسی اغلب حال استمراری میآید.
Eine Online-Besprechung oder Liveübertragung, die jetzt stattfindet.
در این بافت «الآن» همزمانی با پخش زنده یا حضور در جلسه را میرساند؛ پیوند ضبطشدهٔ دیروز معنای دیگری دارد.
Eine Reparatur oder Prüfung, die gerade durchgeführt wird.
«الآن دارند تعمیر میکنند» یک فرایند جاری است، نه نتیجهٔ قطعی تعمیر؛ حالت دستگاه پس از آن جداگانه بیان میشود.
Bibliotheksdienste oder Ausleihmöglichkeiten im jetzigen Moment.
در «اکنون میتوانی کتاب را امانت بگیری» قید زمان به امکان فعلی اشاره دارد؛ برنامهٔ دائمی کتابخانه را ثابت نمیکند.
Ein Telefon- oder Videogespräch mit der Familie im Augenblick.
«الآن پشت خط است» وضعیت فعلی مکالمه را نشان میدهد؛ «همین الآن تماس گرفت» در بعضی زبانها نزدیکگذشته است و ساخت متفاوت میخواهد.
Eine Entscheidung zum jetzigen Zeitpunkt einer Besprechung.
«الآن تصمیم بگیریم» نقطهٔ تصمیمگیری را مشخص میکند، ولی لزوماً به معنی «بلافاصله و بدون فکر» نیست.
Der Vergleich eines jetzigen Werts oder Zustands mit einem früheren.
در مقایسهٔ «قبلاً» و «الآن» باید مرز تغییر روشن باشد؛ «اکنون» با واژههای کلیِ «این روزها» هممعنی نیست.
Eine aktuelle Situation an einem Feiertag oder bei einem Fest.
جملهها مثالهای فرضیاند؛ «امروز تعطیل است» به زمان و محل گفتار وابسته است و از آن نمیتوان وضعیت واقعی هیچ ادارهای را فهمید.
Das momentane Befinden oder einen verfügbaren Gesundheitsdienst beschreiben.
«الآن بهترم» فقط وضعیت گوینده در زمان گفتار را گزارش میکند؛ این جملهٔ آموزشی تشخیص یا توصیهٔ پزشکی نیست.
Ein Tisch, eine Bestellung oder ein Service, der jetzt verfügbar ist.
وجود میز یا آمادهبودن غذا در این مثالها فرضی است؛ «الآن» زمانِ همین موقعیت را نشان میدهد، نه ساعت دائمی کار رستوران.
Eine Aufführung oder Präsentation, die gerade stattfindet.
وقتی اجرا اکنون در جریان است، فعل زمان حال یا استمراری طبیعی هر زبان به کار میرود؛ «همین الآن تمام شد» از نظر زمانی با اجرا در حال انجام فرق دارد.
Ehrenamtliche oder gemeinschaftliche Hilfe, die jetzt stattfindet.
«الآن داوطلبها کمک میکنند» یک کنش جاری را توصیف میکند و تعهد یا برنامهٔ آیندهٔ آنها را تضمین نمیکند.
Genau jetzt beginnt die Vorstellung.
نمایش دقیقاً همین الآن شروع میشود.
Ab jetzt verwenden wir die neue Liste.
از اکنون به بعد از فهرست جدید استفاده میکنیم.
Jetzt nicht, ich muss erst telefonieren.
الآن نه، اول باید تماس بگیرم.
Jetzt, wo du hier bist, können wir anfangen.
حالا که اینجایی، میتوانیم شروع کنیم.
Jetzt oder nie: Wir melden uns heute an.
اکنون یا هرگز: امروز ثبتنام میکنیم.
Jetzt یعنی «اکنون». Ab jetzt و von jetzt an از همین زمان به آینده میروند؛ bis jetzt از گذشته تا حال میآید. در jetzt, wo ساختِ «حالا که» داریم و sofort لزوماً همان jetzt نیست.
Der genaue Augenblick des Sprechens.
«اکنون» نقطهٔ زمانیِ گفتار را نشان میدهد؛ در عبارتهای تأکیدی right now / ahora mismo / tout de suite / genau jetzt / tam şimdi ممکن است فوریت نیز اضافه شود.
Eine Tätigkeit, die gerade stattfindet.
اکنون ممکن است به بازهٔ جاری اشاره کند، نه یک ثانیهٔ دقیق؛ ساخت فعل استمراری انگلیسی و زمان حال در زبانهای دیگر به بافت بستگی دارد.
Sich jetzt an einem bestimmten Ort befinden.
«الآن اینجا» ترکیب زمان و مکان است: here now / aquí ahora / ici maintenant / jetzt hier / şimdi burada. خود now قید مکان نیست.
Gegenwärtige Verfügbarkeit eines Dienstes oder Ortes.
«الآن باز است» دربارهٔ وضعیت فعلی است، نه وعدهٔ آینده؛ now open / abierto ahora / ouvert maintenant / jetzt geöffnet / şimdi açık.
Das Wetter zum gegenwärtigen Zeitpunkt.
در گزارش هوا now/ahora/maintenant/jetzt/şimdi به وضعیت حاضر اشاره دارد؛ تغییر نسبت به صبح یا دیروز معنای جداگانهای است.
Gegenüberstellung eines früheren und des jetzigen Zustands.
قید «اکنون» در تقابل با before/antes/avant/früher/önceden وضع فعلی را از گذشته جدا میکند؛ این کاربرد با «امروزه» کلی یکی نیست.
Eine Regel oder Lage, die jetzt beginnt und künftig gilt.
From now on / de ahora en adelante / désormais ou à partir de maintenant / ab jetzt / şimdiden itibaren / «از الآن به بعد» نقطهٔ شروع در حال و ادامه در آینده را میسازند.
Ein Zeitraum von früher bis zum jetzigen Moment.
Until now / hasta ahora / jusqu’à maintenant / bis jetzt / şimdiye kadar / «تا الآن» بازهٔ پیش از حال را میسنجد؛ ممکن است وضعیت در اکنون تغییر کند.
Der gegenwärtige Moment als Beginn einer Tätigkeit.
«همین حالا شروع کنیم» معمولاً پیشنهاد عمل فوری است؛ now بهتنهایی همیشه معادل immediately نیست. در ترکی şimdi başlayalım و در آلمانی fangen wir jetzt an.
Eine Handlung jetzt ablehnen oder verschieben.
Not now / ahora no / pas maintenant / jetzt nicht / şimdi değil / «الآن نه» تعویقِ مؤدبانه یا قاطع است و الزاماً به معنی «هرگز» نیست.
Die Wahl zwischen jetzt und einem späteren Zeitpunkt.
Now or later / ahora o después / maintenant ou plus tard / jetzt oder später / şimdi mi sonra mı تفاوت انتخاب زمان را نشان میدهند؛ later ≠ tomorrow.
Etwas im jetzigen Augenblick verstehen.
«الآن فهمیدم» آغاز آگاهی در زمان حاضر را نشان میدهد؛ زمان فعل در زبانها یکسان نیست: I understand now / ahora lo entiendo / maintenant je comprends / jetzt verstehe ich / şimdi anladım.
Der Zeitpunkt, an dem jemand an der Reihe ist.
Now it’s your turn / ahora te toca / maintenant c’est ton tour / jetzt bist du dran / şimdi sıra sende در بازی، کلاس و صف کاربرد دارد؛ now زمانِ تغییر نوبت را میسازد.
Eine entscheidende Gelegenheit, die man jetzt ergreifen muss.
Now or never / ahora o nunca / maintenant ou jamais / jetzt oder nie / şimdi ya da asla عبارتِ تأکیدیِ انتخابِ فرصت است؛ شدت آن از یک now ساده بیشتر است.
Ein neuer Zustand, der jetzt gilt.
Now can mark a result of a recent change: it is now ready / ahora está listo / c’est maintenant prêt / es ist jetzt fertig / şimdi hazır. Current result ≠ future promise.
Eine gegenwärtige Lage nennen, die den nächsten Schritt ermöglicht.
Now that / ahora que / maintenant que / jetzt, wo / şimdi ... -dığına göre نقش جملهوارهای دارد. این پیوندها در همین ساختِ دارای «اکنون» درستاند؛ نباید هر چون/زیرا را مترادف now دانست.
Den nächsten Schritt einer Erklärung einleiten.
Now در انگلیسی و معادلهای آن میتوانند آغاز مرحله یا موضوعی تازه را اعلام کنند؛ این کاربرد گفتاری را با قیدِ صرفاً لحظهای اشتباه نگیر.
Der jetzige Zeitpunkt als Bezug für verbleibende Zeit.
وقتی زمانِ باقیمانده اندازهگیری میشود، now نقطهٔ محاسبه است: we have ten minutes now / ahora nos quedan... / il nous reste... maintenant / jetzt haben wir... / şimdi ... vaktimiz var.
Ein aktueller Standort oder Hinweis im öffentlichen Verkehr.
«الآن در ایستگاه است» وضعیت فعلی را میگوید؛ از آن نمیتوان برنامهٔ حرکت بعدی را نتیجه گرفت.
Eine Zahlungsoption oder Transaktion, die jetzt verfügbar ist.
زمان پرداخت یا دسترسبودن روش پرداخت از وضعیت اکنون خبر میدهد؛ «هماکنون» لزوماً به معنای فوریت اجباری نیست.
Hausaufgaben, die gerade erledigt oder kontrolliert werden.
برای کاری که درست در زمان گفتار در جریان است، هر زبان ساخت طبیعی خودش را دارد؛ در انگلیسی اغلب حال استمراری میآید.
Eine Online-Besprechung oder Liveübertragung, die jetzt stattfindet.
در این بافت «الآن» همزمانی با پخش زنده یا حضور در جلسه را میرساند؛ پیوند ضبطشدهٔ دیروز معنای دیگری دارد.
Eine Reparatur oder Prüfung, die gerade durchgeführt wird.
«الآن دارند تعمیر میکنند» یک فرایند جاری است، نه نتیجهٔ قطعی تعمیر؛ حالت دستگاه پس از آن جداگانه بیان میشود.
Bibliotheksdienste oder Ausleihmöglichkeiten im jetzigen Moment.
در «اکنون میتوانی کتاب را امانت بگیری» قید زمان به امکان فعلی اشاره دارد؛ برنامهٔ دائمی کتابخانه را ثابت نمیکند.
Ein Telefon- oder Videogespräch mit der Familie im Augenblick.
«الآن پشت خط است» وضعیت فعلی مکالمه را نشان میدهد؛ «همین الآن تماس گرفت» در بعضی زبانها نزدیکگذشته است و ساخت متفاوت میخواهد.
Eine Entscheidung zum jetzigen Zeitpunkt einer Besprechung.
«الآن تصمیم بگیریم» نقطهٔ تصمیمگیری را مشخص میکند، ولی لزوماً به معنی «بلافاصله و بدون فکر» نیست.
Der Vergleich eines jetzigen Werts oder Zustands mit einem früheren.
در مقایسهٔ «قبلاً» و «الآن» باید مرز تغییر روشن باشد؛ «اکنون» با واژههای کلیِ «این روزها» هممعنی نیست.
Eine aktuelle Situation an einem Feiertag oder bei einem Fest.
جملهها مثالهای فرضیاند؛ «امروز تعطیل است» به زمان و محل گفتار وابسته است و از آن نمیتوان وضعیت واقعی هیچ ادارهای را فهمید.
Das momentane Befinden oder einen verfügbaren Gesundheitsdienst beschreiben.
«الآن بهترم» فقط وضعیت گوینده در زمان گفتار را گزارش میکند؛ این جملهٔ آموزشی تشخیص یا توصیهٔ پزشکی نیست.
Ein Tisch, eine Bestellung oder ein Service, der jetzt verfügbar ist.
وجود میز یا آمادهبودن غذا در این مثالها فرضی است؛ «الآن» زمانِ همین موقعیت را نشان میدهد، نه ساعت دائمی کار رستوران.
Eine Aufführung oder Präsentation, die gerade stattfindet.
وقتی اجرا اکنون در جریان است، فعل زمان حال یا استمراری طبیعی هر زبان به کار میرود؛ «همین الآن تمام شد» از نظر زمانی با اجرا در حال انجام فرق دارد.
Ehrenamtliche oder gemeinschaftliche Hilfe, die jetzt stattfindet.
«الآن داوطلبها کمک میکنند» یک کنش جاری را توصیف میکند و تعهد یا برنامهٔ آیندهٔ آنها را تضمین نمیکند.
الآن صدای زنگ را میشنوم.
دقیقاً همین لحظههمین الآن چراغ روشن شد.
دقیقاً همین لحظهالآن به ساعت نگاه کن.
دقیقاً همین لحظهالآن دارم برای امتحان آماده میشوم.
کاری که اکنون ادامه دارداو الآن با مشتری صحبت میکند.
کاری که اکنون ادامه داردالآن دارند سقف را تعمیر میکنند.
کاری که اکنون ادامه داردالآن در کتابخانه هستیم؛ آرام حرف بزن.
حضور در جایی در حال حاضراو قبلاً در تهران بود، ولی الآن اینجاست.
حضور در جایی در حال حاضرالآن کجا ایستادهای؟
حضور در جایی در حال حاضراین فروشگاه الآن باز است.
وضعیت بازبودن یا در دسترسبودن اکنونآیا الآن یک میز خالی دارید؟
وضعیت بازبودن یا در دسترسبودن اکنوناین بخش الآن برای بازدیدکنندگان قابلدسترس است.
وضعیت بازبودن یا در دسترسبودن اکنونالآن باران شدیدی میبارد.
آبوهوای همین حالاصبح هوا سرد بود، اما الآن گرم است.
آبوهوای همین حالاالآن باد آرام شده است.
آبوهوای همین حالاقبلاً این خیابان خلوت بود، اما الآن شلوغ است.
مقایسهٔ گذشته با اکنونقبلاً نمیتوانستم شنا کنم؛ الآن میتوانم.
مقایسهٔ گذشته با اکنونقبلاً این واژه را اشتباه میگفتم؛ الآن درست میگویم.
مقایسهٔ گذشته با اکنوناز الآن به بعد هر روز تمرین میکنیم.
از اکنون به بعداز الآن به بعد این در ساعت هشت بسته میشود.
از اکنون به بعداز الآن به بعد همهٔ تغییرات را ثبت کن.
از اکنون به بعدتا الآن سه فصل از کتاب را خواندهام.
از گذشته تا همین اکنونتا الآن هیچ پاسخی دریافت نکردهایم.
از گذشته تا همین اکنونتا الآن همهچیز طبق برنامه پیش رفته است.
از گذشته تا همین اکنوناکنون کلاس را شروع میکنیم.
شروع کار در همین زماناز همین الآن شمارش را شروع کن.
شروع کار در همین زمانالآن وقت خوبی برای آغاز کار است.
شروع کار در همین زمانالآن نه؛ لطفاً ده دقیقه دیگر بیا.
الآن نه؛ درخواست برای تعویقالآن نمیتوانم صحبت کنم؛ در جلسهام.
الآن نه؛ درخواست برای تعویقالآن زمان مناسبی برای این سؤال نیست.
الآن نه؛ درخواست برای تعویقمیخواهی الآن برویم یا بعداً؟
انتخاب میان اکنون و بعداًمیتوانی الآن پرداخت کنی یا فردا.
انتخاب میان اکنون و بعداًباید الآن تصمیم بگیریم یا وقت داریم؟
انتخاب میان اکنون و بعداًالآن منظور حرفت را فهمیدم.
درک تازه در همین لحظهالآن میدانم چرا قطار تأخیر داشت.
درک تازه در همین لحظهالآن اشتباهم را میبینم و اصلاحش میکنم.
درک تازه در همین لحظهالآن نوبت توست؛ کارت را بردار.
اکنون نوبتِ کسی استمن سؤالم را پرسیدم، الآن تو بپرس.
اکنون نوبتِ کسی استالآن بچهها میتوانند جواب بدهند.
اکنون نوبتِ کسی استاکنون یا هرگز؛ باید تصمیم بگیریم.
اکنون یا هرگز؛ فرصت فوریاگر الآن اقدام نکنیم، فرصت از دست میرود.
اکنون یا هرگز؛ فرصت فوریالآن بهترین زمان برای پرسیدن است.
اکنون یا هرگز؛ فرصت فوریسفارش الآن آمادهٔ تحویل است.
وضعیتی که اکنون تغییر کرده استراهی که بسته بود، الآن دوباره باز شده است.
وضعیتی که اکنون تغییر کرده استنتیجهٔ آزمایش الآن در سامانه دیده میشود.
وضعیتی که اکنون تغییر کرده استحالا که اینجا هستی، نقشه را با هم ببینیم.
حالا که؛ وضعیت حاضر بهعنوان زمینهحالا که باران قطع شده، میتوانیم بیرون برویم.
حالا که؛ وضعیت حاضر بهعنوان زمینهحالا که وقت داریم، یک بار دیگر تمرین کنیم.
حالا که؛ وضعیت حاضر بهعنوان زمینهحالا برویم سراغ مثال دوم.
اکنون؛ گذار به مرحلهٔ بعدی گفتگواکنون میخواهم یک نکتهٔ مهم را توضیح بدهم.
اکنون؛ گذار به مرحلهٔ بعدی گفتگوخوب، حالا به تصویر نگاه کنید.
اکنون؛ گذار به مرحلهٔ بعدی گفتگوالآن فقط ده دقیقه وقت داریم.
زمان باقیمانده از همین حالاالآن تا حرکت قطار نیم ساعت مانده است.
زمان باقیمانده از همین حالاالآن برای یک سؤال دیگر وقت هست.
زمان باقیمانده از همین حالااتوبوس الآن در ایستگاه است؛ سریع بیا.
وضعیت حملونقل عمومی در همین لحظهالآن روی تابلو نوشته قطار تأخیر دارد.
وضعیت حملونقل عمومی در همین لحظهالآن مترو شلوغ است؛ کمی صبر کنیم.
وضعیت حملونقل عمومی در همین لحظهاکنون میتوانی با کارت پرداخت کنی.
امکان پرداخت در لحظهٔ فعلیسامانهٔ پرداخت الآن دوباره کار میکند.
امکان پرداخت در لحظهٔ فعلیمن الآن مبلغ را در برنامه میبینم.
امکان پرداخت در لحظهٔ فعلیالآن دارم جواب سؤال سوم را مینویسم.
انجام تمرین و تکلیف در همین زمانمعلم الآن تکلیفها را بررسی میکند.
انجام تمرین و تکلیف در همین زمانالآن میتوانیم تمرین را با هم حل کنیم.
انجام تمرین و تکلیف در همین زمانجلسهٔ آنلاین الآن در حال پخش است.
رویداد مجازی در حال برگزاریالآن صدای سخنران را واضح میشنوم.
رویداد مجازی در حال برگزاریاکنون میتوانی پرسشت را در گفتوگو بنویسی.
رویداد مجازی در حال برگزاریتعمیرکار الآن دارد دستگاه را بررسی میکند.
تعمیر یا بررسی وسیله در حال انجاماکنون چراغ خطا خاموش است، ولی دستگاه هنوز صدا میدهد.
تعمیر یا بررسی وسیله در حال انجامالآن نمیتوانیم از آسانسور استفاده کنیم؛ در حال تعمیر است.
تعمیر یا بررسی وسیله در حال انجامکتابخانه الآن خلوت است؛ میتوانیم درس بخوانیم.
خدمات کتابخانه در لحظهٔ حاضراکنون میتوانی کتاب را از میز امانت بگیری.
خدمات کتابخانه در لحظهٔ حاضراین رایانه الآن آزاد است؛ از آن استفاده کن.
خدمات کتابخانه در لحظهٔ حاضرمادربزرگم الآن پشت خط است؛ سلام کن.
تماس خانوادگی در حال انجامالآن داریم با خواهرم تصویری صحبت میکنیم.
تماس خانوادگی در حال انجامصدایت را الآن بهتر میشنوم؛ تماس را قطع نکن.
تماس خانوادگی در حال انجاماکنون باید بین این دو طرح یکی را انتخاب کنیم.
انتخابی که در زمان حاضر باید انجام شودالآن اطلاعات کافی برای تصمیم داریم.
انتخابی که در زمان حاضر باید انجام شودبهتر است الآن نتیجهٔ گفتوگو را ثبت کنیم.
انتخابی که در زمان حاضر باید انجام شوداکنون این مسیر کوتاهتر از مسیر قبلی است.
مقایسهٔ وضعیت اکنون و پیشترقبلاً صفحه تار بود، اما الآن واضح است.
مقایسهٔ وضعیت اکنون و پیشتراکنون قیمت روی برچسب با فاکتور یکی است.
مقایسهٔ وضعیت اکنون و پیشتراکنون میدان برای جشن آماده است.
وضعیت فعلی در روز تعطیل یا جشناداره الآن تعطیل است؛ فردا دوباره مراجعه کن.
وضعیت فعلی در روز تعطیل یا جشنالآن موسیقی در پارک پخش میشود.
وضعیت فعلی در روز تعطیل یا جشناکنون بعد از استراحت بهترم.
شرح وضعیت جسمی در لحظهٔ حاضرپرستار الآن فشار خونم را اندازه میگیرد.
شرح وضعیت جسمی در لحظهٔ حاضراکنون مسئول پذیرش شمارهٔ نوبتم را میخواند.
شرح وضعیت جسمی در لحظهٔ حاضرالآن یک میز کنار پنجره خالی شده است.
خدمت و سفارش رستوران در همین زمانآشپز الآن غذای ما را آماده میکند.
خدمت و سفارش رستوران در همین زماناکنون میتوانیم صورتحساب را درخواست کنیم.
خدمت و سفارش رستوران در همین زمانگروه موسیقی الآن روی صحنه است.
اجرایی که در همین لحظه جریان دارداکنون بازیگر جملهٔ آخر را میگوید.
اجرایی که در همین لحظه جریان داردتماشاگران الآن با دقت به اجرا گوش میدهند.
اجرایی که در همین لحظه جریان داردداوطلبها الآن کتابهای اهدایی را دستهبندی میکنند.
کمک داوطلبانهٔ در حال انجاماکنون چند نفر برای تمیزکردن پارک کمک میکنند.
کمک داوطلبانهٔ در حال انجامالآن در مرکز محله بستههای غذا آماده میشود.
کمک داوطلبانهٔ در حال انجامGenau jetzt beginnt die Vorstellung.
نمایش دقیقاً همین الآن شروع میشود.
Ab jetzt verwenden wir die neue Liste.
از اکنون به بعد از فهرست جدید استفاده میکنیم.
Jetzt nicht, ich muss erst telefonieren.
الآن نه، اول باید تماس بگیرم.
Jetzt, wo du hier bist, können wir anfangen.
حالا که اینجایی، میتوانیم شروع کنیم.
Jetzt oder nie: Wir melden uns heute an.
اکنون یا هرگز: امروز ثبتنام میکنیم.