به اندازهٔ فیزیکی شیء اشاره دارد، نه ارزش یا اهمیت آن.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
de grandes dimensions lorsqu'on parle de un objet
به اندازهٔ فیزیکی شیء اشاره دارد، نه ارزش یا اهمیت آن.
de grandes dimensions lorsqu'on parle de une maison
اندازه و فضای خانه موضوع است؛ بزرگی خانه الزاماً به معنای مجللبودن نیست.
de grandes dimensions lorsqu'on parle de une pièce
بزرگی اتاق معمولاً به مساحت یا گنجایش آن مربوط است.
de grandes dimensions lorsqu'on parle de un bâtiment
اندازه یا حجم ساختمان را توصیف میکند؛ لزوماً بلندمرتبه نیست.
de grandes dimensions lorsqu'on parle de une ville
شهر بزرگ از نظر جمعیت یا گستره است؛ با «شهر مهم» همواره یکی نیست.
qui comprend de nombreuses personnes dans une famille
در ترکیب «خانوادهٔ بزرگ» تعداد اعضا مراد است، نه اندازهٔ فیزیکی آنان.
qui comprend de nombreuses personnes dans une foule
صفت در اینجا تعداد زیاد افراد حاضر در جمع را نشان میدهد.
de grandes dimensions lorsqu'on parle de un animal
برای جثه و اندازهٔ حیوان است؛ در مقایسه با نوع یا سن حیوان سنجیده میشود.
de grandes dimensions lorsqu'on parle de un arbre
برای اندازهٔ کلی درخت به کار میرود؛ بلندبودنِ صرف را جدا باید سنجید.
de grandes dimensions lorsqu'on parle de une boîte
ابعاد یا گنجایش جعبه مراد است؛ «بزرگتر» معمولاً به قیاس دو ظرف نیاز دارد.
d'une ampleur ou d'une importance considérable pour un problème
بزرگی مشکل میزان دشواری و پیامد آن است، نه اندازهٔ قابلاندازهگیری.
d'une ampleur ou d'une importance considérable pour un risque
بزرگی خطر به شدت یا احتمال پیامد نامطلوب مربوط است؛ صفت در همهٔ شش زبان بر همین درجه دلالت میکند.
d'une ampleur ou d'une importance considérable pour un changement
دامنه و شدت تغییر موضوع است؛ در زبانها ممکن است معادل «اساسی» هم متناسب با بافت باشد.
d'une ampleur ou d'une importance considérable pour un événement
اهمیت یا مقیاس رویداد را میرساند؛ الزاماً شمار شرکتکنندگان مطرح نیست.
d'une ampleur ou d'une importance considérable pour un succès
در بافت موفقیت، بزرگی به میزان دستاورد و اثر مثبت اشاره دارد.
d'une ampleur ou d'une importance considérable pour une différence
به فاصلهٔ محسوس میان دو چیز اشاره دارد؛ الزاماً تفاوت عددی نیست.
d'une ampleur ou d'une importance considérable pour un rêve
«رؤیای بزرگ» در این بافت آرزوی بلندپروازانه است، نه خوابی با مدت یا حجم زیاد.
se dit d'un frère ou d'une sœur plus âgé que les autres enfants de la fratrie
grand frère و grande sœur به بزرگتر بودنِ سن اشاره میکنند و به قدّ افراد مربوط نیستند.
qualifie une portion de nourriture abondante
بزرگیِ پرس به مقدار غذای سروشده اشاره دارد، نه الزاماً کیفیت یا مزهٔ آن.
qualifie un sac dont les dimensions ou la capacité sont importantes
اندازه و گنجایش کیف مطرح است؛ بزرگ بودن کیف به وزن یا قیمت آن اشاره نمیکند.
se rapporte aux dimensions physiques d'un écran
بزرگیِ صفحهنمایش از نظر ابعاد است؛ دربارهٔ وضوح یا کیفیت تصویر داوری نمیکند.
qualifie un jardin qui s'étend sur une grande surface
اینجا بزرگ به وسعت زمین اشاره دارد؛ لزوماً به قدمت یا تعداد درختان باغ مربوط نیست.
qualifie un budget dont le montant est élevé
در این بافت بزرگی به مقدار منابع مالی اشاره میکند، نه به خوب بودن برنامهریزی مالی.
qualifie une entreprise de taille importante
بزرگ بودن شرکت به اندازهٔ سازمان یا دامنهٔ فعالیتش اشاره دارد، نه الزاماً اعتبار یا کیفیت خدمات.
qualifie une équipe composée de nombreux membres
تعداد زیاد اعضای تیم منظور است؛ بزرگ در این مثالها به برتری یا شهرت تیم اشاره نمیکند.
qualifie une opportunité qui peut avoir de grandes conséquences positives
بزرگیِ فرصت در میزان اهمیت یا پیامد احتمالی آن است، نه اندازهٔ فیزیکی.
qualifie un défi qui demande des efforts importants
بزرگ به دشواری یا گسترهٔ چالش اشاره میکند؛ لزوماً به غیرممکن بودن آن نه.
qualifie une responsabilité qui implique des devoirs importants
بزرگیِ مسئولیت به اهمیت وظیفه و پیامدهایش مربوط است؛ با اندازهٔ مادی سنجیده نمیشود.
qualifie un impact aux conséquences importantes
تأثیر بزرگ به شدت یا گسترهٔ پیامد اشاره دارد؛ میتواند مثبت یا منفی باشد.
qualifie des attentes particulièrement élevées
منظور سطح بالای انتظار یا امید است؛ به تعداد انتظارها ربطی ندارد.
qualifie des progrès importants exprimés par faire de grands pas
«قدم بزرگ» در این کاربرد استعارهای از پیشرفت قابلتوجه است، نه طول فیزیکی قدم.
qualifie une fête organisée à grande échelle
بزرگیِ جشن به دامنهٔ برگزاری یا تعداد شرکتکنندگان اشاره دارد؛ شادی یا کیفیت آن را تضمین نمیکند.
Pour ce projet, nous voulons voir grand.
برای این پروژه میخواهیم بلندپروازانه برنامهریزی کنیم.
Ils ont fait les choses en grand pour l'ouverture.
برای افتتاحیه با شکوه فراوان عمل کردند.
Tu es assez grand pour préparer ton sac.
آنقدر بزرگ شدهای که بتوانی کیفت را آماده کنی.
Cet accord est un grand pas vers la paix.
این توافق گام بزرگی بهسوی صلح است.
Cette équipe a grand besoin de repos.
این تیم به استراحت بسیار نیاز دارد.
grand با جنس و شمار اسم هماهنگ میشود و برای اندازه، مقدار یا اهمیت به کار میرود. grand frère و grande sœur به خواهر و برادر بزرگتر از نظر سن اشاره دارند، اما یک «grand homme» ممکن است شخص برجسته باشد.
de grandes dimensions lorsqu'on parle de un objet
به اندازهٔ فیزیکی شیء اشاره دارد، نه ارزش یا اهمیت آن.
de grandes dimensions lorsqu'on parle de une maison
اندازه و فضای خانه موضوع است؛ بزرگی خانه الزاماً به معنای مجللبودن نیست.
de grandes dimensions lorsqu'on parle de une pièce
بزرگی اتاق معمولاً به مساحت یا گنجایش آن مربوط است.
de grandes dimensions lorsqu'on parle de un bâtiment
اندازه یا حجم ساختمان را توصیف میکند؛ لزوماً بلندمرتبه نیست.
de grandes dimensions lorsqu'on parle de une ville
شهر بزرگ از نظر جمعیت یا گستره است؛ با «شهر مهم» همواره یکی نیست.
qui comprend de nombreuses personnes dans une famille
در ترکیب «خانوادهٔ بزرگ» تعداد اعضا مراد است، نه اندازهٔ فیزیکی آنان.
qui comprend de nombreuses personnes dans une foule
صفت در اینجا تعداد زیاد افراد حاضر در جمع را نشان میدهد.
de grandes dimensions lorsqu'on parle de un animal
برای جثه و اندازهٔ حیوان است؛ در مقایسه با نوع یا سن حیوان سنجیده میشود.
de grandes dimensions lorsqu'on parle de un arbre
برای اندازهٔ کلی درخت به کار میرود؛ بلندبودنِ صرف را جدا باید سنجید.
de grandes dimensions lorsqu'on parle de une boîte
ابعاد یا گنجایش جعبه مراد است؛ «بزرگتر» معمولاً به قیاس دو ظرف نیاز دارد.
d'une ampleur ou d'une importance considérable pour un problème
بزرگی مشکل میزان دشواری و پیامد آن است، نه اندازهٔ قابلاندازهگیری.
d'une ampleur ou d'une importance considérable pour un risque
بزرگی خطر به شدت یا احتمال پیامد نامطلوب مربوط است؛ صفت در همهٔ شش زبان بر همین درجه دلالت میکند.
d'une ampleur ou d'une importance considérable pour un changement
دامنه و شدت تغییر موضوع است؛ در زبانها ممکن است معادل «اساسی» هم متناسب با بافت باشد.
d'une ampleur ou d'une importance considérable pour un événement
اهمیت یا مقیاس رویداد را میرساند؛ الزاماً شمار شرکتکنندگان مطرح نیست.
d'une ampleur ou d'une importance considérable pour un succès
در بافت موفقیت، بزرگی به میزان دستاورد و اثر مثبت اشاره دارد.
d'une ampleur ou d'une importance considérable pour une différence
به فاصلهٔ محسوس میان دو چیز اشاره دارد؛ الزاماً تفاوت عددی نیست.
d'une ampleur ou d'une importance considérable pour un rêve
«رؤیای بزرگ» در این بافت آرزوی بلندپروازانه است، نه خوابی با مدت یا حجم زیاد.
se dit d'un frère ou d'une sœur plus âgé que les autres enfants de la fratrie
grand frère و grande sœur به بزرگتر بودنِ سن اشاره میکنند و به قدّ افراد مربوط نیستند.
qualifie une portion de nourriture abondante
بزرگیِ پرس به مقدار غذای سروشده اشاره دارد، نه الزاماً کیفیت یا مزهٔ آن.
qualifie un sac dont les dimensions ou la capacité sont importantes
اندازه و گنجایش کیف مطرح است؛ بزرگ بودن کیف به وزن یا قیمت آن اشاره نمیکند.
se rapporte aux dimensions physiques d'un écran
بزرگیِ صفحهنمایش از نظر ابعاد است؛ دربارهٔ وضوح یا کیفیت تصویر داوری نمیکند.
qualifie un jardin qui s'étend sur une grande surface
اینجا بزرگ به وسعت زمین اشاره دارد؛ لزوماً به قدمت یا تعداد درختان باغ مربوط نیست.
qualifie un budget dont le montant est élevé
در این بافت بزرگی به مقدار منابع مالی اشاره میکند، نه به خوب بودن برنامهریزی مالی.
qualifie une entreprise de taille importante
بزرگ بودن شرکت به اندازهٔ سازمان یا دامنهٔ فعالیتش اشاره دارد، نه الزاماً اعتبار یا کیفیت خدمات.
qualifie une équipe composée de nombreux membres
تعداد زیاد اعضای تیم منظور است؛ بزرگ در این مثالها به برتری یا شهرت تیم اشاره نمیکند.
qualifie une opportunité qui peut avoir de grandes conséquences positives
بزرگیِ فرصت در میزان اهمیت یا پیامد احتمالی آن است، نه اندازهٔ فیزیکی.
qualifie un défi qui demande des efforts importants
بزرگ به دشواری یا گسترهٔ چالش اشاره میکند؛ لزوماً به غیرممکن بودن آن نه.
qualifie une responsabilité qui implique des devoirs importants
بزرگیِ مسئولیت به اهمیت وظیفه و پیامدهایش مربوط است؛ با اندازهٔ مادی سنجیده نمیشود.
qualifie un impact aux conséquences importantes
تأثیر بزرگ به شدت یا گسترهٔ پیامد اشاره دارد؛ میتواند مثبت یا منفی باشد.
qualifie des attentes particulièrement élevées
منظور سطح بالای انتظار یا امید است؛ به تعداد انتظارها ربطی ندارد.
qualifie des progrès importants exprimés par faire de grands pas
«قدم بزرگ» در این کاربرد استعارهای از پیشرفت قابلتوجه است، نه طول فیزیکی قدم.
این شیء برای قفسه زیادی بزرگ است.
شیء بزرگ از نظر ابعادیک شیء بزرگ راه ورودی را بسته بود.
شیء بزرگ از نظر ابعادپیش از جابهجایی، آن شیء بزرگ را اندازه گرفتیم.
شیء بزرگ از نظر ابعادآنها خانهای بزرگ نزدیک پارک خریدند.
خانهٔ بزرگ و جادارخانهٔ بزرگ چهار اتاقخواب دارد.
خانهٔ بزرگ و جادارما به چنین خانهٔ بزرگی نیاز نداریم.
خانهٔ بزرگ و جاداراین اتاق بزرگ برای چهل نفر جا دارد.
اتاق بزرگاتاق بزرگ را برای کارگاه انتخاب کردیم.
اتاق بزرگاتاق بزرگ نور طبیعی فراوانی میگیرد.
اتاق بزرگیک ساختمان بزرگ پشت ایستگاه قرار دارد.
ساختمان بزرگساختمان بزرگ دو ورودی دارد.
ساختمان بزرگآنها ساختمان بزرگ مرکز شهر را بازسازی میکنند.
ساختمان بزرگزندگی در یک شهر بزرگ ممکن است پرسروصدا باشد.
شهر بزرگاو از روستا به یک شهر بزرگ نقل مکان کرد.
شهر بزرگشهرهای بزرگ به حملونقل عمومی قابلاعتماد نیاز دارند.
شهر بزرگمن در یک خانوادهٔ بزرگ رشد کردم.
خانوادهٔ پرجمعیتیک خانوادهٔ بزرگ به گردش آمد.
خانوادهٔ پرجمعیتآشپزی برای یک خانوادهٔ بزرگ زمان میبرد.
خانوادهٔ پرجمعیتجمعیت بزرگی بیرون ورزشگاه جمع شد.
جمعیت زیاد و انبوهانتظار چنین جمعیت بزرگی را نداشتیم.
جمعیت زیاد و انبوهجمعیت بزرگ آرام بهسوی خروجی حرکت کرد.
جمعیت زیاد و انبوهنزدیک رودخانه حیوان بزرگی دیدیم.
حیوان بزرگجثهآن حیوان بزرگ به دروازهای پهنتر نیاز دارد.
حیوان بزرگجثهحتی یک حیوان بزرگ هم میتواند آرام باشد.
حیوان بزرگجثهدرختی بزرگ بر باغچه سایه میاندازد.
درخت بزرگآنها کنار جاده درخت بزرگی کاشتند.
درخت بزرگدرخت بزرگ از توفان جان سالم به در برد.
درخت بزرگکتابها را در جعبهٔ بزرگ بگذار.
جعبهٔ بزرگاین جعبهٔ بزرگ در ماشین جا نمیشود.
جعبهٔ بزرگبرای وسایل تزئینی از یک جعبهٔ بزرگ استفاده کردیم.
جعبهٔ بزرگما با برنامهٔ زمانی مشکل بزرگی داریم.
مشکل بزرگ و جدییک اشتباه کوچک به مشکلی بزرگ تبدیل شد.
مشکل بزرگ و جدیآنها با هم آن مشکل بزرگ را حل کردند.
مشکل بزرگ و جدیسرمایهگذاریِ تمام دارایی خطر بزرگی است.
خطر یا ریسک بزرگآنها با رفتن بدون نقشه خطر بزرگی کردند.
خطر یا ریسک بزرگباید پیش از امضا دربارهٔ این خطر بزرگ حرف بزنیم.
خطر یا ریسک بزرگسیاست تازه تغییر بزرگی ایجاد کرد.
تغییر بزرگ و قابلتوجهتغییر بزرگی در اعتمادبهنفس او دیدیم.
تغییر بزرگ و قابلتوجهپذیرفتن یک تغییر بزرگ زمان میبرد.
تغییر بزرگ و قابلتوجهجشنواره برای این شهر رویداد بزرگی است.
رویداد بزرگ و مهمهمه برای رویداد بزرگ آماده میشدند.
رویداد بزرگ و مهمرویداد بزرگ بهصورت زنده پخش شد.
رویداد بزرگ و مهمکنسرت نخست موفقیت بزرگی بود.
موفقیت بزرگتمامکردن پروژه موفقیت بزرگی بود.
موفقیت بزرگآنها موفقیت بزرگشان را آرام جشن گرفتند.
موفقیت بزرگمیان این دو قیمت تفاوت بزرگی هست.
تفاوت بزرگ و چشمگیریک مثال روشن میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.
تفاوت بزرگ و چشمگیرپس از تعمیر تفاوت بزرگی دیدیم.
تفاوت بزرگ و چشمگیراو رؤیای بزرگی برای تأسیس یک مدرسه دارد.
رؤیای بزرگ و بلندپروازانهیک رؤیای بزرگ به برنامهای واقعبینانه نیاز دارد.
رؤیای بزرگ و بلندپروازانهاو رؤیای بزرگش را با دوستانش در میان گذاشت.
رؤیای بزرگ و بلندپروازانهخواهر بزرگم دوچرخهسواری را به من یاد داد.
خواهر یا برادر بزرگتر از نظر سنبرادر بزرگ او در شهر دیگری زندگی میکند.
خواهر یا برادر بزرگتر از نظر سنخواهر بزرگترشان بعد از مدرسه تلفن کرد.
خواهر یا برادر بزرگتر از نظر سنبرای من یک پرس بزرگ غذا آوردند.
پرس یا سهم بزرگ غذا از نظر مقداراین پرس برای یک نفر خیلی بزرگ است.
پرس یا سهم بزرگ غذا از نظر مقدارمیتوانیم یک پرس بزرگ را دو نفری بخوریم.
پرس یا سهم بزرگ غذا از نظر مقداربرای سفر به یک کیف بزرگ نیاز دارم.
کیف بزرگ و جاداراین کیف بزرگ در قفسه جا نمیشود.
کیف بزرگ و جاداراو همهٔ کتابها را در یک کیف بزرگ گذاشت.
کیف بزرگ و جاداراین لپتاپ صفحهنمایش بزرگی دارد.
صفحهنمایش بزرگ از نظر اندازهنقشه را روی صفحهنمایش بزرگ نگاه کردیم.
صفحهنمایش بزرگ از نظر اندازهبرای طراحی، صفحهنمایش بزرگتری میخواهم.
صفحهنمایش بزرگ از نظر اندازهپشت خانه یک باغ بزرگ هست.
باغ بزرگ از نظر مساحتبچهها در باغ بزرگ بازی میکنند.
باغ بزرگ از نظر مساحتنگهداری از یک باغ بزرگ وقت میبرد.
باغ بزرگ از نظر مساحتاین پروژه بودجهٔ بزرگی دارد.
بودجهٔ بزرگ از نظر میزان پولبرای ساخت فیلم، بودجهٔ بزرگتری لازم است.
بودجهٔ بزرگ از نظر میزان پولبودجهٔ بزرگ همیشه موفقیت را تضمین نمیکند.
بودجهٔ بزرگ از نظر میزان پولاو در یک شرکت بزرگ کار میکند.
شرکت بزرگ از نظر مقیاس فعالیتاین شرکت بزرگ در چند کشور دفتر دارد.
شرکت بزرگ از نظر مقیاس فعالیتشرکتهای بزرگ هم ممکن است اشتباه کنند.
شرکت بزرگ از نظر مقیاس فعالیتیک تیم بزرگ روی این پروژه کار میکند.
تیم بزرگ با اعضای زیادمدیریت تیم بزرگ آسان نیست.
تیم بزرگ با اعضای زیادتیم بزرگ برای هماهنگی به برنامه نیاز دارد.
تیم بزرگ با اعضای زیاداین شغل فرصت بزرگی برای یادگیری است.
فرصت بزرگ و ارزشمنداو فرصت بزرگی برای تغییر زندگیاش پیدا کرد.
فرصت بزرگ و ارزشمندنمیخواهم این فرصت بزرگ را از دست بدهم.
فرصت بزرگ و ارزشمندیادگیری این مهارت چالش بزرگی بود.
چالش بزرگ و دشوارتیم با چالش بزرگی روبهرو شد.
چالش بزرگ و دشواراین چالش بزرگ را مرحلهبهمرحله حل میکنیم.
چالش بزرگ و دشوارمراقبت از کودک مسئولیت بزرگی است.
مسئولیت بزرگ و سنگیناو مسئولیت بزرگی در تیم دارد.
مسئولیت بزرگ و سنگینقبل از قبول این مسئولیت بزرگ فکر کن.
مسئولیت بزرگ و سنگیناین تصمیم تأثیر بزرگی بر شهر داشت.
تأثیر بزرگ و چشمگیرتغییر کوچک میتواند تأثیر بزرگی داشته باشد.
تأثیر بزرگ و چشمگیرآموزش بر زندگی او تأثیر بزرگی گذاشت.
تأثیر بزرگ و چشمگیرخانواده از او انتظارهای بزرگی دارد.
انتظارهای بزرگ و بلندپروازانهبرای این برنامه انتظارهای بزرگی داشتیم.
انتظارهای بزرگ و بلندپروازانهانتظارهای بزرگ گاهی فشار ایجاد میکنند.
انتظارهای بزرگ و بلندپروازانهبرای رسیدن به هدف قدمهای بزرگی برداشتیم.
قدمهای بزرگ در مسیر پیشرفتاو در یادگیری زبان قدم بزرگی برداشت.
قدمهای بزرگ در مسیر پیشرفتاین تغییر، قدم بزرگی رو به جلو است.
قدمهای بزرگ در مسیر پیشرفتبرای پایان پروژه جشن بزرگی گرفتند.
جشن بزرگ با مقیاس گستردهجشن بزرگ در حیاط برگزار شد.
جشن بزرگ با مقیاس گستردههمه برای یک جشن بزرگ آماده میشوند.
جشن بزرگ با مقیاس گستردهPour ce projet, nous voulons voir grand.
برای این پروژه میخواهیم بلندپروازانه برنامهریزی کنیم.
Ils ont fait les choses en grand pour l'ouverture.
برای افتتاحیه با شکوه فراوان عمل کردند.
Tu es assez grand pour préparer ton sac.
آنقدر بزرگ شدهای که بتوانی کیفت را آماده کنی.
Cet accord est un grand pas vers la paix.
این توافق گام بزرگی بهسوی صلح است.
Cette équipe a grand besoin de repos.
این تیم به استراحت بسیار نیاز دارد.