commencer à + infinitif رایج است؛ commencer de معمولاً ادبیتر است.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
se mettre à faire une activité ou engager une action
commencer à + infinitif رایج است؛ commencer de معمولاً ادبیتر است.
engager un projet, une entreprise ou un travail organisé
commencer un projet با مفعول مستقیم به کار میرود؛ lancer ممکن است آغاز رسمی را برجسته کند.
ouvrir un échange, une discussion ou une réunion
commencer une conversation و commencer par une question دو ساخت کاربردیاند.
entamer un cours, une leçon ou un apprentissage
commencer le cours با اسم مستقیم و commencer à apprendre با à + مصدر میآید.
débuter sa journée avec une première activité
commencer la journée par/avec + nom هر دو برای فعالیت آغاز روز کاربرد دارند.
choisir un premier élément dans une suite d'actions
commencer par + nom/infinitif ترتیب انجام کارها را نشان میدهد.
être à son début ou commencer à se produire sans agent exprimé
Le film commence / Il commence à pleuvoir در فارسی لازم است: «شروع میشود».
se mettre à lire un roman
«شروع به خواندن» آغاز فعالیت را میرساند؛ تمامکردن کتاب اتفاق دیگری است.
commencer à préparer le dîner
آغاز پخت غذا با آمادهشدن یا سرو شدن آن یکسان نیست.
commencer une séance de sport le matin
شروع یک جلسهٔ ورزش به معنی پایان تمرین یا رسیدن به هدف سلامتی نیست.
commencer à réviser pour un examen
شروع مرور با شرکت در امتحان یا گرفتن نمره برابر نیست.
commencer à rédiger un rapport
نوشتن نخستین بخش گزارش با کاملکردن یا تحویل آن فرق دارد.
commencer à suivre un cours en ligne
ثبتنام در دوره با آغاز واقعی مطالعه یا شرکت در جلسهها تفاوت دارد.
commencer à travailler dans un nouveau poste
پذیرفتن پیشنهاد شغلی با شروع اولین روز کاری یکی نیست.
commencer un voyage en voiture
آغاز حرکت به معنی رسیدن به مقصد نیست؛ زمان شروع سفر را جدا از زمان رسیدن بیان میکنیم.
commencer à mettre de l'argent de côté
شروع پسانداز به معنی جمع شدن پول کافی یا رسیدن به هدف نیست.
commencer à jardiner chez soi
آغاز رسیدگی به گیاهان با رشد کردن یا گل دادن آنها یکی نیست.
commencer à enregistrer un message vocal
شروع ضبط با فرستادن پیام یا تمامشدن ضبط تفاوت دارد.
commencer à trier de vieilles photos
شروع دستهبندی عکسها به معنی پاک کردن یا تکمیل همهٔ پوشهها نیست.
commencer à travailler le piano
شروع تمرین یک ساز با یادگرفتن کامل قطعه یا اجرای عمومی فرق دارد.
commencer à faire du bénévolat
شروع همکاری داوطلبانه با تمام شدن مأموریت یا مسئولیت شغلی رسمی یکی نیست.
On va commencer à travailler avant neuf heures.
قبل از ساعت نه کار را شروع میکنیم.
Nous commençons un nouveau projet lundi.
دوشنبه پروژهٔ تازهای را شروع میکنیم.
Elle a commencé une conversation avec le voisin.
او با همسایه سر صحبت را باز کرد.
On commence le cours après la pause.
بعد از استراحت درس را شروع میکنیم.
Commence par le plus simple, puis continue.
از بخش سادهتر شروع کن و بعد ادامه بده.
J'ai commencé à lire le roman dans le train.
خواندن رمان را در قطار شروع کردم.
Nous avons commencé à préparer le dîner à six heures.
ساعت شش آماده کردن شام را شروع کردیم.
J'ai commencé ma séance de sport du matin avant le petit-déjeuner.
قبل از صبحانه ورزش صبحگاهیام را شروع کردم.
Il a commencé à réviser pour l'examen une semaine à l'avance.
او مرور درسها برای امتحان را یک هفته زودتر شروع کرد.
J'ai commencé à rédiger le rapport après la réunion.
بعد از جلسه نوشتن گزارش را شروع کردم.
Elle a commencé un cours en ligne en septembre.
او در سپتامبر گذراندن یک دورهٔ آنلاین را شروع کرد.
Il a commencé son nouveau travail lundi.
او دوشنبه کار در شغل تازهاش را شروع کرد.
Nous avons commencé notre voyage en voiture avant le lever du soleil.
سفر جادهایمان را پیش از طلوع آفتاب شروع کردیم.
J'ai commencé à économiser pour acheter un vélo.
برای خرید دوچرخه پسانداز کردن را شروع کردم.
Nous avons commencé à jardiner sur le balcon ce printemps.
این بهار باغبانی در بالکن را شروع کردیم.
J'ai commencé à enregistrer un message vocal quand le téléphone a sonné.
شروع به ضبط پیام صوتی کردم که تلفن زنگ خورد.
Nous avons commencé à trier nos vieilles photos dimanche.
یکشنبه مرتب کردن عکسهای قدیمیمان را شروع کردیم.
J'ai commencé à travailler le piano après les cours.
بعد از کلاس تمرین پیانو را شروع کردم.
Elle a commencé à faire du bénévolat au refuge pour animaux le mois dernier.
او ماه گذشته کار داوطلبانه در پناهگاه حیوانات را شروع کرد.
آوانگاری تقریبی است؛ برای شنیدن تلفظ طبیعی به صدای گویندهٔ بومی هم توجه کنید.
commencer یعنی کار، پروژه، گفتوگو یا روز را آغاز کردن. برای فعل دوم commencer à + مصدر رایج است و در nous commençons برای حفظ صدای /s/ «ç» میآید. این فعل برای شروع شدن برنامه یا باران نیز کاربرد لازم دارد.
se mettre à faire une activité ou engager une action
commencer à + infinitif رایج است؛ commencer de معمولاً ادبیتر است.
engager un projet, une entreprise ou un travail organisé
commencer un projet با مفعول مستقیم به کار میرود؛ lancer ممکن است آغاز رسمی را برجسته کند.
ouvrir un échange, une discussion ou une réunion
commencer une conversation و commencer par une question دو ساخت کاربردیاند.
entamer un cours, une leçon ou un apprentissage
commencer le cours با اسم مستقیم و commencer à apprendre با à + مصدر میآید.
débuter sa journée avec une première activité
commencer la journée par/avec + nom هر دو برای فعالیت آغاز روز کاربرد دارند.
choisir un premier élément dans une suite d'actions
commencer par + nom/infinitif ترتیب انجام کارها را نشان میدهد.
être à son début ou commencer à se produire sans agent exprimé
Le film commence / Il commence à pleuvoir در فارسی لازم است: «شروع میشود».
se mettre à lire un roman
«شروع به خواندن» آغاز فعالیت را میرساند؛ تمامکردن کتاب اتفاق دیگری است.
commencer à préparer le dîner
آغاز پخت غذا با آمادهشدن یا سرو شدن آن یکسان نیست.
commencer une séance de sport le matin
شروع یک جلسهٔ ورزش به معنی پایان تمرین یا رسیدن به هدف سلامتی نیست.
commencer à réviser pour un examen
شروع مرور با شرکت در امتحان یا گرفتن نمره برابر نیست.
commencer à rédiger un rapport
نوشتن نخستین بخش گزارش با کاملکردن یا تحویل آن فرق دارد.
commencer à suivre un cours en ligne
ثبتنام در دوره با آغاز واقعی مطالعه یا شرکت در جلسهها تفاوت دارد.
commencer à travailler dans un nouveau poste
پذیرفتن پیشنهاد شغلی با شروع اولین روز کاری یکی نیست.
commencer un voyage en voiture
آغاز حرکت به معنی رسیدن به مقصد نیست؛ زمان شروع سفر را جدا از زمان رسیدن بیان میکنیم.
commencer à mettre de l'argent de côté
شروع پسانداز به معنی جمع شدن پول کافی یا رسیدن به هدف نیست.
commencer à jardiner chez soi
آغاز رسیدگی به گیاهان با رشد کردن یا گل دادن آنها یکی نیست.
commencer à enregistrer un message vocal
شروع ضبط با فرستادن پیام یا تمامشدن ضبط تفاوت دارد.
commencer à trier de vieilles photos
شروع دستهبندی عکسها به معنی پاک کردن یا تکمیل همهٔ پوشهها نیست.
commencer à travailler le piano
شروع تمرین یک ساز با یادگرفتن کامل قطعه یا اجرای عمومی فرق دارد.
بعد از ناهار نوشتن گزارش را شروع کردم.
شروع به انجام کاری کردنوقتی برگشتیم، او آشپزی را شروع کرد.
شروع به انجام کاری کردنبیایید با هم مرتب کردن سالن را شروع کنیم.
شروع به انجام کاری کردنبهار پروژهٔ کوچکی را شروع کردیم.
پروژه یا کسبوکاری را آغاز کردناو میخواهد سال آینده کسبوکار خودش را شروع کند.
پروژه یا کسبوکاری را آغاز کردنگروه کار روی سایت تازه را شروع کرد.
پروژه یا کسبوکاری را آغاز کردناو با همسایهاش سر صحبت را باز کرد.
گفتوگو یا جلسهای را شروع کردنجلسه را با یک سؤال کوتاه شروع کردم.
گفتوگو یا جلسهای را شروع کردنچه کسی این بحث را شروع کرد؟
گفتوگو یا جلسهای را شروع کردندرس انگلیسی را ساعت نه شروع میکنیم.
درس، کلاس یا یادگیری را شروع کردنمینا تابستان امسال یادگیری آلمانی را شروع کرد.
درس، کلاس یا یادگیری را شروع کردنمعلم درس را با یک بازی شروع کرد.
درس، کلاس یا یادگیری را شروع کردنروزم را با یک لیوان آب شروع میکنم.
روز یا صبح را با کاری آغاز کردنصبح را با پیادهروی کوتاهی شروع کردند.
روز یا صبح را با کاری آغاز کردنهر روز را با نگاه کردن به برنامه شروع میکنیم.
روز یا صبح را با کاری آغاز کردنبیایید از آسانترین سؤال شروع کنیم.
از مرحلهٔ اول یا مورد معینی آغاز کردناو ابتدا با خواندن دستورالعمل شروع کرد.
از مرحلهٔ اول یا مورد معینی آغاز کردنبا چند دقیقه تمرین روزانه شروع کن.
از مرحلهٔ اول یا مورد معینی آغاز کردنفیلم امشب ساعت هشت شروع میشود.
شروع شدنِ برنامه یا رخدادیدر راه برگشت باران شروع شد.
شروع شدنِ برنامه یا رخدادیموسیقی پیش از رسیدن مهمانها شروع شد.
شروع شدنِ برنامه یا رخدادیخواندن رمان را در قطار شروع کردم.
خواندن یک رمان را آغاز کردناو بعد از ناهار خواندن فصل تازهای را شروع کرد.
خواندن یک رمان را آغاز کردنساعت شش آماده کردن شام را شروع کردیم.
آماده کردن شام را شروع کردنتو خرد کردن سبزیجات را شروع کن تا من تابه را گرم کنم.
آماده کردن شام را شروع کردنقبل از صبحانه ورزش صبحگاهیام را شروع کردم.
ورزش صبحگاهی را شروع کردنبیا با یک گرمکردن کوتاه شروع کنیم.
ورزش صبحگاهی را شروع کردناو مرور درسها برای امتحان را یک هفته زودتر شروع کرد.
مرور درسها برای امتحان را آغاز کردنمرور را از سختترین فصل شروع کردیم.
مرور درسها برای امتحان را آغاز کردنبعد از جلسه نوشتن گزارش را شروع کردم.
نوشتن گزارش را شروع کردناو نوشتن را با خلاصهای کوتاه از یافتهها شروع کرد.
نوشتن گزارش را شروع کردناو در سپتامبر گذراندن یک دورهٔ آنلاین را شروع کرد.
گذراندن یک دورهٔ آنلاین را شروع کردنمن از درس مقدماتی شروع کردم.
گذراندن یک دورهٔ آنلاین را شروع کردناو دوشنبه کار در شغل تازهاش را شروع کرد.
کار در شغل تازه را شروع کردنهفتهٔ آینده کارم را در دفتر جدید شروع میکنم.
کار در شغل تازه را شروع کردنسفر جادهایمان را پیش از طلوع آفتاب شروع کردیم.
سفر جادهای را آغاز کردنآنها سفر را از روستای کوچکی شروع کردند.
سفر جادهای را آغاز کردنبرای خرید دوچرخه پسانداز کردن را شروع کردم.
پسانداز کردن را شروع کردناو شروع کرد هر ماه کمی پول کنار بگذارد.
پسانداز کردن را شروع کردناین بهار باغبانی در بالکن را شروع کردیم.
باغبانی در خانه را شروع کردناو کار را با دو گلدان سبزی معطر شروع کرد.
باغبانی در خانه را شروع کردنشروع به ضبط پیام صوتی کردم که تلفن زنگ خورد.
ضبط پیام صوتی را شروع کردنبرای شروع ضبط این دکمه را فشار بده.
ضبط پیام صوتی را شروع کردنیکشنبه مرتب کردن عکسهای قدیمیمان را شروع کردیم.
مرتب کردن عکسهای قدیمی را شروع کردناو کار را با ساختن پوشهای برای هر سال شروع کرد.
مرتب کردن عکسهای قدیمی را شروع کردنبعد از کلاس تمرین پیانو را شروع کردم.
تمرین پیانو را شروع کردناو تمرین را با یک ملودی ساده شروع کرد.
تمرین پیانو را شروع کردناو ماه گذشته کار داوطلبانه در پناهگاه حیوانات را شروع کرد.
کار داوطلبانه را شروع کردنما کار را با کمک کردن در آخر هفتهها شروع کردیم.
کار داوطلبانه را شروع کردنOn va commencer à travailler avant neuf heures.
قبل از ساعت نه کار را شروع میکنیم.
Nous commençons un nouveau projet lundi.
دوشنبه پروژهٔ تازهای را شروع میکنیم.
Elle a commencé une conversation avec le voisin.
او با همسایه سر صحبت را باز کرد.
On commence le cours après la pause.
بعد از استراحت درس را شروع میکنیم.
Commence par le plus simple, puis continue.
از بخش سادهتر شروع کن و بعد ادامه بده.
J'ai commencé à lire le roman dans le train.
خواندن رمان را در قطار شروع کردم.
Nous avons commencé à préparer le dîner à six heures.
ساعت شش آماده کردن شام را شروع کردیم.
J'ai commencé ma séance de sport du matin avant le petit-déjeuner.
قبل از صبحانه ورزش صبحگاهیام را شروع کردم.
Il a commencé à réviser pour l'examen une semaine à l'avance.
او مرور درسها برای امتحان را یک هفته زودتر شروع کرد.
J'ai commencé à rédiger le rapport après la réunion.
بعد از جلسه نوشتن گزارش را شروع کردم.
Elle a commencé un cours en ligne en septembre.
او در سپتامبر گذراندن یک دورهٔ آنلاین را شروع کرد.
Il a commencé son nouveau travail lundi.
او دوشنبه کار در شغل تازهاش را شروع کرد.
Nous avons commencé notre voyage en voiture avant le lever du soleil.
سفر جادهایمان را پیش از طلوع آفتاب شروع کردیم.
J'ai commencé à économiser pour acheter un vélo.
برای خرید دوچرخه پسانداز کردن را شروع کردم.
Nous avons commencé à jardiner sur le balcon ce printemps.
این بهار باغبانی در بالکن را شروع کردیم.
J'ai commencé à enregistrer un message vocal quand le téléphone a sonné.
شروع به ضبط پیام صوتی کردم که تلفن زنگ خورد.
Nous avons commencé à trier nos vieilles photos dimanche.
یکشنبه مرتب کردن عکسهای قدیمیمان را شروع کردیم.
J'ai commencé à travailler le piano après les cours.
بعد از کلاس تمرین پیانو را شروع کردم.
Elle a commencé à faire du bénévolat au refuge pour animaux le mois dernier.
او ماه گذشته کار داوطلبانه در پناهگاه حیوانات را شروع کرد.