واژهٔ اصلی به پول اشاره دارد، نه لزوماً فقط پول نقد.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
moyen de paiement ou d'échange dans la vie quotidienne
واژهٔ اصلی به پول اشاره دارد، نه لزوماً فقط پول نقد.
argent disponible en billets et pièces
پول نقد با اعتبار کارت و موجودی غیرنقدی فرق دارد.
argent sous forme de pièces métalliques
سکه واحد شمارش خود را دارد؛ اینجا زمینهٔ پول سکهای است.
argent représenté par des billets de banque
اسکناس از سکه جداست؛ به جنس کاغذی یا پلیمری اشاره میشود.
somme ou quantité précise d'argent
مبلغ را با واحد پول و عدد مشخص میکنیم.
argent reçu en échange d'un travail
درآمد با سود یا جایزه همیشه یکی نیست.
argent mis de côté pour l'avenir
پسانداز را با نگهداشتن موقت پول اشتباه نگیریم.
argent utilisé pour des achats et des dépenses
خرج کردن در برابر پسانداز قرار میگیرد.
argent versé pour payer un produit ou un service
واژهٔ پول در جمله هست؛ فعل پرداخت مستقل است.
argent obtenu par un emprunt et à rembourser
قرضگیرنده بعداً باید پول را برگرداند.
argent prêté à quelqu'un en attendant un remboursement
قرضدهنده پول را برای بازپرداخت در اختیار دیگری میگذارد.
argent envoyé d'un compte ou d'une personne à une autre
انتقال بانکی الزاماً حمل اسکناس نیست.
argent retiré d'un compte bancaire
برداشت از حساب با گرفتن وام فرق دارد.
argent versé sur un compte
واریز به موجودی حساب افزوده میشود.
argent converti d'une devise à une autre
تبدیل ارز با خرد کردن یک اسکناس یکسان نیست.
métal précieux blanc portant le symbole chimique Ag
objets de table ou d'ornement faits en argent
fortune ou ensemble des ressources financières d'une personne
avoir de l'argent میتواند داشتن تمکن مالی باشد؛ منظور الزاماً اسکناس در دست نیست.
argent réparti à l'avance entre des dépenses prévues dans un budget
بودجهبندی یعنی از قبل مشخص کنیم پول موجود چگونه میان هزینهها تقسیم شود؛ با پسانداز یکی نیست.
argent remboursé à un acheteur après une annulation ou un retour
پولِ پسدادهشده پس از لغو یا مرجوعی با پول قرضگرفتهشده فرق دارد.
argent dû à quelqu'un au titre d'une dette non réglée
بدهکار بودن پول، وضعیت تعهد به پرداخت است؛ با قرضگرفتن در لحظهٔ دریافت و قرضدادن در جهت عکس تفاوت دارد.
argent reçu comme salaire, cadeau ou règlement d'une somme
دریافت پول میتواند بابت دستمزد، هدیه یا تسویه باشد؛ این کاربرد صرفاً واریز بانکی نیست.
argent compté pour vérifier une somme, notamment en espèces
شمردن فیزیکی پول با محاسبهٔ موجودی حساب فرق دارد، گرچه هر دو برای کنترل مبلغ به کار میروند.
argent égaré ou perdu parmi les affaires d'une personne
گمشدن پول با ضررکردن در سرمایهگذاری یکی نیست؛ اینجا بیشتر به گمکردن یا از دستدادن مستقیم مبلغ اشاره داریم.
argent retrouvé après une perte, avec respect de son propriétaire
پیداکردن پول رهاشده به معنی مجاز بودن برداشتنش نیست؛ مثالها رعایت حق صاحب پول را نشان میدهند.
argent donné volontairement sans attendre de remboursement
اهدای پول پرداخت داوطلبانه و بدون انتظار بازگشت است؛ با قرضدادن تفاوت دارد.
argent gaspillé dans une dépense inutile ou peu justifiée
هدر دادن پول قضاوتی دربارهٔ بیفایده یا بیبرنامه بودن خرج است، نه هر نوع خرجکردن.
argent réparti entre plusieurs personnes pour payer une dépense commune
در تقسیم هزینه، هر نفر سهم خودش را میپردازد؛ این با جمعکردن پول برای هدف مشترک تفاوت دارد.
argent conservé à l'abri du vol, de la perte ou d'un accès abusif
نگهداری امن دربارهٔ محافظت از دارایی است؛ با ذخیره و پسانداز مبلغ برای آینده فرق دارد.
argent mis dans une réserve d'urgence pour les dépenses imprévues
صندوق اضطراری به هزینههای غیرمنتظره مانند تعمیر فوری یا درمان مربوط است؛ با پسانداز عمومی بدون هدف مشخص تفاوت دارد.
argent versé en impôts ou recueilli comme recette fiscale
«پول مالیات» میتواند مبلغ پرداختشدهٔ مالیاتدهنده یا درآمد عمومی حاصل از مالیات باشد؛ این دو جهت در مثالها روشن شدهاند.
argent mis en commun par plusieurs personnes pour un objectif précis
پول جمعکردن گروهی برای یک خرید یا هدف مشترک، با تقسیم صورتحساب پس از مصرف تفاوت دارد.
Elle gagne de l'argent en traduisant.
او با ترجمهکردن پول درمیآورد.
Nous mettons de l'argent de côté tous les mois.
ما هر ماه پول کنار میگذاریم.
Je n'ai pas d'argent à dépenser aujourd'hui.
امروز پولی برای خرجکردن ندارم.
Le spectacle était long : on en a eu pour son argent.
نمایش طولانی و پربار بود؛ بهاندازهٔ پولمان ارزش گرفتیم.
Elle dit souvent que l'argent ne fait pas le bonheur.
او زیاد میگوید پول خوشبختی نمیآورد.
تلفظ بینیدار پایان واژه با متن بهتنهایی کافی نیست؛ صوت و گویشور لازم است.
argent اسم مذکر برای پول، دارایی یا مادهٔ فلزی «نقره» است؛ نقرهٔ فلزی و وسایل نقرهای از معنی پول تفکیک میشوند. برای شمارش پول از somme، pièce یا billet کمک میگیریم.
moyen de paiement ou d'échange dans la vie quotidienne
واژهٔ اصلی به پول اشاره دارد، نه لزوماً فقط پول نقد.
argent disponible en billets et pièces
پول نقد با اعتبار کارت و موجودی غیرنقدی فرق دارد.
argent sous forme de pièces métalliques
سکه واحد شمارش خود را دارد؛ اینجا زمینهٔ پول سکهای است.
argent représenté par des billets de banque
اسکناس از سکه جداست؛ به جنس کاغذی یا پلیمری اشاره میشود.
somme ou quantité précise d'argent
مبلغ را با واحد پول و عدد مشخص میکنیم.
argent reçu en échange d'un travail
درآمد با سود یا جایزه همیشه یکی نیست.
argent mis de côté pour l'avenir
پسانداز را با نگهداشتن موقت پول اشتباه نگیریم.
argent utilisé pour des achats et des dépenses
خرج کردن در برابر پسانداز قرار میگیرد.
argent versé pour payer un produit ou un service
واژهٔ پول در جمله هست؛ فعل پرداخت مستقل است.
argent obtenu par un emprunt et à rembourser
قرضگیرنده بعداً باید پول را برگرداند.
argent prêté à quelqu'un en attendant un remboursement
قرضدهنده پول را برای بازپرداخت در اختیار دیگری میگذارد.
argent envoyé d'un compte ou d'une personne à une autre
انتقال بانکی الزاماً حمل اسکناس نیست.
argent retiré d'un compte bancaire
برداشت از حساب با گرفتن وام فرق دارد.
argent versé sur un compte
واریز به موجودی حساب افزوده میشود.
argent converti d'une devise à une autre
تبدیل ارز با خرد کردن یک اسکناس یکسان نیست.
métal précieux blanc portant le symbole chimique Ag
objets de table ou d'ornement faits en argent
fortune ou ensemble des ressources financières d'une personne
avoir de l'argent میتواند داشتن تمکن مالی باشد؛ منظور الزاماً اسکناس در دست نیست.
argent réparti à l'avance entre des dépenses prévues dans un budget
بودجهبندی یعنی از قبل مشخص کنیم پول موجود چگونه میان هزینهها تقسیم شود؛ با پسانداز یکی نیست.
argent remboursé à un acheteur après une annulation ou un retour
پولِ پسدادهشده پس از لغو یا مرجوعی با پول قرضگرفتهشده فرق دارد.
argent dû à quelqu'un au titre d'une dette non réglée
بدهکار بودن پول، وضعیت تعهد به پرداخت است؛ با قرضگرفتن در لحظهٔ دریافت و قرضدادن در جهت عکس تفاوت دارد.
argent reçu comme salaire, cadeau ou règlement d'une somme
دریافت پول میتواند بابت دستمزد، هدیه یا تسویه باشد؛ این کاربرد صرفاً واریز بانکی نیست.
argent compté pour vérifier une somme, notamment en espèces
شمردن فیزیکی پول با محاسبهٔ موجودی حساب فرق دارد، گرچه هر دو برای کنترل مبلغ به کار میروند.
argent égaré ou perdu parmi les affaires d'une personne
گمشدن پول با ضررکردن در سرمایهگذاری یکی نیست؛ اینجا بیشتر به گمکردن یا از دستدادن مستقیم مبلغ اشاره داریم.
argent retrouvé après une perte, avec respect de son propriétaire
پیداکردن پول رهاشده به معنی مجاز بودن برداشتنش نیست؛ مثالها رعایت حق صاحب پول را نشان میدهند.
argent donné volontairement sans attendre de remboursement
اهدای پول پرداخت داوطلبانه و بدون انتظار بازگشت است؛ با قرضدادن تفاوت دارد.
argent gaspillé dans une dépense inutile ou peu justifiée
هدر دادن پول قضاوتی دربارهٔ بیفایده یا بیبرنامه بودن خرج است، نه هر نوع خرجکردن.
argent réparti entre plusieurs personnes pour payer une dépense commune
در تقسیم هزینه، هر نفر سهم خودش را میپردازد؛ این با جمعکردن پول برای هدف مشترک تفاوت دارد.
argent conservé à l'abri du vol, de la perte ou d'un accès abusif
نگهداری امن دربارهٔ محافظت از دارایی است؛ با ذخیره و پسانداز مبلغ برای آینده فرق دارد.
argent mis dans une réserve d'urgence pour les dépenses imprévues
صندوق اضطراری به هزینههای غیرمنتظره مانند تعمیر فوری یا درمان مربوط است؛ با پسانداز عمومی بدون هدف مشخص تفاوت دارد.
argent versé en impôts ou recueilli comme recette fiscale
«پول مالیات» میتواند مبلغ پرداختشدهٔ مالیاتدهنده یا درآمد عمومی حاصل از مالیات باشد؛ این دو جهت در مثالها روشن شدهاند.
پول همیشه برای حل مشکل کافی نیست.
پول بهعنوان وسیلهٔ مبادله و پرداختانجمن برای کتابخانه پول جمعآوری کرد.
پول بهعنوان وسیلهٔ مبادله و پرداختامروز صبح پولم را در خانه جا گذاشتم.
پول بهعنوان وسیلهٔ مبادله و پرداختاین مغازهٔ کوچک پول نقد را ترجیح میدهد.
پول نقد و آمادهٔ پرداختاو قبل از بستن مغازه پول صندوق را شمرد.
پول نقد و آمادهٔ پرداختبرای بازار کمی پول نقد نگه میدارم.
پول نقد و آمادهٔ پرداختاو سکههای پولش را روی میز خالی کرد.
پول سکهایکودک هر سکه از پول توجیبیاش را در قلک میاندازد.
پول سکهایصندوقدار باقیپولش را با سکههای ریز پس داد.
پول سکهایپول به شکل اسکناس داخل پاکت چیده شده بود.
اسکناس و پول کاغذیبانک پیش از دریافت پول، اسکناسهای درشت را بررسی کرد.
اسکناس و پول کاغذیاو سکههایش را به اسکناس تبدیل کرد.
اسکناس و پول کاغذیبرای مسیر چقدر پول لازم است؟
مقدار یا مبلغ پولمبلغ پول درجشده در فاکتور اشتباه است.
مقدار یا مبلغ پولاو هر ماه مبلغ مشخصی پول کنار میگذارد.
مقدار یا مبلغ پولاو با تعمیر دوچرخه پول درمیآورد.
پول درآوردن از کاراو میخواهد تابستان امسال خودش پول دربیاورد.
پول درآوردن از کارآنها عصرها کار کردند تا پول کافی داشته باشند.
پول درآوردن از کارما برای سفر پول پسانداز میکنیم.
پسانداز کردن پولپول پساندازشده هزینهٔ اسبابکشی را پوشش داد.
پسانداز کردن پولکمی پول برای اتفاقهای پیشبینینشده کنار بگذار.
پسانداز کردن پولدر رستوران خیلی پول خرج کردیم.
خرج کردن پولاو هر هفته ثبت میکند پولش کجا خرج میشود.
خرج کردن پولپولت را برای خدمات بیفایده هدر نده.
خرج کردن پولآنها پس از پایان کار مبلغ توافقشده را پرداخت کردند.
پرداخت پول برای خرید یا خدمتمن هنوز به تعمیرکار پول بدهکارم.
پرداخت پول برای خرید یا خدمتمیتوانی پول را پیش از پنجشنبه بفرستی؟
پرداخت پول برای خرید یا خدمتبرای اجاره از خواهرم پول قرض گرفتم.
قرض گرفتن پولبیشتر از توان بازپرداختت پول قرض نگیر.
قرض گرفتن پولاو آن پول را برای دو هفته قرض گرفت.
قرض گرفتن پولاو بدون بهره به من پول قرض داد.
قرض دادن پولبدون توافق روشن حاضر نیستم پول قرض بدهم.
قرض دادن پولاو پولش را به دوستی مورداعتماد قرض داد.
قرض دادن پولپول را به حساب اشتباهی انتقال دادم.
انتقال پول به شخص یا حسابپول باید فردا به حسابت برسد.
انتقال پول به شخص یا حساباو پول را با انتقال بانکی فرستاد.
انتقال پول به شخص یا حساباز خودپرداز نزدیک ایستگاه پول برداشت کردم.
برداشت پول از حساب یا خودپردازباید پیش از حرکت کمی پول برداشت کنیم.
برداشت پول از حساب یا خودپردازبانک مبلغ قابلبرداشت روزانه را محدود میکند.
برداشت پول از حساب یا خودپردازاو پول را در باجهٔ بانک واریز کرد.
واریز پول به حسابپول امروز صبح به حسابم واریز شد.
واریز پول به حساباو پول هدیه را به دفترچهٔ پساندازش واریز کرد.
واریز پول به حسابما پیش از سفر پولمان را به ارز دیگری تبدیل کردیم.
تبدیل یا چنج کردن پول به ارز دیگرصرافی از پول تبدیلشده کارمزد میگیرد.
تبدیل یا چنج کردن پول به ارز دیگرپیش از تبدیل پول نرخ ارز را بررسی کن.
تبدیل یا چنج کردن پول به ارز دیگراین انگشتر از نقره است، نه فولاد.
argent بهمعنای عنصر و فلز نقرهنقره گاهی در تماس با بعضی ترکیبها تیره میشود.
argent بهمعنای عنصر و فلز نقرهآزمایشگاه خلوص نقره را بررسی کرد.
argent بهمعنای عنصر و فلز نقرهقاشقچنگالهای نقرهای داخل جعبه نگهداری میشدند.
argent برای اشیای ساختهشده از نقرهاو پیش از جشن وسایل نقرهای خانوادگی را برای تمیزکاری فرستاد.
argent برای اشیای ساختهشده از نقرهوسایل نقرهای اصل را از اشیای صرفاً آبنقرهکاریشده جدا میکردند.
argent برای اشیای ساختهشده از نقرهاو از خانوادهای مرفه میآید.
argent بهمعنای ثروت و امکانات مالیپولدار بودن لزوماً به معنی تجملدوستی نیست.
argent بهمعنای ثروت و امکانات مالیاو مبلغی ارث برده و حالا دارایی مالی دارد.
argent بهمعنای ثروت و امکانات مالیاول ماه پولمان را برای اجاره و خوراک بودجهبندی کردیم.
بودجهبندی پول برای هزینههای پیشِ رواگر پول سفر را در بودجه حساب نکنیم، آخر ماه کم میآوریم.
بودجهبندی پول برای هزینههای پیشِ رواو پیش از خرید، مشخص کرد چقدر پول برای تعمیر خانه دارد.
بودجهبندی پول برای هزینههای پیشِ روفروشگاه پول کفش مرجوعی را پس داد.
پس گرفتن پول پس از لغو خرید یا مرجوعکردن کالاهنوز پول بلیت لغوشده به حسابم برنگشته است.
پس گرفتن پول پس از لغو خرید یا مرجوعکردن کالااگر محصول خراب باشد، میتوانیم درخواست بازگشت پول بدهیم.
پس گرفتن پول پس از لغو خرید یا مرجوعکردن کالاهنوز بابت تعمیر دوچرخه به دوستم پول بدهکارم.
بدهکار بودن مبلغی پول به کسیاگر پولی به کسی بدهکاری، تاریخ پرداخت را روشن کن.
بدهکار بودن مبلغی پول به کسیاو نمیخواست پول بدهکارش را بدون هماهنگی دیر بدهد.
بدهکار بودن مبلغی پول به کسیاو پول دستمزد پروژه را دیروز دریافت کرد.
دریافت پول بابت کار، هدیه یا پرداختبچهها برای جشن پایان سال کمی پول هدیه گرفتند.
دریافت پول بابت کار، هدیه یا پرداختپیش از تحویل سفارش، مطمئن شو پول را دریافت کردهای.
دریافت پول بابت کار، هدیه یا پرداختصندوقدار قبل از بستن مغازه پول صندوق را شمرد.
شمردن پول برای اطمینان از مقدار آنمادربزرگ پول اسکناسها را دوبار شمرد.
شمردن پول برای اطمینان از مقدار آنبرای اشتباه نکردن، پول نقد را روی میز شمردیم.
شمردن پول برای اطمینان از مقدار آندر مسیر ایستگاه مقداری پول از جیبم افتاد و گم شد.
گمکردن یا از دست دادن پول در زندگی روزمرهاو نگران بود پولی را که همراه آورده از دست بدهد.
گمکردن یا از دست دادن پول در زندگی روزمرهوقتی کیفش را پیدا کرد، خوشحال شد که پولش گم نشده است.
گمکردن یا از دست دادن پول در زندگی روزمرهمردی کنار ایستگاه پولی پیدا کرد و به مأمور تحویل داد.
پیداکردن پول گمشده و بررسی صاحب آناو پول گمشدهاش را زیر صندلی پیدا کرد.
پیداکردن پول گمشده و بررسی صاحب آناگر پولی در کلاس پیدا کردی، به مسئول اطلاع بده.
پیداکردن پول گمشده و بررسی صاحب آنخانوادهها برای تهیهٔ کتاب مدرسه پول اهدا کردند.
اهدای پول برای کمک به فرد یا فعالیت اجتماعیاو ترجیح میدهد پول کمکش را مستقیم به خیریهٔ معتبر بدهد.
اهدای پول برای کمک به فرد یا فعالیت اجتماعیمردم برای بازسازی پل روستا پولی اهدا کردند.
اهدای پول برای کمک به فرد یا فعالیت اجتماعیبرای چیزی که استفاده نمیکنی پول هدر نده.
هدر دادن پول در هزینههای غیرضروریوقتی همان وسیله را داشت، خرید دوبارهاش هدر دادن پول بود.
هدر دادن پول در هزینههای غیرضروریآنها تصمیم گرفتند پولشان را صرف هزینههای غیرضروری نکنند.
هدر دادن پول در هزینههای غیرضروریچهار دوست پول شام را مساوی تقسیم کردند.
تقسیم پول یک هزینهٔ مشترک میان چند نفربرای سفر تصمیم گرفتیم پول بنزین را بین خودمان تقسیم کنیم.
تقسیم پول یک هزینهٔ مشترک میان چند نفرقبل از پرداخت، معلوم کنیم هرکس چقدر پول سهمش میشود.
تقسیم پول یک هزینهٔ مشترک میان چند نفربرای امنیت، پول زیادی را در کیف روزانه نگه ندار.
نگهداری امن پول و پیشگیری از سرقت یا سوءاستفادهاو پول صندوق را پیش از تعطیلی در محل امن گذاشت.
نگهداری امن پول و پیشگیری از سرقت یا سوءاستفادهاطلاعات حسابت را محرمانه نگه دار تا پولت به خطر نیفتد.
نگهداری امن پول و پیشگیری از سرقت یا سوءاستفادهبرای خرابی ناگهانی ماشین مقداری پول اضطراری کنار گذاشتیم.
کنار گذاشتن پول مشخص برای شرایط اضطراریوقتی لوله ترکید، پول صندوق اضطراری به کارمان آمد.
کنار گذاشتن پول مشخص برای شرایط اضطراریاو هر ماه اندکی پول به ذخیرهٔ روز مبادا اضافه میکند.
کنار گذاشتن پول مشخص برای شرایط اضطراریشرکت پول مالیات امسالش را بهموقع پرداخت کرد.
پولی که از راه مالیات پرداخت یا جمعآوری میشودبخشی از پول مالیات مردم صرف نگهداری خیابانها میشود.
پولی که از راه مالیات پرداخت یا جمعآوری میشوداو میخواست بداند پول مالیاتش چگونه هزینه میشود.
پولی که از راه مالیات پرداخت یا جمعآوری میشودهمکاران پول روی هم گذاشتند تا برای سرایدار هدیه بخرند.
روی هم گذاشتن پول چند نفر برای یک هدف مشترکهر خانواده کمی پول به صندوق مشترک محله اضافه کرد.
روی هم گذاشتن پول چند نفر برای یک هدف مشترکبرای خرید ابزار مشترک، قرار شد همه پولی بگذارند.
روی هم گذاشتن پول چند نفر برای یک هدف مشترکElle gagne de l'argent en traduisant.
او با ترجمهکردن پول درمیآورد.
Nous mettons de l'argent de côté tous les mois.
ما هر ماه پول کنار میگذاریم.
Je n'ai pas d'argent à dépenser aujourd'hui.
امروز پولی برای خرجکردن ندارم.
Le spectacle était long : on en a eu pour son argent.
نمایش طولانی و پربار بود؛ بهاندازهٔ پولمان ارزش گرفتیم.
Elle dit souvent que l'argent ne fait pas le bonheur.
او زیاد میگوید پول خوشبختی نمیآورد.