واژهٔ اصلی به پول اشاره دارد، نه لزوماً فقط پول نقد.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
وسیلهٔ رایج مبادله و پرداخت هزینهٔ کالا یا خدمت
واژهٔ اصلی به پول اشاره دارد، نه لزوماً فقط پول نقد.
اسکناس یا سکهٔ آمادهٔ پرداخت
پول نقد با اعتبار کارت و موجودی غیرنقدی فرق دارد.
پول فلزی بهشکل سکه
سکه واحد شمارش خود را دارد؛ اینجا زمینهٔ پول سکهای است.
پول بهشکل اسکناس کاغذی یا پلیمری
اسکناس از سکه جداست؛ به جنس کاغذی یا پلیمری اشاره میشود.
مبلغ یا میزان مشخصی پول
مبلغ را با واحد پول و عدد مشخص میکنیم.
پول حاصل از کار یا فعالیت اقتصادی
درآمد با سود یا جایزه همیشه یکی نیست.
پولی که برای نیاز آینده نگه میداریم
پسانداز را با نگهداشتن موقت پول اشتباه نگیریم.
پولی که برای خرید یا هزینهها مصرف میکنیم
خرج کردن در برابر پسانداز قرار میگیرد.
وجه پرداختشده در ازای خرید یا خدمت
واژهٔ پول در جمله هست؛ فعل پرداخت مستقل است.
پولی که با تعهد بازپرداخت قرض میگیریم
قرضگیرنده بعداً باید پول را برگرداند.
پولی که موقتاً به دیگری قرض میدهیم
قرضدهنده پول را برای بازپرداخت در اختیار دیگری میگذارد.
پولی که از شخص یا حسابی به دیگری منتقل میشود
انتقال بانکی الزاماً حمل اسکناس نیست.
پول خارجشده از حساب بانکی
برداشت از حساب با گرفتن وام فرق دارد.
پول واردشده به حساب بانکی
واریز به موجودی حساب افزوده میشود.
تبدیل پول یک کشور به ارز یا واحد پولی دیگر
تبدیل ارز با خرد کردن یک اسکناس یکسان نیست.
مبلغی که برای تشکر از خدمت به کسی میدهند
پول چایی در فارسی انعام است؛ ترجمهٔ لفظی tea money بهمعنای خود نوشیدنی نیست.
کنایه از داشتن درآمد یا ثروت بسیار زیاد
این تعبیر اغراقآمیز است؛ شکل ظاهری پارو و پول معنای لفظی موردنظر نیست.
مبلغی که به کودک یا نوجوان برای هزینههای شخصی داده میشود
بودجهبندی پول برای هزینههای پیشِ رو؛ بودجهبندی یعنی از قبل مشخص کنیم پول موجود چگونه میان هزینهها تقسیم شود؛ با پسانداز یکی نیست.
بودجهبندی یعنی از قبل مشخص کنیم پول موجود چگونه میان هزینهها تقسیم شود؛ با پسانداز یکی نیست.
پس گرفتن پول پس از لغو خرید یا مرجوعکردن کالا؛ پولِ پسدادهشده پس از لغو یا مرجوعی با پول قرضگرفتهشده فرق دارد.
پولِ پسدادهشده پس از لغو یا مرجوعی با پول قرضگرفتهشده فرق دارد.
بدهکار بودن مبلغی پول به کسی؛ بدهکار بودن پول، وضعیت تعهد به پرداخت است؛ با قرضگرفتن در لحظهٔ دریافت و قرضدادن در جهت عکس تفاوت دارد.
بدهکار بودن پول، وضعیت تعهد به پرداخت است؛ با قرضگرفتن در لحظهٔ دریافت و قرضدادن در جهت عکس تفاوت دارد.
دریافت پول بابت کار، هدیه یا پرداخت؛ دریافت پول میتواند بابت دستمزد، هدیه یا تسویه باشد؛ این کاربرد صرفاً واریز بانکی نیست.
دریافت پول میتواند بابت دستمزد، هدیه یا تسویه باشد؛ این کاربرد صرفاً واریز بانکی نیست.
شمردن پول برای اطمینان از مقدار آن؛ شمردن فیزیکی پول با محاسبهٔ موجودی حساب فرق دارد، گرچه هر دو برای کنترل مبلغ به کار میروند.
شمردن فیزیکی پول با محاسبهٔ موجودی حساب فرق دارد، گرچه هر دو برای کنترل مبلغ به کار میروند.
گمکردن یا از دست دادن پول در زندگی روزمره؛ گمشدن پول با ضررکردن در سرمایهگذاری یکی نیست؛ اینجا بیشتر به گمکردن یا از دستدادن مستقیم مبلغ اشاره داریم.
گمشدن پول با ضررکردن در سرمایهگذاری یکی نیست؛ اینجا بیشتر به گمکردن یا از دستدادن مستقیم مبلغ اشاره داریم.
پیداکردن پول گمشده و بررسی صاحب آن؛ پیداکردن پول رهاشده به معنی مجاز بودن برداشتنش نیست؛ مثالها رعایت حق صاحب پول را نشان میدهند.
پیداکردن پول رهاشده به معنی مجاز بودن برداشتنش نیست؛ مثالها رعایت حق صاحب پول را نشان میدهند.
اهدای پول برای کمک به فرد یا فعالیت اجتماعی؛ اهدای پول پرداخت داوطلبانه و بدون انتظار بازگشت است؛ با قرضدادن تفاوت دارد.
اهدای پول پرداخت داوطلبانه و بدون انتظار بازگشت است؛ با قرضدادن تفاوت دارد.
هدر دادن پول در هزینههای غیرضروری؛ هدر دادن پول قضاوتی دربارهٔ بیفایده یا بیبرنامه بودن خرج است، نه هر نوع خرجکردن.
هدر دادن پول قضاوتی دربارهٔ بیفایده یا بیبرنامه بودن خرج است، نه هر نوع خرجکردن.
تقسیم پول یک هزینهٔ مشترک میان چند نفر؛ در تقسیم هزینه، هر نفر سهم خودش را میپردازد؛ این با جمعکردن پول برای هدف مشترک تفاوت دارد.
در تقسیم هزینه، هر نفر سهم خودش را میپردازد؛ این با جمعکردن پول برای هدف مشترک تفاوت دارد.
نگهداری امن پول و پیشگیری از سرقت یا سوءاستفاده؛ نگهداری امن دربارهٔ محافظت از دارایی است؛ با ذخیره و پسانداز مبلغ برای آینده فرق دارد.
نگهداری امن دربارهٔ محافظت از دارایی است؛ با ذخیره و پسانداز مبلغ برای آینده فرق دارد.
کنار گذاشتن پول مشخص برای شرایط اضطراری؛ صندوق اضطراری به هزینههای غیرمنتظره مانند تعمیر فوری یا درمان مربوط است؛ با پسانداز عمومی بدون هدف مشخص تفاوت دارد.
صندوق اضطراری به هزینههای غیرمنتظره مانند تعمیر فوری یا درمان مربوط است؛ با پسانداز عمومی بدون هدف مشخص تفاوت دارد.
پولی که از راه مالیات پرداخت یا جمعآوری میشود؛ «پول مالیات» میتواند مبلغ پرداختشدهٔ مالیاتدهنده یا درآمد عمومی حاصل از مالیات باشد؛ این دو جهت در مثالها روشن شدهاند.
«پول مالیات» میتواند مبلغ پرداختشدهٔ مالیاتدهنده یا درآمد عمومی حاصل از مالیات باشد؛ این دو جهت در مثالها روشن شدهاند.
روی هم گذاشتن پول چند نفر برای یک هدف مشترک؛ پول جمعکردن گروهی برای یک خرید یا هدف مشترک، با تقسیم صورتحساب پس از مصرف تفاوت دارد.
پول جمعکردن گروهی برای یک خرید یا هدف مشترک، با تقسیم صورتحساب پس از مصرف تفاوت دارد.
با تعمیر لوازم خانگی پول درمیآورد.
با تعمیر لوازم خانگی پول درمیآورد.
هر ماه کمی پول پسانداز میکنیم.
هر ماه کمی پول پسانداز میکنیم.
همهٔ پولش را پای یک خرید عجولانه به باد داد.
همهٔ پولش را پای یک خرید عجولانه به باد داد.
همه خیال میکنند از این کار پول از پارو بالا میرود.
همه خیال میکنند از این کار پول از پارو بالا میرود.
بعد از پایان کار پول چایی هم دادیم.
بعد از پایان کار پول چایی هم دادیم.
پول وسیلهٔ مبادله و پرداخت است؛ ممکن است نقد، موجودی حساب یا مبلغی از درآمد باشد. در فارسی ترکیبهای «پول چایی»، «پول توجیبی» و کنایهٔ «پول از پارو بالا رفتن» با پول عادی یکسانسازی نمیشوند.
وسیلهٔ رایج مبادله و پرداخت هزینهٔ کالا یا خدمت
واژهٔ اصلی به پول اشاره دارد، نه لزوماً فقط پول نقد.
اسکناس یا سکهٔ آمادهٔ پرداخت
پول نقد با اعتبار کارت و موجودی غیرنقدی فرق دارد.
پول فلزی بهشکل سکه
سکه واحد شمارش خود را دارد؛ اینجا زمینهٔ پول سکهای است.
پول بهشکل اسکناس کاغذی یا پلیمری
اسکناس از سکه جداست؛ به جنس کاغذی یا پلیمری اشاره میشود.
مبلغ یا میزان مشخصی پول
مبلغ را با واحد پول و عدد مشخص میکنیم.
پول حاصل از کار یا فعالیت اقتصادی
درآمد با سود یا جایزه همیشه یکی نیست.
پولی که برای نیاز آینده نگه میداریم
پسانداز را با نگهداشتن موقت پول اشتباه نگیریم.
پولی که برای خرید یا هزینهها مصرف میکنیم
خرج کردن در برابر پسانداز قرار میگیرد.
وجه پرداختشده در ازای خرید یا خدمت
واژهٔ پول در جمله هست؛ فعل پرداخت مستقل است.
پولی که با تعهد بازپرداخت قرض میگیریم
قرضگیرنده بعداً باید پول را برگرداند.
پولی که موقتاً به دیگری قرض میدهیم
قرضدهنده پول را برای بازپرداخت در اختیار دیگری میگذارد.
پولی که از شخص یا حسابی به دیگری منتقل میشود
انتقال بانکی الزاماً حمل اسکناس نیست.
پول خارجشده از حساب بانکی
برداشت از حساب با گرفتن وام فرق دارد.
پول واردشده به حساب بانکی
واریز به موجودی حساب افزوده میشود.
تبدیل پول یک کشور به ارز یا واحد پولی دیگر
تبدیل ارز با خرد کردن یک اسکناس یکسان نیست.
مبلغی که برای تشکر از خدمت به کسی میدهند
پول چایی در فارسی انعام است؛ ترجمهٔ لفظی tea money بهمعنای خود نوشیدنی نیست.
کنایه از داشتن درآمد یا ثروت بسیار زیاد
این تعبیر اغراقآمیز است؛ شکل ظاهری پارو و پول معنای لفظی موردنظر نیست.
مبلغی که به کودک یا نوجوان برای هزینههای شخصی داده میشود
بودجهبندی پول برای هزینههای پیشِ رو؛ بودجهبندی یعنی از قبل مشخص کنیم پول موجود چگونه میان هزینهها تقسیم شود؛ با پسانداز یکی نیست.
بودجهبندی یعنی از قبل مشخص کنیم پول موجود چگونه میان هزینهها تقسیم شود؛ با پسانداز یکی نیست.
پس گرفتن پول پس از لغو خرید یا مرجوعکردن کالا؛ پولِ پسدادهشده پس از لغو یا مرجوعی با پول قرضگرفتهشده فرق دارد.
پولِ پسدادهشده پس از لغو یا مرجوعی با پول قرضگرفتهشده فرق دارد.
بدهکار بودن مبلغی پول به کسی؛ بدهکار بودن پول، وضعیت تعهد به پرداخت است؛ با قرضگرفتن در لحظهٔ دریافت و قرضدادن در جهت عکس تفاوت دارد.
بدهکار بودن پول، وضعیت تعهد به پرداخت است؛ با قرضگرفتن در لحظهٔ دریافت و قرضدادن در جهت عکس تفاوت دارد.
دریافت پول بابت کار، هدیه یا پرداخت؛ دریافت پول میتواند بابت دستمزد، هدیه یا تسویه باشد؛ این کاربرد صرفاً واریز بانکی نیست.
دریافت پول میتواند بابت دستمزد، هدیه یا تسویه باشد؛ این کاربرد صرفاً واریز بانکی نیست.
شمردن پول برای اطمینان از مقدار آن؛ شمردن فیزیکی پول با محاسبهٔ موجودی حساب فرق دارد، گرچه هر دو برای کنترل مبلغ به کار میروند.
شمردن فیزیکی پول با محاسبهٔ موجودی حساب فرق دارد، گرچه هر دو برای کنترل مبلغ به کار میروند.
گمکردن یا از دست دادن پول در زندگی روزمره؛ گمشدن پول با ضررکردن در سرمایهگذاری یکی نیست؛ اینجا بیشتر به گمکردن یا از دستدادن مستقیم مبلغ اشاره داریم.
گمشدن پول با ضررکردن در سرمایهگذاری یکی نیست؛ اینجا بیشتر به گمکردن یا از دستدادن مستقیم مبلغ اشاره داریم.
پیداکردن پول گمشده و بررسی صاحب آن؛ پیداکردن پول رهاشده به معنی مجاز بودن برداشتنش نیست؛ مثالها رعایت حق صاحب پول را نشان میدهند.
پیداکردن پول رهاشده به معنی مجاز بودن برداشتنش نیست؛ مثالها رعایت حق صاحب پول را نشان میدهند.
اهدای پول برای کمک به فرد یا فعالیت اجتماعی؛ اهدای پول پرداخت داوطلبانه و بدون انتظار بازگشت است؛ با قرضدادن تفاوت دارد.
اهدای پول پرداخت داوطلبانه و بدون انتظار بازگشت است؛ با قرضدادن تفاوت دارد.
هدر دادن پول در هزینههای غیرضروری؛ هدر دادن پول قضاوتی دربارهٔ بیفایده یا بیبرنامه بودن خرج است، نه هر نوع خرجکردن.
هدر دادن پول قضاوتی دربارهٔ بیفایده یا بیبرنامه بودن خرج است، نه هر نوع خرجکردن.
تقسیم پول یک هزینهٔ مشترک میان چند نفر؛ در تقسیم هزینه، هر نفر سهم خودش را میپردازد؛ این با جمعکردن پول برای هدف مشترک تفاوت دارد.
در تقسیم هزینه، هر نفر سهم خودش را میپردازد؛ این با جمعکردن پول برای هدف مشترک تفاوت دارد.
نگهداری امن پول و پیشگیری از سرقت یا سوءاستفاده؛ نگهداری امن دربارهٔ محافظت از دارایی است؛ با ذخیره و پسانداز مبلغ برای آینده فرق دارد.
نگهداری امن دربارهٔ محافظت از دارایی است؛ با ذخیره و پسانداز مبلغ برای آینده فرق دارد.
کنار گذاشتن پول مشخص برای شرایط اضطراری؛ صندوق اضطراری به هزینههای غیرمنتظره مانند تعمیر فوری یا درمان مربوط است؛ با پسانداز عمومی بدون هدف مشخص تفاوت دارد.
صندوق اضطراری به هزینههای غیرمنتظره مانند تعمیر فوری یا درمان مربوط است؛ با پسانداز عمومی بدون هدف مشخص تفاوت دارد.
پولی که از راه مالیات پرداخت یا جمعآوری میشود؛ «پول مالیات» میتواند مبلغ پرداختشدهٔ مالیاتدهنده یا درآمد عمومی حاصل از مالیات باشد؛ این دو جهت در مثالها روشن شدهاند.
«پول مالیات» میتواند مبلغ پرداختشدهٔ مالیاتدهنده یا درآمد عمومی حاصل از مالیات باشد؛ این دو جهت در مثالها روشن شدهاند.
روی هم گذاشتن پول چند نفر برای یک هدف مشترک؛ پول جمعکردن گروهی برای یک خرید یا هدف مشترک، با تقسیم صورتحساب پس از مصرف تفاوت دارد.
پول جمعکردن گروهی برای یک خرید یا هدف مشترک، با تقسیم صورتحساب پس از مصرف تفاوت دارد.
پول برای خرید لازم است، اما ارزش همهچیز را تعیین نمیکند.
پول بهعنوان وسیلهٔ مبادله و پرداختاهالی محله برای تجهیز کتابخانه پول جمع کردند.
پول بهعنوان وسیلهٔ مبادله و پرداختتازه سر صف فهمیدم پولم را جا گذاشتهام.
پول بهعنوان وسیلهٔ مبادله و پرداختفروشنده گفت ترجیح میدهد پول نقد بگیرد.
پول نقد و آمادهٔ پرداختآخر شب پول نقد صندوق را جدا از رسیدها شمردند.
پول نقد و آمادهٔ پرداختبرای خرید از بازارچه کمی پول نقد هم بردار.
پول نقد و آمادهٔ پرداختمادربزرگ سکهها را در یک کیسهٔ کوچک نگه میداشت.
پول سکهایبچهها پول سکهای قلکشان را روی فرش ریختند.
پول سکهایاز جیب کاپشنم چند سکهٔ پول خرد پیدا شد.
پول سکهایپول اسکناسی را تا نکرد و داخل پاکت گذاشت.
اسکناس و پول کاغذیصندوقدار اسکناس درشت را پیش از گرفتن پول بررسی کرد.
اسکناس و پول کاغذیسکهها را با چند اسکناس عوض کرد تا حمل پول آسانتر شود.
اسکناس و پول کاغذیبرای این کار چقدر پول لازم داریم؟
مقدار یا مبلغ پولمبلغ پولی که روی رسید نوشته بودند درست نبود.
مقدار یا مبلغ پولقرار شد هر ماه مقدار ثابتی پول کنار بگذاریم.
مقدار یا مبلغ پولاو با آموزش موسیقی پول درمیآورد.
پول درآوردن از کارتابستان کار میکنم تا پول شهریهام را خودم بدهم.
پول درآوردن از کاربرای پول درآوردن از این کار باید صبور بود.
پول درآوردن از کاربرای خرید لپتاپ هر ماه کمی پول پسانداز میکند.
پسانداز کردن پولپول پساندازشده خرج تعمیر خانه شد.
پسانداز کردن پولبهتر است برای روز مبادا پولی کنار بگذاری.
پسانداز کردن پولدر سفر برای رفتوآمد بیشتر از انتظار پول خرج کردیم.
خرج کردن پولهر هفته یادداشت میکند پولش کجا خرج شده است.
خرج کردن پولپول را برای چیزی که لازم نداری هدر نده.
خرج کردن پولوقتی تعمیر تمام شد پول توافقشده را پرداخت کردیم.
پرداخت پول برای خرید یا خدمتهنوز بابت آن سفارش به فروشگاه پول بدهکارم.
پرداخت پول برای خرید یا خدمتمیشود پول را تا آخر هفته واریز کنی؟
پرداخت پول برای خرید یا خدمتبرای پیشپرداخت خانه از خواهرش پول قرض گرفت.
قرض گرفتن پولبیشتر از توان بازپرداختت پول قرض نگیر.
قرض گرفتن پولقول داد پول قرضی را ماه بعد برگرداند.
قرض گرفتن پولبه دوستم بدون بهره پول قرض دادم.
قرض دادن پولاو حاضر نشد بدون رسید پول قرض بدهد.
قرض دادن پولپولی که به برادرم قرض داده بودم دیروز برگشت.
قرض دادن پولاشتباهی پول را به حساب دیگری انتقال دادم.
انتقال پول به شخص یا حسابقرار است پول فردا به حسابت برسد.
انتقال پول به شخص یا حساببرای انتقال پول از حوالهٔ بانکی استفاده کردیم.
انتقال پول به شخص یا حساباز خودپرداز نزدیک ایستگاه پول برداشت کرد.
برداشت پول از حساب یا خودپردازپیش از سفر باید کمی پول از حساب بگیرم.
برداشت پول از حساب یا خودپردازسقف برداشت روزانهٔ پول در این حساب مشخص است.
برداشت پول از حساب یا خودپردازپول فروش دوچرخه را به حسابم واریز کردم.
واریز پول به حسابپول چند ساعت بعد در موجودی حساب نشست.
واریز پول به حسابمبلغ هدیه را بهعنوان پول پسانداز واریز کرد.
واریز پول به حسابپیش از سفر پولمان را به ارز مقصد تبدیل کردیم.
تبدیل یا چنج کردن پول به ارز دیگرصراف برای تبدیل پول کارمزد گرفت.
تبدیل یا چنج کردن پول به ارز دیگرپیش از تبدیل پول نرخ روز را بپرس.
تبدیل یا چنج کردن پول به ارز دیگرپس از جابهجایی وسایل، کمی پول چایی به کارگرها دادند.
پول چایی بهمعنای انعامخدمتکار با احترام گفت پول چایی لازم نیست.
پول چایی بهمعنای انعاممنظورش از پول چایی مبلغی برای قدردانی بود.
پول چایی بهمعنای انعامشایعه شده از این معامله پول از پارو بالا میبرد.
کنایهٔ پول از پارو بالا رفتن برای ثروت فراوانفکر میکنی هر کسی مغازه دارد پول از پارو بالا میرود؟
کنایهٔ پول از پارو بالا رفتن برای ثروت فراوانپول از پارو بالا رفتن همیشه به معنی آرامش نیست.
کنایهٔ پول از پارو بالا رفتن برای ثروت فراوانپول توجیبیاش را برای خرید کتاب کنار میگذارد.
پول توجیبی برای خرجهای شخصی کوچکاین ماه تصمیم گرفت پول توجیبیاش را یکجا خرج نکند.
پول توجیبی برای خرجهای شخصی کوچکپدر و مادرش دربارهٔ مقدار پول توجیبی با او گفتوگو کردند.
پول توجیبی برای خرجهای شخصی کوچکاول ماه پولمان را برای اجاره و خوراک بودجهبندی کردیم.
بودجهبندی پول برای هزینههای پیشِ رواگر پول سفر را در بودجه حساب نکنیم، آخر ماه کم میآوریم.
بودجهبندی پول برای هزینههای پیشِ رواو پیش از خرید، مشخص کرد چقدر پول برای تعمیر خانه دارد.
بودجهبندی پول برای هزینههای پیشِ روفروشگاه پول کفش مرجوعی را پس داد.
پس گرفتن پول پس از لغو خرید یا مرجوعکردن کالاهنوز پول بلیت لغوشده به حسابم برنگشته است.
پس گرفتن پول پس از لغو خرید یا مرجوعکردن کالااگر محصول خراب باشد، میتوانیم درخواست بازگشت پول بدهیم.
پس گرفتن پول پس از لغو خرید یا مرجوعکردن کالاهنوز بابت تعمیر دوچرخه به دوستم پول بدهکارم.
بدهکار بودن مبلغی پول به کسیاگر پولی به کسی بدهکاری، تاریخ پرداخت را روشن کن.
بدهکار بودن مبلغی پول به کسیاو نمیخواست پول بدهکارش را بدون هماهنگی دیر بدهد.
بدهکار بودن مبلغی پول به کسیاو پول دستمزد پروژه را دیروز دریافت کرد.
دریافت پول بابت کار، هدیه یا پرداختبچهها برای جشن پایان سال کمی پول هدیه گرفتند.
دریافت پول بابت کار، هدیه یا پرداختپیش از تحویل سفارش، مطمئن شو پول را دریافت کردهای.
دریافت پول بابت کار، هدیه یا پرداختصندوقدار قبل از بستن مغازه پول صندوق را شمرد.
شمردن پول برای اطمینان از مقدار آنمادربزرگ پول اسکناسها را دوبار شمرد.
شمردن پول برای اطمینان از مقدار آنبرای اشتباه نکردن، پول نقد را روی میز شمردیم.
شمردن پول برای اطمینان از مقدار آندر مسیر ایستگاه مقداری پول از جیبم افتاد و گم شد.
گمکردن یا از دست دادن پول در زندگی روزمرهاو نگران بود پولی را که همراه آورده از دست بدهد.
گمکردن یا از دست دادن پول در زندگی روزمرهوقتی کیفش را پیدا کرد، خوشحال شد که پولش گم نشده است.
گمکردن یا از دست دادن پول در زندگی روزمرهمردی کنار ایستگاه پولی پیدا کرد و به مأمور تحویل داد.
پیداکردن پول گمشده و بررسی صاحب آناو پول گمشدهاش را زیر صندلی پیدا کرد.
پیداکردن پول گمشده و بررسی صاحب آناگر پولی در کلاس پیدا کردی، به مسئول اطلاع بده.
پیداکردن پول گمشده و بررسی صاحب آنخانوادهها برای تهیهٔ کتاب مدرسه پول اهدا کردند.
اهدای پول برای کمک به فرد یا فعالیت اجتماعیاو ترجیح میدهد پول کمکش را مستقیم به خیریهٔ معتبر بدهد.
اهدای پول برای کمک به فرد یا فعالیت اجتماعیمردم برای بازسازی پل روستا پولی اهدا کردند.
اهدای پول برای کمک به فرد یا فعالیت اجتماعیبرای چیزی که استفاده نمیکنی پول هدر نده.
هدر دادن پول در هزینههای غیرضروریوقتی همان وسیله را داشت، خرید دوبارهاش هدر دادن پول بود.
هدر دادن پول در هزینههای غیرضروریآنها تصمیم گرفتند پولشان را صرف هزینههای غیرضروری نکنند.
هدر دادن پول در هزینههای غیرضروریچهار دوست پول شام را مساوی تقسیم کردند.
تقسیم پول یک هزینهٔ مشترک میان چند نفربرای سفر تصمیم گرفتیم پول بنزین را بین خودمان تقسیم کنیم.
تقسیم پول یک هزینهٔ مشترک میان چند نفرقبل از پرداخت، معلوم کنیم هرکس چقدر پول سهمش میشود.
تقسیم پول یک هزینهٔ مشترک میان چند نفربرای امنیت، پول زیادی را در کیف روزانه نگه ندار.
نگهداری امن پول و پیشگیری از سرقت یا سوءاستفادهاو پول صندوق را پیش از تعطیلی در محل امن گذاشت.
نگهداری امن پول و پیشگیری از سرقت یا سوءاستفادهاطلاعات حسابت را محرمانه نگه دار تا پولت به خطر نیفتد.
نگهداری امن پول و پیشگیری از سرقت یا سوءاستفادهبرای خرابی ناگهانی ماشین مقداری پول اضطراری کنار گذاشتیم.
کنار گذاشتن پول مشخص برای شرایط اضطراریوقتی لوله ترکید، پول صندوق اضطراری به کارمان آمد.
کنار گذاشتن پول مشخص برای شرایط اضطراریاو هر ماه اندکی پول به ذخیرهٔ روز مبادا اضافه میکند.
کنار گذاشتن پول مشخص برای شرایط اضطراریشرکت پول مالیات امسالش را بهموقع پرداخت کرد.
پولی که از راه مالیات پرداخت یا جمعآوری میشودبخشی از پول مالیات مردم صرف نگهداری خیابانها میشود.
پولی که از راه مالیات پرداخت یا جمعآوری میشوداو میخواست بداند پول مالیاتش چگونه هزینه میشود.
پولی که از راه مالیات پرداخت یا جمعآوری میشودهمکاران پول روی هم گذاشتند تا برای سرایدار هدیه بخرند.
روی هم گذاشتن پول چند نفر برای یک هدف مشترکهر خانواده کمی پول به صندوق مشترک محله اضافه کرد.
روی هم گذاشتن پول چند نفر برای یک هدف مشترکبرای خرید ابزار مشترک، قرار شد همه پولی بگذارند.
روی هم گذاشتن پول چند نفر برای یک هدف مشترکبا تعمیر لوازم خانگی پول درمیآورد.
با تعمیر لوازم خانگی پول درمیآورد.
هر ماه کمی پول پسانداز میکنیم.
هر ماه کمی پول پسانداز میکنیم.
همهٔ پولش را پای یک خرید عجولانه به باد داد.
همهٔ پولش را پای یک خرید عجولانه به باد داد.
همه خیال میکنند از این کار پول از پارو بالا میرود.
همه خیال میکنند از این کار پول از پارو بالا میرود.
بعد از پایان کار پول چایی هم دادیم.
بعد از پایان کار پول چایی هم دادیم.