معنای اصلی و عمومی واژه
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
فردی که زن است و در کاربرد معمول در سن بزرگسالی قرار دارد
معنای اصلی و عمومی واژه
زنی که نام یا هویتش گفته نشده یا معلوم نیست
در متن با وصفی مثل «با کت سبز» مشخص میشود
زنی که از راه مسئولیت یا شغلش شناسانده میشود
نقش فرد، ویژگی اضافی کنار اسم است
زنی که با صفت یا رفتارش توصیف میشود
این ویژگیها مختص یک جنسیت نیستند
چند زن که در جمله بهصورت جمع در نظر گرفته میشوند
جمع «زنها» یا «زنان»
زنی که در نسبت همسری با شخصی توصیف میشود
در «زنم» یا «زنِ او» معنی همسر ممکن است؛ با زن به معنی جنسیت فرق دارد
واژهٔ «زن» بعد از نام شغل برای روشن کردن جنسیتِ صاحب آن
وقتی جنسیت مربوط به منظور جمله باشد
زنی بزرگسال که در کتابخانه مطالعه میکند
حضور در کتابخانه بهخودیخود شغل، تحصیلات یا نسبت خانوادگی زن را تعیین نمیکند.
زنی بزرگسال که منتظر قطار است
انتظار کشیدن در ایستگاه نقش یا وضعیت تأهل زن را نشان نمیدهد.
زنی بزرگسال که مسیر یا نشانی میپرسد
زنی بزرگسال که دوچرخهای را تعمیر میکند
زنی بزرگسال که پروژهای را برای گروه شرح میدهد
ارائهٔ پروژه نشاندهندهٔ فعالیت زن است، نه لزوماً سمت مدیریتی یا عنوان شغلی او.
زنی بزرگسال که در بازار میوه میخرد
خرید در بازار، نقش خانوادگی یا وضعیت اقتصادی زن را مشخص نمیکند.
زنی بزرگسال که نقشهٔ موزه را نگاه میکند
خواندن نقشهٔ موزه به معنی کارمند یا راهنمای موزه بودن نیست.
زنی بزرگسال که کتاب امانتی را بازمیگرداند
پس دادن کتاب نشاندهندهٔ امانتگیرنده بودن در آن موقعیت است، نه شغل زن.
زنی بزرگسال که در کافه با لپتاپ کار میکند
زنی بزرگسال که صبح میدود
دویدن فعالیت ورزشی است و جایگزین معنای «دوندهٔ حرفهای» یا نقش اجتماعی زن نیست.
زنی بزرگسال که برگهای را امضا میکند
امضای فرم، جایگاه حقوقی یا اختیار نمایندگی زن را بدون شواهد دیگر مشخص نمیکند.
زنی بزرگسال که از پل عکس میگیرد
عکس گرفتن از پل بهخودیخود به معنی عکاس حرفهای یا گردشگر بودن زن نیست.
زنی بزرگسال که در جلسه سؤال میپرسد
سؤال پرسیدن در جلسه جایگاه مدیریتی، نقش سخنران یا رابطهٔ سازمانی زن را ثابت نمیکند.
زنی بزرگسال که بستهای را از پیشخوان تحویل میگیرد
زن جوان راه را به گردشگر نشان داد.
زنی جوان مسیر را به گردشگر توضیح داد.
در نشست دربارهٔ حقوق زنان صحبت شد.
موضوع نشست، حقوق زنان بود.
زن و مرد در صف ثبتنام ایستاده بودند.
هم زنان و هم مردان منتظر ثبتنام بودند.
زنم امروز از سفر برگشت.
همسرم امروز از سفر آمد.
برای این شیفت یک پزشک زن هم حضور دارد.
در این نوبت کاری یک پزشک زن هم هست.
زنی در کتابخانه مشغول خواندن رمان بود.
زنی در کتابخانه مشغول خواندن رمان بود.
زنی با چمدان کوچکی روی سکوی قطار منتظر بود.
زنی با چمدان کوچکی روی سکوی قطار منتظر بود.
زنی نشانی ادارهٔ پست را پرسید.
زنی نشانی ادارهٔ پست را پرسید.
زنی مشغول تعمیر زنجیر دوچرخهاش بود.
زنی مشغول تعمیر زنجیر دوچرخهاش بود.
زنی پروژه را برای گروه توضیح داد.
زنی پروژه را برای گروه توضیح داد.
زنی از بازار سیب و پرتقال خرید.
زنی از بازار سیب و پرتقال خرید.
زنی نزدیک ورودی نقشهٔ موزه را نگاه کرد.
زنی نزدیک ورودی نقشهٔ موزه را نگاه کرد.
زنی کتاب امانتی را به کتابخانه برگرداند.
زنی کتاب امانتی را به کتابخانه برگرداند.
زنی در کافهای کوچک لپتاپش را باز کرد.
زنی در کافهای کوچک لپتاپش را باز کرد.
زنی صبح زود کنار رودخانه میدوید.
زنی صبح زود کنار رودخانه میدوید.
زنی فرم را پشت میز پذیرش امضا کرد.
زنی فرم را پشت میز پذیرش امضا کرد.
زنی از پل قدیمی عکس گرفت.
زنی از پل قدیمی عکس گرفت.
زنی وسط جلسه دستش را بلند کرد.
زنی وسط جلسه دستش را بلند کرد.
زنی بستهای را از ادارهٔ پست تحویل گرفت.
زنی بستهای را از ادارهٔ پست تحویل گرفت.
آوانگاری آموزشی است؛ برای ظرافتهای تلفظ و آهنگ کلام، صدای گویندهٔ بومی را نیز بررسی کنید.
«زن» در فارسی به فردی که زن است، معمولاً در سن بزرگسالی، گفته میشود. جمع آن «زنها» و در زبان رسمیتر «زنان» است. در عبارتهایی مانند «زنِ علی» یا «زنم» میتواند معنی «همسر» بدهد؛ این معنی را نباید در هر جملهای با «زن» یکی گرفت. برای شغل میگوییم «پزشک زن» یا «ورزشکار زن» و اگر جنسیت مهم نباشد، همان نام شغل کافی است.
فردی که زن است و در کاربرد معمول در سن بزرگسالی قرار دارد
معنای اصلی و عمومی واژه
زنی که نام یا هویتش گفته نشده یا معلوم نیست
در متن با وصفی مثل «با کت سبز» مشخص میشود
زنی که از راه مسئولیت یا شغلش شناسانده میشود
نقش فرد، ویژگی اضافی کنار اسم است
زنی که با صفت یا رفتارش توصیف میشود
این ویژگیها مختص یک جنسیت نیستند
چند زن که در جمله بهصورت جمع در نظر گرفته میشوند
جمع «زنها» یا «زنان»
زنی که در نسبت همسری با شخصی توصیف میشود
در «زنم» یا «زنِ او» معنی همسر ممکن است؛ با زن به معنی جنسیت فرق دارد
واژهٔ «زن» بعد از نام شغل برای روشن کردن جنسیتِ صاحب آن
وقتی جنسیت مربوط به منظور جمله باشد
زنی بزرگسال که در کتابخانه مطالعه میکند
حضور در کتابخانه بهخودیخود شغل، تحصیلات یا نسبت خانوادگی زن را تعیین نمیکند.
زنی بزرگسال که منتظر قطار است
انتظار کشیدن در ایستگاه نقش یا وضعیت تأهل زن را نشان نمیدهد.
زنی بزرگسال که مسیر یا نشانی میپرسد
زنی بزرگسال که دوچرخهای را تعمیر میکند
زنی بزرگسال که پروژهای را برای گروه شرح میدهد
ارائهٔ پروژه نشاندهندهٔ فعالیت زن است، نه لزوماً سمت مدیریتی یا عنوان شغلی او.
زنی بزرگسال که در بازار میوه میخرد
خرید در بازار، نقش خانوادگی یا وضعیت اقتصادی زن را مشخص نمیکند.
زنی بزرگسال که نقشهٔ موزه را نگاه میکند
خواندن نقشهٔ موزه به معنی کارمند یا راهنمای موزه بودن نیست.
زنی بزرگسال که کتاب امانتی را بازمیگرداند
پس دادن کتاب نشاندهندهٔ امانتگیرنده بودن در آن موقعیت است، نه شغل زن.
زنی بزرگسال که در کافه با لپتاپ کار میکند
زنی بزرگسال که صبح میدود
دویدن فعالیت ورزشی است و جایگزین معنای «دوندهٔ حرفهای» یا نقش اجتماعی زن نیست.
زنی بزرگسال که برگهای را امضا میکند
امضای فرم، جایگاه حقوقی یا اختیار نمایندگی زن را بدون شواهد دیگر مشخص نمیکند.
زنی بزرگسال که از پل عکس میگیرد
عکس گرفتن از پل بهخودیخود به معنی عکاس حرفهای یا گردشگر بودن زن نیست.
زنی بزرگسال که در جلسه سؤال میپرسد
سؤال پرسیدن در جلسه جایگاه مدیریتی، نقش سخنران یا رابطهٔ سازمانی زن را ثابت نمیکند.
یک زن پشت پیشخوان برای آمدن مشتری صبر میکرد.
زن بزرگسالآن خانم شاغل کتابخانه است.
زن بزرگسالمادربزرگم زنی بود که مستقل زندگی میکرد.
زن بزرگسالزنی که نمیشناختم از من آدرس خواست.
زن ناشناس یا بینامآن خانمِ کنار پنجره از جایش برخاست.
زن ناشناس یا بینامآن خانمِ چترقرمز را دیدی؟
زن ناشناس یا بینامیکی از زنان گروه امداد به کمکمان آمد.
زنی در یک نقش یا شغلخانمی که در پذیرش مسئول بود اسم مرا پیدا کرد.
زنی در یک نقش یا شغلمدیر جلسه که یک زن بود، آخرین سؤال را خواند.
زنی در یک نقش یا شغلاو با صبر به حرف دیگران گوش میدهد.
زنی با ویژگی شخصیتی مشخصهنگام سفر زنی شجاع را شناختم.
زنی با ویژگی شخصیتی مشخصآن خانم با صداقت قبول کرد که اشتباه کرده است.
زنی با ویژگی شخصیتی مشخصبرگزاری نمایشگاه به عهدهٔ سه زن بود.
زنان بهعنوان یک گروهزنانی از شهرهای مختلف به مسابقه آمدند.
زنان بهعنوان یک گروهموضوع کتاب، زندگی زنانی است که دانشمند بودهاند.
زنان بهعنوان یک گروههمسرم امروز به محل کارش نرفت.
همسر زن در رابطهٔ زناشوییهمسر امیر نیز در مهمانی حضور داشت.
همسر زن در رابطهٔ زناشوییبه همسرش اطلاع داد که با تأخیر میرسد.
همسر زن در رابطهٔ زناشویییک پزشک که زن بود نیز در نوبت شب کار میکرد.
زن بودنِ صاحب شغل در ترکیببا خلبانی که زن بود دربارهٔ شغلش صحبت کردیم.
زن بودنِ صاحب شغل در ترکیبخبرنگاری که زن بود با برندهٔ مسابقه مصاحبه کرد.
زن بودنِ صاحب شغل در ترکیبزنی در کتابخانه مشغول خواندن رمان بود.
زنی که در کتابخانه مطالعه میکندزن پیش از رفتن صفحهٔ کتابش را علامت زد.
زنی که در کتابخانه مطالعه میکندزنی با چمدان کوچکی روی سکوی قطار منتظر بود.
زنی که روی سکوی قطار منتظر استزن به تابلوی ساعت حرکت نگاه کرد.
زنی که روی سکوی قطار منتظر استزنی نشانی ادارهٔ پست را پرسید.
زنی که نشانی میپرسدزن پس از راهنمایی از ما تشکر کرد.
زنی که نشانی میپرسدزنی مشغول تعمیر زنجیر دوچرخهاش بود.
زنی که دوچرخهاش را تعمیر میکندزن بعد از تعمیر رکابها را امتحان کرد.
زنی که دوچرخهاش را تعمیر میکندزنی پروژه را برای گروه توضیح داد.
زنی که پروژهای را معرفی میکندزن در پایان به دو سؤال پاسخ داد.
زنی که پروژهای را معرفی میکندزنی از بازار سیب و پرتقال خرید.
زنی که از بازار میوه میخردزن میوهها را در کیسهٔ پارچهای گذاشت.
زنی که از بازار میوه میخردزنی نزدیک ورودی نقشهٔ موزه را نگاه کرد.
زنی که نقشهٔ موزه را بررسی میکندزن سالن نقاشیهای قدیمی را پیدا کرد.
زنی که نقشهٔ موزه را بررسی میکندزنی کتاب امانتی را به کتابخانه برگرداند.
زنی که کتابی را به کتابخانه پس میدهدزن رسید تحویل کتاب را گرفت.
زنی که کتابی را به کتابخانه پس میدهدزنی در کافهای کوچک لپتاپش را باز کرد.
زنی که در کافه با لپتاپ کار میکندزن چند خط تایپ کرد و فایل را ذخیره کرد.
زنی که در کافه با لپتاپ کار میکندزنی صبح زود کنار رودخانه میدوید.
زنی که صبح میدودزن نزدیک پل آهستهتر دوید.
زنی که صبح میدودزنی فرم را پشت میز پذیرش امضا کرد.
زنی که برگهای را امضا میکندزن خودکار را به مسئول میز پس داد.
زنی که برگهای را امضا میکندزنی از پل قدیمی عکس گرفت.
زنی که از پلی عکس میگیردزن عکس را روی گوشیاش نگاه کرد.
زنی که از پلی عکس میگیردزنی وسط جلسه دستش را بلند کرد.
زنی که در جلسه پرسش میکندزن پرسید پروژه چه زمانی آغاز میشود.
زنی که در جلسه پرسش میکندزنی بستهای را از ادارهٔ پست تحویل گرفت.
زنی که بستهای را تحویل میگیردزن اسم روی برچسب را نگاه کرد.
زنی که بستهای را تحویل میگیردزن جوان راه را به گردشگر نشان داد.
زنی جوان مسیر را به گردشگر توضیح داد.
در نشست دربارهٔ حقوق زنان صحبت شد.
موضوع نشست، حقوق زنان بود.
زن و مرد در صف ثبتنام ایستاده بودند.
هم زنان و هم مردان منتظر ثبتنام بودند.
زنم امروز از سفر برگشت.
همسرم امروز از سفر آمد.
برای این شیفت یک پزشک زن هم حضور دارد.
در این نوبت کاری یک پزشک زن هم هست.
زنی در کتابخانه مشغول خواندن رمان بود.
زنی در کتابخانه مشغول خواندن رمان بود.
زنی با چمدان کوچکی روی سکوی قطار منتظر بود.
زنی با چمدان کوچکی روی سکوی قطار منتظر بود.
زنی نشانی ادارهٔ پست را پرسید.
زنی نشانی ادارهٔ پست را پرسید.
زنی مشغول تعمیر زنجیر دوچرخهاش بود.
زنی مشغول تعمیر زنجیر دوچرخهاش بود.
زنی پروژه را برای گروه توضیح داد.
زنی پروژه را برای گروه توضیح داد.
زنی از بازار سیب و پرتقال خرید.
زنی از بازار سیب و پرتقال خرید.
زنی نزدیک ورودی نقشهٔ موزه را نگاه کرد.
زنی نزدیک ورودی نقشهٔ موزه را نگاه کرد.
زنی کتاب امانتی را به کتابخانه برگرداند.
زنی کتاب امانتی را به کتابخانه برگرداند.
زنی در کافهای کوچک لپتاپش را باز کرد.
زنی در کافهای کوچک لپتاپش را باز کرد.
زنی صبح زود کنار رودخانه میدوید.
زنی صبح زود کنار رودخانه میدوید.
زنی فرم را پشت میز پذیرش امضا کرد.
زنی فرم را پشت میز پذیرش امضا کرد.
زنی از پل قدیمی عکس گرفت.
زنی از پل قدیمی عکس گرفت.
زنی وسط جلسه دستش را بلند کرد.
زنی وسط جلسه دستش را بلند کرد.
زنی بستهای را از ادارهٔ پست تحویل گرفت.
زنی بستهای را از ادارهٔ پست تحویل گرفت.