منظور چرخهٔ کامل تقویمی است؛ با بخش روشن روز یکی نیست.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
واحد کامل تقویمی به اندازهٔ حدود بیستوچهار ساعت
منظور چرخهٔ کامل تقویمی است؛ با بخش روشن روز یکی نیست.
بخش روشن شبانهروز از طلوع تا غروب
«روز» در برابر «شب» یعنی وقتی هوا روشن است، نه لزوماً ۲۴ ساعت.
آغاز روشنایی روز هنگام سپیدهدم
شروع روز از نظر روشنایی با نیمهشب تقویمی فرق دارد.
پایان روشنایی روز هنگام غروب
غروب پایان روشنایی است، نه پایان تقویمیِ ۲۴ ساعت.
روز تقویمی جاری یا امروز
تعبیرهای روز جاری در زبانها میتوانند صورت جداگانه یا ترکیب متفاوت داشته باشند.
روز بلافاصله پس از روز مرجع
روز بعدی را نسبت به یک رخداد یا روز مرجع میسنجیم.
روز پیش از روز مرجع
روز قبل همیشه نسبت به مرجع زمانی مشخص میشود.
یکی از هفت روز هفته
نام هفت روز هفته در زبانها با حروف بزرگ و کوچک متفاوت نوشته میشوند.
روزی که کار اداری یا شغلی انجام میشود
روز کاری با روز تقویمی که ممکن است تعطیل باشد یکسان نیست.
روزی که مدرسه یا کلاس برگزار میشود
روز مدرسه ممکن است با تعطیلات یا برنامهٔ نیمروز فرق کند.
روز بدون وظیفهٔ معمول کاری یا تحصیلی
روز آزاد از کار با «تمام روز بدون فعالیت» یکسان نیست.
روزی که فرد در سالی از سالها به دنیا آمده
روز تولد با سالگردهای دیگر باید از هم تفکیک شود.
روز تعطیل رسمی یا روز گرامیداشت
روز تعطیل رسمی به فرهنگ و تقویم هر کشور وابسته است.
کاری که هر روز تکرار میشود
تکرار هر روز با یک رویداد تکروزه یکی نیست.
شمارش مدت با تعداد روز
تعداد روز برای اندازهگیری بازه به کار میرود و باید مبدأ/پایان مشخص باشد.
دورهای از تاریخ یا زندگی در تعبیرهایی مثل آن روزها
«آن روزها» ممکن است به دورهای طولانی اشاره کند، نه فقط چند روز شمردهشده.
فرمول رواییِ شروع داستان در فارسی
این ساخت روایی به «یک روز نامعلوم» در قصه اشاره میکند؛ ترجمهٔ تحتاللفظی چند روز نیست.
روزِ کاملاً روشن، گاه کنایه از آشکار بودن عمل
«در روز روشن» میتواند کنایه از آشکاربودن اتفاق باشد، نه تنها بیان ساعت روز.
روز بارانی و تأثیر آن بر برنامههای روزمره؛ روز بارانی توصیف وضعیت هوا در یک روز است؛ با معنای مستقل واژههای مربوط به باران یا هوا یکی نیست.
روز بارانی توصیف وضعیت هوا در یک روز است؛ با معنای مستقل واژههای مربوط به باران یا هوا یکی نیست.
روز آفتابی و مناسببودن آن برای فعالیت بیرون؛ «روز آفتابی» کل روز را توصیف میکند؛ معادل واژگانی «خورشید» یا تابش آفتاب نیست.
«روز آفتابی» کل روز را توصیف میکند؛ معادل واژگانی «خورشید» یا تابش آفتاب نیست.
روز پرمشغله با چند مسئولیت و کار پشت سر هم؛ روز شلوغ به تراکم کارها در یک روز اشاره دارد، نه لزوماً به شلوغی خیابان یا جمعیت.
روز شلوغ به تراکم کارها در یک روز اشاره دارد، نه لزوماً به شلوغی خیابان یا جمعیت.
روز آرام و کمرفتوآمد برای انجام کارهای سبک؛ آرام بودن روز به فضای عمومی آن اشاره دارد؛ الزاماً روز تعطیل یا بدون مسئولیت نیست.
آرام بودن روز به فضای عمومی آن اشاره دارد؛ الزاماً روز تعطیل یا بدون مسئولیت نیست.
روز سخت یا خستهکننده بهدلیل مشکلهای پیشآمده؛ روز سخت ارزیابی تجربهٔ آن روز است؛ با طولانی بودنِ ساعتهای روشنایی ارتباطی ندارد.
روز سخت ارزیابی تجربهٔ آن روز است؛ با طولانی بودنِ ساعتهای روشنایی ارتباطی ندارد.
روز پربازده که در آن کارهای مهمی پیش میرود؛ روز پربازده به نتیجهٔ کارها اشاره دارد؛ صرفاً پرمشغله بودن آن روز به معنی بازده بیشتر نیست.
روز پربازده به نتیجهٔ کارها اشاره دارد؛ صرفاً پرمشغله بودن آن روز به معنی بازده بیشتر نیست.
روز تعیینشده برای مراجعه، جلسه یا قرار رسمی؛ روز قرار همان تاریخ مراجعه است؛ زمان دقیق ساعتِ قرار جداگانه تعیین میشود.
روز قرار همان تاریخ مراجعه است؛ زمان دقیق ساعتِ قرار جداگانه تعیین میشود.
گردش یا سفر کوتاهِ یکروزه بدون اقامت شبانه؛ سفر یکروزه به طول برنامه از نظر روز اشاره دارد، نه به سفرهای چندروزه یا روز تعطیل.
سفر یکروزه به طول برنامه از نظر روز اشاره دارد، نه به سفرهای چندروزه یا روز تعطیل.
روزی که شخص به مقصد میرسد؛ روز رسیدن با ساعت دقیق ورود متفاوت است و ممکن است آغاز اقامت در مقصد باشد.
روز رسیدن با ساعت دقیق ورود متفاوت است و ممکن است آغاز اقامت در مقصد باشد.
روزی که سفر یا جابهجایی از مبدأ آغاز میشود؛ روز حرکت تاریخ آغاز سفر است، نه ساعت مشخص حرکت وسیلهٔ نقلیه.
روز حرکت تاریخ آغاز سفر است، نه ساعت مشخص حرکت وسیلهٔ نقلیه.
آخرین روز مجاز برای تحویل یا انجام یک کار؛ آخرین مهلت یک روز مشخص است؛ موعدِ تحویل ممکن است علاوه بر روز، ساعت دقیق هم داشته باشد.
آخرین مهلت یک روز مشخص است؛ موعدِ تحویل ممکن است علاوه بر روز، ساعت دقیق هم داشته باشد.
روز اولِ شروع یک کار، دوره یا تجربهٔ تازه؛ روز اول یک نقطهٔ شروع در توالی روزهاست؛ با سپیدهدم یا شروع ساعت کاری یکی نیست.
روز اول یک نقطهٔ شروع در توالی روزهاست؛ با سپیدهدم یا شروع ساعت کاری یکی نیست.
روز آخر یک دوره، سفر یا فعالیت مشخص؛ روز آخر پایان یک توالی محدود از روزهاست؛ با آخرین فرصت قانونیِ انجام کار فرق دارد.
روز آخر پایان یک توالی محدود از روزهاست؛ با آخرین فرصت قانونیِ انجام کار فرق دارد.
پایان روز و جمعبندی کارهای انجامشده؛ پایان روز به تمام شدن فعالیتهای همان روز اشاره دارد، نه الزاماً لحظهٔ غروب یا آغاز شب.
پایان روز به تمام شدن فعالیتهای همان روز اشاره دارد، نه الزاماً لحظهٔ غروب یا آغاز شب.
خداحافظ، روز خوبی داشته باشی!
خداحافظ، روز خوبی داشته باشی!
روزبهروز بهتر میخواند.
روزبهروز بهتر میخواند.
روز و شب برای امتحان تلاش کرد.
روز و شب برای امتحان تلاش کرد.
روزی روزگاری در شهری دور، دو دوست زندگی میکردند.
روزی روزگاری در شهری دور، دو دوست زندگی میکردند.
این اتفاق در روز روشن رخ داد.
این اتفاق در روز روشن رخ داد.
روز به بخش روشن شبانهروز یا روز کامل تقویمی اشاره میکند و در ترکیبهایی مثل هر روز، روز تولد، روز تعطیل و در آن روز میآید؛ «روزگار» و «روزی» مشتق یا واژههای مستقلی هستند.
واحد کامل تقویمی به اندازهٔ حدود بیستوچهار ساعت
منظور چرخهٔ کامل تقویمی است؛ با بخش روشن روز یکی نیست.
بخش روشن شبانهروز از طلوع تا غروب
«روز» در برابر «شب» یعنی وقتی هوا روشن است، نه لزوماً ۲۴ ساعت.
آغاز روشنایی روز هنگام سپیدهدم
شروع روز از نظر روشنایی با نیمهشب تقویمی فرق دارد.
پایان روشنایی روز هنگام غروب
غروب پایان روشنایی است، نه پایان تقویمیِ ۲۴ ساعت.
روز تقویمی جاری یا امروز
تعبیرهای روز جاری در زبانها میتوانند صورت جداگانه یا ترکیب متفاوت داشته باشند.
روز بلافاصله پس از روز مرجع
روز بعدی را نسبت به یک رخداد یا روز مرجع میسنجیم.
روز پیش از روز مرجع
روز قبل همیشه نسبت به مرجع زمانی مشخص میشود.
یکی از هفت روز هفته
نام هفت روز هفته در زبانها با حروف بزرگ و کوچک متفاوت نوشته میشوند.
روزی که کار اداری یا شغلی انجام میشود
روز کاری با روز تقویمی که ممکن است تعطیل باشد یکسان نیست.
روزی که مدرسه یا کلاس برگزار میشود
روز مدرسه ممکن است با تعطیلات یا برنامهٔ نیمروز فرق کند.
روز بدون وظیفهٔ معمول کاری یا تحصیلی
روز آزاد از کار با «تمام روز بدون فعالیت» یکسان نیست.
روزی که فرد در سالی از سالها به دنیا آمده
روز تولد با سالگردهای دیگر باید از هم تفکیک شود.
روز تعطیل رسمی یا روز گرامیداشت
روز تعطیل رسمی به فرهنگ و تقویم هر کشور وابسته است.
کاری که هر روز تکرار میشود
تکرار هر روز با یک رویداد تکروزه یکی نیست.
شمارش مدت با تعداد روز
تعداد روز برای اندازهگیری بازه به کار میرود و باید مبدأ/پایان مشخص باشد.
دورهای از تاریخ یا زندگی در تعبیرهایی مثل آن روزها
«آن روزها» ممکن است به دورهای طولانی اشاره کند، نه فقط چند روز شمردهشده.
فرمول رواییِ شروع داستان در فارسی
این ساخت روایی به «یک روز نامعلوم» در قصه اشاره میکند؛ ترجمهٔ تحتاللفظی چند روز نیست.
روزِ کاملاً روشن، گاه کنایه از آشکار بودن عمل
«در روز روشن» میتواند کنایه از آشکاربودن اتفاق باشد، نه تنها بیان ساعت روز.
روز بارانی و تأثیر آن بر برنامههای روزمره؛ روز بارانی توصیف وضعیت هوا در یک روز است؛ با معنای مستقل واژههای مربوط به باران یا هوا یکی نیست.
روز بارانی توصیف وضعیت هوا در یک روز است؛ با معنای مستقل واژههای مربوط به باران یا هوا یکی نیست.
روز آفتابی و مناسببودن آن برای فعالیت بیرون؛ «روز آفتابی» کل روز را توصیف میکند؛ معادل واژگانی «خورشید» یا تابش آفتاب نیست.
«روز آفتابی» کل روز را توصیف میکند؛ معادل واژگانی «خورشید» یا تابش آفتاب نیست.
روز پرمشغله با چند مسئولیت و کار پشت سر هم؛ روز شلوغ به تراکم کارها در یک روز اشاره دارد، نه لزوماً به شلوغی خیابان یا جمعیت.
روز شلوغ به تراکم کارها در یک روز اشاره دارد، نه لزوماً به شلوغی خیابان یا جمعیت.
روز آرام و کمرفتوآمد برای انجام کارهای سبک؛ آرام بودن روز به فضای عمومی آن اشاره دارد؛ الزاماً روز تعطیل یا بدون مسئولیت نیست.
آرام بودن روز به فضای عمومی آن اشاره دارد؛ الزاماً روز تعطیل یا بدون مسئولیت نیست.
روز سخت یا خستهکننده بهدلیل مشکلهای پیشآمده؛ روز سخت ارزیابی تجربهٔ آن روز است؛ با طولانی بودنِ ساعتهای روشنایی ارتباطی ندارد.
روز سخت ارزیابی تجربهٔ آن روز است؛ با طولانی بودنِ ساعتهای روشنایی ارتباطی ندارد.
روز پربازده که در آن کارهای مهمی پیش میرود؛ روز پربازده به نتیجهٔ کارها اشاره دارد؛ صرفاً پرمشغله بودن آن روز به معنی بازده بیشتر نیست.
روز پربازده به نتیجهٔ کارها اشاره دارد؛ صرفاً پرمشغله بودن آن روز به معنی بازده بیشتر نیست.
روز تعیینشده برای مراجعه، جلسه یا قرار رسمی؛ روز قرار همان تاریخ مراجعه است؛ زمان دقیق ساعتِ قرار جداگانه تعیین میشود.
روز قرار همان تاریخ مراجعه است؛ زمان دقیق ساعتِ قرار جداگانه تعیین میشود.
گردش یا سفر کوتاهِ یکروزه بدون اقامت شبانه؛ سفر یکروزه به طول برنامه از نظر روز اشاره دارد، نه به سفرهای چندروزه یا روز تعطیل.
سفر یکروزه به طول برنامه از نظر روز اشاره دارد، نه به سفرهای چندروزه یا روز تعطیل.
روزی که شخص به مقصد میرسد؛ روز رسیدن با ساعت دقیق ورود متفاوت است و ممکن است آغاز اقامت در مقصد باشد.
روز رسیدن با ساعت دقیق ورود متفاوت است و ممکن است آغاز اقامت در مقصد باشد.
روزی که سفر یا جابهجایی از مبدأ آغاز میشود؛ روز حرکت تاریخ آغاز سفر است، نه ساعت مشخص حرکت وسیلهٔ نقلیه.
روز حرکت تاریخ آغاز سفر است، نه ساعت مشخص حرکت وسیلهٔ نقلیه.
آخرین روز مجاز برای تحویل یا انجام یک کار؛ آخرین مهلت یک روز مشخص است؛ موعدِ تحویل ممکن است علاوه بر روز، ساعت دقیق هم داشته باشد.
آخرین مهلت یک روز مشخص است؛ موعدِ تحویل ممکن است علاوه بر روز، ساعت دقیق هم داشته باشد.
روز اولِ شروع یک کار، دوره یا تجربهٔ تازه؛ روز اول یک نقطهٔ شروع در توالی روزهاست؛ با سپیدهدم یا شروع ساعت کاری یکی نیست.
روز اول یک نقطهٔ شروع در توالی روزهاست؛ با سپیدهدم یا شروع ساعت کاری یکی نیست.
روز آخر یک دوره، سفر یا فعالیت مشخص؛ روز آخر پایان یک توالی محدود از روزهاست؛ با آخرین فرصت قانونیِ انجام کار فرق دارد.
روز آخر پایان یک توالی محدود از روزهاست؛ با آخرین فرصت قانونیِ انجام کار فرق دارد.
هر روز بیستوچهار ساعت دارد.
روز تقویمی کاملِ بیستوچهارساعتهپس از یک روز کامل سفر به روستا رسیدیم.
روز تقویمی کاملِ بیستوچهارساعتهکتابخانه سه روز دیگر باز میشود.
روز تقویمی کاملِ بیستوچهارساعتهبچهها در طول روز در حیاط بازی کردند.
بخش روشن روز از طلوع تا غروبباغ در روشنایی روز با شب فرق دارد.
بخش روشن روز از طلوع تا غروباین جانور روز پنهان میشود و شب شکار میکند.
بخش روشن روز از طلوع تا غروبروز با نور کمرنگی بر فراز کوه آغاز شد.
آغاز روز و روشنشدن هواهنگام آغاز روز از اردوگاه راه افتادیم.
آغاز روز و روشنشدن هواپرندهها اول روز آواز میخواندند.
آغاز روز و روشنشدن هواروز با آسمانی سرخ بر فراز دریا تمام شد.
پایان روز و فرارسیدن غروبآخر روز پیش از تاریکی به خانه برگشتیم.
پایان روز و فرارسیدن غروبآخرین نور روز پشت تپهها ناپدید شد.
پایان روز و فرارسیدن غروبامروز در درمانگاه روز شلوغی است.
روز جاری یا همین امروزاین روز برای همهٔ اعضای گروه مهم است.
روز جاری یا همین امروزامروز روزمان با باران شروع شد.
روز جاری یا همین امروزروز بعد بسته بالاخره رسید.
روز بعدی یا فردای یک رویدادقرار شد نقاشی را روز بعد تمام کنیم.
روز بعدی یا فردای یک رویداداو یک روز پس از جلسه دوباره تماس گرفت.
روز بعدی یا فردای یک رویدادروز قبل هوا خیلی سردتر بود.
روز پیش از زمان مرجعمواد غذا را یک روز پیش از مهمانی آماده کرد.
روز پیش از زمان مرجعایمیل را روز قبل فرستاده بودم.
روز پیش از زمان مرجعدوشنبه اولین روز کاری آنهاست.
روزهای هفته و نامگذاری آنهاکدام روز هفته برایت مناسبتر است؟
روزهای هفته و نامگذاری آنهاهر هفته در همان روز همدیگر را میبینیم.
روزهای هفته و نامگذاری آنهاجمعه برای این دفتر روز کاری است.
روز کاری و فعالیت شغلیبانک درخواست را در روزهای کاری بررسی میکند.
روز کاری و فعالیت شغلیپس از یک روز کاری طولانی همه خسته بودند.
روز کاری و فعالیت شغلیاولین روز مدرسه هفتهٔ آینده است.
روز مدرسه و حضور در کلاسشب پیش از روز مدرسه کیفش را آماده کرد.
روز مدرسه و حضور در کلاسبچهها سر شام دربارهٔ روز مدرسه حرف زدند.
روز مدرسه و حضور در کلاساین هفته یکشنبه روز تعطیل من است.
روز تعطیل از کار یا تحصیلروز مرخصیاش را به دیدار پدر و مادرش گذراند.
روز تعطیل از کار یا تحصیلبرای آن قرار یک روز مرخصی میخواهم.
روز تعطیل از کار یا تحصیلامسال روز تولدش جمعه است.
روز تولد فردبرای روز تولد کودک کیکی کوچک درست کردیم.
روز تولد فردخانواده روز تولد او را با پیکنیک جشن گرفتند.
روز تولد فردموزه در روزهای تعطیل رسمی بسته است.
روز تعطیل رسمی یا مناسبت جمعیآن روز، روز ملی یادبود بود.
روز تعطیل رسمی یا مناسبت جمعیشهر برای روز جشنوارهٔ سالانه آماده میشد.
روز تعطیل رسمی یا مناسبت جمعیهر روز پیاده به محل کار میرود.
رویداد و عادتِ هرروزهپرستار هر روز دمای بیمار را اندازه میگیرد.
رویداد و عادتِ هرروزهگیاهان روزبهروز قویتر میشدند.
رویداد و عادتِ هرروزهتعمیر دو روز طول میکشد.
شمارش مدت برحسب تعداد روزآنها پنج روز در روستا ماندند.
شمارش مدت برحسب تعداد روزبرای تحویل دستکم سه روز در نظر بگیر.
شمارش مدت برحسب تعداد روزآن روزها نامهها دیر به دست آدمها میرسید.
روزها بهمعنای دوره یا روزگار گذشتهزندگی در روزگار پدربزرگم سادهتر نبود، فقط متفاوت بود.
روزها بهمعنای دوره یا روزگار گذشتهعکسها از روزهای نخست راهآهن باقی ماندهاند.
روزها بهمعنای دوره یا روزگار گذشتهروزی روزگاری پیرمردی در جنگل زندگی میکرد.
روزی روزگاری برای آغاز قصهقصه را با «روزی روزگاری» شروع کرد.
روزی روزگاری برای آغاز قصهبچهها به محض شنیدن «روزی روزگاری» ساکت شدند.
روزی روزگاری برای آغاز قصهکیفش را در روز روشن دزدیدند.
عبارت روز روشن برای آشکار بودن ماجرادر روز روشن هم باید مراقب وسایلت باشی.
عبارت روز روشن برای آشکار بودن ماجراهمهچیز در روز روشن و جلوی چشم مردم رخ داد.
عبارت روز روشن برای آشکار بودن ماجراروز بارانی چترم را کنار در گذاشتم.
روز بارانی و تأثیر آن بر برنامههای روزمرهدر یک روز بارانی بهتر است برای مسیر زمان بیشتری بگذاریم.
روز بارانی و تأثیر آن بر برنامههای روزمرهبچهها روز بارانی از پشت پنجره به حیاط نگاه میکردند.
روز بارانی و تأثیر آن بر برنامههای روزمرهدر آن روز آفتابی برای پیادهروی بیرون رفتیم.
روز آفتابی و مناسببودن آن برای فعالیت بیرونروزهای آفتابی حیاط مدرسه شلوغتر میشود.
روز آفتابی و مناسببودن آن برای فعالیت بیرونامیدوارم روز آفتابی دیگری برای پیکنیک پیدا کنیم.
روز آفتابی و مناسببودن آن برای فعالیت بیرونامروز روز شلوغی دارم و سه جلسه پشت سر هم است.
روز پرمشغله با چند مسئولیت و کار پشت سر همبعد از یک روز پرمشغله دوست دارم زود بخوابم.
روز پرمشغله با چند مسئولیت و کار پشت سر هماو برای روز شلوغ فردا از شب قبل آماده شد.
روز پرمشغله با چند مسئولیت و کار پشت سر همامروز در فروشگاه روز آرامی بود و مشتری کمی آمد.
روز آرام و کمرفتوآمد برای انجام کارهای سبکاز یک روز آرام برای مرتب کردن کتابها استفاده کردم.
روز آرام و کمرفتوآمد برای انجام کارهای سبکآنها روز آرامی در خانه گذراندند.
روز آرام و کمرفتوآمد برای انجام کارهای سبکدیروز روز سختی بود چون دو برنامه لغو شد.
روز سخت یا خستهکننده بهدلیل مشکلهای پیشآمدهپس از یک روز دشوار با دوستم حرف زدم.
روز سخت یا خستهکننده بهدلیل مشکلهای پیشآمدهاو میدانست یک روز سخت به معنی شکست همیشگی نیست.
روز سخت یا خستهکننده بهدلیل مشکلهای پیشآمدهامروز روز پربازدهی بود و گزارش را تمام کردم.
روز پربازده که در آن کارهای مهمی پیش میروداو در پایان روز پربازده فهرست کارهای انجامشده را دید.
روز پربازده که در آن کارهای مهمی پیش میرودگاهی یک روز آرام از یک روز شلوغ پربازدهتر است.
روز پربازده که در آن کارهای مهمی پیش میرودروز نوبت دندانپزشکیام را در تقویم علامت زدم.
روز تعیینشده برای مراجعه، جلسه یا قرار رسمیاو در روز قرار مدارکش را همراه آورد.
روز تعیینشده برای مراجعه، جلسه یا قرار رسمیاگر روز جلسه عوض شد، زودتر خبر بده.
روز تعیینشده برای مراجعه، جلسه یا قرار رسمیبرای شنبه یک گردش یکروزه به روستای نزدیک برنامه ریختیم.
گردش یا سفر کوتاهِ یکروزه بدون اقامت شبانهدر سفر یکروزه به کوه، پیش از تاریکی برگشتند.
گردش یا سفر کوتاهِ یکروزه بدون اقامت شبانهبرای گردش یکروزه وسایل زیادی لازم نداریم.
گردش یا سفر کوتاهِ یکروزه بدون اقامت شبانهروز ورودمان به شهر باران میبارید.
روزی که شخص به مقصد میرسداو تاریخ سفر را طوری تنظیم کرد که روز رسیدن تعطیل نباشد.
روزی که شخص به مقصد میرسددر روز ورود، اول به محل اقامت رفتیم.
روزی که شخص به مقصد میرسدروز حرکت همهٔ چمدانها آماده بود.
روزی که سفر یا جابهجایی از مبدأ آغاز میشوداو روز سفر زودتر از خانه بیرون رفت.
روزی که سفر یا جابهجایی از مبدأ آغاز میشودبرای روز حرکت فهرست مدارک لازم را آماده کرده بودیم.
روزی که سفر یا جابهجایی از مبدأ آغاز میشودآخرین روز ثبتنام را در تقویم یادداشت کردم.
آخرین روز مجاز برای تحویل یا انجام یک کارروز پایانی تحویل تکلیف، سامانه شلوغ شد.
آخرین روز مجاز برای تحویل یا انجام یک کاربهتر است کار را پیش از آخرین روز مهلت تمام کنیم.
آخرین روز مجاز برای تحویل یا انجام یک کارروز اول کلاس با همکلاسیهای جدید آشنا شدم.
روز اولِ شروع یک کار، دوره یا تجربهٔ تازهدر روز نخست کار، همهچیز برایش تازه بود.
روز اولِ شروع یک کار، دوره یا تجربهٔ تازهبرای روز اول سفر برنامهٔ سبکتری گذاشتیم.
روز اولِ شروع یک کار، دوره یا تجربهٔ تازهروز آخر سفر از بازار محلی دیدن کردیم.
روز آخر یک دوره، سفر یا فعالیت مشخصدر آخرین روز نمایشگاه، هنرمندان با بازدیدکنندگان گفتوگو کردند.
روز آخر یک دوره، سفر یا فعالیت مشخصاو روز پایانی دوره از مربیاش تشکر کرد.
روز آخر یک دوره، سفر یا فعالیت مشخصدر پایان روز پیامهای بیپاسخ را بررسی میکنم.
پایان روز و جمعبندی کارهای انجامشدهاو پایان هر روز کارهای فردا را یادداشت میکند.
پایان روز و جمعبندی کارهای انجامشدهآخر روز فهمیدیم بیشتر برنامهها انجام شده است.
پایان روز و جمعبندی کارهای انجامشدهخداحافظ، روز خوبی داشته باشی!
خداحافظ، روز خوبی داشته باشی!
روزبهروز بهتر میخواند.
روزبهروز بهتر میخواند.
روز و شب برای امتحان تلاش کرد.
روز و شب برای امتحان تلاش کرد.
روزی روزگاری در شهری دور، دو دوست زندگی میکردند.
روزی روزگاری در شهری دور، دو دوست زندگی میکردند.
این اتفاق در روز روشن رخ داد.
این اتفاق در روز روشن رخ داد.