ساختار خانواده در افراد مختلف یکسان نیست.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
گروهی از افراد که از راه نسبت، زندگی مشترک یا پیوندهای مراقبتی با هم ارتباط دارند
ساختار خانواده در افراد مختلف یکسان نیست.
بستگان نزدیک و دور که پیوند خانوادگی دارند
در این خوانش، «فامیل» یا «خویشاوندان» هم بسته به بافت ممکن است.
خانواده در مقام گروهی که کارهای خانه و زندگی را با هم سامان میدهد
با اصطلاح آماری «خانوار» کاملاً یکی نیست.
افراد یک خانواده که برای دیدار یا مراسمی دور هم جمع شدهاند
گروه حاضر در مراسم، نه خود ساختمان.
مجموعهای از نسلهای خویشاوند که پیشینهای مشترک دارند
در متن دودمانی، «خاندان» ممکن است دقیقتر باشد.
افرادی با پیوند خانوادگی که در یک موقعیت از هم مراقبت میکنند
هر خانوادهای لزوماً رابطهٔ حمایتی یکسانی ندارد.
گروه خانوادگی که میتواند از راههای متفاوتی شکل گرفته باشد
خانوادهٔ فرزندخوانده یا تکوالد نمونهاند؛ تعریف فقط به آنها محدود نیست.
جمعی که از روی صمیمیت و همدلی مانند خانواده توصیف میشود
یک تعبیر استعاری است، نه اثبات نسبت خانوادگی.
ردهای در طبقهبندی جانداران که چند سردهٔ خویشاوند را دربرمیگیرد
«تیره» نام فنی رایج و «خانواده» معادل توضیحی آن است.
خانواده هنگام صرف صبحانه با هم
صرف یک وعدهٔ مشترک تنها یک موقعیت خانوادگی است؛ تعداد اعضا یا نوع نسبت را تعیین نمیکند.
ارتباط خانواده با یکی از خویشاوندان از راه تصویر
تماس تصویری میتواند میان افراد ساکن شهرها یا کشورهای مختلف باشد و به همخانگی اشاره نمیکند.
گردش پیادهٔ برنامهریزیشدهٔ خانواده
دستور غذایی که اعضای خانواده نگه میدارند
دستور غذا ممکن است میان اعضای خانواده منتقل شود؛ این مثال به سنت یا مهارت ثابت همهٔ خانوادهها تعمیم ندارد.
آلبومی از عکسهایی که خانواده نگه داشته است
عکسهای قدیمی میتوانند یادگاری خانواده باشند؛ از یک تصویر نباید دربارهٔ هویت یا نسبت افراد حدس زد.
تقویم مشترک برای هماهنگی قرارهای خانواده
تقویم مشترک ابزاری برای هماهنگی است؛ قرار نیست همهٔ اعضای خانواده برنامهٔ یکسان داشته باشند.
همراهی اعضای خانواده در جابهجایی منزل
همیاری خانوادگی ممکن است به کارهای کوچک محدود باشد؛ این موقعیت به همخانه بودن اعضا نیاز ندارد.
برنامهٔ هزینهکرد مشترک خانواده
بودجهٔ مشترک تنها یک شیوهٔ مدیریت هزینه است؛ میزان درآمد یا مسئولیت مالی اعضا را نشان نمیدهد.
حمایت عاطفی خانواده از عضوی که درس میخواند
حمایت از درسخواندن یک مثال از همکاری است؛ سن، مقطع تحصیلی یا نقش فرد از آن نتیجه نمیشود.
جشن سادهای که خانواده برگزار میکند
نوع مناسبت و شکل جشن در خانوادههای مختلف متفاوت است؛ دربارهٔ باور یا فرهنگ افراد فرضی ساخته نمیشود.
پرورش گیاه در گلدان بهصورت خانوادگی
فعالیت مشترک کاشت و آبیاری به باغ یا فضای بزرگ نیاز ندارد و به شغل افراد اشاره نمیکند.
برنامهٔ تماس و ملاقات اعضای خانواده در شرایط اضطراری
نوشتن اطلاعات تماس و محل ملاقات نمونهای از آمادگی است، نه تضمین امنیت یا جایگزین توصیهٔ رسمی.
ضبط خاطرات یکی از بستگان بهدست خانواده
این مثال بر رضایت راوی برای اشتراکگذاری تأکید دارد؛ داستان شخصی را نباید بدون اجازه منتشر کرد.
کار داوطلبانهٔ مشترک اعضای خانواده
مشارکت داوطلبانه یک امکان است، نه وظیفهٔ همهٔ خانوادهها؛ شرایط زمانی و جسمی افراد میتواند متفاوت باشد.
جمعه دورهمی خانوادگی کوچکی داریم.
جمعه دورهمی خانوادگی کوچکی داریم.
شجرهنامهٔ خانواده را با کمک مادربزرگ تکمیل کردم.
شجرهنامهٔ خانواده را با کمک مادربزرگ تکمیل کردم.
مدرسه نیازهای خانوادههای تکوالد را هم در نظر میگیرد.
مدرسه نیازهای خانوادههای تکوالد را هم در نظر میگیرد.
فارسی به خانوادهٔ زبانهای هندواروپایی تعلق دارد.
فارسی به خانوادهٔ زبانهای هندواروپایی تعلق دارد.
تعطیلات را در کنار خانواده گذراندیم.
تعطیلات را در کنار خانواده گذراندیم.
خانواده جمعه با هم صبحانه خوردند.
خانواده جمعه با هم صبحانه خوردند.
خانواده با یکی از بستگانشان در خارج از کشور تماس تصویری گرفتند.
خانواده با یکی از بستگانشان در خارج از کشور تماس تصویری گرفتند.
خانواده پیادهروی کوتاهی در پارک برنامهریزی کردند.
خانواده پیادهروی کوتاهی در پارک برنامهریزی کردند.
خانواده با یک دستور قدیمی سوپ پختند.
خانواده با یک دستور قدیمی سوپ پختند.
خانواده عکسهای قدیمی آلبوم را تماشا کردند.
خانواده عکسهای قدیمی آلبوم را تماشا کردند.
خانواده قرارها را در یک تقویم مشترک ثبت کردند.
خانواده قرارها را در یک تقویم مشترک ثبت کردند.
خانواده به یکی از اعضایشان برای اسبابکشی کمک کردند.
خانواده به یکی از اعضایشان برای اسبابکشی کمک کردند.
خانواده برای ماه آینده بودجهای تعیین کردند.
خانواده برای ماه آینده بودجهای تعیین کردند.
خانواده پیش از امتحان به یکی از اعضایشان دلگرمی دادند.
خانواده پیش از امتحان به یکی از اعضایشان دلگرمی دادند.
خانواده برای یک مناسبت کوچک جشن گرفتند.
خانواده برای یک مناسبت کوچک جشن گرفتند.
خانواده در بالکن چند سبزی معطر کاشتند.
خانواده در بالکن چند سبزی معطر کاشتند.
خانواده شمارههای ضروری را روی یک برگه نوشتند.
خانواده شمارههای ضروری را روی یک برگه نوشتند.
خانواده خاطرهٔ یکی از بستگان سالمند را ضبط کردند.
خانواده خاطرهٔ یکی از بستگان سالمند را ضبط کردند.
خانواده در یک مرکز اجتماعی محلی داوطلب شدند.
خانواده در یک مرکز اجتماعی محلی داوطلب شدند.
آوانگاری آموزشی و تقریبی است؛ برای تلفظ دقیق و آهنگ طبیعی، صدای گویندهٔ بومی باید جداگانه بررسی شود.
«خانواده» گروهِ پیوندخورده از راه نسبت، زندگی یا مراقبت است؛ گاهی خویشاوندان گسترده و گاهی واحد زندگی روزمره را نشان میدهد. «خانوار» واحد همسکونتی/آماری، «خاندان» تبار تاریخی و «فامیل» معمولاً خویشاوندان است؛ هیچکدام در همهٔ بافتها معادل دقیق نیستند. در زیستشناسی «خانواده» گاه برای تیره نیز بهکار میرود.
گروهی از افراد که از راه نسبت، زندگی مشترک یا پیوندهای مراقبتی با هم ارتباط دارند
ساختار خانواده در افراد مختلف یکسان نیست.
بستگان نزدیک و دور که پیوند خانوادگی دارند
در این خوانش، «فامیل» یا «خویشاوندان» هم بسته به بافت ممکن است.
خانواده در مقام گروهی که کارهای خانه و زندگی را با هم سامان میدهد
با اصطلاح آماری «خانوار» کاملاً یکی نیست.
افراد یک خانواده که برای دیدار یا مراسمی دور هم جمع شدهاند
گروه حاضر در مراسم، نه خود ساختمان.
مجموعهای از نسلهای خویشاوند که پیشینهای مشترک دارند
در متن دودمانی، «خاندان» ممکن است دقیقتر باشد.
افرادی با پیوند خانوادگی که در یک موقعیت از هم مراقبت میکنند
هر خانوادهای لزوماً رابطهٔ حمایتی یکسانی ندارد.
گروه خانوادگی که میتواند از راههای متفاوتی شکل گرفته باشد
خانوادهٔ فرزندخوانده یا تکوالد نمونهاند؛ تعریف فقط به آنها محدود نیست.
جمعی که از روی صمیمیت و همدلی مانند خانواده توصیف میشود
یک تعبیر استعاری است، نه اثبات نسبت خانوادگی.
ردهای در طبقهبندی جانداران که چند سردهٔ خویشاوند را دربرمیگیرد
«تیره» نام فنی رایج و «خانواده» معادل توضیحی آن است.
خانواده هنگام صرف صبحانه با هم
صرف یک وعدهٔ مشترک تنها یک موقعیت خانوادگی است؛ تعداد اعضا یا نوع نسبت را تعیین نمیکند.
ارتباط خانواده با یکی از خویشاوندان از راه تصویر
تماس تصویری میتواند میان افراد ساکن شهرها یا کشورهای مختلف باشد و به همخانگی اشاره نمیکند.
گردش پیادهٔ برنامهریزیشدهٔ خانواده
دستور غذایی که اعضای خانواده نگه میدارند
دستور غذا ممکن است میان اعضای خانواده منتقل شود؛ این مثال به سنت یا مهارت ثابت همهٔ خانوادهها تعمیم ندارد.
آلبومی از عکسهایی که خانواده نگه داشته است
عکسهای قدیمی میتوانند یادگاری خانواده باشند؛ از یک تصویر نباید دربارهٔ هویت یا نسبت افراد حدس زد.
تقویم مشترک برای هماهنگی قرارهای خانواده
تقویم مشترک ابزاری برای هماهنگی است؛ قرار نیست همهٔ اعضای خانواده برنامهٔ یکسان داشته باشند.
همراهی اعضای خانواده در جابهجایی منزل
همیاری خانوادگی ممکن است به کارهای کوچک محدود باشد؛ این موقعیت به همخانه بودن اعضا نیاز ندارد.
برنامهٔ هزینهکرد مشترک خانواده
بودجهٔ مشترک تنها یک شیوهٔ مدیریت هزینه است؛ میزان درآمد یا مسئولیت مالی اعضا را نشان نمیدهد.
حمایت عاطفی خانواده از عضوی که درس میخواند
حمایت از درسخواندن یک مثال از همکاری است؛ سن، مقطع تحصیلی یا نقش فرد از آن نتیجه نمیشود.
جشن سادهای که خانواده برگزار میکند
نوع مناسبت و شکل جشن در خانوادههای مختلف متفاوت است؛ دربارهٔ باور یا فرهنگ افراد فرضی ساخته نمیشود.
پرورش گیاه در گلدان بهصورت خانوادگی
فعالیت مشترک کاشت و آبیاری به باغ یا فضای بزرگ نیاز ندارد و به شغل افراد اشاره نمیکند.
برنامهٔ تماس و ملاقات اعضای خانواده در شرایط اضطراری
نوشتن اطلاعات تماس و محل ملاقات نمونهای از آمادگی است، نه تضمین امنیت یا جایگزین توصیهٔ رسمی.
ضبط خاطرات یکی از بستگان بهدست خانواده
این مثال بر رضایت راوی برای اشتراکگذاری تأکید دارد؛ داستان شخصی را نباید بدون اجازه منتشر کرد.
خانوادهٔ او با خوشحالی از نوزاد استقبال کرد.
خانواده؛ گروه پیوندخورده از راه نسبت و مراقبتخانوادهٔ من نزدیک پارک زندگی میکند.
خانواده؛ گروه پیوندخورده از راه نسبت و مراقبتهر خانوادهای برنامهٔ روزانهٔ خودش را دارد.
خانواده؛ گروه پیوندخورده از راه نسبت و مراقبتبیشتر خویشاوندان پدری او در شمال زندگی میکنند.
خانوادهٔ گسترده؛ خویشاوندانپس از چند سال به دیدار خویشاوندان گستردهاش رفت.
خانوادهٔ گسترده؛ خویشاونداندر آن جشن، عموزادهها هم جمع خانواده بودند.
خانوادهٔ گسترده؛ خویشاونداناعضای خانواده معمولاً شبها کنار هم شام میخورند.
اعضای خانواده در زندگی روزمرهٔ مشترکاین خانواده آشپزخانهٔ کوچکی دارد.
اعضای خانواده در زندگی روزمرهٔ مشترکخانواده پس از اسبابکشی به خانهٔ تازه عادت کرد.
اعضای خانواده در زندگی روزمرهٔ مشترکهمهٔ اعضای خانواده دور سفره نشستند.
جمع اعضای خانواده در یک مناسبتبرای ناهار جمعه همهٔ خانواده را دعوت کردیم.
جمع اعضای خانواده در یک مناسبتخانوادهاش در جشن فارغالتحصیلی او را تشویق کردند.
جمع اعضای خانواده در یک مناسبتاین خانواده چند نسل است در این شهر زندگی میکند.
خانواده بهمثابه تبار و پیوند نسلهااو دربارهٔ تاریخچهٔ خانوادهاش پژوهش کرد.
خانواده بهمثابه تبار و پیوند نسلهاعکس قدیمی دو شاخه از خانواده را به هم پیوند داد.
خانواده بهمثابه تبار و پیوند نسلهاخانوادهاش در دورهٔ بیماری کنارش بودند.
خانواده بهعنوان حلقهٔ حمایتبرای گرفتن مشورت با خانوادهاش حرف زد.
خانواده بهعنوان حلقهٔ حمایتاعضای خانواده بدون سرزنش به حرفش گوش دادند.
خانواده بهعنوان حلقهٔ حمایتمدرسه به همهٔ شکلهای خانواده احترام میگذارد.
خانواده با ساختار و عضویتهای گوناگونآنها با فرزندخواندگی خانوادهای تازه ساختند.
خانواده با ساختار و عضویتهای گوناگوندوستهای بسیار نزدیکش را خانوادهٔ انتخابی خود میداند.
خانواده با ساختار و عضویتهای گوناگونگروه تئاتر برایش مثل خانوادهٔ دوم بود.
خانواده به معنای گروه صمیمیِ غیرخویشاونداعضای تیم بعد از سالها مثل یک خانواده شدند.
خانواده به معنای گروه صمیمیِ غیرخویشاوندهمسایهها با ما مثل خانواده رفتار کردند.
خانواده به معنای گروه صمیمیِ غیرخویشاوندگل رز به تیرهٔ گلسرخیان تعلق دارد.
خانواده در زیستشناسی؛ تیرهچند سرده در یک تیرهٔ زیستی جای میگیرند.
خانواده در زیستشناسی؛ تیرهدر کتاب، تیرههای مختلف پرندگان معرفی شدهاند.
خانواده در زیستشناسی؛ تیرهخانواده جمعه با هم صبحانه خوردند.
خانواده در موقعیت صبحانهٔ مشترکخانواده پیش از صبحانه سفره را آماده کردند.
خانواده در موقعیت صبحانهٔ مشترکخانواده با یکی از بستگانشان در خارج از کشور تماس تصویری گرفتند.
ارتباط تصویری اعضای خانواده با یک خویشاوندخانواده صبر کردند تا همه به تماس بپیوندند.
ارتباط تصویری اعضای خانواده با یک خویشاوندخانواده پیادهروی کوتاهی در پارک برنامهریزی کردند.
پیادهروی کوتاه خانواده در پارکخانواده مسیری را انتخاب کردند که برای همه قابل استفاده باشد.
پیادهروی کوتاه خانواده در پارکخانواده با یک دستور قدیمی سوپ پختند.
پخت غذا با دستور قدیمی خانوادهخانواده دستور غذا را در دفترچهای نوشتند.
پخت غذا با دستور قدیمی خانوادهخانواده عکسهای قدیمی آلبوم را تماشا کردند.
دیدن و مرتبکردن عکسهای خانوادگیخانواده تاریخ را پشت یکی از عکسها نوشتند.
دیدن و مرتبکردن عکسهای خانوادگیخانواده قرارها را در یک تقویم مشترک ثبت کردند.
هماهنگی برنامههای خانواده با تقویم مشترکخانواده پیش از برنامهریزی سفر تقویم را بررسی کردند.
هماهنگی برنامههای خانواده با تقویم مشترکخانواده به یکی از اعضایشان برای اسبابکشی کمک کردند.
کمک اعضای خانواده به اسبابکشی یکی از اعضاخانواده کتابها را در جعبههای محکم گذاشتند.
کمک اعضای خانواده به اسبابکشی یکی از اعضاخانواده برای ماه آینده بودجهای تعیین کردند.
برنامهریزی بودجهٔ خانواده برای ماه آیندهخانواده پیش از خرید هزینهها را مقایسه کردند.
برنامهریزی بودجهٔ خانواده برای ماه آیندهخانواده پیش از امتحان به یکی از اعضایشان دلگرمی دادند.
دلگرمی خانواده به یکی از اعضا پیش از امتحانخانواده فضایی آرام برای مطالعه آماده کردند.
دلگرمی خانواده به یکی از اعضا پیش از امتحانخانواده برای یک مناسبت کوچک جشن گرفتند.
برگزاری جشن کوچک خانوادگیخانواده پیش از آمادهکردن غذا دربارهٔ نیازهای غذایی مهمانان پرسیدند.
برگزاری جشن کوچک خانوادگیخانواده در بالکن چند سبزی معطر کاشتند.
کاشتن سبزی معطر در بالکن بهدست خانوادهخانواده آبیاری گلدانها را بین خود تقسیم کردند.
کاشتن سبزی معطر در بالکن بهدست خانوادهخانواده شمارههای ضروری را روی یک برگه نوشتند.
آمادهکردن برنامهٔ اضطراری خانوادهخانواده برای موقعیت اضطراری محل ملاقات تعیین کردند.
آمادهکردن برنامهٔ اضطراری خانوادهخانواده خاطرهٔ یکی از بستگان سالمند را ضبط کردند.
ضبط یک خاطرهٔ خانوادگی با اجازهٔ راویخانواده پیش از بهاشتراکگذاشتن فایل، اجازه گرفتند.
ضبط یک خاطرهٔ خانوادگی با اجازهٔ راویخانواده در یک مرکز اجتماعی محلی داوطلب شدند.
کار داوطلبانهٔ خانواده در یک مرکز محلیخانواده لباسهای اهدایی را با هم دستهبندی کردند.
کار داوطلبانهٔ خانواده در یک مرکز محلیجمعه دورهمی خانوادگی کوچکی داریم.
جمعه دورهمی خانوادگی کوچکی داریم.
شجرهنامهٔ خانواده را با کمک مادربزرگ تکمیل کردم.
شجرهنامهٔ خانواده را با کمک مادربزرگ تکمیل کردم.
مدرسه نیازهای خانوادههای تکوالد را هم در نظر میگیرد.
مدرسه نیازهای خانوادههای تکوالد را هم در نظر میگیرد.
فارسی به خانوادهٔ زبانهای هندواروپایی تعلق دارد.
فارسی به خانوادهٔ زبانهای هندواروپایی تعلق دارد.
تعطیلات را در کنار خانواده گذراندیم.
تعطیلات را در کنار خانواده گذراندیم.
خانواده جمعه با هم صبحانه خوردند.
خانواده جمعه با هم صبحانه خوردند.
خانواده با یکی از بستگانشان در خارج از کشور تماس تصویری گرفتند.
خانواده با یکی از بستگانشان در خارج از کشور تماس تصویری گرفتند.
خانواده پیادهروی کوتاهی در پارک برنامهریزی کردند.
خانواده پیادهروی کوتاهی در پارک برنامهریزی کردند.
خانواده با یک دستور قدیمی سوپ پختند.
خانواده با یک دستور قدیمی سوپ پختند.
خانواده عکسهای قدیمی آلبوم را تماشا کردند.
خانواده عکسهای قدیمی آلبوم را تماشا کردند.
خانواده قرارها را در یک تقویم مشترک ثبت کردند.
خانواده قرارها را در یک تقویم مشترک ثبت کردند.
خانواده به یکی از اعضایشان برای اسبابکشی کمک کردند.
خانواده به یکی از اعضایشان برای اسبابکشی کمک کردند.
خانواده برای ماه آینده بودجهای تعیین کردند.
خانواده برای ماه آینده بودجهای تعیین کردند.
خانواده پیش از امتحان به یکی از اعضایشان دلگرمی دادند.
خانواده پیش از امتحان به یکی از اعضایشان دلگرمی دادند.
خانواده برای یک مناسبت کوچک جشن گرفتند.
خانواده برای یک مناسبت کوچک جشن گرفتند.
خانواده در بالکن چند سبزی معطر کاشتند.
خانواده در بالکن چند سبزی معطر کاشتند.
خانواده شمارههای ضروری را روی یک برگه نوشتند.
خانواده شمارههای ضروری را روی یک برگه نوشتند.
خانواده خاطرهٔ یکی از بستگان سالمند را ضبط کردند.
خانواده خاطرهٔ یکی از بستگان سالمند را ضبط کردند.
خانواده در یک مرکز اجتماعی محلی داوطلب شدند.
خانواده در یک مرکز اجتماعی محلی داوطلب شدند.