آمادگی رفتن به این معناست که کارهای لازم پیش از خروج انجام شدهاند؛ ممکن است هنوز زمان حرکت نرسیده باشد.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
مهیای ترککردن یک مکان.
آمادگی رفتن به این معناست که کارهای لازم پیش از خروج انجام شدهاند؛ ممکن است هنوز زمان حرکت نرسیده باشد.
در وضعیتی که میتوان کاری را آغاز کرد.
آمادهبودن برای آغاز یک کار با شروعشدن آن فرق دارد؛ ممکن است همه منتظر علامت شروع باشند.
با مطالعه و تمرین برای امتحان مهیا شده.
آمادهبودن برای امتحان معمولاً به درسخواندن و تمرین اشاره میکند، نه به تضمین نمرهٔ خوب.
مهیای شرکت در مصاحبه و پاسخگویی.
آمادگی مصاحبه میتواند شامل شناخت موقعیت و تمرین پاسخ باشد؛ با پذیرفتهشدن در مصاحبه یکی نیست.
با اطلاعات و وسایل لازم مهیای جلسه شدن.
در جلسه، آمادگی یعنی داشتن اطلاعات یا وسایل لازم؛ صرفِ حضور در اتاق کافی نیست.
با وسایل و هماهنگیهای لازم مهیای سفر.
برای سفر، آمادهبودن ممکن است به بستن چمدان، مدارک یا هماهنگی مسیر مربوط باشد؛ خود سفر هنوز آغاز نشده است.
با لباس و وسایل لازم مهیای رفتن به مدرسه.
آمادگی روزانه برای مدرسه بیشتر به لباس، کیف و وسایل لازم مربوط است؛ با آمادگی درسی برای امتحان فرق دارد.
غذایی که اکنون میتوان بدون آمادهسازی بیشتر خورد.
غذای آمادهٔ خوردن ممکن است پخته یا بدون نیاز به پخت باشد؛ «آماده» الزاماً به معنی بستهبندی صنعتی نیست.
برای قرارگرفتن جلوی مهمان یا مشتری مهیا شده.
آمادهٔ سرو بودن یعنی غذا یا نوشیدنی به مرحلهٔ پذیرایی رسیده است؛ ممکن است پیش از آن هم قابلخوردن بوده باشد.
وسیلهای که برای بهکارگرفتن آن کار دیگری لازم نیست.
آمادهٔ استفاده بودن یک دستگاه یعنی بررسی یا راهاندازی لازم انجام شده؛ صرفِ وجود آن دستگاه کافی نیست.
مدارکی که برای تحویلدادن یا گرفتن مرتب و تهیه شدهاند.
آمادهبودن مدارک یعنی آنها تهیه، بررسی یا مرتب شدهاند؛ این به معنی تأیید رسمیشان نیست.
پیامی که نوشته و بازبینی شده و فقط باید فرستاده شود.
مهیای سخنرانی یا ارائهٔ یک مطلب.
آمادگی برای ارائه یعنی محتوا و تمرین به اندازهٔ کافی انجام شده؛ استرسداشتن بهتنهایی نشانهٔ آمادهنبودن نیست.
برای پذیرایی و استقبال از مهمان مهیا شده.
آمادهبودن برای مهمان یعنی خانه یا پذیرایی سامان یافته؛ صرفِ رسیدن مهمان، آمادگی میزبان را ثابت نمیکند.
مهیای اجرای برنامه در برابر تماشاگران.
آمادگی اجرا شامل تمرین و هماهنگیهای لازم است؛ «صحنه آماده است» با «بازیگر آماده است» تفاوت مرجع دارد.
مهیای جوابدادن به پرسش یا درخواست.
آمادگی پاسخدادن یعنی فرد میتواند یا میخواهد پاسخ دهد؛ معلوم نیست پاسخ او حتماً درست باشد.
مایل و در دسترس برای کمک به دیگری.
در «آمادهام کمک کنم»، علاوه بر توانایی ممکن است تمایل هم مطرح باشد؛ وعدهٔ قطعیِ کمک در هر شرایطی نیست.
از نظر ذهنی یا عملی مهیای پذیرفتن تغییر.
آمادهبودن برای تغییر بیشتر به پذیرش و تصمیم ذهنی مربوط است؛ تغییر هنوز لزوماً رخ نداده است.
مهیای باران یا هوای مرطوب بودن.
اینجا آمادهبودن یعنی وسایل یا برنامهٔ لازم برای هوای بارانی فراهم است، نه اینکه باران حتماً شروع شده باشد.
مهیای واکنش در وضعیت فوری و غیرمنتظره بودن.
آمادگی در بحران یعنی وسایل، شمارهها و نقشها مشخص باشند؛ صرف وجود تجهیزات به معنی انجامشدن تمرین نیست.
مهیای آغاز کار یا یک شیفت مشخص بودن.
آمادهبودن برای یک شغل یا شیفت به برنامه، توان و وسایل لازم اشاره میکند و به معنی استخدامشدن یا شروع کار نیست.
مهیای شرکت در مسابقه یا رقابت بودن.
آمادگی ورزشکار یا تیم پیش از رقابت بیان میشود؛ آمادهبودن نتیجه یا پیروزی را تضمین نمیکند.
مهیای پذیرش نفر بعد در زمان نوبت بودن.
در نوبتدهی، آمادهبودن پزشک یا اتاق یعنی امکان پذیرش مراجعهکنندهٔ بعدی فراهم شده است؛ نه اینکه نوبت تمام شده باشد.
فراهمشده برای دریافت حضوری سفارش یا کالا.
برای کالا یا سفارش، ready for pickup یعنی خریدار میتواند برای دریافت مراجعه کند؛ با تحویلدادهشدن تفاوت دارد.
مهیای بازدید یا بازرسی برنامهریزیشده بودن.
مهیای نصب یا انتشار نرمافزار بودن.
در نرمافزار، آمادهٔ نصب یا انتشار بودن به مرحلهٔ مشخصی از آمادهسازی اشاره دارد؛ دانلودشدن و نصبشدن یکی نیستند.
مهیای ضبط صدا یا تصویر بودن.
آمادگی ضبط به تنظیم تجهیزات، صدا و هماهنگی افراد مربوط است؛ روشنبودن دوربین بهتنهایی کافی نیست.
دستهبندی یا بستهبندیشده برای اهدا بودن.
وسایل آمادهٔ اهدا بستهبندی یا دستهبندی شدهاند، اما هنوز لزوماً به دریافتکننده تحویل داده نشدهاند.
از نظر ذهنی یا عملی مهیای گفتوگو بودن.
در گفتوگوی مهم، آمادهبودن به پذیرش زمان و شرایط صحبت اشاره میکند؛ به معنی موافقت با طرف مقابل نیست.
مهیای انتخاب از میان گزینهها بودن.
آمادهبودن برای تصمیم یعنی فرد بررسی لازم را انجام داده یا توان انتخاب دارد؛ خود تصمیم ممکن است هنوز گرفته نشده باشد.
مهیای تلاش یا شروع دوباره بودن.
این کاربرد آمادگی برای امتحانکردن دوباره را نشان میدهد، نه اطمینان از موفقیت یا پایانیافتن تلاش قبلی.
مهیای فصل سرما و نیازهای آن بودن.
آمادگی برای فصل سرد به لباس، عایقبندی یا وسایل لازم اشاره میکند؛ فرارسیدن زمستان را بیان نمیکند.
برای شروع کلاس آمادهای؟
برای شروع کلاس آمادهای؟
برای مهمانی همهچیز آماده است.
برای مهمانی همهچیز آماده است.
من و خواهرم آمادهٔ رفتن هستیم.
من و خواهرم آمادهٔ رفتن هستیم.
دوست من همیشه آمادهٔ کمک است.
دوست من همیشه آمادهٔ کمک است.
دستگاه پس از بررسی آمادهٔ استفاده است.
دستگاه پس از بررسی آمادهٔ استفاده است.
«آماده» یعنی شخص یا چیزی برای کاری، موقعیتی یا استفادهای مهیا شده است. آمادگی با شروعشدن، پایانیافتن یا صرفاً حضورداشتن یکی نیست.
مهیای ترککردن یک مکان.
آمادگی رفتن به این معناست که کارهای لازم پیش از خروج انجام شدهاند؛ ممکن است هنوز زمان حرکت نرسیده باشد.
در وضعیتی که میتوان کاری را آغاز کرد.
آمادهبودن برای آغاز یک کار با شروعشدن آن فرق دارد؛ ممکن است همه منتظر علامت شروع باشند.
با مطالعه و تمرین برای امتحان مهیا شده.
آمادهبودن برای امتحان معمولاً به درسخواندن و تمرین اشاره میکند، نه به تضمین نمرهٔ خوب.
مهیای شرکت در مصاحبه و پاسخگویی.
آمادگی مصاحبه میتواند شامل شناخت موقعیت و تمرین پاسخ باشد؛ با پذیرفتهشدن در مصاحبه یکی نیست.
با اطلاعات و وسایل لازم مهیای جلسه شدن.
در جلسه، آمادگی یعنی داشتن اطلاعات یا وسایل لازم؛ صرفِ حضور در اتاق کافی نیست.
با وسایل و هماهنگیهای لازم مهیای سفر.
برای سفر، آمادهبودن ممکن است به بستن چمدان، مدارک یا هماهنگی مسیر مربوط باشد؛ خود سفر هنوز آغاز نشده است.
با لباس و وسایل لازم مهیای رفتن به مدرسه.
آمادگی روزانه برای مدرسه بیشتر به لباس، کیف و وسایل لازم مربوط است؛ با آمادگی درسی برای امتحان فرق دارد.
غذایی که اکنون میتوان بدون آمادهسازی بیشتر خورد.
غذای آمادهٔ خوردن ممکن است پخته یا بدون نیاز به پخت باشد؛ «آماده» الزاماً به معنی بستهبندی صنعتی نیست.
برای قرارگرفتن جلوی مهمان یا مشتری مهیا شده.
آمادهٔ سرو بودن یعنی غذا یا نوشیدنی به مرحلهٔ پذیرایی رسیده است؛ ممکن است پیش از آن هم قابلخوردن بوده باشد.
وسیلهای که برای بهکارگرفتن آن کار دیگری لازم نیست.
آمادهٔ استفاده بودن یک دستگاه یعنی بررسی یا راهاندازی لازم انجام شده؛ صرفِ وجود آن دستگاه کافی نیست.
مدارکی که برای تحویلدادن یا گرفتن مرتب و تهیه شدهاند.
آمادهبودن مدارک یعنی آنها تهیه، بررسی یا مرتب شدهاند؛ این به معنی تأیید رسمیشان نیست.
پیامی که نوشته و بازبینی شده و فقط باید فرستاده شود.
مهیای سخنرانی یا ارائهٔ یک مطلب.
آمادگی برای ارائه یعنی محتوا و تمرین به اندازهٔ کافی انجام شده؛ استرسداشتن بهتنهایی نشانهٔ آمادهنبودن نیست.
برای پذیرایی و استقبال از مهمان مهیا شده.
آمادهبودن برای مهمان یعنی خانه یا پذیرایی سامان یافته؛ صرفِ رسیدن مهمان، آمادگی میزبان را ثابت نمیکند.
مهیای اجرای برنامه در برابر تماشاگران.
آمادگی اجرا شامل تمرین و هماهنگیهای لازم است؛ «صحنه آماده است» با «بازیگر آماده است» تفاوت مرجع دارد.
مهیای جوابدادن به پرسش یا درخواست.
آمادگی پاسخدادن یعنی فرد میتواند یا میخواهد پاسخ دهد؛ معلوم نیست پاسخ او حتماً درست باشد.
مایل و در دسترس برای کمک به دیگری.
در «آمادهام کمک کنم»، علاوه بر توانایی ممکن است تمایل هم مطرح باشد؛ وعدهٔ قطعیِ کمک در هر شرایطی نیست.
از نظر ذهنی یا عملی مهیای پذیرفتن تغییر.
آمادهبودن برای تغییر بیشتر به پذیرش و تصمیم ذهنی مربوط است؛ تغییر هنوز لزوماً رخ نداده است.
مهیای باران یا هوای مرطوب بودن.
اینجا آمادهبودن یعنی وسایل یا برنامهٔ لازم برای هوای بارانی فراهم است، نه اینکه باران حتماً شروع شده باشد.
مهیای واکنش در وضعیت فوری و غیرمنتظره بودن.
آمادگی در بحران یعنی وسایل، شمارهها و نقشها مشخص باشند؛ صرف وجود تجهیزات به معنی انجامشدن تمرین نیست.
مهیای آغاز کار یا یک شیفت مشخص بودن.
آمادهبودن برای یک شغل یا شیفت به برنامه، توان و وسایل لازم اشاره میکند و به معنی استخدامشدن یا شروع کار نیست.
مهیای شرکت در مسابقه یا رقابت بودن.
آمادگی ورزشکار یا تیم پیش از رقابت بیان میشود؛ آمادهبودن نتیجه یا پیروزی را تضمین نمیکند.
مهیای پذیرش نفر بعد در زمان نوبت بودن.
در نوبتدهی، آمادهبودن پزشک یا اتاق یعنی امکان پذیرش مراجعهکنندهٔ بعدی فراهم شده است؛ نه اینکه نوبت تمام شده باشد.
فراهمشده برای دریافت حضوری سفارش یا کالا.
برای کالا یا سفارش، ready for pickup یعنی خریدار میتواند برای دریافت مراجعه کند؛ با تحویلدادهشدن تفاوت دارد.
مهیای بازدید یا بازرسی برنامهریزیشده بودن.
مهیای نصب یا انتشار نرمافزار بودن.
در نرمافزار، آمادهٔ نصب یا انتشار بودن به مرحلهٔ مشخصی از آمادهسازی اشاره دارد؛ دانلودشدن و نصبشدن یکی نیستند.
مهیای ضبط صدا یا تصویر بودن.
آمادگی ضبط به تنظیم تجهیزات، صدا و هماهنگی افراد مربوط است؛ روشنبودن دوربین بهتنهایی کافی نیست.
دستهبندی یا بستهبندیشده برای اهدا بودن.
وسایل آمادهٔ اهدا بستهبندی یا دستهبندی شدهاند، اما هنوز لزوماً به دریافتکننده تحویل داده نشدهاند.
از نظر ذهنی یا عملی مهیای گفتوگو بودن.
در گفتوگوی مهم، آمادهبودن به پذیرش زمان و شرایط صحبت اشاره میکند؛ به معنی موافقت با طرف مقابل نیست.
مهیای انتخاب از میان گزینهها بودن.
آمادهبودن برای تصمیم یعنی فرد بررسی لازم را انجام داده یا توان انتخاب دارد؛ خود تصمیم ممکن است هنوز گرفته نشده باشد.
مهیای تلاش یا شروع دوباره بودن.
این کاربرد آمادگی برای امتحانکردن دوباره را نشان میدهد، نه اطمینان از موفقیت یا پایانیافتن تلاش قبلی.
من برای رفتن آمادهام؛ فقط منتظر تاکسی هستم.
آمادهٔ رفتنبچهها زودتر از ما برای رفتن آماده شدند.
آمادهٔ رفتنهر وقت آمادهٔ رفتن شدی، بهم خبر بده.
آمادهٔ رفتنهمه آمادهاند؛ میتوانیم کلاس را شروع کنیم.
آمادهٔ شروعهنوز برای شروع بازی آماده نیستیم.
آمادهٔ شروعوقتی گروه آماده شد، جلسه شروع میشود.
آمادهٔ شروعبعد از چند هفته تمرین، برای امتحان آمادهام.
آمادگی برای امتحاناو احساس میکند هنوز برای آزمون شفاهی آماده نیست.
آمادگی برای امتحانمعلم پرسید چه کسی برای امتحان فردا آماده است.
آمادگی برای امتحانسؤالات رایج را مرور کردم و برای مصاحبه آمادهام.
آمادگی برای مصاحبهاو زود رسید تا برای مصاحبه آماده شود.
آمادگی برای مصاحبهپیش از ورود، مطمئن شو که برای مصاحبه آمادهای.
آمادگی برای مصاحبهگزارشها را خواندهام و برای جلسه آمادهام.
آمادگی برای جلسهتیم هنوز برای جلسهٔ صبح آماده نیست.
آمادگی برای جلسهوقتی برای جلسه آماده شدی، دستور جلسه را هم بیاور.
آمادگی برای جلسهچمدانها بستهاند و برای سفر آمادهایم.
آمادگی برای سفرتا گذرنامهات را پیدا نکنی، برای سفر آماده نیستی.
آمادگی برای سفرهفتهٔ آینده برای یک سفر کوتاه آماده میشویم.
آمادگی برای سفربچهها لباس پوشیدهاند و برای مدرسه آمادهاند.
آمادهٔ رفتن به مدرسهکیفت را بردار؛ حالا برای مدرسه آمادهای.
آمادهٔ رفتن به مدرسهاو هر روز ساعت هفت برای رفتن به مدرسه آماده میشود.
آمادهٔ رفتن به مدرسهناهار آماده است؛ بیا سر میز.
غذای آمادهٔ خوردنوقتی سوپ آماده شد، به من خبر بده.
غذای آمادهٔ خوردنغذا هنوز آماده نیست؛ برنج کمی وقت میخواهد.
غذای آمادهٔ خوردنچای آمادهٔ سرو است؛ فنجانها را بیاور.
آمادهٔ سروسالاد آمادهٔ سرو است، اما سوپ هنوز نه.
آمادهٔ سروآشپز گفت دسر تا پنج دقیقهٔ دیگر آمادهٔ سرو میشود.
آمادهٔ سرودوربین شارژ شده و آمادهٔ استفاده است.
وسیلهٔ آمادهٔ استفادهاین دستگاه تا فردا آمادهٔ استفاده نمیشود.
وسیلهٔ آمادهٔ استفادهپیش از اعلام آمادگی دستگاه، همهٔ اتصالها را بررسی کن.
وسیلهٔ آمادهٔ استفادهمدارکت آماده است؛ میتوانی امروز تحویلشان بگیری.
مدارک آمادهٔ تحویلفرمها هنوز برای ارسال آماده نیستند.
مدارک آمادهٔ تحویلوقتی پرونده آماده شد، نسخهای برای من بفرست.
مدارک آمادهٔ تحویلایمیل آمادهٔ ارسال است؛ فقط نشانی را بررسی کن.
پیام آمادهٔ ارسالپیشنویس پیام هنوز آماده نیست.
پیام آمادهٔ ارسالوقتی متن آماده شد، آن را برای گروه بفرست.
پیام آمادهٔ ارسالاسلایدها را مرور کردهام و برای ارائه آمادهام.
آمادهٔ ارائهاو برای ارائه آماده بود، هرچند کمی استرس داشت.
آمادهٔ ارائهده دقیقهٔ دیگر برای ارائه آماده میشوی؟
آمادهٔ ارائهخانه مرتب است و برای مهمانها آمادهایم.
آمادگی برای مهمانتا میز را نچینیم، برای مهمانها آماده نیستیم.
آمادگی برای مهماناو صبح زود برای استقبال از مهمانها آماده شد.
آمادگی برای مهمانگروه موسیقی برای اجرا آماده است.
آمادهٔ اجرابازیگران پشت صحنه آماده بودند.
آمادهٔ اجراهنوز برای اجرای زنده آماده نیستم؛ یک بار دیگر تمرین کنیم.
آمادهٔ اجرااگر آمادهٔ پاسخدادنی، دستت را بالا ببر.
آمادهٔ پاسخدادناو چند لحظه فکر کرد و بعد برای پاسخدادن آماده شد.
آمادهٔ پاسخدادنهنوز آماده نیستم به این سؤال پاسخ بدهم.
آمادهٔ پاسخدادناگر به کمک نیاز داشتی، من آمادهام.
آمادهٔ کمککردنداوطلبها آمادهاند به خانوادهها کمک کنند.
آمادهٔ کمککردناو گفت هر وقت لازم باشد، آمادهٔ کمک است.
آمادهٔ کمککردنبعد از گفتوگو، برای تغییر برنامه آماده شدم.
آمادگی برای تغییرهمه آماده نیستند که روش قدیمی را کنار بگذارند.
آمادگی برای تغییرآیا واقعاً برای یک شروع تازه آمادهای؟
آمادگی برای تغییرچترم را برداشتهام و برای باران آمادهام.
آمادگی برای بارانهنوز برای باران شدید آماده نیستیم؛ پنجره باز است.
آمادگی برای باراناگر فردا باران ببارد، آماده خواهیم بود.
آمادگی برای بارانجعبهٔ کمکهای اولیه آماده است و کنار در قرار دارد.
آمادگی برای وضعیت اضطراریگروه برای شرایط اضطراری آماده است، اما هنوز تمرین نکرده است.
آمادگی برای وضعیت اضطراریقبل از اعلام آمادگی، شمارههای تماس اضطراری را بررسی کن.
آمادگی برای وضعیت اضطراریبرای اولین روز کارم آمادهام؛ مسیر را از قبل بررسی کردهام.
آمادگی برای کار جدیداو هنوز برای شیفت شب آماده نیست.
آمادگی برای کار جدیدوقتی برای کار جدید آماده شدی، به مدیر خبر بده.
آمادگی برای کار جدیددوندهها برای مسابقه آمادهاند.
آمادگی برای مسابقهبرای رقابت فردا هنوز آماده نیستم؛ باید استراحت کنم.
آمادگی برای مسابقهمربی پرسید تیم چه زمانی آماده میشود.
آمادگی برای مسابقهپزشک برای بیمار بعدی آماده است.
آمادگی برای نوبت مراجعهاتاق هنوز برای نوبت ساعت سه آماده نیست.
آمادگی برای نوبت مراجعهوقتی آماده شدی، منشی بیمار را صدا میزند.
آمادگی برای نوبت مراجعهسفارش شما برای تحویل گرفتن آماده است.
آمادهٔ تحویل گرفتنبسته هنوز آماده نیست؛ فردا بیا.
آمادهٔ تحویل گرفتنوقتی خرید آماده شد، پیامک میفرستیم.
آمادهٔ تحویل گرفتنآپارتمان برای بازدید فردا آماده است.
آمادگی مکان برای بازدید یا بازرسیاتاق هنوز برای بازرسی آماده نیست؛ باید مرتب شود.
آمادگی مکان برای بازدید یا بازرسیوقتی کارگاه آماده شد، بازرس را خبر میکنیم.
آمادگی مکان برای بازدید یا بازرسیبهروزرسانی دانلود شده و آمادهٔ نصب است.
آمادگی نرمافزار برای نصب یا انتشارنسخهٔ جدید هنوز برای انتشار آماده نیست.
آمادگی نرمافزار برای نصب یا انتشاروقتی برنامه آماده شد، آن را روی رایانه نصب میکنیم.
آمادگی نرمافزار برای نصب یا انتشارمیکروفن وصل است و برای ضبط آمادهایم.
آمادگی برای ضبط صدا یا تصویرتا صدا را امتحان نکنیم، آمادهٔ ضبط نیستیم.
آمادگی برای ضبط صدا یا تصویروقتی دوربین آماده شد، مصاحبه را شروع کن.
آمادگی برای ضبط صدا یا تصویرلباسها شسته شدهاند و برای اهدا آمادهاند.
آمادهسازی وسایل برای اهدااین کتابها هنوز برای اهدا آماده نیستند؛ باید مرتبشان کنیم.
آمادهسازی وسایل برای اهداوقتی جعبهها آماده شدند، آنها را به مرکز میبریم.
آمادهسازی وسایل برای اهداآمادهام دربارهٔ مشکل با آرامش صحبت کنم.
آمادگی برای گفتوگواو هنوز برای این گفتوگو آماده نیست.
آمادگی برای گفتوگوهر وقت برای صحبت آماده شدی، تماس بگیر.
آمادگی برای گفتوگوبعد از دیدن گزینهها، آمادهام تصمیم بگیرم.
آمادگی برای تصمیمگیریهنوز برای انتخاب نهایی آماده نیستیم.
آمادگی برای تصمیمگیریوقتی آمادهٔ تصمیمگیری شدی، نتیجه را بگو.
آمادگی برای تصمیمگیریبعد از استراحت، آمادهام دوباره امتحان کنم.
آمادگی برای تلاش دوبارهاو هنوز برای تلاش دوباره آماده نیست.
آمادگی برای تلاش دوبارهوقتی برای شروع دوباره آماده شدی، از قدم اول شروع کن.
آمادگی برای تلاش دوبارهخانه برای زمستان آماده است؛ پنجرهها عایق شدهاند.
آمادگی برای زمستانباغ هنوز برای سرمای زمستان آماده نیست.
آمادگی برای زمستانوقتی لباسهای گرم آماده شدند، آنها را در کمد میگذاریم.
آمادگی برای زمستانبرای شروع کلاس آمادهای؟
برای شروع کلاس آمادهای؟
برای مهمانی همهچیز آماده است.
برای مهمانی همهچیز آماده است.
من و خواهرم آمادهٔ رفتن هستیم.
من و خواهرم آمادهٔ رفتن هستیم.
دوست من همیشه آمادهٔ کمک است.
دوست من همیشه آمادهٔ کمک است.
دستگاه پس از بررسی آمادهٔ استفاده است.
دستگاه پس از بررسی آمادهٔ استفاده است.