آمادگی رفتن به این معناست که کارهای لازم پیش از خروج انجام شدهاند؛ ممکن است هنوز زمان حرکت نرسیده باشد.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
Prepared to go out or depart.
آمادگی رفتن به این معناست که کارهای لازم پیش از خروج انجام شدهاند؛ ممکن است هنوز زمان حرکت نرسیده باشد.
In a condition to begin an activity.
آمادهبودن برای آغاز یک کار با شروعشدن آن فرق دارد؛ ممکن است همه منتظر علامت شروع باشند.
Prepared through study or practice for an examination.
آمادهبودن برای امتحان معمولاً به درسخواندن و تمرین اشاره میکند، نه به تضمین نمرهٔ خوب.
Prepared to take part in a job or other interview.
آمادگی مصاحبه میتواند شامل شناخت موقعیت و تمرین پاسخ باشد؛ با پذیرفتهشدن در مصاحبه یکی نیست.
Prepared with the information needed for a meeting.
در جلسه، آمادگی یعنی داشتن اطلاعات یا وسایل لازم؛ صرفِ حضور در اتاق کافی نیست.
Prepared with belongings and arrangements for a trip.
برای سفر، آمادهبودن ممکن است به بستن چمدان، مدارک یا هماهنگی مسیر مربوط باشد؛ خود سفر هنوز آغاز نشده است.
Dressed and equipped to go to school.
آمادگی روزانه برای مدرسه بیشتر به لباس، کیف و وسایل لازم مربوط است؛ با آمادگی درسی برای امتحان فرق دارد.
Food that can now be eaten without further preparation.
غذای آمادهٔ خوردن ممکن است پخته یا بدون نیاز به پخت باشد؛ «آماده» الزاماً به معنی بستهبندی صنعتی نیست.
Prepared to be served to guests or diners.
آمادهٔ سرو بودن یعنی غذا یا نوشیدنی به مرحلهٔ پذیرایی رسیده است؛ ممکن است پیش از آن هم قابلخوردن بوده باشد.
Equipment prepared so that it can be used now.
آمادهٔ استفاده بودن یک دستگاه یعنی بررسی یا راهاندازی لازم انجام شده؛ صرفِ وجود آن دستگاه کافی نیست.
Documents prepared for submission or collection.
آمادهبودن مدارک یعنی آنها تهیه، بررسی یا مرتب شدهاند؛ این به معنی تأیید رسمیشان نیست.
A message written and checked, awaiting sending.
Prepared to give a talk or presentation.
آمادگی برای ارائه یعنی محتوا و تمرین به اندازهٔ کافی انجام شده؛ استرسداشتن بهتنهایی نشانهٔ آمادهنبودن نیست.
Prepared to receive visitors or guests.
آمادهبودن برای مهمان یعنی خانه یا پذیرایی سامان یافته؛ صرفِ رسیدن مهمان، آمادگی میزبان را ثابت نمیکند.
Prepared to perform before an audience.
آمادگی اجرا شامل تمرین و هماهنگیهای لازم است؛ «صحنه آماده است» با «بازیگر آماده است» تفاوت مرجع دارد.
Prepared to answer a question when asked.
آمادگی پاسخدادن یعنی فرد میتواند یا میخواهد پاسخ دهد؛ معلوم نیست پاسخ او حتماً درست باشد.
Willing and available to assist someone.
در «آمادهام کمک کنم»، علاوه بر توانایی ممکن است تمایل هم مطرح باشد؛ وعدهٔ قطعیِ کمک در هر شرایطی نیست.
Willing or emotionally prepared to accept a change.
آمادهبودن برای تغییر بیشتر به پذیرش و تصمیم ذهنی مربوط است؛ تغییر هنوز لزوماً رخ نداده است.
Prepared for wet or rainy weather.
اینجا آمادهبودن یعنی وسایل یا برنامهٔ لازم برای هوای بارانی فراهم است، نه اینکه باران حتماً شروع شده باشد.
Prepared to respond to an unexpected urgent event.
آمادگی در بحران یعنی وسایل، شمارهها و نقشها مشخص باشند؛ صرف وجود تجهیزات به معنی انجامشدن تمرین نیست.
Prepared for a new job or a particular work shift.
آمادهبودن برای یک شغل یا شیفت به برنامه، توان و وسایل لازم اشاره میکند و به معنی استخدامشدن یا شروع کار نیست.
Prepared to take part in a race or other contest.
آمادگی ورزشکار یا تیم پیش از رقابت بیان میشود؛ آمادهبودن نتیجه یا پیروزی را تضمین نمیکند.
Prepared to receive the next visitor at an appointment.
در نوبتدهی، آمادهبودن پزشک یا اتاق یعنی امکان پذیرش مراجعهکنندهٔ بعدی فراهم شده است؛ نه اینکه نوبت تمام شده باشد.
Available and prepared to be collected by the recipient.
برای کالا یا سفارش، ready for pickup یعنی خریدار میتواند برای دریافت مراجعه کند؛ با تحویلدادهشدن تفاوت دارد.
Prepared for an announced viewing or inspection.
Prepared for installation or release of software.
در نرمافزار، آمادهٔ نصب یا انتشار بودن به مرحلهٔ مشخصی از آمادهسازی اشاره دارد؛ دانلودشدن و نصبشدن یکی نیستند.
Prepared to capture sound or video.
آمادگی ضبط به تنظیم تجهیزات، صدا و هماهنگی افراد مربوط است؛ روشنبودن دوربین بهتنهایی کافی نیست.
Sorted or packed for giving to someone else.
وسایل آمادهٔ اهدا بستهبندی یا دستهبندی شدهاند، اما هنوز لزوماً به دریافتکننده تحویل داده نشدهاند.
Emotionally or practically prepared to have a conversation.
در گفتوگوی مهم، آمادهبودن به پذیرش زمان و شرایط صحبت اشاره میکند؛ به معنی موافقت با طرف مقابل نیست.
Prepared to choose between available options.
آمادهبودن برای تصمیم یعنی فرد بررسی لازم را انجام داده یا توان انتخاب دارد؛ خود تصمیم ممکن است هنوز گرفته نشده باشد.
Prepared to attempt something once more.
این کاربرد آمادگی برای امتحانکردن دوباره را نشان میدهد، نه اطمینان از موفقیت یا پایانیافتن تلاش قبلی.
Prepared for the cold season and its demands.
آمادگی برای فصل سرد به لباس، عایقبندی یا وسایل لازم اشاره میکند؛ فرارسیدن زمستان را بیان نمیکند.
Are you ready for the next question?
برای سؤال بعدی آمادهای؟
I'm ready when you are; take your time.
من آمادهام؛ هر وقت تو آماده شدی، شروع میکنیم.
We need to get ready for the guests.
باید برای مهمانها آماده شویم.
The children are ready to go.
بچهها آمادهٔ رفتن هستند.
The new camera is ready to use.
دوربین تازه آمادهٔ استفاده است.
Ready صفتی برای آمادگی شخص، فراهمبودن وسایل یا امکان آغاز یک کار است. ready to + فعل را از ready for + اسم و «تمامشده» جدا کن.
Prepared to go out or depart.
آمادگی رفتن به این معناست که کارهای لازم پیش از خروج انجام شدهاند؛ ممکن است هنوز زمان حرکت نرسیده باشد.
In a condition to begin an activity.
آمادهبودن برای آغاز یک کار با شروعشدن آن فرق دارد؛ ممکن است همه منتظر علامت شروع باشند.
Prepared through study or practice for an examination.
آمادهبودن برای امتحان معمولاً به درسخواندن و تمرین اشاره میکند، نه به تضمین نمرهٔ خوب.
Prepared to take part in a job or other interview.
آمادگی مصاحبه میتواند شامل شناخت موقعیت و تمرین پاسخ باشد؛ با پذیرفتهشدن در مصاحبه یکی نیست.
Prepared with the information needed for a meeting.
در جلسه، آمادگی یعنی داشتن اطلاعات یا وسایل لازم؛ صرفِ حضور در اتاق کافی نیست.
Prepared with belongings and arrangements for a trip.
برای سفر، آمادهبودن ممکن است به بستن چمدان، مدارک یا هماهنگی مسیر مربوط باشد؛ خود سفر هنوز آغاز نشده است.
Dressed and equipped to go to school.
آمادگی روزانه برای مدرسه بیشتر به لباس، کیف و وسایل لازم مربوط است؛ با آمادگی درسی برای امتحان فرق دارد.
Food that can now be eaten without further preparation.
غذای آمادهٔ خوردن ممکن است پخته یا بدون نیاز به پخت باشد؛ «آماده» الزاماً به معنی بستهبندی صنعتی نیست.
Prepared to be served to guests or diners.
آمادهٔ سرو بودن یعنی غذا یا نوشیدنی به مرحلهٔ پذیرایی رسیده است؛ ممکن است پیش از آن هم قابلخوردن بوده باشد.
Equipment prepared so that it can be used now.
آمادهٔ استفاده بودن یک دستگاه یعنی بررسی یا راهاندازی لازم انجام شده؛ صرفِ وجود آن دستگاه کافی نیست.
Documents prepared for submission or collection.
آمادهبودن مدارک یعنی آنها تهیه، بررسی یا مرتب شدهاند؛ این به معنی تأیید رسمیشان نیست.
A message written and checked, awaiting sending.
Prepared to give a talk or presentation.
آمادگی برای ارائه یعنی محتوا و تمرین به اندازهٔ کافی انجام شده؛ استرسداشتن بهتنهایی نشانهٔ آمادهنبودن نیست.
Prepared to receive visitors or guests.
آمادهبودن برای مهمان یعنی خانه یا پذیرایی سامان یافته؛ صرفِ رسیدن مهمان، آمادگی میزبان را ثابت نمیکند.
Prepared to perform before an audience.
آمادگی اجرا شامل تمرین و هماهنگیهای لازم است؛ «صحنه آماده است» با «بازیگر آماده است» تفاوت مرجع دارد.
Prepared to answer a question when asked.
آمادگی پاسخدادن یعنی فرد میتواند یا میخواهد پاسخ دهد؛ معلوم نیست پاسخ او حتماً درست باشد.
Willing and available to assist someone.
در «آمادهام کمک کنم»، علاوه بر توانایی ممکن است تمایل هم مطرح باشد؛ وعدهٔ قطعیِ کمک در هر شرایطی نیست.
Willing or emotionally prepared to accept a change.
آمادهبودن برای تغییر بیشتر به پذیرش و تصمیم ذهنی مربوط است؛ تغییر هنوز لزوماً رخ نداده است.
Prepared for wet or rainy weather.
اینجا آمادهبودن یعنی وسایل یا برنامهٔ لازم برای هوای بارانی فراهم است، نه اینکه باران حتماً شروع شده باشد.
Prepared to respond to an unexpected urgent event.
آمادگی در بحران یعنی وسایل، شمارهها و نقشها مشخص باشند؛ صرف وجود تجهیزات به معنی انجامشدن تمرین نیست.
Prepared for a new job or a particular work shift.
آمادهبودن برای یک شغل یا شیفت به برنامه، توان و وسایل لازم اشاره میکند و به معنی استخدامشدن یا شروع کار نیست.
Prepared to take part in a race or other contest.
آمادگی ورزشکار یا تیم پیش از رقابت بیان میشود؛ آمادهبودن نتیجه یا پیروزی را تضمین نمیکند.
Prepared to receive the next visitor at an appointment.
در نوبتدهی، آمادهبودن پزشک یا اتاق یعنی امکان پذیرش مراجعهکنندهٔ بعدی فراهم شده است؛ نه اینکه نوبت تمام شده باشد.
Available and prepared to be collected by the recipient.
برای کالا یا سفارش، ready for pickup یعنی خریدار میتواند برای دریافت مراجعه کند؛ با تحویلدادهشدن تفاوت دارد.
Prepared for an announced viewing or inspection.
Prepared for installation or release of software.
در نرمافزار، آمادهٔ نصب یا انتشار بودن به مرحلهٔ مشخصی از آمادهسازی اشاره دارد؛ دانلودشدن و نصبشدن یکی نیستند.
Prepared to capture sound or video.
آمادگی ضبط به تنظیم تجهیزات، صدا و هماهنگی افراد مربوط است؛ روشنبودن دوربین بهتنهایی کافی نیست.
Sorted or packed for giving to someone else.
وسایل آمادهٔ اهدا بستهبندی یا دستهبندی شدهاند، اما هنوز لزوماً به دریافتکننده تحویل داده نشدهاند.
Emotionally or practically prepared to have a conversation.
در گفتوگوی مهم، آمادهبودن به پذیرش زمان و شرایط صحبت اشاره میکند؛ به معنی موافقت با طرف مقابل نیست.
Prepared to choose between available options.
آمادهبودن برای تصمیم یعنی فرد بررسی لازم را انجام داده یا توان انتخاب دارد؛ خود تصمیم ممکن است هنوز گرفته نشده باشد.
Prepared to attempt something once more.
این کاربرد آمادگی برای امتحانکردن دوباره را نشان میدهد، نه اطمینان از موفقیت یا پایانیافتن تلاش قبلی.
من برای رفتن آمادهام؛ فقط منتظر تاکسی هستم.
آمادهٔ رفتنبچهها زودتر از ما برای رفتن آماده شدند.
آمادهٔ رفتنهر وقت آمادهٔ رفتن شدی، بهم خبر بده.
آمادهٔ رفتنهمه آمادهاند؛ میتوانیم کلاس را شروع کنیم.
آمادهٔ شروعهنوز برای شروع بازی آماده نیستیم.
آمادهٔ شروعوقتی گروه آماده شد، جلسه شروع میشود.
آمادهٔ شروعبعد از چند هفته تمرین، برای امتحان آمادهام.
آمادگی برای امتحاناو احساس میکند هنوز برای آزمون شفاهی آماده نیست.
آمادگی برای امتحانمعلم پرسید چه کسی برای امتحان فردا آماده است.
آمادگی برای امتحانسؤالات رایج را مرور کردم و برای مصاحبه آمادهام.
آمادگی برای مصاحبهاو زود رسید تا برای مصاحبه آماده شود.
آمادگی برای مصاحبهپیش از ورود، مطمئن شو که برای مصاحبه آمادهای.
آمادگی برای مصاحبهگزارشها را خواندهام و برای جلسه آمادهام.
آمادگی برای جلسهتیم هنوز برای جلسهٔ صبح آماده نیست.
آمادگی برای جلسهوقتی برای جلسه آماده شدی، دستور جلسه را هم بیاور.
آمادگی برای جلسهچمدانها بستهاند و برای سفر آمادهایم.
آمادگی برای سفرتا گذرنامهات را پیدا نکنی، برای سفر آماده نیستی.
آمادگی برای سفرهفتهٔ آینده برای یک سفر کوتاه آماده میشویم.
آمادگی برای سفربچهها لباس پوشیدهاند و برای مدرسه آمادهاند.
آمادهٔ رفتن به مدرسهکیفت را بردار؛ حالا برای مدرسه آمادهای.
آمادهٔ رفتن به مدرسهاو هر روز ساعت هفت برای رفتن به مدرسه آماده میشود.
آمادهٔ رفتن به مدرسهناهار آماده است؛ بیا سر میز.
غذای آمادهٔ خوردنوقتی سوپ آماده شد، به من خبر بده.
غذای آمادهٔ خوردنغذا هنوز آماده نیست؛ برنج کمی وقت میخواهد.
غذای آمادهٔ خوردنچای آمادهٔ سرو است؛ فنجانها را بیاور.
آمادهٔ سروسالاد آمادهٔ سرو است، اما سوپ هنوز نه.
آمادهٔ سروآشپز گفت دسر تا پنج دقیقهٔ دیگر آمادهٔ سرو میشود.
آمادهٔ سرودوربین شارژ شده و آمادهٔ استفاده است.
وسیلهٔ آمادهٔ استفادهاین دستگاه تا فردا آمادهٔ استفاده نمیشود.
وسیلهٔ آمادهٔ استفادهپیش از اعلام آمادگی دستگاه، همهٔ اتصالها را بررسی کن.
وسیلهٔ آمادهٔ استفادهمدارکت آماده است؛ میتوانی امروز تحویلشان بگیری.
مدارک آمادهٔ تحویلفرمها هنوز برای ارسال آماده نیستند.
مدارک آمادهٔ تحویلوقتی پرونده آماده شد، نسخهای برای من بفرست.
مدارک آمادهٔ تحویلایمیل آمادهٔ ارسال است؛ فقط نشانی را بررسی کن.
پیام آمادهٔ ارسالپیشنویس پیام هنوز آماده نیست.
پیام آمادهٔ ارسالوقتی متن آماده شد، آن را برای گروه بفرست.
پیام آمادهٔ ارسالاسلایدها را مرور کردهام و برای ارائه آمادهام.
آمادهٔ ارائهاو برای ارائه آماده بود، هرچند کمی استرس داشت.
آمادهٔ ارائهده دقیقهٔ دیگر برای ارائه آماده میشوی؟
آمادهٔ ارائهخانه مرتب است و برای مهمانها آمادهایم.
آمادگی برای مهمانتا میز را نچینیم، برای مهمانها آماده نیستیم.
آمادگی برای مهماناو صبح زود برای استقبال از مهمانها آماده شد.
آمادگی برای مهمانگروه موسیقی برای اجرا آماده است.
آمادهٔ اجرابازیگران پشت صحنه آماده بودند.
آمادهٔ اجراهنوز برای اجرای زنده آماده نیستم؛ یک بار دیگر تمرین کنیم.
آمادهٔ اجرااگر آمادهٔ پاسخدادنی، دستت را بالا ببر.
آمادهٔ پاسخدادناو چند لحظه فکر کرد و بعد برای پاسخدادن آماده شد.
آمادهٔ پاسخدادنهنوز آماده نیستم به این سؤال پاسخ بدهم.
آمادهٔ پاسخدادناگر به کمک نیاز داشتی، من آمادهام.
آمادهٔ کمککردنداوطلبها آمادهاند به خانوادهها کمک کنند.
آمادهٔ کمککردناو گفت هر وقت لازم باشد، آمادهٔ کمک است.
آمادهٔ کمککردنبعد از گفتوگو، برای تغییر برنامه آماده شدم.
آمادگی برای تغییرهمه آماده نیستند که روش قدیمی را کنار بگذارند.
آمادگی برای تغییرآیا واقعاً برای یک شروع تازه آمادهای؟
آمادگی برای تغییرچترم را برداشتهام و برای باران آمادهام.
آمادگی برای بارانهنوز برای باران شدید آماده نیستیم؛ پنجره باز است.
آمادگی برای باراناگر فردا باران ببارد، آماده خواهیم بود.
آمادگی برای بارانجعبهٔ کمکهای اولیه آماده است و کنار در قرار دارد.
آمادگی برای وضعیت اضطراریگروه برای شرایط اضطراری آماده است، اما هنوز تمرین نکرده است.
آمادگی برای وضعیت اضطراریقبل از اعلام آمادگی، شمارههای تماس اضطراری را بررسی کن.
آمادگی برای وضعیت اضطراریبرای اولین روز کارم آمادهام؛ مسیر را از قبل بررسی کردهام.
آمادگی برای کار جدیداو هنوز برای شیفت شب آماده نیست.
آمادگی برای کار جدیدوقتی برای کار جدید آماده شدی، به مدیر خبر بده.
آمادگی برای کار جدیددوندهها برای مسابقه آمادهاند.
آمادگی برای مسابقهبرای رقابت فردا هنوز آماده نیستم؛ باید استراحت کنم.
آمادگی برای مسابقهمربی پرسید تیم چه زمانی آماده میشود.
آمادگی برای مسابقهپزشک برای بیمار بعدی آماده است.
آمادگی برای نوبت مراجعهاتاق هنوز برای نوبت ساعت سه آماده نیست.
آمادگی برای نوبت مراجعهوقتی آماده شدی، منشی بیمار را صدا میزند.
آمادگی برای نوبت مراجعهسفارش شما برای تحویل گرفتن آماده است.
آمادهٔ تحویل گرفتنبسته هنوز آماده نیست؛ فردا بیا.
آمادهٔ تحویل گرفتنوقتی خرید آماده شد، پیامک میفرستیم.
آمادهٔ تحویل گرفتنآپارتمان برای بازدید فردا آماده است.
آمادگی مکان برای بازدید یا بازرسیاتاق هنوز برای بازرسی آماده نیست؛ باید مرتب شود.
آمادگی مکان برای بازدید یا بازرسیوقتی کارگاه آماده شد، بازرس را خبر میکنیم.
آمادگی مکان برای بازدید یا بازرسیبهروزرسانی دانلود شده و آمادهٔ نصب است.
آمادگی نرمافزار برای نصب یا انتشارنسخهٔ جدید هنوز برای انتشار آماده نیست.
آمادگی نرمافزار برای نصب یا انتشاروقتی برنامه آماده شد، آن را روی رایانه نصب میکنیم.
آمادگی نرمافزار برای نصب یا انتشارمیکروفن وصل است و برای ضبط آمادهایم.
آمادگی برای ضبط صدا یا تصویرتا صدا را امتحان نکنیم، آمادهٔ ضبط نیستیم.
آمادگی برای ضبط صدا یا تصویروقتی دوربین آماده شد، مصاحبه را شروع کن.
آمادگی برای ضبط صدا یا تصویرلباسها شسته شدهاند و برای اهدا آمادهاند.
آمادهسازی وسایل برای اهدااین کتابها هنوز برای اهدا آماده نیستند؛ باید مرتبشان کنیم.
آمادهسازی وسایل برای اهداوقتی جعبهها آماده شدند، آنها را به مرکز میبریم.
آمادهسازی وسایل برای اهداآمادهام دربارهٔ مشکل با آرامش صحبت کنم.
آمادگی برای گفتوگواو هنوز برای این گفتوگو آماده نیست.
آمادگی برای گفتوگوهر وقت برای صحبت آماده شدی، تماس بگیر.
آمادگی برای گفتوگوبعد از دیدن گزینهها، آمادهام تصمیم بگیرم.
آمادگی برای تصمیمگیریهنوز برای انتخاب نهایی آماده نیستیم.
آمادگی برای تصمیمگیریوقتی آمادهٔ تصمیمگیری شدی، نتیجه را بگو.
آمادگی برای تصمیمگیریبعد از استراحت، آمادهام دوباره امتحان کنم.
آمادگی برای تلاش دوبارهاو هنوز برای تلاش دوباره آماده نیست.
آمادگی برای تلاش دوبارهوقتی برای شروع دوباره آماده شدی، از قدم اول شروع کن.
آمادگی برای تلاش دوبارهخانه برای زمستان آماده است؛ پنجرهها عایق شدهاند.
آمادگی برای زمستانباغ هنوز برای سرمای زمستان آماده نیست.
آمادگی برای زمستانوقتی لباسهای گرم آماده شدند، آنها را در کمد میگذاریم.
آمادگی برای زمستانAre you ready for the next question?
برای سؤال بعدی آمادهای؟
I'm ready when you are; take your time.
من آمادهام؛ هر وقت تو آماده شدی، شروع میکنیم.
We need to get ready for the guests.
باید برای مهمانها آماده شویم.
The children are ready to go.
بچهها آمادهٔ رفتن هستند.
The new camera is ready to use.
دوربین تازه آمادهٔ استفاده است.