این بافت به مانعی اشاره میکند که باید آن را فهمید یا برطرف کرد؛ با «پرسش» صرف و «راهحل» فرق دارد.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
situación o dificultad que exige atención o una solución
این بافت به مانعی اشاره میکند که باید آن را فهمید یا برطرف کرد؛ با «پرسش» صرف و «راهحل» فرق دارد.
dificultad que afecta a la vida de una persona
چالش یا گرفتاری مرتبط با وضعیت فرد، بدون ضرورت افشای جزئیات خصوصی.
obstáculo que dificulta realizar una tarea o plan
مانعی که انجام یک کار یا برنامه را دشوار میکند.
dificultad surgida en la vida o las relaciones familiares
چالشی که در روابط یا زندگی خانواده پیش میآید.
dificultad en el entorno escolar, no un ejercicio matemático
دشواری رفتاری، آموزشی یا اجرایی در محیط مدرسه؛ نه تمرین ریاضی.
dificultad causada por un fallo o una limitación técnica
نقص یا دشواری مرتبط با وسیله، سامانه یا روش فنی.
problema de un ordenador, una aplicación o una conexión a internet
اختلال در دستگاه یا اتصال دیجیتال؛ زیرگروه کاربردیِ مشکل فنی.
dificultad o preocupación relacionada con la salud
مسئلهٔ مربوط به تندرستی در بافت عمومی؛ این مثالها توصیهٔ پزشکی نیستند.
contratiempo que afecta a un desplazamiento o medio de transporte
مانع یا تأخیر در سفر و رفتوآمد.
dificultad relacionada con dinero, gastos o presupuesto
دشواری مربوط به هزینه، پول یا بودجه.
dificultad para transmitir o comprender mensajes
مانعی در فهم پیام یا گفتوگو میان افراد.
dificultad que afecta al medio natural
چالشی که به محیط طبیعی یا کیفیت زیست مربوط است.
reconocimiento de la causa o del alcance de una dificultad
تشخیص اینکه مانع دقیقاً چیست؛ نخستین گام در برخورد با آن.
descripción de una dificultad y de sus circunstancias
شرح علت، نشانه یا شرایط مسئله برای دیگری.
acción de buscar y aplicar una solución a una dificultad
پیداکردن راهی برای برطرفکردن مانع؛ با نام خودِ راهحل یکسان نیست.
medidas que impiden que una dificultad ocurra
اقدامی برای رخ ندادن دوبارهٔ دشواری.
dificultad que aparece repetidamente
دشواریای که چند بار یا بهطور مداوم رخ میدهد.
problema de matemáticas que se resuelve mediante cálculos o razonamiento
la gravedad o magnitud de un problema
شدت مشکل با فوری بودن آن یکی نیست؛ مشکل کوچک ممکن است فوری باشد و مشکل بزرگ زمانبر.
la urgencia con la que se debe atender un problema
فوریت به زمان لازم برای واکنش اشاره دارد و با میزان خسارت یا سختی حل مسئله یکسان نیست.
la causa raíz que origina un problema visible
علت اصلی ممکن است با نشانهٔ قابل مشاهده فرق داشته باشد؛ پیدا کردن ریشه از تکرار مشکل جلوگیری میکند.
una señal temprana de que puede aparecer un problema
هشدار اولیه به معنای وقوع قطعی مشکل نیست؛ نشانهای است که نیاز به بررسی دارد.
el impacto de un problema en las personas o el trabajo
اثر مشکل توضیح میدهد چه کسانی یا چه بخشهایی آسیب میبینند؛ با علت و شدت فنی یکی نیست.
el alcance de un problema entre equipos, lugares o usuarios
محدوده نشان میدهد مشکل فقط یک مورد را درگیر کرده یا گسترده است؛ با میزان خسارت یکی نیست.
un problema temporal cuya duración es limitada
موقت بودن یعنی انتظار پایان شرایط وجود دارد؛ نباید بدون شواهد وعده داد مشکل خودبهخود برطرف میشود.
una solución provisional para seguir trabajando pese a un problema
راهحل موقت ممکن است کار را ادامه دهد ولی علت اصلی مشکل را برطرف نکند؛ باید محدودیت آن روشن باشد.
un informe que documenta cuándo y cómo ocurre un problema
گزارش مشکل باید زمان، نشانه و شرایط را مشخص کند؛ با طرح شکایت احساسی یا فقط اعلام نارضایتی فرق دارد.
derivar un problema a un equipo con mayor capacidad o autoridad
ارجاع به مسئول بالاتر برای رسیدگی تخصصی یا تصمیمگیری است؛ الزاماً به معنای شدیدتر شدن خود مشکل نیست.
colaborar para tratar un problema repartiendo tareas e información
همکاری در حل مشکل به تقسیم مسئولیت و تبادل اطلاعات نیاز دارد؛ صرف حضور افراد بیشتر کافی نیست.
sopesar ventajas y desventajas de varias soluciones a un problema
هر راهحل ممکن است هزینه یا محدودیتی داشته باشد؛ انتخاب راه بهتر با حذف همهٔ دشواریها یکی نیست.
comprobar que un problema se ha resuelto después de corregirlo
پس از اعمال اصلاح باید وضعیت واقعی را آزمایش کرد؛ یک بار موفقیت لزوماً پایداری راهحل را ثابت نمیکند.
aprender de un problema anterior para mejorar decisiones futuras
بازنگری پس از حل مشکل بر بهبود فرآیند تمرکز دارد؛ با مقصر دانستن یک فرد یا تکرار همان خطا تفاوت دارد.
No hay problema, podemos esperar.
اشکالی ندارد، میتوانیم صبر کنیم.
Tengo problemas con esta impresora.
با این چاپگر مشکل دارم.
Debemos entender el problema de fondo.
باید مشکل اصلی را بفهمیم.
Se metió en problemas por llegar tarde.
بهخاطر دیر رسیدن گرفتار دردسر شد.
El informe plantea un problema nuevo.
گزارش مسئلهٔ تازهای مطرح میکند.
problema اسم مذکر است با وجود پایان -a؛ هم برای گرفتاری روزمره و هم مسئلهٔ ریاضی به کار میرود.
situación o dificultad que exige atención o una solución
این بافت به مانعی اشاره میکند که باید آن را فهمید یا برطرف کرد؛ با «پرسش» صرف و «راهحل» فرق دارد.
dificultad que afecta a la vida de una persona
چالش یا گرفتاری مرتبط با وضعیت فرد، بدون ضرورت افشای جزئیات خصوصی.
obstáculo que dificulta realizar una tarea o plan
مانعی که انجام یک کار یا برنامه را دشوار میکند.
dificultad surgida en la vida o las relaciones familiares
چالشی که در روابط یا زندگی خانواده پیش میآید.
dificultad en el entorno escolar, no un ejercicio matemático
دشواری رفتاری، آموزشی یا اجرایی در محیط مدرسه؛ نه تمرین ریاضی.
dificultad causada por un fallo o una limitación técnica
نقص یا دشواری مرتبط با وسیله، سامانه یا روش فنی.
problema de un ordenador, una aplicación o una conexión a internet
اختلال در دستگاه یا اتصال دیجیتال؛ زیرگروه کاربردیِ مشکل فنی.
dificultad o preocupación relacionada con la salud
مسئلهٔ مربوط به تندرستی در بافت عمومی؛ این مثالها توصیهٔ پزشکی نیستند.
contratiempo que afecta a un desplazamiento o medio de transporte
مانع یا تأخیر در سفر و رفتوآمد.
dificultad relacionada con dinero, gastos o presupuesto
دشواری مربوط به هزینه، پول یا بودجه.
dificultad para transmitir o comprender mensajes
مانعی در فهم پیام یا گفتوگو میان افراد.
dificultad que afecta al medio natural
چالشی که به محیط طبیعی یا کیفیت زیست مربوط است.
reconocimiento de la causa o del alcance de una dificultad
تشخیص اینکه مانع دقیقاً چیست؛ نخستین گام در برخورد با آن.
descripción de una dificultad y de sus circunstancias
شرح علت، نشانه یا شرایط مسئله برای دیگری.
acción de buscar y aplicar una solución a una dificultad
پیداکردن راهی برای برطرفکردن مانع؛ با نام خودِ راهحل یکسان نیست.
medidas que impiden que una dificultad ocurra
اقدامی برای رخ ندادن دوبارهٔ دشواری.
dificultad que aparece repetidamente
دشواریای که چند بار یا بهطور مداوم رخ میدهد.
problema de matemáticas que se resuelve mediante cálculos o razonamiento
la gravedad o magnitud de un problema
شدت مشکل با فوری بودن آن یکی نیست؛ مشکل کوچک ممکن است فوری باشد و مشکل بزرگ زمانبر.
la urgencia con la que se debe atender un problema
فوریت به زمان لازم برای واکنش اشاره دارد و با میزان خسارت یا سختی حل مسئله یکسان نیست.
la causa raíz que origina un problema visible
علت اصلی ممکن است با نشانهٔ قابل مشاهده فرق داشته باشد؛ پیدا کردن ریشه از تکرار مشکل جلوگیری میکند.
una señal temprana de que puede aparecer un problema
هشدار اولیه به معنای وقوع قطعی مشکل نیست؛ نشانهای است که نیاز به بررسی دارد.
el impacto de un problema en las personas o el trabajo
اثر مشکل توضیح میدهد چه کسانی یا چه بخشهایی آسیب میبینند؛ با علت و شدت فنی یکی نیست.
el alcance de un problema entre equipos, lugares o usuarios
محدوده نشان میدهد مشکل فقط یک مورد را درگیر کرده یا گسترده است؛ با میزان خسارت یکی نیست.
un problema temporal cuya duración es limitada
موقت بودن یعنی انتظار پایان شرایط وجود دارد؛ نباید بدون شواهد وعده داد مشکل خودبهخود برطرف میشود.
una solución provisional para seguir trabajando pese a un problema
راهحل موقت ممکن است کار را ادامه دهد ولی علت اصلی مشکل را برطرف نکند؛ باید محدودیت آن روشن باشد.
un informe que documenta cuándo y cómo ocurre un problema
گزارش مشکل باید زمان، نشانه و شرایط را مشخص کند؛ با طرح شکایت احساسی یا فقط اعلام نارضایتی فرق دارد.
derivar un problema a un equipo con mayor capacidad o autoridad
ارجاع به مسئول بالاتر برای رسیدگی تخصصی یا تصمیمگیری است؛ الزاماً به معنای شدیدتر شدن خود مشکل نیست.
colaborar para tratar un problema repartiendo tareas e información
همکاری در حل مشکل به تقسیم مسئولیت و تبادل اطلاعات نیاز دارد؛ صرف حضور افراد بیشتر کافی نیست.
sopesar ventajas y desventajas de varias soluciones a un problema
هر راهحل ممکن است هزینه یا محدودیتی داشته باشد؛ انتخاب راه بهتر با حذف همهٔ دشواریها یکی نیست.
comprobar que un problema se ha resuelto después de corregirlo
پس از اعمال اصلاح باید وضعیت واقعی را آزمایش کرد؛ یک بار موفقیت لزوماً پایداری راهحل را ثابت نمیکند.
با برنامهٔ زمانی مشکلی داریم.
مسئله یا دشواری عمومیاین مشکل شایستهٔ بررسی دقیق است.
مسئله یا دشواری عمومیپس از جلسه مشکل روشنتر شد.
مسئله یا دشواری عمومیاو دربارهٔ مشکلی شخصی با دوستش صحبت کرد.
مشکل شخصیهمهٔ ما گاهی مشکل داریم.
مشکل شخصیترجیح داد مشکل را خصوصی حل کند.
مشکل شخصیمشکل در تحویل کالا برنامه را عقب انداخت.
مشکل عملی یا کاریهنگام آمادهکردن سالن به مشکلی برخوردیم.
مشکل عملی یا کاریگروه پیش از شروع دربارهٔ مشکل صحبت کرد.
مشکل عملی یا کاریآنها با آرامش دربارهٔ مشکلی خانوادگی صحبت کردند.
مشکل خانوادگیخانواده برای حل مشکل همکاری کرد.
مشکل خانوادگینخواست مشکل خانوادهاش را در جمع شرح دهد.
مشکل خانوادگیمعلم متوجه مشکلی در کلاس شد.
مشکل در مدرسهمدرسه برای حل مشکل به دانشآموز کمک کرد.
مشکل در مدرسهبرای بررسی مشکلی در مدرسه جلسه گذاشتند.
مشکل در مدرسهمشکلی فنی ضبط را مختل کرد.
مشکل فنیتکنسین مشکل را در دستگاه یافت.
مشکل فنیمشکل فنی را به پشتیبانی گزارش کردیم.
مشکل فنیدر اتصال اینترنت مشکل دارم.
مشکل رایانه یا اینترنتبرنامه پس از بروز مشکل خطا نشان داد.
مشکل رایانه یا اینترنتراهاندازی دوبارهٔ روتر مشکل را حل نکرد.
مشکل رایانه یا اینترنتاو هنگام ویزیت از یک مشکل سلامتی گفت.
مشکل سلامتفرم دربارهٔ مشکلات سلامت مداوم میپرسد.
مشکل سلامتاو مشکل را برای متخصص سلامت شرح داد.
مشکل سلامتمشکل حملونقل باعث شد دیر برسیم.
مشکل حملونقلایستگاه از مشکلی در قطارها خبر داد.
مشکل حملونقلبهدلیل مشکل راه دیگری یافتند.
مشکل حملونقلهزینههای غیرمنتظره مشکل مالی ایجاد کردند.
مشکل مالیآشکارا دربارهٔ مشکل بودجه گفتوگو کردند.
مشکل مالیمشکل هزینههای باشگاه را محدود کرد.
مشکل مالیمشکل ارتباطی باعث سردرگمی شد.
مشکل ارتباطیگروه برای جلوگیری از مشکل پیام را روشن کرد.
مشکل ارتباطیبا آهستهتر صحبت کردن مشکل را حل کردند.
مشکل ارتباطیآلودگی رودخانه یک مشکل محیطزیستی است.
مشکل محیطزیستیشهرداری در جلسهای عمومی دربارهٔ مشکل بحث کرد.
مشکل محیطزیستیچند گروه محلی مشکل زیستمحیطی را بررسی میکنند.
مشکل محیطزیستیمشکل اصلی را بهموقع شناسایی کردیم.
شناسایی مشکلاول باید فهمید مشکل از کجا آغاز میشود.
شناسایی مشکلبازرسی مشکلی پنهان را آشکار کرد.
شناسایی مشکلمشکل را با کلمات خودت توضیح بده.
توضیح دادن مشکلمشکل را برای تکنسین شرح داد.
توضیح دادن مشکلنقاشی ساده فهم مشکل را آسانتر کرد.
توضیح دادن مشکلپیش از غذا مشکل را حل کردیم.
حل کردن مشکلچند ایده میتوانند به حل مشکل کمک کنند.
حل کردن مشکلگروه با هم برای رسیدگی به مشکل کار کرد.
حل کردن مشکلبازرسیهای منظم به پیشگیری از مشکل کمک میکنند.
پیشگیری از مشکلفرایند را عوض کردند تا از مشکلات آینده جلوگیری کنند.
پیشگیری از مشکلدستورالعملهای روشن خطر مشکل را کاهش دادند.
پیشگیری از مشکلهمان مشکل دیروز دوباره پیش آمد.
مشکل تکرارشوندهمشکلی تکرارشونده خدمات را مختل کرد.
مشکل تکرارشوندهبرای پیگیری مشکل در طول زمان یادداشت برداشتیم.
مشکل تکرارشوندهدانشآموزان با هم یک مسئلهٔ ریاضی حل کردند.
مسئلهٔ ریاضی بهعنوان تمرین قابل حلاین مسئله میخواهد مساحت یک مربع محاسبه شود.
مسئلهٔ ریاضی بهعنوان تمرین قابل حلآخرین مسئلهٔ برگه دربارهٔ کسرها بود.
مسئلهٔ ریاضی بهعنوان تمرین قابل حلمشکل کوچک است و فقط یک صفحه را تحت تأثیر قرار میدهد.
میزان شدت و بزرگی یک مشکلباید شدت مشکل را ارزیابی کنیم.
میزان شدت و بزرگی یک مشکلمشکل جدی ممکن است چند روز کار ببرد.
میزان شدت و بزرگی یک مشکلاین مشکل فوری است چون رویداد بهزودی شروع میشود.
فوریت رسیدگی به مشکلآیا تعمیر میتواند تا فردا صبر کند؟
فوریت رسیدگی به مشکلاین مشکل را با اولویت بالا ثبت کردیم.
فوریت رسیدگی به مشکلکابل شل علت اصلی خرابی بود.
ریشه و علت اصلی بهوجود آمدن مشکلنشانه را درست کردیم، اما علت را نه.
ریشه و علت اصلی بهوجود آمدن مشکلگروه ریشهٔ مشکل را در تنظیم قدیمی پیدا کرد.
ریشه و علت اصلی بهوجود آمدن مشکلصدای عجیب ممکن است نشانهٔ اولیهٔ مشکل باشد.
نشانهٔ هشداردهنده پیش از بروز مشکل جدیچراغ هشدار پیش از توقف دستگاه روشن شد.
نشانهٔ هشداردهنده پیش از بروز مشکل جدیبهمحض رسیدن هشدار مشکل را بررسی کردیم.
نشانهٔ هشداردهنده پیش از بروز مشکل جدیقطعی بر بازدیدکنندگان سه ساختمان اثر گذاشت.
اثر و پیامد مشکل بر افراد یا کارهاپرسیدیم چند کاربر تحت تأثیر قرار گرفتند.
اثر و پیامد مشکل بر افراد یا کارهامشکل ارسالها را به تأخیر انداخت اما دادهای از دست نرفت.
اثر و پیامد مشکل بر افراد یا کارهاآیا مشکل در همهٔ رایانهها رخ میدهد؟
محدودهٔ وقوع و گسترش مشکلفقط ورودی غربی تحت تأثیر است.
محدودهٔ وقوع و گسترش مشکلمشکل از یک اتاق به همهٔ ساختمان گسترش یافت.
محدودهٔ وقوع و گسترش مشکلمشکل موقت با برگشت برق تمام شد.
مشکل موقت در برابر مشکل ماندگارهنوز نمیدانیم چقدر طول میکشد.
مشکل موقت در برابر مشکل ماندگاروقفهٔ کوتاه خرابی دائمی نیست.
مشکل موقت در برابر مشکل ماندگاربهعنوان راهحل موقت از فرم کاغذی استفاده کردیم.
راهحل موقت برای دور زدن مشکلراه موقت اجازه میدهد ادامه دهیم، هرچند کندتر.
راهحل موقت برای دور زدن مشکلهنوز باید سامانهٔ اصلی را تعمیر کنیم.
راهحل موقت برای دور زدن مشکلدر گزارش زمان و پیام خطا را بنویس.
گزارش ثبتشده از یک مشکل و جزئیات آناو تصویر صفحهٔ مشکل را پیوست کرد.
گزارش ثبتشده از یک مشکل و جزئیات آنگزارش به کارشناس کمک میکند خطا را بازتولید کند.
گزارش ثبتشده از یک مشکل و جزئیات آنپشتیبانی مشکل را به مهندسی باتجربه ارجاع داد.
ارجاع مشکل به مسئول یا سطح بالاترمسئول پروندهٔ حلنشده را بررسی میکند.
ارجاع مشکل به مسئول یا سطح بالاترارجاع پرونده لزوماً به معنی وضعیت اضطراری نیست.
ارجاع مشکل به مسئول یا سطح بالاترمشکل را به کارهای کوچکتر تقسیم کردیم.
همکاری چند نفر برای رسیدگی به مشکلطراح و برنامهنویس با هم راهحلی یافتند.
همکاری چند نفر برای رسیدگی به مشکلگزارشهای منظم گروه را در جریان نگه داشت.
همکاری چند نفر برای رسیدگی به مشکلراهحل سریعتر هزینهٔ بیشتری دارد.
سنجش مزایا و معایب چند راه برای یک مشکلپیش از انتخاب دو گزینه را مقایسه کردیم.
سنجش مزایا و معایب چند راه برای یک مشکلراهحل ارزان ممکن است وقت بیشتری بخواهد.
سنجش مزایا و معایب چند راه برای یک مشکلبعد از تعمیر صفحه را دوباره آزمایش کن.
بررسی اینکه مشکل واقعاً برطرف شده استخطا هنگام بررسیهای ما دوباره ظاهر نشد.
بررسی اینکه مشکل واقعاً برطرف شده استسامانه را یک روز دیگر زیر نظر میگیریم.
بررسی اینکه مشکل واقعاً برطرف شده استآنچه از مشکل آموختیم را نوشتیم.
درس گرفتن از مشکل برای بهبود کار آیندهگروه بعد از رویداد چکلیست خود را بهروز کرد.
درس گرفتن از مشکل برای بهبود کار آیندهدرس گرفتن از خطاها از مقصر یافتن مفیدتر است.
درس گرفتن از مشکل برای بهبود کار آیندهNo hay problema, podemos esperar.
اشکالی ندارد، میتوانیم صبر کنیم.
Tengo problemas con esta impresora.
با این چاپگر مشکل دارم.
Debemos entender el problema de fondo.
باید مشکل اصلی را بفهمیم.
Se metió en problemas por llegar tarde.
بهخاطر دیر رسیدن گرفتار دردسر شد.
El informe plantea un problema nuevo.
گزارش مسئلهٔ تازهای مطرح میکند.