دیروز همیشه روز تقویمیِ بلافاصله پیش از امروز است؛ با نیمهشب، روز مرجع و اشارهٔ زمانی عوض میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
The calendar day immediately before today.
دیروز همیشه روز تقویمیِ بلافاصله پیش از امروز است؛ با نیمهشب، روز مرجع و اشارهٔ زمانی عوض میشود.
The morning of the previous calendar day.
ساختهای yesterday morning، ayer por la mañana، hier matin، gestern Morgen و dün sabah هممعنای صبحِ روز قبلاند؛ Morgen در آلمانی اینجا اسم است.
The afternoon hours of yesterday.
در زبانهایی که تقسیمبندی بعدازظهر متفاوت است، «بعدازظهر دیروز» را با ساخت طبیعی همان زبان بیاور؛ ayer por la tarde و hier après-midi.
The evening portion of the day before today.
«دیشب» همیشه دقیقاً با yesterday evening یکی نیست؛ انگلیسی last night و آلمانی gestern Abend میتوانند بازههای متفاوتی داشته باشند.
Weather conditions observed on the preceding day.
در گزارش گذشته از زمان فعل مناسب همان زبان استفاده کن: انگلیسی was/rained، فرانسوی passé composé یا imparfait با توجه به بافت، و ترکی گذشتهٔ -DI.
Contrast between yesterday and today.
دیروز و امروز دو روز پیاپیاند؛ در زبانهای هدف تقابل ayer/hoy، hier/aujourd’hui، gestern/heute و dün/bugün را مستقیم و بدون معنیِ «این روزها» بیاور.
Work tasks completed during the previous day.
زمان گذشتهٔ مشخصی مثل yesterday/ayer/hier/gestern/dün در انگلیسی عموماً با simple past میآید، نه حال کامل؛ زبانهای دیگر قراردادهای خودشان را دارند.
An appointment that was scheduled or took place yesterday.
برای قرار سپریشده، فعل در زمان مناسب گذشته قرار میگیرد؛ «قرارِ دیروز» در اسپانیایی cita de ayer و در ترکی dünkü randevu است.
A journey or trip that happened on the previous day.
yesterday اشاره به زمان سفر دارد، نه به مقصد یا جهت؛ در جملههای رویدادی ترکی از پسوند گذشته و در آلمانی اغلب از Perfekt استفاده میشود.
Messages or calls exchanged on the preceding day.
در توصیف پیامِ دریافتشده از دیروز، ساخت وابستهٔ yesterday's message / el mensaje de ayer / le message d’hier / die gestrige Nachricht / dünkü mesaj طبیعی است.
A noun phrase identifying something as belonging to yesterday.
اسمِ «مربوط به دیروز» در هر زبان ساخت متفاوتی دارد: yesterday’s، de ayer، d’hier، gestrig- با صرف صفت، dünkü و «دیروزی/دیروز». صرفاً قید yesterday را بهجای صفت آلمانی نگذار.
Emphasizing that an event happened as recently as yesterday.
only yesterday / apenas ayer / pas plus tard qu’hier / erst gestern / daha dün روزِ واقعیِ قبل را با حس تازگی برجسته میکنند؛ این کاربرد را با «همین اواخر» مبهم یکی نکن.
The corresponding time of day on yesterday's date.
ساخت «دیروز همین موقع» با yesterday at this time / ayer a esta hora / hier à la même heure / gestern um diese Zeit / dün bu saatlerde ساخته میشود.
An action or state extending throughout most or all of yesterday.
all day yesterday، todo el día de ayer، toute la journée d’hier، gestern den ganzen Tag و dün bütün gün استمرار در محدودهٔ همان روز را نشان میدهند.
A state or action continuing from yesterday until now.
since yesterday / desde ayer / depuis hier / seit gestern / dünden beri / «از دیروز» از نقطهای در روز قبل آغاز میشوند و تا اکنون ادامه دارند؛ تفاوت زمان فعل را بافت تعیین میکند.
A condition or deadline that remained valid up to yesterday.
until yesterday / hasta ayer / jusqu’à hier / bis gestern / düne kadar / «تا دیروز» پایان محدودیت یا وضعیت را مشخص میکنند؛ لزوماً از دیروز تا امروز ادامه ندارد.
Distinguishing yesterday from the day before yesterday.
پریروز یک روز پیش از دیروز است: the day before yesterday، anteayer/antes de ayer، avant-hier، vorgestern و evvelsi gün. نباید با دیروز پیوند مترادف بخورد.
Recounting a specific event remembered from yesterday.
در خاطرهٔ مشخص از روز قبل، yesterday کاملاً زمانی است؛ «yesterday» در کاربرد استعاریِ گذشتهٔ دور یا حس نوستالژی از این ۱۸ موقعیت جدا میماند.
A public-transport journey or disruption that occurred yesterday.
در گزارش حرکت دیروز، زمان مشخص است و فعل باید رویداد سپریشده را نشان دهد؛ «بلیت دیروز» یک وابستهٔ اسمی است.
A payment made or documented on the preceding day.
«دیروز پرداخت کردم» زمان عمل را میگوید؛ «رسید دیروز» سند مربوط به روز قبل است و در زبانهای دیگر ممکن است ساخت اضافی یا صفت لازم داشته باشد.
Homework assigned, completed, or discussed yesterday.
وقتی تمرینی روز قبل انجام یا تحویل داده شد، در زبان مقصد از ساخت گذشتهٔ طبیعی استفاده کن؛ «تکلیف دیروز» الزاماً تکلیف امروز نیست.
A virtual meeting or event held yesterday.
اگر جلسهٔ آنلاین دیروز تمام شده است، آن را با زمان آینده بیان نکن؛ در «لینک جلسهٔ دیروز» ساخت وابستهٔ اسمی فرق میکند.
A repair visit or piece of maintenance that took place yesterday.
«دیروز تعمیر شد» رویدادی در گذشته است؛ از این جمله نمیتوان نتیجه گرفت وسیله اکنون حتماً سالم است.
A visit, loan, or return at a library yesterday.
«دیروز کتاب گرفتم» زمان امانتگرفتن را میگوید؛ «کتاب دیروز» بدون بافت ممکن است به تاریخ انتشار هم تعبیر شود.
A family phone or video call from yesterday.
در «دیروز تلفنی حرف زدیم» روزِ انجام تماس مشخص است؛ «تماس دیروز» به همان مکالمهٔ گذشته برمیگردد.
A choice or decision that was made yesterday.
تصمیمِ گرفتهشده در روز قبل را میتوان امروز تغییر داد؛ ساخت «تصمیم دیروز» به تاریخ تصمیم اشاره دارد، نه لزوماً وضعیت فعلی آن.
Comparing yesterday's figures or observations with another day.
«آمار دیروز» دادههای یک روز مشخص است؛ قیاسِ آن با امروز یا هفتهٔ قبل نباید «دیروز» را مترادف «اخیراً» جلوه دهد.
A day off or celebration that happened yesterday.
این بافت خبری دربارهٔ تعطیلی واقعیِ امروز یا دیروز نمیدهد؛ جملهها فرضی و آموزشیاند و نسبت زمانی به تاریخ گفتار وابسته است.
A routine health event or how someone felt yesterday.
«دیروز حالم بهتر بود» دربارهٔ یک زمان سپریشده است و وضعیت اکنون را ثابت نمیکند؛ از مثال آموزشی نتیجهٔ پزشکی نگیرید.
A restaurant visit, order, or booking from yesterday.
در توصیف سفارش یا رستوران دیروز، زمان گذشتهٔ عمل را از مالکیت یا انتسابِ اسمی جدا کن.
A performance, concert, or presentation held yesterday.
در «اجرای دیروز» منظور رویدادی در یک روز تقویمیِ مشخص است؛ زمان اجرای بعدی را از آن استنباط نکن.
Volunteer work or community help carried out yesterday.
واژهٔ «دیروز» در این بافت فقط زمان مشارکت را مشخص میکند و به معنای تکرار روزانهٔ کار داوطلبانه نیست.
What did you do yesterday after work?
دیروز بعد از کار چه کار کردی؟
It happened only yesterday, so I remember it clearly.
همین دیروز اتفاق افتاد، برای همین خوب یادم است.
I haven't heard from him since yesterday.
از دیروز از او خبری ندارم.
The museum was closed until yesterday.
موزه تا دیروز بسته بود.
We arrived the day before yesterday, not yesterday.
ما پریروز رسیدیم، نه دیروز.
Yesterday به روز بلافاصله پیش از امروز اشاره میکند. در yesterday’s report شکل وابسته به اسم دارد؛ yesterday با the day before yesterday (= پریروز) یا عبارتِ مبهمِ in the past یکی نیست.
The calendar day immediately before today.
دیروز همیشه روز تقویمیِ بلافاصله پیش از امروز است؛ با نیمهشب، روز مرجع و اشارهٔ زمانی عوض میشود.
The morning of the previous calendar day.
ساختهای yesterday morning، ayer por la mañana، hier matin، gestern Morgen و dün sabah هممعنای صبحِ روز قبلاند؛ Morgen در آلمانی اینجا اسم است.
The afternoon hours of yesterday.
در زبانهایی که تقسیمبندی بعدازظهر متفاوت است، «بعدازظهر دیروز» را با ساخت طبیعی همان زبان بیاور؛ ayer por la tarde و hier après-midi.
The evening portion of the day before today.
«دیشب» همیشه دقیقاً با yesterday evening یکی نیست؛ انگلیسی last night و آلمانی gestern Abend میتوانند بازههای متفاوتی داشته باشند.
Weather conditions observed on the preceding day.
در گزارش گذشته از زمان فعل مناسب همان زبان استفاده کن: انگلیسی was/rained، فرانسوی passé composé یا imparfait با توجه به بافت، و ترکی گذشتهٔ -DI.
Contrast between yesterday and today.
دیروز و امروز دو روز پیاپیاند؛ در زبانهای هدف تقابل ayer/hoy، hier/aujourd’hui، gestern/heute و dün/bugün را مستقیم و بدون معنیِ «این روزها» بیاور.
Work tasks completed during the previous day.
زمان گذشتهٔ مشخصی مثل yesterday/ayer/hier/gestern/dün در انگلیسی عموماً با simple past میآید، نه حال کامل؛ زبانهای دیگر قراردادهای خودشان را دارند.
An appointment that was scheduled or took place yesterday.
برای قرار سپریشده، فعل در زمان مناسب گذشته قرار میگیرد؛ «قرارِ دیروز» در اسپانیایی cita de ayer و در ترکی dünkü randevu است.
A journey or trip that happened on the previous day.
yesterday اشاره به زمان سفر دارد، نه به مقصد یا جهت؛ در جملههای رویدادی ترکی از پسوند گذشته و در آلمانی اغلب از Perfekt استفاده میشود.
Messages or calls exchanged on the preceding day.
در توصیف پیامِ دریافتشده از دیروز، ساخت وابستهٔ yesterday's message / el mensaje de ayer / le message d’hier / die gestrige Nachricht / dünkü mesaj طبیعی است.
A noun phrase identifying something as belonging to yesterday.
اسمِ «مربوط به دیروز» در هر زبان ساخت متفاوتی دارد: yesterday’s، de ayer، d’hier، gestrig- با صرف صفت، dünkü و «دیروزی/دیروز». صرفاً قید yesterday را بهجای صفت آلمانی نگذار.
Emphasizing that an event happened as recently as yesterday.
only yesterday / apenas ayer / pas plus tard qu’hier / erst gestern / daha dün روزِ واقعیِ قبل را با حس تازگی برجسته میکنند؛ این کاربرد را با «همین اواخر» مبهم یکی نکن.
The corresponding time of day on yesterday's date.
ساخت «دیروز همین موقع» با yesterday at this time / ayer a esta hora / hier à la même heure / gestern um diese Zeit / dün bu saatlerde ساخته میشود.
An action or state extending throughout most or all of yesterday.
all day yesterday، todo el día de ayer، toute la journée d’hier، gestern den ganzen Tag و dün bütün gün استمرار در محدودهٔ همان روز را نشان میدهند.
A state or action continuing from yesterday until now.
since yesterday / desde ayer / depuis hier / seit gestern / dünden beri / «از دیروز» از نقطهای در روز قبل آغاز میشوند و تا اکنون ادامه دارند؛ تفاوت زمان فعل را بافت تعیین میکند.
A condition or deadline that remained valid up to yesterday.
until yesterday / hasta ayer / jusqu’à hier / bis gestern / düne kadar / «تا دیروز» پایان محدودیت یا وضعیت را مشخص میکنند؛ لزوماً از دیروز تا امروز ادامه ندارد.
Distinguishing yesterday from the day before yesterday.
پریروز یک روز پیش از دیروز است: the day before yesterday، anteayer/antes de ayer، avant-hier، vorgestern و evvelsi gün. نباید با دیروز پیوند مترادف بخورد.
Recounting a specific event remembered from yesterday.
در خاطرهٔ مشخص از روز قبل، yesterday کاملاً زمانی است؛ «yesterday» در کاربرد استعاریِ گذشتهٔ دور یا حس نوستالژی از این ۱۸ موقعیت جدا میماند.
A public-transport journey or disruption that occurred yesterday.
در گزارش حرکت دیروز، زمان مشخص است و فعل باید رویداد سپریشده را نشان دهد؛ «بلیت دیروز» یک وابستهٔ اسمی است.
A payment made or documented on the preceding day.
«دیروز پرداخت کردم» زمان عمل را میگوید؛ «رسید دیروز» سند مربوط به روز قبل است و در زبانهای دیگر ممکن است ساخت اضافی یا صفت لازم داشته باشد.
Homework assigned, completed, or discussed yesterday.
وقتی تمرینی روز قبل انجام یا تحویل داده شد، در زبان مقصد از ساخت گذشتهٔ طبیعی استفاده کن؛ «تکلیف دیروز» الزاماً تکلیف امروز نیست.
A virtual meeting or event held yesterday.
اگر جلسهٔ آنلاین دیروز تمام شده است، آن را با زمان آینده بیان نکن؛ در «لینک جلسهٔ دیروز» ساخت وابستهٔ اسمی فرق میکند.
A repair visit or piece of maintenance that took place yesterday.
«دیروز تعمیر شد» رویدادی در گذشته است؛ از این جمله نمیتوان نتیجه گرفت وسیله اکنون حتماً سالم است.
A visit, loan, or return at a library yesterday.
«دیروز کتاب گرفتم» زمان امانتگرفتن را میگوید؛ «کتاب دیروز» بدون بافت ممکن است به تاریخ انتشار هم تعبیر شود.
A family phone or video call from yesterday.
در «دیروز تلفنی حرف زدیم» روزِ انجام تماس مشخص است؛ «تماس دیروز» به همان مکالمهٔ گذشته برمیگردد.
A choice or decision that was made yesterday.
تصمیمِ گرفتهشده در روز قبل را میتوان امروز تغییر داد؛ ساخت «تصمیم دیروز» به تاریخ تصمیم اشاره دارد، نه لزوماً وضعیت فعلی آن.
Comparing yesterday's figures or observations with another day.
«آمار دیروز» دادههای یک روز مشخص است؛ قیاسِ آن با امروز یا هفتهٔ قبل نباید «دیروز» را مترادف «اخیراً» جلوه دهد.
A day off or celebration that happened yesterday.
این بافت خبری دربارهٔ تعطیلی واقعیِ امروز یا دیروز نمیدهد؛ جملهها فرضی و آموزشیاند و نسبت زمانی به تاریخ گفتار وابسته است.
A routine health event or how someone felt yesterday.
«دیروز حالم بهتر بود» دربارهٔ یک زمان سپریشده است و وضعیت اکنون را ثابت نمیکند؛ از مثال آموزشی نتیجهٔ پزشکی نگیرید.
A restaurant visit, order, or booking from yesterday.
در توصیف سفارش یا رستوران دیروز، زمان گذشتهٔ عمل را از مالکیت یا انتسابِ اسمی جدا کن.
A performance, concert, or presentation held yesterday.
در «اجرای دیروز» منظور رویدادی در یک روز تقویمیِ مشخص است؛ زمان اجرای بعدی را از آن استنباط نکن.
دیروز اولین روز ماه بود؛ تاریخ رسید را بررسی کن.
روز پیش از امروزدیروز چه روزی از هفته بود؟
روز پیش از امروزاگر امروز سهشنبه است، دیروز دوشنبه بود.
روز پیش از امروزدیروز صبح پنجره را باز کردم و هوای خنک داخل آمد.
صبح دیروزاتوبوس دیروز صبح ده دقیقه دیر رسید.
صبح دیروزدیروز صبح برای صبحانه نان تازه خریدیم.
صبح دیروزدیروز بعدازظهر در کتابخانه درس خواندم.
بعدازظهر دیروزدیروز بعدازظهر باران قطع شد.
بعدازظهر دیروزدیروز بعدازظهر بسته را به پست تحویل دادم.
بعدازظهر دیروزدیروز عصر با همسایهمان صحبت کردم.
عصر و شب دیروزچراغهای خیابان دیروز عصر زود روشن شدند.
عصر و شب دیروزدیروز عصر فیلم را تا آخر تماشا کردیم.
عصر و شب دیروزدیروز هوا ابری بود اما باران نبارید.
آبوهوای دیروزباد دیروز در ساحل خیلی شدید بود.
آبوهوای دیروزدیروز برف آمد و امروز برفها آب شدهاند.
آبوهوای دیروزدیروز خسته بودم، اما امروز حالم بهتر است.
مقایسهٔ دیروز و امروزدیروز این فروشگاه بسته بود؛ امروز باز است.
مقایسهٔ دیروز و امروزدیروز قیمت کمتر بود، امروز افزایش یافته است.
مقایسهٔ دیروز و امروزدیروز گزارش را تمام کردم و برای مدیر فرستادم.
کار انجامشده در دیروزهمکارم دیروز زودتر از من از دفتر رفت.
کار انجامشده در دیروزجلسهٔ کاری دیروز بیشتر از انتظار طول کشید.
کار انجامشده در دیروزدیروز ساعت سه وقت دندانپزشکی داشتم.
قرار و مراجعهٔ دیروزچرا دیروز به قرار نرسیدی؟
قرار و مراجعهٔ دیروزقرار دیروز را به هفتهٔ بعد منتقل کردیم.
قرار و مراجعهٔ دیروزدیروز با قطار به شهر دیگری رفتیم.
رفتوآمد و سفر دیروزپرواز دیروز بهخاطر مه لغو شد.
رفتوآمد و سفر دیروزدیروز به خانه برگشتم و چمدانم را باز کردم.
رفتوآمد و سفر دیروزدیروز برایت پیام فرستادم؛ دیدیش؟
پیام و تماس دیروزتماس دیروز خیلی کوتاه بود.
پیام و تماس دیروزدیروز شمارهٔ اشتباهی را گرفتم و عذرخواهی کردم.
پیام و تماس دیروزعکس دیروز را برایم بفرست.
وابستهٔ اسمیِ «دیروز»نتیجهٔ مسابقهٔ دیروز را هنوز نمیدانم.
وابستهٔ اسمیِ «دیروز»لیست دیروز را با لیست امروز مقایسه کن.
وابستهٔ اسمیِ «دیروز»همین دیروز او را در ایستگاه دیدم.
تأکید بر تازگیِ اتفاق دیروزهمین دیروز دربارهٔ این موضوع حرف زدیم.
تأکید بر تازگیِ اتفاق دیروزهمین دیروز کلیدها اینجا بودند.
تأکید بر تازگیِ اتفاق دیروزدیروز همین ساعت در راه خانه بودم.
همین ساعت در دیروزدیروز همین موقع هنوز امتحان تمام نشده بود.
همین ساعت در دیروزدیروز همین ساعت بهدنبال جای پارک میگشتیم.
همین ساعت در دیروزدیروز تمام روز برای نمایشگاه آماده میشدیم.
تمام روز دیروزدیروز تمام روز تلفنم خاموش بود.
تمام روز دیروزدیروز تمام روز در باغ کار کردند.
تمام روز دیروزاز دیروز منتظر پاسخ او هستم.
از دیروز تا اکنوناین خیابان از دیروز بسته است.
از دیروز تا اکنوناز دیروز سردرد دارد و امروز استراحت میکند.
از دیروز تا اکنوناین تخفیف فقط تا دیروز اعتبار داشت.
تا دیروز و پایان در روز قبلتا دیروز نمیدانستم کتاب کجاست.
تا دیروز و پایان در روز قبلثبتنام تا دیروز باز بود؛ امروز بسته شده است.
تا دیروز و پایان در روز قبلاین نامه دیروز رسید، نه پریروز.
تمایز دیروز از پریروزدیروز دوشنبه بود؛ پریروز یکشنبه بود.
تمایز دیروز از پریروزقرارمان دیروز بود یا پریروز؟
تمایز دیروز از پریروزهنوز خندههای دیروز بچهها یادم مانده است.
یادآوری اتفاق دیروزدیروز چیزی یاد گرفتم که نمیخواهم فراموش کنم.
یادآوری اتفاق دیروزوقتی از دیروز حرف میزند، لبخند میزند.
یادآوری اتفاق دیروزدیروز اتوبوس مسیرش را عوض کرد و ما دیر رسیدیم.
رفتوآمد عمومی در روز گذشتهبلیت قطار دیروز را هنوز نگه داشتهام.
رفتوآمد عمومی در روز گذشتهدیروز مترو زودتر از معمول تعطیل شد.
رفتوآمد عمومی در روز گذشتهدیروز هزینهٔ کلاس را پرداخت کردم.
پرداخت و رسید مربوط به دیروزرسید پرداخت دیروز را در ایمیلم پیدا کردم.
پرداخت و رسید مربوط به دیروزدیروز دستگاه کارتخوان دو بار خطا داد.
پرداخت و رسید مربوط به دیروزدیروز تکلیف ریاضیام را تمام کردم.
تکلیف و تمرین روز گذشتهمعلم دیروز تمرین کوتاهی به ما داد.
تکلیف و تمرین روز گذشتهدیروز فهمیدم یک سؤال را اشتباه حل کردهام.
تکلیف و تمرین روز گذشتهدیروز در یک نشست آنلاین شرکت کردم.
رویداد آنلاین برگزارشده در روز قبللینک ضبط جلسهٔ دیروز امروز ارسال شد.
رویداد آنلاین برگزارشده در روز قبلصدای سخنران دیروز چند بار قطع شد.
رویداد آنلاین برگزارشده در روز قبلدیروز تعمیرکار ماشین لباسشویی آمد.
تعمیر انجامشده یا آغازشده در دیروزدوچرخهام را دیروز برای تعمیر بردم.
تعمیر انجامشده یا آغازشده در دیروزدیروز قطعهٔ خراب را عوض کردند، اما دستگاه هنوز صدا میدهد.
تعمیر انجامشده یا آغازشده در دیروزدیروز از کتابخانه دو کتاب امانت گرفتم.
امانت کتاب در روز گذشتهکتابی را که دیروز برگرداندم، دوباره لازم دارم.
امانت کتاب در روز گذشتهدیروز سالن مطالعه خیلی خلوت بود.
امانت کتاب در روز گذشتهدیروز با مادربزرگم تلفنی حرف زدم.
گفتوگوی خانوادگی دیروزدر تماس دیروز، برادرم خبر خوبی داد.
گفتوگوی خانوادگی دیروزدیروز تماس تصویریمان به خاطر اینترنت قطع شد.
گفتوگوی خانوادگی دیروزدیروز تصمیم گرفتیم سفر را یک هفته عقب بیندازیم.
تصمیمی که دیروز گرفته شدتصمیم دیروز هنوز برای همه روشن نیست.
تصمیمی که دیروز گرفته شددیروز بین دو طرح، طرح سادهتر را انتخاب کردم.
تصمیمی که دیروز گرفته شدتعداد بازدیدهای دیروز از امروز بیشتر بود.
مقایسهٔ دادههای دیروز با روز دیگردیروز هوا نسبت به دوشنبه خنکتر بود.
مقایسهٔ دادههای دیروز با روز دیگرگزارش دیروز را با گزارش هفتهٔ قبل مقایسه کردم.
مقایسهٔ دادههای دیروز با روز دیگردیروز اداره به خاطر تعطیلی بسته بود.
تعطیلی یا جشن روز گذشتهجشن کوچک دیروز تا غروب ادامه داشت.
تعطیلی یا جشن روز گذشتهدیروز در پارک به مناسبت جشن موسیقی اجرا کردند.
تعطیلی یا جشن روز گذشتهدیروز برای معاینهٔ معمول به درمانگاه رفتم.
مراجعه و احساس جسمی در روز گذشتهدیروز بعد از استراحت احساس بهتری داشتم.
مراجعه و احساس جسمی در روز گذشتهوقت دندانپزشکی دیروز را به هفتهٔ بعد منتقل کردند.
مراجعه و احساس جسمی در روز گذشتهدیروز در یک رستوران کوچک ناهار خوردیم.
غذا خوردن یا رزرو رستوران در دیروزسفارش دیروزمان دیر به میز رسید.
غذا خوردن یا رزرو رستوران در دیروزدیروز رزرو رستوران را تلفنی لغو کردم.
غذا خوردن یا رزرو رستوران در دیروزدیروز گروه موسیقی در سالن کوچک اجرا داشت.
اجرا یا نمایش برگزارشده در روز گذشتهتماشاگران اجرای دیروز چند دقیقه ایستاده تشویق کردند.
اجرا یا نمایش برگزارشده در روز گذشتهدیروز پیش از شروع نمایش، چراغها خاموش شدند.
اجرا یا نمایش برگزارشده در روز گذشتهدیروز برای جمعآوری کتابهای اهدایی کمک کردم.
فعالیت داوطلبانهٔ روز قبلداوطلبها دیروز پارک را تمیز کردند.
فعالیت داوطلبانهٔ روز قبلدیروز در مرکز محله برای بستهبندی غذا داوطلب شدم.
فعالیت داوطلبانهٔ روز قبلWhat did you do yesterday after work?
دیروز بعد از کار چه کار کردی؟
It happened only yesterday, so I remember it clearly.
همین دیروز اتفاق افتاد، برای همین خوب یادم است.
I haven't heard from him since yesterday.
از دیروز از او خبری ندارم.
The museum was closed until yesterday.
موزه تا دیروز بسته بود.
We arrived the day before yesterday, not yesterday.
ما پریروز رسیدیم، نه دیروز.