برای نشسته بودن بهعنوان یک حالت ثابت، بعضی زبانها ساختاری جدا از عمل نشستن دارند.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
to move into a seated position
برای نشسته بودن بهعنوان یک حالت ثابت، بعضی زبانها ساختاری جدا از عمل نشستن دارند.
to remain in a seated position
برای این معنی، اسپانیایی معمولاً «estar sentado» و فرانسوی «être assis» به کار میبرند.
sit یعنی نشستن یا نشسته بودن. برای اینکه کسی از حالت ایستاده بنشیند، معمولاً از «sit down» هم استفاده میکنیم.
to move into a seated position
برای نشسته بودن بهعنوان یک حالت ثابت، بعضی زبانها ساختاری جدا از عمل نشستن دارند.
to remain in a seated position
برای این معنی، اسپانیایی معمولاً «estar sentado» و فرانسوی «être assis» به کار میبرند.
میتوانم اینجا بنشینم؟
نشستن؛ از حالت ایستاده در جایی نشستنروی نیمکتی در پارک نشستیم.
نشستن؛ از حالت ایستاده در جایی نشستنلطفاً کنار من بنشین.
نشستن؛ از حالت ایستاده در جایی نشستنبنشین و کمی آب بخور.
نشستن؛ از حالت ایستاده در جایی نشستنوقتی فیلم شروع شد، همه نشستند.
نشستن؛ از حالت ایستاده در جایی نشستناو نزدیک پنجره نشسته است.
نشسته بودن؛ در حالت نشسته ماندناو یک ساعت پشت میزش نشسته بود.
نشسته بودن؛ در حالت نشسته ماندنPlease sit down.
لطفاً بنشین.
I sat next to my friend.
کنار دوستم نشستم.
They sat on a bench.
آنها روی نیمکت نشستند.
We sat at the table.
پشت میز نشستیم.
Please sit still for a minute.
لطفاً یک دقیقه بیحرکت بنشین.