قدمت یا فرسودگی احتمالی بنا مطرح است؛ با خانهٔ قبلیِ فرد یا ارزش تاریخی آن یکسان نیست.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
a house built many years ago
قدمت یا فرسودگی احتمالی بنا مطرح است؛ با خانهٔ قبلیِ فرد یا ارزش تاریخی آن یکسان نیست.
a building that has stood for many years
از زمان ساخت مدت زیادی گذشته است؛ لزوماً بنای ثبتشدهٔ تاریخی نیست.
a book published or produced long ago
کتاب ممکن است سالها پیش منتشر شده یا نسخهاش کهنه باشد؛ این دو را نباید یکی دانست.
a car manufactured or used many years ago
سال ساخت یا مدت استفادهٔ خودرو مطرح است؛ قدیمی بودن بهتنهایی خرابی را ثابت نمیکند.
a phone from an earlier period or generation
دستگاه نسل قبلی یا سالخورده است؛ ممکن است هنوز کار کند.
garments owned or worn for a long time
پوشاکی که مدتهاست وجود دارد یا پوشیده شده است؛ لزوماً پاره نیست.
furniture made or kept many years ago
مبلمان مدتی طولانی استفاده یا نگهداری شده؛ با عتیقهبودن لزوماً برابر نیست.
a bridge built a long time ago
پل مدت زیادی پیش ساخته شده است؛ ایمنی یا ارزش تاریخی باید جدا بررسی شود.
a tree that has lived for many years
سن درخت منظور است؛ از ارتفاع یا قطر آن بهتنهایی سن دقیق به دست نمیآید.
a photograph taken many years ago
زمان گرفتهشدن عکس در گذشتهٔ دورتر است؛ ممکن است چاپ تازه باشد.
a document written or issued long ago
سند در گذشته صادر یا نوشته شده؛ اعتبار حقوقی آن جداگانه تعیین میشود.
a map drawn or published long ago
نقشه سالها پیش تهیه شده و ممکن است اطلاعاتش بهروز نباشد.
a computer from an earlier generation
نسل یا سال ساخت رایانه قدیمی است؛ کارایی واقعی آن را جدا باید سنجید.
a street that has existed for many years
خیابان مدتهاست وجود دارد؛ لزوماً باریک یا تاریخی نیست.
an educational institution or school building established long ago
مدرسه ممکن است بنای قدیمی یا سابقهٔ طولانی داشته باشد؛ مدرسهٔ قبلیِ دانشآموز معنای دیگری است.
a custom observed over many generations
رسم در دورههای پیشین نیز رواج داشته است؛ قدمت بهتنهایی درست یا نادرستبودن آن را تعیین نمیکند.
a song created or popular long ago
ترانه در گذشته ساخته یا محبوب شده است؛ کهنه بودن کیفیت آن را تعیین نمیکند.
advanced in age when describing a person
سن بالای انسان موضوع است؛ برای FA «قدیمی» و TR «eski» این بافت طبیعی نیست. در برخی زبانها بیان مستقیم old/viejo/vieux/alt دربارهٔ فرد ممکن است از نظر ادب نیاز به جایگزین محترمانه داشته باشد.
a temple built many years ago
قدمت سازهٔ مذهبی مطرح است؛ قدیمیبودن بهتنهایی ثابت نمیکند هنوز محل عبادت است.
a village that has existed for many generations
زمان شکلگیری سکونتگاه منظور است، نه لزوماً کمجمعیت یا متروکبودن آن.
a cooking recipe kept or passed down for many years
دستور غذا سالها پیش نوشته یا منتقل شده؛ قدیمیبودن به معنای نامناسببودن روش نیست.
a letter written or sent many years ago
زمان نوشتن یا فرستادن نامه مطرح است؛ لزوماً نامهای بیاهمیت یا از رابطهای پایانیافته نیست.
a toy made or owned a long time ago
اسباببازی مدت زیادی نگهداری شده یا متعلق به کودکی فرد است؛ خراببودن یا بیارزشبودن نتیجه نمیشود.
a ticket kept from a trip or event long ago
بلیت از سفر یا رویدادی در سالهای گذشته باقی مانده است؛ این توصیف دربارهٔ تاریخ آن است نه اعتبار فعلیاش.
a diary filled with entries from years ago
دفتر مربوط به یادداشتهای سالهای پیش است؛ از قدیمیبودن آن نمیتوان درست یا نادرستبودن خاطرهها را نتیجه گرفت.
a coin minted or used many years ago
تاریخ ضرب سکه مطرح است؛ قدیمیبودن بهتنهایی نشاندهندهٔ کمیابی یا قیمت بالای آن نیست.
a clock made or kept for many years
قدمت خود ساعت مطرح است؛ ممکن است ساعت هنوز دقیق کار کند یا صرفاً جنبهٔ یادگاری داشته باشد.
a painting created many years ago
زمان خلق اثر مهم است؛ قدیمی بودن با سبک سنتی یا ارزش هنری بالا یکسان نیست.
a factory building constructed many years ago
قدمت ساختمان کارخانه منظور است؛ با کارخانهٔ تعطیلشده یا محل کار سابق اشتباه نشود.
a bicycle made or used many years ago
دوچرخه مدت زیادی ساخته یا استفاده شده است؛ قدیمیبودن با غیرقابلاستفادهبودن فرق دارد.
a suitcase owned or used for many years
مدت استفاده یا نگهداری چمدان مطرح است؛ قدیمی بودن لزوماً به معنای آسیبدیدگی آن نیست.
an issue of a newspaper printed many years ago
شمارهای که مدتها پیش منتشر شده است؛ محتوای آن ممکن است سند تاریخی باشد یا اطلاعاتی منسوخ داشته باشد.
I met an old friend from school yesterday.
دیروز دوستی قدیمی از دوران مدرسه را دیدم.
He prefers old-fashioned paper letters.
او نامههای کاغذی به سبک قدیمی را ترجیح میدهد.
They often talk about the good old days.
آنها اغلب دربارهٔ روزهای خوش گذشته حرف میزنند.
He still checks the clock; old habits die hard.
هنوز ساعت را مدام نگاه میکند؛ ترک عادتهای قدیمی سخت است.
Our coach is old school and values discipline.
مربی ما سنتی است و برای نظم ارزش قائل است.
old برای اشیا یا بناهای قدیمی و افراد سالخورده به کار میرود. در ترکیب old friend ممکن است منظور دوستی دیرینه باشد، نه لزوماً فردی سالخورده.
a house built many years ago
قدمت یا فرسودگی احتمالی بنا مطرح است؛ با خانهٔ قبلیِ فرد یا ارزش تاریخی آن یکسان نیست.
a building that has stood for many years
از زمان ساخت مدت زیادی گذشته است؛ لزوماً بنای ثبتشدهٔ تاریخی نیست.
a book published or produced long ago
کتاب ممکن است سالها پیش منتشر شده یا نسخهاش کهنه باشد؛ این دو را نباید یکی دانست.
a car manufactured or used many years ago
سال ساخت یا مدت استفادهٔ خودرو مطرح است؛ قدیمی بودن بهتنهایی خرابی را ثابت نمیکند.
a phone from an earlier period or generation
دستگاه نسل قبلی یا سالخورده است؛ ممکن است هنوز کار کند.
garments owned or worn for a long time
پوشاکی که مدتهاست وجود دارد یا پوشیده شده است؛ لزوماً پاره نیست.
furniture made or kept many years ago
مبلمان مدتی طولانی استفاده یا نگهداری شده؛ با عتیقهبودن لزوماً برابر نیست.
a bridge built a long time ago
پل مدت زیادی پیش ساخته شده است؛ ایمنی یا ارزش تاریخی باید جدا بررسی شود.
a tree that has lived for many years
سن درخت منظور است؛ از ارتفاع یا قطر آن بهتنهایی سن دقیق به دست نمیآید.
a photograph taken many years ago
زمان گرفتهشدن عکس در گذشتهٔ دورتر است؛ ممکن است چاپ تازه باشد.
a document written or issued long ago
سند در گذشته صادر یا نوشته شده؛ اعتبار حقوقی آن جداگانه تعیین میشود.
a map drawn or published long ago
نقشه سالها پیش تهیه شده و ممکن است اطلاعاتش بهروز نباشد.
a computer from an earlier generation
نسل یا سال ساخت رایانه قدیمی است؛ کارایی واقعی آن را جدا باید سنجید.
a street that has existed for many years
خیابان مدتهاست وجود دارد؛ لزوماً باریک یا تاریخی نیست.
an educational institution or school building established long ago
مدرسه ممکن است بنای قدیمی یا سابقهٔ طولانی داشته باشد؛ مدرسهٔ قبلیِ دانشآموز معنای دیگری است.
a custom observed over many generations
رسم در دورههای پیشین نیز رواج داشته است؛ قدمت بهتنهایی درست یا نادرستبودن آن را تعیین نمیکند.
a song created or popular long ago
ترانه در گذشته ساخته یا محبوب شده است؛ کهنه بودن کیفیت آن را تعیین نمیکند.
advanced in age when describing a person
سن بالای انسان موضوع است؛ برای FA «قدیمی» و TR «eski» این بافت طبیعی نیست. در برخی زبانها بیان مستقیم old/viejo/vieux/alt دربارهٔ فرد ممکن است از نظر ادب نیاز به جایگزین محترمانه داشته باشد.
a temple built many years ago
قدمت سازهٔ مذهبی مطرح است؛ قدیمیبودن بهتنهایی ثابت نمیکند هنوز محل عبادت است.
a village that has existed for many generations
زمان شکلگیری سکونتگاه منظور است، نه لزوماً کمجمعیت یا متروکبودن آن.
a cooking recipe kept or passed down for many years
دستور غذا سالها پیش نوشته یا منتقل شده؛ قدیمیبودن به معنای نامناسببودن روش نیست.
a letter written or sent many years ago
زمان نوشتن یا فرستادن نامه مطرح است؛ لزوماً نامهای بیاهمیت یا از رابطهای پایانیافته نیست.
a toy made or owned a long time ago
اسباببازی مدت زیادی نگهداری شده یا متعلق به کودکی فرد است؛ خراببودن یا بیارزشبودن نتیجه نمیشود.
a ticket kept from a trip or event long ago
بلیت از سفر یا رویدادی در سالهای گذشته باقی مانده است؛ این توصیف دربارهٔ تاریخ آن است نه اعتبار فعلیاش.
a diary filled with entries from years ago
دفتر مربوط به یادداشتهای سالهای پیش است؛ از قدیمیبودن آن نمیتوان درست یا نادرستبودن خاطرهها را نتیجه گرفت.
a coin minted or used many years ago
تاریخ ضرب سکه مطرح است؛ قدیمیبودن بهتنهایی نشاندهندهٔ کمیابی یا قیمت بالای آن نیست.
a clock made or kept for many years
قدمت خود ساعت مطرح است؛ ممکن است ساعت هنوز دقیق کار کند یا صرفاً جنبهٔ یادگاری داشته باشد.
a painting created many years ago
زمان خلق اثر مهم است؛ قدیمی بودن با سبک سنتی یا ارزش هنری بالا یکسان نیست.
a factory building constructed many years ago
قدمت ساختمان کارخانه منظور است؛ با کارخانهٔ تعطیلشده یا محل کار سابق اشتباه نشود.
a bicycle made or used many years ago
دوچرخه مدت زیادی ساخته یا استفاده شده است؛ قدیمیبودن با غیرقابلاستفادهبودن فرق دارد.
a suitcase owned or used for many years
مدت استفاده یا نگهداری چمدان مطرح است؛ قدیمی بودن لزوماً به معنای آسیبدیدگی آن نیست.
آنها خانهٔ قدیمیای نزدیک بندر مرمت کردند.
خانهٔ قدیمی از نظر قدمتآن خانهٔ قدیمی پلههای چوبی دارد.
خانهٔ قدیمی از نظر قدمتدر خانهٔ قدیمی سقفی نقاشیشده پیدا کردیم.
خانهٔ قدیمی از نظر قدمتآن ساختمان قدیمی قبلاً کتابخانه بود.
ساختمان قدیمیکارگران سقف ساختمان قدیمی را تعمیر کردند.
ساختمان قدیمیساختمان قدیمی کنار رودخانه قرار دارد.
ساختمان قدیمیکتاب قدیمیای از بازار خریدم.
کتاب قدیمیآن کتاب قدیمی یادداشتهای دستنویس دارد.
کتاب قدیمیاو کتاب قدیمی را در کمدی خشک نگه داشت.
کتاب قدیمیماشین قدیمی او هنوز روان کار میکند.
خودروی قدیمیلاستیکهای ماشین قدیمی را عوض کردیم.
خودروی قدیمیخودروی قدیمی به بررسی دقیق نیاز دارد.
خودروی قدیمیگوشی قدیمیام را در کشو پیدا کردم.
گوشی قدیمیآن گوشی قدیمی این برنامه را اجرا نمیکند.
گوشی قدیمیاو مخاطبان را از گوشی قدیمی کپی کرد.
گوشی قدیمیاو لباسهای قدیمیاش را به پناهگاه بخشید.
لباسهای قدیمیلباسهای قدیمی تمیز اما رنگورورفته بودند.
لباسهای قدیمیهنگام رنگآمیزی لباسهای قدیمیام را میپوشم.
لباسهای قدیمیکافه مبلمان قدیمی زیبایی دارد.
مبلمان قدیمیآنها مبلمان قدیمی را بهجای تعویض تعمیر کردند.
مبلمان قدیمیمبلمان قدیمی از پدربزرگ و مادربزرگش به او رسیده است.
مبلمان قدیمیپل قدیمی از رودخانهای باریک میگذرد.
پل قدیمیمهندسان هفتهٔ گذشته پل قدیمی را بررسی کردند.
پل قدیمیگردشگران هنگام غروب از پل قدیمی عکس گرفتند.
پل قدیمیدرختی کهنسال بر میدان روستا سایه میاندازد.
درخت کهنسالآنها از ریشههای درخت کهنسال محافظت کردند.
درخت کهنسالآن درخت قدیمی چند زمستان سخت را پشت سر گذاشته است.
درخت کهنسالاو عکس قدیمی پدر و مادرش را نشانم داد.
عکس قدیمیعکس قدیمی نزدیک ایستگاه گرفته شده بود.
عکس قدیمیعکس قدیمی را برای آرشیو خانوادگی اسکن کردیم.
عکس قدیمیموزه سند قدیمیای را به نمایش گذاشت.
سند قدیمیسندی قدیمی نام روستا را ذکر کرده بود.
سند قدیمیاو سند قدیمی را با دستکش جابهجا کرد.
سند قدیمینقشهٔ قدیمی راهی را نشان میدهد که دیگر وجود ندارد.
نقشهٔ قدیمینقشهٔ قدیمی را با نقشهای امروزی مقایسه کردیم.
نقشهٔ قدیمینقشهٔ قدیمی بیش از یک قرن پیش چاپ شده بود.
نقشهٔ قدیمیرایانهٔ قدیمیام دیر روشن میشود.
رایانهٔ قدیمیاو رایانهٔ قدیمی را به مدرسه اهدا کرد.
رایانهٔ قدیمیآن رایانهٔ قدیمی هنوز عکسهایمان را ذخیره دارد.
رایانهٔ قدیمیخیابان قدیمی به بازار میرسد.
خیابان قدیمیسنگفرش خیابان قدیمی را تعمیر کردند.
خیابان قدیمیخیابان قدیمی در نقشههای سال ۱۹۰۰ هم دیده میشود.
خیابان قدیمیمدرسهٔ قدیمی در سال ۱۹۲۰ ساخته شد.
مدرسهٔ قدیمیداوطلبان پنجرههای مدرسهٔ قدیمی را مرمت کردند.
مدرسهٔ قدیمیمدرسهٔ قدیمی به نسلهای مختلف کودکان خدمت کرده است.
مدرسهٔ قدیمیروستا سنت قدیمیای را زنده نگه داشته است.
رسم و سنت قدیمیرسمی قدیمی هر بهار خانوادهها را گرد هم میآورد.
رسم و سنت قدیمیموزه تاریخ آن رسم قدیمی را ثبت کرد.
رسم و سنت قدیمیمادربزرگم هنوز آن آهنگ قدیمی را میخواند.
آهنگ قدیمیآهنگ قدیمی از رادیو پخش شد.
آهنگ قدیمیمتن یک ترانهٔ قدیمی را یاد گرفتیم.
آهنگ قدیمیمرد سالخوردهای کنار فواره استراحت میکرد.
انسان سالخوردهزن سالخورده دربارهٔ شهر برایمان داستان تعریف کرد.
انسان سالخوردهاین مرکز برای افراد سالخورده فعالیتهایی فراهم میکند.
انسان سالخوردهمعبد قدیمی بالای تپه قرار دارد.
معبد قدیمی از نظر قدمت بناآنها در سفرشان از یک معبد قدیمی دیدن کردند.
معبد قدیمی از نظر قدمت بنابخشی از دیوار معبد قدیمی بازسازی شد.
معبد قدیمی از نظر قدمت بناروستای قدیمی هنوز یک نانوایی کوچک دارد.
روستای قدیمی با پیشینهٔ طولانیدر روستای قدیمی خیابانهای باریکی دیده میشود.
روستای قدیمی با پیشینهٔ طولانیمادربزرگم در همین روستای قدیمی به دنیا آمد.
روستای قدیمی با پیشینهٔ طولانیمادرم این دستور پخت قدیمی را از مادربزرگم یاد گرفت.
دستور پخت قدیمی که از گذشته مانده استدستور پخت قدیمی در یک دفتر نوشته شده بود.
دستور پخت قدیمی که از گذشته مانده استامشب با همان دستور پخت قدیمی سوپ درست کردیم.
دستور پخت قدیمی که از گذشته مانده استیک نامهٔ قدیمی در کشوی میز پیدا کردم.
نامهٔ قدیمی نوشتهشده در سالهای گذشتهپدرم نامهٔ قدیمی را با دقت خواند.
نامهٔ قدیمی نوشتهشده در سالهای گذشتهتاریخ روی نامهٔ قدیمی به سی سال پیش برمیگردد.
نامهٔ قدیمی نوشتهشده در سالهای گذشتهخرس اسباببازی قدیمیام را هنوز دارم.
اسباببازی قدیمی از سالهای دورکودک یک ماشین اسباببازی قدیمی پیدا کرد.
اسباببازی قدیمی از سالهای دورآن اسباببازی قدیمی یادگار دوران کودکی من است.
اسباببازی قدیمی از سالهای دوربلیت قدیمی قطار را لای کتاب پیدا کردم.
بلیت قدیمی مربوط به سفری در گذشتهاو بلیت قدیمی کنسرت را در یک جعبه نگه داشته بود.
بلیت قدیمی مربوط به سفری در گذشتهروی بلیت قدیمی تاریخ سفر چاپ شده است.
بلیت قدیمی مربوط به سفری در گذشتهدفتر خاطرات قدیمی را در کمد پیدا کردم.
دفتر خاطرات قدیمی نوشتهشده در گذشتهصفحههای دفتر خاطرات قدیمی زرد شدهاند.
دفتر خاطرات قدیمی نوشتهشده در گذشتهاو بعضی از نوشتههای دفتر خاطرات قدیمی را دوباره خواند.
دفتر خاطرات قدیمی نوشتهشده در گذشتهپدربزرگم یک سکهٔ قدیمی به من نشان داد.
سکهٔ قدیمی ضربشده در سالهای دورروی سکهٔ قدیمی سال ضرب نوشته شده بود.
سکهٔ قدیمی ضربشده در سالهای دورموزه چند سکهٔ قدیمی را به نمایش گذاشته است.
سکهٔ قدیمی ضربشده در سالهای دورساعت قدیمی دیواری هنوز کار میکند.
ساعت قدیمی ساختهشده در گذشتهصدای ساعت قدیمی را از اتاق نشیمن شنیدیم.
ساعت قدیمی ساختهشده در گذشتهساعت قدیمی را با احتیاط تعمیر کردند.
ساعت قدیمی ساختهشده در گذشتهتابلوی نقاشی قدیمی در راهرو آویزان است.
تابلوی نقاشی قدیمی متعلق به سالهای گذشتهموزه تابلوی نقاشی قدیمی را مرمت کرد.
تابلوی نقاشی قدیمی متعلق به سالهای گذشتهپشت تابلوی قدیمی نام نقاش نوشته شده است.
تابلوی نقاشی قدیمی متعلق به سالهای گذشتهکارخانهٔ قدیمی کنار رودخانه قرار دارد.
کارخانهٔ قدیمی با بنایی کهنپنجرههای کارخانهٔ قدیمی را تعمیر کردند.
کارخانهٔ قدیمی با بنایی کهنکارخانهٔ قدیمی هنوز بعضی روزها بازدیدکننده میپذیرد.
کارخانهٔ قدیمی با بنایی کهندوچرخهٔ قدیمی پدرم هنوز در انباری است.
دوچرخهٔ قدیمی از سالهای قبلاو زنجیر دوچرخهٔ قدیمی را روغنکاری کرد.
دوچرخهٔ قدیمی از سالهای قبلبا همان دوچرخهٔ قدیمی تا پارک رفتم.
دوچرخهٔ قدیمی از سالهای قبلچمدان قدیمی را از زیر تخت بیرون آوردم.
چمدان قدیمی که سالها نگه داشته شده استزیپ چمدان قدیمی هنوز سالم است.
چمدان قدیمی که سالها نگه داشته شده استبرچسبهای سفر روی چمدان قدیمی ماندهاند.
چمدان قدیمی که سالها نگه داشته شده استیک روزنامهٔ قدیمی را در زیرزمین پیدا کردیم.
شمارهٔ قدیمی روزنامه از گذشتهخبر اصلی روزنامهٔ قدیمی دربارهٔ افتتاح یک پل بود.
شمارهٔ قدیمی روزنامه از گذشتهاو روزنامهٔ قدیمی را برای بایگانی اسکن کرد.
شمارهٔ قدیمی روزنامه از گذشتهI met an old friend from school yesterday.
دیروز دوستی قدیمی از دوران مدرسه را دیدم.
He prefers old-fashioned paper letters.
او نامههای کاغذی به سبک قدیمی را ترجیح میدهد.
They often talk about the good old days.
آنها اغلب دربارهٔ روزهای خوش گذشته حرف میزنند.
He still checks the clock; old habits die hard.
هنوز ساعت را مدام نگاه میکند؛ ترک عادتهای قدیمی سخت است.
Our coach is old school and values discipline.
مربی ما سنتی است و برای نظم ارزش قائل است.