اهمیت تصمیم به پیامد آن مربوط است؛ هر تصمیم مهمی لزوماً فوری یا درست نیست.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
A decision that can noticeably affect what happens next.
اهمیت تصمیم به پیامد آن مربوط است؛ هر تصمیم مهمی لزوماً فوری یا درست نیست.
A meeting whose discussion or outcome matters to its participants.
جلسه ممکن است به سبب موضوع یا تصمیمهایش مهم باشد، نه به خاطر طولانی یا رسمیبودن.
A notice or piece of news people need to pay attention to.
پیام یا خبر مهم بر دریافتکننده اثر دارد؛ مهمبودن به معنی تازه، خوش یا فوری بودن خبر نیست.
A question whose answer matters for understanding or a choice.
سؤال مهم میتواند پاسخ را به تصمیمی کمک کند؛ با سؤال دشوار یا طولانی یکی نیست.
An exam whose result has meaningful consequences.
اهمیت آزمون به نقش نتیجه در مسیر فرد بستگی دارد؛ مهم لزوماً معادل سخت نیست.
A task that deserves priority because its outcome matters.
کار مهم اولویت یا پیامد بالایی دارد؛ فوریت زمانی باید جداگانه بیان شود.
A goal that has real value for a person or group.
هدف مهم ارزشی برای فرد یا گروه دارد؛ الزاماً بلندپروازانه یا دستیافتنی نیست.
A rule that strongly affects how something should be done.
قاعدهٔ مهم در نتیجه یا ایمنی اثر دارد؛ واژه بهخودیخود الزام قانونی یا مجازات را مشخص نمیکند.
A document whose content matters as evidence or guidance.
سند مهم به اطلاعات یا کاربرد آن مربوط است، نه لزوماً قدیمی یا رسمی بودنش.
Information needed to understand a situation or decide what to do.
اطلاعات مهم به فهم یا تصمیم کمک میکند؛ مهمبودن صحت آن را بهتنهایی تضمین نمیکند.
A small point that can nevertheless affect the whole result.
جزئیات از نظر اندازه کوچکاند ولی ممکن است اثر زیادی داشته باشند؛ important برابر بزرگ نیست.
A subject or problem that deserves serious attention.
موضوع مهم شایستهٔ توجه است؛ میتواند ساده، پیچیده، خوشایند یا ناخوشایند باشد.
An event with noticeable effects or special significance.
اهمیت رویداد به اثر یا جایگاه آن مربوط است؛ اندازهٔ جمعیت یا شهرت معیار قطعی نیست.
A chance that could make a meaningful difference.
فرصت مهم میتواند مسیر بعدی را تغییر دهد؛ از خود عبارت نمیفهمیم که تنها فرصت موجود است.
A duty that has significant consequences if neglected.
مسئولیت مهم اثر و پیامد دارد؛ با دشوار یا سنگین بودن کار لزوماً یکی نیست.
A lesson worth paying attention to or remembering.
درس مهم میتواند بخشی از آموزش یا تجربهای آموختنی از زندگی باشد؛ در هر زبان به بافت توجه شود.
A stage whose completion strongly affects later progress.
گام مهم بخشی اثرگذار از یک فرایند است؛ لزوماً نخستین یا آخرین مرحله نیست.
A connection with a meaningful place in someone's life.
اهمیت رابطه به جایگاه آن در زندگی افراد مربوط است؛ مهم لزوماً به معنای عاشقانه یا رسمی نیست.
A deadline whose consequences make meeting it matter.
مهمبودن مهلت به اثر از دستدادن آن مربوط است؛ «مهم» بهتنهایی به معنی نزدیکبودن زمان نیست.
A message containing information that deserves attention.
پیام مهم اطلاعاتی دارد که مخاطب باید به آن توجه کند؛ «مهم» لزوماً به معنی رسمی یا اضطراری نیست.
A warning that should be taken seriously because of its implications.
هشدار مهم به خطری یا محدودیتی اشاره میکند که نباید نادیده گرفته شود؛ شدت خطر از خود صفت معلوم نمیشود.
A change with meaningful effects on a situation.
تغییر مهم اثر قابلتوجهی دارد؛ قضاوت دربارهٔ خوب یا بد بودن تغییر جداگانه است.
A finding that meaningfully advances understanding.
کشف مهم دانستههای قبلی را گسترش میدهد یا مسئلهای را روشن میکند؛ هر کشف تازه الزاماً مهم نیست.
A result that has meaningful implications or consequences.
نتیجهٔ مهم میتواند مثبت یا منفی باشد؛ اهمیت آن از پیامد یا چیزی که روشن میکند ناشی میشود.
A distinction that matters to how something is understood or decided.
تفاوت مهم بر تصمیم، برداشت یا نتیجه اثر میگذارد؛ لزوماً بزرگترین تفاوت ظاهری نیست.
A reason that carries substantial weight in an explanation or choice.
دلیل مهم در توضیح یا توجیه یک تصمیم وزن دارد؛ مهمبودن بهمعنای کافیبودن آن دلیل نیست.
One element that substantially influences an outcome.
عامل مهم یکی از چیزهایی است که بر نتیجه اثر دارد؛ گاهی عاملهای دیگری هم به همان اندازه مؤثرند.
A meaningful part played by someone or something in a process.
نقش مهم به سهم تأثیرگذار یک شخص یا چیز در روند اشاره دارد؛ لزوماً به معنای داشتن مقام بالا نیست.
A custom with a meaningful place in a community or family.
سنت مهم جایگاه فرهنگی یا خانوادگی برجستهای دارد؛ مهمبودن سنت به معنی یکسانبودن آن برای همه نیست.
A memory that carries lasting personal meaning.
خاطرهٔ مهم برای فرد ارزش یا اثر عاطفی دارد؛ لازم نیست آن اتفاق برای دیگران هم مشهور باشد.
An ability that is especially useful or valuable in a context.
مهارت مهم در موقعیتی مشخص کاربرد و ارزش دارد؛ صفت «مهم» میزان دشواری یادگیری آن را مشخص نمیکند.
A contribution that makes a meaningful difference to a shared effort.
سهم مهم به تأثیر یک مشارکت اشاره دارد، نه فقط به مقدار پول یا جایگاه فرد.
This is an important decision for our family.
این تصمیم برای خانوادهٔ ما مهم است.
It's important to read the instructions first.
مهم است که اول دستورالعمل را بخوانیم.
Your opinion is important to me.
نظر تو برای من مهم است.
Practice plays an important role in learning.
تمرین در یادگیری نقش مهمی دارد.
Most importantly, check the date.
مهمتر از همه تاریخ را بررسی کن.
صفتی برای تصمیم، خبر، هدف یا موضوعی که پیامد یا ارزش قابلتوجهی دارد؛ مهمبودن با فوری، بزرگ یا درستبودن یکی نیست.
A decision that can noticeably affect what happens next.
اهمیت تصمیم به پیامد آن مربوط است؛ هر تصمیم مهمی لزوماً فوری یا درست نیست.
A meeting whose discussion or outcome matters to its participants.
جلسه ممکن است به سبب موضوع یا تصمیمهایش مهم باشد، نه به خاطر طولانی یا رسمیبودن.
A notice or piece of news people need to pay attention to.
پیام یا خبر مهم بر دریافتکننده اثر دارد؛ مهمبودن به معنی تازه، خوش یا فوری بودن خبر نیست.
A question whose answer matters for understanding or a choice.
سؤال مهم میتواند پاسخ را به تصمیمی کمک کند؛ با سؤال دشوار یا طولانی یکی نیست.
An exam whose result has meaningful consequences.
اهمیت آزمون به نقش نتیجه در مسیر فرد بستگی دارد؛ مهم لزوماً معادل سخت نیست.
A task that deserves priority because its outcome matters.
کار مهم اولویت یا پیامد بالایی دارد؛ فوریت زمانی باید جداگانه بیان شود.
A goal that has real value for a person or group.
هدف مهم ارزشی برای فرد یا گروه دارد؛ الزاماً بلندپروازانه یا دستیافتنی نیست.
A rule that strongly affects how something should be done.
قاعدهٔ مهم در نتیجه یا ایمنی اثر دارد؛ واژه بهخودیخود الزام قانونی یا مجازات را مشخص نمیکند.
A document whose content matters as evidence or guidance.
سند مهم به اطلاعات یا کاربرد آن مربوط است، نه لزوماً قدیمی یا رسمی بودنش.
Information needed to understand a situation or decide what to do.
اطلاعات مهم به فهم یا تصمیم کمک میکند؛ مهمبودن صحت آن را بهتنهایی تضمین نمیکند.
A small point that can nevertheless affect the whole result.
جزئیات از نظر اندازه کوچکاند ولی ممکن است اثر زیادی داشته باشند؛ important برابر بزرگ نیست.
A subject or problem that deserves serious attention.
موضوع مهم شایستهٔ توجه است؛ میتواند ساده، پیچیده، خوشایند یا ناخوشایند باشد.
An event with noticeable effects or special significance.
اهمیت رویداد به اثر یا جایگاه آن مربوط است؛ اندازهٔ جمعیت یا شهرت معیار قطعی نیست.
A chance that could make a meaningful difference.
فرصت مهم میتواند مسیر بعدی را تغییر دهد؛ از خود عبارت نمیفهمیم که تنها فرصت موجود است.
A duty that has significant consequences if neglected.
مسئولیت مهم اثر و پیامد دارد؛ با دشوار یا سنگین بودن کار لزوماً یکی نیست.
A lesson worth paying attention to or remembering.
درس مهم میتواند بخشی از آموزش یا تجربهای آموختنی از زندگی باشد؛ در هر زبان به بافت توجه شود.
A stage whose completion strongly affects later progress.
گام مهم بخشی اثرگذار از یک فرایند است؛ لزوماً نخستین یا آخرین مرحله نیست.
A connection with a meaningful place in someone's life.
اهمیت رابطه به جایگاه آن در زندگی افراد مربوط است؛ مهم لزوماً به معنای عاشقانه یا رسمی نیست.
A deadline whose consequences make meeting it matter.
مهمبودن مهلت به اثر از دستدادن آن مربوط است؛ «مهم» بهتنهایی به معنی نزدیکبودن زمان نیست.
A message containing information that deserves attention.
پیام مهم اطلاعاتی دارد که مخاطب باید به آن توجه کند؛ «مهم» لزوماً به معنی رسمی یا اضطراری نیست.
A warning that should be taken seriously because of its implications.
هشدار مهم به خطری یا محدودیتی اشاره میکند که نباید نادیده گرفته شود؛ شدت خطر از خود صفت معلوم نمیشود.
A change with meaningful effects on a situation.
تغییر مهم اثر قابلتوجهی دارد؛ قضاوت دربارهٔ خوب یا بد بودن تغییر جداگانه است.
A finding that meaningfully advances understanding.
کشف مهم دانستههای قبلی را گسترش میدهد یا مسئلهای را روشن میکند؛ هر کشف تازه الزاماً مهم نیست.
A result that has meaningful implications or consequences.
نتیجهٔ مهم میتواند مثبت یا منفی باشد؛ اهمیت آن از پیامد یا چیزی که روشن میکند ناشی میشود.
A distinction that matters to how something is understood or decided.
تفاوت مهم بر تصمیم، برداشت یا نتیجه اثر میگذارد؛ لزوماً بزرگترین تفاوت ظاهری نیست.
A reason that carries substantial weight in an explanation or choice.
دلیل مهم در توضیح یا توجیه یک تصمیم وزن دارد؛ مهمبودن بهمعنای کافیبودن آن دلیل نیست.
One element that substantially influences an outcome.
عامل مهم یکی از چیزهایی است که بر نتیجه اثر دارد؛ گاهی عاملهای دیگری هم به همان اندازه مؤثرند.
A meaningful part played by someone or something in a process.
نقش مهم به سهم تأثیرگذار یک شخص یا چیز در روند اشاره دارد؛ لزوماً به معنای داشتن مقام بالا نیست.
A custom with a meaningful place in a community or family.
سنت مهم جایگاه فرهنگی یا خانوادگی برجستهای دارد؛ مهمبودن سنت به معنی یکسانبودن آن برای همه نیست.
A memory that carries lasting personal meaning.
خاطرهٔ مهم برای فرد ارزش یا اثر عاطفی دارد؛ لازم نیست آن اتفاق برای دیگران هم مشهور باشد.
An ability that is especially useful or valuable in a context.
مهارت مهم در موقعیتی مشخص کاربرد و ارزش دارد؛ صفت «مهم» میزان دشواری یادگیری آن را مشخص نمیکند.
A contribution that makes a meaningful difference to a shared effort.
سهم مهم به تأثیر یک مشارکت اشاره دارد، نه فقط به مقدار پول یا جایگاه فرد.
دیروز دربارهٔ یک تصمیم مهم خانوادگی حرف زدیم.
تصمیم مهمپیش از گرفتن این تصمیم مهم، همهٔ گزینهها را بررسی کن.
تصمیم مهمآن تصمیم مهم مسیر کار او را تغییر داد.
تصمیم مهمفردا جلسهٔ مهمی با گروه داریم.
جلسهٔ مهماو برای جلسهٔ مهم یادداشتهایش را آماده کرد.
جلسهٔ مهمدر این جلسهٔ مهم دربارهٔ بودجه تصمیم میگیریم.
جلسهٔ مهممدرسه یک اطلاعیهٔ مهم برای والدین فرستاد.
اطلاعیه یا خبر مهملطفاً اطلاعیهٔ مهم روی در را بخوانید.
اطلاعیه یا خبر مهمخبر مهمی صبح در گروه منتشر شد.
اطلاعیه یا خبر مهمدانشآموز سؤال مهمی دربارهٔ درس پرسید.
سؤال مهمقبل از پایان جلسه یک سؤال مهم دارم.
سؤال مهمپرسش مهم این است که چرا برنامه تغییر کرد.
سؤال مهمهفتهٔ بعد امتحان مهمی دارم.
امتحان مهماو شب قبل از امتحان مهم زود خوابید.
امتحان مهمنتیجهٔ این آزمون مهم روی پذیرش اثر میگذارد.
امتحان مهمامروز یک کار مهم باید انجام بدهم.
کار یا وظیفهٔ مهمکار مهم را قبل از ناهار تمام کردیم.
کار یا وظیفهٔ مهماو کار مهمش را به فرد دیگری نسپرد.
کار یا وظیفهٔ مهمیادگیری زبان برای من هدف مهمی است.
هدف مهمبه هدف مهممان نزدیکتر شدهایم.
هدف مهماین هدف مهم به برنامهٔ روشنی نیاز دارد.
هدف مهمدر آزمایشگاه یک قانون مهم را رعایت کنید.
قانون یا قاعدهٔ مهممربی یک قاعدهٔ مهم بازی را توضیح داد.
قانون یا قاعدهٔ مهمنادیدهگرفتن این قانون مهم خطرناک است.
قانون یا قاعدهٔ مهمقرارداد مهم را در پوشه نگه داشتم.
سند یا مدرک مهمپیش از امضا، سند مهم را با دقت بخوان.
سند یا مدرک مهماو یک مدرک مهم برای درخواستش پیدا کرد.
سند یا مدرک مهماین گزارش اطلاعات مهمی دربارهٔ پروژه دارد.
اطلاعات مهملطفاً اطلاعات مهم را با گروه در میان بگذار.
اطلاعات مهمبخشی از اطلاعات مهم در نامه جا افتاده بود.
اطلاعات مهمجزئیات مهمی را در نقشه ندیدیم.
جزئیات مهمهمین جزئیات مهم نتیجه را تغییر میدهد.
جزئیات مهمپیش از چاپ، به جزئیات مهم دقت کن.
جزئیات مهمدر جلسه موضوع مهمی مطرح شد.
موضوع یا مسئلهٔ مهماین مسئلهٔ مهم را باید باهم حل کنیم.
موضوع یا مسئلهٔ مهماو دربارهٔ موضوع مهم با مدیر صحبت کرد.
موضوع یا مسئلهٔ مهمفردا رویداد مهمی در شهر برگزار میشود.
رویداد مهمآن اتفاق مهم را هنوز به یاد دارم.
رویداد مهماین رویداد مهم باعث تغییر برنامه شد.
رویداد مهمیک فرصت مهم برای یادگیری پیدا کردهام.
فرصت مهماین فرصت مهم را بهسادگی از دست نده.
فرصت مهماو از فرصت مهم برای ارائهٔ کارش استفاده کرد.
فرصت مهمنگهداری از کلیدها مسئولیت مهمی است.
مسئولیت مهماو این مسئولیت مهم را پذیرفت.
مسئولیت مهمتقسیم مسئولیتهای مهم بین اعضا لازم بود.
مسئولیت مهمدرس مهم امروز دربارهٔ همکاری بود.
درس مهماز آن اشتباه درس مهمی گرفتیم.
درس مهممعلم نکتهٔ مهم درس را دوباره توضیح داد.
درس مهمبررسی منابع گام مهمی در پژوهش است.
گام مهمقدم مهم بعدی را با دقت انتخاب کن.
گام مهماو با این گام مهم به هدفش نزدیک شد.
گام مهمدوستی ما بخش مهمی از زندگی من است.
رابطهٔ مهمبرای او رابطه با خانواده بسیار مهم است.
رابطهٔ مهمحفظ این رابطهٔ مهم به گفتوگو نیاز دارد.
رابطهٔ مهممهلت مهم درخواست بورسیه جمعه است.
مهلت مهمما این مهلت مهم را روی تقویم مشخص کردیم.
مهلت مهماز دستدادن این مهلت مهم ممکن است ثبتنام را به تأخیر بیندازد.
مهلت مهممدرسه امروز یک پیام مهم برای والدین فرستاد.
پیام مهمپیش از جلسه این پیام مهم را بخوان.
پیام مهمپیام مهم او میان اعلانهای دیگر گم شد.
پیام مهمپیش از شروع مسیر، راهنما یک هشدار مهم داد.
هشدار مهماین هشدار مهم را روی بستهبندی بخوان.
هشدار مهمنادیدهگرفتن هشدار مهم میتواند مشکلساز شود.
هشدار مهمدر برنامهٔ سفر یک تغییر مهم پیش آمده است.
تغییر مهماین تغییر مهم بر همهٔ اعضای گروه اثر میگذارد.
تغییر مهماو برای توضیح تغییر مهم وقت گذاشت.
تغییر مهمپژوهشگران یک کشف مهم دربارهٔ تاریخ شهر اعلام کردند.
کشف مهماین کشف مهم به پرسشهای قدیمی پاسخ میدهد.
کشف مهمموزه برای توضیح آن کشف مهم نمایشگاهی برپا کرد.
کشف مهمآزمایش یک نتیجهٔ مهم برای تیم پژوهش داشت.
نتیجهٔ مهمگزارش به یک نتیجهٔ مهم اشاره میکند.
نتیجهٔ مهمنباید این نتیجهٔ مهم را از متن اصلی جدا کرد.
نتیجهٔ مهمبین این دو قرارداد یک تفاوت مهم وجود دارد.
تفاوت مهممعلم تفاوت مهم دو اصطلاح را توضیح داد.
تفاوت مهماین تفاوت مهم را در مقایسهٔ قیمتها در نظر بگیر.
تفاوت مهمیک دلیل مهم برای این انتخاب، دسترسی آسانتر است.
دلیل مهماو دلیل مهم تأخیر را بهروشنی توضیح داد.
دلیل مهماین دلیل مهم را هنگام تصمیمگیری فراموش نکن.
دلیل مهمزمان یک عامل مهم در برنامهریزی سفر است.
عامل مهمهزینه هم عامل مهمی در این تصمیم است.
عامل مهمگروه یک عامل مهم را در بررسی اولیه نادیده گرفته بود.
عامل مهمداوطلبان در برگزاری جشن نقش مهمی داشتند.
نقش مهمخواب در یادگیری نقش مهمی دارد.
نقش مهماو نقش مهم همکارانش را در موفقیت پروژه یادآوری کرد.
نقش مهماین مراسم یک سنت مهم در روستای ماست.
سنت مهممادربزرگ از یک سنت مهم خانوادگی حرف زد.
سنت مهمموزه به بازدیدکنندگان دربارهٔ این سنت مهم توضیح میدهد.
سنت مهماولین اجرایم یک خاطرهٔ مهم برای من است.
خاطرهٔ مهماو آن خاطرهٔ مهم را در دفترش نوشت.
خاطرهٔ مهماین عکس یک خاطرهٔ مهم خانوادگی را زنده میکند.
خاطرهٔ مهمگوشدادن یک مهارت مهم در کار گروهی است.
مهارت مهماین دوره یک مهارت مهم را آموزش میدهد.
مهارت مهمتمرین روزانه به رشد این مهارت مهم کمک میکند.
مهارت مهماو سهم مهمی در تهیهٔ این گزارش داشت.
سهم مهمکمک داوطلبان در موفقیت برنامه سهم مهمی داشت.
سهم مهممدیر بابت سهم مهم همهٔ اعضای تیم از آنها تشکر کرد.
سهم مهمThis is an important decision for our family.
این تصمیم برای خانوادهٔ ما مهم است.
It's important to read the instructions first.
مهم است که اول دستورالعمل را بخوانیم.
Your opinion is important to me.
نظر تو برای من مهم است.
Practice plays an important role in learning.
تمرین در یادگیری نقش مهمی دارد.
Most importantly, check the date.
مهمتر از همه تاریخ را بررسی کن.