کتاب میتواند شیء صحافیشده یا متن منتشرشده باشد؛ با دفترچهٔ خالی و مجله یکسان نیست.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
a written or printed work published as a volume or digital text
کتاب میتواند شیء صحافیشده یا متن منتشرشده باشد؛ با دفترچهٔ خالی و مجله یکسان نیست.
reading the content of a book
خواندن یک کتاب فعالیت استفاده از متن است و با خریدن یا نوشتن آن تفاوت دارد.
paying money to obtain a book
کتاب در این گروه کالایی برای خرید است، نه فعل رزرو کردن انگلیسی.
temporarily taking a book from its owner or library
allowing another person to use a book temporarily
قرضدهنده کتاب را موقتاً در اختیار دیگری میگذارد؛ جهت عمل برعکس امانت گرفتن است.
giving a borrowed book back
پس دادن کتاب امانتی با پس فرستادن کتاب خریداریشده یکی نیست.
creating the text of a book as an author
نویسنده کتابی را تألیف میکند؛ این عمل با خواندن کتاب تفاوت دارد.
the person who wrote a particular book
the outer protective surface of a book
جلد، پوشش بیرونی کتاب است و با صفحهٔ عنوان یا صفحات درونی فرق دارد.
the numbered sheets or screens making up a book
صفحه یکی از بخشهای درونی یک کتاب است؛ شمارهٔ صفحه به کل اثر اشاره نمیکند.
sections into which a book is divided
فصل واحدی در ساختار اثر است؛ با یک صفحه یا جلد جداگانه یکی نیست.
the name given to a book
عنوان، نام اثر است؛ با نام نویسنده یا مجموعه تفاوت دارد.
pictures or drawings included in a book
تصویرهای کتاب جزئی از محتوای آناند و لزوماً روی جلد قرار ندارند.
a book used for structured study of a subject
این ترکیب به کتابی برای آموزش منظم اشاره میکند، نه هر کتاب علمی یا داستانی.
a book written primarily for children
این عبارت مخاطب اصلی کتاب را مشخص میکند، نه اینکه هر اثر مصور الزاماً کودکانه باشد.
an electronic text in book form
کتاب الکترونیکی محتوای قابل خواندن روی ابزار دیجیتال است و با دستگاه کتابخوان فرق دارد.
a critical evaluation of a book
نقد کتاب ارزیابی یک اثر است؛ با خلاصهٔ داستان یا تبلیغ ناشر یکسان نیست.
to arrange or reserve a service or place in advance
book در این کاربرد فعل رزرو بلیت، اتاق یا وقت است و هیچکدام از پنج سرواژهٔ اسمیِ کتاب معادل آن نیستند.
a book kept, arranged, or found on a shelf
منظور جای نگهداری و چیدمان کتاب است، نه معنایی جداگانه برای خود واژهٔ کتاب.
the table of contents listing a book's sections and page numbers
a book's introductory preface explaining its purpose or background
پیشگفتار نوشتهای در آغاز کتاب است؛ با فصل اول یا خلاصهٔ پشت جلد فرق دارد.
the publisher responsible for bringing a book to readers
ناشر مسئول انتشار اثر است؛ نویسندهٔ کتاب و چاپخانه الزاماً همان نهاد نیستند.
a particular edition or revised version of a published book
ویرایش جدید ممکن است متن اصلاحشده داشته باشد؛ با چاپ دوبارهٔ بدون تغییر لزوماً یکسان نیست.
the ISBN identifier used to find a particular book format or edition
شابک برای شناسایی نسخهٔ مشخص یک کتاب به کار میرود؛ خودِ عنوان یا شمارهٔ صفحه نیست.
a translated book and the translator credited for its text
کتاب ترجمهشده همان اثر در زبان دیگری است؛ مترجم با نویسنده اشتباه نشود.
an audiobook listened to as a narrated version of a written work
کتاب صوتی اجرای شنیداری متن است، نه پادکست یا آهنگ؛ با کتاب الکترونیکی متنی فرق دارد.
a bookmark used to remember the reader's place in a book
نشانک جای صفحه را حفظ میکند و نباید با علامتگذاری متن یا یادداشتبرداری اشتباه شود.
finding a book through the library's searchable catalog
فهرست کتابخانه مشخصات و محل کتاب را نشان میدهد؛ «کتابخانه» در این بافت محل یا سامانهٔ جستوجوست.
a book discussed with others in a reading or book club
باشگاه کتابخوانی جمعی برای خواندن و گفتوگوست؛ منظور خرید عضویت باشگاه ورزشی نیست.
a reading schedule or goal for finishing a book
تمرکز بر هدف و زمانبندی مطالعهٔ یک کتاب است؛ نه بر «کتاب» بهعنوان واحد جدید معنایی.
a secondhand book with a previous owner and a described condition
کتاب دستدوم قبلاً به کسی تعلق داشته است؛ لزوماً آسیبدیده یا ناقص نیست.
a book chosen and given as a personal gift
کتاب میتواند هدیه باشد؛ این بافت از فروش یا امانت دادن کتاب جداست.
We booked a table near the window.
میزی نزدیک پنجره رزرو کردیم.
The inspector did everything by the book.
بازرس همهچیز را دقیقاً طبق مقررات انجام داد.
I need to hit the books before the exam.
باید پیش از امتحان جدی درس بخوانم.
My cousin is an open book.
دخترخالهام احساساتش را پنهان نمیکند.
That quiet student is brilliant; don't judge a book by its cover.
آن دانشآموز آرام بسیار باهوش است؛ از ظاهر قضاوت نکن.
book در انگلیسی هم اسم «کتاب» است و هم فعل «رزرو کردن». معنی دقیق را نقش واژه و بافت جمله مشخص میکند.
a written or printed work published as a volume or digital text
کتاب میتواند شیء صحافیشده یا متن منتشرشده باشد؛ با دفترچهٔ خالی و مجله یکسان نیست.
reading the content of a book
خواندن یک کتاب فعالیت استفاده از متن است و با خریدن یا نوشتن آن تفاوت دارد.
paying money to obtain a book
کتاب در این گروه کالایی برای خرید است، نه فعل رزرو کردن انگلیسی.
temporarily taking a book from its owner or library
allowing another person to use a book temporarily
قرضدهنده کتاب را موقتاً در اختیار دیگری میگذارد؛ جهت عمل برعکس امانت گرفتن است.
giving a borrowed book back
پس دادن کتاب امانتی با پس فرستادن کتاب خریداریشده یکی نیست.
creating the text of a book as an author
نویسنده کتابی را تألیف میکند؛ این عمل با خواندن کتاب تفاوت دارد.
the person who wrote a particular book
the outer protective surface of a book
جلد، پوشش بیرونی کتاب است و با صفحهٔ عنوان یا صفحات درونی فرق دارد.
the numbered sheets or screens making up a book
صفحه یکی از بخشهای درونی یک کتاب است؛ شمارهٔ صفحه به کل اثر اشاره نمیکند.
sections into which a book is divided
فصل واحدی در ساختار اثر است؛ با یک صفحه یا جلد جداگانه یکی نیست.
the name given to a book
عنوان، نام اثر است؛ با نام نویسنده یا مجموعه تفاوت دارد.
pictures or drawings included in a book
تصویرهای کتاب جزئی از محتوای آناند و لزوماً روی جلد قرار ندارند.
a book used for structured study of a subject
این ترکیب به کتابی برای آموزش منظم اشاره میکند، نه هر کتاب علمی یا داستانی.
a book written primarily for children
این عبارت مخاطب اصلی کتاب را مشخص میکند، نه اینکه هر اثر مصور الزاماً کودکانه باشد.
an electronic text in book form
کتاب الکترونیکی محتوای قابل خواندن روی ابزار دیجیتال است و با دستگاه کتابخوان فرق دارد.
a critical evaluation of a book
نقد کتاب ارزیابی یک اثر است؛ با خلاصهٔ داستان یا تبلیغ ناشر یکسان نیست.
to arrange or reserve a service or place in advance
book در این کاربرد فعل رزرو بلیت، اتاق یا وقت است و هیچکدام از پنج سرواژهٔ اسمیِ کتاب معادل آن نیستند.
a book kept, arranged, or found on a shelf
منظور جای نگهداری و چیدمان کتاب است، نه معنایی جداگانه برای خود واژهٔ کتاب.
the table of contents listing a book's sections and page numbers
a book's introductory preface explaining its purpose or background
پیشگفتار نوشتهای در آغاز کتاب است؛ با فصل اول یا خلاصهٔ پشت جلد فرق دارد.
the publisher responsible for bringing a book to readers
ناشر مسئول انتشار اثر است؛ نویسندهٔ کتاب و چاپخانه الزاماً همان نهاد نیستند.
a particular edition or revised version of a published book
ویرایش جدید ممکن است متن اصلاحشده داشته باشد؛ با چاپ دوبارهٔ بدون تغییر لزوماً یکسان نیست.
the ISBN identifier used to find a particular book format or edition
شابک برای شناسایی نسخهٔ مشخص یک کتاب به کار میرود؛ خودِ عنوان یا شمارهٔ صفحه نیست.
a translated book and the translator credited for its text
کتاب ترجمهشده همان اثر در زبان دیگری است؛ مترجم با نویسنده اشتباه نشود.
an audiobook listened to as a narrated version of a written work
کتاب صوتی اجرای شنیداری متن است، نه پادکست یا آهنگ؛ با کتاب الکترونیکی متنی فرق دارد.
a bookmark used to remember the reader's place in a book
نشانک جای صفحه را حفظ میکند و نباید با علامتگذاری متن یا یادداشتبرداری اشتباه شود.
finding a book through the library's searchable catalog
فهرست کتابخانه مشخصات و محل کتاب را نشان میدهد؛ «کتابخانه» در این بافت محل یا سامانهٔ جستوجوست.
a book discussed with others in a reading or book club
باشگاه کتابخوانی جمعی برای خواندن و گفتوگوست؛ منظور خرید عضویت باشگاه ورزشی نیست.
a reading schedule or goal for finishing a book
تمرکز بر هدف و زمانبندی مطالعهٔ یک کتاب است؛ نه بر «کتاب» بهعنوان واحد جدید معنایی.
a secondhand book with a previous owner and a described condition
کتاب دستدوم قبلاً به کسی تعلق داشته است؛ لزوماً آسیبدیده یا ناقص نیست.
این کتاب جلد آبی دارد.
کتاب بهعنوان یک اثر یا مجلداین کتاب کوتاهتر از چیزی است که انتظار داشتم.
کتاب بهعنوان یک اثر یا مجلددیروز کتاب تازهای به فروشگاه رسید.
کتاب بهعنوان یک اثر یا مجلددر قطار کتابی خواندم.
خواندن کتاباو هر شب چند صفحه از کتابش را میخواند.
خواندن کتاباو آخر هفته خواندن کتاب را تمام کرد.
خواندن کتابکتابی دربارهٔ پرندگان خریدیم.
خریدن کتاباین کتاب دوازده پوند قیمت دارد.
خریدن کتابکتاب را بعد از روز حقوق خریداری میکنم.
خریدن کتابمیتوانم تا جمعه کتابت را امانت بگیرم؟
امانت گرفتن کتاباو کتابی از کتابخانهٔ مدرسه امانت گرفت.
امانت گرفتن کتابهر کتاب امانتی تاریخ بازگشت دارد.
امانت گرفتن کتابکتابم را به همسایه امانت دادم.
امانت دادن کتابمعلم به دانشآموزان کتاب امانت میدهد.
امانت دادن کتابلطفاً آن کتاب را برای یک هفته به من امانت بده.
امانت دادن کتاباو کتاب را پیش از موعد پس داد.
بازگرداندن کتابلطفاً کتاب را به میز امانت برگردان.
بازگرداندن کتابفراموش کردم کتاب را به کتابخانه پس ببرم.
بازگرداندن کتابخالهام کتابی دربارهٔ باغها مینویسد.
نوشتن کتابنوشتن کتاب برای او دو سال طول کشید.
نوشتن کتاباو امیدوار است کتاب اولش را بهار آینده تمام کند.
نوشتن کتابنویسندهٔ این کتاب در کانادا زندگی میکند.
نویسندهٔ کتابپرسیدم چه کسی کتاب را نوشته است.
نویسندهٔ کتاباین کتاب یادداشت کوتاهی دربارهٔ نویسندهاش دارد.
نویسندهٔ کتابروی جلد کتاب کوهی دیده میشود.
جلد و رویهٔ کتاباو جلد پارهٔ کتاب را ترمیم کرد.
جلد و رویهٔ کتابکتاب را فقط از روی جلدش قضاوت نکن.
جلد و رویهٔ کتاباین کتاب دویست صفحه دارد.
صفحات کتابصفحهٔ چهل کتاب را علامت زدم.
صفحات کتابدو صفحه از کتاب قدیمی گم شدهاند.
صفحات کتاباین کتاب هشت فصل دارد.
فصلهای کتابدربارهٔ فصل اول کتاب صحبت کردیم.
فصلهای کتابفصل آخر کتاب را امیدوارکنندهتر میکند.
فصلهای کتابعنوان کتاب را فراموش کردم.
عنوان کتابعنوان کتاب روی عطف آن دیده میشود.
عنوان کتاباو برای کتاب جدیدش عنوان سادهای انتخاب کرد.
عنوان کتاباین کتاب تصویرهای رنگارنگ دارد.
تصویرهای داخل کتابهر تصویر کتاب یک مرحله را توضیح میدهد.
تصویرهای داخل کتاببچهها از تصویرهای کتاب لذت بردند.
تصویرهای داخل کتاباز این کتاب در کلاس علوم استفاده میکنیم.
کتاب درسیمدرسه کتاب درسی ریاضی جدیدی داد.
کتاب درسیلطفاً فردا کتاب انگلیسیات را بیاور.
کتاب درسیبرای خواهرزادهام کتاب کودک خریدم.
کتاب کودکاین کتاب برای خوانندگان کمسن از واژههای ساده استفاده میکند.
کتاب کودککتاب کودک داستانی دربارهٔ دوستی تعریف میکند.
کتاب کودکیک کتاب الکترونیکی روی تبلتم دانلود کردم.
کتاب الکترونیکیکتاب دیجیتال فهرست قابل جستوجو دارد.
کتاب الکترونیکیمیتوانی این کتاب الکترونیکی را آفلاین بخوانی.
کتاب الکترونیکیاو نقد سنجیدهای دربارهٔ کتاب نوشت.
نقد و بررسی کتابنقد کتاب بدون لو دادن داستان دربارهٔ پایان آن بحث میکند.
نقد و بررسی کتابپیش از انتخاب کتاب سه نقد خواندم.
نقد و بررسی کتاببرای شش نفر میز رزرو کردم.
رزرو کردن با فعل bookبهتر است بلیتهای قطار را زود رزرو کنی.
رزرو کردن با فعل bookاو اتاقی برای دو شب رزرو کرد.
رزرو کردن با فعل bookکتاب را در قفسهٔ بالایی بگذار.
قرار دادن و پیدا کردن کتاب در قفسهکتاب گمشده را پشت فرهنگلغتها پیدا کردم.
قرار دادن و پیدا کردن کتاب در قفسهاو کتابهایش را بر اساس موضوع میچیند.
قرار دادن و پیدا کردن کتاب در قفسهپیش از انتخاب فصل، فهرست مطالب کتاب را نگاه کن.
فهرست مطالب کتابفهرست مطالب از صفحهٔ پنج شروع میشود.
فهرست مطالب کتاباین کتاب فهرست مطالب مفصلی دارد.
فهرست مطالب کتابنویسنده در پیشگفتار از معلمانش تشکر میکند.
پیشگفتار یا مقدمهٔ آغاز کتابمن همیشه اول پیشگفتار کتاب را میخوانم.
پیشگفتار یا مقدمهٔ آغاز کتابپیشگفتار توضیح میدهد چرا کتاب نوشته شده است.
پیشگفتار یا مقدمهٔ آغاز کتابناشر اعلام کرد کتاب تازهای در بهار منتشر میشود.
ناشر و انتشار کتابنام ناشر را در صفحههای ابتدایی کتاب پیدا کن.
ناشر و انتشار کتابناشر کوچکی اولین کتاب او را منتشر کرد.
ناشر و انتشار کتابمن ویرایش دوم این کتاب را لازم دارم.
ویرایش یا نوبت انتشار کتابویرایش بازبینیشده مقدمهٔ تازهای دارد.
ویرایش یا نوبت انتشار کتاببررسی کن معلم کدام ویرایش را پیشنهاد کرده است.
ویرایش یا نوبت انتشار کتابکتاب را با شابکش جستوجو کن.
شمارهٔ استاندارد شناسایی کتاب (ISBN)شابک نزدیک بارکد چاپ شده است.
شمارهٔ استاندارد شناسایی کتاب (ISBN)نسخهٔ جلد نرم و جلد سخت شابک متفاوتی دارند.
شمارهٔ استاندارد شناسایی کتاب (ISBN)این کتاب از ژاپنی ترجمه شده است.
کتاب ترجمهشده و نام مترجمنام مترجم زیر عنوان آمده است.
کتاب ترجمهشده و نام مترجمدو ترجمه از یک کتاب را مقایسه کردم.
کتاب ترجمهشده و نام مترجمدر قطار به یک کتاب صوتی گوش دادم.
کتاب صوتی و گوش دادن به روایت آنراوی برای هر شخصیت صدای متفاوتی به کار میبرد.
کتاب صوتی و گوش دادن به روایت آنمیتوانی کتاب صوتی را در هر فصلی متوقف کنی.
کتاب صوتی و گوش دادن به روایت آننشانکم را در صفحهٔ هشتاد گذاشتم.
نشانک برای نگه داشتن جای مطالعهبهجای تا کردن صفحه از نشانک استفاده کن.
نشانک برای نگه داشتن جای مطالعهدوستش از کاغذ رنگی نشانک ساخت.
نشانک برای نگه داشتن جای مطالعهاین کتاب را در فهرست کتابخانه جستوجو کن.
پیدا کردن کتاب در فهرست کتابخانهطبق فهرست، کتاب در طبقهٔ سوم است.
پیدا کردن کتاب در فهرست کتابخانهشمارهٔ ردهٔ کتاب را کنار عنوانش پیدا کردم.
پیدا کردن کتاب در فهرست کتابخانهباشگاه کتابخوانی ما هر پنجشنبه جلسه دارد.
گفتوگو دربارهٔ کتاب در باشگاه کتابخوانیهمه یک سؤال دربارهٔ کتاب آورده بودند.
گفتوگو دربارهٔ کتاب در باشگاه کتابخوانیگروه برای ماه بعد رمان کوتاهی انتخاب کرد.
گفتوگو دربارهٔ کتاب در باشگاه کتابخوانیبرنامه دارم این کتاب را تا جمعه تمام کنم.
برنامهریزی برای تمام کردن کتابروزی ده صفحه هدف مطالعهٔ واقعبینانهای است.
برنامهریزی برای تمام کردن کتاباو پیشرفت مطالعهاش را در دفتر ثبت میکند.
برنامهریزی برای تمام کردن کتابکتاب دستدومی در وضعیت عالی پیدا کردم.
کتاب دستدوم و وضعیت ظاهری آنکسی روی صفحهٔ اول تاریخ نوشته بود.
کتاب دستدوم و وضعیت ظاهری آنکتابهای دستدوم میتوانند از نسخههای نو ارزانتر باشند.
کتاب دستدوم و وضعیت ظاهری آنبرای تولد خواهرم کتابی خریدم.
هدیه دادن کتاب با انتخاب و یادداشت شخصیاو داخل کتاب هدیه یادداشت کوتاهی نوشت.
هدیه دادن کتاب با انتخاب و یادداشت شخصیکتاب میتواند هدیهای باملاحظه باشد.
هدیه دادن کتاب با انتخاب و یادداشت شخصیWe booked a table near the window.
میزی نزدیک پنجره رزرو کردیم.
The inspector did everything by the book.
بازرس همهچیز را دقیقاً طبق مقررات انجام داد.
I need to hit the books before the exam.
باید پیش از امتحان جدی درس بخوانم.
My cousin is an open book.
دخترخالهام احساساتش را پنهان نمیکند.
That quiet student is brilliant; don't judge a book by its cover.
آن دانشآموز آرام بسیار باهوش است؛ از ظاهر قضاوت نکن.