«بیرون» در برابر «داخل» جای فرد را نسبت به ساختمان مشخص میکند و بهتنهایی حرکت را نمیرساند.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
Im Freien statt im Gebäude.
«بیرون» در برابر «داخل» جای فرد را نسبت به ساختمان مشخص میکند و بهتنهایی حرکت را نمیرساند.
Vor dem Eingang im äußeren Bereich.
وقتی کسی بیرونِ در منتظر است، مکان او در سمت خارجی ورودی است؛ «جلوی در» همیشه بیرون بودن را تضمین نمیکند.
Im Freien während des Wartens.
برای انتظار در فضای بیرون، «بیرون» مکان را مشخص میکند و مدت انتظار از جمله فهمیده میشود.
Auf einem Sitzplatz im Freien.
در کافه و خانه، نشستن بیرون در برابر نشستن در فضای سرپوشیده قرار میگیرد؛ نوع صندلی از بافت میآید.
Beim Essen an einem Tisch draußen.
«بیرون غذا خوردن» در این موقعیت یعنی نشستن در فضای باز، نه لزوماً غذا خوردن در رستوران.
Beim Spielen im Außenbereich.
در جملههای بازی کودک، «بیرون» محل بازی را تعیین میکند، نه اسم بازی یا وسیلهٔ آن.
Bei Gartenarbeit im Freien.
وقتی کاری در حیاط انجام میشود، «بیرون» مقابل اتاقهای داخلی است و نوع کار را فعل مشخص میکند.
Bei Sport im Freien.
ورزش در فضای باز با باشگاه سرپوشیده فرق دارد، ولی «بیرون» خودِ نوع تمرین را تعیین نمیکند.
Beim Spazierengehen draußen.
در توصیف راه رفتن در فضای باز، «بیرون» محل فعالیت است؛ جهت یا مقصد حرکت از فعل یا عبارت دیگر میآید.
Bei einem Treffen im Außenbereich.
در برنامهریزی دیدار، بیرون میتواند حیاط یا محوطهٔ روبهروی ساختمان باشد؛ محل دقیق با بافت معلوم میشود.
In einer Schlange vor dem Gebäude.
«صف بیرون است» به محل صف اشاره میکند؛ دربارهٔ نوبت یا سرعت صف چیزی نمیگوید.
Mit Gegenständen im Außenbereich.
وقتی وسیلهای بیرون گذاشته شده، «بیرون» جای آن را میرساند نه صاحبش یا دلیل قرار دادن آن را.
Mit Tieren außerhalb des Hauses.
«حیوان بیرون است» حضور در محوطهٔ باز را بیان میکند؛ آزاد بودن یا گم شدن را نمیتوان از آن نتیجه گرفت.
Beim Wetter draußen, vor dem Haus.
وقتی میگوییم «بیرون باران میبارد»، اشاره به هوای خارج از ساختمان است، نه وضعیت همهٔ شهر.
Bei der Temperatur der Außenluft.
«بیرون سرد است» دربارهٔ دمای محیط بیرونِ محل کنونی است؛ با داخل ممکن است تفاوت داشته باشد.
Beim Tageslicht im Freien.
«بیرون روشن است» وضعیت نور در محیط بیرونی را نشان میدهد؛ منبع روشنایی از جمله یا بافت معلوم میشود.
Bei Geräuschen außerhalb des Gebäudes.
در «بیرون سروصداست»، واژه به محل صدا اشاره میکند، نه به علت آن یا منبع دقیق صدا.
Bei Regeln für den Außenbereich.
تابلوهایی مانند «سیگار فقط بیرون» به محدودهٔ بیرونی اشاره دارند؛ قانون را باید از متن کامل فهمید.
Jemanden nach einem Termin draußen vor der Praxis treffen.
اینجا outside / بیرون موقعیت دقیق ملاقات بیرون از ساختمان درمانگاه است؛ معادلهای هر زبان را با ساخت طبیعی همان زبان بخوان.
Bücher am Rückgabekasten draußen vor der Bibliothek einwerfen.
فعل برگرداندن کتاب با محل دریچه مشخص شده تا «بیرون» به معنی فضای بیرونی کتابخانه بماند، نه مفهوم خارج از دامنه.
Eine Zeitung am Kiosk draußen auf der Straße kaufen.
وجود کیوسک در پیادهرو با inside فروشگاه اشتباه نشود؛ لحن برای موقعیت معمول خرید روزنامه است.
Eine Skulptur draußen vor dem Museum betrachten.
اثر هنری این بار در محوطهٔ باز نصب شده است؛ این کاربرد دربارهٔ نمایشگاه داخل ساختمان نیست.
Sich bei einer Räumungsübung draußen versammeln.
در دستور ایمنی، بیرون یعنی فضای تجمعِ امنِ خارج از ساختمان؛ هیچ ادعای تخصصی دربارهٔ مسیر تخلیه اضافه نشده است.
Auf dem Campingplatz draußen neben dem Zelt sein.
در محیط اردو، «بیرون» فضای باز کنار چادر را نشان میدهد؛ نه خروج از شهر یا سفر به خارج.
Die Luft draußen mit der Luft im Gewächshaus vergleichen.
مرز inside / outside در محیط گلخانه از نظر دما و وضعیت گیاه روشن است؛ نباید با بیرون از شهر اشتباه شود.
Einem Musiker draußen vor dem Theater zuhören.
«بیرون» اینجا محل اجرای خیابانی را از سالن نمایش جدا میکند؛ در فرانسه و آلمان ساخت قیدی مستقل طبیعیتر است.
An Marktständen draußen einkaufen.
بازار روزِ فضای باز در برابر فروشگاه سرپوشیده است، نه ساخت انتزاعی «خارج از بازار».
Ein Kind draußen vor der Schule abholen.
نقطهٔ بیرونی مدرسه از حیاط یا کلاس مدرسه متمایز است و مثالها خروج کودک از ساختمان را نشان میدهند.
Für ein privates Telefonat nach draußen vor das Büro gehen.
گفتوگو در حیاط بیرونی برای داشتن سکوت و حریم بیشتر است؛ outside در این بافت مکان است.
Draußen unter dem Dach des Bahnsteigs warten.
سایهبان ممکن است سقف داشته باشد، ولی محوطهٔ سکو همچنان فضای باز است؛ معادل به «بیرون» پیوند دارد.
Draußen den Nachthimmel ohne Zimmerlicht beobachten.
دیدن ستارهها مستلزم اشاره به فضای باز است، نه معنای استعاری خارج از موضوع؛ نمونهها عمومیاند.
Eine Szene draußen statt im Studio drehen.
تفاوت محل فیلمبرداری در فضای بیرونی با فضای سرپوشیده استودیو روشن است؛ اشاره به ضبط رسانه معنای لغوی واژه را عوض نمیکند.
Warte draußen neben dem Tor.
بیرون کنار دروازه منتظر بمان.
Draußen ist es kalt, nimm einen Mantel.
بیرون سرد است، پالتو بردار.
Wir sitzen draußen unter dem Baum.
بیرون زیر درخت مینشینیم.
Der Bote steht draußen vor dem Gebäude.
پیک بیرون ساختمان است.
Das Schild erlaubt Rauchen nur draußen.
تابلو سیگار کشیدن را فقط بیرون مجاز میداند.
Draußen در آلمانی یعنی «بیرون» و مقابل drinnen («داخل») است. برای حرکت به بیرون معمولاً nach draußen یا hinaus به کار میرود. Draußen در توصیف هوای بیرون، محوطهٔ باز و حضور افراد کاربرد طبیعی دارد.
Im Freien statt im Gebäude.
«بیرون» در برابر «داخل» جای فرد را نسبت به ساختمان مشخص میکند و بهتنهایی حرکت را نمیرساند.
Vor dem Eingang im äußeren Bereich.
وقتی کسی بیرونِ در منتظر است، مکان او در سمت خارجی ورودی است؛ «جلوی در» همیشه بیرون بودن را تضمین نمیکند.
Im Freien während des Wartens.
برای انتظار در فضای بیرون، «بیرون» مکان را مشخص میکند و مدت انتظار از جمله فهمیده میشود.
Auf einem Sitzplatz im Freien.
در کافه و خانه، نشستن بیرون در برابر نشستن در فضای سرپوشیده قرار میگیرد؛ نوع صندلی از بافت میآید.
Beim Essen an einem Tisch draußen.
«بیرون غذا خوردن» در این موقعیت یعنی نشستن در فضای باز، نه لزوماً غذا خوردن در رستوران.
Beim Spielen im Außenbereich.
در جملههای بازی کودک، «بیرون» محل بازی را تعیین میکند، نه اسم بازی یا وسیلهٔ آن.
Bei Gartenarbeit im Freien.
وقتی کاری در حیاط انجام میشود، «بیرون» مقابل اتاقهای داخلی است و نوع کار را فعل مشخص میکند.
Bei Sport im Freien.
ورزش در فضای باز با باشگاه سرپوشیده فرق دارد، ولی «بیرون» خودِ نوع تمرین را تعیین نمیکند.
Beim Spazierengehen draußen.
در توصیف راه رفتن در فضای باز، «بیرون» محل فعالیت است؛ جهت یا مقصد حرکت از فعل یا عبارت دیگر میآید.
Bei einem Treffen im Außenbereich.
در برنامهریزی دیدار، بیرون میتواند حیاط یا محوطهٔ روبهروی ساختمان باشد؛ محل دقیق با بافت معلوم میشود.
In einer Schlange vor dem Gebäude.
«صف بیرون است» به محل صف اشاره میکند؛ دربارهٔ نوبت یا سرعت صف چیزی نمیگوید.
Mit Gegenständen im Außenbereich.
وقتی وسیلهای بیرون گذاشته شده، «بیرون» جای آن را میرساند نه صاحبش یا دلیل قرار دادن آن را.
Mit Tieren außerhalb des Hauses.
«حیوان بیرون است» حضور در محوطهٔ باز را بیان میکند؛ آزاد بودن یا گم شدن را نمیتوان از آن نتیجه گرفت.
Beim Wetter draußen, vor dem Haus.
وقتی میگوییم «بیرون باران میبارد»، اشاره به هوای خارج از ساختمان است، نه وضعیت همهٔ شهر.
Bei der Temperatur der Außenluft.
«بیرون سرد است» دربارهٔ دمای محیط بیرونِ محل کنونی است؛ با داخل ممکن است تفاوت داشته باشد.
Beim Tageslicht im Freien.
«بیرون روشن است» وضعیت نور در محیط بیرونی را نشان میدهد؛ منبع روشنایی از جمله یا بافت معلوم میشود.
Bei Geräuschen außerhalb des Gebäudes.
در «بیرون سروصداست»، واژه به محل صدا اشاره میکند، نه به علت آن یا منبع دقیق صدا.
Bei Regeln für den Außenbereich.
تابلوهایی مانند «سیگار فقط بیرون» به محدودهٔ بیرونی اشاره دارند؛ قانون را باید از متن کامل فهمید.
Jemanden nach einem Termin draußen vor der Praxis treffen.
اینجا outside / بیرون موقعیت دقیق ملاقات بیرون از ساختمان درمانگاه است؛ معادلهای هر زبان را با ساخت طبیعی همان زبان بخوان.
Bücher am Rückgabekasten draußen vor der Bibliothek einwerfen.
فعل برگرداندن کتاب با محل دریچه مشخص شده تا «بیرون» به معنی فضای بیرونی کتابخانه بماند، نه مفهوم خارج از دامنه.
Eine Zeitung am Kiosk draußen auf der Straße kaufen.
وجود کیوسک در پیادهرو با inside فروشگاه اشتباه نشود؛ لحن برای موقعیت معمول خرید روزنامه است.
Eine Skulptur draußen vor dem Museum betrachten.
اثر هنری این بار در محوطهٔ باز نصب شده است؛ این کاربرد دربارهٔ نمایشگاه داخل ساختمان نیست.
Sich bei einer Räumungsübung draußen versammeln.
در دستور ایمنی، بیرون یعنی فضای تجمعِ امنِ خارج از ساختمان؛ هیچ ادعای تخصصی دربارهٔ مسیر تخلیه اضافه نشده است.
Auf dem Campingplatz draußen neben dem Zelt sein.
در محیط اردو، «بیرون» فضای باز کنار چادر را نشان میدهد؛ نه خروج از شهر یا سفر به خارج.
Die Luft draußen mit der Luft im Gewächshaus vergleichen.
مرز inside / outside در محیط گلخانه از نظر دما و وضعیت گیاه روشن است؛ نباید با بیرون از شهر اشتباه شود.
Einem Musiker draußen vor dem Theater zuhören.
«بیرون» اینجا محل اجرای خیابانی را از سالن نمایش جدا میکند؛ در فرانسه و آلمان ساخت قیدی مستقل طبیعیتر است.
An Marktständen draußen einkaufen.
بازار روزِ فضای باز در برابر فروشگاه سرپوشیده است، نه ساخت انتزاعی «خارج از بازار».
Ein Kind draußen vor der Schule abholen.
نقطهٔ بیرونی مدرسه از حیاط یا کلاس مدرسه متمایز است و مثالها خروج کودک از ساختمان را نشان میدهند.
Für ein privates Telefonat nach draußen vor das Büro gehen.
گفتوگو در حیاط بیرونی برای داشتن سکوت و حریم بیشتر است؛ outside در این بافت مکان است.
Draußen unter dem Dach des Bahnsteigs warten.
سایهبان ممکن است سقف داشته باشد، ولی محوطهٔ سکو همچنان فضای باز است؛ معادل به «بیرون» پیوند دارد.
Draußen den Nachthimmel ohne Zimmerlicht beobachten.
دیدن ستارهها مستلزم اشاره به فضای باز است، نه معنای استعاری خارج از موضوع؛ نمونهها عمومیاند.
من بیرون خانه کنار پلهها هستم.
حضور در فضای بازِ بیرون ساختمانبیرون این کلبهٔ کوچک آرام است.
حضور در فضای بازِ بیرون ساختمانهنوز بیرونی یا رفتی داخل؟
حضور در فضای بازِ بیرون ساختمانپیک بیرون جلوی در ورودی است.
ایستادن بیرونِ ورودیبا کیف قرمز بیرون ورودی منتظرت میمانم.
ایستادن بیرونِ ورودییک نفر بیرون کنار دروازه منتظر است.
ایستادن بیرونِ ورودیلطفاً تا اتاق آماده شود بیرون منتظر بمان.
منتظر ماندن در محوطهٔ بیرونیبیرون زیر درخت منتظر ماندیم.
منتظر ماندن در محوطهٔ بیرونیوقتی اسمهایمان را صدا کردند آنها هنوز بیرون بودند.
منتظر ماندن در محوطهٔ بیرونیبیا بیرون در سایه بنشینیم.
نشستن در فضای بازکافه بیرون چند میز دارد.
نشستن در فضای بازبیرون کنار گلها نشستیم.
نشستن در فضای بازناهار را بیرون روی تراس خوردیم.
خوردن غذا در فضای بازامشب هوا برای غذا خوردن بیرون خوب است.
خوردن غذا در فضای بازچای را بیرون در حیاط سرو کردند.
خوردن غذا در فضای بازبچهها بعد از مدرسه بیرون بازی میکنند.
بازی در فضای بازباران بند آمده؛ بچهها میتوانند بیرون بازی کنند.
بازی در فضای بازبیرون گوشهٔ کوچکی برای بازی آماده کردیم.
بازی در فضای بازپدرم بیرون در باغچهٔ سبزی کار میکند.
کار کردن در باغ یا حیاطصبح امروز بیرون حصار را رنگ زدیم.
کار کردن در باغ یا حیاطابزارها بیرون کنار انباری هستند.
کار کردن در باغ یا حیاطوقتی هوا خنک است ترجیح میدهم بیرون ورزش کنم.
ورزش کردن در فضای بازجمعهها گروه ما بیرون حرکتهای کششی تمرین میکند.
ورزش کردن در فضای بازگرمکردن را بیرون جلوی سالن ورزش انجام دادیم.
ورزش کردن در فضای بازمادربزرگم هر صبح بیرون قدم میزند.
قدم زدن در محوطهٔ بیرونیبعد از شام بیرون کمی قدم زدیم.
قدم زدن در محوطهٔ بیرونیالآن راههای بیرون خشکاند.
قدم زدن در محوطهٔ بیرونیانجمن امروز بیرون در حیاط جلسه دارد.
برگزاری دیدار در فضای بازبیا بیرون دور از سروصدا دربارهٔ برنامه حرف بزنیم.
برگزاری دیدار در فضای بازخانواده بیرون زیر درختها دور هم جمع شد.
برگزاری دیدار در فضای بازصف بیرون جلوی باجهٔ بلیت شروع میشود.
صف کشیدن در بیرون ساختمانده دقیقه بیرون در صف ایستادیم.
صف کشیدن در بیرون ساختمانبیرون تابلوها نشان میدهند صف از کجا شروع میشود.
صف کشیدن در بیرون ساختمانچکمههایت بیرون کنار پادری هستند.
قرار داشتن وسیله در فضای بازآبپاش را بیرون کنار دیوار گذاشتم.
قرار داشتن وسیله در فضای بازبعد از مهمانی صندلیها هنوز بیرون بودند.
قرار داشتن وسیله در فضای بازسگ بیرون در حیاط است.
حضور حیوان در فضای بازگربهٔ ما دوست دارد بیرون زیر آفتاب بخوابد.
حضور حیوان در فضای بازاسبها امروز بیرون در چراگاه هستند.
حضور حیوان در فضای بازبیرون باران میبارد؛ چتر بردار.
باران یا برف در فضای بیرونیبیرون پنجره برف میبارد.
باران یا برف در فضای بیرونیبعد از طوفان پیادهرو بیرون خیس است.
باران یا برف در فضای بیرونیبیرون از آشپزخانه سردتر است.
گرما و سرمای فضای بیرونیامروز بعدازظهر بیرون گرم است.
گرما و سرمای فضای بیرونیکاپشن لازم دارم؛ بیرون خنک است.
گرما و سرمای فضای بیرونیبا اینکه هنوز زود است بیرون روشن است.
نور و روشنایی در فضای بازبیرون پنجره آفتاب میتابد.
نور و روشنایی در فضای بازپردهها را کنار زدیم تا روشنایی بیرون را ببینیم.
نور و روشنایی در فضای بازصدای خندهٔ بچهها از بیرون میآید.
صدا و شلوغی در بیرونبهخاطر تعمیرات بیرون پرسروصداست.
صدا و شلوغی در بیرونپرندهها بیرون اتاق خواب آواز میخوانند.
صدا و شلوغی در بیرونروی تابلو نوشته سیگار کشیدن فقط بیرون مجاز است.
قانون یا رفتار مجاز در محوطهٔ بیرونیلطفاً کفشهای گلی را بیرون بگذارید.
قانون یا رفتار مجاز در محوطهٔ بیرونیغذا خوردن بیرون مجاز است، اما در گالری نه.
قانون یا رفتار مجاز در محوطهٔ بیرونیبعد از معاینه بیرون درمانگاه منتظرت میمانم.
قرار گذاشتن برای تحویل گرفتن همراه بیرون درمانگاهراننده بیرون درمانگاه کنار نیمکت ایستاده است.
قرار گذاشتن برای تحویل گرفتن همراه بیرون درمانگاهوقتی بیرون رسیدی، به من پیام بده.
قرار گذاشتن برای تحویل گرفتن همراه بیرون درمانگاهصندوق بازگشت کتاب بیرون کتابخانه است.
برگرداندن کتاب از دریچهٔ بیرونی کتابخانهوقتی کتابخانه بسته است، کتابت را بیرون در صندوق بگذار.
برگرداندن کتاب از دریچهٔ بیرونی کتابخانهبیرون تابلو کوچکی راه صندوق بازگشت کتاب را نشان میدهد.
برگرداندن کتاب از دریچهٔ بیرونی کتابخانهبیرون ایستگاه یک کیوسک روزنامهفروشی هست.
خرید روزنامه از کیوسک خیابانی بیرون ساختمانپدرم روزنامه را از کیوسک بیرون میخرد.
خرید روزنامه از کیوسک خیابانی بیرون ساختمانبیرون نزدیک کیوسک جای ایستادن کم است.
خرید روزنامه از کیوسک خیابانی بیرون ساختمانمجسمهٔ بزرگ بیرون موزه قرار دارد.
دیدن اثر هنری در محوطهٔ بیرونی موزهبازدیدکنندهها بیرون دور مجسمه جمع شدهاند.
دیدن اثر هنری در محوطهٔ بیرونی موزهبرای دیدن این اثر لازم نیست وارد موزه شوی؛ بیرون است.
دیدن اثر هنری در محوطهٔ بیرونی موزهدر تمرین تخلیهٔ ساختمان، همه بیرون جمع شدند.
جمع شدن در فضای بیرونی هنگام تمرین تخلیهٔ اضطراریمسئول گروه بیرون حضور افراد را بررسی کرد.
جمع شدن در فضای بیرونی هنگام تمرین تخلیهٔ اضطراریتا پایان تمرین باید بیرون ساختمان بمانیم.
جمع شدن در فضای بیرونی هنگام تمرین تخلیهٔ اضطراریچراغ اردو را بیرون چادر گذاشتیم.
چادر زدن و کارهای اردو در فضای بیرونیصبح زود بیرون چادر صدای پرندهها را شنیدم.
چادر زدن و کارهای اردو در فضای بیرونیکفشهای خیس را بیرون چادر بگذار.
چادر زدن و کارهای اردو در فضای بیرونیبیرون گلخانه هوا سردتر از داخل آن است.
تفاوت دمای داخل گلخانه با هوای بیرونگیاههای حساس را امشب بیرون نگذار.
تفاوت دمای داخل گلخانه با هوای بیروندماسنج بیرون گلخانه عدد پایینتری نشان میدهد.
تفاوت دمای داخل گلخانه با هوای بیروننوازندهای بیرون سالن نمایش ویولن میزند.
تماشای اجرای نوازنده در فضای باز کنار سالن نمایشچند نفر بیرون برای شنیدن موسیقی ایستادند.
تماشای اجرای نوازنده در فضای باز کنار سالن نمایشاجرای بیرون رایگان بود، اما بلیت سالن پولی بود.
تماشای اجرای نوازنده در فضای باز کنار سالن نمایشامروز غرفههای میوه بیرون در میدان برپا شدهاند.
خرید از غرفههای بازار روز در فضای بازبیرون میتوانی از فروشندههای بازار روز سبزی تازه بخری.
خرید از غرفههای بازار روز در فضای بازوقتی باران شروع شد، غرفهدارها بیرون سایهبانها را باز کردند.
خرید از غرفههای بازار روز در فضای بازمادرم بعد از کلاس بیرون مدرسه منتظر من است.
انتظار والدین بیرون مدرسه پس از پایان کلاسپدرها و مادرها بیرون درِ مدرسه جمع شدهاند.
انتظار والدین بیرون مدرسه پس از پایان کلاسوقتی بیرون آمدی، کنار تابلو مدرسه بایست.
انتظار والدین بیرون مدرسه پس از پایان کلاسبرای تماس شخصی چند دقیقه بیرون اداره ایستادم.
صحبت تلفنی خصوصی در فضای بیرونی ادارهبیرون صدایت را بهتر میشنوم؛ داخل خیلی شلوغ است.
صحبت تلفنی خصوصی در فضای بیرونی ادارهبعد از تماس، از بیرون به دفتر برگشتم.
صحبت تلفنی خصوصی در فضای بیرونی ادارهبیرون زیر سقف سکو از باران پناه گرفتیم.
ایستادن بیرون زیر سایهبان سکو در ایستگاهبیرونِ سالن انتظار یک سکو روباز هست.
ایستادن بیرون زیر سایهبان سکو در ایستگاهبا اینکه بیرون ایستادهایم، سایهبان نمیگذارد خیس شویم.
ایستادن بیرون زیر سایهبان سکو در ایستگاهبرای تماشای ستارهها بیرون چراغها را خاموش کردیم.
تماشای آسمان شب از فضای باز بیرون خانهآسمان بیرون خانه امشب خیلی صاف است.
تماشای آسمان شب از فضای باز بیرون خانهدوربین دوچشمی را بیرون کنار صندلی بگذار.
تماشای آسمان شب از فضای باز بیرون خانهامروز یک صحنه را بیرون استودیو فیلمبرداری کردیم.
فیلمبرداری در فضای باز بیرون استودیوگروه فیلمبرداری بیرون منتظر تمام شدن باران است.
فیلمبرداری در فضای باز بیرون استودیوصدای خیابان بیرون ضبط میشود، پس باید آرام صحبت کنیم.
فیلمبرداری در فضای باز بیرون استودیوWarte draußen neben dem Tor.
بیرون کنار دروازه منتظر بمان.
Draußen ist es kalt, nimm einen Mantel.
بیرون سرد است، پالتو بردار.
Wir sitzen draußen unter dem Baum.
بیرون زیر درخت مینشینیم.
Der Bote steht draußen vor dem Gebäude.
پیک بیرون ساختمان است.
Das Schild erlaubt Rauchen nur draußen.
تابلو سیگار کشیدن را فقط بیرون مجاز میداند.