منظور دستگاهی برای ارتباط از راه دور است، نه الزاماً گوشی هوشمند.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
Gerät zum Sprechen über größere Entfernungen
منظور دستگاهی برای ارتباط از راه دور است، نه الزاماً گوشی هوشمند.
tragbares Telefon für unterwegs
تلفن همراه میتواند گوشی ساده یا هوشمند باشد؛ ترکیب دقیق را با متن بسنج.
Telefon an einem festen Festnetzanschluss
تلفن ثابت به خط یا دستگاه ثابت مربوط است و با تلفن همراه تفاوت دارد.
Klingeln eines Telefons bei einem Anruf
زنگخوردن یک رویداد است و با پاسخدادن به تماس فرق دارد.
einen eingehenden Anruf am Telefon annehmen
در این بافت کنش پاسخگویی به تماس دیده میشود؛ فعل هر زبان الزاماً همریشه با اسم نیست.
mit dem Telefon jemanden anrufen
Ziffernfolge für einen Telefonanschluss
در این گروه ترکیب «شمارهٔ تلفن» مراد است؛ با مجازِ خود «تلفن» به معنای شماره فرق دارد.
Speichern einer Kontaktperson im Telefon
مخاطب ذخیرهشده در گوشی با شخص تماسگیرنده یکی نیست.
den Akku eines Telefons aufladen
شارژ باتری تلفن همراه با شارژ اعتبار سیمکارت فرق دارد.
Bildschirm eines Telefons
نمایشگر بخش فیزیکی دستگاه است؛ خود صفحهٔ وب معنی دیگری دارد.
ein Telefon verlieren und wieder suchen
گمشدن دستگاه با قطعشدن خط یا خاموشبودن آن فرق دارد.
das Telefon einer anderen Person kurz benutzen
درخواست استفادهٔ موقت از دستگاه را با گرفتن شمارهتلفن اشتباه نکن.
das Telefon auf lautlos stellen
حالت بیصدا الزاماً به معنای خاموشبودن دستگاه نیست.
am Telefon statt persönlich sprechen
این بافت ابزار/کانال مکالمه است و با حضور فیزیکی در یک مکان فرق دارد.
ein Telefongespräch durch Auflegen beenden
قطع تماس را با خاموشکردن کامل دستگاه اشتباه نکن.
Telefon als metonymische Bezeichnung für einen eingehenden Anruf
Duden در ساخت محاورهای Telefon für dich! خود Telefon را به معنای تماسِ ورودی نشان میدهد؛ به همهٔ اسمهای تلفن تعمیم نده.
kleine öffentliche Kabine mit einem Telefon
Verzeichnis von Telefonnummern und Namen
Nutzung der eingebauten Kamera eines Telefons zum Fotografieren
دوربین تلفن بخشی از دستگاه است؛ به خودِ عکس یا دوربین مستقل اشاره نمیکند.
Verwendung des eingebauten Lichts am Telefon als Taschenlampe
چراغقوهٔ تلفن از نور دستگاه استفاده میکند و با روشنایی صفحهٔ نمایش یکسان نیست.
Weckalarm, der auf einem Telefon eingestellt wird
هشدار تنظیمشده در تلفن با زنگ تماس ورودی، که قبلاً پوشش داده شده، متفاوت است.
Wegsuche mit einer Kartenanwendung auf dem Telefon
Schriftliche Nachrichten mit einem Telefon senden und empfangen
پیامرسانی متنی با تماس صوتی و شمارهٔ تماس فرق دارد؛ بافت بر کاربرد تلفن برای پیام است.
Videogespräch über die Kamera eines Telefons
تماس تصویری افزون بر صدا تصویر منتقل میکند؛ با تماس صوتی معمولی یکسان نیست.
Hören über Kopfhörer, die mit dem Telefon verbunden sind
هدفون وسیلهٔ جانبی تلفن است و با خود گوشی تماس یا صدای بلندگوی آن تفاوت دارد.
Drahtlose Kopplung eines Telefons mit einem anderen Bluetooth-Gerät
بلوتوث نوع اتصال محلی است؛ با شبکهٔ تلفن همراه یا اینترنت یکسان نیست.
Speicherplatz eines Telefons für Fotos und andere Dateien
حافظهٔ ذخیرهسازی جای فایل و عکس است؛ نباید با حافظهٔ انسان یا باتری تلفن اشتباه شود.
Installation von Software- oder Systemupdates auf dem Telefon
بهروزرسانی سیستم یا برنامهها با خرید تلفن تازه و تعمیر سختافزار فرق دارد.
Untersuchung und Reparatur eines defekten Telefons durch Fachleute
تعمیر تلفن به رفع مشکل سختافزاری یا فنی اشاره دارد؛ با گمکردن یا قرضگرفتن دستگاه یکی نیست.
Garantiebedingungen für die Wartung eines gekauften Telefons
ضمانت تلفن به شرایط خدمات پس از فروش اشاره دارد و نباید بهطور خودکار هر نوع آسیب را پوششدادهشده فرض کرد.
Verwendung eines Telefons, um in einem Notfall Hilfe zu rufen
در این بافت تلفن وسیلهٔ درخواست کمک است؛ شمارهٔ اضطراری بسته به کشور متفاوت است و در مثالها عددی فرض نشده است.
Aktivieren des Flugmodus zur Einschränkung drahtloser Telefonverbindungen
حالت پرواز اتصالات بیسیم را مطابق تنظیمات دستگاه محدود میکند؛ با خاموشکردن کامل تلفن یکی نیست.
Geh bitte ans Telefon, wenn es klingelt.
لطفاً وقتی زنگ خورد تلفن را جواب بده.
Sie ist gerade am Telefon mit ihrer Mutter.
او الان پشت تلفن با مادرش است.
Die Praxis ist morgens telefonisch erreichbar.
صبحها میتوان تلفنی با مطب تماس گرفت.
Leg bitte erst auf, wenn wir fertig sind.
لطفاً وقتی حرفمان تمام شد تماس را قطع کن.
Die alte Telefonzelle steht noch am Platz.
باجهٔ تلفن قدیمی هنوز در میدان است.
Telefon اسم خنثی برای دستگاه یا خط تماس است و در ترکیبهای مرتبط با شماره، مکالمه، باجه و دفتر تلفن کاربرد دارد.
Gerät zum Sprechen über größere Entfernungen
منظور دستگاهی برای ارتباط از راه دور است، نه الزاماً گوشی هوشمند.
tragbares Telefon für unterwegs
تلفن همراه میتواند گوشی ساده یا هوشمند باشد؛ ترکیب دقیق را با متن بسنج.
Telefon an einem festen Festnetzanschluss
تلفن ثابت به خط یا دستگاه ثابت مربوط است و با تلفن همراه تفاوت دارد.
Klingeln eines Telefons bei einem Anruf
زنگخوردن یک رویداد است و با پاسخدادن به تماس فرق دارد.
einen eingehenden Anruf am Telefon annehmen
در این بافت کنش پاسخگویی به تماس دیده میشود؛ فعل هر زبان الزاماً همریشه با اسم نیست.
mit dem Telefon jemanden anrufen
Ziffernfolge für einen Telefonanschluss
در این گروه ترکیب «شمارهٔ تلفن» مراد است؛ با مجازِ خود «تلفن» به معنای شماره فرق دارد.
Speichern einer Kontaktperson im Telefon
مخاطب ذخیرهشده در گوشی با شخص تماسگیرنده یکی نیست.
den Akku eines Telefons aufladen
شارژ باتری تلفن همراه با شارژ اعتبار سیمکارت فرق دارد.
Bildschirm eines Telefons
نمایشگر بخش فیزیکی دستگاه است؛ خود صفحهٔ وب معنی دیگری دارد.
ein Telefon verlieren und wieder suchen
گمشدن دستگاه با قطعشدن خط یا خاموشبودن آن فرق دارد.
das Telefon einer anderen Person kurz benutzen
درخواست استفادهٔ موقت از دستگاه را با گرفتن شمارهتلفن اشتباه نکن.
das Telefon auf lautlos stellen
حالت بیصدا الزاماً به معنای خاموشبودن دستگاه نیست.
am Telefon statt persönlich sprechen
این بافت ابزار/کانال مکالمه است و با حضور فیزیکی در یک مکان فرق دارد.
ein Telefongespräch durch Auflegen beenden
قطع تماس را با خاموشکردن کامل دستگاه اشتباه نکن.
Telefon als metonymische Bezeichnung für einen eingehenden Anruf
Duden در ساخت محاورهای Telefon für dich! خود Telefon را به معنای تماسِ ورودی نشان میدهد؛ به همهٔ اسمهای تلفن تعمیم نده.
kleine öffentliche Kabine mit einem Telefon
Verzeichnis von Telefonnummern und Namen
Nutzung der eingebauten Kamera eines Telefons zum Fotografieren
دوربین تلفن بخشی از دستگاه است؛ به خودِ عکس یا دوربین مستقل اشاره نمیکند.
Verwendung des eingebauten Lichts am Telefon als Taschenlampe
چراغقوهٔ تلفن از نور دستگاه استفاده میکند و با روشنایی صفحهٔ نمایش یکسان نیست.
Weckalarm, der auf einem Telefon eingestellt wird
هشدار تنظیمشده در تلفن با زنگ تماس ورودی، که قبلاً پوشش داده شده، متفاوت است.
Wegsuche mit einer Kartenanwendung auf dem Telefon
Schriftliche Nachrichten mit einem Telefon senden und empfangen
پیامرسانی متنی با تماس صوتی و شمارهٔ تماس فرق دارد؛ بافت بر کاربرد تلفن برای پیام است.
Videogespräch über die Kamera eines Telefons
تماس تصویری افزون بر صدا تصویر منتقل میکند؛ با تماس صوتی معمولی یکسان نیست.
Hören über Kopfhörer, die mit dem Telefon verbunden sind
هدفون وسیلهٔ جانبی تلفن است و با خود گوشی تماس یا صدای بلندگوی آن تفاوت دارد.
Drahtlose Kopplung eines Telefons mit einem anderen Bluetooth-Gerät
بلوتوث نوع اتصال محلی است؛ با شبکهٔ تلفن همراه یا اینترنت یکسان نیست.
Speicherplatz eines Telefons für Fotos und andere Dateien
حافظهٔ ذخیرهسازی جای فایل و عکس است؛ نباید با حافظهٔ انسان یا باتری تلفن اشتباه شود.
Installation von Software- oder Systemupdates auf dem Telefon
بهروزرسانی سیستم یا برنامهها با خرید تلفن تازه و تعمیر سختافزار فرق دارد.
Untersuchung und Reparatur eines defekten Telefons durch Fachleute
تعمیر تلفن به رفع مشکل سختافزاری یا فنی اشاره دارد؛ با گمکردن یا قرضگرفتن دستگاه یکی نیست.
Garantiebedingungen für die Wartung eines gekauften Telefons
ضمانت تلفن به شرایط خدمات پس از فروش اشاره دارد و نباید بهطور خودکار هر نوع آسیب را پوششدادهشده فرض کرد.
Verwendung eines Telefons, um in einem Notfall Hilfe zu rufen
در این بافت تلفن وسیلهٔ درخواست کمک است؛ شمارهٔ اضطراری بسته به کشور متفاوت است و در مثالها عددی فرض نشده است.
تلفن روی میز کار قدیمی است.
تلفن بهعنوان دستگاه ارتباطیاین تلفن هنوز خوب کار میکند.
تلفن بهعنوان دستگاه ارتباطیدر اتاق هتل یک تلفن هست.
تلفن بهعنوان دستگاه ارتباطیتلفن همراهم در کیف جا میشود.
تلفن همراهاو برای سفر یک گوشی جدید خرید.
تلفن همراهاو با گوشیاش عکسهای خوبی میگیرد.
تلفن همراهتلفن ثابت در راهرو است.
تلفن ثابتبرای گفتوگوهای طولانی از تلفن خانه استفاده میکنیم.
تلفن ثابتدفتر هنوز تلفن ثابت دارد.
تلفن ثابتتلفن هنگام شام زنگ خورد.
زنگخوردن تلفنگوشی او داخل کیف زنگ میخورد.
زنگخوردن تلفنشنیدم تلفن دو بار زنگ زد.
زنگخوردن تلفنلطفاً تلفن را جواب بده.
جوابدادن به تلفناو فوراً تماس را پاسخ داد.
جوابدادن به تلفنهیچکس در مغازه تلفن را جواب نداد.
جوابدادن به تلفنباید یک تماس تلفنی بگیرم.
تماسگرفتن با تلفناو با تلفن به خواهرش زنگ زد.
تماسگرفتن با تلفنمیتوانم با این تلفن تماس بگیرم؟
تماسگرفتن با تلفنشمارهٔ تلفنت را اینجا بنویس.
شمارهٔ تلفنشمارهٔ تلفن مطب را ذخیره کردم.
شمارهٔ تلفناین شمارهٔ تلفن درست است؟
شمارهٔ تلفنشمارهٔ او را در گوشی ذخیره کردم.
ذخیرهٔ مخاطب در تلفنگوشی او مخاطبان زیادی دارد.
ذخیرهٔ مخاطب در تلفنمخاطب جدید را در گوشیات ذخیره کن.
ذخیرهٔ مخاطب در تلفنهر شب گوشیام را شارژ میکنم.
شارژکردن تلفنگوشی او به شارژ نیاز دارد.
شارژکردن تلفنگوشی را کنار شارژر گذاشت.
شارژکردن تلفنصفحهٔ گوشی ترک خورده است.
نمایشگر تلفنصفحهٔ گوشیات را با احتیاط تمیز کن.
نمایشگر تلفنپیامی روی گوشی او ظاهر شد.
نمایشگر تلفنگوشیام را در اتوبوس گم کردم.
گمکردن تلفناو گوشیاش را زیر مبل پیدا کرد.
گمکردن تلفنبه گوشیام زنگ بزن تا پیدایش کنم.
گمکردن تلفنمیتوانم گوشیات را کمی قرض بگیرم؟
قرضگرفتن تلفناو گوشیاش را به مهمان امانت داد.
قرضگرفتن تلفناو خواست کمی از گوشی من استفاده کند.
قرضگرفتن تلفنلطفاً گوشیات را بیصدا کن.
بیصداکردن تلفنگوشی او در جلسه بیصدا ماند.
بیصداکردن تلفنفراموش کردم گوشیام را بیصدا کنم.
بیصداکردن تلفندیشب تلفنی صحبت کردیم.
صحبتکردن از طریق تلفناو جزئیات را تلفنی گفت.
صحبتکردن از طریق تلفنپشت تلفن میتوانم راحتتر توضیح دهم.
صحبتکردن از طریق تلفنلطفاً هنوز تماس را قطع نکن.
قطعکردن مکالمهٔ تلفنیاو بعد از خداحافظی تماس را قطع کرد.
قطعکردن مکالمهٔ تلفنیوقتی گفتوگو تمام شد گوشی را گذاشت.
قطعکردن مکالمهٔ تلفنیدر دفتر کسی گفت: «تلفن برای لنا!»
Telefon به معنای تماس ورودی در محاورههمکار خبر داد: «از برلین برایت تماس است!»
Telefon به معنای تماس ورودی در محاورهنگهبان گفت: «تلفن برای رئیس!»
Telefon به معنای تماس ورودی در محاورهباجهٔ تلفن کنار ایستگاه است.
ترکیب Telefonzelle به معنای باجهٔ تلفنقبلاً اینجا یک باجهٔ تلفن بود.
ترکیب Telefonzelle به معنای باجهٔ تلفناو برای تماس دنبال باجهٔ تلفن گشت.
ترکیب Telefonzelle به معنای باجهٔ تلفنشماره در دفتر راهنمای تلفن است.
ترکیب Telefonbuch به معنای دفتر راهنمای تلفندفتر تلفن قدیمی در راهرو بود.
ترکیب Telefonbuch به معنای دفتر راهنمای تلفناو نشانی را در دفتر تلفن جستوجو کرد.
ترکیب Telefonbuch به معنای دفتر راهنمای تلفندوربین تلفن در نور روز خوب کار میکند.
دوربین تلفن برای عکسگرفتنبا تلفنم عکس گرفتم.
دوربین تلفن برای عکسگرفتنپیش از عکسگرفتن، لنز دوربین تلفن را تمیز کن.
دوربین تلفن برای عکسگرفتنچراغقوهٔ تلفنت را روشن کن.
چراغقوهٔ تلفننور تلفنم کمک کرد کلیدها را پیدا کنیم.
چراغقوهٔ تلفنچراغقوهٔ تلفن خودبهخود خاموش شد.
چراغقوهٔ تلفنهشدار تلفن را برای ساعت شش گذاشتم.
زنگ هشدار تلفن برای بیدارشدنزنگ هشدار تلفن بیدارم نکرد.
زنگ هشدار تلفن برای بیدارشدنزمان هشدار را روی تلفنت بررسی کن.
زنگ هشدار تلفن برای بیدارشدننقشهٔ تلفن مسیر کوتاهتری نشانمان داد.
مسیریابی با تلفنراهنمای مسیر را روی تلفنم دنبال کردم.
مسیریابی با تلفنتا وقتی برسیم، نقشهٔ تلفن را باز نگه دار.
مسیریابی با تلفننشانی را از تلفنم فرستادم.
فرستادن پیام متنی از تلفنپیام را روی تلفنت بخوان.
فرستادن پیام متنی از تلفنتلفن او یک دقیقه بعد پیام را دریافت کرد.
فرستادن پیام متنی از تلفنبا تلفن تماس تصویری داشتیم.
تماس تصویری با تلفنهنگام تماس تصویری تلفن را ثابت نگه دار.
تماس تصویری با تلفندوربین تلفنم وسط تماس از کار افتاد.
تماس تصویری با تلفنهدفونم به تلفن وصل است.
اتصال هدفون به تلفنهدفون را از تلفنت جدا کن.
اتصال هدفون به تلفنتلفن صدا را از هدفونم پخش کرد.
اتصال هدفون به تلفنتلفنم با بلوتوث به خودرو وصل شد.
اتصال بیسیم تلفن به دستگاه دیگربلوتوث تلفنت را روشن کن.
اتصال بیسیم تلفن به دستگاه دیگرتلفن بلندگوی بیسیم را پیدا نمیکند.
اتصال بیسیم تلفن به دستگاه دیگرحافظهٔ تلفنم تقریباً پر شده است.
فضای ذخیرهسازی تلفنویدئوهای قدیمی را پاک کن تا فضای تلفن آزاد شود.
فضای ذخیرهسازی تلفنتلفن میگوید برای فایل فضای کافی وجود ندارد.
فضای ذخیرهسازی تلفنتلفنم شبانه یک بهروزرسانی نصب کرد.
بهروزرسانی نرمافزار تلفنپس از بهروزرسانی نرمافزار، تلفن را دوباره راهاندازی کن.
بهروزرسانی نرمافزار تلفنبهروزرسانی تلفن بیست دقیقه طول کشید.
بهروزرسانی نرمافزار تلفنتعمیرگاه تلفنم را درست کرد.
تعمیر تلفن خرابدرگاه شارژ تلفنم باید عوض شود.
تعمیر تلفن خرابتعمیر تلفن چقدر هزینه دارد؟
تعمیر تلفن خرابتلفن هنوز گارانتی دارد.
گارانتی و ضمانت تلفنرسید خرید را برای گارانتی تلفن نگه دار.
گارانتی و ضمانت تلفنفروشگاه شرایط گارانتی تلفن تازه را توضیح داد.
گارانتی و ضمانت تلفنبرای وضعیت اضطراری تلفنت را دم دست نگه دار.
استفاده از تلفن در وضعیت اضطراریاو با تلفن درخواست کمک فوری کرد.
استفاده از تلفن در وضعیت اضطراریوقتی کمک لازم داشتیم، تلفن آنتن نداشت.
استفاده از تلفن در وضعیت اضطراریپیش از برخاستن، تلفنت را روی حالت پرواز بگذار.
حالت پرواز تلفنبعد از پرواز تلفنم همچنان در حالت پرواز بود.
حالت پرواز تلفنحالت پرواز روشن است، اما تلفن خاموش نیست.
حالت پرواز تلفنGeh bitte ans Telefon, wenn es klingelt.
لطفاً وقتی زنگ خورد تلفن را جواب بده.
Sie ist gerade am Telefon mit ihrer Mutter.
او الان پشت تلفن با مادرش است.
Die Praxis ist morgens telefonisch erreichbar.
صبحها میتوان تلفنی با مطب تماس گرفت.
Leg bitte erst auf, wenn wir fertig sind.
لطفاً وقتی حرفمان تمام شد تماس را قطع کن.
Die alte Telefonzelle steht noch am Platz.
باجهٔ تلفن قدیمی هنوز در میدان است.