«دوباره بخوان» به تکرار عمل خواندن اشاره دارد؛ نه به عقببرگشتن فیزیکی یا آغاز کتابی تازه.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
بازخوانی یک متن راهنما پس از خواندن قبلی
«دوباره بخوان» به تکرار عمل خواندن اشاره دارد؛ نه به عقببرگشتن فیزیکی یا آغاز کتابی تازه.
تکرار آگاهانهٔ یک واژه یا صدا برای بهتر شنیدن و گفتن
در آموزش تلفظ «دوباره بگو» یعنی همان صدا یا جمله یک بار دیگر ادا شود؛ لزوماً از ابتدا شروعکردن کل درس نیست.
انجام دوبارهٔ کاری که بار اول به نتیجه نرسیده است
در «دوباره امتحان کن» تکرار یک تلاش منظور است؛ نتیجهٔ موفقیت از خودِ واژهٔ «دوباره» معلوم نمیشود.
برقراری تماس جدید با همان مخاطب پس از تماس قبلی
«دوباره زنگ زدن» تماس تازهای پس از تماس پیشین است؛ به معنی طولانیترکردن همان تماس نیست.
تکرار ارسال یا نوشتن پیام برای اصلاح یا پیگیری
تکرار پیام ممکن است برای اصلاح متن یا پیگیری پاسخ باشد؛ «دوباره» علت ارسال را بهتنهایی تعیین نمیکند.
روبهروشدن دوباره با فردی که پیشتر دیده شده است
«دوباره همدیگر را دیدیم» بر وقوع دیداری تازه تأکید میکند؛ فاصلهٔ زمانی دقیق به جمله یا بافت وابسته است.
رفتن مجدد به جایی که قبلاً از آن دیدن شده است
«دوباره به شهر رفتن» تکرار سفر به همان جاست؛ خودِ قید نمیگوید سفر قبلی چقدر طول کشیده است.
تماشای مجدد همان اثر پس از بار پیشین
«دوباره فیلم را دیدم» به تماشای تکراری همان اثر اشاره دارد؛ با دیدن قسمت تازهٔ یک مجموعه فرق میکند.
پخش، شنیدن یا اجرای دوبارهٔ همان قطعه
«دوباره آهنگ را پخش کن» دربارهٔ تکرار همان قطعه است؛ لزوماً به معنای بلندترکردن صدا نیست.
درستکردن دوبارهٔ خوراکی آشنا یا امتحان مجدد دستور
«دوباره این غذا را پختیم» تکرار یک دستور را میرساند؛ دربارهٔ خوب یا بدبودن نتیجهٔ بار نخست چیزی نمیگوید.
بازانجام یک فعالیت آموزشی برای اصلاح یا تمرین بیشتر
در «مسئله را دوباره حل کن» کارِ پیشتر انجامشده تکرار میشود؛ این لزوماً به معنای نادرستبودن پاسخ قبلی نیست.
یک بار دیگر وارسیکردن جزئیات پس از بررسی قبلی
راهاندازی یا بروز دوبارهٔ رویدادی در وسایل دیجیتال
وقتی دستگاه «دوباره خاموش شد»، همان مشکل تکرار شده است؛ اما «دوباره روشنش کن» دستورِ تکرار یک اقدام است.
انجام مجدد یک حرکت برای تمرین یا پیشرفت
«حرکت را دوباره انجام بده» به یک نوبت دیگر از همان حرکت اشاره دارد؛ مقدار ستها یا مدت ورزش را مشخص نمیکند.
تکرار عکاسی از یک صحنه یا گروه پس از عکس قبلی
در «دوباره عکس گرفت» همان صحنه یا موقعیت یک بار دیگر ثبت میشود؛ لزوماً به معنی گرفتن چند عکس پشت سر هم نیست.
انجام مجدد تمیزکاری روی چیزی که قبلاً پاک شده است
«دوباره تمیزکردن» ممکن است بهخاطر لکهٔ تازه باشد؛ قید بهتنهایی دلیل کار را تعیین نمیکند.
تکرار هماهنگی یا تغییر یک زمان از پیش تعیینشده
«دوباره وقت را هماهنگ کنیم» دربارهٔ انجام یک هماهنگی تازه است؛ لزوماً به معنی لغو کامل قرار نیست.
ازسرگرفتن کاری که یک بار آغاز شده و بعد متوقف شده است
در «دوباره شروع کنیم» کار تازهای از همان فعالیت آغاز میشود؛ این با «ادامهدادن از همان نقطه» همیشه یکسان نیست.
تکرار تحویل یا ارسال بسته پس از نوبت قبلی
«دوباره» یعنی پیشتر هم برای تحویل یا ارسال اقدام شده؛ نه اینکه ارسال همیشگی است.
درخواست مجدد همان غذا یا تکرار سفارش
تکرار درخواست با افزایش تعداد سفارش فرق دارد؛ در متن روشن میشود که نوبت تازهای است.
از سر گرفتن رزرو یا خرید مجدد بلیت پس از تغییر
«دوباره بلیت رزرو کردم» به یک رزرو تازه پس از رزرو قبلی اشاره دارد.
بازگشت رشد گیاه پس از یک دورهٔ توقف
تکرار رشد یا شکوفهدادن به معنی بازگشت چرخه است، نه انجام دوبارهٔ یک دستور.
ازسرگیری بارش یا تابش پس از وقفهٔ قبلی
«دوباره باران گرفت» به قطعشدن و آغاز مجدد همان پدیده اشاره دارد.
تکرار یک رقابت یا نوبت بازی پس از رقابت قبلی
دوباره بازی کردن میتواند مسابقهٔ تازه باشد؛ الزاماً از سر گرفتن بازی ناتمام نیست.
تکرار ورود یا تلاش برای ورود پس از خروج یا خطا
صرفاً مثال زبانآموزی است؛ هیچ دستور فنی دربارهٔ حساب واقعی یا رمز ارائه نمیشود.
بازبینی و اصلاح نسخهٔ جدید یک نوشتهٔ رسمی یا کاری
تکرار کار روی همان سند است؛ «نسخهٔ تازه» به معنی فایل بیارتباط نیست.
تکرار اندازهگیری پیش از بریدن یا ساختن چیزی
انجام مجدد مرحلهای از دوخت، بافت یا ساخت دستساز
دوبارهانجامدادن یک گام معیوب است، نه لزوماً ساخت یک کار تازه.
تکرار جشنواره یا نمایشگاه در دورهای بعد
«برگزارشدن دوباره» میتواند پس از یک سال یا وقفه باشد؛ مدت آن از قید به دست نمیآید.
تکرار پیدا یا گمشدن شیء مشخص در نوبتی تازه
دوباره در این بافت به وقوع مجدد یک رویداد اشاره میکند؛ «پیدا شد» خودبهخود تکرار را نمیرساند.
بازگشت تاخیر یا تغییر مسیر در یک سفر یا سفر بعد
رویداد دوباره رخ میدهد؛ این قید درصد تاخیر یا خطر سفر را مشخص نمیکند.
بازگفتن همان ماجرا برای شنوندهای تازه یا با جزئیات بیشتر
تکرار روایت با رخدادن مجدد همان واقعه یکی نیست.
O kelimeyi daha yavaş tekrar söyler misin?
میشود آن واژه را دوباره، آهستهتر بگویی؟
İlk deneme başarısız oldu, bu yüzden tekrar denedim.
تلاش اول نتیجه نداد، پس دوباره امتحان کردم.
Toplantıdan sonra seni tekrar arayacağım.
بعد از جلسه دوباره به تو زنگ میزنم.
O şarkıyı tekrar çal; çok beğendim.
آن آهنگ را دوباره پخش کن؛ خیلی دوستش داشتم.
Yine hata yaparsak en baştan tekrar başlayacağız.
اگر باز هم اشتباه کنیم، دوباره از اول شروع میکنیم.
Tekrar یعنی «دوباره / یک بار دیگر» و میتواند پیش از فعل بیاید: Tekrar dene («دوباره تلاش کن»). Yeniden بیشتر به «از نو / دوباره» نزدیک است و bir daha به «یک بار دیگر»؛ yine نیز گاهی همین معنا را دارد، اما در همهٔ بافتها جانشین یکدیگر نیستند.
بازخوانی یک متن راهنما پس از خواندن قبلی
«دوباره بخوان» به تکرار عمل خواندن اشاره دارد؛ نه به عقببرگشتن فیزیکی یا آغاز کتابی تازه.
تکرار آگاهانهٔ یک واژه یا صدا برای بهتر شنیدن و گفتن
در آموزش تلفظ «دوباره بگو» یعنی همان صدا یا جمله یک بار دیگر ادا شود؛ لزوماً از ابتدا شروعکردن کل درس نیست.
انجام دوبارهٔ کاری که بار اول به نتیجه نرسیده است
در «دوباره امتحان کن» تکرار یک تلاش منظور است؛ نتیجهٔ موفقیت از خودِ واژهٔ «دوباره» معلوم نمیشود.
برقراری تماس جدید با همان مخاطب پس از تماس قبلی
«دوباره زنگ زدن» تماس تازهای پس از تماس پیشین است؛ به معنی طولانیترکردن همان تماس نیست.
تکرار ارسال یا نوشتن پیام برای اصلاح یا پیگیری
تکرار پیام ممکن است برای اصلاح متن یا پیگیری پاسخ باشد؛ «دوباره» علت ارسال را بهتنهایی تعیین نمیکند.
روبهروشدن دوباره با فردی که پیشتر دیده شده است
«دوباره همدیگر را دیدیم» بر وقوع دیداری تازه تأکید میکند؛ فاصلهٔ زمانی دقیق به جمله یا بافت وابسته است.
رفتن مجدد به جایی که قبلاً از آن دیدن شده است
«دوباره به شهر رفتن» تکرار سفر به همان جاست؛ خودِ قید نمیگوید سفر قبلی چقدر طول کشیده است.
تماشای مجدد همان اثر پس از بار پیشین
«دوباره فیلم را دیدم» به تماشای تکراری همان اثر اشاره دارد؛ با دیدن قسمت تازهٔ یک مجموعه فرق میکند.
پخش، شنیدن یا اجرای دوبارهٔ همان قطعه
«دوباره آهنگ را پخش کن» دربارهٔ تکرار همان قطعه است؛ لزوماً به معنای بلندترکردن صدا نیست.
درستکردن دوبارهٔ خوراکی آشنا یا امتحان مجدد دستور
«دوباره این غذا را پختیم» تکرار یک دستور را میرساند؛ دربارهٔ خوب یا بدبودن نتیجهٔ بار نخست چیزی نمیگوید.
بازانجام یک فعالیت آموزشی برای اصلاح یا تمرین بیشتر
در «مسئله را دوباره حل کن» کارِ پیشتر انجامشده تکرار میشود؛ این لزوماً به معنای نادرستبودن پاسخ قبلی نیست.
یک بار دیگر وارسیکردن جزئیات پس از بررسی قبلی
راهاندازی یا بروز دوبارهٔ رویدادی در وسایل دیجیتال
وقتی دستگاه «دوباره خاموش شد»، همان مشکل تکرار شده است؛ اما «دوباره روشنش کن» دستورِ تکرار یک اقدام است.
انجام مجدد یک حرکت برای تمرین یا پیشرفت
«حرکت را دوباره انجام بده» به یک نوبت دیگر از همان حرکت اشاره دارد؛ مقدار ستها یا مدت ورزش را مشخص نمیکند.
تکرار عکاسی از یک صحنه یا گروه پس از عکس قبلی
در «دوباره عکس گرفت» همان صحنه یا موقعیت یک بار دیگر ثبت میشود؛ لزوماً به معنی گرفتن چند عکس پشت سر هم نیست.
انجام مجدد تمیزکاری روی چیزی که قبلاً پاک شده است
«دوباره تمیزکردن» ممکن است بهخاطر لکهٔ تازه باشد؛ قید بهتنهایی دلیل کار را تعیین نمیکند.
تکرار هماهنگی یا تغییر یک زمان از پیش تعیینشده
«دوباره وقت را هماهنگ کنیم» دربارهٔ انجام یک هماهنگی تازه است؛ لزوماً به معنی لغو کامل قرار نیست.
ازسرگرفتن کاری که یک بار آغاز شده و بعد متوقف شده است
در «دوباره شروع کنیم» کار تازهای از همان فعالیت آغاز میشود؛ این با «ادامهدادن از همان نقطه» همیشه یکسان نیست.
تکرار تحویل یا ارسال بسته پس از نوبت قبلی
«دوباره» یعنی پیشتر هم برای تحویل یا ارسال اقدام شده؛ نه اینکه ارسال همیشگی است.
درخواست مجدد همان غذا یا تکرار سفارش
تکرار درخواست با افزایش تعداد سفارش فرق دارد؛ در متن روشن میشود که نوبت تازهای است.
از سر گرفتن رزرو یا خرید مجدد بلیت پس از تغییر
«دوباره بلیت رزرو کردم» به یک رزرو تازه پس از رزرو قبلی اشاره دارد.
بازگشت رشد گیاه پس از یک دورهٔ توقف
تکرار رشد یا شکوفهدادن به معنی بازگشت چرخه است، نه انجام دوبارهٔ یک دستور.
ازسرگیری بارش یا تابش پس از وقفهٔ قبلی
«دوباره باران گرفت» به قطعشدن و آغاز مجدد همان پدیده اشاره دارد.
تکرار یک رقابت یا نوبت بازی پس از رقابت قبلی
دوباره بازی کردن میتواند مسابقهٔ تازه باشد؛ الزاماً از سر گرفتن بازی ناتمام نیست.
تکرار ورود یا تلاش برای ورود پس از خروج یا خطا
صرفاً مثال زبانآموزی است؛ هیچ دستور فنی دربارهٔ حساب واقعی یا رمز ارائه نمیشود.
بازبینی و اصلاح نسخهٔ جدید یک نوشتهٔ رسمی یا کاری
تکرار کار روی همان سند است؛ «نسخهٔ تازه» به معنی فایل بیارتباط نیست.
تکرار اندازهگیری پیش از بریدن یا ساختن چیزی
انجام مجدد مرحلهای از دوخت، بافت یا ساخت دستساز
دوبارهانجامدادن یک گام معیوب است، نه لزوماً ساخت یک کار تازه.
تکرار جشنواره یا نمایشگاه در دورهای بعد
«برگزارشدن دوباره» میتواند پس از یک سال یا وقفه باشد؛ مدت آن از قید به دست نمیآید.
تکرار پیدا یا گمشدن شیء مشخص در نوبتی تازه
دوباره در این بافت به وقوع مجدد یک رویداد اشاره میکند؛ «پیدا شد» خودبهخود تکرار را نمیرساند.
بازگشت تاخیر یا تغییر مسیر در یک سفر یا سفر بعد
رویداد دوباره رخ میدهد؛ این قید درصد تاخیر یا خطر سفر را مشخص نمیکند.
لطفاً پیش از شروع دستورالعمل را دوباره بخوان.
دوباره خواندن دستور یا راهنماچون پاراگراف آخر گیجکننده بود، آن را دوباره خواندم.
دوباره خواندن دستور یا راهنمااو سر چهارراه نقشه را دوباره نگاه کرد.
دوباره خواندن دستور یا راهنمامیشود آن واژه را دوباره، آهستهتر بگویی؟
تکرار شنیدن یا گفتن تلفظمعلم فایل صوتی را دوباره برایمان پخش کرد.
تکرار شنیدن یا گفتن تلفظما بعد از کلاس آن صدای دشوار را دوباره تمرین کردیم.
تکرار شنیدن یا گفتن تلفظتلاش اول نتیجه نداد، پس دوباره امتحان کردم.
تلاش مجدد پس از اشتباهاگر در باز نشد، دکمه را دوباره فشار بده.
تلاش مجدد پس از اشتباهاو معما را دوباره و بدون هیچ راهنمایی حل کرد.
تلاش مجدد پس از اشتباهبعد از جلسه دوباره به تو زنگ میزنم.
تماس دوباره با یک نفرچون کسی جواب نداد، دوباره تماس گرفت.
تماس دوباره با یک نفرمیتوانیم وقتی وقت بیشتری داشتی دوباره صحبت کنیم؟
تماس دوباره با یک نفرلطفاً نشانی را دوباره بفرست؛ پیام را گم کردهام.
فرستادن یا نوشتن دوبارهٔ پیاماو ایمیل را دوباره نوشت تا روشنتر شود.
فرستادن یا نوشتن دوبارهٔ پیامما پیش از فرستادن، فایل پیوست را دوباره بررسی کردیم.
فرستادن یا نوشتن دوبارهٔ پیامخوشحال شدم که بعد از این همه سال دوباره دیدمت.
دیدار دوباره پس از یک فاصلهما اتفاقی در ایستگاه دوباره همدیگر را دیدیم.
دیدار دوباره پس از یک فاصلهاو امیدوار است ماه آینده دوباره گروه را ببیند.
دیدار دوباره پس از یک فاصلهمیخواهم بهار دوباره به آن شهر کوچک سر بزنم.
بازدید دوباره از مکان آشناآنها دوباره به موزه رفتند تا نمایشگاه تازه را ببینند.
بازدید دوباره از مکان آشناما دوباره در محلهٔ قدیمی قدم زدیم.
بازدید دوباره از مکان آشنافیلم را دوباره دیدم تا جزئیات ریزش را متوجه شوم.
دوباره دیدن فیلم یا نمایشاو دوباره به همان صحنه خندید.
دوباره دیدن فیلم یا نمایشمیتوانیم امشب قسمت آخر را دوباره ببینیم؟
دوباره دیدن فیلم یا نمایشآن آهنگ را دوباره پخش کن؛ خیلی دوستش داشتم.
دوباره شنیدن یا نواختن موسیقیاو آن ملودی را دوباره با پیانو تمرین کرد.
دوباره شنیدن یا نواختن موسیقیما ضبطِ کنسرت را دوباره گوش دادیم.
دوباره شنیدن یا نواختن موسیقیچون همه دوستش داشتند، این سوپ را دوباره درست کردم.
تکرار پخت یک غذا یا دستوراو این بار نان را با نمک کمتر دوباره پخت.
تکرار پخت یک غذا یا دستوربیا جمعه همان دستور غذا را دوباره امتحان کنیم.
تکرار پخت یک غذا یا دستورمسئلهٔ ریاضی را دوباره با روش دیگری حل کردم.
حل دوبارهٔ تمرین یا مسئلهمعلم پیش از امتحان قانون را دوباره توضیح داد.
حل دوبارهٔ تمرین یا مسئلهلطفاً پاسخ را دوباره با جملههای کامل بنویس.
حل دوبارهٔ تمرین یا مسئلهپیش از خرید بلیت تاریخ را دوباره بررسی کن.
بازبینی دوباره برای اطمیناناو دوباره قیمت را نگاه کرد و نظرش عوض شد.
بازبینی دوباره برای اطمینانبرای اطمینان صندلیها را دوباره شمردیم.
بازبینی دوباره برای اطمینانچاپگر وسط کار دوباره متوقف شد.
تکرار یک عمل یا مشکل در دستگاهبعد از بهروزرسانی تلفنم را دوباره راهاندازی کردم.
تکرار یک عمل یا مشکل در دستگاهاو این بار گذرواژه را با دقت بیشتری دوباره وارد کرد.
تکرار یک عمل یا مشکل در دستگاهبیا حرکت را دوباره و آهسته تمرین کنیم.
تکرار حرکت و تمرین بدنیاو مسیر کوتاه را دوباره دوید تا زمانش را بهتر کند.
تکرار حرکت و تمرین بدنیما بعد از پیادهروی طولانی دوباره حرکات کششی انجام دادیم.
تکرار حرکت و تمرین بدنیعکس اول تار شد، پس دوباره آن را گرفتیم.
گرفتن دوبارهٔ همان عکسمیتوانی عکس گروهی را دوباره بگیری؟
گرفتن دوبارهٔ همان عکساو دوباره از روی پل از غروب آفتاب عکس گرفت.
گرفتن دوبارهٔ همان عکسبعد از ناهار میز را دوباره پاک کردم.
تمیزکردن دوبارهٔ وسایل و خانهبچهها دوباره اتاق نشیمن را بههم ریختند.
تمیزکردن دوبارهٔ وسایل و خانهما پیش از آمدن مهمانها فنجانها را دوباره شستیم.
تمیزکردن دوبارهٔ وسایل و خانهمجبور شدیم وقت قرار را دوباره به پنجشنبه منتقل کنیم.
تنظیم دوبارهٔ زمان و قراراو دوباره ساعت جلسه را با ایمیل تأیید کرد.
تنظیم دوبارهٔ زمان و قرارامشب دوباره تقویمم را نگاه میکنم.
تنظیم دوبارهٔ زمان و قراربعد از استراحتی کوتاه بازی را دوباره شروع کردیم.
شروع مجدد پس از توقف یا وقفهوقتی برق برگشت، کلاس دوباره شروع شد.
شروع مجدد پس از توقف یا وقفهاگر باز هم اشتباه کنیم، دوباره از اول شروع میکنیم.
شروع مجدد پس از توقف یا وقفهچون کسی خانه نبود، پیک فردا دوباره میآید.
تلاش دوباره برای تحویل بستهلطفاً اگر بسته برگشت، آن را دوباره بفرستید.
تلاش دوباره برای تحویل بستهاین بار بسته را دوباره به نشانی درست فرستادند.
تلاش دوباره برای تحویل بستهچون دسر را دوست داشتم، دوباره همان را سفارش دادم.
سفارش دوباره در رستورانگارسون از ما خواست سفارشمان را دوباره بگوییم.
سفارش دوباره در رستورانهفتهٔ بعد دوباره به آن رستوران رفتیم.
سفارش دوباره در رستورانپس از لغو سفر، دوباره بلیت قطار رزرو کردیم.
رزرو دوبارهٔ بلیتسایت از من خواست صندلیها را دوباره انتخاب کنم.
رزرو دوبارهٔ بلیتمیتوانی شمارهٔ رزرو را دوباره برایم بخوانی؟
رزرو دوبارهٔ بلیتاین گلها هر بهار دوباره شکوفه میدهند.
رشد یا شکوفهدادن دوبارهٔ گیاهگیاه پس از زمستان دوباره برگ درآورد.
رشد یا شکوفهدادن دوبارهٔ گیاهپرنده دوباره به لانهٔ پارسال برگشت.
رشد یا شکوفهدادن دوبارهٔ گیاهبعد از ناهار دوباره باران شروع شد.
بازگشت دوبارهٔ یک وضعیت آبوهواکمی بعد خورشید دوباره از پشت ابرها بیرون آمد.
بازگشت دوبارهٔ یک وضعیت آبوهواعصر دوباره باد تندی وزید.
بازگشت دوبارهٔ یک وضعیت آبوهوامسابقه مساوی شد و هفتهٔ بعد دوباره بازی کردند.
برگزاری دوبارهٔ مسابقهاو پس از استراحت دوباره به زمین برگشت.
برگزاری دوبارهٔ مسابقهتماشاگران خواستند آن حرکت را دوباره نشان دهند.
برگزاری دوبارهٔ مسابقهبعد از بهروزرسانی مجبور شدم دوباره وارد حسابم شوم.
ورود دوباره به حساب کاربریاین بار نام کاربریام را دوباره با دقت نوشتم.
ورود دوباره به حساب کاربریاگر صفحه بسته شد، دوباره آن را باز کن.
ورود دوباره به حساب کاربریبعد از دریافت نظر همکارم، گزارش را دوباره ویرایش کردم.
بازنویسی دوبارهٔ سند و گزارشاو جدول را دوباره بررسی کرد چون یک عدد اشتباه بود.
بازنویسی دوبارهٔ سند و گزارشاین بار سند را دوباره با نام تازه ذخیره کردیم.
بازنویسی دوبارهٔ سند و گزارشپیش از بریدن پارچه، طولش را دوباره اندازه گرفتم.
اندازهگیری دوباره برای اطمیناناو فاصلهٔ دو قفسه را دوباره اندازه گرفت.
اندازهگیری دوباره برای اطمینانلطفاً پیش از سفارش، عرض پنجره را دوباره بگیر.
اندازهگیری دوباره برای اطمینانچون دوخت کج شد، آن بخش را دوباره دوختم.
تکرار یک مرحلهٔ کاردستیاو طرح را دوباره روی کاغذ کشید.
تکرار یک مرحلهٔ کاردستیبرای رنگ بهتر، دوباره یک لایه رنگ زدیم.
تکرار یک مرحلهٔ کاردستیجشنوارهٔ کوچک محله امسال دوباره برگزار شد.
بازگشت دوبارهٔ جشنوارهٔ محلیگروه موسیقی سال بعد دوباره به همان صحنه برگشت.
بازگشت دوبارهٔ جشنوارهٔ محلیمردم خواستند آن نمایش سال آینده دوباره اجرا شود.
بازگشت دوبارهٔ جشنوارهٔ محلیامروز دوباره کلیدم را گم کردم.
پیداکردن یا گمکردن دوبارهٔ وسیلهخوشبختانه کیفش را دوباره پیدا کرد.
پیداکردن یا گمکردن دوبارهٔ وسیلهاو قول داد دوباره عینکش را روی میز جا نگذارد.
پیداکردن یا گمکردن دوبارهٔ وسیلهقطار امروز دوباره تأخیر داشت.
تکرار رویداد در حملونقل عمومیراننده دوباره اعلام کرد که مسیر عوض شده است.
تکرار رویداد در حملونقل عمومیوقتی اتوبوس پر شد، دوباره منتظر اتوبوس بعدی ماندیم.
تکرار رویداد در حملونقل عمومیمادربزرگم آن داستان را دوباره برایمان تعریف کرد.
تعریف دوبارهٔ داستان و خاطرهلطفاً قسمت آخر ماجرا را دوباره بگو.
تعریف دوبارهٔ داستان و خاطرهاو خاطره را دوباره تعریف کرد، اما این بار کوتاهتر.
تعریف دوبارهٔ داستان و خاطرهO kelimeyi daha yavaş tekrar söyler misin?
میشود آن واژه را دوباره، آهستهتر بگویی؟
İlk deneme başarısız oldu, bu yüzden tekrar denedim.
تلاش اول نتیجه نداد، پس دوباره امتحان کردم.
Toplantıdan sonra seni tekrar arayacağım.
بعد از جلسه دوباره به تو زنگ میزنم.
O şarkıyı tekrar çal; çok beğendim.
آن آهنگ را دوباره پخش کن؛ خیلی دوستش داشتم.
Yine hata yaparsak en baştan tekrar başlayacağız.
اگر باز هم اشتباه کنیم، دوباره از اول شروع میکنیم.