رنگ متفاوت به یک ویژگی دیداری اشاره میکند؛ تفاوت رنگ لزوماً اختلافِ جنس یا کیفیت نیست.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
Karşılaştırılan nesneninkinden ayrı bir renge sahip olma.
رنگ متفاوت به یک ویژگی دیداری اشاره میکند؛ تفاوت رنگ لزوماً اختلافِ جنس یا کیفیت نیست.
Başka bir nesneyle aynı boyutta olmama.
اندازهٔ متفاوت دربارهٔ ابعاد است؛ وزن یا کاربرد دو چیز ممکن است همچنان یکسان باشد.
Başka bir nesneden ayrı bir şekle sahip olma.
شکل متفاوت به فرم یا طرح مربوط است؛ ممکن است رنگ یا اندازهٔ کلی یکسان بماند.
Karşılaştırılan ürünle aynı fiyatta olmama.
قیمتهای متفاوت مبلغهای یکسانی ندارند؛ از آن بهتنهایی نمیتوان کیفیت را نتیجه گرفت.
Bir başkasının görüşüyle örtüşmeyen bir görüş belirtme.
نظر متفاوت دربارهٔ یک موضوع اختلاف دیدگاه است؛ الزاماً به معنی دعوا یا مخالفت در همهٔ موضوعها نیست.
Önceden öne sürülenden başka bir fikir sunma.
ایدهٔ متفاوت راه یا پیشنهاد دیگری است؛ متفاوتبودن لزوماً به معنی بهتر یا نوآورانهتر بودن نیست.
Önceki plandan ayrı bir planı izleme.
برنامهها ممکن است در مراحل، هدف یا زمانبندی فرق کنند؛ از «متفاوت» علت تغییر را نمیفهمیم.
Başka bir yanıtla örtüşmeyen bir cevap verme.
پاسخ متفاوت یعنی یک جواب با دیگری یکی نیست؛ بهخودیخود درست یا نادرست بودن آن را نمیگوید.
Bir başka sonuçla aynı olmayan bir sonuca ulaşma.
نتیجهٔ متفاوت به حاصل نابرابر اشاره دارد؛ ممکن است روش یا دادهٔ آغازین برابر یا متفاوت بوده باشند.
Bir işi yapmak için başka bir yöntem kullanma.
روش متفاوت شیوهٔ انجام کار را عوض میکند؛ لزوماً سختتر یا درستتر نیست.
Başka bir eserden veya kişiden ayrılan bir tarza sahip olma.
سبک متفاوت به شیوهٔ بیان یا طراحی مربوط است، نه لزوماً ارزش یا کیفیت اثر.
Başka bir yiyecek veya içecekle aynı tatta olmama.
مزهٔ متفاوت توصیف حس چشایی است؛ فرقداشتن مزه به معنای بدبودن غذا نیست.
Başka bir sesten ayrılabilen bir ses çıkarma.
صدای متفاوت ممکن است از زیروبمی یا جنس صدا باشد؛ الزاماً بلندتر یا آهستهتر نیست.
Karşılaştırılan dilden başka bir dil kullanma.
زبان متفاوت به زبان مورد استفاده اشاره میکند؛ با ملیت یا ارزش فرهنگی افراد یکی نیست.
Başka bir programla aynı saatlere denk gelmeme.
تفاوت زمانبندی میتواند در ساعت شروع یا ترتیب کارها باشد؛ لزوماً مدت آنها متفاوت نیست.
Başka birinin yaşadığından ayrı bir deneyim yaşama.
افراد ممکن است از یک رویداد تجربههای متفاوتی داشته باشند؛ این جمله به درستتر بودن تجربهای حکم نمیدهد.
Gruplar arasında değişen kültürel geleneklere sahip olma.
تفاوت فرهنگی توصیف رسمها و شیوههاست؛ نباید آن را به برتری یا کلیگویی دربارهٔ مردم تبدیل کرد.
Karar verirken başka hedeflere daha fazla önem verme.
اولویت متفاوت یعنی موضوعهای اصلی برای دو فرد یا گروه یکی نیست؛ ارزشگذاری مطلق ایجاد نمیکند.
İki nesnenin yapıldığı malzemeler farklıdır.
تفاوت جنس دربارهٔ نوع ماده است؛ جنس متفاوت بهتنهایی نشانهٔ بهتر یا بدتر بودن یک محصول نیست.
İki yüzeyin dokusu hissedildiğinde veya görüldüğünde farklıdır.
بافت متفاوت دربارهٔ حس یا ظاهر سطح است؛ ممکن است دو سطح رنگ یکسانی داشته باشند.
İki nesnenin ağırlıkları farklıdır.
وزن متفاوت یعنی مقدار وزنها برابر نیست؛ دو شیء با وزن متفاوت میتوانند ابعاد یکسانی داشته باشند.
İki nesnenin veya yerin yükseklikleri farklıdır.
ارتفاع متفاوت به اختلاف اندازهٔ عمودی اشاره دارد؛ ممکن است طول یا عرض دو چیز برابر بماند.
İki yerin veya örneğin ölçülen sıcaklıkları farklıdır.
دمای متفاوت به اختلاف مقدار دما اشاره دارد؛ احساس گرما یا سرما در افراد ممکن است مستقل از اندازهگیری فرق کند.
İki yerin veya güzergâhın ölçülen mesafeleri farklıdır.
فاصلهٔ متفاوت یعنی مقدار دوریِ دو مسیر یا نقطهها برابر نیست؛ از تفاوت فاصله بهتنهایی زمان سفر مشخص نمیشود.
İki parçanın ritimleri farklıdır.
ریتم متفاوت اختلاف در الگوی ضربهاست؛ دو قطعه با ریتم متفاوت میتوانند از سازهای یکسانی استفاده کنند.
Bir kelime farklı biçimlerde telaffuz edilir.
تلفظ متفاوت به تفاوت آوا یا تکیه اشاره دارد؛ یکی از دو تلفظ لزوماً غلط نیست و ممکن است اختلاف لهجه باشد.
İki kişinin el yazısı farklıdır.
دستخط متفاوت به شیوهٔ نوشتن حروف اشاره دارد؛ از آن بهتنهایی نمیتوان دربارهٔ سطح سواد یا دقت افراد داوری کرد.
İki insanın tekrarlanan davranışları farklıdır.
عادت متفاوت به رفتار تکرارشونده اشاره میکند؛ تفاوت عادتها بهخودیخود خوب یا بد نیست.
İki insan veya sistem aynı olaya farklı tepki verir.
واکنش متفاوت یعنی پاسخ رفتاری یا احساسی به یک اتفاق فرق دارد؛ لزوماً یکی از واکنشها اشتباه نیست.
İki programın veya durumun katılım koşulları farklıdır.
شرایط لازم ممکن است برای کارها یا دورههای مختلف متفاوت باشد؛ تفاوت شرط به معنی آسانتر یا سختتر بودن قطعی نیست.
İki yolculuk bir hedefe farklı güzergâhlardan ulaşır.
مسیر متفاوت به راه انتخابشده اشاره دارد؛ دو مسیر متفاوت میتوانند به یک مقصد برسند.
İki ürünün dış ambalajları farklıdır.
بستهبندی متفاوت به شکل یا نوع پوشش محصول اشاره دارد؛ تفاوت بستهبندی همیشه به معنی تفاوت محتوا نیست.
Bu cevap seninkinden farklı.
این پاسخ با پاسخ تو متفاوت است.
Bugün farklı bir şey deneyelim.
بیایید امروز چیز متفاوتی امتحان کنیم.
Toplantıda farklı görüşler ortaya çıktı.
در جلسه دیدگاههای متفاوتی مطرح شد.
Bu iki tat çok farklı.
این دو مزه بسیار متفاوتاند.
Küçük bir değişiklik fark yaratabilir.
یک تغییر کوچک میتواند اثرگذار باشد.
farklı در ترکی برای ناهمانندی رنگ، اندازه، نظر یا برنامه؛ در مقایسه با پسوند جدایی از ساخت «...den farklı» استفاده میشود.
Karşılaştırılan nesneninkinden ayrı bir renge sahip olma.
رنگ متفاوت به یک ویژگی دیداری اشاره میکند؛ تفاوت رنگ لزوماً اختلافِ جنس یا کیفیت نیست.
Başka bir nesneyle aynı boyutta olmama.
اندازهٔ متفاوت دربارهٔ ابعاد است؛ وزن یا کاربرد دو چیز ممکن است همچنان یکسان باشد.
Başka bir nesneden ayrı bir şekle sahip olma.
شکل متفاوت به فرم یا طرح مربوط است؛ ممکن است رنگ یا اندازهٔ کلی یکسان بماند.
Karşılaştırılan ürünle aynı fiyatta olmama.
قیمتهای متفاوت مبلغهای یکسانی ندارند؛ از آن بهتنهایی نمیتوان کیفیت را نتیجه گرفت.
Bir başkasının görüşüyle örtüşmeyen bir görüş belirtme.
نظر متفاوت دربارهٔ یک موضوع اختلاف دیدگاه است؛ الزاماً به معنی دعوا یا مخالفت در همهٔ موضوعها نیست.
Önceden öne sürülenden başka bir fikir sunma.
ایدهٔ متفاوت راه یا پیشنهاد دیگری است؛ متفاوتبودن لزوماً به معنی بهتر یا نوآورانهتر بودن نیست.
Önceki plandan ayrı bir planı izleme.
برنامهها ممکن است در مراحل، هدف یا زمانبندی فرق کنند؛ از «متفاوت» علت تغییر را نمیفهمیم.
Başka bir yanıtla örtüşmeyen bir cevap verme.
پاسخ متفاوت یعنی یک جواب با دیگری یکی نیست؛ بهخودیخود درست یا نادرست بودن آن را نمیگوید.
Bir başka sonuçla aynı olmayan bir sonuca ulaşma.
نتیجهٔ متفاوت به حاصل نابرابر اشاره دارد؛ ممکن است روش یا دادهٔ آغازین برابر یا متفاوت بوده باشند.
Bir işi yapmak için başka bir yöntem kullanma.
روش متفاوت شیوهٔ انجام کار را عوض میکند؛ لزوماً سختتر یا درستتر نیست.
Başka bir eserden veya kişiden ayrılan bir tarza sahip olma.
سبک متفاوت به شیوهٔ بیان یا طراحی مربوط است، نه لزوماً ارزش یا کیفیت اثر.
Başka bir yiyecek veya içecekle aynı tatta olmama.
مزهٔ متفاوت توصیف حس چشایی است؛ فرقداشتن مزه به معنای بدبودن غذا نیست.
Başka bir sesten ayrılabilen bir ses çıkarma.
صدای متفاوت ممکن است از زیروبمی یا جنس صدا باشد؛ الزاماً بلندتر یا آهستهتر نیست.
Karşılaştırılan dilden başka bir dil kullanma.
زبان متفاوت به زبان مورد استفاده اشاره میکند؛ با ملیت یا ارزش فرهنگی افراد یکی نیست.
Başka bir programla aynı saatlere denk gelmeme.
تفاوت زمانبندی میتواند در ساعت شروع یا ترتیب کارها باشد؛ لزوماً مدت آنها متفاوت نیست.
Başka birinin yaşadığından ayrı bir deneyim yaşama.
افراد ممکن است از یک رویداد تجربههای متفاوتی داشته باشند؛ این جمله به درستتر بودن تجربهای حکم نمیدهد.
Gruplar arasında değişen kültürel geleneklere sahip olma.
تفاوت فرهنگی توصیف رسمها و شیوههاست؛ نباید آن را به برتری یا کلیگویی دربارهٔ مردم تبدیل کرد.
Karar verirken başka hedeflere daha fazla önem verme.
اولویت متفاوت یعنی موضوعهای اصلی برای دو فرد یا گروه یکی نیست؛ ارزشگذاری مطلق ایجاد نمیکند.
İki nesnenin yapıldığı malzemeler farklıdır.
تفاوت جنس دربارهٔ نوع ماده است؛ جنس متفاوت بهتنهایی نشانهٔ بهتر یا بدتر بودن یک محصول نیست.
İki yüzeyin dokusu hissedildiğinde veya görüldüğünde farklıdır.
بافت متفاوت دربارهٔ حس یا ظاهر سطح است؛ ممکن است دو سطح رنگ یکسانی داشته باشند.
İki nesnenin ağırlıkları farklıdır.
وزن متفاوت یعنی مقدار وزنها برابر نیست؛ دو شیء با وزن متفاوت میتوانند ابعاد یکسانی داشته باشند.
İki nesnenin veya yerin yükseklikleri farklıdır.
ارتفاع متفاوت به اختلاف اندازهٔ عمودی اشاره دارد؛ ممکن است طول یا عرض دو چیز برابر بماند.
İki yerin veya örneğin ölçülen sıcaklıkları farklıdır.
دمای متفاوت به اختلاف مقدار دما اشاره دارد؛ احساس گرما یا سرما در افراد ممکن است مستقل از اندازهگیری فرق کند.
İki yerin veya güzergâhın ölçülen mesafeleri farklıdır.
فاصلهٔ متفاوت یعنی مقدار دوریِ دو مسیر یا نقطهها برابر نیست؛ از تفاوت فاصله بهتنهایی زمان سفر مشخص نمیشود.
İki parçanın ritimleri farklıdır.
ریتم متفاوت اختلاف در الگوی ضربهاست؛ دو قطعه با ریتم متفاوت میتوانند از سازهای یکسانی استفاده کنند.
Bir kelime farklı biçimlerde telaffuz edilir.
تلفظ متفاوت به تفاوت آوا یا تکیه اشاره دارد؛ یکی از دو تلفظ لزوماً غلط نیست و ممکن است اختلاف لهجه باشد.
İki kişinin el yazısı farklıdır.
دستخط متفاوت به شیوهٔ نوشتن حروف اشاره دارد؛ از آن بهتنهایی نمیتوان دربارهٔ سطح سواد یا دقت افراد داوری کرد.
İki insanın tekrarlanan davranışları farklıdır.
عادت متفاوت به رفتار تکرارشونده اشاره میکند؛ تفاوت عادتها بهخودیخود خوب یا بد نیست.
İki insan veya sistem aynı olaya farklı tepki verir.
واکنش متفاوت یعنی پاسخ رفتاری یا احساسی به یک اتفاق فرق دارد؛ لزوماً یکی از واکنشها اشتباه نیست.
İki programın veya durumun katılım koşulları farklıdır.
شرایط لازم ممکن است برای کارها یا دورههای مختلف متفاوت باشد؛ تفاوت شرط به معنی آسانتر یا سختتر بودن قطعی نیست.
İki yolculuk bir hedefe farklı güzergâhlardan ulaşır.
مسیر متفاوت به راه انتخابشده اشاره دارد؛ دو مسیر متفاوت میتوانند به یک مقصد برسند.
این دو پیراهن رنگهای متفاوتی دارند.
رنگ متفاوترنگ دیوار تازه با دیوار قبلی متفاوت است.
رنگ متفاوتبرای هر کارت رنگ متفاوتی انتخاب کردیم.
رنگ متفاوتاین دو جعبه اندازههای متفاوتی دارند.
اندازهٔ متفاوتاندازهٔ قاب تازه با قاب قبلی متفاوت است.
اندازهٔ متفاوتاو برای دو پنجره پردههایی با اندازهٔ متفاوت سفارش داد.
اندازهٔ متفاوتشکل دو گلدان متفاوت است.
شکل متفاوتاین دکمه با بقیه شکل متفاوتی دارد.
شکل متفاوتطراح برای هر علامت شکلی متفاوت کشید.
شکل متفاوتقیمت این دو کتاب متفاوت است.
قیمت متفاوتقیمت فروشگاه دوم با فروشگاه اول متفاوت بود.
قیمت متفاوتبرای این دو مدل قیمتهای متفاوتی اعلام شد.
قیمت متفاوتمن دربارهٔ این موضوع نظر متفاوتی دارم.
نظر متفاوتنظر دو استاد دربارهٔ نتیجه متفاوت بود.
نظر متفاوتاعضای گروه نظرهای متفاوتی مطرح کردند.
نظر متفاوتاو برای نمایشگاه ایدهٔ متفاوتی پیشنهاد داد.
ایدهٔ متفاوتایدهٔ من با ایدهٔ دوستت متفاوت است.
ایدهٔ متفاوتگروهها با ایدههای متفاوت شروع کردند.
ایدهٔ متفاوتبرنامهٔ امروز با دیروز متفاوت است.
برنامهٔ متفاوتهر گروه برنامهٔ متفاوتی برای سفر دارد.
برنامهٔ متفاوتمدیر بهجای طرح قبلی برنامهٔ متفاوتی ارائه کرد.
برنامهٔ متفاوتدو دانشآموز پاسخهای متفاوتی دادند.
پاسخ متفاوتپاسخ او با پاسخ کتاب متفاوت بود.
پاسخ متفاوتبرای این سؤال جواب متفاوتی شنیدیم.
پاسخ متفاوتدو روش نتیجههای متفاوتی داشتند.
نتیجهٔ متفاوتنتیجهٔ آزمایش دوم با اولی متفاوت بود.
نتیجهٔ متفاوتبا دادههای یکسان به نتیجههای متفاوت رسیدند.
نتیجهٔ متفاوتدو آشپز از روشهای متفاوتی استفاده کردند.
روش متفاوتروش من برای حل مسئله با روش تو متفاوت است.
روش متفاوتمعلم راه متفاوتی برای توضیح درس نشان داد.
روش متفاوتسبک این نقاشی با کار قبلی متفاوت است.
سبک متفاوتآن دو نویسنده سبکهای متفاوتی دارند.
سبک متفاوتاو برای این اتاق سبک متفاوتی انتخاب کرد.
سبک متفاوتمزهٔ این دو چای متفاوت است.
مزهٔ متفاوتغذای امروز با دیروز مزهٔ متفاوتی دارد.
مزهٔ متفاوتهر دو سس از یک ماده ساخته شدهاند، اما مزههای متفاوتی دارند.
مزهٔ متفاوتصدای این دو ساز متفاوت است.
صدای متفاوتصدای گوشی تازه با گوشی قبلی متفاوت بود.
صدای متفاوتدو زنگ با صداهای متفاوت شنیده شد.
صدای متفاوتدر دو کلاس زبانهای متفاوتی آموزش میدهند.
زبان متفاوتزبان این متن با متن قبلی متفاوت است.
زبان متفاوتبچهها با زبانهای متفاوت صحبت میکردند.
زبان متفاوتساعت شروع دو کلاس متفاوت است.
برنامهٔ زمانی متفاوتبرنامهٔ زمانی گروه دوم با گروه اول متفاوت بود.
برنامهٔ زمانی متفاوتبرای دو قطار زمانهای متفاوتی تعیین کردند.
برنامهٔ زمانی متفاوتتجربهٔ من از این شهر با تجربهٔ خواهرم متفاوت بود.
تجربهٔ متفاوتهر مسافر تجربهٔ متفاوتی از سفر داشت.
تجربهٔ متفاوتدو نفر یک کلاس را گذراندند اما تجربههای متفاوتی داشتند.
تجربهٔ متفاوتاین دو منطقه سنتهای فرهنگی متفاوتی دارند.
فرهنگ متفاوتشیوهٔ جشن در دو شهر متفاوت است.
فرهنگ متفاوتدر این نمایشگاه با فرهنگهای متفاوت آشنا میشویم.
فرهنگ متفاوتاولویتهای این دو تیم متفاوت است.
اولویتهای متفاوتاولویت من امسال با پارسال متفاوت شده است.
اولویتهای متفاوتاعضا با اولویتهای متفاوت دربارهٔ برنامه حرف زدند.
اولویتهای متفاوتاین دو کیف از جنس متفاوتی ساخته شدهاند.
جنس متفاوتجنس این میز با جنس میز کنار پنجره متفاوت است.
جنس متفاوتبا وجود شکل یکسان، جنس دو ظرف متفاوت است.
جنس متفاوتاین دو پارچه بافت متفاوتی دارند.
بافت متفاوتبافت دیوار جدید با دیوار قدیمی متفاوت است.
بافت متفاوترنگها یکساناند، اما بافت دو سطح متفاوت است.
بافت متفاوتاین دو بسته وزن متفاوتی دارند.
وزن متفاوتوزن کیف من با کیف تو متفاوت است.
وزن متفاوتبا وجود اندازهٔ یکسان، وزن دو جعبه متفاوت است.
وزن متفاوتاین دو قفسه ارتفاع متفاوتی دارند.
ارتفاع متفاوتارتفاع پنجرهٔ جدید با پنجرهٔ قبلی متفاوت است.
ارتفاع متفاوتدو کوه ممکن است شکل شبیه هم اما ارتفاع متفاوتی داشته باشند.
ارتفاع متفاوتدمای آب در دو ظرف متفاوت است.
دمای متفاوتاین دو اتاق دمای متفاوتی دارند.
دمای متفاوتدمای متفاوت نمونهها میتواند بر نتیجهٔ آزمایش اثر بگذارد.
دمای متفاوتفاصلهٔ خانهٔ من تا مدرسه با خانهٔ تو متفاوت است.
فاصلهٔ متفاوتاین دو مسیر فاصلهٔ متفاوتی دارند.
فاصلهٔ متفاوتفاصلههای متفاوت همیشه به معنی زمان سفر متفاوت نیستند.
فاصلهٔ متفاوتاین دو آهنگ ریتم متفاوتی دارند.
ریتم متفاوتریتم قطعهٔ دوم با اولی متفاوت است.
ریتم متفاوتنوازندگان یک ملودی را با ریتمهای متفاوت اجرا کردند.
ریتم متفاوتتلفظ این واژه در دو منطقه متفاوت است.
تلفظ متفاوتما تلفظهای متفاوت یک کلمه را شنیدیم.
تلفظ متفاوتتلفظ متفاوت همیشه به معنی تلفظ اشتباه نیست.
تلفظ متفاوتدستخط دو خواهر متفاوت است.
دستخط متفاوتدستخط او در دفتر جدید با قبل متفاوت به نظر میرسد.
دستخط متفاوتدستخط متفاوت لزوماً نشانهٔ بیدقتی نیست.
دستخط متفاوتما عادتهای متفاوتی برای شروع روز داریم.
عادت متفاوتعادت مطالعهٔ برادرم با من متفاوت است.
عادت متفاوتآدمها ممکن است عادتهای متفاوتی برای استراحت داشته باشند.
عادت متفاوتدو کودک به آن خبر واکنش متفاوتی نشان دادند.
واکنش متفاوتواکنش من با واکنش دوستم متفاوت بود.
واکنش متفاوتدر شرایط یکسان هم افراد میتوانند واکنشهای متفاوتی داشته باشند.
واکنش متفاوتاین دو دوره شرایط ثبتنام متفاوتی دارند.
شرایط لازم متفاوتشرایط لازم در شهرهای مختلف ممکن است متفاوت باشد.
شرایط لازم متفاوتپیش از درخواست، شرایط متفاوت هر برنامه را بخوان.
شرایط لازم متفاوتامروز از مسیر متفاوتی به خانه رفتم.
مسیر متفاوتمسیر برگشت با مسیر رفت متفاوت است.
مسیر متفاوتدو اتوبوس از مسیرهای متفاوت به یک ایستگاه میرسند.
مسیر متفاوتاین دو محصول بستهبندی متفاوتی دارند.
بستهبندی متفاوتبستهبندی نسخهٔ جدید با قبلی متفاوت است.
بستهبندی متفاوتگاهی بستهبندی متفاوت است ولی محصول داخل همان است.
بستهبندی متفاوتBu cevap seninkinden farklı.
این پاسخ با پاسخ تو متفاوت است.
Bugün farklı bir şey deneyelim.
بیایید امروز چیز متفاوتی امتحان کنیم.
Toplantıda farklı görüşler ortaya çıktı.
در جلسه دیدگاههای متفاوتی مطرح شد.
Bu iki tat çok farklı.
این دو مزه بسیار متفاوتاند.
Küçük bir değişiklik fark yaratabilir.
یک تغییر کوچک میتواند اثرگذار باشد.